فوبیای سوراخ: علائم، روشهای درمانی موجود و نکات دیگر

فوبیای سوراخ: علائم، روشهای درمانی موجود و نکات دیگر

هنگامی که یک فرد واکنش فیزیکی و احساسی قوی مثل ترس و انزجار را نسبت به هر چیزی که سوراخ های متعددی دارد تجربه می کند، می تواند نشان دهنده تریپوفوبیا (Trypophobia) یا فوبیای سوراخ باشد. لانه زنبور ، اسفنج دریایی و حباب های صابون برخی از محرک های تریپوفوبیا هستند. گفته می شود که هر چه حفره های خوشه ای بزرگ تر باشد، این افراد موذب تر و آزرده می شوند. اکثر افراد ترس واقعی از سوراخ ها ندارند؛ اما در واقع تحت درمان قرار گرفتن ممکن است بتواند کمک کند که بر ترس و تنفرتان نسبت به الگو های سوراخ غلبه کنید و به مرور هم بهبود پیدا کنید.
این مقاله راهنمای جامعی است و به شما کمک می کند تا تریپوفوبیا را بهتر درک کنید و با محرک‌ ها، علل، علائم، تشخیص ‌ها و روش های درمانی اش آشنا شوید که اگر خودتان با این مشکل دست و پنجه نرم می کنید یا اطرافیان تان به آن دچار هستند؛ به راحتی پشت سر بگذارید.
تریپوفوبیا چیست؟
تریپوفوبیا بیزاری یا دافعه نسبت به چیز هایی مثل اسفنج و لانه زنبور که الگو های تکراری یا خوشه ای از سوراخ دارند، است. الگوی سوراخ ها افراد مبتلا به تریپوفوبیا را اذیت می کند. البته آن ها همیشه هم از سوراخ ها نمی ترسند؛ اما این اتفاق به دفعات برایشان رخ می دهد. 

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

 

جالب است بدانید که کلمه تریپوفوبیا از کلمات یونانی “Trypta” به معنای سوراخ و “Phobos” به معنای ترس بر گرفته شده است.

 
علائم تریپوفوبیا چیست؟
علائم تریپوفوبیا شبیه علائم حمله پانیک است. فرد درگیر ممکن است موارد زیر را هم تجربه کند:

حالت تهوع
لرز
مشکلات در تنفس
ضربان قلب سریع و نامنظم
تعریق بیش از حد
خارش ، مورمور شدن بدن یا احساس خزیدن چیزی روی پوست

مبتلایان به تریپوفوبیا ممکن است این احساسات را چندین بار در هفته یا حتی هر روز و به دفعات تجربه کنند. ترس از سوراخ ها گاهی می تواند تا آخر عمرِ این افراد هم ادامه داشته باشد و هیچ گاه درمان نشود؛ بنابراین این ترس در هر کسی متفاوت خواهد بود.
رایج ترین عوامل ترس در انسان، انواع و روش مدیریت
چه چیزی باعث تریپوفوبیا می شود؟
متخصصان مطمئن نیستند که چرا برخی از افراد خاص تریپوفوبیا را تجربه می کنند. بر اساس یک نظریه، مغز ممکن است حفره های خوشه ای را با یک خطر مرتبط کند. برای مثال، الگوی سوراخ ‌های کوچک ممکن است در ذهن با پوست یک مار سمی یا چشم‌ های رتیل مرتبط شود. از طرف دیگر، سوراخ ها می توانند مشکلات پوستی یا بثورات را به فرد مبتلا به تریپوفوبیا یادآوری کنند. نظریه دیگر این است که پردازش و بررسی الگوی حفره های خوشه ای به انرژی و اکسیژن بیشتری نیاز دارد و در نتیجه باعث پریشانی و گاها حال بد می شود. همچنین ممکن است که این یکی از علائم اختلال وسواس فکری – عملی ( OCD) باشد. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

چه زمانی باید برای تریپوفوبیا به پزشک مراجعه کرد؟
اگر شما هم بعد از مشاهده سوراخی؛ علائم خاصی مثل ضربان قلب تند، تعریق و حالت تهوع را تجربه می کنید، توصیه می شود فورا به پزشک مراجعه کنید و برای درمان و بهبود اقدام نمایید.
چه خطرات دیگری به تریپوفوبیا مربوط می شوند؟
زنان بیشتر از مردان در معرضِ ابتلا به اختلال تریپوفوبیا هستند. این هم یک ویژگی است که در برخی از خانواده ها وجود دارد. بر اساس یک مطالعه، تقریبا 25 درصد از بیماران مبتلا به تریپوفوبیا به صورت ژنتیکی این اختلال را در خانواده شان دارند.
حتما بخوانید: تفاوت بین ترس و فوبیا چیست؟
برخی از افرادی که نسبت به الگو های سوراخ تنفر پیدا می کنند، ممکن است که از بیماری های روانی دیگری مثل موارد زیر هم رنج ببرند :

اختلال افسردگی حاد
اختلال اضطراب با علائم اضطراب فراگیر ( GAD)
اضطراب در موقعیت های اجتماعی
اختلال اضطرابی
اختلال وسواس فکری – عملی ( OCD)
اختلال دو قطبی

تریپوفوبیا چه طور تشخیص داده شده و درمان می شود؟
انجمن روان پزشکی آمریکا (APA) تریپوفوبیا را به عنوان یک بیماری یا DSM طبقه بندی نمی کند . می تواند دلیلش این باشد که این بیماری اغلب زجر آور است؛ اما ناتوان کننده و خطرناک نیست. هیچ معیار تشخیصی خاصی برای آن وجود ندارد؛ زیرا در واقع به عنوان یک اختلال شناخته نمی شود. با این حال، یک تست تریپوفوبیا آنلاین وجود دارد که هر شخصی می تواند با تست آنلاین تریپوفوبیا متوجه شود که آیا از این فوبیا رنج می برد یا خیر.
تست تریپوفوبیا شامل مراحل زیر است:

برای یک تا هشت ثانیه، تصاویر متنوعی نمایش داده می شود. الگو ها یا خوشه ‌هایی از سوراخ‌ ها را می ‌توان در برخی از عکس ‌ها پیدا کرد، در حالی که برخی دیگر چنین نیستند.
این آزمون از شرکت کننده می خواهد که مدت زمان صرف شده برای تماشای هر تصویر را تخمین بزند.
در پایان آزمایش، با مشاهده و مقایسه تصاویر تریپوفوبیک و خنثی ( آن هایی که سوراخ ندارند ) یک نسبت ارائه می شود.
اگر نسبت بیشتر از دو باشد، تریپوفوبیا تشخیص داده می شود. توصیه می شود که نتایج آزمایش و واکنش های منفی به الگو های دارای سوراخ را با یک متخصص سلامت روان مثل یک روانشناس در میان بگذارید.

اگر تریپوفوبیا شرکت در برخی از فعالیت ها یا لذت بردن از زندگی را برای فرد دشوار می کند، مواجهه درمانی ممکن است کمک بسزایی کند. این درمان به تدریج بیمار را در معرض محرک های تریپوفوبیا قرار می دهد و در عین حال به او در کنترل واکنش هایش کمک می کند . از هر ده نفر، نُه نفر می توانند با این نوع روان درمانی بر فوبیا غلبه کنند.
20 نکته جالب روانشناسی که در 99 درصد مواقع در زندگی موثرند
یک مراقب بهداشت می ‌تواند کار های زیر را در طول مواجهه درمانی انجام دهد:

قبل و در حین قرار گرفتن در معرض عوامل ترس و تنفر زا، به فرد تکنیک های تنفس و آرامش را آموزش می دهد.
مراقب بهداشت ممکن است تصاویر یا فیلم هایی از خوشه ها یا الگو های سوراخ را نمایش بدهد. این کار به بیمار در مدیریت پاسخ و عکس العملش کمک می کند.
به تدریج فرد را بیشتر در معرض عامل ترس قرار می دهد و تا زمانی که بیمار مبتلا به تریپوفوبیا از ترسش کاسته نشود، اشیایی با طرح سوراخ مثل اسفنج را به او می دهد تا در دست بگیرد یا لمس شان کند و در واقع او را با ترس هایش مواجه می کنند.

درمان شناختی رفتاری (CBT) گزینه دیگری است. این درمان به اصلاح ادراکات و واکنش ‌ها به موقعیت ‌هایی که باعث تریپوفوبیا می ‌شوند، کمک می ‌کند. دارو های ضد اضطراب معمولا برای کسانی که از فوبیا های خاصی رنج می برند مؤثر نیستند. با این حال، اگر بیمار نسبت به محرک ‌هایی که می ‌تواند باعث واکنش ‌شود؛ آگاه شده باشد و تاثیری روی او نگذارند، ممکن است مراقب بهداشت برای تسکین کوتاه‌ مدت داروی ضد اضطراب تجویز کند.
چه طور می توان از تریپوفوبیا پیشگیری کرد؟
هنگامی که یک بیمار از علائم حاد تریپوفوبیا رنج می برد، استفاده از تکنیک های تنفس و آرامش دهی در به حداقل رساندن مدت، دفعات و شدت علائم موثر خواهد بود. به طور مثال تنفس عمیق به کنترل ضربان قلب کمک می کند و باعث آرامش بدن، کاهش اضطراب و به حداقل رساندن احساس ترس می شود.
نحوه تمرین تنفس عمیق به این صورت است:

ابتدا تا عدد چهار بشمارید و به آرامی نفس تان را از طریق بینی به داخل بکشید.
مجددا تا عدد چهار بشمارید به آرامی از بینی تان بازدم کنید.
باید به مدت یک تا پنج دقیقه به این روش نفس بکشید و قطعا متوجه بهبود حال تان خواهید شد.

رایج ترین فوبیا در دنیا کدامند؟ (معرفی 13 فوبیای رایج)
کلام پایانی
تریپوفوبیا، بیزاری یا ترس از الگوی سوراخ است. این تنفر می تواند با دیدن دسته ای از سوراخ ها در غذا ها، گل ها و مواردی مثل اسفنج ایجاد شود. در واقع تریپوفوبیا به عنوان یک اختلال اضطرابی شناخته می شود که می تواند به کیفیت زندگی فرد آسیب برساند. اگر فردی مشکوک به تریپوفوبیا است، فورا با پزشک مشورت کنید. در صورت لزوم، یک مراقب بهداشت می تواند به کمک یک متخصص سلامت روان با مواجهه درمانی به بیمار کمک کند تا به خوبی بر این مشکل غلبه کند.
سوالات متداول
محرک های تریپوفوبیا چه هستند؟
عوامل زیر محرک های تریپوفوبیا هستند:

قرص نان کنجد دار یا خشخاشی
یک قالب یا تکه پنیر سوراخ دار
میوه هایی مثل توت فرنگی ، تمشک، پاپایا و کیوی که دانه دارند.
غلاف دانه های آفتابگردان و نیلوفر آبی
مار، مارمولک و قورباغه
کف کفش

آیا بیمار می تواند از این اختلال جلوگیری کند؟
پزشکان ممکن است تکنیک‌ های آرامش بخشی مثل مدیتیشن، تمرکز حواس یا تجسم تصاویر آرامش‌ بخش را برای جلوگیری از علائم تریپوفوبیا توصیه کنند که به جلوگیری و پیشروی این اختلال کمک خواهد کرد.
پروپاگاندا چیست؟ انواع آن و چرا استفاده می شود؟
آیا این اختلال کشنده است؟
ترس از الگو های سوراخ یا همان تریپوفوبیا کشنده نیست؛ اما در صورت عدم مدیریت می تواند فعالیت های روزانه فرد را مختل کند. همان طور که چندین بار در این مقاله هم تکرار شد؛ اگر فردی علائم این اختلال را از خودش بروز می دهد، توصیه می شود که در اولین فرصت به دنبال مشاوره پزشکی باشد تا از بدتر شدن شرایط پیشگیری کرده و برای درمان و بهبود اقدام کند.

اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی چيست؟ علائم و درمان آن چیست؟

اسکیزوفرنی چيست؟ علائم و درمان آن چیست؟
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/03/word-image-69.jpeg

پارانویا (به انگلیسی paranoia) یا اسکیزوفرنی (schizophrenia) رایج ترین نمونه بیماری ذهنی محسوب می شود. اسکیزوفرنی وضعیتی روانی است.
به معنای این است که ذهن خودش را با واقعیت تطابق نمی‌ دهد و روی طرز فکر و رفتار افراد تأثیر می‌ گذارد و ممکن است در طیِ زمان و از طرق مختلف، این اتفاق خودش را نشان دهد؛ حتی ممکن است در یک فرد در شرایط گوناگون به وجود بیاید. این بیماری معمولاً در اواخر جوانی یا حتی نوجوانی هم اتفاق می‌ افتد.
افرادی که به توهم پارانویا دچار هستند، معمولاً نسبت به دیگران خیلی مشکوک می‌ شوند. حتی نمی‌ توانند یک شغل را برای خودشان نگه دارند و همین باعث می شود که روابط دشان هم بهم بریزد.
بیماری اختلال پارانویا چیست؟ درمان دارویی و غیر دارویی
این وضعیت؛ یک نوع بیماریِ روانی محسوب می شود که پزشک می‌ تواند با تجویز دارو به بیمار کمک کرده و علائم آن را تا حدی کنترل کند.
علائم بیماری
توهمات در واقع یک نوع باور های ثابت و همیشگی هستند که برای شما واقعی به نظر می رسند؛ حتی اگر شواهد محکمی وجود داشته باشد که درست و واقعی نیستند. توهم پارانویا باعث ایجاد یک نوع ترس و اضطرابِ از دست دادن توانایی تشخیص واقعی از غیر واقعی می شود. به طوری که ذهن را به هم می ریزد و باعث می شود که از واقعیت ها فرار کنید. ممکن است بعضی از موارد این احساس را در شما ایجاد کنند که عبارتند از:

همکاری که قصد دارد به شما آسیب بزند، مثلاً می خواهد شما را با یک غذا مسموم کند.
همسری که به شما خیانت می کند.
دولتی که از شما جاسوسی می کند.
همسایه تان که قصد دارد با رفتارش شما را آزار بدهد.

این ها باعث ایجاد مشکل در روابط می‌ شود و به طرف مقابل آسیب وارد می ‌‌کند. ممکن است احساس کنید که تنها مانده اید.
این باور ها می تواند باعث ایجاد مشکل در روابط شما شود. اگر فکر می‌ کنید که غریبه‌ ها به شما صدمه می ‌زنند، ممکن است دل تان بخواهد از همه دور بمانید و به مرور تنها خواهید شد.
حتما بخوانید: اختلال شخصیت مرزی چیست؟ تست هایی برای اینکه بدانید آیا مبتلا هستید؟
افراد مبتلا به اسکیزوفرنی معمولاً خشن نیستند. اما گاهی اوقات، هذیان های پارانوئید باعث می شود که آن ها احساس خطر کنند و عصبانی شوند. معمولا این وضعیت بیشتر گریبانگیر خانواده می‌ شود و خیلی برای عموم مردم اتفاق نمی افتد.
این افراد همچنین ممکن است هذیان گویی هم داشته باشند و احساسات آن ها درست عمل نکند. مثلاً ممکن است صدا هایی را بشنوند که برای شان خیلی عجیب و غریب باشد یا فکر کنند که دیگران به آن ها توهین می‌ کنند یا چیز هایی را ببیند که واقعی نیستند.
درمانِ دارویی
پزشک می تواند برای فردِ مبتلا؛ دارو های روان پریش را تجویز کند تا این توهمات از بین برود. این دارو می تواند شربت، قرص یا آمپول باشد؛ البته چند هفته طول می‌ کشد تا دارو به طور کامل عمل کند اما ممکن است که سریعاً یک احساس آرامش را در فرد به وجود بیاورد. اگر چه بعضی از افراد باید از چند دارو یا ترکیبی از دارو ها استفاده کنند.
این افراد باید مراقب باشند که از نیکوتین، الکل، کوکائین و ماری جوانا یا دیگر محرک‌ ها و حتی دارو های مسکنِ بدون نسخه دور باشند، زیرا مصرف این مواد باعث می شود که دارو های ضد روان پریشی خوب عمل نکنند و باعث پارانویا شود یا حتی وضعیت را بدتر کند.
مشاوره
وقتی که توهمات را تحت کنترل بگیرید، مشاوره به شما کمک می کند که با دیگران ارتباط بهتری داشته باشید، شغل تان را نگه دارید، به مدرسه بروید، از خودتان مراقبت کنید و دوست پیدا کنید . افراد مبتلا به اسکیزوفرنی که تحت درمان و انجام جلسات مشاوره هستند، احتمالا بیشتر دارو های شان را مصرف کنند و به این قضیه پایبند باشند.
یک نوع مشاوره به نام درمان شناختی رفتاری وجود دارد که به شما آموزش می دهد؛ چگونه علائمی را که از بین نمی روند، حتی زمانی که دارو مصرف می کنید، مدیریت کنید. یاد خواهید گرفت که تست کنید آیا دچار توهم هستید یا خیر؛ و چگونه صدا های درون سرتان را نادیده بگیرید.
30 تا از موثرترین راههای افزایش دوپامین در مغز
حمایتِ مثبت و تشویق از طرف خانواده و دوستان نیز واقعا کمک می کند.
از آن جایی که برخی از دارو های ضد روان پریشی می توانند باعث افزایش وزن شما شوند، ممکن است بخواهید از رژیم غذایی و ورزش نیز کمک بگیرید تا مانع از افزایش وزنِ خود شوید.
بستری
گاهی اوقات افراد مبتلا به توهم پارانویا که علائم شان خیلی شدید می‌ شود، نیاز دارند که به بیمارستان بروند و از آن ها مراقبت شود. آن ها حتما باید بستری هم بشوند تا خود و اطرافیان شان در امان بمانند.
 
