آموزش, اخبار, درمان بیماری های شایع روانی, روانی, زندگی, کاردستی, مادر و کودک

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود

تنفر

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-20.jpeg

در زمان هایی که در امتحانی رد می شوید، در یک حرفه شکست می خورید یا رابطه ی ناموفقی را تجربه می کنید، اولین فکری که به ذهن تان خطور می کند این است که “من از خودم متنفرم!”
بیشتر ما بدون اینکه بدانیم چقدر از خودمان متنفریم، به زندگی ادامه می دهیم. برخی افراد نیز از این واقعیت آگاهی دارند و دائما در حال نفرت ورزیدن به خود هستند. حقیقت این است که باورهای ما، واقعیت هایمان را شکل می دهند و نفرت هیچگاه چیز خوبی نیست.
24 دلیل اینکه هیچ وقت خوشحال و راضی نیستیم!
نفرت از خود، از کمبود اعتماد بنفس ناشی می شود و به دلایل مختلفی بوجود می آید. احتمالا رویدادهای دوران کودکی این باور را در ذهن فرد ایجاد کرده است که هیچ ارزشی ندارد و یا ایرادی دارد که موجب بی علاقگی دیگران نسبت به او شده است.
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خود متنفرند، این مطلب را از دست ندهید. در اینجا یاد می گیرید که نفرت از خود از کجا ناشی می شود و چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد. همچنین به این موضوع پی می برید که راه های از بین بردن خودبیزاری چیست و چگونه می توانید عاشق خودتان شوید.
چرا از خودم متنفرم؟
موضوع نفرت از خود یک موضوع ساده نیست. همچنین یک موضوع جدید هم نیست و در افراد زیادی مشاهده می شود.
فلاسفه ای مانند اسپینوزا یا آکویناس، به میزان زیادی در مورد نفرت از خود تأمل می کردند. روانشناسان دیگری نیز سعی می کردند که توضیح دهند این احساس از کجا ناشی می شود. محتمل ترین دلیل ایجاد حس نفرت از خود، در تجربیات دوران کودکی شما نهفته است.
در بیشتر موارد، رویدادهای دوران کودکی باعث می شود که فرد از خود متنفر شود و باور کند که لیاقت عشق را ندارد.
بیشتر والدین تمام تلاش خود را می کنند تا حس ارزشمندی را در فرزندان خود پرورش دهند اما برخی از آنها، در این زمینه موفق نمی شوند و فرزندانی را تربیت می کنند که از خودشان متنفرند.
این موضوع بسیار مهم است به حدی که احساسی که هر فرد در زندگی نسبت به خود دارد، تحت تأثیر گفته ها و رفتارهای والدین او شکل گرفته است.
اگر والدین، دائما فرزندشان را تحقیر و سرزنش کنند، این باور در کودک شکل می گیرد که به اندازه ی کافی خوب نیست یا پر از نقص و اشکال است.
8 روش تغییر نگرش در زندگی [تبدیل نگرش منفی به مثبت]
شاید والدین متوجه این امر نباشند اما با رفتارهای نادرست خود، حس ارزشمندی و علاقه به خویشتن را در کودک، از بین می برند.
پس از آن، کودک تلاش بیشتری برای راضی نگه داشتن والدین خود می کند تا بتواند تایید و رضایت آنها را جلب کند. اما به خاطر بی توجهی و نادانی والدین، این تلاش ها هر بار با شکست مواجه می شود. با گذشت زمان باور خودبیزاری در ذهن کودک عمیق تر و عمیق تر می شود و برای همیشه در ذهن و روان او باقی می ماند. به این ترتیب کودک در چاهی گرفتار می شود که بخاطر رفتار والدین شکل گرفته و این در حالیست که خود او هیچ تقصیری در این امر نداشته است.
فرزندان نازپرورده و آنهایی که مورد حمایت بیش از اندازه ی والدین واقع می شوند نیز، احساس بی کفایتی خواهند کرد.

