مزخرف ترین جوک ها

40 جوک بی مزه (که در تمام دنیا معروف هستند!)

40 جوک بی مزه (که در تمام دنیا معروف هستند!)

گاهی اوقات یک شوخی واقعا بی مزه و بد هم می تواند جالب باشد! عبارات دو پهلوی فاحش و جناس های مختلفی در برخی از بی مزه ترین جوک‌ ها وجود دارند که آن ها را به جمله ای خنده دار تبدیل می کند. در ادامه شما را با 40 تا از بدترین جوک ها که در تمام دنیا معروف هستند، آشنا خواهیم کرد. دقت کنید جمله انگلیسی ش رو هم آوردیم چون بعضی از این جوک ها بازی با کلمات هستند و ضمنا جوک های معروف بین المللی.
ابتدا یک ویدیو پر از جوک های بی مزه فارسی

از دست ندین: 23 بازی مفرح برای وقتی  حوصله‌تان سر می‌رود
حالا 40 تا از معروف ترین و بی مزه ترین جوک های بین المللی
What did the the drummer call his twin daughters?Anna one, Anna two!
نوازنده درام به دختران دوقلویش چه می گفت؟
آنا یک، آنا دو!
What does a nosey pepper do?It gets jalapeño business!
فلفلی که شامه تیزی دارد چه می کند؟
کسب و کار هالوپینو راه می اندازد!

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

What do you call a bear without any teeth?A gummy bear!
به خرس بدون دندان چه می گویید؟
پاستیل خرسی!
حتما بخوانید: چگونه از روی ظاهر بفهمیم کسی دروغ می گوید؟
Does anyone need an ark?I Noah guy!
آیا کسی به کشتی نوح نیاز دارد ؟
پسر نوح!
What do you get when you cross a snowman with a vampire?Frostbite.
وقتی با یک خون آشام از یک آدم برفی عبور می کنید؛ چه چیزی به دست می آورید؟
سرما مردگی.

Why did Cinderella get kicked off the football team?Because she kept running from the ball!
چرا سیندرلا از تیم فوتبال اخراج شد؟
چون مدام از توپ فرار می کرد!
What’s at the bottom of the ocean and shivers?A nervous wreck!
چه چیزی در ته اقیانوس است و می لرزد؟
یک لاشه کشتی عصبی!
حتما بخوانید: چگونه با انرژی بیشتری از خواب بیدار شویم؟ (15 ترفند)
What’s the difference between a well dressed man on a unicycle and a poorly dressed man on a bike?Attire!
تفاوت بین یک مرد خوش لباس سوار بر تک چرخ و یک مرد بد لباس سوار بر دوچرخه چیست؟
لباس!
Why don’t they play poker in the jungle?Too many cheetahs!
چرا آن ها در جنگل پوکر بازی نمی کنند؟
چون چیتا خیلی زیاد است!
What do you call someone with no body and no nose?Nobody knows!
به کسی که بدون بدن و دماغ است؛ چه می گویید؟
هیچ کس نمی داند!
What do you call a can opener that doesn’t work?A can’t opener!
به درب بازکنی که کار نمی کند چه می گویید؟
یک درب بازکن ناتوان!
What do prisoners use to call each other? Cell phones!
زندانیان از چه چیزی برای صدا زدن یکدیگر استفاده می کنند؟ تلفن های همراه!
Want to hear a joke about a piece of paper?Never mind… it’s tearable.
آیا می خواهید یک جوک در مورد یک تکه کاغذ بشنوید؟
ولش کنید . . . اشک در آور است!
حتما بخوانید: دل و دماغ ندارید؟ 50 ایده آسان برای بهبود روحیه
What did the janitor say when he jumped out of the closet?“Supplies!”
سرایدار وقتی از کمد بیرون پرید چه گفت؟
“لوازم!”

You know what the loudest pet you can get is?A trumpet.
آیا می دانید پر سر و صداترین حیوان خانگی که می توانید بگیرید، چیست؟
یک ترامپت.
Why shouldn’t you write with a broken pencil?Because it’s pointless!
چرا نباید با مداد شکسته بنویسید؟
چون بی نوک است!
Why did the scarecrow win an award?He was outstanding in his field.
چرا مترسک جایزه گرفت؟
او در رشته (زمین) خودش برجسته بود!
What did the buffalo say when his son left?Bison!
گاو میش وقتی پسرش رفت چه گفت؟
بایسون!
آموزش روش انجام یوگای خنده (تصویری و گام به گام)
What do you call a fish with no eye?Fsh!
به ماهی بی چشم چه می گویید؟
I was interrogated over the theft of a cheese toastie.Man, they really grilled me.
من به خاطر سرقت یک نان تست پنیر بازجویی شدم.
مرد، آن ها واقعا مرا زجر دادند. (گریل کردند)
A communist joke isn’t funny…… unless everyone gets it.
یک شوخی کمونیستی خنده دار نیست…
… مگر این که همه آن را بفهمند.
Why can’t you hear a Pterodactyl go to the bathroom?Because the pee is silent!
چرا نمی توانید صدای رفتن پتروداکتیل به دستشویی را بشنوید؟
چون دستشویی اش بی صدا است!
Cosmetic surgery used to be such a taboo subject.Now you can talk about Botox and nobody raises an eyebrow.
قبلا جراحی زیبایی موضوع تابویی بود.
حالا می توانید در مورد بوتاکس صحبت کنید و هیچ کس ابرویی را بالا نبرد!
بسیار کاربردی: چگونه بامزه باشیم؟ (در 4 سناریو مختلف)
I’m terrified of elevators…… so I’m going to start taking steps to avoid them.
من از آسانسور می ترسم …
…بنابراین می خواهم چند قدم برای دوری از آن بردارم.
Three fish are in a tank.One asks the others, “How do you drive this thing?”
سه ماهی در یک تانک هستند.
یکی از بقیه می پرسد: “چه طور این وسیله را برانم؟”

Why don’t crabs donate?Because they’re shellfish.
چرا خرچنگ ها چیزی نمی بخشند؟
چون سخت پوست هستند.
Don’t worry if you miss a gym session.Everything will work out.
اگر یک جلسه از باشگاه را از دست دادید نگران نباشید.
همه چیز درست می شود.
حتما بخوانید: شخصیت کاریزماتیک چیست؟ با این 18 روش جدید کاملا کاریزماتیک شوید
Ever tried to eat a clock?It’s time-consuming.
آیا تا به حال سعی کرده اید یک ساعت بخورید؟
وقت گیر است.
What’s red and bad for your teeth?A brick!
چه چیزی برای دندان های شما قرمز و مضر است؟
یک آجر!
What did the horse say after it tripped?“Help! I’ve fallen and I can’t giddyup!”
اسب بعد از زمین خوردن چه گفت؟
“کمک! من زمین خورده ام و دیگر نمی توانم سریع حرکت کنم.
What goes down but doesn’t come up?A yo.
چه چیزی پایین می آید اما بالا نمی آید؟
یک یو! (یو یویی که یک یو دارد)
What’s Forrest Gump’s password?1forrest1
رمز عبور فارست گامپ چیست؟
1فارست1
حتما بخوانید: روش استفاده از قانون جذب برای دوستی، ثروت و موفقیت
Why are colds such bad robbers?Because they’re so easy to catch.
چرا سرماخوردگی دزد بدی است؟
چون گرفتنش خیلی راحت است.

Why are cats bad storytellers?Because they only have one tale.
چرا گربه ها داستان سرای بدی هستند؟
زیرا آن ها فقط یک دم (پایان) دارند.
What do you call a factory that sells passable products?A satisfactory!
به کارخانه ای که محصولات قابل قبول می فروشد؛ چه می گویید؟
رضایت بخش!
I’m only familiar with 25 letters in the English language.I don’t know why !
من فقط با 25 حرف در زبان انگلیسی آشنا هستم.
نمی دانم چرا!
حتما بخوانید: چگونه ارتباط اجتماعی برقرار کنیم؟ (3 روش)
What’s the difference between a tennis ball and the prince of Wales?One is heir to the throne and the other is thrown into the air.
تفاوت بین توپ تنیس و شاهزاده ولز چیست؟
یکی وارث تاج و تخت است و دیگری به هوا پرتاب می شود.
Two antennas met on a roof, fell in love and got married.The ceremony wasn’t much, but the reception was excellent!
دو آنتن روی پشت بام با هم آشنا شدند، عاشق هم شدند و ازدواج کردند.
تشریفات زیاد نبود اما پذیرایی عالی بود!
What do you call cheese that isn’t yours ?Nacho Cheese.
به پنیری که مال شما نیست چه می گویید؟
پنیر ناچو.
Two cannibals are eating a clown.One says to the other: “Does this taste funny to you?”
دو آدم خوار در حال خوردن یک دلقک هستند.
یکی به دیگری می گوید: به نظرت خنده دار است؟
I went to buy some camouflage trousers the other day but I couldn’t find any.
روز پیش رفتم شلوار استتاری بخرم؛ اما پیدا نکردم.
What did one ocean say to the other ocean?Nothing, they just waved !
یک اقیانوس به اقیانوس دیگر چه می گوید؟
هیچی، فقط دست تکون می دهند!
What do you call a boomerang that doesn’t come back?A stick!
به بومرنگی که برنمی گردد چه می گویید؟
چوب!
What do you call a fly without wings?A walk.
به مگس بدون بال چه می گویید؟
یک پیاده رو.
حتما بخوانید: چطور در چت جذاب باشیم و دلبری کنیم
Did you hear about the Italian Chef that died ?He pasta way.
آیا در مورد سرآشپز ایتالیایی که درگذشت شنیده اید؟
او درگذشت. (منبع مطلب)

بامزه باشیم

چگونه بامزه باشیم؟ (در 4 سناریو مختلف)

چگونه بامزه باشیم؟ (در 4 سناریو مختلف)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/03/word-image-49.jpeg

تقریبا هیچ چیزی نا امید کننده ‌تر از تماشای کسی نیست که می تواند دیگران را بخنداند؛ در حالی که شما فقط بایستید و به این فکر کنید که ای کاش من هم می توانستم! صرف نظر از این که برخی افراد ذاتا بامزه هستند، اما خبر خوب این است که تعریف چیز های خنده دار در لحظه، یک استعداد نیست بلکه یک مهارت است.
این بدان معناست که شوخ طبعی را مثل هر مهارتی می توان یاد گرفت و تقویت کرد تا توانایی لازم برای بذله گویی در پیام هایی که می فرستید، سر یک قرار، سر کار یا حتی روی صحنه به عنوان یک استندآپ کمدین یا بداهه گو را به دست بیاورید (البته شما نیازی به حفظ هزاران جوک ندارید، بنابراین لازم نیست نگران باشید.)
حتما بخوانید: شخصیت کاریزماتیک چیست؟ با این 18 روش جدید کاملا کاریزماتیک شوید
وقتی نوبت به یادگیری شیوه خنداندن مردم می رسد ، نکات، ترفند ها و حتی سناریو هایی وجود دارد که کارتان را راحت تر می کند. پس به خواندن این مقاله ادامه بدهید تا همه چیز هایی که لازم است در مورد گفتن داستان ‌ها و جوک ‌های خنده ‌دار بدانید تا بتوانید در کوتاه‌ مدت تبدیل به فردی بامزه در بین همکاران، دوستان و خانواده ‌تان شوید، دست تان بیاید.
چگونه بامزه باشیم؟
وقتی به افراد بامزه فکر می کنید، احتمالا اولین چیزی که به ذهن تان می رسد صحبت کردن آن ها است: به طور مثال کمدین مورد علاقه تان که یک برنامه استندآپ را در تلویزیون ارائه می کند ، یا بامزه ترین مرد در محل کارتان که با گفتن داستان های آخر هفته با همکارانش معرکه می گیرد. اما دو نکته مهم وجود دارد که معمولا از آن غافل هستیم.
اولین مورد این است که بامزه بودن بیشتر به گوش دادن است تا صحبت کردن. بامزه ترین افراد به محیط اطراف شان خوب دقت می کنند و به کوچک ترین و بی اهمیت ترین جزئیات حساس هستند. آن ها چیز هایی را می بینند که اکثر افراد راحت از کنارشان رد می شوند و با پرداختن یک کمدین به آن موضوع، تازه متوجهش می شوند.

اما درست مثل یک بازیکن پوکر که متوجه اشاره حریفش در آن سوی میز می شود، اما خودش را لو نمی دهد، شما هم لزوما نباید هر نکته طنزی که کشف کردید را همان جا مطرح کنید. راز بامزه بودن در مکالمات در انتخاب لحظه مناسب ، بررسی جزئیات و تعادل برقرار کردن بین گوش دادن و صحبت کردن است.
راز دوم و مرتبط این است که حتی بامزه ترین افراد هم همیشه خنده دار نیستند. اجرای مداوم یا حتی تماشای مداوم استنداپ یک نفر می تواند خسته کننده باشد. بنابراین، در بسیاری از مواقع، اگر احساس می ‌کنید جوک های خوب زیادی گفته اید اما دیگر حرفهای تان دارد بی مزه می شود، شاید لازم باشد برای چند لحظه به جمع و خودتان استراحت بدهید .
همه به چه چیز هایی می خندند؟
از نظر علمی، سه عامل اصلی که باعث خنده می شوند عبارتند از برتری تناقض و از بین بردن استرس. و از آن جایی که با گفتن مداوم جوکهای تان، غافلگیر کردن دیگران یا از بین بردن اضطراب شان بسیار سخت می شود، احتمالا بهتر است به نوعی از روش تشنه نگه داشتن مخاطب به سبک اینستاگرام برای جوکهای تان استفاده کنید.
چیزی که باید در خودتان پرورش بدهید این است که مطمئن باشید که همیشه بامزه هستید. خودتان؛ خودتان را تایید کنید تا لازم نباشد منتظر اطرافیان تان باشید، در این صورت از این که چقدر متفاوت از شما استقبال می شود؛ شگفت زده خواهید شد. مثلا به مدلی که یک کودک نوپا یک تلفن پلاستیکی را به یک بزرگسال می دهد فکر کنید. آن فرد بزرگسال از هر ده بار، نه بار تظاهر می‌ کند که به آن تلفن پاسخ می ‌دهد و حرف می ‌زند، درست است؟ حتی اگر کاملا بداند که هیچ کس آن جا نیست.

چرا ما این کار را انجام می دهیم؟ آیا به این دلیل است که بدرفتاری با بچه ها آسیب بزرگی به آن ها می زند؟ بله، این بخشی از آن است. اما جنبه مهم دیگر ایجاد اعتماد در کودک نسبت به این مسئله است که تلفن ها این طور کار می کنند. این اعتماد به نفس یک واقعیت مشترک را بین شما دو نفر برملا می کند و ریسک انجام کاری که ممکن است در موقعیتی دیگر احمقانه به نظر برسد را کاهش می دهد. کودکان و نوجوانان به طور یک سان اغلب در دنیای شان به این اعتقاد دارند که وقتی از شما می خواهند به آن ها بپیوندید، بدون فکر به آن ها جواب مثبت می دهید. یک کمدین بزرگ همین قدر به خودش اعتماد دارد و به همین طریق مردم را جذب می کند.
با این که بچه ‌ها به این دلیل که بهتر از یک حیوان خانگی احساسات شان را نشان می دهند، واقعا تماشاگران خوبی برای تمرین هستند اما احتمالا شما بیشتر مایلید برای بزرگسالان بامزه به نظر برسید. پس در مرحله بعد، از موقعیت ‌های خاصی که احتمالا به شوخی ختم می شوند، استفاده کنید.
حتما بخوانید: روش استفاده از قانون جذب برای دوستی، ثروت و موفقیت
چه طور به صورت رو در رو بامزه باشیم؟
گاهی پیش می آید که شما در جمعی از افراد هستید و به این فکر می کنید که چطور آن ها را بخندانید. اول از همه خبر بد این که اگر این فکر در مغزتان وجود دارد، احتمالا قبلا بسیاری از مکالمه ها را از دست داده اید، بنابراین وظیفه اولیه شما این است که این فکر را از سرتان بیرون کنید. توجه داشته باشید که چه کسانی در گروه دیگران را می خندانند و خودتان را به چالش بکشید تا بفهمید دقیقا چه چیزی در مورد آن ها بامزه است.
آیا آن ها شوخ اند؟ با طعنه حرف می زنند؟ بذله گو هستند؟ جلف اند؟ چرت و پرت می گویند ؟ از تخریب خودشان برای خنداندن استفاده می کنند؟ همان طور که می بینید روش های مختلفی برای بامزه بودن وجود دارد، و فهمیدن این که دیگران کجای آن طیف قرار می‌گیرند به شما کمک می‌کند تا سبک و جایگاه تان را پیدا کنید.

اگر فرد بامزه ای نمی‌ شناسید، می ‌توانید همین فاکتور ها و ویژگی ها را در برنامه‌ های تلویزیونی خنده‌ دار، فیلم ‌ها، پادکست ‌ها، برنامه ‌های ویژه استندآپ یا نمایش‌ های کمدی زیر نظر بگیرید و تمرین کنید. هر زمان به چیزی می خندید، آن را یادداشت کنید و از خودتان بپرسید چرا.
بعد از مدتی، در هر موقعیتی به خوبی متوجه چیز های خنده دار خواهید شد و به همین ترتیب، مهارت مشاهده و درک تان را تقویت کرده اید. حالا فقط باید از آن فاکتور ها استفاده کنید. به عناصر کمدی فکر کنید که فقط مناسب تعریف و اجرا به صورت حضوری هستند، یعنی چیزهایی مثل حالات چهره، کمدی فیزیکی، صدا های خنده دار، و قرینه پردازی. این مورد آخر یعنی پرداختن به یک چیز در حالی که به وضوح منظور تان چیز دیگری است.
سناریو 1: خنده دار بودن در یک گروه
مثلا، اگر با گروهی ملاقات می کنید و می خواهید به خاطر دیر آمدن عذرخواهی کنید، ممکن است خیلی راحت بگویید: ” ببخشید دیر آمدم ” یا جبهه دفاعی بگیرید تا توجه ها از روی شما برداشته شود. اما گفتن جملاتی مثل موارد زیر احتمالا شما را به بامزه بودن ، نزدیک می کند:

خودتان را تخریب کنید: ” وای، من نمی توانم باور کنم که همه شما این قدر زیبا لباس پوشیدید که صبح یکشنبه بیرون بیایید و منتظر من باشید. ” (همراه با یک لبخند آرام و پشت سر هم پلک زدن).
جذاب و طنازانه بگویید : “همه چیز عالی پیش می رود و دقیقا همان طور که من برنامه ریزی کردم، اتفاق می افتد.” (به خاطر عجله نفس نفس می زنید و عرق از صورت تان می چکد، اما لبخند از لبان تان محو نمی شود. این یکی جواب می دهد!)
عجیب و ناگهانی نظر بدهید: ” باشد من تمام تلاشم را کردم، اما به نظر می رسد کمیته المپیک هنوز مُصر است که بازی ها در تابستان امسال در توکیو انجام شود. برنامه شما ها چیست؟” (خون سرد بنشینید انگار نمی دانید همه نگران چه چیزی هستند.)

قرار نیست همه این موارد روی دوستان تان جواب بدهند، اما حداقل می تواند خلاقیت‌ های شما را به جریان بیندازند. برای گرفتن خنده در لحظاتی که همه نگاه ها به شماست، سعی کنید جزئیاتی را بر اساس این فرمول اضافه کنید:
(مشاهده و درک موقعیت) + (شوخی طنازانه با خودتان) + (برانگیختن عاطفه و احساس)
اگر این فرمول به خوبی پیش رفت، در حالی که منتظر فرصت بعدی برای ابراز خودتان هستید، استراحت کنید. استفاده از هر چیزی برای به زور خنداندن جمع ممکن است شوخی های تان را تا مرز بی مزگی ببرد.
حتما بخوانید: چگونه ارتباط اجتماعی برقرار کنیم؟ (3 روش داشتن ارتباطات قوی)
چه طور هنگام پیام دادن؛ بامزه باشیم ؟
بامزه بودن هنگام فرستادن یک پیام متنی می ‌تواند چالش ‌برانگیز باشد، زیرا باید آن چیزی که می خواهید به طنز نشان بدهید را تایپ کنید، اما از طرفی هم حرف زدن با تکست و به صورت تایپی زمان بیشتری برای ایجاد یک واکنش طنازانه به شما می ‌دهد.
فقط مطمئن شوید که فکر کردن برای پاسخ به پیام وسواس گونه و طولانی نمی شود و به پاسخ های طرف مقابل تان خیلی نگاه انتقادی نمی کنید. ممکن است وسوسه شوید و به اشتباهات اشاره کنید یا کمی تند بروید. اما در کل، معمولا مسخره کردن خودتان از دیگران خنده دارتر است.

ارسال پیام فرصتی عالی برای امتحان کردن آثار کمدی کلاسیک مثل قانون سه نفره و شوخی زبانی (نوعی طنز که با گویش ها به روش‌های سرگرم‌کننده و شگفت ‌انگیزی شوخی می شود ) است. این بازی می تواند به معنای تعویض کلمات یا عبارات برای ایجاد جناس یا عبارات خاص خودتان باشد.
سناریو 2: اشتراک گذاری اطلاعات از طریق متن
استفاده از استعاره برای این چالش عالی است، زیرا به شما امکان می دهد دو چیز را که یا به هم می آیند یا نمی آیند را مقایسه کنید. مثلا ، “من به اندازه یک زنبور مشغول بوده ام” در مقایسه با “خوب مورین، من در طول روز به اندازه یک شیر باغ وحش مشغول بوده ام.”
(استعاره) + (صفت) + (اسم منطبق یا غیر منطبق)
به دلایلی همیشه خنده دارتر است که یک صفت قبل از اسم تان بیاورید، مثل گفتن “آیا می توانیم ارابه جذاب تان را ببریم؟” به جای ” اشکالی ندارد من پشت فرمان بنشینم؟ “.
حتما بخوانید: چطور در چت جذاب باشیم و دلبری کنیم
همچنین، به یاد داشته باشید که هنگام ارسال پیام، شما بر نحوه خواندن کلمات شما توسط گیرنده کنترل دارید. شما می توانید پیام را به خطوط مختلف تقسیم کنید یا حتی یک جمله را کلمه به کلمه بفرستید تا قبل از این که کامل مشخص شود، کشش و استرس ایجاد کند.
چه طور در محل کار بامزه باشیم؟
همان طور که ممکن است متوجه شده باشید، شخصی که می خواهد بامزه ترین فرد در دفتر کار باشد، در واقع همیشه بامزه ترین فرد نیست. بنابراین کار و وظایف کاری فرصتی ایده آل برای تقویت یک مهارت کمدی دیگر یعنی خواندن افکار دیگران است.
آیا بدن افراد به سمت شما چرخانده شده است، لبخند بر روی صورت شان نشسته و حالت آرامی دارند؟ این یعنی مخاطب آماده است. ابرو های درهم ، هدفون توی گوش، برگشتن صورت به سمت صفحه ‌نمایش و در های بسته دفتر برعکس این موضوع هستند و به خوبی نشان می دهند همکار های شما نمی‌ خواهند در کارشان وقفه ایجاد شود.

از آن جایی که طیف های گسترده ای از افراد سر کار هستند و کار می کنند، این محیط ها همیشه بهترین مکان برای کار بر روی طنز انفعالی که به شوخی مشتاقانه بین دو یا چند شرکت کننده فعال نیاز دارد، نیستند . وقتی صحبت از نحوه شیوه تبدیل شدن به یک فرد بامزه در دفتر می شود، به جای آن روی شوخی های خودساخته ای مثل جوک ها یا داستان هایی که بر اساس مشاهدات سریع ساخته می شود، تمرکز کنید. سریع کلمه کلیدی است که یعنی به یک چیز اشاره کنید و زود از آن مبحث خارج شوید.
حتما بخوانید: هنر خوب صحبت کردن با افراد مختلف: نکات بسیار مهم و کاربردی
سناریو 3: بامزه بودن در محل کار
به طور کلی، بامزه بودن به معنای این است که با دل و جرأت پیش بروید ، اما محل کار موقعیتی است که در آن بد نیست خودتان را اصلاح کنید. کلمات و مکث های اضافی که در طی آن همکاران شما ممکن است خسته شوند و به پشت میزهای شان برگردند را حذف کنید، و خجالت نکشید. هر چیزی که طرف تان را در مورد هر چیزی می گویید یا اجرا می کنید بخنداند، مطمئن باشید که برنده است.
همچنین یادتان باشد که سکوت فاکتور طلایی است. به خصوص در اوایل مسیر کمدی تان. سعی کنید فقط یک نفر را یک بار در روز بخندانید، حتی اگر به معنای از دست دادن فرصت‌های شوخی عالی باشد. فقط توجه به آن موقعیت ها باعث می شود قدرت شوخ طبعی تان روز به روز بیشتر شود . به این ترتیب، همکاران تان به جای این که چشمان شان را بچرخانید، بیشتر از شما شوخی می خواهند. سلام و احوال پرسی اول صبح، سوال در مورد آخر هفته، یا سوالاتی در مورد برنامه های آینده فرصت های خوبی برای شروع هستند.

(من می‌ توانم برنامه ‌های آخر هفته ‌ام را به شما بگویم، اما نمی ‌خواهم ریا شود…) + (توصیف یک چیز عادی و پیش پا افتاده که برای آخر هفته برنامه ‌ریزی کرده ‌اید)
(من امروز بیشترین بازدهی کاری را داشتم. . .”) + (حکایتی طنز درباره چیزی که آن روز شما را از کار منحرف کرده است)

لحظه خنده ‌داری که متوجهش شده ‌اید را در ذهن بسپارید تا بعدا آن را مطرح کنید. بعضی از لحظات خنده دار بمانند برای دفعه بعد، بهتر است. چیزی که وقتی برای اولین بار باعث خنده شما شده می تواند ارزش استفاده برای گرفتن خنده کامل از حضار در دورهمی های بعدی را داشته باشد.
چه طور سر قرار بامزه باشیم؟
در نهایت، اینجا جایی است که ما واقعا می ‌توانیم از فرصت استفاده کنیم، زیرا هیچ چیز جذاب ‌تر از شوخی با یک غریبه نیست. (و هیچ چیز بدتر از این نیست که طرف مقابل تان به هیچ وجه به هیچ کدام از حرفهای تان گوش ندهد زیرا فکر می کند شوخی های خودش جذابترند). بنابراین به خودتان لطف کنید و نتایج جستجویی که در مورد ” چه طور برای دختران بامزه باشیم ” در گوگل بالا آمده را نادیده بگیرید.
همان طور که در تعاملات کاری شما استاندارد را تعیین می کنید، در این جا هم سعی کنید اول با هدف گیرا بودن وارد قرار شوید. صادق و راستگو باشید و احساس نکنید که باید چیز هایی را بگویید که دیگران دوست دارند بشنوند زیرا در روابط عاشقانه و دوستانه ممکن است نشان دهنده صادق نبودن شما باشد. اگر بتوانید از آن قوانین پیروی کنید، خود به خود بامزگی تان خودش را نشان می دهد.
حتما بخوانید: 20 مهارت اجتماعی کاربردی برای اینکه دوست داشتنی باشیم
برای سهولت در این کار، سعی کنید به چیز های خنده‌ داری که طرف تان می‌ گوید، بخندید. وقتی شما به حرف های بامزه می خندید یعنی حس شوخ طبعی دارید و به همان اندازه هم می توانید بخندانید. آماده بودن شنونده بخشی از بده بستان در یک مکالمه خنده دار است، بنابراین از خنده خودتان و قانون “بله، و…” در کمدی بداهه استفاده کنید تا نشان دهید که نکته طنز آخرین چیزی که قبل از شروع صحبت تان گفته شد را درک کرده اید.
سناریو 4: بامزه بودن سر قرار
هدف شما سر قرار، باید پیدا کردن نکات خنده‌داری با طرف مقابل تان باشد، بنابراین در حالی که سعی می ‌کنید با هم شوخی کنید، سعی کنید جملاتی که با ” یا “، ” اما ” یا ” نه ” شروع می‌ شوند را به کار نبرید. در عوض، به دنبال فرصتی برای گفتن ” بله، و ” و ادامه صحبت باشید.
اگر طرف شما به یک توله سگ در بیرون اشاره می کند، رویش نامی که فکر می کنید مناسب است را بگذارید. اگر این روند به خوبی پیش برود، می توانید با هم برای این سگ یک زندگی خیالی بسازید. اگر شما نام “هوراس” را به زبان بیاورید و شریک تان “شرلوک” را پیشنهاد داد، ایده خودتان را کنار بگذارید و بر روی ایده او تمرکز و از جملاتی مثل موارد زیر استفاده کنید:

” شرلوک، آره ! من فقط می توانم او را در حال کشیدن پیپ تصور کنم.”
” شرلوک، من خیلی دوستش دارم ! بیایید ببینیم کدام یک از سگ ‌هایی که رد می شوند می توانند در نقش واتسون باشند.”
“شرلوک عالی است، برایم سوال است که الان دارد چه معما هایی را حل می کند.”

هر سه این جواب ها باعث می شود به جای این که بحث جدیدی را باز کنید، از شریک تان دعوت شود تا چیز هایی که گفته اید را ادامه بدهد. و اگر خوب دقت کنید، همیشه می ‌توانید یکی از این سوژه هایی که درست کرده اید را بهانه ای برای تماس بعد از ظهر قرار دهید. این کار باعث خنداندن معشوقه تان می شود و به او اطمینان می دهد که شما شنونده خوبی برای او هستید.
مرتبط و عالی: چگونه یک آدم باحال باشیم؟ (3 گام ضروری)

11 دلیل احساس پوچی و 13 راه حل موثر


احساس پوچی و ناامیدی کاملا خلاف احساسات خوبیست که یک فرد باید داشته باشد. این احساس، درست مثل یک سیاه چاله در قفسه سینه شما جا خوش می کند و هر احساس خوبی را به درون خودش می بلعد.
احساس پوچی و ناامیدی، علایق، آرزوها، احساسات خوب و رویاهای شما را کمرنگ می کند و حتی ممکن است از یک احساس منفی معمولی هم فراتر برود و مخرب تر باشد. این احساس می تواند خیلی راحت غم و اندوه را به درون شما منتقل کند و باعث شود که نتوانید احساس مثبتی داشته باشید.
7 روش تعیین هدف در زندگی (و رسیدن به آن)
وقتی احساس پوچی می کنید، همه چیز به نظرتان کسل کننده و بی معنی می آید یا نمی توانید هیچ احساس قوی مثبتی در خودتان ایجاد کنید. به طور کلی انسان موجودیست که تمایل به نشاط و انرژی دارد و نبود انرژی و نشاط کافی می تواند احساس خیلی بدی به او بدهد.
اگر تا به حال احساس پوچی را تجربه نکرده اید یا نمی دانید که این احساس چگونه است، می توان گفت پوچی شرایطیست که در آن شما به هیچ چیزی احساس خاصی ندارید در حالیکه در حالت عادی نباید اینطور باشد.
افراد مختلف به شیوه های مختلفی با احساس پوچی مقابله می کنند و خیلی از این روش ها سالم و درست نیستند. بعضی ها سعی می کنند این چاله را با رابطه جنسی، پول، مصرف گرایی، بازی های ویدیویی، حواس پرتی، مواد مخدر، الکل و در موارد شدیدتر خودزنی و حتی خودکشی پر کنند.
با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!
ولی نیازی به این کارها نیست. احساس پوچی در واقع علامتیست که یک مشکل بزرگتر را نشان می دهد و ممکن است خود فرد متوجه این مشکل نشود. این مشکل همیشه هم یک بیماری روحی و روانی نیست. شرایط و مشکلات زیادی وجود دارند که باعث می شوند یک نفر احساس پوچی را تجربه کند.

علت احساس خلأ و پوچی حکم می کند که چه نوع اقداماتی می تواند به کاهش این احساس کمک کند. ما در این مطلب برخی از دلایل رایج احساس پوچی و بهترین راه حل های پیشنهادی برای برطرف کردن این احساس را در اختیارتان می گذاریم.
برطرف کردن احساس پوچی به تنهایی و بدون کمک مشکل است. این مشکل در اغلب موارد باید با کمک متخصص روانشناس و یا یک مشاور حل شود؛ مخصوصا اگر فرد دچار نوعی بیماری روانی باشد باعث بروز چنین احساسی در او بشود. پس یادتان باشد از کمک گرفتن نترسید؛ مخصوصا اگر مدت خیلی زیادیست که دچار احساس پوچی هستید.
چه چیزی باعث احساس پوچی می شود؟
1- بی هدفی
خیلی ها در این دنیا زندگی می کنند که هدف خاصی برای زندگی ندارند. ممکن است بارها از خودتان پرسیده باشید: باید با زندگی چه کار کنم؟ زندگی چه معنایی دارد؟ باید با خودم چکار کنم؟ ترس از وجودی که هدفی برای زندگی ندارد باعث دامن زدن به احساس پوچی می شود چون ما احساس می کنیم چیزی که باید داشته باشیم را از دست داده ایم و زندگی مان خالی است.
برخی ها برای خلاصی از احساس بی هدفی، سعی می کنند اقدامات مفیدی انجام بدهند. انجام کارهای داوطلبانه یا شرکت در فعالیت هایی که به وسیله آنها به دیگران کمک شود نمونه هایی از این اقدامات مفید است.
معرفی و دانلود 10 تااز بهترین پادکست های انگیزشی
پیدا کردن هدف می تواند برایتان سرگرم کننده هم باشد. این را هم یادتان باشد که منظور ما از تعیین هدف، در نظر گرفتن اهداف خیلی بزرگ یا سرنوشت ساز نیست. شما می توانید موارد خیلی ساده و کوچکی را به عنوان یک هدف کوتاه مدت برای خودتان تعیین کنید و در مسیر رسیدن به آن قدم بردارید.
مثلا کاری را انجام بدهید تا قبل از آن آمادگی اش را نداشتید یا از آن می ترسیدید. اگر به رشته یا زمینه شغلی خاصی علاقه دارید دنبالش بروید و آن را پیگیری کنید. اگر آمادگی اش را دارید بچه دار شوید یا حتی یک هدف ساده مثل کاهش وزن یا ورزش کردن برای خودتان تعیین کنید. به علاقمندی هایتان فکر کنید و در همان راستا برای خودتان یک هدف خوب تعیین کنید.
2- غم و اندوه ناشی از مرگ یک عزیز
احساس غم و اندوه، یک واکنش عاطفی طبیعی نسبت به مرگ عزیزانمان است. گاهی اوقات برای از دست دادن کسی که دوستش داریم از قبل آمادگی ذهنی و روحی پیدا می کنیم و می توانیم با آن کنار بیایم؛ ولی مواقعی هم وجود دارد که عزیزی را به طور غیر منتظره از دست می دهیم. همیشه وقتی یک مرگ اتفاق می افتد، سیلی از عواطف و احساسات درون ما را فرا می گیرند؛ حتی اگر این سیل خیلی زود و فوری جریان پیدا نکند.
خیلی ها برای مقابله با این غم و اندوه از راهکارهای مختلف استفاده می کنند. “پنج مرحله برای گذر از غم” یکی از این روش هاست. چیزی که افراد درباره این مدل ها و روش ها اشتباه متوجه می شوند این است که تصور می کنند این روش ها باید خیلی زود و سریع اثر کنند، در حالیکه غیر ممکن است شما بتواند سیل احساسات و عواطف خودتان را خیلی زود مهار کنید.
هنگام ناراحتی چه کنیم؟ 24 ترفند رهایی از اندوه و غم
این مدل ها اکثرا باید به عنوان راهنمای کلی برای مقابله با احساس غم و اندوه در نظر گرفته شوند. در این روش ها مراحلی وجود دارد که ممکن است شما آنها را تجربه کنید یا نکنید. نکته مهم این است که خودتان را نباید با دیگران مقایسه کنید، چون هر کسی به شیوه خاص خودش درگیر غم و اندوه می شود.

خیلی از این روش ها درباره احساساتی مثل “بی حسی” یا “انکار” بعد از مرگ عزیزان صحبت می کنند. این احساسات می توانند دلیل احساس پوچی و خلا شما باشند. مرگ و از دست دادن یک عزیز تجربه بسیار سختیست. در چنین شرایطی غم و اندوه بر همه چیز غلبه می کنند و احساسات را از مسیر معمولی شان دور می کنند.
اندوه و سوگواری در مرگ یک عزیز از چیزی که به نظر می رسد پیچیده تر است. اگر به خاطر مرگ عزیزانتان دچار احساس پوچی شده اید بهتر است از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرید. روانشناس به شما کمک می کند تا احساس غم و اندوهتان را به شکل درستی تخلیه کنید.
3- سوء مصرف مواد مخدر و الکل
خیلی ها برای فراموش کردن غم و غصه ها یا کنار آمدن با مشکلات زندگی شان سراغ مواد مخدر و الکل می روند. مشروبات الکلی و مواد مخدر شاید بتوانند به شما آرامش بدهند اما این احساس آرامش موقتی است و دیر یا زود دچار عواقب استفاده از این موارد می شوید.
پر کردن احساس خلا و پوچی زندگی با مواد مخدر یا الکل منجر به اعتیاد، بدرفتاری با دیگران، از دست دادن شغل و تغییر شرایط زندگی تان می شود. علاوه بر این، سوء مصرف مواد مخدر باعث بروز بیماری های جسمی و روحی مختلفی هم می شود. به عنوان مثال مصرف الکل و مواد مخدر جرقه ای برای ابتلای شما به بیماری های کبدی ایجاد می کند.
چطور شادی را در خودمان پیدا کنیم؟
از طرف دیگر مشخص شده که مصرف الکل روی بیماران مبتلا به اختلالات خلقی مثل افسردگی و اختلال دو قطبی بسیار بیشتر و شدیدتر از افراد عادی تاثیر می گذارد. الکل روی ذهن این دسته افراد برعکس عمل می کند و باعث بی ثباتی روحی و شدیدتر شدن افسردگی شان می شود.
یکی از دلایلی که باعث می شود خیلی ها به مصرف مواد مخدر رو بیاورند احساس آرامش و تسکین ناشی از این مواد است؛ در حالی که مصرف طولانی مدت مواد مخدر نه تنها آرامش را از شما می گیرد بلکه موجب تشدید و بدتر شدن حالتان هم می شود.
4- استرس های طولانی مدت
انسان ها برای مقابله با استرس های طولانی مدت طراحی نشده اند. استرس باعث می شود بدن برای مقابله با شرایط استرس زای موجود هورمون های مختلفی تولید کند. این هورمون ها شاید استرس را برطرف کنند اما در طولانی مدت مشکلات بزرگتری ایجاد می کنند.
استرس های طولانی مدت باعث افسردگی، اضطراب و در بعضی موارد باعث بروز PTSD (اختلال اضطراب پس از سانحه) می شود. قربانیان آزار جسمی، جنسی، کودک آزاری و فقر ممکن است دچار اختلال PTSD بشوند. نتیجه چنین اختلالی این خواهد بود که فرد هیچ وقت از شرایطی که از جان سالم به در برده جدا نمی شود.
با تغییر شرایط زندگی تان می توانید جلوی استرس های طولانی مدت را بگیرید. ولی اگر این استرس ها زندگی تان را دچار مشکل کرده اند و به تنهایی نمی توانید از پس آنها بربیایید باید به روانشناس مراجعه کنید و از او کمک بگیرید.
5- خانواده، دوستان یا مشکلات مربوط به روابط
افراد دور و بر ما به شدت روی وضعیت روحی و روانی مان تاثیر می گذارند. روابط آشفته، احساس تنهایی یا ناراحتی ها و استرس هایی که گاهی عزیزانمان به ما می دهند می توانند به احساس پوچی مان دامن بزنند. وقتی کسی که دوستش دارید شما را ترک می کند یا تصمیم بدی می گیرد و باعث رنجش شما می شود، سلامت روانی تان به خطر می افتد.
روابط عاشقانه می تواند انواع و اقسام استرس های اضافی را به وجود آورد که هر کدامشان ممکن است احساس پوچی شما را تشدید کنند. ممکن است شریک زندگی تان مشکلی داشته باشد که آن را برطرف نمی کند یا با خانواده او رابطه خوبی نداشته باشید. همه اینها می توانند احساس پوچی را در شما تقویت کنند.

علاوه بر این روابطی که به پایانشان نزدیکند یا روابط شکست خورده هم با ایجاد احساس دلشکستگی می توانند به شما حس پوچی و خلا بدهند.
در برخی موارد ممکن است برای بهبود روابطتان با دیگران به کمک مشاور یا روانشناس نیاز داشته باشید. البته گاهی اوقات هم ماندن در چنین روابطی به نفع شما و سلامتی روحی تان نیست و باید خودتان را از چنین ارتباطاتی دور کنید.
6- استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی
در سال های اخیر، اثرات سوء شبکه های اجتماعی روی سلامت روح و روان افراد بیش از پیش قابل لمس و مشاهده است. شما در شبکه های اجتماعی مختلف به طور مداوم با اخبار منفی و ناخوشایند بمباران می شوید یا ظاهر زندگی دیگران را می بینید و خودتان را مدام با بقیه مقایسه می کنید. همین مساله باعث ایجاد احساس ناامنی گسترده، اختلالات شخصیتی، افسردگی، اضطراب و بسیاری از مسائل دیگر می شود.
شما وقتی وارد فضای مجازی می شوید ممکن است با زندگی های تجملی، شاد و خوش رنگ و لعاب دیگران روبرو شوید و پیش خودتان فکر کنید که چقدر زندگی شما بی ارزش است. از طرف دیگر، کمپانی های مالک رسانه های اجتماعی از سیستم پاداش دوپامین انسانی و ترس از دست دادن استفاده می کند تا شما همیشه در این شبکه ها فعال باشید.
چگونه ذهن خود را از افکار منفی/ مزاحم پاک کنیم؟
درست مثل هر چیز دیگری، از شبکه های اجتماعی هم باید در حد متوسط و متعادل استفاده کرد. استفاده بیش از حد از فضای مجازی برای سلامت روح و روان شما مناسب نیست و می تواند احساسات منفی مثل پوچی را تشدید کند.
7- بازی های ویدئویی افراطی و بیش از حد
دقیقا مثل شبکه های اجتماعی، استفاده بیش از حد از بازی های ویدئویی هم می تواند مشکل ساز باشد. سرگرم شدن افراطی با بازی های ویدئویی شما را از واقعیت و معاشرت با اطرافیانتان جدا و احساس پوچی را در شما تقویت می کند.
درست مثل شبکه های اجتماعی، طراحی بازی های ویدئویی هم به صورتیست که شما را وابسته و معتاد کند. شما خیلی راحت جذب یک بازی ویدئویی می شوید و تا به خودتان بیایید می بینید چندین ساعت است که مشغول بازی کردن هستید. این رفتار باعث می شود مسئولیت هایی که در زندگی واقعی دارید را نادیده بگیرید و کم کم احساس خلا و پوچی پیدا کنید.
مطمئنا این بازی ها راه بسیار خوبی برای سرگرم شدن هستند اما به هیچ وجه نباید بیش از حد استفاده شوند. نکته مهم این است که اگر برای فرار از واقعیات و مشکلات زندگی بازی می کنید به این روند اعتیاد پیدا کرده اید خیلی زود دچار عواقب آن می شوید. بعضی ها حتی موقع بازی کردن قمار هم می کنند و همین مساله باعث تشدید مشکلاتشان می شود.
بازی های ویدئویی در حد اعتدال هیچ مشکلی ایجاد نمی کنند، یادتان باشد که افراط و زیاده روی در هر کاری مسموم و ضربه زننده است.
8- تغییر و تحول های بزرگ زندگی
تغییر و تحولات زندگی استرس هایی با خود به همراه می آورد که کنار آمدن با آنها دشوار است. بعضی اوقات این تغییرات برنامه ریزی شده هستند اما گاهی اوقات هم غیرقابل پیش بینی اند و مثل از دست دادن شغل، پایان رابطه، تغییر محل زندگی یا اتفاقات جدید دیگر به ما تحمیل می شوند.
استرس و ناراحتی در هنگام عبور از چنین شرایطی طبیعی است؛ مخصوصا وقتی که مطمئن نیستید چه چیزی در آینده انتظارتان را می کشد. ماهیت طاقت فرسای این تغییرات می تواند باعث شود ذهنتان بخواهد که خاموش شود تا از بروز استرس و اضطراب جلوگیری کند. این مساله به نوبه خودش می تواند باعث بروز حس پوچی در شما بشود.
چگونه ذهن خود را از گذشته پاک کنیم؟ (12 ترفند)
بله، از دست دادن شغل واقعا اتفاق ناراحت کننده ایست؛ اما می توانید دنبال شغل جدیدی بگردید و چند جا مصاحبه بدهید. پایان یافتن روابط واقعا سخت و ناراحت کننده است؛ ولی دنیا به پایان نرسیده و همیشه این شانس وجود دارد که عشق بهتری را در شخص دیگری پیدا کنید.
این اتفاقات و تغییرات می گذرند و می روند و شما دوباره راهتان را پیدا خواهید کرد. گاهی اوقات با صبر کردن همه چیز بهتر می شود.
9- حسرت خوردن برای اهداف تحقق نیافته
هیچ چیز به اندازه احساس حسرت روی قلب آدمیزاد سنگینی نمی کند. هر کسی در زندگی اش حسرت هایی دارد؛ مثلا با خودش می گوید کاش فلان کار را انجام می دادم یا نمی دادم. گاهی اوقات این حسرت ها افکار ناراحت کننده ای را به ذهن می آورند که ممکن است به شما احساس پوچی بدهد.
زندگی کردن در گذشته، فکر کردن به اتفاقاتی که در گذشته افتاده اند و حسرت خوردن برای روزهایی که رفته اند باعث به وجود آمدن احساسات منفی مثل غم، حسرت، اندوه و پوچی می شود.
گذشت زمان لزوما همه زخم ها را التیام نمی بخشد و گاهی اوقات اگر خودمان راهی برای بهبود آنها پیدا نکنیم، گذشت زمان فقط این زخم ها را بدتر و بدتر می کند. اگر احساس می کنید نمی توانید از فکر گذشته بیرون بیایید و چیزی که اتفاق افتاده را فراموش کنید بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا بتوانید حال و آینده خوبی برای خودتان رقم بزنید.
10- غفلت از سلامتی معنوی
سلامتی معنوی به معنای دین دار یا مذهبی بودن نیست، بلکه عبارتیست که جامعه پزشکی ز آن برای توصیف جنبه های نامشهود روحی و عاطفی فرد استفاده می کنند. سلامتی معنوی شامل مواردی است که باعث می شود احساس شاد بودن، خوب بودن و کامل بودن داشته باشیم.
برخی ها برای رسیدن به آرامش و تسکین روحشان از ذکر گفتن یا عبادت کردن استفاده می کنند. علاوه بر این می توان با انجام کارهای خیرخواهانه، کمک به دیگران، رفتن به طبیعت، ایجاد روابط دوستانه و خیلی از موارد دیگر هم به چنین احساسات خوبی دست پیدا کرد.
ما زندگی پرمشغله ای داریم و همیشه کلی کار برای انجام دادن روی سرمان ریخته است. گاهی اوقات به ندرت وقت پیدا می کنیم که به آرامش و تسکین روحمان اختصاص بدهیم؛ اما یادتان باشد که غفلت از سلامتی معنوی می تواند احساس پوچی را در شما تقویت کند.
8 روش تغییر نگرش در زندگی [تبدیل نگرش منفی به مثبت]
11- مشکلات جسمی یا روحی
خیلی از بیماری های روحی مثل اختلالات خلقی، اختلال شخصیت مرزی، اختلالات خوردن، بدشکلی بدن ، اسکیزوفرنی و همینطور بیماری های جسمی می توانند روی ذهن و بدن ما را تحت تاثیر خودشان قرار بدهند. اگر مساله خاصی در زندگی تان وجود ندارد که باعث احساس پوچی تان شود بهتر است به پزشک مراجعه کنید. گاهی اوقات منشا احساس پوچی بیماری های جسمی هستند نه بیماری های روحی.
چطور می توانیم با احساس پوچی مقابله کنیم؟
همانطور که در این مطلب اشاره کردیم، خیلی از عواملی که باعث به وجود آمدن احساس پوچی می شوند مواردی هستند که در طولانی مدت بروز کرده اند و برای درمان به کمک حرفه ای و تخصصی نیاز دارند. با این حال می توانید خودتان هم با اعمال تغییراتی در زندگی تان، از احساس پوچی و خلا بکاهید.
ما در اینجا روش هایی را پیشنهاد می کنیم که قبل از دریافت کمک حرفه ای یا مراجعه به مشاور و روانشناس می توانید از آنها استفاده کنید:
1- از حمایت دوستان و خانواده تان برخوردار شوید
اگر دچار احساس پوچی شده اید بهتر است با دوستان یا اعضای خانواده تان در این خصوص صحبت کنید. اگر هم انقدر خوش شانس نیستید که از حمایت دوستان یا اعضای خانواده تان برخوردار باشید، می توانید در گروه های آنلاین یا شبکه های اجتماعی مشکلتان را مطرح کنید و یا حتی از یک مشاور آنلاین مشاوره بگیرید.
وقتی احساس پوچی می کنید به احتمال زیاد دلتان می خواهد که از همه دور شوید؛ ولی این کار را نکنید. تمام تلاشتان را بکنید تا با افراد مورد اعتمادتان ارتباط برقرار کنید و حرف بزنید. از آنها بخواهید که شما را حمایت کنند. به این ترتیب آنها متوجه می شوند که مساله جدی است و تنهایتان نمی گذارند.
2- خاطرات روزانه تان را بنویسید
یادداشت کردن اتفاقات روزمره زمانی که به درستی انجام شود تبدیل به ابزار قدرتمندی می شود که می تواند به شما کمک کند. قلم و کاغذ بردارید و اتفاقاتی که در طول روز افتاده اند، احساساتتان و چیزی که باعث شده احساس پوچی کنید را بنویسید.
پوچی ممکن است نتیجه تلاش برای سرکوب کردن احساسات هم باشد؛ مثلا ممکن است همیشه جلوی خودتان را بگیرید که گریه نکنید. این سرکوب احساسات کم کم باعث می شود احساس خلا و پوچی سراغتان بیاید. به احساساتتان بها بدهید و آنها را روی کاغذ تخلیه کنید.

کاری که باید بکنید این است که برای خودتان وقت بگذارید و احساساتتان را دوباره مرور کنید. گاهی اوقات پیام های نامهربانی زیادی از سمت احساساتتان به طرف شما می آیند. شما باید احساساتتان را بپذیرید، به آنها توجه کنید و اجازه بدهید تخلیه شوند.
خیلی از کسانی که احساساتشان را نادیده می گیرند، بعدها هم وقتی برای کاوش آنها نمی گذارند. سرکوب و نادیده گرفتن احساسات منجر به هجوم افکار ناراحت کننده و ناخوشایند و در نهایت احساس پوچی و خلا می شود.
3- اهدافتان را مد نظر قرار بدهید
آیا در زندگی هدفی دارید؟ اگر نه، وقتش رسیده که برای خودتان اهداف کوتاه مدت و بلند مدتی تعیین کنید. تعیین هدف و دانستن اینکه در مسیر رسیدن به اهدافتان هستید باعث کاهش احساس پوچی در شما می شود. وقتی با امید به موفقیت پیش می روید احساس پوچی کمتری هم پیدا خواهید کرد.
درباره اهدافتان، مسیر رسیدن به آنها و اینکه چطور می خواهید به این هدف ها دست پیدا کنید بنویسید. وقتی در آینده به این نوشته ها نگاه کنید متوجه می شوید که چقدر قوی بوده اید و امید و انگیزه بیشتری پیدا می کنید.
15 نکته ی بسیار موثر برای داشتن یک زندگی شاد 
4- کارهایی را انجام بدهید که قبلاً دوستشان داشتید
افسردگی ، پوچی و احساسات منفی پیرامون این موارد باعث می شوند ما از فعالیت هایی که قبلا دوستشان داشتیم لذتی نبریم. حتی اگر در حال حاضر هیچ لذتی از انجام برخی کارها نمی برید باز هم خودتان را درگیر آنها کنید. این کار فرصت خوبی برای اتصال مجدد به شادی هاییست که الان گم شده اند.
این کارها را با اعتدال و با ملاحظه انجام دهید. سعی کنید به این فکر کنید که چه چیزی باعث می شود شما از انجام این کارها خوشحال شوید و روی آن متمرکز بشوید. از طرف دیگر سعی کنید از انجام کارهایی که باعث می شود خیلی زود بی حوصله شوید مثل تماشای مکرر فیلم مورد علاقه تان خودداری کنید. چون تکرار بیش از حد این کار باعث می شود فیلم دیدن برایتان یک عمل حوصله سر بَر و ناراحت کننده شود و به احساس پوچی تان دامن بزند.
5- خودتان را ببخشید
اینکه شما مقصر اتفاقات گذشته باشید یا نباشید مهم نیست، چیزی که مهم است این است که با خودتان مهربان باشید و اگر اشتباهی مرتکب شده اید، آن را فراموش کنید. هیچ انسانی از اشتباه کردن مبرا نیست اما نکته ی مهم، درس گرفتن از اشتباهات است. از دید مثبت به موضوع بنگرید و این را بدانید که اشتباه کردن، راهی برای یاد گرفتن و کسب تجربه است. حتی اگر بشدت احساس پشیمانی می کنید هم لیاقت این را دارید که از همین امروز از خودآزاری دست بردارید و با خودتان ملایم تر باشید.
بنابراین دو راه برای شما وجود دارد: یا خود را تنبیه کنید و در برابر بدبختی تسلیم شوید یا اینکه خودتان را ببخشید و درهای خوشبختی را به روی خود باز کنید. این مسئله به تصمیم شخصی شما بر می گردد. اگر بخواهید تصمیم عاقلانه ای بگیرید، کدام یک را انتخاب می کنید: خشم خودآزار و ناراحتی طولانی مدت، یا بخشش خود و گام برداشتن به سمت خوشبختی؟

6- بازی “سرزنش دیگران” را متوقف کنید و قربانی‌گری را کنار بگذارید
شاید شما در جریان اتفاقات تلخ گذشته یک قربانی بوده اید و بدون هیچ تقصیری، مورد ظلم و خشونت واقع شده اید. جریانات گذشته هر چه بوده تمام شده و باید به زندگی خود ادامه دهید. شما مسئول اتفاقات گذشته نیستید اما در حال حاضر مسئول تغییر نگرش خود هستید. سرزنش کردن دیگران فقط شما را به عقب میراند و در گذشته محبوس می کند. پس تا زمانی که دست از سرزنش دیگران بر ندارید، نمی توانید به خوشحالی برسید. از خودتان بپرسید که آیا عقلانی ست که به کسی که در گذشته به شما آسیب زده است، اجازه دهید بر زمان حال تان نیز تسلط پیدا کند؟
هیچگاه فراموش نکنید که همه ی ما در يك دنيای پرنقص و اشكال و همراه با آدم هايی كه مثل خودمان پر از اشتباه و نقص‌ هستند، زندگي می ‌كنيم. پس بخاطر اشتباهات و گناهانی که از دیگران سر زده، آنها را سرزنش نکنید.
5 دلیل عصبانیت انسان، انواع عصبانیت و روش حل مشکل
7- اجازه ندهید ناراحتی ها به قسمتی از هویت تان تبدیل شود
اگر همه کارهایی که انجام می دهید و تمام روابط تان پیرامون مسائل آزاردهنده ی گذشته باشد، دستیابی به خوشحالی، دشوارتر خواهد شد.
شاید با یادآوری خاطرات گذشته، بتوانید خودتان را تخلیه کنید اما با ادامه ی اینکار به گذشته ی خود قدرت می دهید و آن را به بخشی از هویت تان تبدیل می کنید. شما باید از تجربیات گذشته درس بگیرید و از آنها برای داشتن زندگی بهتر استفاده کنید اما نباید زندگی کنونی خود را حول آن بنا کنید.
8- روی احساسات تان کار کنید
زمانی از روز را به آرامش و تمرکز اختصاص دهید و برای بدست آروردن آرامش درونی، از تکنیک های مدیتیشن و مراقبه استفاده کنید. در حین انجام اینکار به احساسات خود و نحوه ی پاسخ دادن به آنها فکر کنید.
مکتوب کردن احساسات نیز راهی عالی برای درک بهتر آنهاست. نوشتن احساسات روی کاغذ، باعث تفکیک حس های مختلف، کاهش مجادله با خود و همچنین کاهش استرس و هیجان می شود. البته نوشتن احساسات، فقط مربوط به احساسات تلخ و منفی نیست و شما باید از نوشتن احساسات خوب شروع کنید تا روحیه ی مثبتی پیدا کنید.
9- روی موارد مثبت و شادی بخش زندگی تمرکز کنید
بجای تمرکز دائمی روی ناراحتی های خود، به کارهایی بپردازید که باعث شادی و نشاط شما می شود. برای رسیدن به این هدف، به انجام کارهای سخت و پیچیده ای نیاز ندارید، شما می توانید از کارهای ساده شروع کنید.
به بقیه ی روز خود فکر نکنید و فقط روی لحظه ی کنونی متمرکز شوید. آرامش را به دل خود راه دهید و برای چند لحظه هم که شده، خود را از همه چیز رها و آزاد کنید. صرف نظر از دردی که تجربه کرده اید، به این فکر کنید که در این لحظه از چه چیزی می توانید لذت ببرید؟ آیا دراز کشیدن زیر آفتاب برای لحظه ای شما را از غم و اندوه دور می کند؟ آیا درست کردن غذای مورد علاقه تان یا رفتن به یک رستوران خوب می تواند شما را خوشحال تر کند؟ پس منتظر چه هستید؟ از همین امروز به سراغ کارهایی بروید که از انجام دادن آنها لذت می برید.

10- از انزوا و گوشه گیری، اجتناب کنید
بیشتر افراد پس از شکست، گوشه گیر می شوند چون دوست ندارند ضعف خود را به دیگران نشان دهند. شما نباید احساس آسیب پذیری کنید و بجای آن باید سعی کنید از حمایت افراد دیگر بهره مند شوید.
می توانید برای خوردن غذا، پیاده روی کردن و تماشای فیلم، به دیگران ملحق شوید و از عصبانیت یا غم خود فاصله بگیرید. شما نباید ناامیدی و ناراحتی را در هر لحظه از روز با خود حمل کنید و این بار را به دوش بکشید. وقت گذرانی با عزیزان و دوستان این فرصت را به شما می دهد تا برای چندین ساعت احساس رهایی کنید و بتدریج خود را از این وضعیف اسفناک بیرون بکشید.
11- ورزش کنید
ورزش های ساده ای مانند پیاده روی، شنا، باغبانی و حتی رقص، می تواند موجب آرامش و دوری از غم و اندوه شود. از ورزش های ملایم شروع کنید و بتدریج شدت و زمان آن را بیشتر کنید. به این ترتیب از آسیب دیدگی مفاصل نیز جلوگیری می شود. بخصوص ما این 5 حرکت یوگا را به صورت روزانه توصیه می کنیم
12- نفس عمیق بکشید
هنگام عصبانیت و ناراحتی، نفس عمیق بکشید تا دردهای شما تسکین پیدا کند.
در زمان رویارویی با خشم و عصبانیت، ریتم تنفس شما سریع و کم عمق تر خواهد شد و این می تواند موجب اضطراب یا وحشت شود. در عوض سعی کنید آرام و عمیق نفس بکشید.
این به شما کمک می کند احساس کنترل بیشتری داشته باشید و آرامش خود را حفظ کنید و از هرگونه تنش یا اضطراب رهایی یابید.
13- دنبال کمک حرفه ای باشید
اگر به طور مداوم دچار احساس پوچی می شوید از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرید. احساس پوچی احساس طبیعی و نرمالی نیست و نباید آن را تجربه کنید. هر چه این احساس برای مدت طولانی تری با شما همراه باشد، درمان آن هم سخت تر می شود. اگر خودتان به تنهایی نمی توانید با این حس مقابله کنید، اصلا خجالت نکشید و دنبال کمک حرفه ای و تخصصی باشید.



Source link

هنگام ناراحتی چه کنیم؟ 26 ترفند رهایی از اندوه و غم


شاید کسی از نظر جسمی یا روحی به شما آسیب رسانده باشد، شاید از فاجعه ی وحشتناک جان سالم به در برده باشید، شاید با فجایعی مانند آتش سوزی، سرقت مسلحانه یا موارد دیگری مانند مرگ عزیزان روبرو شده باشید. ممکن است از این وقایع تلخ، سالیان سال گذشته باشد اما همچنان غم و اندوه ناشی از آنها را در زندگی احساس کنید.
هر کسی در زندگی حداقل یکبار با حوادث تلخ و ناگوار روبرو می شود، اما چیزی که مهم است، نحوه ی رویارویی با آنها و رهایی از غم و غصه است.
چطور شادی را در خودمان پیدا کنیم؟ (راهنمای کامل خود درمانی)
برای نوجوانی که به تازگی شکست عشقی خورده است، ناراحتی به معنای پایان زندگی است. تخمین زده می شود که در هر 100 دقیقه، یک نوجوان اقدام به خودکشی می کند و تعداد خودکشی در خانواده های پردرآمد همانند خانواده های فقیر است. اما دلیل آن چیست؟ احتمالاً همه این نوجوانان از فجایع و ناراحتی هایی رنج می برند که موجب آزار آنها می شود. این افراد، نمی دانند که چگونه از این وضعیت اسفناک عبور کنند و مرگ را تنها راه رهایی از مشکلات می دانند. بنابراین آگاهی از تکنیک های رهایی از اندوه و غم برای هر فردی در زندگی لازم است.
اگر شما هم فردی آسیب دیده و زخم خورده هستید، باید با راهکارهای دوری از ناراحتی و غم و اندوه آشنا شوید. در این مطلب نکات مهمی که می تواند برای رهایی از ناراحتی به شما کمک کند، آورده شده است. اگر یکی از دوستان یا عزیزان تان هم به این وضعیت گرفتار شده است، می توانید با به اشتراک گذاری این مطلب، به او کمک کنید تا روزهای سخت زندگی را راحتتر پشت سر بگذارد.
26 راهکار رهایی از اندوه و غم
1- دلیل ناراحتی تان را پیدا کنید
گاهی اوقات شناسایی و پذیرفتن علت ناراحتی می تواند کار دشواری باشد. برخی از افراد به دلیل ترس از جدایی و داشتن اعتماد به نفس پایین، در روابط آسیب زا باقی می مانند چون فکر می کنند لیاقت بیشتر از اینها را ندارند. درحالیکه این طرز فکر بسیار غلط، موجب محروم شدن آنها از شادی و زندگی سراسر غم و اندوه می شود.
اولین قدم برای رسیدن به شادی پس از آسیب دیدن این است که بفهمید دلیل ناراحتی تان چیست و ریشه همه چیزهایی که زندگی را به کام تان تلخ کرده است، پیدا کنید.
2- ناراحتی خود را احساس و ابراز کنید
شما باید بدانید که پذیرش احساسات درونی نشانه ی ضعف یا نداشتن غرور نیست. هیچ درست و غلطی در مورد احساسات وجود ندارد و هر انسانی در مواقعی از زندگی با آنها روبرو می شود. پس بجای مخفی کردن احساسات، آنها را بپذیرید و از راه های مختلف ابراز کنید. اگر ناراحت و پریشان هستید، احساسات خود و دلیل آن را روی یک کاغذ بنویسید و بسوزانید! از هر طریقی که می دانید، احساسات تان را تخلیه کنید و در خودتان نریزید.

3- در زمان حال زندگی کنید
بازگشت به گذشته برای هیچکس امکان پذیر نیست. اگر دائما به این فکر کنید که باید جور دیگری رفتار می کردید و بجای سکوت کردن می جنگیدید، تنها شرایط را برای خودتان سخت تر خواهید کرد. یادآوری حادثه های تلخ گذشته و حسرت خوردن، هیچ دردی از شما دوا نمی کند و فقط موجب تشدید ناراحتی و و افسردگی تان می شود.
پس بپذیرید که گذشته ها گذشته و همه چیز تمام شده است. بجای آن در زمان حال زندگی کنید و به روزهای خوبی که در آینده پیش رو دارید، فکر کنید. اگر دچار اختلال استرس پس از سانحه هستید، می توانید از یک مشاور یا متخصص کمک بگیرید. بارها و بارها با تمام این دردها و ناراحتی ها، مبارزه کنید و قبول کنید که نمی توانید به عقب برگردید و خوشبختی را در آنجا پیدا کنید. ذهنتان را از اتفاقات تلخ گذشته پاک کنید و از انرژی، امکانات و استعدادهای فعلی خود، نهایت استفاده را ببرید.
4- از تعریف کردن وقایع تلخ گذشته برای دیگران دست بردارید
گاهی اوقات ما یک داستان غم انگیز را بارها و بارها تعریف می کنیم تا به این طریق دردهایمان را تسکین دهیم. اما آیا یادآوری دائم این وقایع، روش مناسبی برای تسکین دردها ست؟
البته حرف زدن در مورد احساسات و تجزیه و تحلیل کردن آنها کار بدی نیست اما اگر اینکار را تا سال ها ادامه دهید، فقط ناراحتی و اندوه خود را تغذیه می کنید و به آن قدرت می بخشید.
چگونه ذهن خود را از افکار منفی/ مزاحم پاک کنیم؟
یادآوری خاطرات تلخ، هیچگاه گذشته را تغییر نمی دهد. با تعریف کردن یک داستان دردناک و توضیح دادن آن برای همه، نمی توانید خوشبختی را پیدا کنید. خوشحالی زمانی به سراغ تان می آید که خاطرات شیرین را جایگزین تجربیات دردناک خود کنید.
5- خودتان را ببخشید
اینکه شما مقصر اتفاقات گذشته باشید یا نباشید مهم نیست، چیزی که مهم است این است که با خودتان مهربان باشید و اگر اشتباهی مرتکب شده اید، آن را فراموش کنید. هیچ انسانی از اشتباه کردن مبرا نیست اما نکته ی مهم، درس گرفتن از اشتباهات است. از دید مثبت به موضوع بنگرید و این را بدانید که اشتباه کردن، راهی برای یاد گرفتن و کسب تجربه است. حتی اگر بشدت احساس پشیمانی می کنید هم لیاقت این را دارید که از همین امروز از خودآزاری دست بردارید و با خودتان ملایم تر باشید.
بنابراین دو راه برای شما وجود دارد: یا خود را تنبیه کنید و در برابر بدبختی تسلیم شوید یا اینکه خودتان را ببخشید و درهای خوشبختی را به روی خود باز کنید. این مسئله به تصمیم شخصی شما بر می گردد. اگر بخواهید تصمیم عاقلانه ای بگیرید، کدام یک را انتخاب می کنید: خشم خودآزار و ناراحتی طولانی مدت، یا بخشش خود و گام برداشتن به سمت خوشبختی؟

6- بازی “سرزنش دیگران” را متوقف کنید و قربانی‌گری را کنار بگذارید
شاید شما در جریان اتفاقات تلخ گذشته یک قربانی بوده اید و بدون هیچ تقصیری، مورد ظلم و خشونت واقع شده اید. جریانات گذشته هر چه بوده تمام شده و باید به زندگی خود ادامه دهید. شما مسئول اتفاقات گذشته نیستید اما در حال حاضر مسئول تغییر نگرش خود هستید. سرزنش کردن دیگران فقط شما را به عقب میراند و در گذشته محبوس می کند. پس تا زمانی که دست از سرزنش دیگران بر ندارید، نمی توانید به خوشحالی برسید. از خودتان بپرسید که آیا عقلانی ست که به کسی که در گذشته به شما آسیب زده است، اجازه دهید بر زمان حال تان نیز تسلط پیدا کند؟
هیچگاه فراموش نکنید که همه ی ما در يك دنيای پرنقص و اشكال و همراه با آدم هايی كه مثل خودمان پر از اشتباه و نقص‌ هستند، زندگي می ‌كنيم. پس بخاطر اشتباهات و گناهانی که از دیگران سر زده، آنها را سرزنش نکنید.
چگونه ذهن خود را از گذشته پاک کنیم؟ (12 ترفند)
7- اجازه ندهید ناراحتی ها به قسمتی از هویت تان تبدیل شود
اگر همه کارهایی که انجام می دهید و تمام روابط تان پیرامون مسائل آزاردهنده ی گذشته باشد، دستیابی به خوشحالی، دشوارتر خواهد شد.
شاید با یادآوری خاطرات گذشته، بتوانید خودتان را تخلیه کنید اما با ادامه ی اینکار به گذشته ی خود قدرت می دهید و آن را به بخشی از هویت تان تبدیل می کنید. شما باید از تجربیات گذشته درس بگیرید و از آنها برای داشتن زندگی بهتر استفاده کنید اما نباید زندگی کنونی خود را حول آن بنا کنید.
8- روی احساسات تان کار کنید
زمانی از روز را به آرامش و تمرکز اختصاص دهید و برای بدست آروردن آرامش درونی، از تکنیک های مدیتیشن و مراقبه استفاده کنید. در حین انجام اینکار به احساسات خود و نحوه ی پاسخ دادن به آنها فکر کنید.
مکتوب کردن احساسات نیز راهی عالی برای درک بهتر آنهاست. نوشتن احساسات روی کاغذ، باعث تفکیک حس های مختلف، کاهش مجادله با خود و همچنین کاهش استرس و هیجان می شود. البته نوشتن احساسات، فقط مربوط به احساسات تلخ و منفی نیست و شما باید از نوشتن احساسات خوب شروع کنید تا روحیه ی مثبتی پیدا کنید.
9- روی موارد مثبت و شادی بخش زندگی تمرکز کنید
بجای تمرکز دائمی روی ناراحتی های خود، به کارهایی بپردازید که باعث شادی و نشاط شما می شود. برای رسیدن به این هدف، به انجام کارهای سخت و پیچیده ای نیاز ندارید، شما می توانید از کارهای ساده شروع کنید.
به بقیه ی روز خود فکر نکنید و فقط روی لحظه ی کنونی متمرکز شوید. آرامش را به دل خود راه دهید و برای چند لحظه هم که شده، خود را از همه چیز رها و آزاد کنید. صرف نظر از دردی که تجربه کرده اید، به این فکر کنید که در این لحظه از چه چیزی می توانید لذت ببرید؟ آیا دراز کشیدن زیر آفتاب برای لحظه ای شما را از غم و اندوه دور می کند؟ آیا درست کردن غذای مورد علاقه تان یا رفتن به یک رستوران خوب می تواند شما را خوشحال تر کند؟ پس منتظر چه هستید؟ از همین امروز به سراغ کارهایی بروید که از انجام دادن آنها لذت می برید.

10- از انزوا و گوشه گیری، اجتناب کنید
بیشتر افراد پس از شکست، گوشه گیر می شوند چون دوست ندارند ضعف خود را به دیگران نشان دهند. شما نباید احساس آسیب پذیری کنید و بجای آن باید سعی کنید از حمایت افراد دیگر بهره مند شوید.
می توانید برای خوردن غذا، پیاده روی کردن و تماشای فیلم، به دیگران ملحق شوید و از عصبانیت یا غم خود فاصله بگیرید. شما نباید ناامیدی و ناراحتی را در هر لحظه از روز با خود حمل کنید و این بار را به دوش بکشید. وقت گذرانی با عزیزان و دوستان این فرصت را به شما می دهد تا برای چندین ساعت احساس رهایی کنید و بتدریج خود را از این وضعیف اسفناک بیرون بکشید.
11- ورزش کنید
ورزش های ساده ای مانند پیاده روی، شنا، باغبانی و حتی رقص، می تواند موجب آرامش و دوری از غم و اندوه شود. از ورزش های ملایم شروع کنید و بتدریج شدت و زمان آن را بیشتر کنید. به این ترتیب از آسیب دیدگی مفاصل نیز جلوگیری می شود. بخصوص ما این 5 حرکت یوگا را به صورت روزانه توصیه می کنیم
12- نفس عمیق بکشید
هنگام عصبانیت و ناراحتی، نفس عمیق بکشید تا دردهای شما تسکین پیدا کند.
در زمان رویارویی با خشم و عصبانیت، ریتم تنفس شما سریع و کم عمق تر خواهد شد و این می تواند موجب اضطراب یا وحشت شود. در عوض سعی کنید آرام و عمیق نفس بکشید.
این به شما کمک می کند احساس کنترل بیشتری داشته باشید و آرامش خود را حفظ کنید و از هرگونه تنش یا اضطراب رهایی یابید.
13- کتاب های آرامش بخش و انگیزشی بخوانید
کتاب های زیادی در مورد روش های شاد زیستن و جذب انرژی های مثبت وجود دارد که می توانید در مواقع مورد نیاز مطالعه کنید و به کمک توصیه های ارزشمند آنها، ناراحتی خود را تسکین دهید.
14- در مواقع مورد نیاز، از یک مشاور کمک بگیرید
ناراحتی می تواند شما را خسته، مضطرب، افسرده و بدخلق کند. این می تواند موجب تشدید وضعیت بد روحی شما شود.
اگر فکر می کنید رهایی از این شرایط سخت برای شما دشوار است، از یک مشاور یا متخصص کمک بگیرید. مشاوران، توصیه ها و روش های درمانی مناسبی برای حل مشکل شما ارایه خواهند داد.
15-گوش دادن به این موسیقی های ساخته شده توسط روانشناسان
موسیقی هایی بسیار موثر توسط روانشناسان و آهنگ سازان فقط برای کاهش اشفتگی ذهن ساخته شده است که توسط کاربران استفاده شده و بسیار موثر تشخیص داده شده اند. در گام اول توصیه می کنیم این موسیقی ها را دانلود کنید و از همین امروز روزانه 3 بار (هر بار حداقل 10 دقیقه) به آنها گوش دهید. این موسیقی ها را در اینجا می توانید گوش کنید (باید VPN روشن کنید)
16- حواس خود را پرت کنید
هنگام مواجهه با ناراحتی و هجوم افکار منفی، حواس خود را به چیزهای دیگر پرت کنید. در فعالیت های لذت بخش و پرتحرک شرکت کنید و با دوستان خود وقت بیشتری بگذرانید. می توانید از سرگرمی های مختلف مانند عکاسی، خیاطی یا بافندگی یا موارد دیگر، استفاده کنید.
5 دلیل عصبانیت انسان، انواع عصبانیت و روش حل مشکل
17- خواب خوب و کافی داشته باشید
بسیاری از افراد در زمان ناراحتی، خواب خوب و باکیفیتی ندارند. خواب کافی، تاثیر زیادی بر خلق و خوی انسان دارد و اگر می خواهید به زندگی عادی خود برگردید، نباید خود را از خواب کافی محروم کنید.
برای دستیابی به این هدف، هر شب در یک ساعت مشخص به رختخواب بروید و صبح ها در یک ساعت معین از خواب بیدار شوید و از چرت زدن در طول روز خودداری کنید. در صورت ادامه مشکلات خواب، به پزشک مراجعه کنید.
18- شادی را در چیزهای کوچک جستجو کنید
خوشحال بودن یک کودک، کمک به افراد نیاز مند و یا غذادادن به حیوانات می تواند باعث ایجاد شادی در شما شود. مثبت اندیش باشید، دل رئوفی داشته باشید و آنچه باعث از بین رفتن شادی میشود را کنار بگذارید.
19-نصب اپلیکیشن ملودی های مثبت اندیشی (فوق العاده موثر)
یک اپلیکیشن فوق العاده که به داشتن تمرکز و کاهش خستگی های فکری روحی کمک شایانی می کند. آن را روی گوشی خود نصب کنید بقیه مراحل بسیار ساده و کار کردن با آن کاملا بی دردسر و رایگان است. شامل یک سری ملودی و راهکارهای فوق العاده موثر (روزانه حداقل 20 دقیقه از این اپلیکیشن استفاده کنید):

20- ببخشید و فراموش کنید

بخشندگی باعث از بین رفتن استرس در فرد میشود.
خشم خود را کنترل کنید.
اشتباهات خود را بپذیرید و بخاطر آنها معذرت خواهی کنید.
همیشه از کسی که به شما کمک میکند تشکر کنید.

21- از چیزهای زیبا عکس بگیرید
برای ثبت خاطرات خوب از آنچه پیرامون‌تان رخ میدهد عکس‌برداری کنید. از طبیعت، محیط اطراف، گل‌ها، لبخند یک کودک و یا هر چیز جالب دیگری عکس بگیرید.
برای عکس گرفتن می توانید از گوشی همراه یا دوربین عکاسی استفاده کنید.
22- با افرادی که باعث خندیدن شما می‌شوند وقت بگذرانید
هر چقدر میتوانید لبخند بزنید و خودتان را دوست داشته باشید. با افراد شاد و افرادی که باعث شادی شما می‌شوند وقت بگذرانید. خنده باعث ایجاد هورمون اندورفین می‌شود و به شما احساس خوبی می‌دهد.
23- به دنبال یادگیری و رشد باشید

یادگیری و شکست فرایندی است که در هنگام رشدکردن اتفاق می افتد.
چیزهای جدیدی یادبگیرید که باعث شادی و معنابخشی به زندگی شما می‌شود.
نسبت به شکست هایتان واکنش مثبت نشان دهید و ناامید نشوید.
در زندگی اهل ریسک باشید.

24- از سختی ها بعنوان فرصت‌ یادگیری استفاده کنید
از چالش ها و مشکلاتی که برایتان رخ میدهد می‌توانید چیزهای جدیدی یاد بگیرید و مقدمات رشد و پیشرفت خود را فراهم کنید. مشکلات باعث قوی تر شدن شما می‌شوند. از مشکلات فرار نکنید و با یک استراتژی مناسب برای مواجهه با آن اقدام کنید.
25- زیاد لبخند بزنید
خنده زیباترین لباسی است که میتواند روی صورت شما قرار بگیرد. خنده باعث مثبت شدن نگرش شما می‌شود و با تولید هورمون اندورفین سطح استرس را پایین می‌آورد.
26-نکات ریز تکمیلی

تلاش نکنید که همه چیز را کنترل کنید. بیش از ۹۰ درصد اتفاقاتی که رخ می دهند خارج از کنترل ماست.
خشم و ناراحتی تان را مدیریت کنید. با کمک این راهنما
اشتباهاتتان را جبران کنید یا اگر قابل جبران نبود از آنها درس بگیرید!
احساس افتخار کنید. حتی اگر شکست خورده اید بدانید که تلاش خود را کرده اید.
از روابط بد و ناسالم دوری کنید. روابطی ناسالم هستند که افکار منفی را وارد ذهن شما می کنند.
از شکست نترسید. اگر شکست نخورید موفق نمی شوید.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. شما در واقع فقط ظاهر زندگی دیگران را می بینید.

حرف اخر…
تجربه ی روزهای سخت و رویارویی با مشکلات، امری معمول است و همه ی ما در برهه ای از زندگی با آن مواجه می شویم. اما مدیریت احساسات و دوری از ناراحتی، مهارتی ست که لازم است در زندگی بیاموزیم. گذشت زمان به پردازش احساسات و تسکین دردهای ما کمک زیادی می کند اما شما می توانید با راهکارهای مختلفی که در این مطلب به آنها اشاره شده است، این مدت زمان را به حداقل برسانید و سریعتر به زندگی نرمال و شاد خود بازگردید.
همه ی افراد لایق خوشبختی و خوشحالی هستند اما مهمترین شخصی که می تواند این هدایای ارزشمند را به شما تقدیم کند، تنها خودتان هستید! این شما هستید که باید تصمیم بگیرید قوی باشید و با قدرت تمام از مشکلات عبور کنید و به سمت روزهای خوش زندگی حرکت کنید. همیشه این جمله را بخاطر بسپارید که “درد اجباری ست اما رنج کشیدن اختیاری ست.”
منبع 1 منبع 2
15 نکته ی بسیار موثر برای داشتن یک زندگی شاد



Source link

چطور به خودمان آرامش دهیم؟ (14 ترفند برای بزرگسالان)


آرامش دادن به خود، بخش جدایی ناپذیری از طبیعت همه ما انسانهاست. ما حتی در دوران شیرخوارگی هم برای اینکه به آرامش برسیم از کارهایی مثل مکیدن انگشت شست استفاده می کردیم. حالا که بزرگتر شده ایم، دیگر این کار به اندازه دوران کودکی باعث آرامشمان نمی شود؛ بنابراین باید دنبال تکنیک ها و راه های موثرتری برای ایجاد آرامش در خودمان و از بین بردن احساسات منفی و مخرب باشیم.
تصویر بالا را ببینید. یک کودک در حال آرامش دادن به خودش است (با مکیدن انگشتان دست). هر کسی روشی برای آرامش دادن به خودش دارد اما اصول یکی ست. در این مطلب بهترین ترفندها برای اینکه به خودتان آرامش دهید را معرفی می کنیم.
اما قبل از اینکه به بررسی روش های آرامش دادن به خودمان بپردازیم، بیایید ببینیم اصلا هدف از این کار چیست و چرا باید به خودمان آرامش بدهیم؟
۱۵ نکته ی بسیار موثر برای داشتن یک زندگی شاد طبق جدیدترین تحقیقات روز دنیا
هدف ما از آرامش دادن به خودمان چیست؟
زندگی پر از استرس و فشار است. میان اینهمه دغدغه و تنش، گهگاهی آدم های نامهربان و بی رحم هم پیدا می شوند که با کارهایشان آرامش را از ما می گیرند. از طرف دیگر، آشفتگی، فقر، حوادث ناراحت کننده و فاجعه آمیز نیز برای هر کسی ممکن است پیش بیاید. کنار آمدن با پیامدهای این اتفاقات کار سختی است و ممکن است شما را در فشار و ناراحتی قرار بدهد.
گاهی اوقات هم ممکن است روابط عاطفی تان خوب پیش نرود، شغلتان را از دست بدهید یا بدهی بالا بیاورید و همه چیز برایتان ناراحت کننده و ناخوشایند بشود. علاوه بر همه اینها، ممکن است کسی به یک بیماری روحی هم مبتلا شود و آن وقت همه چیز برایش چالش برانگیزتر و سخت تر می شود.
به خاطر همه این موارد است که ما باید یاد بگیریم چطور به خودمان آرامش بدهیم. وقتی اینهمه ناراحتی، استرس و فشار روی هم جمع می شوند، استفاده از روش های آرامش دهی به خودمان می تواند بار سنگین این عوامل را از روی دوشمان بردارد.

آرامش دادن به خود، در واقع مدیریت احساسات منفی به شکل موثر است که باعث می شود بتوانید با اتفاقات بد و ناراحت کننده به شیوه درستی کنار بیایید. این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا آشفتگی و هرج و مرج را از ذهنتان پاک کنید و تاثیر استرس روی بدنتان را کاهش بدهید.
استرس به خودی خود تاثیر منفی و مخربی روی بدن می گذارد. از بی خوابی های شبانه گرفته تا تشدید علائم بیماری های روانی و همچنین ناراحتی های جسمی، همه و همه جزو عوارض استرس محسوب می شوند.
بهترین تکنیک های آرامش دادن به خود چیست؟
هر کسی به روش خاص خودش به خودش آرامش می دهد؛ بنابراین نمی توان یک روش مشخص و واحد برای این کار ارائه داد. در واقع بهترین روش برای آرامش دادن به خود، روشیست که برای شما مفید است. فقط یادتان باشد از هر روش چند بار استفاده کنید تا مطمئن شوید موثر یا بی اثر است، بعد سراغ روش های دیگر بروید.
روش های خود مدیریتی روی استرس و مسائل مربوط به سلامت روح و روان معمولا خیلی زود و سریع جواب نمی دهند و شما باید برای چند مدت از آنها استفاده کنید تا موثر واقع شوند.
علائم، علل و جدیدترین راه های درمان قطعی استرس کم تا شدید
تکنیک های آرامش دادن به خود، شامل روش هایی برای تمرکز ذهن و دور کردن فکر شما از آشفتگی ها و پریشانی هاست. این روش ها به شما کمک می کنند تا از فکر و خیال بیرون بیایید و تمرکزتان را روی موارد مثبت معطوف کنید.
موثرترین تکنیک های آرامش دادن به خود شامل موارد زیر می شوند:
1- حمام آب گرم را امتحان کنید
حمام آب گرم و استفاده از رایحه های مطبوع موقع حمام کردن به شما کمک می کند تا احساسات منفی را از خودتان دور کنید و به آرامش برسید. نشستن در وان آب گرم باعث تسکین پیدا کردن بدن می شود. با این کار عضلات بدنتان شل می شوند و فشار از روی آنها برداشته می شود تا شما احساس آرامش پیدا کنید.
2- یک تکه یخ بمکید
سرمای شدید یخ توجه شما را به قطعه یخ جلب می کند. وقتی یخ را در دهانتان می گذارید، ذهن شما همه چیز را رها می کند و فقط به سرمای یخ توجه می کند. به این ترتیب می توانید تمرکزتان را از روی افکار منفی بردارید و به چیز دیگری معطوف کنید.
4 حرکت یوگا جهت ارتقای آرامش (برای افراد مبتدی-متوسط)
3- یک پتوی سنگین روی خودتان بیندازید
پتوی سنگین می تواند استرس و اضطراب شما را کمتر کند. فشار وزن پتو آرامش بخش است و باعث می شود تا سیستم عصبی تان در حالت استراحت قرار بگیرد و آرام شود. این کار در کاهش افکار مضطرب و نگران کننده و همینطور پایین آوردن ضربان قلب و تنفس سریع هم موثر است.
4- از تکنیک تنفس مربعی استفاده کنید
تنفس مربعی یکی از تکنیک های رسیدن به آرامش است. برای انجام این روش، 4 ثانیه هوا را به داخل ریه هایتان استنشاق کنید، برای 4 ثانیه آن را در سینه نگه دارید و در نهایت طی 4 ثانیه بازدم کنید. 4 ثانیه بعد دوباره همین مراحل را تکرار کنید.
موقع انجام این روش ثانیه ها را بشمارید و روی شمارش و نفس کشیدنتان تمرکز کنید. تمرینات تنفسی یکی از رایج ترین و موثرترین روش ها برای کاهش اضطراب و رسیدن به آرامش محسوب می شوند.

5- افکار منفی را با افکار مثبت خنثی کنید
افکار منفی باعث افزایش احساسات منفی در ما می شوند. شما نمی توانید وقتی همه ذهنتان را با افکار منفی و ناامید کننده پر کرده اید انتظار داشته باشید احساس آرامش کنید! به جای اینکه روی افکار منفی تمرکز کنید سعی کنید فکرهای مثبت به ذهنتان بیاورید.
از خودتان بپرسید چطور می توانم کاری کنم که اوضاع خوب پیش برود؟ چه کارهای درست و خوبی می توانم انجام بدهم؟ حتی اگر مورد مثبت و خوبی به ذهنتان نرسید فقط سعی کنید منفی بافی نکنید.
6- به خودتان یادآوری کنید که شما مسئول کارهای دیگران نیستید
خب، گاهی اوقات شما مسئول کارهای دیگرانید؛ مثلا اگر پسر کوچکتان شیشه پنجره کسی را بشکند شما مسئولید و باید جوابگو باشید. اما در اکثر مواقع اینطور نیست. شما مسئول اعمال دیگران نیستید پس چرا باید وقت و انرژی با ارزش خودتان را برای کارهای دیگران تلف کنید؟
هر وقت از عملکرد یا کارهای دیگران ناراحت شدید این را به خودتان یادآوری کنید که شما مسئول کارهای بقیه نیستید و نباید آرامشتان را به خاطر آنها بر هم بزنید.
140 عادت بدی که باید آنها را ترک کنیم (مگا لیست)
7- از روش مراقبه بصری استفاده کنید
مراقبه یا مدیتیشن بصری با چیزی که اغلب مردم درباره مراقبه می دانند متفاوت است. این کار بیشتر روی تمرکز روی یک شئ خاص و خالی کردن ذهن از هر چیزی دیگری به جز آن متمرکز است.
به عنوان مثال می توانید یک شمع روشن کنید و به شعله آن نگاه کنید. روی شعله، فتیله، موم، دود و بوی شمع تمرکز کنید. اگر اعتقادات مذهبی دارید می توانید روی یک نماد معنوی یا چیزی که به آن معتقدید و از آن حس خوبی می گیرید تمرکز کنید.
8- فیلم خنده دار نگاه کنید
با دیدن یک نمایش یا فیلم خنده دار می توانید ذهنتان را از افکار منفی و ناراحت کننده دور کنید. نه تنها تحریک حس بینایی باعث تمرکز شما روی چیزی به جز افکار و احساسات منفی می شود، بلکه خندیدن هم باعث ترشح هورمون هایی در مغز می شود که ذهنتان را شاداب تر و بازتر می کنند.
9- یک فنجان چای داغ بنوشید
نوشیدن چای داغ هم به شما آرامش می دهد و هم ذهنتان را از مسائل ناراحت کنند دور می کند. عطر و طعم چای توجه شما را به خودش معطوف می کند و شما را از دنیای افکار و خیالاتتان بیرون می کشد. علاوه بر این گرمای چای از روی زبان تا رسیدن به معده احساس می شود و حواس شما را از فکر کردن به چیزهای دیگر پرت می کند.
50 نکته ساده که زندگی تان را زیر و رو می کنند (تغییر مثبت)
10- با حیوان خانگی تان بازی کنید
حیوانات خانگی منبع فوق العاده ای برای آرامش گرفتن و دریافت عشق بی قید و شرط هستند. اگر دچار پریشان حالی و ناآرامی شده اید توصیه می کنیم مدتی را با یک حیوان خانگی بگذرانید. توجهتان را روی آن متمرکز کنید، با او بازی کنید، او را نوازش کنید و ببینید چطور استرس ها به مرور کمتر و کمتر می شوند و به آرامش می رسید.
11-صبور بودن را هر روز تمرین کنید

با استفاده از راهکارهای ساده ی زیر میتوانید صبور بودن را هرروز تمرین کنید. به این ترتیب، توانایی های شما برای آرام ماندن در مواجهه با استرس افزایش میابد:

هر گاه به فروشگاه، نانوایی و… میروید، در صف های طولانی تر بایستید
پیاده روی های طولانی مدت داشته باشید
اگر میخواهید به دوستانتان آرام بودن را یاد دهید، این موارد را به آنها هم بگویید تا مانند شما بتوانند از استرس دور شوند.
اگر چیزی باعث خشم شما می شود با این روش خشم خود را کنترل کنید!

12-کسی که دوست دارید باشید را تجسم کنید
شاید دلیل اینکه دلتان می خواهد زندگی تان را از نو شروع کنید این باشد که تبدیل به فردی شده اید که او را نمی شناسید. شاید تبدیل به کسی شده اید که ویژگی ها و خصوصیات رفتاری اش را دوست ندارید. شاید برایتان سخت است که خودتان را به این شکل بپذیرید و وقتی در آینه به خودتان نگاه می کنید به نظرتان به یک غریبه خیره شده اید.
شاید به خاطر آسیب روحی و رنج هایی که کشیده اید عوض شده اید، بدبین شده اید و دیگر نمی توانید به کسی اعتماد کنید. شاید مغرور شده اید، سطحی نگر شده اید یا اعتماد به نفستان را از دست داده اید.
13-با افرادی که مانع راهتان می شوند یا منفی باف هستند خداحافظی کنید
موقع فکر کردن به زندگی تان ممکن است متوجه شوید یکی از جنبه هایی که باید روی آن کار کنید روابطتان با دیگران است. اگر افراد خاصی در زندگی تان وجود دارند که شما را به عقب هل می دهند و مانع پیشرفتتان می شوند، وقتش رسیده که با آنها خداحافظی کنید.
از افراد سمی و کسانی که انرژی منفی دارند فاصله بگیرید. با این کار می توانید وقت بیشتری را در کنار افرادی دوستشان دارید و آنها هم شما را دوست دارند بگذرانید.
14- ویدیوی کوتاه زیر را حتما ببینید

دانلود ویدیو

از آرامش دهنده های ناسالم دوری کنید
همانطور که دیدید روش های زیادی برای آرامش دادن به خودمان وجود دارد. بیشتر این موارد با ایجاد احساسات خوب و مثبت در شما و پرت کردن حواستان و متمرکز کردنتان روی چیزی به جز افکار منفی، به شما آرامش می دهند.
البته روش های ناسالم و مخربی هم این وسط وجود دارد که بعضی ها برای آرامش گرفتن از آنها استفاده می کنند ولی باید از این موارد دوری کرد. این کارها شاید باعث شوند که خیلی زود و سریع به آرامش برسید؛ اما در دراز مدت آسیب های زیادی به شما می زنند.
برخی از آرامش دهنده های مخرب و ناسالم عبارتند از:

مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر
دوری و اجتناب طولانی مدت از مشکلات و مسائل
خودزنی
رابطه جنسی پرخطر یا هرزگی
رفتارهای خود تخریبی
سیگار کشیدن
قماربازی
کم یا زیاد غذا خوردن
مصرف مواد غذایی بی ارزش
زیاد کار کردن
کم یا زیاد خوابیدن

بعضی از مواردی که در بالا اشاره کردیم در حد اعتدال می توانند کمک کننده باشند. قرار نیست از همه چیز دوری کنید و به خودتان خیلی سخت بگیرید، بلکه باید از هر چیزی در حد اعتدال استفاده کنید. مثلا خوابیدن و استراحت کردن اگر به اندازه کافی و مناسب باشد می تواند شما را به آرامش برساند.
ولی خیلی از موارد بالا مثل مصرف الکل یا مواد مخدر حتی در مقادیر کم هم آسیب زننده هستند و باید از آنها دوری کرد. به جای استفاده از چنین مواردی، سعی کنید موارد مثبت را به عادت های همیشگی تان برای رسیدن به آرامش تبدیل کنید.
دنبال آرامش دائمی هستید؟ 17 ترفند برای اینکه همیشه ذهن آزاد و مثبتی داشته باشیم
شاید الان با اتخاذ روش های ناسالم به آرامش و تسکین موقتی برسید، ولی چند سال بعد دچار عواقب و پیامدهای آنها می شوید و باید خودتان را از چاهی که در آن افتاده اید نجات بدهید. پس به جای دنبال کردن روش های غلط، با پیگیری عادات سالم و درست و در دراز مدت، استرستان را مدیریت کنید و به آرامش برسید.



Source link