اگر متوجه شدید که چنین مشکلی دارید، می توانید به صورتِ داوطلبانه پذیرش شوید. در واقع اگر شما قادر به مراقبت از خود نیستید یا ممکن است برای خود یا شخص دیگری خطرناک باشید؛ بدانید چه زمانی برای علائم روان پریشی شدید با اسکیزوفرنی با پزشک یا 115 تماس بگیرید.

فکر گذشته

چگونه گذشته بد را فراموش/جبران کنیم؟ ( 5 روش و 3 استراتژی)

چگونه گذشته بد را فراموش/جبران کنیم؟ ( 5 روش و 3 استراتژی)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/08/word-image-279.jpeg

خاطرات بد هدف مهمی را به ما یادآوری می کنند، اینکه در چه شرایط و موقعیتی دیگر دوست نداریم قرار بگیریم. داشتن خاطرات بد کاملا طبیعی و عادی است، اگر اصلا خاطره بدی نداشته باشیم عجیب خواهد بود.
اما خاطرات بدی که به علت بیماری های روانی یا آسیب هایی که در زندگی دیده ایم به وجود آمده اند، مثل آن زمانی که در محل کار حسابی عصبانی شدید یا زمانی که به شما آسیب بدی وارد شد، بسیار متفاوت هستند.
چیز هایی که به یاد می آورید ممکن است فکر شما را مشغول کنند، اما نمی توانند زندگی شما را مختل کنند. در مقابل، افکار مزاحم ناشی از یک تجربه آسیب زا یا بیماری روانی، به یقین می توانند زندگی شما را مختل کنند.
علم به سرعت در درک نحوه عملکرد مغز و نحوه شکل گیری خاطرات و شیوه به یاد آوردن آن ها، پیشرفت میکند.حتی اگر هنوز در سطحی نباشیم که بتوانیم حافظه ناخواسته را به سادگی پاک کنیم. برخی از تکنیک ها و استراتژی ها می توانند به کاهش تاثیر خاطرات بد کمک کنند.
اگرچه ممکن است نتوانیم یک خاطره بد را فراموش کنیم، اما راه هایی برای کاهش تاثیر این خاطره بد بر زندگی امروز شما وجود دارد.
قبل از این که به توضیح نکات برسیم، باید به شما یادآوری کنیم که اگر دارای افکار مزاحم یا خاطرات نگران کننده هستید که توانایی شما در اداره زندگی را با اختلال مواجه کرده است، باید با یک متخصص بهداشت روان صحبت کنید. نکاتی وجود دارد که به بهتر شدن حال شما کمک می کند اما این مسئله چیزی نیست که بتوانید به تنهایی آن را حل کنید.اختلالات اضطرابی و PTSD مشکلی نیستند که بتوانید به تنهایی و بدون درمان حلشان کنید.
1-تغییر ذهنیت
نکته جالب درباره مغز این واقعیت است که هرچه به خود بگوییم اغلب به واقعیت تبدیل می شود. به عنوان مثال، فردی که عزت نفس ندارد و دائما با خود منفی بافی می کند؛ به مرور این باور های منفی تقویت می شوند و تبدیل به حقیقت خواهند شد .
مثال دیگر یک فرد مبتلا به افسردگی است که دائما در حال مبارزه با جهان اطراف خود است (یعنی اکثر چیز ها به نظرش وحشتناک و ناامید کننده هستند) هر چه بیشتر ذهن خود را با این نوع افکار تغذیه کنیم، شکل واقعی تری به خود می گیرند زیرا ما مدام در ذهن خود به آن ها می پردازیم و آن ها را مجسم و قوی می کنیم.

اگر این افکار بد مربوط به خاطرات گذشته باشد نیز می تواند ذهنیت شما را به طور کلی بهم بریزد.
فرض کنید شما به طور تصادفی در یک جلسه مهم کاری، اشتباهی مرتکب شده اید و بعدا که فکر می کنید با خود می گویید، خدای من چه اشتباه وحشتناکی انجام دادم! اما به یاد داشته باشید که با وجود همه اینها، شما یک حرفه ای هستید و این نوع اشتباهات کاملا طبیعی است و اصلا تعیین کننده مهارت و لیاقت شما نیست.
ممکن است با فکر کردن به آن شرمنده شوید و آن اشتباه حتما عواقبی نیز خواهد داشت. ممکن است به شما ضرر مالی وارد کند یا اینکه بر شغل تان تاثیر منفی بگذارد.
درست است که وضعیت بدی برای شما پیش آمده، اما مجبور نیستید که در همان حال بمانید. به جای مدام فکر کردن به آن اتفاق بد، با خودتان با عطوفت رفتار کنید و آن مسئله را در ذهن خود حل و فصل کنید.
وقتی به آن اتفاق بد فکر می کنید، باید تمرکز خود را بر روی افکاری مانند ” من هم مانند سایر افراد حاضر در جلسه، یک انسان جایز الخطا هستم و همه ما مرتکب اشتباه می شویم که اشکالی ندارد” پر کنید.
از پایین آوردن خود و منفی بافی در مورد موقعیت پیش آمده، خودداری کنید. ممکن است اتفاق خوبی نبوده باشد، اما لزومی هم ندارد که تا ابد در ذهن شما باقی بماند.
اگر بتوانید شرایط سخت خود را با دید مثبت و روحیه بالا و کمی شوخ طبعی ببینید، درگیری با مشکلات سرگرم کننده می شود.
” مثلا بهتر است با رئیس خود گرم و صمیمی برخورد کنید تا کمتر به مشکل بخورید…” توانایی خندیدن در شرایط سخت، باعث می شود که آسیب کمتری ببینید. مدام فکر کردن به آسیب، باعث نمی شود که رنج کمتری بکشید، بلکه فقط درد را بدتر خواهد کرد.
2-دل نوشته
گاهی اوقات یک خاطره بد با ما همراه می شود زیرا از نظر احساسی به خوبی آن را در ذهن خود پردازش نکرده ایم.
شما به راحتی می توانید اراده کنید و احساسات منفی خود را کنار بگذارید و به زندگی تان ادامه دهید، به جای اینکه فقط گله و شکایت کنید و در همان وضعیت بمانید.
نوشتن ابزاری قدرتمند برای بهبود خود و رفع بی نظمی در ذهن شما است. روش خاصی برای ثبت افکار منفی و خاطرات بد و دور انداختن آنها است، شما اینگونه احساسات درونی خود را بازگو می کنید و این مسئله به شما کمک می کند که تمام آن اطلاعات و جزئیات را از ذهن خود خارج کنید. لازم نیست که روایتی مرتب و حرفه ای باشد، فقط هر آنچه که دوست دارید بنویسید.

بعد از آن درباره احساسات خود در شرایط مختلف بنویسید، به طور مثال چه احساسی داشتم؟ چه زمانی این احساس را کردم؟ آیا کسی باعث شد که این احساس در من به وجود بیاید؟
و در ادامه به همین سوالات پاسخ می دهید و می نویسید که چرا چنین احساسی داشته اید. نباید خود را به جملات کوتاه محدود کنید. مثلا اینکه من احساس شرمندگی کردم ، زیرا این یک وضعیت شرم آور بود”. دقیق باشید، چرا شرم آور بود؟ چرا باعث ترس شما شد؟ یا عصبانی؟ چرا منفی بود؟
چطور ذهن خود را در کنترل کامل داشته باشیم؟
هنگامی که این کار را انجام می دهید، احساس رهایی خواهید کرد زیرا دفعه بعد که چیزی به خاطر شما آمد، می توانید به خود بگویید: ” من قبلا به این موضوع فکر کرده ام و دیگر نیازی به فکر کردن به آن ندارم.” سپس ذهن خود را به سمت موضوعی متفاوت سوق دهید.
3-تمرین ذهن آگاهی برای اتصال به زمان حال
تمرینات ذهن آگاهی، افکار و خاطرات منفی را از ذهن شما خارج می کند. هدف اصلی ذهن آگاهی این است که در لحظه زندگی کنید. شما در زمان حال به یک خاطره بد فکر نمی کنید، بلکه به زمان گذشته در جایی که خاطره یا تجربه ای داشته اید که هنوز با قدرت باقی مانده است، کشانده شده اید.
یک تمرین بنیادی ساده وجود دارد که می تواند ذهن شما را از گذشته به زمان حال بکشد. این تکنیک ۱_۲_۳_۴_۵ نامیده می شود. و به شکل زیر است:

۵ چیز را در اطرافتان جستجو کنید.
۴ چیز را در اطرافتان احساس کنید.
۳ صدای مختلف را بشنوید.
۲چیز متفاوت را ببویید.
۱ چیز را بچشید.

اگر چیزی دم دست برای چشیدن نداشتید، می توانید یک غذا یا خوراکی را در ذهن خود تصور کنید.
این تمرین یک تکنیک مفید برای مقابله با اضطراب، نگرانی ها، و خاطرات بد است و کمک می کند که بر حواس و محیط اطراف خود تمرکز کنید. این تکنیک کمک می کند که به راحتی افکار خود را هدایت کنید.
4-خنثی سازی خاطرات از احساسات
خاطرات بد بیشتر از خاطرات خوب زنده می مانند. با وجود اینکه هنوز کاملا اثبات نشده، اما دانشمندان معتقدند که این اتفاق به دلیل ترکیب شدن احساسات با یک خاطره خاص می باشد. احساسات منفی قوی تر از احساسات مثبت هستند بنابراین وقتی تجربیات احساسی منفی دارید، ذهن شما این پیوند را تقویت می کند، زیرا ذاتا به این کار تمایل دارد.
و بدون هیچ فایده ای، هر چه بیشتر به خاطرات منفی خود فکر کنید، این پیوند را تقویت میکنید. یکی از راه هایی که از طریق آن میتوانید روی فراموش کردن خاطرات بد خود کار کنید، درمان احساسات منفی مرتبط با حافظه است.

بیایید نگاهی به مثال قبلی بیندازیم که از اشتباه کردن در محل کار بسیار احساس خجالت می کنید. می توانید با بررسی دقیق این احساسات، آن ها را از بین ببرید.” خب من احساس خجالت کردم زیرا این اشتباه را مرتکب شدم. اما آیا هنوز کسی در مورد آن فکر می کند؟ آیا آنها هنوز اهمیت می دهند که چرا من این اشتباه را کردم؟ چرا باید این خاطره و این احساسات را مرور کنم؟ اما اگر مسئله پیچیده تر باشد چطور؟
چگونه ذهن آزاد داشته باشیم؟ چند ترفند ساده و موثر
اگر دوران کودکی بدی را با والدین بد سرپرست گذرانده اید چه می کنید؟ یا سایر تجربه های آسیب زا؟ PTSD و دیگر بیماری های روانی، گزینه های دیگری هستند که می توانید با گذراندن دوره های درمان با یک متخصص بهداشت روان و بررسی احساساتی که از گذشته تا به حال داشته اید، آنها را درمان کنید و از شر علائم و افکار مزاحم راحت شوید.
بله ممکن است که گذراندن همه اینها سخت و دشوار باشد، اما اجازه ندهید دشواری شما را نا امید کند.
5- تمرکز بر جنبه های غیر احساسی خاطرات
ارتباط بین احساس و حافظه حلقه ای دو طرفه است، هرچه بیشتر روی احساسات تمرکز کنید، خاطرات ماندگار تر می شوند و هرچه بیشتر روی خاطرات تمرکز کنید، بیشتر احساساتی می شوید.
یکی از روش هایی که می تواند به شما در شکستن این زنجیره کمک کند، تمرکز بر جنبه های دیگر خاطرات است که احساسات در آن دخیل نباشد. و شاید حتی با این حال برای شما خوشایند هم باشند.
مواردی که می توانید در مورد آنها فکر کنید شامل محل زندگی شما در آن زمان، حیوانات خانگی که داشته اید، افراد مثبتی که می شناختید یا پیروزی هایی که تجربه کرده اید، است.
10 تا از موثرترین راههای رسیدن به آرامش در زندگی
شاید شما در آن جلسه کاری اشتباه کرده باشید و شرمنده شده باشید، اما در همان هفته یک بچه گربه را به فرزندی قبول کردید که برای شما شادی به ارمغان آورد.
به جای این که بگویید “اوه آن موقع همه چیز را بهم ریختم.” می توانید به این فکر کنید که همان موقع بچه گربه ای را به خانه آورده اید و سپس از احساسات مثبت ایجاد شده در آن لحظه بهره ببرید.
3 استراتژی موثر برای فراموش کردن گذشته بد
1-سرگرم کردن خود
یکی از موثر ترین راه ها برای فکر نکردن به خاطرات بد، مشغول کردن خود با کار های مختلف است. وقتی ذهن شما مشغول است، مبارزه با افکار منفی آسان تر می شود و دلیل هم این است که شما بیشتر بر انجام کار خود متمرکز هستید، تا مرور کردن گذشته!
همچنین وقتی درگیر کاری هستید، با پیشرفت در کار، انگیزه می گیرید که آن کار را تا پایان ادامه دهید. و این حالت به شما کمک میکند که مثبت بمانید و از استرس یا احساس کمبود داشتن، به دلیل مرور خاطرات بد، جلوگیری کنید.
بهترین راه حل برای فراموشی عشق و کسی که عاشقش هستید
با این حال لازم نیست که حتما درگیر یک پروژه شوید یا اینکه کاری را انجام دهید که از نظر ذهنی برای شما خسته کننده است. می توانید کارهایی را انجام دهید که باعث خوشحالی شما می شوند.

به عنوان مثال می توانید ذهن خود را با سرگرمی مورد علاقه تان درگیر کنید. همچنین گاهی اوقات، حضور در رویداد های اجتماعی، معاشرت با افراد مثبت، بیرون بردن حیوان خانگی خود برای پیاده روی و … نیز می توانند برای شما شادی آور باشند. اساسا شما باید ذهن خود را فعال نگه دارید تا هیچ وقت فکر کردن به چیزهایی که دوست ندارید، باعث ناراحتی تان نشود.
2-تغییر موقعیت
حتما تا کنون متوجه شده اید که گاهی اوقات بعضی مکان ها یا چیز ها زمینه ساز زنده شدن خاطرات هستند. به عنوان مثال، ممکن است در بعضی از مکان های خاص به یاد خاطره ای از گذشته یا یک روز خاص بیفتید. این مسئله ممکن است به این علت باشد که شما قبلا با یک فرد خاص به انجا رفته بودید یا اینکه وقتی برای تعطیلات به آنجا رفته بودید، حادثه ای رخ داده بود.
دلیل شکل گرفتن این فرایند، این است که مغز شما راحت تر، با قرار گرفتن در آن مکان خاص، تمام رویداد های مشابه یا همزمان را که زمینه ای مشترک با آن مکان دارند، به یاد بیاورد.
چگونه ذهن خود را از افکار منفی/ مزاحم پاک کنیم؟
البته این بدین معنی نیست که همیشه باید زمینه ای فیزیکی وجود داشته باشد، بلکه حتی یک آهنگ یا رایحه یک عطر به همان اندازه می تواند خاطرات گذشته شما را زنده کند.
اگر چنین چیزی رخ داد، سعی کنید زمینه را تغییر دهید. مثلا به جای گوش دادن به آن آهنگ خاص می توانید آهنگی را گوش دهید که روحیه شما را بالا ببرد. اما گاهی اوقات ممکن است تغییر موقعیت و شرایطی که در آن قرار گرفته اید، کار آسانی نباشد.
در چنین مواردی می توانید گزینه هایی را در خاطره نمایان شده به یاد بیاورید، که باعث ناراحتی شما نشوند. یا سعی کنید جزئیاتی که واقعا اتفاق نیفتاده را با آن زمینه مرتبط کنید و متفاوت درباره آن فکر کنید. انجام این کار ذهن شما را گیج می کند و در نهایت می توانید آن را فراموش کنید.
3-زندگی در زمان حال
به همان اندازه که فراموش کردن خاطرات تلخ دشوار است، به همان اندازه مهم است به خاطر بسپاریم که این اتفاق در گذشته رخ داده است. اگر واقعاً می خواهید در زندگی پیشرفت کنید، باید آن را فراموش کنید.
یک راه خوب برای این کار یادگیری زندگی کردن در زمان حال است.
سعی کنید روی چیز های کوچک اطرافتان تمرکز کنید و نکات مثبت را در آن ها بیابید. به نعمت های زندگی خود فکر کنید و شکرگزاری را تمرین کنید و به خاطر همه چیز هایی که دارید، شکرگزار باشید. شما همچنین باید سعی کنید آنچه را که ندارید بپذیرید و از غم نداشتن آن غافل شوید.
مطلب مشابه: چگونه ذهن خود را از گذشته پاک کنیم؟ (12 ترفند)
انجام این کار به شما در ایجاد نگرش مثبت کمک می کند و به شما یاد می دهد که واقعیت خود را با ظرافت بیشتری بپذیرید. این کار در نهایت به شما کمک می کند تا تمام خاطرات تلخ را فراموش کرده و از شما فردی شاد و مثبت می سازد.
داشتن خاطرات تلخ غیر معمول نیست؛ و خوبی اش این است که می توانید ذهن خود را فریب دهید تا آن ها را فراموش کند. تنها چیزی که نیاز دارید کمی تمرین و کمی زمان است.
نکات بالا می تواند به شما در سهولت کار کمک کند. بنابراین پیش بروید و از همین حالا شروع کنید.

سلامت روان

افزایش سلامت روانی (3 استراتژی و 5 فعالیت موثر)

افزایش سلامت روانی (3 استراتژی و 5 فعالیت موثر)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/06/vegan-cross-zero-game-isolated-yellow-background-organic-vegetarian-food-grocery-assortment-natural-eco-products-healthy-lifestyle-concept_266732-18688.jpg

سلامت روان شما برابر با مجموع رفاه عاطفی، شناختی، روانشناختی و اجتماعی شما است. میزان رشد سلامت روانی شما ممکن است نحوه مدیریت استرس، خلق و خو و نگرش شما نسبت به مسائل زندگی را تعیین کند.
از آنجا که سلامت روان شما یک قسمت مهم از رفاه شما است، حفظ و بهبود آن اهمیت دارد، درست مانند سلامت جسمی. در برخی موارد، سلامت روان به عدم وجود یک وضعیت روانی خاص گفته می شود.
در ادامه به بررسی راه هایی برای بهبود سلامت روان شما که ممکن است نیاز به کمک حرفه ای داشته باشد، خواهیم پرداخت.
علائم مشکلات مربوط به بهداشت روان
اقدام برای بهبود سلامت روانی در واقع یک گام در مسیر درست است. با این حال، در برخی موارد ممکن است کافی نباشد.
حدود یک نفر از هر پنج نفر بالای 18 سال از اختلالات روانی قابل تشخیص رنج می برد.
علیرغم گسترش این بیماری ها تشخیص آنها همیشه براحتی انجام نمی شود. دلیل این امر این است که علائم اولیه به راحتی می توانند با شرایط بی خطر اشتباه گرفته شوند. برخی از این علائم عبارتند از:

یک تغییر شخصیتی مشخص
ناتوانی در کنار آمدن با چالش ها و مشکلات روزمره
داشتن ایده های عجیب و غریب و بیش از حد بلند پروازانه
اضطراب بیش از حد
بروز بی علاقگی یا افسردگی در یک دوره طولانی
تغییر قطعی در الگوی خواب یا غذا خوردن
خصومت یا خشم شدید
نوسانات خلقی
تمایل به خودکشی یا خودآزاری

در صورتی که فرد شروع به نشان دادن این علائم کرده است، مراجعه به یک متخصص بهداشت روان برای کمک ضروری خواهد بود.
سلامت روان به عنوان یک قسمت مهم از سلامتی شما نیاز به توجه خاص دارد. تغییرات ساده و رفتارهای جدید ممکن است به تقویت سلامت عاطفی و روانی شما کمک کنند:
1- تغییر سبک زندگی
ورزش منظم داشته باشید

همه ما می دانیم که ورزش مزایای زیادی دارد، اما یکی از این مزایا مربوط به سلامت روان است.
به این دلیل که دویدن، شنا کردن، قدم زدن یا دوچرخه سواری معمولا باعث بهبود روحیه افراد می شود.
انجام فعالیت های بدنی باعث افزایش گردش خون در مغز و همچنین ترشح هورمون های خوب مانند اندورفین می شود.
ورزش همچنین ممکن است در درمان بیماری هایی مانند افسردگی مفید باشد.
همچنین به بهبود تعادل سیستم ایمنی بدن منجر می شود و می تواند به مغز کمک کند تا خود را با تغییرات محیط تنظیم کند، این ویژگی در بهبود علائم افسردگی موثر است. زنان باردار و حتی کودکانی که از این بیماری رنج می برند، می توانند ورزش را به عنوان گزینه درمانی ایمن در نظر بگیرند.
فعالیت بدنی همچنین می تواند با تنظیم پاسخ بدن به استرس، اضطراب را بهبود ببخشد. این کار با افزایش سروتونین انجام می شود.
انجام ورزش های بدنی به طور روزمره همچنین ممکن است باعث بهبود عزت نفس و همچنین عملکرد شناختی شود.
غذای مناسب و سالم بخورید

مغز شما علیرغم اندازه کوچک خود، به مواد مغذی زیادی احتیاج دارد.
مغز انتقال دهنده های عصبی مانند سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین را تولید می کند. عدم تعادل این هورمون ها در بدن می تواند باعث بروز بیماری های روانی شود.
برای تولید این پیام رسان ها – فولات و ویتامین های گروه B مورد نیاز هستند.
غذاهای مغزی مانند اسیدهای چرب امگا 3 که در ماهی، غذاهای دریایی و دانه کتان یافت می شوند نیز در سلامت روان موثرهستند.
ترکیبی از اسیدهای چرب امگا 3 و اسیدهای چرب غیر اشباع چند زنجیره ای بلند ممکن است موارد خفیف ADHD (اختلال کم توجهی) را درمان کند.
اسیدهای چرب همچنین در درمان اختلال دو قطبی و مدیریت افسردگی و PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) مفید هستند.
از آنجا که التهاب ممکن است باعث بیماری های روانی شود، با اجتناب از غذاهای التهاب آور مانند نوشابه های شیرین، کربوهیدرات های تصفیه شده، گوشت قرمز و غیره به سلامتی خود کمک خواهید کرد.
برای بهبود سلامت مغز به منابع غنی از فولات، ویتامین های گروه B و اسیدهای چرب امگا 3 نیاز دارید.
خواب کافی

خواب و سلامت روان شما ارتباط مستقیمی با هم دارند. از یک طرف، محرومیت مداوم از خواب می تواند منجر به شرایط روانی مانند افسردگی، اختلال دو قطبی، اختلالات اضطرابی و ADHD شود.
از طرف دیگر، این اختلالات روحی لذت بردن از استراحت شبانه را به طور فزاینده ای دشوار می کنند. بهبود عادت خواب شما می تواند بر سلامت روان شما تأثیر مثبت بگذارد.
یک مطالعه بزرگ که روی 3755 دانش آموز مبتلا به بی خوابی انجام شد، بررسی کرد که آیا درمان بی خوابی می تواند پارانویا و توهم را کاهش دهد.
دانش آموزان برای بهبود خواب در طی چند هفته جلسات درمانی شناختی دیجیتال دریافت کردند. در پایان مطالعه، نتایج مثبتی مشاهده شد.
اگرچه در توهم و پارانویا کاهش های جزئی مشاهده شد، اما دانش آموزان نتایج مثبتی را برای افسردگی، اضطراب، کابوس های شبانه و به طور کلی سلامت روانشناختی گزارش دادند.
برای بهبود بهزیستی ذهنی، تغییرات ساده ای مانند خوابیدن سر ساعت، عدم استفاده از وسایل الکترونیکی قبل از خواب، خوابیدن در یک اتاق تاریک و داشتن فعالیت کافی در طول روز می تواند نتایج مثبتی ایجاد کند. نکات بهبود خواب در اینجا
2- از تکنیک های تن آرامی (ریلکسیشن) استفاده کنید
تکنیک تنفس عمیق

بسیاری از ما در زندگی روزمره با عوامل استرس زای مداوم روبرو هستیم. مسائل کاری، مشکلات مالی، آینده نامشخص پاندمی کرونا و غیره می توانند بر سلامتی ما تأثیر منفی بگذارند.
یک روش آسان برای کنترل استرس روزمره استفاده از روش تنفس عمیق یا دیافراگمی است که شامل انقباض دیافراگم و گسترش شکم در هنگام استنشاق است، این امر معمولاً با بازدم عمیق دنبال می شود.
در نتیجه ذهن می تواند به مقابله با عوامل استرس زای جسمی و روحی بپردازد.
این روش ممکن است در کاهش هورمون استرس بدن، کورتیزول موثر باشد. همچنین ممکن است توجه را بهبود بخشد.
مراقبه ذهن آگاهی

یک راه خوب برای مدیریت و بهبود سلامت روان شما این است که روی آنچه در لحظه فعلی اتفاق می افتد تمرکز کنید.
مراقبه ذهن آگاهی راهی برای دستیابی به این هدف است. با متمرکز کردن آگاهی خود روی تنفس، افکار، احساسات روحی و جسمی، ممکن است متوجه شوید که اضطراب، استرس و افسردگی شما قدرت کمتری دارند.
ذهن آگاهی ممکن است با تنظیم پاسخ بدن به استرس، سلامت روان شما را بهبود بخشد. همچنین می تواند بر توجه و عواطف شما تأثیر بگذارد و باعث شود کمتر در شرایط استرس زا فکرهای منفی کنید یا واکنش ضعیف نشان دهید. آموزش مراقبه در اینجا
یوگا

گرچه به نظر می رسد سگ سر پایین و بسیاری از آساناهای دیگر به دنبال بهبود انعطاف پذیری هستند، اما در عین حال می توانند فواید مثبتی برای سلامت جسمی و روحی شما داشته باشند.
تمرینات یوگا می تواند از ملایم تا شدید باشد و علائم اضطراب و افسردگی را بهبود ببخشد. آموزش یوگا در اینجا
3- بدنبال تراپی باشید
یک روش اثبات شده برای بهبود سلامت روان شما صحبت درباره آن است. در طول دهه ها، تراپی بعنوان بهترین روش برای مقابله با مواردی که سلامت روحی و روانی را تحت تأثیر قرار می دهند استفاده می شده است.
همچنین در مدیریت مواردی مانند اختلالات اضطراب، افسردگی،ADHD و غیره مفید بوده است.

برای بهبود سلامت روان انواع مختلفی از تراپی وجود دارد:
درمان شناختی رفتاری که تفکر مثبت را برای ارتقای رفتارها و باورهای سالم تر آموزش می دهد.
رفتار درمانی دیالکتیکی که بر پذیرش افکار و احساسات ناخوشایند تأکید دارد، معمولاً برای افرادی که به خودکشی فکر می کنند یا افرادی که دارای اختلال شخصیت مرزی هستند، اتخاذ می شود.
چطور ذهنم را آزاد و آرام کنم؟ (11 روش علمی و 4 تکنیک جالب)
مواجهه درمانی نیز به شناسایی عوامل محرک اضطراب در افراد مبتلا به OCD(اختلال وسواس اجباری)، PTSD و تروما کمک می کند. این روش به بیماران کمک می کند تا در یک فضای کنترل شده با ترس خود مقابله کنند.
اشکال دیگر تراپی شامل درمان بین فردی، درمان مبتنی بر ذهنی سازی و روان پویایی و غیره است.
فعالیت های موثر
مشغول شدن به یک سرگرمی فقط برای گذران وقت یا لذت بردن نیست … بلکه به رفاه و سلامت روانی نیز کمک می کند.
پرداختن به یک سرگرمی بهترین راه برای گذران اوقات فراغت و خارج شدن از برنامه های روزمره است.
تحقیقات نشان داده که افراد دارای سرگرمی به ندرت از استرس، افسردگی و بی انگیزگی رنج می برند. بنابراین تا جایی که می توانید خود را مشغول فعالیت های مورد علاقه تان کنید تا احساس شادی و آرامش بیشتری داشته باشید.
سرگرمی شما هر چیزی می تواند باشد، مهم این است که آن را معنادار و لذت بخش بدانید. در ادامه لیستی از چند سرگرمی که برای سلامت روان شما عالی هستند را ارائه خواهیم کرد.
1-موسیقی
اگر علاقمند به نواختن ساز هستید، بهترین زمان برای شروع اکنون است. پخش موسیقی روشی خارق العاده ای برای تسکین استرس و هدایت احساسات ناخوشایند است. همچنین، نواختن موسیقی در یک محیط گروهی مانند باند یا ارکستر می تواند یک روش عالی برای برقراری ارتباط با سایر نوازندگان باشد.
2-باغبانی
یکی از بهترین سرگرمی هایی که به شما کمک می کند با طبیعت ارتباط برقرار کنید باغبانی است. می توانید گل یا سبزیجات بکارید. در هر صور تمطمئن باشید باغبانی سرگرمی است که از نظر جسمی و روحی سلامت شما را تضمین می کند.
با پرورش میوه و سبزیجات، می توانید غذای ارگانیک داشته باشید. علاوه بر این به این ترتیب فرصت مصرف محصولات تازه را خواهید داشت. بیشتر محصولات قبل از اینکه در سوپرمارکت ها در دسترس مشتریان قرار بگیرند مراحل نقل و انتقال را که معمولا طولانی هستند طی می کنند.
از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن (12 روش جدید)
ارزش غذایی گیاه از ساقه آن حاصل می شود در نتیجه این مقدار پس از برداشت کاهش می یابد، در حالی که اگر خودتان مشغول باغبانی و پرورش سبزیجات و میوه جات مصرفی تان شوید میوه و سبزی تازه مصرف خواهید کرد. اگرچه غذای ارگانیک را می توان از بازار نیز خریداری کرد، اما هرگز نمی توانید از کیفیت آن اطمینان داشته باشید. علاوه بر اینکه محصولات ارگانیک معمولا قیمت بالاتری دارند.
باغبانی یک تمرین عالی است که استقامت، انعطاف پذیری و قدرت بیشتری را برای شما فراهم می کند.
توجه داشته باشید که از ابراز استاندارد استفاده کنید. کیفیت پایین می تواند منجر به مشکلات فنی مداوم و از همه مهمتر آسیب دیدگی شود.
3-ماهیگیری
از نظر اکثر افراد ماهیگیری یک فعالیت کسل کننده است که باعث اتلاف وقت زیادی می شود. بیشتر مردم از مزایای ماهیگیری آگاهی ندارند. این سرگرمی به طرز شگفت انگیزی برای شما مفید است. به این صورت که صبر و تمرکز را به شما آموزش می دهد و برای مغز مفید است زیرا نزدیک بودن به آب به طور طبیعی باعث آرامش و کاهش استرس می شود. همچنین، برای بدن نیز مفید است. ماهیگیری به طور کلی شامل پیاده روی، کوه نوردی و قایقرانی (برای رسیدن به بهترین نقطه) می باشد.
همچنین روش عالی برای آفتاب گرفتن است که می تواند ویتامین D زیادی برای سلامتی بدن ما تامین کند.
18 ترفند موثر برای داشتن یک خانواده شاد و سالم
امروزه یکی از محبوب ترین انواع ماهیگیری، ماهیگیری کایاک است. کایاک مقرون به صرفه است و محبوبیت آن در سال های اخیر بسیار زیاد شده است. قابلیت حمل و نقل و استفاده آسان از آن باعث می شود ماهیگیران به آبهایی که قبلاً از صید در آنها ممانعت می کردند دسترسی پیدا کنند.
جدیدترین نسل کایاک ها قابلیت تطبیق بهتری دارند و بهترین تجربه ماهیگیری را ارائه می دهند.
4-یوگا
همه ما می دانیم که یوگا برای سلامت روحی و جسمی مفید است و به همین دلیل در طول سال های اخیر بسیار محبوب شده است. یوگا می تواند سیستم عصبی ما را آرام کند، به افسردگی کمک کند و تنش عضلانی را کاهش دهد. با یادگیری چند حالت آسان به راحتی می توانید یوگا را شروع کنید. اگر یوگا را به عنوان یک سرگرمی انتخاب کنید، فقط چند دقیقه در روز طول می کشد تا اثرات مثبت آن را احساس کنید.
5-نوشتن
یکی از ساده ترین سرگرمی های موجود که فقط به قلم و کاغذ نیاز دارد نویسندگی است. شما می توانید درباره احساسات شخصی خود بنویسید یا داستان، شعر یا حتی رمان.
این سرگرمی فواید زیادی دارد و به طرز شگفت انگیزی در کاهش سطح استرس، مبارزه با افسردگی و اضطراب، بهبود حافظه و حل مشکلات خواب موثر است.
وقتی احساسات خود را یادداشت می کنید، می توانید افکار و رفتارهای منفی خود را شناسایی کنید و به طور موثر در جهت جایگزینی آنها تلاش کنید. همچنین، نوشتن داستان، ژورنال و وبلاگ می تواند ذهن شما را از افکار منفی دور کند.
در نهایت باید بدانید که هدف اصلی یک سرگرمی این است که به شما فرصتی برای ابراز احساسات و آرامش دهد. همواره به دنبال علایق و سرگرمی های جدید باشید زیرا هرچه بیشتر از ذهن خود کار بکشید، سلامت آن نیز بیشتر خواهد شد.
نتیجه گیری
ذهن و روان شما، دقیقاً مانند جسم شما مستحق مراقبت مداوم است.
روش های زیادی برای این منظور وجود دارند: تغییر سبک زندگی، تکنیک های آرام سازی یا صحبت با یک متخصص بهداشت روان در مورد هر گونه چالش عاطفی یا روانی که ممکن است با آن روبرو شده باشید.
بهترین مراکز مشاوره  در تهران و شهرهای بزرگ (آنلاین/حضوری)
گرچه تلاش برای بهبود سلامت روان ضروری است اما در کنار آن باید مراقب علائمی که نشان دهنده درگیری با یک بیماری روانی هستند باشید.
به محض اینکه متوجه این مسئله شدید، حتماً برای کمک به یک متخصص مراجعه کنید.

خستگی و آشفتگی ذهن

از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن (12 روش جدید)

از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن (12 روش جدید)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-193.jpeg

مغز ما روزانه میلیون داده را پردازش میکند، گاهی این داده ها به قدری زیاد میشود که ذهن خسته و آشفته میشود. فشارهایی که مغز و طبیعت‌تان انتظارش را نداشته در دنیای این روزها روی سرتان هوار شده و همین احساس موجب خستگی تان شده که با هیچ خواب و دارویی برطرف نمیشود. برنامه های روزانه، کارهایی که نیاز به پردازش داده های زیادی است مثل کار با رایانه و گوشی های هوشمند، درس خواندن و … همگی از جمله فعالیت های خسته کننده ذهن هستند. در این مقاله روش های از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن را به شما آموزش خواهیم داد.
علائم خستگی و آشفتگی ذهنی

دلیل خستگی و آشفتگی ذهنی
میتوان دلیل اصلی خستگی ذهنی را چند کارگی دانست. این مسئله را باید پذیرفت که زندگی امروز ما دستخوش تغییراتی شده و سرعت زندگی تا حدود زیادی بالا رفته است. کارهای روزمره، کارهای مربوط به شغلتان و نوتیفیکیشن هایی که از رایانه یا گوشیتان دریافت میکنید همواره اطلاعات زیادی را با سرعت بالا وارد مغزتان میکند.
در نهایت شما با داده هایی پردازش نشده ای روبرو خواهید شد که در ذهنتان جمع شده اند. این داده ها به مرور زمان ذهن را آشفته و خسته میکند. دانستن ریشه خستگی و آشفتگی ذهنتان در درمان آن بسیار کمک کننده خواهد کرد.

12 روش درمان خستگی و آشفتگی ذهن
1- گوش دادن به این موسیقی ها
موسیقی هایی بسیار موثر توسط روانشناسان و آهنگ سازان فقط برای کاهش اشفتگی ذهن ساخته شده است که توسط کاربران استفاده شده و بسیار موثر تشخیص داده شده اند. در گام اول توصیه می کنیم این موسیقی ها را دانلود کنید و از همین امروز روزانه 3 بار (هر بار حداقل 10 دقیقه) به آنها گوش دهید. این موسیقی ها را در اینجا می توانید گوش کنید (باید VPN روشن کنید)
2- ریشه یابی
همانگونه که گفتیم اولین گام برطرف ساختن این مشکل ریشه یابی آن است. شما باید ریشه افکارتان را پیدا کنید. افکار قدیمی، نشخوار ذهنی و یا برنامه های مدیریت نشده میتوانند ریشه مشکل شما باشد. افکارتان را روی کاغذ بنویسید، آن ها را دسته بندی کنید و اگر نتوانستید این کار را انجام دهید از یک روان درمانگر کمک بگیرید. این کار موجب سبک شدن بارهای ذهنی شما خواهد شد.
3- مدیریت فعالیت ها
فعالیت های خود را مدیریت کنید، پروژه های عقب افتاده، کارهایی روزمره سامان داده نشده انرژی زیادی از ذهنتان میگیرد. زمانی را به این فعالیت ها اختصاص دهید، میز کارتان را مرتب کنید، اتاقتان را نظم ببخشید و کارهای مربوط به شغلتان را به پایان برسانید.
4- مدیریت نوتیفیکیشن و فضای مجازی
همانگونه که به آن اشاره کردیم، اطلاعات زیادی که در طول روز دریافت میکنیم موجب اشغال بخش زیادی از ذهن ما میشود. پیشنهاد ما به شما این است دسترسی به فضای مجازی را محدود کنید، نوتیفیکیشن های غیرضروری را خاموش کنید و ایمیل هایتان را در ساعت مشخصی پاسخ دهید. این کار نه تنها خستگی ذهنتان را کاهش میدهد بلکه در مدیریت زمان نیز کمک زیادی میکند.
5- مدیریت روابط عاطفی_احساسی
وجود افراد با انرژی منفی در زندگیتان، افکارتان را مخدوش میکند. در واقع اطرافیان ما اتمسفری خواهند داشت که ذهن ما را تحت تاثیر قرار میدهند. لیستی از روابط سمی زندگیتان تهیه کنید و در صورت امکان روابطتان را کم کنید و با افراد مثبت اندیش رابطه برقرار کنید.
6- تقویت احساسات معنوی
احساسات معنوی را در خود تقویت کنید، کارهای خیرخواهانه و داوطلبانه انجام دهید. وقت بیشتری با خانواده یتان بگذرانید. فرزندتان را به پارک ببرید و وقت زیادی به او اختصاص دهید.به یک کار هنری که به آن علاقه دارید بپردازید.
چطور ذهنم را آزاد و آرام کنم؟ (11 روش علمی و 4 تکنیک جالب)
7- نوشتن
این راهکار شاید یک راهکار کلیشه ای باشد اما میتوان از آن به عنوان یک معجزه یاد کرد. روی یک کاغذ راجع به احساسات خوب و بدتان بنویسید. هرآن چیزی که شما را آزار میدهد، خوشحالتان میکند و یا باید به آن بپردازید را روی این کاغذ بنویسید. این کار بار روانی را کم میکند.
8- مدیتیشن
آرام سازی ذهن با یوگا و مدیتیشن در رفع خستگی و آشفتگی کمک میکند. این کار انرژی شما را متعادل میسازد و بهره وری را بالا میبرد و در نهایت وقت کمتری را به کارها اختصاص میدهید. مدیتیشن برای مبتدیان را در اینجا آموزش داده ایم
9- اولویت بندی کردن
نوشتن برنامه روزانه و اولویت بندی کارها از اهمیت بیشتر به اهمیت کمتر موجب ایجاد یک برنامه ذهنی ساماندهی شده است. در واقع ذهن خسته و آشفته مانند یک میز کار شلوغ است. لازم است تا اطلاعات و برنامه ها ساماندهی شوند، تا علاوه بر انجام به موقع، از تعویق افتادن آن نیز جلوگیری شود.
10- خوابیدن
خواب شب مناسب و کافی منبع انرژی ذهنی به شما می‌رود. افرادی که خواب نامناسبی دارند سریع‌تر از بقیه افراد دچار خستگی ذهنی می‌شوند. شب‌ها بهتر بخوابید تا بهتر فکر کنید. اگر مشکل خواب دارید این مطلب را بخوانید
روش تقویت قدرت ذهن ناخودآگاه (4 تمرین ساده روزانه)
11- استراحت واقعی
در طول روز یک زمانی را فقط برای خود اختصاص دهید. در این زمان هیچ داده های را وارد ذهنتان نکنید. گوشی را کنار بگذارید، رایانه و تلویزیون را خاموش کنید، کتاب را ببندید. چشمتان را ببندید و به هیچ چیز فکر نکنید. این زمان هرچند کوتاه اما در آرام سازی ذهن بسیار کمک کننده خواهد بود.
12- نصب این اپلیکیشن
یک اپلیکیشن فوق العاده که به داشتن تمرکز و کاهش خستگی های فکری روحی کمک شایانی می کند. آن را روی گوشی خود نصب کنید بقیه مراحل بسیار ساده و کار کردن با آن کاملا بی دردسر و رایگان است. شامل یک سری ملودی و راهکارهای فوق العاده موثر:

حرف آخر
ظرفیت ذهنی انسان بسیار بالا است، اما به همان میزان نیز نیازمند استراحت است، روزانه زمانی را به افکارتان اختصاص دهید، سرعت زندگیتان را کاهش دهید و به مغزتان استراحت دهید. خلاقیت، تصمیمات و خوش بینی شما در گرو فعالیت ذهنیتان است، بنابراین به همان میزان که به جسمتان اهمیت میدهید ذهنتان را نیز ا خستگی دور کنید.
17 تا از موثرترین روشهای افزایش تمرکز

دختر خجالتی

راهکار کاهش خجالت (با تصور واکنش دیگران به باد معده شما!)

راهکار کاهش خجالت (با تصور واکنش دیگران به باد معده شما!)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-176.jpeg

همه ما گهگاه احساس خجالت را تجربه می کنیم اما واکنش هایمان نسبت به این قضیه با هم یکسان نیست. برخی ها ترس عمیقی از احساس خجالت دارند و برای همین تمام تلاششان را می کنند در موقعیتی قرار نگیرند که این احساس را تجربه کنند. با این حال هیچ کس نمی تواند جلوی پیش آمدن احساس خجالت را بگیرد؛ مگر اینکه هیچ تعامل و ارتباطی با دیگران نداشته باشد!
یک تحقیق جدید
خب، حالا اگر شما هم جزو کسانی هستید که مدام دچار احساس خجالت می شوید، باید یاد بگیرید چطور با آن کنار بیایید مطالعه جدیدی که توسط Big Think انجام شده نشان می دهد که ترفندهای نسبتا آسان می تواند در به حداقل رساندن احساس خجالت موثر باشند. فقط کافیست که از حالت همیشگی خودتان خارج شوید.
این تحقیق توسط محققان دانشگاه کارنگی ملون و یو ال ای سی (UCLA) انجام شده در مجله Motivation and Emotion منتشر شده است. در این تحقیق نشان داده شده است افرادی که واقعا نگران خجالت کشیدن در مجامع عمومی هستند، ممکن است تحت تاثیر این ترس و نگرانی شان قرار بگیرند. مثلا ممکن است موقع خرید، دچار تردید شوند که آیا درباره آن سوال بپرسند یا نه، یا دلشان نمی خواهد کسی آنها را موقع خرید ببیند و حتی ممکن است بیشتر از مقداری که واقعا لازم دارند خرید کنند تا بعدا خجالت زده نشوند.

هدف این تحقیق افرادی بودند که از نظر روانشناسان “خودآگاهی عمومی” بالایی داشتند. این افراد از ظاهر خودشان در چشم دیگران بسیار آگاهند و اغلب اوقات به نوع نگاه افراد دیگر توجه زیادی دارند؛ بنابراین سعی می کنند تا حد امکان از چیزی که باعث احساس خجالتشان جلوی جمع شود دوری می کنند.
نویسندگان این تحقیق اعلام کرده اند که: چنین افرادی دوست دارند کانون توجهات اجتماعی باشند و بیش از حد روی این موضوع تاکید می کنند.
 آموزش تصویری آداب دست دادن، غذا خوردن و حرف زدن در جمع
در سه آزمون مختلف، پژوهشگران موقعیت های خجالت آوری را برای دانشجویان یو سی ال ای شرح دادند. ابتدا، از دانشجویان خواستند که تبلیغ بینو (Beano) را بخوانند ؛ سپس سوالاتی را در رابطه با میزان هم ذات پنداری با آن شخص و اینکه چه احساسی داشتند، پاسخ دهند. در این تبلیغ یک هنرجوی یوگا به طور تصادفی باد معده خود را رها می کند.
آنها متوجه شدند که شرکت کنندگانی که خودآگاهی عمومی بالایی دارند، تمایل دارند که در حین خواندن آگهی، خود را به جای آن شخص تصور کنند، نه اینکه خود را به عنوان یک مشاهده کننده ببینند. این افراد بیشتر از سایر افراد با خواندن این آگهی احساس خجالت کردند.

در آزمایش بعدی، پژوهشگران از دانشجویان خواستند تا یک تبلیغ را که در آن از داوطلبان سوالات شخصی در مورد مسائل حساس از جمله تبخال تناسلی پرسیده شده بود را، مطالعه کنند. سپس آنها سوالاتی را در رابطه با اینکه چقدر احتمال دارد در چنین مواردی داوطلب شوند، چه پیش بینی ای از حسی که به آنها در چنین مصاحباتی دست خواهد داد و اینکه انتظار دارند که مدیران چنین پژوهش هایی چگونه به آنها واکنش نشان دهند ؛ پرسیدند.
آزمون خجالتی بودن: با 10 سوال درصد خجالت تان را بسنجید!
آنها متوجه شدند که افراد خود آگاه احتمالا می گویند در صورتی داوطلب خواهند شد که در ابتدا به آنها گفته شود که واکنش مدیران این پژوهش ها نسبت به داوطلبان چگونه خواهد بود. در این صورت آنها قادر خواهند بود که دیدگاه افراد دیگر را پیش از شرکت در این تحقیقات بدانند.
در سومین آزمایش، پژوهشگران از دانشجویان خواستند تا موقعیت باد معده خجالت آور را دوباره تصور کنند. دو تبلیغ برای محصولات جلوگیری از خروج گاز را به آنها نشان دادند. در هر دو تبلیغ یک تصویر مشابه داشت: چهار نفر که با هم بر روی یک مبل نشسته بودند؛ یک مرد که به تنهایی در یک سمت مبل نشسته بود و سه زن که در آن سمت دیگر نشسته بودند. بر روی یکی از تبلیغات نوشته شده بود: « خدا شما را بیامرزد . رها کردن تصادفی باد معده در مقابل فرد مورد علاقه ی خود یکی از خجالت آور ترین تجربه ها است. تضمین برای ماندگاری دائم.» تبلیغ بعدی، نکته دیگری را نیز افزوده بود: « دیگران می دانند که چه حسی دارد. خودتان را در موقعیت آنها بگذارید… آیا می خندید؟ وحشت می کنید؟ یا خیره می شوید؟»
شرکت کنندگانی که تبلیغ اول را خوانده بوند، احتمال بیشتری داشت که بگویند محصول جلوگیری از دفع گاز را خریداری می کنند تا آنها را از تجربه دفع باد در محیط های همگانی حفظ کند. اما اگر تبلیغ دوم را خوانده بودند، تمایل کمتری را به خرید آن نشان می دادند.
راهنمایی برای آدمهای خجالتی: چطور با دیگران دوست شویم؟
در هر وضعیت اجتماعی، ایده ی خوبی است که تصور کنید که در مرکز توجه همگان نیستید. برای افرادی که به خودآگاهی متمایل هستند، این الگوی فکری میتواند حتی موثرتر از اکثر افراد باشد. اگرچه ساده است که به صورت پیش فرض خود را به صورت ستاره ی فیلم زندگی خود بدانید، اما شاید بهتر باشد که خود را به عنوان یکی از بینندگان تصور کنید؛ بیننده ای که واقعا شما را تشویق می کند و همچنین باد معده خود را رها می کند.

یک خواب بد

از بین بردن اثرات خواب بد با 6 ترفند موثر

از بین بردن اثرات خواب بد با 6 ترفند موثر
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-145.jpeg

همه ما آن را تجربه کرده ایم: “خواب های بد”. منظور ما کابوس هایی که بعد از بیدار شدن تپش قلب و احساس تنگی نفس داریم، نیستند. اذیت شدن بعد از دیدن این نوع خواب ها چیزی بیشتر از ترسیدن است. منظور ما خواب هاییست که در آنها یک ماز گیر افتادیم و راه فراری نداریم، دنبال چیزی می گردیم ولی نمی توانیم آن را پیدا کنیم یا تشخیص دهیم که چیست و یا خوابِ طرد شدن یا خیانت در یک ماجرای عاشقانه.
اثر خواب های بد می تواند تا مدت ها بعد از بیدار شدن باقی بماند. این اثرات مانند سایه هایی چسبناک در اطرافمان حرکت می کنند، کاری می کنند که احساس به هم ریختن، آشفتگی و بی نظمی به ما دست دهد. از ترس دیدن دوباره این خواب ها جرأت رفتن به تخت خواب را نداریم، در نتیجه دیرتر می خوابیم و این کسریِ خواب در واقع راه را برای دیدن خواب های آزاردهنده هموارتر می کند.
7 خوراکی مفید که قبل از خواب بهتر است بخوریم؟ (و چه نخوریم)
احساس اضطراب بعد از دیدن یک خواب آزاردهنده طبیعی است. برخلاف خیال بافی کردن که به راحتی می توانیم از آن دست بکشیم، تاثیری که خواب دیدن بر ما می گذارد چیزی شبیه به تجربه بازی های کامپیوتری واقعیت مجازی (VR) هستند. طبق نظر دکتر دیرره بارت، استادیار روانشناسی از دانشکده پزشکی هاروارد و نویسنده کتاب رویاهای فراگیر، زمانی که ما خواب می بینم به نظر واقعی می آیند، و وقتی به پایان می رسند این احساس را داریم که انگار واقعاً اتفاق افتاده اند.
چگونه بعد از یک خواب بد، خودمان را بازیابی کنیم؟
“خوابی که تعبیر نداشته باشد مانند لغتی ست که خوانده نشده است” تالمود
هر چقدر زودتر از این تفکر که خوابی که دیده ایم انگار واقعاً اتفاق افتاده، دست برداریم، خلاص شدن از اثرات بعدی آن خواب راحت تر خواهد بود. دعا خواندن یا مدیتیشن، خواندن ذکری برای آرام شدن، یا منظم نفس کشیدن راهکارهای موثری هستند. انجام این کارها نشخوارذهنی را متوقف و به خلاص شدن ما از پریشان حالی و عذاب بعد از بیداری کمک می کند.
اگر بتوانیم از تجسم دوباره خوابی که دیدیم خودداری کنیم، خیلی راحت تر آن را فراموش خواهیم کرد. با اینکه این موارد در پاکسازی خواب از دلهره و اضطراب کمک شایانی می کند، گاهی اوقات حافظه ی نگهداری خواب بیش از حد فراگیر می شود، یا خواب آزاردهنده چند شب تکرار می شود، پس شاید تشخیص معنای آن خواب کار عاقلانه تری باشد.

ما می توانیم از طریق پرس و جو، جراید، یا مدیتیشن خواب های آشفته خود را بررسی و معنای آنها را کشف کنیم. با انجام این کار، خصوصاً برای خواب های تکراری، می توانیم از شر دیدن مجدد آنها خلاص شویم. کارشناسان توصیه می کنند که به خواب ها به شکل یک تصویر شبیه سازی نمادین نگاه کنیم و از خودمان درباره چیزها و اتفاقاتی که در خواب دیده ایم سوالاتی اساسی بپرسیم تا از این طریق بتوانیم معنای غیرواقعی و استعاری آنها را کشف کنیم. طبق نظر دکتر بَرِت برای بررسی احساس مان درباره خواب ها و چگونگی تفسیر آنها، می بایست به عناصر موجود در خواب با دید چیزایی واقعی بنگریم. این کار کمک زیادی به یافتن ارتباط آن خواب ها با زندگی واقعی ما می کند.
چگونه خودمان را استرس زدایی کنیم؟ 7 توصیه برای آرام شدن
برای نمونه، فرض می کنیم که من خوابی درمورد افتادن از یک اسب دیده ام و قبل از اینکه لگدمال بشوم از خواب بیدار می شوم. اسب چیست؟ حیوانی قوی و زیبا. احساس من درباره اسب ها چگونه است؟ آنها ترسناکند. تا الان فقط یک بار سوار اسب شدم، و از اینکه در ارتفاع بالایی از سطح زمین قرار بگیرم خوشم نمی آید. در بچگی، همیشه به من گوشزد می کردند که: «برای پوشیدن شلوار سوارکاری خیلی کوچک هستی» و هشدار می دادند که: «از روی اسب نیفتی.»
شاید دیدن اسب در خواب به معنی این است که من از کسی می ترسم و آن شخص امکان دارد به من حمله یا خیانت کند. شاید به معنی ترس من از مواجه شدن با اشخاص قوی تر از خودم و دست به سر کردن آنها باشد. ممکن است علت ترس من این باشد که می خواهم کارها را به بهترین شکل انجام بدهم تا مورد انتقاد قرار نگیرم. حالا با داشتن چند تفسیر از خوابم، می توانم تفسیری که نزدیکتر از بقیه باشد را بررسی کنم.

«ایده ای که در خواب می بینید، ناشی از تفکر و احساس شما درباره آن است. به جای کلافه شدن و ماندن در تخت خواب از جای خود برخاسته و به زندگی روزمره خود مشغول شوید.» دکتر الیزابت یوکو
نکات ساده برای جلوگیری از خواب بد دیدن
ما می توانیم با یافتن عوامل موثر در به وجود آمدن خواب های آزاردهنده، از دیده شدن آنها جلوگیری یا تعداد آن را محدود کنیم. در اینجا چند عامل را بررسی می کنیم:

غذا خوردن قبل از خواب
استفاده از قرص های خوب آور
شرایطی مانند افسردگی، اضطراب، و اعتیاد و اختلالات مربوط به خواب مثل خفگی در خواب
کم خوابی
نگرانی و دلواپسی قبل از خواب
اعتیاد به چک کردن اخبار و محتوای منفی شبکه های اجتماعی

محدود کردن شنیدن و خواندن اخبار نگران کننده که در شما حس درماندگی و ناامیدی به وجود می آورد می تواند احتمال دیدن خواب های آزاردهنده را کاهش دهد. برای این کار باید فیدهای شبکه های اجتماعی تان را غیرفعال کنید، از کنار کلیپ ها و گزارش های خبری نگران کننده، ملال آور یا خشونت آمیز بگذرید و به آنها اهمیت ندهید، و کاربرانی که در شبکه های اجتماعی پیام های توهین آمیز منتشر می کنند را بلاک کنید.
16 روش برای بهتر خوابیدن (تنها روشهای ثابت شده)
همچنین اگر از اتاق خواب فقط برای خوابیدن و رابطه جنسی استفاده شود، این اتاق تبدیل به محیطی مساعد برای خواب و دیدن خواب های خوشایند می شود. تبدیل اتاق خواب به محلی برای انجام بازی های ویدئویی یا تماشای فیلم هم نتیجه خوبی نداشته و آرامش مورد نیاز این اتاق مختل می کند.
اگر تنها می خوابیم، می توانیم با خواندن صفحه ای از کتاب دوران کودکی یا بغل کردن یک عروسک برای خوابیدن آماده شویم. در صورتی که دیدن کابوس و خواب های آزاردهنده به طور مداوم اذیتمان می کند، شاید نیاز به پیدا کردن یک راه حل اساسی تر داشته باشیم. رفتار درمانی شناختی برای مدیریت خواب خوب دیدن راه حل مناسبی محسوب می شود.
«زمانی که در آغوش یک خواب خیلی زیبا قرار داشته باشید، بیدار شدن از آن برایتان گریه آور خواهد بود.» مایکل فائودت
منبع

تنفر

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-20.jpeg

در زمان هایی که در امتحانی رد می شوید، در یک حرفه شکست می خورید یا رابطه ی ناموفقی را تجربه می کنید، اولین فکری که به ذهن تان خطور می کند این است که “من از خودم متنفرم!”
بیشتر ما بدون اینکه بدانیم چقدر از خودمان متنفریم، به زندگی ادامه می دهیم. برخی افراد نیز از این واقعیت آگاهی دارند و دائما در حال نفرت ورزیدن به خود هستند. حقیقت این است که باورهای ما، واقعیت هایمان را شکل می دهند و نفرت هیچگاه چیز خوبی نیست.
24 دلیل اینکه هیچ وقت خوشحال و راضی نیستیم!
نفرت از خود، از کمبود اعتماد بنفس ناشی می شود و به دلایل مختلفی بوجود می آید. احتمالا رویدادهای دوران کودکی این باور را در ذهن فرد ایجاد کرده است که هیچ ارزشی ندارد و یا ایرادی دارد که موجب بی علاقگی دیگران نسبت به او شده است.
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خود متنفرند، این مطلب را از دست ندهید. در اینجا یاد می گیرید که نفرت از خود از کجا ناشی می شود و چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد. همچنین به این موضوع پی می برید که راه های از بین بردن خودبیزاری چیست و چگونه می توانید عاشق خودتان شوید.
چرا از خودم متنفرم؟
موضوع نفرت از خود یک موضوع ساده نیست. همچنین یک موضوع جدید هم نیست و در افراد زیادی مشاهده می شود.
فلاسفه ای مانند اسپینوزا یا آکویناس، به میزان زیادی در مورد نفرت از خود تأمل می کردند. روانشناسان دیگری نیز سعی می کردند که توضیح دهند این احساس از کجا ناشی می شود. محتمل ترین دلیل ایجاد حس نفرت از خود، در تجربیات دوران کودکی شما نهفته است.
در بیشتر موارد، رویدادهای دوران کودکی باعث می شود که فرد از خود متنفر شود و باور کند که لیاقت عشق را ندارد.
بیشتر والدین تمام تلاش خود را می کنند تا حس ارزشمندی را در فرزندان خود پرورش دهند اما برخی از آنها، در این زمینه موفق نمی شوند و فرزندانی را تربیت می کنند که از خودشان متنفرند.
این موضوع بسیار مهم است به حدی که احساسی که هر فرد در زندگی نسبت به خود دارد، تحت تأثیر گفته ها و رفتارهای والدین او شکل گرفته است.
اگر والدین، دائما فرزندشان را تحقیر و سرزنش کنند، این باور در کودک شکل می گیرد که به اندازه ی کافی خوب نیست یا پر از نقص و اشکال است.
8 روش تغییر نگرش در زندگی [تبدیل نگرش منفی به مثبت]
شاید والدین متوجه این امر نباشند اما با رفتارهای نادرست خود، حس ارزشمندی و علاقه به خویشتن را در کودک، از بین می برند.
پس از آن، کودک تلاش بیشتری برای راضی نگه داشتن والدین خود می کند تا بتواند تایید و رضایت آنها را جلب کند. اما به خاطر بی توجهی و نادانی والدین، این تلاش ها هر بار با شکست مواجه می شود. با گذشت زمان باور خودبیزاری در ذهن کودک عمیق تر و عمیق تر می شود و برای همیشه در ذهن و روان او باقی می ماند. به این ترتیب کودک در چاهی گرفتار می شود که بخاطر رفتار والدین شکل گرفته و این در حالیست که خود او هیچ تقصیری در این امر نداشته است.
فرزندان نازپرورده و آنهایی که مورد حمایت بیش از اندازه ی والدین واقع می شوند نیز، احساس بی کفایتی خواهند کرد.

بنابراین اگر مرتبا عبارت “از خودم متنفرم” را در ذهن تان می شنوید، احتمالا به این دلیل است که والدین تان هرگز به شما فرصتی ندادند تا استعدادها و قابلیت های خویش را به خودتان ثابت کنید.
شاید والدین بطور ناخودآگاه چنین باوری را در شما شکل داده باشند اما همین شیوه های نادرست فرزند پروری باعث ایجاد یک باور غلط و مخرب ماندگار در ذهن شما شده است.
اما خبر خوب این است که تمام باورها قابل تغییرند. شما دیگر آن کودک نیستید و می توانید عقاید و باورهای خود را انتخاب کنید. بعبارت دیگر وقت آن رسیده که به جای نفرت از خود، عشق به خود را انتخاب کنید.
احساس نفرت از خود، چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد؟
نفرت از خود می تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما دلیل این امر هر چه که باشد فرقی نمی کند چون نکته ی مهم، تاثیرات مخربی ست که این حس بر زندگی شما می گذارد. خود بیزاری بر تمام افکار و اعمال شما تاثیر می گذارد و عملکردتان را در زمینه های مختلف زندگی تضعیف می کند.
اثر پیگمالیون اصطلاحی ست که نشان می دهد انسان ها تمایل دارند در نظر دیگران توانمند جلوه کنند و انتظاراتی که از آنها می رود را برآورده کنند. این امر در مورد خود ما هم صادق است چون ذهن ما به دنبال تأیید کردن باورهایمان است. این موضوع به یک پدیده روانشناختی دیگر به نام “سوگیری تأییدی” هم اشاره دارد. سوگیری تاییدی به این معنا است که همه ما به طور طبیعی، اطلاعاتی را جستجو می‌ کنیم و می پذیریم که باورها و اطلاعات پیشین ما را تایید می کنند. بنابراین وقتی از خودتان متنفر باشید، همواره به دنبال پذیرش بی لیاقتی خود خواهید بود.
چطور از شر چیزی که در ذهنمان است خلاص شویم؟ (24 ترفند)
شاید شما از این موضوع آگاهی نداشته باشید اما این یک حقیقت است و قابل انکار نیست.
به زندگی خود نگاه دقیق تری بیندازید و سوالات زیر پاسخ دهید:

چه اتفاقاتی در زندگی، موجب می شود که احساس بی ارزش بودن کنید؟
هر روز از دوستان و اطرافیان تان چه پیام هایی را دریافت می کنید؟ آیا آنها از زندگی شما حمایت می کنند؟
هرچند وقت یکبار به روابطی روی می آورید که در نهایت به تحقیر و حس بی لیاقتی منجر می شود؟
هر چند وقت یکبار از ترس شکست خوردن، از فرصت ها کناره گیری می کنید؟
آیا به دلیل خود کم بینی، موفقیت های زیادی را از دست دادید؟

پاسخ به سوالات فوق موجب می شود که ریشه ی حس خودبیزاری را پیدا کنید و به تاثیرات آن در زندگی پی ببرید.
نگرش “من از خودم متنفرم” می تواند فرد را با مسائل و مشکلات جدی در زندگی مواجه کند
“من از خودم متنفرم” عبارتی فراتر از چیزی ست که پس از مرتکب شدن به یک اشتباه جزئی و بی اهمیت مثل ریختن قهوه روی لباس تان می گویید. این عبارت پتانسیل این را دارد که زندگی شما را به یک زندگی دردناک و مخرب تبدیل کند.
مطالعات نشان داده است که تجربیات کودکی، در دوران نوجوانی منعکس می شوند.
نوجوانانی که از خودشان متنفرند، اغلب به خودزنی یا اعتیاد روی می آورند. این افراد عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند و با مشکلاتی مانند بزهکاری مواجه می شوند. این امر به نوبه خود، شانس موفقیت های بعدی زندگی را از بین می برد.
احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار
خود بیزاری می تواند منجر به اختلالات خوردن مانند پرخوری یا بی اشتهایی بیش از حد شود. در برخی موارد هم می تواند به خودزنی یا اعتیاد منجر شود.
نفرت از خود با افسردگی و اضطراب نیز ارتباط نزدیکی دارد. بعبارت دیگر افرادیکه خودشان را دوست ندارند، احتمالا با مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی مواجه می شوند که موضوع دور از ذهنی هم نیست. چون وقتی احساس می کنید ارزش کمی دارید، دیدگاه مثبت خود به زندگی را از دست می دهید. عبارت “من خودم را دوست ندارم” به راحتی به جمله هایی مثل “این زندگی ارزش زیستن ندارد” یا ” نمی توانم این زندگی را تحمل کنم” معنا می شود.
اما نگران نباشید چون خوشبختانه این نگرش قابل تغییر است. در این قسمت با راهکارهای مبارزه با حس خود بیزاری آشنا می شوید.
چگونه می توان با حس خودبیزاری، مبارزه کرد؟
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خودتان متنفرید، نگران نباشید. خوشبختانه راه هایی برای رهایی از این معضل وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید و زندگی تان را سامان دهید. موثرترین راهکارهای رهایی از حس خودبیزاری عبارتنداز:
1- افکار منفی را از خود دور کنید و با آنها مبارزه کنید
شاید حس نفرت و بیزاری، چنان عمیقا در ذهن تان جای گرفته است که احتمالاً بیشتر اوقات متوجه آن نمی شوید. حقیقت این است که واقعیت بر پایه ی افکار ما بنا می شود و افکار منفی، بر عواطف، عملکرد و احساسات مان تاثیر می گذارد.
بنابراین اولین قدم برای از بین بردن حس خودبیزاری، رهایی از افکار منفی است.
برای جلوگیری از منفی بافی می توانید واکنش های احساسی خود نسبت به یک موقعیت یا حادثه را روی کاغذ بنویسید.
وقتی احساسات منفی به سراغ تان می آید، از خود بپرسید که ریشه ی این باورها کجاست و آنها از کجا منشا می گیرند؟ سپس آنها را بصورت انتقادی بررسی کنید. مشخص کنید که آیا آنها براساس واقعیت های زندگی تان هستند یا فقط برداشت شما از خودتان می باشند؟ به عنوان مثال آیا شما واقعاً توانایی انجام کاری را ندارید یا فقط از شکست خوردن می ترسید؟

سعی کنید از همین امروز به جای اینکه بگویید “من از خودم متنفرم” یا “من خیلی احمق هستم”، بگویید: “امروز می خواهم با خودم مهربان باشم” و “من قادر به انجام هر کاری هستم چون می توانم یاد بگیرم”. به این ترتیب می توانید کنترل عقاید خود را بدست آورید و احساسات تان را نسبت به خویشتن، تغییر دهید.
2- قدرت جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت را دست کم نگیرید
جملات تصدیقی و مثبت، تاثیر زیادی در نحوه ی تفکر شما نسبت به خود دارند. فراموش نکنید که افکار نامرئی، روزی مرئی می شوند و به واقعیت تبدیل می گردند. بنابراین هر طور که با خودتان صحبت می کنید، روزی به واقعیت تبدیل می شود. برای درک بهتر این موضوع، اثر پیگمالیون را به خاطر بیاورید. طبق این پدیده ی روانشناسی، افراد به انتظارات خود و دیگران، واکنش های مستقیمی نشان می دهند و بعبارت دیگر، انتظارات پایین منجر به کاهش عملکرد می‌ شود. این پدیده بسیار قدرتمند است زیرا نشان می دهد که باورهای عمیق انسان، به واقعیت تبدیل می شوند. حال که به اهمیت این موضوع پی بردید، بیایید از همین الان شروع کنید!
کمی وقت بگذارید و با توجه به نیازهای خود، جملات تاکیدی مثبتی استفاده کنید. برای موثر واقع شدن آنها از دو قانون زیر پیروی کنید:
اول اینکه جملات را در زمان حال بکار ببرید. مثلا به جای اینکه بگویید “من خوشحال خواهم شد” باید بگویید: “من خوشحالم”. دوم اینکه به هیچ عنوان از جملات منفی استفاده نکنید. برای مثال بجای اینکه بگویید “من به اندازه ی کافی خوب نیستم” بگویید (یا فکر کنید): “من اعتماد به نفس دارم.”
تاثیر مثبت این ترفند در این است که اظهارات شما نتیجه مطلوبی بهمراه داشته باشد گویی که از قبل اتفاق افتاده است.
هر وقت یادتان افتاد این جملات را تکرار کنید. به محض شروع منفی بافی، جملات انگیزشی و مثبت را با صدای بلند بگویید و به افکار منفی کوچکترین فرصتی ندهید که به سراغ تان بیایند. با گذشت زمان ذهن شما دوباره برنامه ریزی می کند و باورهای قدیمی را فراموش می کند.
3- ذهن آگاهی را تمرین کنید
نیمی از وقت بیداری ما صرف افکار خودکار منفی می شود. منظور از افکار خودکار منفی، افکاری ست که بصورت ناخواسته در خودآگاه ما وجود دارند و باعث ایجاد خلق و خوی منفی می شوند. هر زمان که مشاهده کردید این افکار خودکار شما را محاصره کرده اند، سریعا از آنها فرار کنید!
ذهن آگاهی یک روش عالی برای رهایی از افکار خودکار منفی است و به معنای آگاهی از لحظه و فرار از خیالات و افکار واهی است. بعبارت دیگر فرآیندی است که از طریق آن یاد می گیرید در لحظه زندگی کنید و دیگر روی اشتباهات گذشته یا ترس از آینده ی نامشخص، متمرکز نشوید.
همچنین به شما می آموزد که نسبت به خود و تجربیات تان قضاوت نکنید. به طور کلی، ذهن آگاهی عملی است که تأثیر مثبتی بر رفاه و سلامتی دارد.

شما از طریق تمرین ذهن آگاهی، یاد می گیرید که حس خودبیزاری را تشخیص دهید. به این ترتیب خواهید دید که ذهن و بدن شما به کجا هدایت می شود. در تمرینات ذهن آگاهی سه عنصر (بودن در حال حاضر، هدفمندی و قضاوت نکردن) دخالت دارد که از این میان، عدم قضاوت آگاهانه به شما کمک می کند از حلقه انتقاد از خود خارج شوید.
ذهن آگاهی نیازی به تمرینات سخت و پیچیده ای ندارد. شما به کمک چند تمرین ساده که در هر زمان و هر مکان قابل انجام است، می توانید از این روش استفاده کنید. تمرکز و آرامش روزانه، یادآوری نعمت های خداوند و خصوصیات مثبتی که دارید را فراموش نکنید. تمرینات ذهن آگاهی به شما کمک می کنند تا از چاه عمیق خودبیزاری بیرون بیایید و راه علاقه به خویشتن را در پیش بگیرید.
4- نسبت به خودتان مهربان و دلسوز باشید
شاید بی توجهی والدین یا تجربه ی بدرفتاری های همکلاسی ها و دوستان تان در گذشته، باعث ایجاد حس نفرت از خود شده است. شاید به دلیل تجربیات کودکی یا دلایل دیگر، یاد نگرفتید که با خودتان مهربان باشید. دلیل حس تنفر شما از خودتان، هر چه باشد مهم نیست. چیزی که مهم است این است که قبول کنید گذشته ها گذشته و هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست. شما از همین الان می توانید والدین خودتان باشید و یک تصویر جدید از خویشتن در ذهن تان بسازید.
تمام افرادی که عزت نفس پایینی دارند، نسبت به خودشان بی عاطفه و بی احساس هستند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، این نکته را همیشه در ذهن داشته باشید که “هیچکس کامل نیست”. بنابراین بخشش خود را تمرین کنید. مجازات کردن یا متنفر شدن از خویشتن، کار عاقلانه ای نیست و باید بجای آن سعی کنید که از اشتباهات تان درس بگیرید.
40 تا از بهترین جملات خودباوری و عشق به خود
مشوق خودتان شوید و با خود مثل یک فرد عزیز یا یک کودک کوچک رفتار کنید. فراموش نکنید که با خودتان، با ملایمت و مهربانی صحبت کنید و از تندی بپرهیزید. آیا تابحال به فرزندتان گفته اید که یک فرد شکست خورده و احمق است؟ همانطور که نمی توانید دائما فرزندتان را مورد سرزنش قرار دهید، نسبت به خود نیز همین رفتار را داشته باشید. به جای انتقادهای مخرب، جملات انگیزشی و سازنده ای بکار ببرید.
5- خود را با چیزهایی احاطه کنید که ارزش ها و قابلیت های تان را به شما یادآوری می کنند
گاهی اوقات ما از دیدن قابلیت ها و ارزش های خود ناتوان هستیم و همین امر موجب بی علاقگی نسبت به خویشتن می شود. برای رهایی از حس خودبیزاری، اکنون وقت آن است که خود را تایید کنید و ارزش های خود را به یاد بیاورید. برای برنامه ریزی مجدد ذهن، ارزش خود را به نمایش بگذارید و آن را اثبات کنید.
خود را با چیزهایی احاطه کنید که موفقیت هایتان را به شما یادآوری می کند. می توانید یاد و خاطره ی آنها را در هر گوشه ای از خانه، قرار دهید. به چیزهای بزرگ و کوچک فکر کنید. اینکار به شما امکان می دهد که از ذهنیت قدیمی و مخرب خود دور شوید و یک ذهنیت قوی را جایگزین آن کنید.
منظور ما از موفقیت ها، دستاوردهای بزرگ و عجیب نیست. شما می توانید چیزهایی مانند مدرک تحصیلی، قرارداد شغلی، کارهای هنری کوچک یا حتی عکس کسانی که شما را دوست دارند، را در جاهای مختلف خانه قرار دهید. از دوستان یا عزیزانی که شما را ستایش می کنند، بخواهید یادداشتی بنویسند تا به شما یادآوری کنند که چقدر عالی هستید. اگر فرزند دارید هم، هر لحظه این نکته را به خود یادآور شوید که یک پدر / مادر دلسوز و فداکار هستید.

خاطرات کودکی خود را جستجو کنید. مطمئناً در آنجا دستاوردهای زیادی خواهید یافت. اگر ذهن تان دائما نکات منفی را به شما یادآوری می کند، از راهکارهای شماره ی 1 و 2 این مطلب استفاده کنید. از آموختن چیزهای جدید نترسید و این را فراموش نکنید که هیچگاه برای شروع دیر نیست. بنابراین اگر به دوچرخه سواری، اسکیت یا هر فعالیت مهیج دیگری علاقمند هستید، یادگیری را آغاز کنید و دست از تلاش نکشید. آموختن چیزهای جدید، انگیزه و حس مثبت زیادی در شما ایجاد می کند.
شما همچنین می توانید یک دفترچه یادداشت تهیه کنید و دستاوردها و موفقیت های خود را در آن ذکر کنید. به این ترتیب هرگاه شروع به عیب جویی از خود کردید، آن را بردارید و مرور کنید. بنابراین از عملکردهای خوب خود در زندگی شادمان باشید و حس خودبیزاری را برای همیشه از ذهن و زندگی تان محو کنید.
6- به یک هدف بزرگتر متعهد شوید
یک روش قدرتمند برای غلبه بر خودبیزاری این است که مدتی تمرکز خود را از خویشتن دور کنید. تعیین اهداف بزرگ، مزایای زیادی دارد. اولین مزیت آن این است که در دنیای خود یک تغییر بزرگ ایجاد می کنید. علاوه بر این می توانید برای خود یا دیگران، یک زندگی بهتر و زیباتر بسازید. این مزایا موجب می شود که احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.
اگر ذهن شما مرتبا به سراغ منفی بافی و انتقاد از خود می رود، بهتر است روی چیز دیگری متمرکز شوید حتی اگر اینکار بصورت موقتی باشد. شما می توانید علاوه بر اهداف شخصی، به سمت کارهای بشر دوستانه نیز قدم بردارید.
10 تا از موثرترین راههای رسیدن به آرامش در زندگی
کارل یونگ یک روانپزشک سوئیسی بود که به طور گسترده راه های رهایی از روان رنجوری را مورد بررسی قرار داد. وی اظهار داشت كه كلید اصلی دوری از این وضعیت، شرکت در فعالیت های خیریه و بشردوستانه است.
با انجام امور خیریه، می توانید احساس آرامش و خرسندی کنید و حس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. اگر بتوانید به یک انسان نیازمند کمک کنید، خود را فردی توانمند و قوی می بینید و همین امر موجب بالا رفتن عزت نفس شما می شود.
7- با یک تراپیست یا درمانگر صحبت کنید
شاید دلیل خودبیزاری شما، مواردی ست که قادر به درک شان نیستید یا نمی توانید آنها را پیدا کنید. بنابراین صحبت با روان درمانگر می تواند کمک زیادی به شما بکند.
یک متخصص خوب می تواند به شما کمک کند تا از حس تنفر از خویش، رهایی پیدا کنید. روان درمانگر به شما کمک می کند تا علت این وضعیت را درک کنید و ذهنیت خود را از نو بسازید.
من کافی هستم
باور بسیاری از افرادیکه خودشان را دوست ندارند، این است که آنها فکر می کنند به اندازه ی کافی خوب نیستند و بعبارت دیگر انسان زیبا، باهوش و توانایی نیستند.
بر همین اساس می توان گفت مهمترین چیزی که مانع خوشبختی و موفقیت یک انسان می شود، باورهای غلط یا احساس عدم کفایت (خود کم بینی) است.
برخی از روانشناسان، از تکنیک های هیپنوتیزم درمانی برای حل این مشکل استفاده می کنند. در طول هیپنوتیزم، فرد به حالت آرامش عمیقی فرو می رود، ذهنیت او روشن می شود و علت اصلی نفرت از خود مشخص می گردد.
بهترین حرکات یوگا برای بدست آوردن عزت نفس

پوچی و افسردگی

احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار

احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-2.jpeg

پیدا کردن ریشه های پوچی موجب می شود که قدم های مناسبی برای رهایی از این وضعیت، بردارید و هر چه سریعتر بر این حس غلبه کنید. در این مطلب با علل ایجاد کننده ی احساس پوچی و روش های برطرف کردن آن آشنا می شوید. اگر یکی از عزیزان یا دوستان تان نیز به حس پوچی گرفتار شده است، این مطلب را با او به اشتراک بگذارید تا بتواند از این وضعیت رهایی پیدا کند.
پوچی چیست؟
برخی از این افراد می گویند که در قفسه سینه خود احساس خلاء، پوچی یا بیحسی می کنند و همیشه بی حال و بی حوصله‌ هستند. همچنین ممکن است اغلب اوقات بدون آن که کار دشواری انجام داده باشند، احساس خستگی کنند و فکر کنند که هیچ چیز مهم نیست. گاهی اوقات این احساس بی ‌حسی، به برخی اندام های آنها نفوذ می کند و رخوت، سراسر وجودشان را در بر میگیرد. احساس پوچی می ‌تواند ترسناک باشد و خود فرد هم نداند که دلیل آن چیست. معمولا این سوال پیش می آید که آیا تجربه پوچی به معنی ابتلا به یک بیماری روانی است؟
احساس پوچی می تواند ناشی از عوامل مختلف باشد اما روش های متفاوتی برای کنار آمدن و عبور از این احساس وجود دارد. یکی از دلایل آن می تواند ابتلا به بیماری های روانی یا اختلالاتی مانند افسردگی، اختلال مصرف مواد یا ADHD (اختلال کم توجهی بیش فعالی) بزرگسالان باشد. برای افراد دیگر نیز می تواند ناشی از عدم وجود یک سیستم پشتیبانی عاطفی خوب در گذشته یا حال باشد. اگر از کودکی یاد گرفته اید که احساسات خود را سرکوب کنید یا آنها را بطور کلی نادیده بگیرید، احتمالا بی احساس می شوید و یا با حس پوچی مواجه خواهید شد.
آیا احساس پوچی طبیعی است؟
بله! اگر دائما احساس پوچی می کنید، شاید از خود بپرسید که آیا این احساس یک پدیده طبیعی است و دیگران نیز همین حس را دارند؟ واقعیت این است که شما تنها نیستید و افراد زیادی به این وضعیت گرفتار می شوند.
اگر احساس پوچی می کنید، معنای آن این است که خلائی در اعماق وجودتان احساس می کنید. نکته ای که باید بخاطر داشته باشید این است که پوچی یک احساس طبیعی است. بسیاری از افراد آنچه که شما تجربه می کنید را تجربه کرده اند و از آن رنج می برند. با این حال، اگر این احساس مداوم است و باعث آزار شما می شود، باید ریشه ی آن را پیدا کنید و هر چه زودتر به دنبال راه های برطرف کردن آن باشید.
هنر خوب صحبت کردن با افراد مختلف: نکات بسیار مهم و کاربردی
حس خلاء یا پوچی را با چه چیزهایی می توان پر کرد؟
چند روش موثر برای پر کردن خلاء درونی وجود دارد. اولین کار پیدا کردن ریشه ی پوچی و سپس استفاده از یک روش درمانی مناسب است. برای مثال اگر احساس پوچی به دلیل ابتلا به بیماری های روانی است، درمان اختلال می تواند به رهایی از این حس کمک کند. مراجعه به یک درمانگر خوب می تواند به شما کمک کند که دلیل احساس پوچی خود را پیدا کنید و بر آن غلبه کنید.
از مراجعه به یک درمانگر یا مشاور خوب نترسید و تمام احساسات خود را بطور روراست با او درمیان بگذارید. دلیل پوچی هر چه که باشد، فرقی نمی کند چون یک مشاور می تواند به شما کمک کند بر این حس غلبه کنید. در این قسمت با دلایل ایجاد کننده ی احساس پوچی آشنا می شوید.

چرا احساس پوچی می کنیم؟
داشتن حس پوچی، می تواند نگران کننده باشد چون موجب ناراحتی و عذاب فرد می شود. شاید شما فکر کنید که چه چیزی باعث ایجاد این حس می شود و به دنبال عوامل بیرونی بگردید. اما نکته ی جالب اینجاست که عوامل بیرونی، موجب ایجاد حس پوچی نمی شود. بعبارت دیگر پوچی یک حس درونی است و با بی پولی، روابط یا عوامل شغلی ارتباطی ندارد. پوچی یک حالت درونی است و به همین دلیل از بین بردن آن، به قدرت، مدیریت و مبارزه درونی نیاز دارید. دلایل احساس پوچی عبارتنداز:
1- قرار گرفتن در شرایط سخت و استرس زا
ممکن است دلیل احساس پوچی، مواجهه با اضطراب و شرایط استرس زا باشد. در این زمان بدن و ذهن شما به انرژی زیادی نیاز دارد و فشار زیادی را متحمل می شود. به عنوان مثال اگر اخیراً یکی از عزیزان خود را از دست داده اید یا جدایی تلخی را تجربه کرده اید، بسیار غصه می خورید و احساس پوچی عمیقی می کنید. وقتی به طور مداوم در شرایط تنش زا و سخت قرار بگیرید، احساسات شدیدی را تجربه می کنید که کنار آمدن با آنها سخت است. در این زمان حس می کنید که همه چیز خود را از دست داده اید و احساس پوچی، سراسر وجودتان را فرا می گیرد.
2- نرسیدن به شغل دلخواه یا تحقق نیافتن اهداف کاری
ممکن است از زندگی خسته شده باشید و بخواهید مسیر خود را تغییر دهید. شاید از شغل تان راضی نیستید یا می خواهید کار دیگری را دنبال کنید. شاید شغل شما از نظر دیگران عالی باشد و درآمد خوبی هم داشته باشید اما صرف نظر از آنچه دارید یا ندارید، احساس نارضایتی می کنید. بسیاری از ما زمان زیادی را در محل کار می گذرانیم، بی علاقگی به شغل، می تواند موجب نارضایتی از زندگی و در نهایت احساس پوچی شود.
اهداف شخصی و شغلی هر فرد با مرور زمان تغییر می کنند و به همین دلیل گاهی اوقات به تغییر برنامه یا ارزیابی مجدد اهداف نیاز است. به یاد داشته باشید وقتی احساس می کنید که نمی توانید به تمام اهداف خود برسید، بهتر است تغییر جهت دهید. اگر اکنون در جایگاهی که روزی انتظار داشتید، نیستید خود را مجازات نکنید. اگر به انگیزه یا تعیین اهداف نیاز دارید، بهتر است با یک فرد قابل اعتماد و یا یک مشاور مشورت کنید تا از این حس پوچی، رهایی یابید.
3- افسردگی و دیگر اختلالات روانی
احساس پوچی ممکن است نشانه ی ابتلا به یک بیماری جدی روانی مانند اضطراب، افسردگی یا اختلال دو قطبی باشد. تحمل زمان هایی که اضطراب ذهن و بدن را به خود درگیر می کند، دشوار است. بسیاری از افراد در این شرایط درگیر احساس پوچی می شوند. تسلیم نشدن برای غلبه بر این مشکل، بسیار مهم است. روش های زیادی مانند استفاده از داروهای تجویزی و مشاوره وجود دارد که می توانید برای تسکین علائم اضطراب یا افسردگی از آنها استفاده کنید.

بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، بجای غمگین بودن، با حس پوچی مواجه می شوند. در این زمان ممکن است از خود بپرسند که “چرا احساس پوچی می کنم؟”. گاهی اوقات احساس پوچی همراه با افسردگی، می تواند به دلایل مشخصی مانند مرگ عزیزان اتفاق بیفتد. اما ممکن است افراد دیگر به دلیل ابتلا به بیماری های روانی به حس پوچی گرفتار شوند و این احساس، دلیل مشخص دیگری نداشته باشد. صحبت با یک متخصص بهداشت روان می تواند شما را در مسیر درمان اضطراب یا افسردگی و از بین بردن احساس پوچی درونی قرار دهد.
4- اعتیاد به الکل و مواد مخدر
اعتیاد به الکل و مواد مخدر، یکی دیگر از دلایلی که ممکن است باعث بوجود آمدن حس پوچی شود. حس پوچی ممکن است منجر به سوء مصرف الکل یا مواد مخدر شود اما گاهی اوقات اعتیاد به الکل و مواد مخدر نیز می تواند موجب ایجاد این حس شود.
هنگامی که فردی با اختلالاتی مانند اعتیاد دست و پنجه نرم می کند، در واقع به دنبال این است که جاهای خالی و خلاء درونی خود را با مواد مخدر، پر کند. اختلال مصرف مواد مخدر، در درجه اول به دلیل فرار از حس پوچی ایجاد می شود. در این زمان فرد مواد مختلفی را استفاده می کند تا از این احساس آزاردهنده رهایی یابد.
21 روش تقویت روحیه در کمتر از یک ساعت
ممکن است احساس کنید که برای جبران حس پوچی، نیاز به نوشیدن الکل دارید. پس از آن با سوء مصرف الکل روبرو می شوید و هر چقدر هم که بنوشید، باز هم کافی نیست. اگرچه برخی افراد نوشیدن یک لیوان آبجو یا شراب را در مناسبت ها، چیز بدی نمی دانند اما رعایت اعتدال اهمیت زیادی دارد و نوشیدن مداوم، می تواند به مشکلات مختلفی منجر شود.
همین امر در مورد مواد مخدر نیز صدق می کند. افرادیکه در زندگی روزمره خود با احساس پوچی دست و پنجه نرم می کنند، ممکن است برای فرار از این حس، به مصرف مواد مخدر روی بیاورند غافل از اینکه، با اینکار وضعیت آنها وخیم تر و بدتر می شود. روی آوردن به مواد مخدر، موجب اعتیاد و تشدید حس پوچی می شود. اگر شما هم با این مشکل مواجه هستید، به یک مشاور یا مرکز ترک اعتیاد مراجعه کنید.
5- استفاده بیش از حد از رسانه ها
گشت و گذار در اینترنت و تماشای فیلم های مختلف، کار بدی نیست اما برخی افراد برای فرار از حس پوچی، در اینکار زیاده روی می کنند. اینکار موجب از دست دادن انگیزه و اختلال در خواب می شود. اعتیاد به رسانه ها موجب می شود که در مواقع عدم دسترسی به آنها، احساس اضطراب، افسردگی یا احساسات منفی دیگری را تجربه کنید. اگر شما هم با چنین مشکلی روبرو هستید، یک درمانگر خوب پیدا کنید و از او کمک بخواهید.
15 نکته ی بسیار موثر برای داشتن یک زندگی شاد
6- استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی
استفاده از شبکه های اجتماعی، به شرط رعایت اعتدال، چیز بدی نیست چون به شما امکان می دهد با دنیا ارتباط برقرار کنید و با همه ی دوستان و آشنایان خود در سراسر جهان صحبت کنید. اما برخی افراد با استفاده بیش از حد، خود را در معرض خطرات مختلفی قرار می دهند.
شبکه های اجتماعی از راه های زیر، موجب ایجاد احساس پوچی می شوند:

موجب ایجاد ترس از دست دادن فرصت ها یا فومو می شود. اختلال فومو به این معناست که شما احساس می کنید میتوانستید در حال حاضر از چیز های بهتری برخوردار باشید و یک چیز مهم و اساسی را که دیگران در حال تجربه ی آن هستند، از دست داده اید. رسانه های اجتماعی موجب ایجاد و تسریع پدیده ی فومو شده اند چون باعث می شوند که افراد، باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه کنند و احساس کنند که دوستان شان زندگی و عملکرد بهتری نسبت به آنها دارند و یا به اوقات خوش دیگران حسادت کنند. همه ی اینها موجب ایجاد حس پوچی در فرد می شوند.
شبکه های اجتماعی می توانند منبع احساسات منفی باشند. همه ی ما در حال مشاهده ی رنج ها و سختی های مردم در برخی نقاط جهان هستیم و اخبار مختلف را از رسانه ها یا مردم دریافت می کنیم. اگرچه همگام شدن با دنیا چیز خوبی است اما دیدن اخبار منفی به طور دائم، می تواند موجب ایجاد حس پوچی، بی انگیزگی یا بی علاقگی شود.
موجب دور شدن فرد از دوستان و دنیای واقعی می شود. صحبت با مردم بصورت آنلاین چیز خوبی است و به شما حس معنا می بخشد اما اگر دوستان شما محدود به فضای مجازی و آنلاین باشد، ممکن است با احساس پوچی زیادی روبرو شوید.
شبکه های اجتماعی می توانند اعتیاد آور باشند. کاربران گوناگون شبکه های اجتماعی در رده های سنی، تحصیلی و فرهنگی مختلف، محتواهای متنوعی را تولید و یا بازنشر می کنند. تولید محتواهای جذاب و متنوع، موجب استفاده و وابستگی به رسانه های اجتماعی می شود و بر سلامت روان افراد، تاثیر منفی می گذارد. تأثیرات شبکه هاب اجتماعی همچنان باید مورد مطالعه قرار بگیرد زیرا می تواند کاملا اعتیاد آور باشد و احساس پوچی را بیشتر و بیشتر کند.

7- اختلال شخصیت مرزی
اختلال شخصیت مرزی یا BPD شامل احساسات و عواطف ناپایدار عاطفی و رفتاری ست که موجب ایجاد احساس پوچی در فرد می شود و تنظیم آن بسیار دشوار است.
اکثر افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، احساس پوچی مداومی دارند که همیشه همراه آنهاست. برخی از این افراد از مردم فاصله می گیرند و مثل یک موجود تهی، هیچ احساسی ندارند.
8- مرگ یک عزیز
غم و اندوه می تواند احساس پوچی زیادی در انسان ایجاد کند. مرگ عزیزان با غم و اندوه فراوانی همراه است و همین امر باعث ایجاد حس تهی بودن می شود.
در این زمان فرد با از دست دادن عزیز خود، احساس بی معنایی می کند. ابراز غم و اندوه و تخلیه ی احساسات درونی، می تواند کمک زیادی به رهایی از این وضعیت کند اما هنگامی که این احساسات از حد فراتر می روند و طاقت فرسا می شوند، مراجعه به یک روانپزشک، گزینه ی بهتری خواهد بود.
9- احساس بی هدفی
بی هدفی، دلیل دیگری ست که موجب ایجاد حس پوچی می شود.
احساس پوچی در زمان های گیر افتادن در یک وضعیت دشوار یا رسیدن به بن بست، بسیار رایج و طبیعی ست و پس از مدتی از بین می روند. اما اگر حس تهی بودن همچنان ادامه پیدا کند، وضعیت طور دیگری خواهد بود.
هدف انسان ها در زندگی متفاوت است. مثلا هدف برخی از افراد، فراهم کردن یک زندگی عالی برای فرزندان، تربیت صحیح و کمک به آنها برای رسیدن به آرزوهایشان است. اما هدف افراد دیگر از زندگی، رسیدن به کمال و درجات معنوی است. بنابراین هدف انسان هر چه باشد مهم نیست، مهم این است که انسان برای رهایی از حس تهی بودن، هدف هایی در زندگی داشته باشد و برای رسیدن به آنها تلاش کند.
11 راهکار ساده برای اینکه احساس تنهایی نکنیم
برخی افراد در این جهان بزرگ، به دنبال غایت و هدف آفرینش کائنات هستند و دائما از خود می پرسند “معنای زندگی چیست؟ آیا همه چیز بیهوده است؟”. این افراد به حدی درگیر پیدا کردن جواب سوالات می شوند که در نهایت به پوچی میرسند. در این زمان بهترین راه برای رهایی از حس تهی بودن، مراجعه به یک متخصص است. شاید مشاورین نتوانند جواب این سوال ها را بدهند اما می توانند به رهایی از حس پوچی به افراد کمک کنند. 100 هدف که قبل از مرگ باید به آنها برسید در اینجا
10- اختلالات خوردن
اختلالات خوردن براساس آشفتگی شدید در رفتار خوردن ایجاد می شود و شامل بی اشتهایی یا پرخوری عصبی می باشد. اما این اختلال، چگونه باعث رسیدن به حس پوچی می شود؟ افرادی که از بدن و ظاهر خود راضی نیستند، به اختلالات خوردن روی می آورند و می خواهند که با پرخوری یا کم خوری، به اندام ایدآل خود برسند. نتیجه ی اینکار، رسیدن به پوچی است.
دیسمورفی یا اختلال بدشکلی بدن، یک بیماری روانی مزمن است. افرادیکه به این اختلال مبتلا هستند، دایما در حال فکر کردن در مورد نقص های جزئی یا خیالی ظاهر خود هستند. این بیماری می تواند موجب ایجاد حس پوچی یا تشدید آن شود.

11- مشکلات مربوط به دوستان، روابط، یا خانواده
گاهی اوقات با افراد اطراف خود مشکل دارید یا از مشکلاتی که عزیزان و نزدیکان تان دارند، ناراحت هستید. یا ممکن است دوست خود را به هر دلیلی از دست بدهید و یا در روابط خود، با مشکل مواجه شوید. هر کدام از این عوامل، می توانند به احساس پوچی منجر شوند.
شاید شما از صحبت کردن با همسرتان امتناع می ورزید و همین امر، موجب دور شدن شما از یکدیگر و ایجاد حس پوچی شود.
در این زمان، یک درمانگر ازدواج و خانواده می تواند به شما کمک کند. کمک گرفتن از یک متخصصی که می تواند با اعضای خانواده و دوستانی که از دست داده اید، ارتباط برقرار کند، یکی از روش های درمانی موثر است. همچنین اگر در رابطه ی خود با مشکل مواجه شده اید، می توانید با یک درمانگر صحبت کنید تا به شما و شریک زندگی تان کمک کند و راه حل هایی برای حل مشکلات، پیش رویتان قرار دهد.
12- دیگر بیماری ها و مشکلات بهداشت روان
دیگر دلایل پزشکی نیز می توانند منجر به پوچی شوند. به عنوان مثال یکی از عوارض جانبی داروهای ضد افسردگی، ایجاد احساس پوچی ست که افراد افسرده با آن مواجه می شوند. نتایج یک مطالعه ای که در سال 2014 انجام شد، نشان داد که 60 درصد افرادی که از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنند، با احساس پوچی مواجه می شوند.
حال که با دلایل ایجاد حس پوچی آشنا شدید، بهتر است راه های برطرف کردن آن را هم بدانید.
یک داروی موثر: کاربرد سرترالین، روش مصرف، عوارض جانبی و نکات دیگر
چگونه با احساس پوچی مبارزه کنیم؟
درک احساسات و معنای زندگی بسیار مهم است و اغلب افراد برای یافتن معنای زندگی تلاش می‌ کنند. گاهی اوقات درک این احساسات و پی بردن به اینکه برای چه زندگی می‌ کنیم مشکل است و ممکن است برای پر کردن این خلاء به جایگزین‌ هایی ناسالمی متوسل شویم که اگرچه به طور موقتی جای خالی و خلاء درونی ما را پر می ‌کنند اما مشکل را برطرف نمی ‌کنند.
روی آوردن به روابط متنوع عاطفی و جنسی، پرخوری کردن، مصرف مواد مخدر یا الکل، درگیر شدن در فضای مجازی و شبکه‌ های اجتماعی، نمونه ای از این انتخاب‌ های ناسالم است که نه تنها به زندگی معنا نمی دهند بلکه پس از مدتی به مشکلی مضاعف تبدیل می شوند و احساس پوچی فرد را تشدید و مزمن می ‌کنند. بنابراین به جای نادیده‌ گرفتن احساسات خود می توانید از ترفندها و نکات ارایه شده در این قسمت استفاده کنید.
1- افکار و احساسات خود را روی کاغذ بنویسید
نوشتن احساسات و افکار، می تواند به شما کمک کند ریشه ی حس پوچی خود را پیدا کنید. شروع به نوشتن اتفاقاتی کنید که در طول روز برایتان اتفاق افتاده است. پس از نوشتن هر رویداد، آنها را ارزیابی کنید.
با ارزیابی هر موقعیت می توانید مثبت یا منفی بودن آنها را تعیین کنید و از خود بپرسید که باید چه احساسی داشته باشید یا چه واکنشی نشان دهید. نوشتن احساسات می تواند به شما کمک کند تا آگاهی خود را افزایش دهید و با پیدا کردن ریشه ی پوچی، آن را برطرف نمایید.
2- با مشخص کردن اهداف، به زندگی خود معنا ببخشید
یک نکته ی مهم برای جان بخشیدن به زندگی و یافتن معنا، تعیین اهداف است. برخی از ما در بسیاری از اوقات احساس سردرگمی می کنیم چون هیچ معنا و هدفی نداریم. بدون برنامه، قادر به هیچ کاری نیستیم و بنابراین حس پوچی به سراغ مان می آید. گاهی اوقات ارزیابی یا مرور مجدد اهداف گذشته هم می تواند به ایجاد حس امید در زندگی کمک زیادی کند.
در بعضی مواقع تغییر اهداف هم می تواند موجب ایجاد حس پوچی شود به عبارت دیگر، چیزی که شما در گذشته به دنبال آن بوده اید، خواسته ی فعلی شما نیست و همین امر موجب نارضایتی از زندگی می شود. ممکن است دلیل دیگر این باشد که شما هرگز به طور جدی درباره چیزهایی که می خواهید انجام دهید فکر نکرده اید. اکنون وقت آن است که بنشینید و لیستی از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود تهیه کنید. نوشتن اهداف روی کاغذ، باعث می شود که احساس هدفمندی کنید.
این لیست را با عزیزان تان نیز در میان بگذارید. با آنها در مورد اهداف خود صحبت کنید و کارهایی که در آینده قصد انجام آن را دارید را با آنها درمیان بگذارید. با اینکار می توانید از حمایت دیگران نیز بهره مند شوید. داشتن افرادیکه به شما در راه رسیدن به اهداف کمک می کنند، می تواند بسیار موثر و مفید باشد. اهداف خود را در زندگی به این شکل تعیین کنید
3- احساسات خود را درک کنید و آنها را بپذیرید
بسیاری از افرادی که از پوچی رنج می برند سعی می کنند احساسات خود را پنهان یا سرکوب کنند. پس از مدتی به جایی می رسند که احساساتشان طاقت فرسا می گردد و باعث اضطراب آنها می شود. اولین کاری که پس از تأیید پوچی خود باید انجام دهید این است که با احساسات تان ارتباط برقرار کنید. به خودتان اجازه دهید دوباره همه چیز را احساس کنید. احساسات شما ممکن است در ابتدا از راه های نامناسبی مانند ناراحتی و عصبانیت ابراز شود اما به یاد داشته باشید که هیچ احساسی اشتباه یا بد نیست، به شرطی که به تلاش خود برای شناختن و رشد آنها ادامه دهید.
اگر احساس پوچی به تازگی گریبان تان را گرفته است، به احساساتی که در گذشته داشته اید، فکر کنید. سعی کنید بجای تصمیم گیری های احساسی، از طریق عقل و منطق عمل کنید. به این فکر کنید که آیا شغل خوبی دارید؟ آیا زمان کافی را با خانواده یا دوستان تان می گذرانید؟ آیا اتفاقی افتاده است که بخواهید آن را فراموش کنید؟ بنابراین وقت آن است که به جنبه های مختلف زندگی خود نگاهی بیندازید و تعیین کنید که آیا آنها احساسات مثبت بهمراه دارند یا منفی.
بهترین روشهای کنترل صددرصدی استرس
4- به انجام فعالیت های مورد علاقه تان بپردازید
شاید در حال حاضر به انجام فعالیت هایی که در گذشته از آنها لذت می بردید، علاقه ای نداشته باشید اما باید به هر طریقی دوباره به سراغ آنها بروید. اینکار راهی برای خودمراقبتی است و موجب رهایی از احساس پوچی می شود. به احساس خود هنگام انجام این کارها توجه کنید. ممکن است بتوانید مقداری از لذت یا آرامشی که در گذشته داشته اید را مجددا احساس کنید یا دریابید که زمان آن رسیده است که این فعالیت را با چیز دیگری جایگزین کنید. انجام کارهای مورد علاقه، موجب می شود که با احساسات تان ارتباط برقرار کنید و حس عشق به خود را تجربه نمایید.
5- برای دریافت درمان های بیشتر، به مرکز درمانی مراجعه کنید
کسانی که وقت و انرژی لازم برای معاشرت و تعامل ندارند و یا استفاده از راه های درمانی دیگر برای آنها امکانپذیر نیست، می توانند به مراکز درمانی مراجعه کنند. دلایل زیادی برای احساس پوچی وجود دارد اما اگر احساس پوچی آنقدر زیاد باشد که به سلامت روان شما آسیب برساند یا منجر به بیماری های روانی شود، توصیه می شود که به یک مرکز درمانی مراجعه کنید.
انواع مختلفی از درمان وجود دارد که می توانید انتخاب کنید. اگر هرگونه اختلال در مصرف مواد دارید، یک درمانگر می تواند به شما در مدیریت آن بیماری روانی و موارد دیگر کمک کند.
یک روانپزشک می تواند وضعیت سلامت روانی افراد را مورد بررسی قرار دهد. به عنوان مثال روانپزشک ممکن است با گرفتن تست شخصیت، بینشی در مورد نحوه رفتار و نگاه شما به مفهوم پوچی ایجاد کند. آزمون شخصیت شناسی معمولاً با پاسخ دادن به سوالات مختلف، انجام می شود.

6- مردم گریز نباشید و با نزدیکان تان ارتباط برقرار کنید
ممکن است برای معاشرت با دوستان یا خانواده خود آماده نباشید اما اگر به یک میهمانی یا دورهمی دعوت شدید، حتما آن را بپذیرید. انزوا و گوشه گیری موجب تشدید احساس پوچی و تهی بودن می شود. اگر از همه فاصله بگیرید، هیچکس نمی تواند به شما کمک کند. بنابراین اگر بیشتر وقت خود را در خانه سپری می کنید، سعی کنید به جمع خانواده و دوستان خود وارد شوید.
لازم نیست با کسی تعامل داشته باشید. فقط سعی کنید خود را برای هر منظوری مانند تماشای فیلم یا رفتن به کافی شاپ، در میان جمعیت قرار دهید. وقتی عادت کردید دوباره در کنار مردم باشید، سعی کنید با یک دوست مورد اعتماد یا اعضای خانواده صحبت کنید. با شخصی که به او اعتماد دارید رفت و آمد کنید و به او بگویید که احساس پوچی می کنید. صحبت کردن با یک فرد قابل اعتماد، می تواند به شما کمک کند تا احساسات تان را تخلیه کنید. اگر فهمیدید که این به رفع احساس پوچی شما کمکی نمی کند، با یک متخصص صحبت کنید.
5 روش درمان افسردگی ناشی از تنهایی (و عوارض خطرناک تنهایی)
حرف آخر…
هر زمان که احساس پوچی و بی ارزشی کردید، لیست اهداف خود را بنویسید. تعیین اهداف به شما کمک می کند که زندگی هدفمندی داشته باشید. اگر در راه رسیدن به اهداف تان مشکل دارید یا احساس گیر افتادن می کنید، به دنبال دریافت کمک از دیگران باشید و از اینکار خجالت نکشید.
استفاده از افراد متخصص و مشاوران کارآزموده، می تواند کمک زیادی به شما بکند. مطالعات نشان می دهد که استفاده از خدمات پزشکی می تواند علائم افسردگی را تا 70 درصد کاهش دهد.

احساس گرسنگی

چرا احساس سیری نمی کنیم؟ 3 راهکار موثر

چرا احساس سیری نمی کنیم؟ 3 راهکار موثر
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image.jpeg

آیا شما هم جزء آن دسته از افرادی هستید که پس از غذا خوردن، همچنان احساس گرسنگی می کنند؟ اگر اینطور است، این مطلب را از دست ندهید. در این مطلب با ترفندها و نکاتی آشنا می شوید که موجب رفع اشتها و گرسنگی شما بعد از غذا خوردن می شود. اما قبل از آن بهتر است با اهمیت سیر شدن و دلایل احساس گرسنگی پس از خوردن غذا آشنا شوید.
سیری چیست و چرا مهم است؟
سیر شدن زمانی اتفاق می ‌افتد که به دلیل غذا خوردن، انرژی لازم بدن تامین می شود و معده، پیام توقف غذا خوردن را از طریق عصب‌ ها به مغز می‌ دهد. اما سیر شدن چه اهمیتی دارد و چگونه بر سلامتی ما تاثیر می گذارد؟
140 عادت بدی که باید آنها را ترک کنیم (مگا لیست)
اهمیت سیر شدن

سیر شدن به ما کمک می کند تا وزن متعادلی داشته باشیم زیرا احتمال پرخوری را کاهش می دهد.
اگر احساس سیری کنیم، کمتر به سمت تنقلات ناسالم خواهیم رفت و به این ترتیب تغذیه ی سالم تری خواهیم داشت.
سیر شدن و لذت بردن از وعده های غذایی متعادل، راهی عالی برای تغذیه ی بدن و متعادل سازی رژیم غذایی است.

بنابراین سیر نشدن علاوه بر اینکه احساس ناخوشایندی در ما ایجاد می کند، برای سلامتی کلی هم مضر است. اما دلیل سیر نشدن چیست؟
چه دلایلی موجب می شود که بعد از غذا خوردن، همچنان احساس گرسنگی کنیم؟
سبک زندگی و برخی عادات و رفتارهای غلط، می تواند علت سیر نشدن شما پس از غذا خوردن باشد. برخی از این موارد عبارتنداز:

حواس پرتی هنگام غذا خوردن. تحقیقات نشان می دهد افرادی که در زمان غذا خوردن، هیچگونه توجه ذهنی ندارند، کمتر احساس سیری می کنند و بیشتر در طول روز غذا می خورند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، سعی کنید تمرینات ذهن آگاهی (حضور در لحظه) را انجام دهید تا سیگنال های بدن خود را بهتر درک کنید.
سریع غذا خوردن. تحقیقات نشان می دهد که تمرکز و جویدن غذا، با احساس سیری رابطه ی مستقیمی دارد. افرادیکه تند غذا می خورند نسبت به آنهایی که به آرامی غذا می خورند، کمتر احساس سیری می کنند. اگر شما هم سریع غذا می خورید، سعی کنید غذا را کامل بجوید تا احساس گرسنگی تان بطور کامل برطرف شود.
استرس. استرس موجب بالا رفتن سطح هورمون کورتیزول می شود. کورتیزول احساس گرسنگی و ولع غذا خوردن را بالا می برد. اگر بیشتر مواقع استرس دارید، سعی کنید یوگا یا مراقبه را در برنامه هفتگی خود بگنجانید.
زیاد ورزش کردن. افرادی که زیاد ورزش می کنند، اشتهای زیادتر و متابولیسم سریعتری دارند. اگر زیاد ورزش می کنید، احتمالا برای تأمین سوخت و انرژی لازم برای ورزش، به مصرف غذای بیشتری نیاز خواهید داشت.
کمبود خواب. خواب کافی برای تنظیم هورمون هایی مانند گرلین (هورمون پپتیدی معده) ضروری است. سطح این هورمون در افرادیکه کمبود خواب دارند، بیشتر است. برای داشتن خواب کافی سعی کنید برنامه ی خواب خود را تنظیم کنید یا از قرار گرفتن در معرض نورهای آبی مانند موبایل یا لپ تاپ در شب، اجتناب کنید. (نورهای آبی مصنوعی موجب کاهش میزان ملاتونین و در نتیجه کاهش کیفیت و کمیت خواب می شوند.)
به اندازه ی کافی غذا نخوردن. در بعضی شرایط ممکن است بعد از غذا خوردن احساس گرسنگی کنید و دلیل آن فقط این باشد که در طول روز به اندازه کافی غذا نخورده اید.
بالا رفتن سطح قند خون و مقاومت به انسولین. افزایش قند خون و مقاومت به انسولین می تواند میزان گرسنگی شما را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. با چکاپ ها و معاینات دوره ای، از نرمال بودن سطح قند خون خود اطمینان حاصل نمایید.
داشتن رژیم غذایی نامتعادل. احساس گرسنگی می تواند پس از مصرف وعده های غذایی سنگین بر پایه کربوهیدرات و فاقد پروتئین یا چربی های سالم رخ دهد. بنابراین با متعادل کردن رژیم غذایی و دوری از خوراکی هایی که سیری کاذب ایجاد می کنند، به رفع گرسنگی خود کمک کنید.

حال که به دلایل سیر نشدن پس از غذا خوردن پی بردید، بهتر است راهکارهای برطرف کردن آن را هم بدانید. در این قسمت 3 نکته ی بسیار موثر برای رفع گرسنگی آورده شده است که می توانید به راحتی از آنها استفاده کنید.
چطور از شر چیزی که در ذهنمان است خلاص شویم؟ (24 ترفند)
چطور می توانیم مشکل سیر نشدن مان را برطرف کنیم؟
سوال بسیاری از افراد این است که چطور می توانیم بعد از غذا خوردن احساس گرسنگی خود را برطرف کنیم و تا زمان وعده ی غذایی بعدی، کاملا سیر بمانیم؟
در اینجا سه ​​نکته برای سیر شدن آورده شده است که ممکن است طرز تفکر شما درباره تغذیه سالم را هم تغییر دهد.
نکته ی شماره 1: رژیم غذایی متعادلی داشته باشید
متعادل کردن رژیم غذایی، برای رفع گرسنگی بسیار مهم است. البته داشتن رژیم غذایی متعادل علاوه بر احساس سیری، جهت برآورده کردن نیازهای غذایی لازم برای رشد و پرورش و تغذیه بدن هم لازم است.
به عنوان یک قانون کلی، رژیم غذایی متعادل رژیمی ست که حاوی چربی های سالم، پروتئین ها و کربوهیدرات های پیچیده باشد.
در این قسمت توضیحات لازم برای هر یک از موارد فوق آورده شده است و مثال هایی برای آنها ذکر شده است.
پروتئین
پروتئین علاوه بر عضله سازی، وظایف مهم دیگری هم در بدن دارد. تحقیقات نشان می دهد که پروتئین بسیار سیر کننده است و بنابراین گنجاندن آن در رژیم غذایی، کمک زیادی به رفع گرسنگی می کند.
در اینجا برخی از غذاهای غنی از پروتئین آورده شده است که می توانید به رژیم غذایی خود اضافه کنید:

مرغ
بوقلمون
ماهی سالمون
تخم مرغ
لوبیا / عدس
تمپه (یکی از فرآورده های سنتی سویا)

چربی
چربی‌ ها برای ادامه حیات انسان لازم و ضروری هستند چون در عملکردهای حیاتی بدن نقش مهمی دارند. پس بجای حذف چربی ها، بهتر است انتخاب درستی داشته باشید و از انواع چربی های سالم و مغذی استفاده کنید. چربی ها بخش مهمی از یک رژیم غذایی متعادل و مغذی هستند و نقش مهمی در سیر شدن ما دارند.
برخی از منابع غذایی سالم چربی ها، عبارتنداز:

آجیل و دانه ها
کره آجیل
ماهی های چرب
آووکادوها
زیتون و روغن زیتون

کربوهیدرات های پیچیده
هنگام انتخاب کربوهیدرات ها، باید هوشمندانه عمل کنید. بهتر است از کربوهیدرات های پیچیده ای که حاوی فیبر هستند و ارزش غذایی بالایی دارند، استفاده کنید (فیبر = سیر کننده!). از مصرف کربوهیدرات های تصفیه شده، فرآوری شده و شیرین (مانند ماکارونی، نان سفید، شیرینی) که موجب بالا رفتن سطح قند خون و ایجاد سیری کاذب می شوند، اجتناب کنید.
نمونه هایی از کربوهیدارت های سالم عبارتنداز:

کوینو
جو دوسر
سیب زمینی شیرین
سبزیجات صلیبی (کلم بروکلی، گل کلم)
عدس
لوبیا

21 راهکار صبح زود بیدار شدن با وجود نفرت از صبح
نکته ی شماره 2: غذا خوردن ذهن آگاهانه را امتحان کنید
بیشتر انسان ها در دنیای امروزی، سبک زندگی پرتنش و شلوغی دارند و غذا خوردنی که بیشتر از 10 دقیقه طول می کشد، برای اکثر افراد بی مفهوم است. زندگی پرمشغله موجب استرس، حواس پرتی در زمان غذا خوردن و سریع غذا خوردن می شود و همین عوامل موجب عدم احساس سیری می شود. برای رفع این مشکل می توانید تکنیک خوردن ذهن آگاهانه (Mindful eating) را امتحان کنید.
خوردن ذهن آگاهانه یک ابزار فوق العاده با ارزش برای سیر شدن است. منظور از غذا خوردن ذهن آگاهانه این است که به آنچه می خوریم توجه کنیم. این تکنیک شامل توجه به غذا، آهسته جویدن و دوری از اضطراب بعد از غذا خوردن است. شما باید در زمان هایی از روز غذا بخورید که از تنش های کاری و خانوادگی به دور باشید و تمام تمرکز خود را به زمان حال معطوف کنید. به این ترتیب ذهن و بدن شما از غذا خوردن لذت می برد.

احساس سیری بعد از غذا یک مولفه ی ذهنی و جسمی دارد که از رضایت واقعی نشستن و لذت بردن از غذا ناشی می شود.
بنابراین بدون هیچ گونه حواس پرتی غذا بخورید و موبایل و اینستاگرام را برای لحظه ای کنار بگذارید. فقط روی غذا تمرکز کنید و به این ترتیب، آرامش بخش ترین اوقات روز خود را در زمان غذا خوردن تجربه کنید.
بهترین زمان برای ورزش لاغری و چربی سوزی چه زمانی است؟
نکته ی شماره 3: آهسته غذا بخورید
در کنار تکنیک های خوردن ذهن آگاهانه، سعی کنید غذای خود را کامل بجوید و آهسته غذا بخورید. شاید تابحال به این نکته توجه نکرده باشید اما در زمانی که با آگاهی کامل ذهنی و تمرکز غذا می خورید، متوجه سریع غذا خوردن خود خواهید شد.
مطالعات علمی نشان داده است که انسان زمانی احساس سیری می کند که مغز فرمان سیری را از هورمون های گوارشی دریافت کند. بنابراین با آهسته غذا خوردن، مغز سریعتر سیگنال های سیری را دریافت می کند و احساس گرسنگی شما برطرف می شود. این درحالیست که سریع غذا خوردن فرآیند سیگنال های طبیعی بدن که شامل هورمون ها و ارتباط بین شکم و مغز است را مختل می کند.
حرف آخر…
سوخت رسانی به بدن با غذاهای مفید و سرشار از مواد مغذی، اولین قدم برای رفع گرسنگی و احساس سیری است. علاوه بر این، باید به نحوه ی غذا خوردن خود نیز توجه کنید.
اگر شما هم جزء آن دسته افرادی هستید که بعد از غذا خوردن احساس سیری نمی کنید، از نکات ذکر شده در این مطلب استفاده کنید. بدون شک نکات فوق، تاثیر زیادی در سبک غذا خوردن و احساس سیری پس از آن دارد و به حل مشکل شما کمک می کند.
20 نکته روانشناسی که در 99 درصد شرایط زندگی واقعی هستند!
منبع 1 منبع 2