بنابراین اگر مرتبا عبارت “از خودم متنفرم” را در ذهن تان می شنوید، احتمالا به این دلیل است که والدین تان هرگز به شما فرصتی ندادند تا استعدادها و قابلیت های خویش را به خودتان ثابت کنید.
شاید والدین بطور ناخودآگاه چنین باوری را در شما شکل داده باشند اما همین شیوه های نادرست فرزند پروری باعث ایجاد یک باور غلط و مخرب ماندگار در ذهن شما شده است.
اما خبر خوب این است که تمام باورها قابل تغییرند. شما دیگر آن کودک نیستید و می توانید عقاید و باورهای خود را انتخاب کنید. بعبارت دیگر وقت آن رسیده که به جای نفرت از خود، عشق به خود را انتخاب کنید.
احساس نفرت از خود، چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد؟
نفرت از خود می تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما دلیل این امر هر چه که باشد فرقی نمی کند چون نکته ی مهم، تاثیرات مخربی ست که این حس بر زندگی شما می گذارد. خود بیزاری بر تمام افکار و اعمال شما تاثیر می گذارد و عملکردتان را در زمینه های مختلف زندگی تضعیف می کند.
اثر پیگمالیون اصطلاحی ست که نشان می دهد انسان ها تمایل دارند در نظر دیگران توانمند جلوه کنند و انتظاراتی که از آنها می رود را برآورده کنند. این امر در مورد خود ما هم صادق است چون ذهن ما به دنبال تأیید کردن باورهایمان است. این موضوع به یک پدیده روانشناختی دیگر به نام “سوگیری تأییدی” هم اشاره دارد. سوگیری تاییدی به این معنا است که همه ما به طور طبیعی، اطلاعاتی را جستجو می‌ کنیم و می پذیریم که باورها و اطلاعات پیشین ما را تایید می کنند. بنابراین وقتی از خودتان متنفر باشید، همواره به دنبال پذیرش بی لیاقتی خود خواهید بود.
چطور از شر چیزی که در ذهنمان است خلاص شویم؟ (24 ترفند)
شاید شما از این موضوع آگاهی نداشته باشید اما این یک حقیقت است و قابل انکار نیست.
به زندگی خود نگاه دقیق تری بیندازید و سوالات زیر پاسخ دهید:

چه اتفاقاتی در زندگی، موجب می شود که احساس بی ارزش بودن کنید؟
هر روز از دوستان و اطرافیان تان چه پیام هایی را دریافت می کنید؟ آیا آنها از زندگی شما حمایت می کنند؟
هرچند وقت یکبار به روابطی روی می آورید که در نهایت به تحقیر و حس بی لیاقتی منجر می شود؟
هر چند وقت یکبار از ترس شکست خوردن، از فرصت ها کناره گیری می کنید؟
آیا به دلیل خود کم بینی، موفقیت های زیادی را از دست دادید؟

پاسخ به سوالات فوق موجب می شود که ریشه ی حس خودبیزاری را پیدا کنید و به تاثیرات آن در زندگی پی ببرید.
نگرش “من از خودم متنفرم” می تواند فرد را با مسائل و مشکلات جدی در زندگی مواجه کند
“من از خودم متنفرم” عبارتی فراتر از چیزی ست که پس از مرتکب شدن به یک اشتباه جزئی و بی اهمیت مثل ریختن قهوه روی لباس تان می گویید. این عبارت پتانسیل این را دارد که زندگی شما را به یک زندگی دردناک و مخرب تبدیل کند.
مطالعات نشان داده است که تجربیات کودکی، در دوران نوجوانی منعکس می شوند.
نوجوانانی که از خودشان متنفرند، اغلب به خودزنی یا اعتیاد روی می آورند. این افراد عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند و با مشکلاتی مانند بزهکاری مواجه می شوند. این امر به نوبه خود، شانس موفقیت های بعدی زندگی را از بین می برد.
احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار
خود بیزاری می تواند منجر به اختلالات خوردن مانند پرخوری یا بی اشتهایی بیش از حد شود. در برخی موارد هم می تواند به خودزنی یا اعتیاد منجر شود.
نفرت از خود با افسردگی و اضطراب نیز ارتباط نزدیکی دارد. بعبارت دیگر افرادیکه خودشان را دوست ندارند، احتمالا با مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی مواجه می شوند که موضوع دور از ذهنی هم نیست. چون وقتی احساس می کنید ارزش کمی دارید، دیدگاه مثبت خود به زندگی را از دست می دهید. عبارت “من خودم را دوست ندارم” به راحتی به جمله هایی مثل “این زندگی ارزش زیستن ندارد” یا ” نمی توانم این زندگی را تحمل کنم” معنا می شود.
اما نگران نباشید چون خوشبختانه این نگرش قابل تغییر است. در این قسمت با راهکارهای مبارزه با حس خود بیزاری آشنا می شوید.
چگونه می توان با حس خودبیزاری، مبارزه کرد؟
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خودتان متنفرید، نگران نباشید. خوشبختانه راه هایی برای رهایی از این معضل وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید و زندگی تان را سامان دهید. موثرترین راهکارهای رهایی از حس خودبیزاری عبارتنداز:
1- افکار منفی را از خود دور کنید و با آنها مبارزه کنید
شاید حس نفرت و بیزاری، چنان عمیقا در ذهن تان جای گرفته است که احتمالاً بیشتر اوقات متوجه آن نمی شوید. حقیقت این است که واقعیت بر پایه ی افکار ما بنا می شود و افکار منفی، بر عواطف، عملکرد و احساسات مان تاثیر می گذارد.
بنابراین اولین قدم برای از بین بردن حس خودبیزاری، رهایی از افکار منفی است.
برای جلوگیری از منفی بافی می توانید واکنش های احساسی خود نسبت به یک موقعیت یا حادثه را روی کاغذ بنویسید.
وقتی احساسات منفی به سراغ تان می آید، از خود بپرسید که ریشه ی این باورها کجاست و آنها از کجا منشا می گیرند؟ سپس آنها را بصورت انتقادی بررسی کنید. مشخص کنید که آیا آنها براساس واقعیت های زندگی تان هستند یا فقط برداشت شما از خودتان می باشند؟ به عنوان مثال آیا شما واقعاً توانایی انجام کاری را ندارید یا فقط از شکست خوردن می ترسید؟

سعی کنید از همین امروز به جای اینکه بگویید “من از خودم متنفرم” یا “من خیلی احمق هستم”، بگویید: “امروز می خواهم با خودم مهربان باشم” و “من قادر به انجام هر کاری هستم چون می توانم یاد بگیرم”. به این ترتیب می توانید کنترل عقاید خود را بدست آورید و احساسات تان را نسبت به خویشتن، تغییر دهید.
2- قدرت جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت را دست کم نگیرید
جملات تصدیقی و مثبت، تاثیر زیادی در نحوه ی تفکر شما نسبت به خود دارند. فراموش نکنید که افکار نامرئی، روزی مرئی می شوند و به واقعیت تبدیل می گردند. بنابراین هر طور که با خودتان صحبت می کنید، روزی به واقعیت تبدیل می شود. برای درک بهتر این موضوع، اثر پیگمالیون را به خاطر بیاورید. طبق این پدیده ی روانشناسی، افراد به انتظارات خود و دیگران، واکنش های مستقیمی نشان می دهند و بعبارت دیگر، انتظارات پایین منجر به کاهش عملکرد می‌ شود. این پدیده بسیار قدرتمند است زیرا نشان می دهد که باورهای عمیق انسان، به واقعیت تبدیل می شوند. حال که به اهمیت این موضوع پی بردید، بیایید از همین الان شروع کنید!
کمی وقت بگذارید و با توجه به نیازهای خود، جملات تاکیدی مثبتی استفاده کنید. برای موثر واقع شدن آنها از دو قانون زیر پیروی کنید:
اول اینکه جملات را در زمان حال بکار ببرید. مثلا به جای اینکه بگویید “من خوشحال خواهم شد” باید بگویید: “من خوشحالم”. دوم اینکه به هیچ عنوان از جملات منفی استفاده نکنید. برای مثال بجای اینکه بگویید “من به اندازه ی کافی خوب نیستم” بگویید (یا فکر کنید): “من اعتماد به نفس دارم.”
تاثیر مثبت این ترفند در این است که اظهارات شما نتیجه مطلوبی بهمراه داشته باشد گویی که از قبل اتفاق افتاده است.
هر وقت یادتان افتاد این جملات را تکرار کنید. به محض شروع منفی بافی، جملات انگیزشی و مثبت را با صدای بلند بگویید و به افکار منفی کوچکترین فرصتی ندهید که به سراغ تان بیایند. با گذشت زمان ذهن شما دوباره برنامه ریزی می کند و باورهای قدیمی را فراموش می کند.
3- ذهن آگاهی را تمرین کنید
نیمی از وقت بیداری ما صرف افکار خودکار منفی می شود. منظور از افکار خودکار منفی، افکاری ست که بصورت ناخواسته در خودآگاه ما وجود دارند و باعث ایجاد خلق و خوی منفی می شوند. هر زمان که مشاهده کردید این افکار خودکار شما را محاصره کرده اند، سریعا از آنها فرار کنید!
ذهن آگاهی یک روش عالی برای رهایی از افکار خودکار منفی است و به معنای آگاهی از لحظه و فرار از خیالات و افکار واهی است. بعبارت دیگر فرآیندی است که از طریق آن یاد می گیرید در لحظه زندگی کنید و دیگر روی اشتباهات گذشته یا ترس از آینده ی نامشخص، متمرکز نشوید.
همچنین به شما می آموزد که نسبت به خود و تجربیات تان قضاوت نکنید. به طور کلی، ذهن آگاهی عملی است که تأثیر مثبتی بر رفاه و سلامتی دارد.

شما از طریق تمرین ذهن آگاهی، یاد می گیرید که حس خودبیزاری را تشخیص دهید. به این ترتیب خواهید دید که ذهن و بدن شما به کجا هدایت می شود. در تمرینات ذهن آگاهی سه عنصر (بودن در حال حاضر، هدفمندی و قضاوت نکردن) دخالت دارد که از این میان، عدم قضاوت آگاهانه به شما کمک می کند از حلقه انتقاد از خود خارج شوید.
ذهن آگاهی نیازی به تمرینات سخت و پیچیده ای ندارد. شما به کمک چند تمرین ساده که در هر زمان و هر مکان قابل انجام است، می توانید از این روش استفاده کنید. تمرکز و آرامش روزانه، یادآوری نعمت های خداوند و خصوصیات مثبتی که دارید را فراموش نکنید. تمرینات ذهن آگاهی به شما کمک می کنند تا از چاه عمیق خودبیزاری بیرون بیایید و راه علاقه به خویشتن را در پیش بگیرید.
4- نسبت به خودتان مهربان و دلسوز باشید
شاید بی توجهی والدین یا تجربه ی بدرفتاری های همکلاسی ها و دوستان تان در گذشته، باعث ایجاد حس نفرت از خود شده است. شاید به دلیل تجربیات کودکی یا دلایل دیگر، یاد نگرفتید که با خودتان مهربان باشید. دلیل حس تنفر شما از خودتان، هر چه باشد مهم نیست. چیزی که مهم است این است که قبول کنید گذشته ها گذشته و هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست. شما از همین الان می توانید والدین خودتان باشید و یک تصویر جدید از خویشتن در ذهن تان بسازید.
تمام افرادی که عزت نفس پایینی دارند، نسبت به خودشان بی عاطفه و بی احساس هستند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، این نکته را همیشه در ذهن داشته باشید که “هیچکس کامل نیست”. بنابراین بخشش خود را تمرین کنید. مجازات کردن یا متنفر شدن از خویشتن، کار عاقلانه ای نیست و باید بجای آن سعی کنید که از اشتباهات تان درس بگیرید.
40 تا از بهترین جملات خودباوری و عشق به خود
مشوق خودتان شوید و با خود مثل یک فرد عزیز یا یک کودک کوچک رفتار کنید. فراموش نکنید که با خودتان، با ملایمت و مهربانی صحبت کنید و از تندی بپرهیزید. آیا تابحال به فرزندتان گفته اید که یک فرد شکست خورده و احمق است؟ همانطور که نمی توانید دائما فرزندتان را مورد سرزنش قرار دهید، نسبت به خود نیز همین رفتار را داشته باشید. به جای انتقادهای مخرب، جملات انگیزشی و سازنده ای بکار ببرید.
5- خود را با چیزهایی احاطه کنید که ارزش ها و قابلیت های تان را به شما یادآوری می کنند
گاهی اوقات ما از دیدن قابلیت ها و ارزش های خود ناتوان هستیم و همین امر موجب بی علاقگی نسبت به خویشتن می شود. برای رهایی از حس خودبیزاری، اکنون وقت آن است که خود را تایید کنید و ارزش های خود را به یاد بیاورید. برای برنامه ریزی مجدد ذهن، ارزش خود را به نمایش بگذارید و آن را اثبات کنید.
خود را با چیزهایی احاطه کنید که موفقیت هایتان را به شما یادآوری می کند. می توانید یاد و خاطره ی آنها را در هر گوشه ای از خانه، قرار دهید. به چیزهای بزرگ و کوچک فکر کنید. اینکار به شما امکان می دهد که از ذهنیت قدیمی و مخرب خود دور شوید و یک ذهنیت قوی را جایگزین آن کنید.
منظور ما از موفقیت ها، دستاوردهای بزرگ و عجیب نیست. شما می توانید چیزهایی مانند مدرک تحصیلی، قرارداد شغلی، کارهای هنری کوچک یا حتی عکس کسانی که شما را دوست دارند، را در جاهای مختلف خانه قرار دهید. از دوستان یا عزیزانی که شما را ستایش می کنند، بخواهید یادداشتی بنویسند تا به شما یادآوری کنند که چقدر عالی هستید. اگر فرزند دارید هم، هر لحظه این نکته را به خود یادآور شوید که یک پدر / مادر دلسوز و فداکار هستید.

خاطرات کودکی خود را جستجو کنید. مطمئناً در آنجا دستاوردهای زیادی خواهید یافت. اگر ذهن تان دائما نکات منفی را به شما یادآوری می کند، از راهکارهای شماره ی 1 و 2 این مطلب استفاده کنید. از آموختن چیزهای جدید نترسید و این را فراموش نکنید که هیچگاه برای شروع دیر نیست. بنابراین اگر به دوچرخه سواری، اسکیت یا هر فعالیت مهیج دیگری علاقمند هستید، یادگیری را آغاز کنید و دست از تلاش نکشید. آموختن چیزهای جدید، انگیزه و حس مثبت زیادی در شما ایجاد می کند.
شما همچنین می توانید یک دفترچه یادداشت تهیه کنید و دستاوردها و موفقیت های خود را در آن ذکر کنید. به این ترتیب هرگاه شروع به عیب جویی از خود کردید، آن را بردارید و مرور کنید. بنابراین از عملکردهای خوب خود در زندگی شادمان باشید و حس خودبیزاری را برای همیشه از ذهن و زندگی تان محو کنید.
6- به یک هدف بزرگتر متعهد شوید
یک روش قدرتمند برای غلبه بر خودبیزاری این است که مدتی تمرکز خود را از خویشتن دور کنید. تعیین اهداف بزرگ، مزایای زیادی دارد. اولین مزیت آن این است که در دنیای خود یک تغییر بزرگ ایجاد می کنید. علاوه بر این می توانید برای خود یا دیگران، یک زندگی بهتر و زیباتر بسازید. این مزایا موجب می شود که احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.
اگر ذهن شما مرتبا به سراغ منفی بافی و انتقاد از خود می رود، بهتر است روی چیز دیگری متمرکز شوید حتی اگر اینکار بصورت موقتی باشد. شما می توانید علاوه بر اهداف شخصی، به سمت کارهای بشر دوستانه نیز قدم بردارید.
10 تا از موثرترین راههای رسیدن به آرامش در زندگی
کارل یونگ یک روانپزشک سوئیسی بود که به طور گسترده راه های رهایی از روان رنجوری را مورد بررسی قرار داد. وی اظهار داشت كه كلید اصلی دوری از این وضعیت، شرکت در فعالیت های خیریه و بشردوستانه است.
با انجام امور خیریه، می توانید احساس آرامش و خرسندی کنید و حس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. اگر بتوانید به یک انسان نیازمند کمک کنید، خود را فردی توانمند و قوی می بینید و همین امر موجب بالا رفتن عزت نفس شما می شود.
7- با یک تراپیست یا درمانگر صحبت کنید
شاید دلیل خودبیزاری شما، مواردی ست که قادر به درک شان نیستید یا نمی توانید آنها را پیدا کنید. بنابراین صحبت با روان درمانگر می تواند کمک زیادی به شما بکند.
یک متخصص خوب می تواند به شما کمک کند تا از حس تنفر از خویش، رهایی پیدا کنید. روان درمانگر به شما کمک می کند تا علت این وضعیت را درک کنید و ذهنیت خود را از نو بسازید.
من کافی هستم
باور بسیاری از افرادیکه خودشان را دوست ندارند، این است که آنها فکر می کنند به اندازه ی کافی خوب نیستند و بعبارت دیگر انسان زیبا، باهوش و توانایی نیستند.
بر همین اساس می توان گفت مهمترین چیزی که مانع خوشبختی و موفقیت یک انسان می شود، باورهای غلط یا احساس عدم کفایت (خود کم بینی) است.
برخی از روانشناسان، از تکنیک های هیپنوتیزم درمانی برای حل این مشکل استفاده می کنند. در طول هیپنوتیزم، فرد به حالت آرامش عمیقی فرو می رود، ذهنیت او روشن می شود و علت اصلی نفرت از خود مشخص می گردد.
بهترین حرکات یوگا برای بدست آوردن عزت نفس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *