آموزش, آموزش راههای موفقیت, آموزش روش های جدید موفقیت در زندگی و کار, اخبار, خود باوری, ذهن, کاردستی, مادر و کودک

باور های محدودکننده در ذهن و 10 روش غلبه بر آنها

از بیرون نگاه کن

باور های محدودکننده در ذهن و 10 روش غلبه بر آنها
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/09/word-image-34.jpeg

بنجامین فرانکلین یکبار گفت: “شما می توانید هر کاری که فکر می کنید را انجام دهید.” و به عنوان یک علامه مشهور که در عرصه های مختلفی از جمله بنیانگذاری ایالات متحده، اختراع و انتشارات گرفته تا ریاست پستخانه موفق بود، مطمئنا بر اساس آن اصل زندگی می کرد. اما با وجود این که او حدود 200 سال پیش زندگی می کرد، ما هنوز هم که هنوزه این نقل قول را می شنویم. این جمله می تواند به عنوان یک جمله تشویقی روی زندگی، حرفه شغلی و حتی تربیت فرزندانمان تاثیر مثبتی بگذارد.
اما آنچه جالب است اینست که ما هیچ وقت به این فکر نمی کنیم که ممکن است عکس آن هم به همان اندازه درست باشد: شما نمی توانید کاری را انجام دهید که به آن فکر نکرده اید! علت آن هم اینست که چیزی به واقعیت تبدیل می شود که ما به آن باور داریم و احساس و دنیای ما را می سازد. بنابراین باور های ما می توانند ما را نه تنها در تفکر، بلکه در کار ها و در نهایت، در زندگی هم محدود کنند. و اینجاست که باور های محدود کننده نقش پر رنگی پیدا می کنند.
باور های محدود کننده به چه معنا هستند؟
در واقع باور های محدودکننده، افکار، اعتقادات یا ذهنیاتی اند که ما معتقدیم وحی منزل هستند و به نوعی ما را عقب نگه می دارند. پس آن ها ما را از رشد، رسیدن به هدف ها، ریسک کردن یا به دست آوردن فرصت های جدید و یا تبدیل شدن به چیزی که می خواهیم، باز می دارند.

مثلا این باور ها می تواند در مورد شما با: (“من آدم هنرمندی نیستم”)، یا در مورد دنیای پیرامون تان با: (“من نمی توانم شغلم را تغییر دهم زیرا مردم من را قضاوت می کنند”) یا در مورد مشکلات زندگی با جملاتی مثل (“من باید تحت هر شرایطی نگذارم درگیری و تنش اتفاق بیفتد”) مصداق پیدا کند. در واقع وقتی می خواهیم باور های محدود کننده را شناسایی کنیم، می بینیم کلمه “باید” مقصر اصلی است. به هر حال نتیجه این “باید ها و نباید ها” می شود باوری که ما ناخودآگاه در ذهنمان ساخته ایم.
باور های محدود کننده از کجا نشأت می گیرند؟
همانطور که انتظار می رود بیشتر باور های محدودکننده در جوانی ما شکل می گیرند و ما در این دوران شخصیت و نحوه نگرشمان به جهان پیرامون را شکل می دهیم. پس می توان نتیجه گرفت که ریشه های خاص باور های محدودکننده واقعا می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. به طور کلی، باور های محدود کننده معمولا از چند جا نشأت می گیرد که عبارتند از:
1-شیوه تربیتی شما و همینطور باور هایی که خانواده به شما القا کرده اند و اینکه شما چطور این باور ها را تفسیر کرده اید. این می تواند طیف وسیعی از موضوعات مثل احساس ارزشمند شمرده شدن از جانب دیگران، انتخاب مسیر شغلی تا نحوه برخورد در محیط های اجتماعی را شامل می شود.
2-چیز هایی که نه تنها توسط معلمان و اساتید بلکه توسط خانواده، دوستان و همسالان تان یاد می گیرید. شما با بزرگتر شدن دائما اطلاعات، ایده ها و نظرات جدیدی را در مورد خودتان به عنوان یک انسان دریافت می کنید و می ‌آموزید هر چیزی چطور اتفاق می افتد؛ همه این ها می تواند تصورات شما از آنچه می توانید و نمی توانید انجام دهید را شکل دهد.
3-تجربیات زندگیتان، مخصوصا آنهایی که با نتیجه بدی همراه بوده اند. این تجربیات می تواند باورهای محدود کننده ای را به عنوان مکانیسم های دفاعی برای پیشگیری از اتفاقاتی که حس می کنیم ناخوشایند خواهند بود در ذهنمان ایجاد کند.
مربی طرز فکر مربوط به کسب و کار، نینا کوک، معتقد است: “بسیاری از باور های محدود کننده در دوران کودکی ما ایجاد شده اند و به طرز وحشتناکی، بخشی از هویت ما می شوند… ما به اشتباه فکر می کنیم که این داستانها ما را در امان نگه می دارد و از طرد و تحقیر شدن حفظ مان می کند. واقعیت این است که آن ها فقط داستان هایی هستند که ما از رویداد ها و تجربیات قبلی برای خودمان در ذهنمان ساخته ایم که به قیمت هدر رفتن یک عمر زندگی مان تمام می شوند.”
نمونه هایی از باور های محدود کننده
چندین نمونه باور محدود کننده که بین همه متداول هم هستند وجود دارد، اما به طور کلی باور های محدودکننده از چارچوب “من… نیستم” یا “من نمی توانم . ..” یا این که “قسمت همین بوده…” خارج نیستند. اگر بخواهیم در مورد باور های محدودکننده صحبت کنیم، هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت!

همان طور که قبلا هم گفته شد، این باور ها طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهند. شما می توانید باور های محدود کننده ای در مورد خودتان، توانایی ها یا شرایط تان، طرز تفکر و برخورد دیگران نسبت به کارهای تان، مورد قبول واقع شدن یا نشدن کارهای تان از نظر اجتماعی و به طور کلی زندگی در ذهن داشته باشید. بعضی از نمونه هایی که ممکن است شنیده باشید یا حتی در ذهن خودتان مرور کرده باشید، عبارتند از:

من لیاقت دوست داشته شدن را ندارم.
من به اندازه کافی باهوش/ زیبا/ با استعداد نیستم.
من هیچ وقت نتوانستم کسب و کار خودم را راه بیندازم.
من زمان/ تجربه/ منابع کافی برای دنبال کردن علایقم ندارم.
من نباید تحت هیچ شرایطی شکست بخورم.
مهارتم هیچ وقت نباید زیر سوال برود.
من به قدری پیر شده ام که نمی توانم دوباره ادامه تحصیل بدهم.
هیچ کس دلش نمی خواهد با من قرار بگذارد زیرا من طلاق گرفته ام.
برای شروع یک سبک زندگی سالم دیر است.
همه روابط عاشقانه به شکست ختم می شوند.

۳۰ راه پیشرفت در زندگی و جمع و جور کردن خودتان
مراحل گام به گام غلبه بر باور های محدود کننده
با این که تشخیص باور های محدود به این علت که در ذهن مان نقش بسته و در زندگی روزمره مان ریشه کرده اند دشوار است، اما خبر خوب این است که می توان بر آن ها غلبه کرد. با این حال، مثل بسیاری از کار ها، انجام این یکی هم زمان می برد و مهم این است که صبور باشید و مرحله به مرحله پیش بروید.
به طور کلی کلید غلبه بر باور های محدودکننده، تأمل، خودآگاهی و بازنگری است. شما باید نه تنها باور های محدودکننده تان را شناسایی کرده و مسئولیت شان را بر عهده بگیرید، بلکه باید از ذهن تان بیرون شان کنید و برای پیشرفت آن ها را مجددا تعریف کنید.

در ادامه یک فرآیند گام به گام در مورد چگونگی انجام این کار آورده شده است. با این حال، توجه به این نکته ضروری است که غلبه بر باور های محدودکننده نسخه واحد و جامعی ندارد. مثلا برخی افراد ممکن است با این روند خیلی خوب کنار بیایند و برخی هم روش های جایگزین مثل تراپی، مدیتیشن و سایر روش های رشد شخصی برای شان مفید باشد. به هر حال در نهایت خواهید فهمید که چه راهکاری برای شما بهتر جواب می دهد!
1-موضوعی را انتخاب کنید که می خواهید به آن بپردازید
با انتخاب موضوعی که می خواهید به آن بپردازید شروع کنید. مثلا در مورد شغل تان فکر کنید و ببینید چه باور ها و افکاری ممکن است شما را از رسیدن به اهداف تان باز دارند. موضوعات دیگر می تواند در زمینه زندگی عاشقانه، روابط دوستانه، روابط خانوادگی، امور مالی، سلامتی، سرگرمی یا افکار عمومی در مورد زندگی و جهان اطراف تان باشد.
شاید شما از درون احساس می کنید یک زن تاجر بی باک و با اعتماد به نفس هستید، اما وقتی زمان آن فرا می رسد که در دنیای بیرون با این هویت زندگی کنید، ممکن است دچار سندروم ایمپاستر شوید. اگر این حس برایتان آشنا است، مطمئن باشید شما تنها نیستید . خبر خوب این است که می توانید این مشکل را پشت سر بگذارید. در ادامه نحوه مواجهه با آن را توضیح می دهیم.
2-باور های محدود کننده تان در مورد آن موضوع را بنویسید
هنگامی که موضوع تان را انتخاب می کنید، تمام باور های محدود کننده مربوط به آن که روزانه به ذهن تان می رسد یا بر شما تأثیر می گذارد را بنویسید. چه چیزی شما را در این قسمت از زندگی متوقف کرده است ؟ در گذشته در مورد این مسئله چه بهانه هایی می آوردید؟ وقت بگذارید و رفتار هایی که باعث شده نتیجه منفی بگیرید، سر منشائشان و همینطور چالش های تکراری که با آن روبرو شده اید و علت شان را ارزیابی کنید.
با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!
3-بررسی کنید ببینید آیا باور محدود کننده تان شما را از آسیب مصون نگه داشته یا خیر
از خودتان بپرسید که یک باور چطور تا حالا از شما در زندگی تان محافظت کرده و یا به شما کمک کرده است. مارک منسون، نویسنده کتاب “هنر ظریف رهایی از دغدغه ها ” این طور توضیح می دهد که: “ما دوست داریم خودمان را قربانی باور های محدود کننده مان تصور کنیم، اما حقیقت این است که ما این باور ها را پذیرفته ایم زیرا آن ها به نوعی به ما خدمت می کنند …
به طور کلی، ما به دلایل مشابه دوست داریم برای محافظت از خودمان در برابر مبارزه و شکست، به اعتقادات محدودکننده مان بچسبیم … از طرفی هم اغلب اعتقادات محدود کننده مان را رها نمی کنیم زیرا باعث می شوند حس کنیم خاص هستیم، حق با ماست و شایسته توجه ویژه ایم . . . باور ها فقط در صورتی پابرجا می مانند که حس کنیم به نوعی به ما کمک می کنند.

پس ببینید باورتان چطور به شما خدمت می کند و از خودتان بپرسید که آیا واقعا این طور است و اصلا ارزشش را دارد یا خیر.
زمان هایی هست ما به باور های محدود کننده مان پایبند می مانیم زیرا احساس امنیت می کنیم و خارج شدن از محدوده امن مان به معنای رویارویی با چیز های ناشناخته و ترسناک است. با خودتان صادق باشید؛ باور های محدود کننده شما چطور به شما کمک می کنند.
لیست جامع 100 هدفی که قبل از مرگ باید به آنها رسید
4-باور های محدود کننده تان را دور بریزید، آن ها را تغییر دهید و جایگزینشان کنید
بعد از کمی تأمل در مورد فلسفه و استدلال پشت یک باور محدود کننده ، از خودتان بپرسید: ” اگر من اشتباه کنم، چه؟ اگر درست نباشد چه؟”. به این فکر کنید که این باور چقدر می تواند درست باشد. به خاطر بسپارید که فلسفه یک باور محدود کننده چیست و آیا قابل تعمیم است. معمولا این باور ها فقط افکار یا داستان هایی هستند که خودتان برای خودتان ساخته اید و لزوما واقعی نیستند.
بعد به یک سری جایگزین برای باور محدود کننده تان فکر کنید و آن را در قالب یک باور درست و قوی تغییر دهید. مثلا به جای این که فکر کنید “برای شروع یک شیوه زندگی سالم دیر است”، آن را به “من یک سبک زندگی سالم نداشته ام، اما مایلم از همین حالا شروع کنم ” تغییر دهید.

با این حال، بخش اعظم و مهم کار این است که شما بتوانید این باور های بازسازی شده را در دنیای واقعی پیاده سازی و به آن ها عمل کنید. همان طور که عمر ایتانی می گوید: “اگر در رفتارتان خلاف باور محدود کننده قبلی تان عمل کنید، نمی توانید بر آن غلبه کنید … بهتر است بدانید که این شما هستید که باور های محدود کننده را برای خودتان خلق می کنید اما این رفتار شما است که آن ها را تثبیت می کند. و باز هم این رفتار شماست که می تواند آن ها را از بین ببرد. ”
چطور با تلقین باور های جدید را در ذهن مان ایجاد و آن ها را تمرین کنیم
علاوه بر آزمایش باور های جایگزین می توانید با کمک تلقین باور های جدیدی را ایجاد و تمرین کنید. با تلقین مثبت و تکرار آن در طول زمان، بیشتر و بیشتر به این باورها اعتقاد پیدا خواهید کرد.
نکته مهم در مورد تلقین این است که می شود آن را با یک باور محدود کننده مرتبط کرد. مثلا اگر باور دارید کسی شما را دوست ندارد، می توانید بنویسید یا با صدای بلند با خودتان تکرار کنید: “من ارزشمند و دوست داشتنی هستم.”
رسیدن به آرزو در کمترین زمان ( 10 روش و 4 اشتباه)
یادتان باشد که جملات تلقینی و تایید کننده معمولا موفقیت ها و دستاورد ها و نقاط قوت تان را برجسته و تواناییهای تان را یادآوری می کنند. در این صورت شما در نهایت می توانید هر کاری که در ذهن دارید را انجام بدهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *