١٠ سوال که جون بچه تون رو نجات میده !

نقاشیا

حتما فیلم بالا را خودتان یک بار دیده و برای دومین بار همراه کودکانتان مشاهده فرمایید.

– نقش والدین در وقوع این نوع حوادث چیست؟

بزرگترین موضوعی که باید به آن پرداخته شود، اینست که چرا پدری باید بچه‌اش را به این صورت در ماشین بگذارد. شما در تهران و شهرهای دیگر با صدها نمونه‌‌ی دیگر مواجه می‌شوید که فرد ماشینش را روشن رها می‌کند تا از مغازه چیزی را خریداری کند و قصور پدر در حادثه‌ی اخیر موضوع  قابل توجهی است. اصل اینست که به مردم آموزش بدهیم وقتی با خودرو بیرون می‌روند هیچ‌گاه آن را روشن رها نکنند؛ درهای ماشین را قفل کنند و سوییچ و چیزهای گرانقیمت را در ماشین نگذارند.

  • – چه نکاتی اگر رعایت می‌شد این اتفاق نمی‌افتاد ؟

من خودم بارها این مسأله را هشدار داده‌ام. مثلا می‌بینیم یک دختربچه با لباسی نامناسب میان ۵۰ نفر آدم اسکیت بازی می‌کند یا بارها دیده‌ام که بدلیل بی‌توجهی خانواده‌ها یا آموزش ندادن به بچه‌ها، آنها را در اختیار افرادی قرار می‌دهند که به هیچ‌وجه صلاحیت نگهداری از بچه‌ها را ندارند. حادثه‌ای «آتنا» موردی است که فاش شد، اما صدها مورد مانند این اتفاق می‌افتد که به دلایلی، هرگز برملا نمی‌شوند. خطاب به برخی والدین است: وقتی دخترتان را به کلاس موسیقی می‌فرستید بدون این که بدانید چه اتفاقی در آن کلاس می‌افتد، وقتی درباره‌ی ماهیت و صلاحیت آموزش دهنده چیزی نمی‌دانید، ممکن است اتفاقاتی رخ بدهد و هیچ وقت نیز مطرح نشود. شاید سالهای سال این کودک رازش را حفظ کند و به هیچ کس نگوید که من مورد تعرض قرار گرفته‌ام و متأسفانه باید بگویم که حوادث اخیر، به خصوص مورد «آتنا» آنطور که شایسته بود، آسیب شناسی نشد.

 

– به نظر شما قانونگذار در مقابله با خشونت علیه کودکان چه رویکردهایی را مغفول گذاشته است؟

در بحث قانونگذاری برای پیشگیری از کودک آزاری با مشکلاتی مواجه هستیم؛ برای نمونه چون ولی و سرپرست بچه در قوانین ما ملاک و منظور است، به طبع امکان پیگیری آزار و اذیت علیه فرزند دشوار می‌شود مگر در موارد حاد. برای نمونه اگر پدری فرزندش را بکشد از جهت جنبه‌ی عمومی ممکن است مجازات کوتاهی را در پی داشته باشد، اما از جهت جنبه‌ی خصوصی مجازاتی ندارد. ممکن است پدری هر روز فرزندش را کتک بزند و اگر فرد را به دادگاه بکشانند می‌تواند ادعا کند می‌خواهم بچه‌ام را تنبیه ‌کنم تا تربیت شود؛ مگر اینکه از جنبه‌ی تأدیب فراتر برود مانند آزارجنسی یا شکنجه‌ی کودک، اما باز هم خیلی وقت‌ها به جایی نمی‌رسد!

من معتقدم به جنبه‌ی آسیب شناسی این موضوعات بیشتر باید توجه شود تا قانونگذاری. اگر مردم بیشتر آموزش ببینند که چگونه رفتار کنند و نسبت به مسائل جامعه اطلاع و آگاهی بیشتری داشته باشند، احتمال وقوع این دست اتفاقات بسیار کمتر می‌شود. فکر می‌کنید این حوادث دیگر تکرار نمی‌شود؟ من می‌گویم بارها!! چون ما از نظر فرهنگی به بچه‌ها آموزش نمی‌دهیم. یکی از بزرگترین چالش‌ها اینست که شما به بچه‌ها یاد بدهید چگونه با جنس مخالف ارتباط برقرار کنند یا اساسا چه کسی مجاز است به آنها دست بزند. من بارها با مواردی مواجه شده‌ام که حتی محارم به کودکان تعدی و تعرض کرده‌اند، چون کودک آگاهی کافی نداشته است.

اگر مسائل جنسی در سنین مناسب به بچه‌ها آموزش داده شود، خیلی از این اتفاقات نخواهد افتاد. این یعنی پیشگیری. ما اصولا بدنبال پس گیری هستیم. اگر ما واقعا بر روی این موضوع تمرکز کنیم که بچه‌ها چگونه با دیگران و حتی محارمشان برخورد داشته باشند خیلی از مسائلی که اتفاق می‌افتد تکرار نمی‌شود. موضوع «آتنا» یکی از مواردی است که فاش شد و موارد بسیاری وجود دارد که به گوش هیچ‌کس نمی‌رسد.

 

–  این روزها شاهد افزایش اخبار کودک‌ربایی، آزارجنسی و قتل کودکان هستیم. آیا اطلاع‌رسانی‌ها بیشتر شده است یا این دست حوادث افزایش یافته؟

این موارد افزایش پیدا نکرده است، اما ما در فضایی زندگی می‌کنیم که وقتی چیزی اتفاق می‌افتد همه بر روی آن موضوع تمرکز می‌کنند و بیشتر و بیشتر آن را دنبال می‌کنند. اتفاق جدیدی نیفتاده است، اما اگر آمار تمام این موارد منتشر شود، بی‌تردید قابل توجه است. اگرچه اکنون با توجه به جوی که در جامعه وجود دارد، پررنگتر شده است.