سلامت روان

افزایش سلامت روانی (3 استراتژی و 5 فعالیت موثر)

افزایش سلامت روانی (3 استراتژی و 5 فعالیت موثر)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/06/vegan-cross-zero-game-isolated-yellow-background-organic-vegetarian-food-grocery-assortment-natural-eco-products-healthy-lifestyle-concept_266732-18688.jpg

سلامت روان شما برابر با مجموع رفاه عاطفی، شناختی، روانشناختی و اجتماعی شما است. میزان رشد سلامت روانی شما ممکن است نحوه مدیریت استرس، خلق و خو و نگرش شما نسبت به مسائل زندگی را تعیین کند.
از آنجا که سلامت روان شما یک قسمت مهم از رفاه شما است، حفظ و بهبود آن اهمیت دارد، درست مانند سلامت جسمی. در برخی موارد، سلامت روان به عدم وجود یک وضعیت روانی خاص گفته می شود.
در ادامه به بررسی راه هایی برای بهبود سلامت روان شما که ممکن است نیاز به کمک حرفه ای داشته باشد، خواهیم پرداخت.
علائم مشکلات مربوط به بهداشت روان
اقدام برای بهبود سلامت روانی در واقع یک گام در مسیر درست است. با این حال، در برخی موارد ممکن است کافی نباشد.
حدود یک نفر از هر پنج نفر بالای 18 سال از اختلالات روانی قابل تشخیص رنج می برد.
علیرغم گسترش این بیماری ها تشخیص آنها همیشه براحتی انجام نمی شود. دلیل این امر این است که علائم اولیه به راحتی می توانند با شرایط بی خطر اشتباه گرفته شوند. برخی از این علائم عبارتند از:

یک تغییر شخصیتی مشخص
ناتوانی در کنار آمدن با چالش ها و مشکلات روزمره
داشتن ایده های عجیب و غریب و بیش از حد بلند پروازانه
اضطراب بیش از حد
بروز بی علاقگی یا افسردگی در یک دوره طولانی
تغییر قطعی در الگوی خواب یا غذا خوردن
خصومت یا خشم شدید
نوسانات خلقی
تمایل به خودکشی یا خودآزاری

در صورتی که فرد شروع به نشان دادن این علائم کرده است، مراجعه به یک متخصص بهداشت روان برای کمک ضروری خواهد بود.
سلامت روان به عنوان یک قسمت مهم از سلامتی شما نیاز به توجه خاص دارد. تغییرات ساده و رفتارهای جدید ممکن است به تقویت سلامت عاطفی و روانی شما کمک کنند:
1- تغییر سبک زندگی
ورزش منظم داشته باشید

همه ما می دانیم که ورزش مزایای زیادی دارد، اما یکی از این مزایا مربوط به سلامت روان است.
به این دلیل که دویدن، شنا کردن، قدم زدن یا دوچرخه سواری معمولا باعث بهبود روحیه افراد می شود.
انجام فعالیت های بدنی باعث افزایش گردش خون در مغز و همچنین ترشح هورمون های خوب مانند اندورفین می شود.
ورزش همچنین ممکن است در درمان بیماری هایی مانند افسردگی مفید باشد.
همچنین به بهبود تعادل سیستم ایمنی بدن منجر می شود و می تواند به مغز کمک کند تا خود را با تغییرات محیط تنظیم کند، این ویژگی در بهبود علائم افسردگی موثر است. زنان باردار و حتی کودکانی که از این بیماری رنج می برند، می توانند ورزش را به عنوان گزینه درمانی ایمن در نظر بگیرند.
فعالیت بدنی همچنین می تواند با تنظیم پاسخ بدن به استرس، اضطراب را بهبود ببخشد. این کار با افزایش سروتونین انجام می شود.
انجام ورزش های بدنی به طور روزمره همچنین ممکن است باعث بهبود عزت نفس و همچنین عملکرد شناختی شود.
غذای مناسب و سالم بخورید

مغز شما علیرغم اندازه کوچک خود، به مواد مغذی زیادی احتیاج دارد.
مغز انتقال دهنده های عصبی مانند سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین را تولید می کند. عدم تعادل این هورمون ها در بدن می تواند باعث بروز بیماری های روانی شود.
برای تولید این پیام رسان ها – فولات و ویتامین های گروه B مورد نیاز هستند.
غذاهای مغزی مانند اسیدهای چرب امگا 3 که در ماهی، غذاهای دریایی و دانه کتان یافت می شوند نیز در سلامت روان موثرهستند.
ترکیبی از اسیدهای چرب امگا 3 و اسیدهای چرب غیر اشباع چند زنجیره ای بلند ممکن است موارد خفیف ADHD (اختلال کم توجهی) را درمان کند.
اسیدهای چرب همچنین در درمان اختلال دو قطبی و مدیریت افسردگی و PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) مفید هستند.
از آنجا که التهاب ممکن است باعث بیماری های روانی شود، با اجتناب از غذاهای التهاب آور مانند نوشابه های شیرین، کربوهیدرات های تصفیه شده، گوشت قرمز و غیره به سلامتی خود کمک خواهید کرد.
برای بهبود سلامت مغز به منابع غنی از فولات، ویتامین های گروه B و اسیدهای چرب امگا 3 نیاز دارید.
خواب کافی

خواب و سلامت روان شما ارتباط مستقیمی با هم دارند. از یک طرف، محرومیت مداوم از خواب می تواند منجر به شرایط روانی مانند افسردگی، اختلال دو قطبی، اختلالات اضطرابی و ADHD شود.
از طرف دیگر، این اختلالات روحی لذت بردن از استراحت شبانه را به طور فزاینده ای دشوار می کنند. بهبود عادت خواب شما می تواند بر سلامت روان شما تأثیر مثبت بگذارد.
یک مطالعه بزرگ که روی 3755 دانش آموز مبتلا به بی خوابی انجام شد، بررسی کرد که آیا درمان بی خوابی می تواند پارانویا و توهم را کاهش دهد.
دانش آموزان برای بهبود خواب در طی چند هفته جلسات درمانی شناختی دیجیتال دریافت کردند. در پایان مطالعه، نتایج مثبتی مشاهده شد.
اگرچه در توهم و پارانویا کاهش های جزئی مشاهده شد، اما دانش آموزان نتایج مثبتی را برای افسردگی، اضطراب، کابوس های شبانه و به طور کلی سلامت روانشناختی گزارش دادند.
برای بهبود بهزیستی ذهنی، تغییرات ساده ای مانند خوابیدن سر ساعت، عدم استفاده از وسایل الکترونیکی قبل از خواب، خوابیدن در یک اتاق تاریک و داشتن فعالیت کافی در طول روز می تواند نتایج مثبتی ایجاد کند. نکات بهبود خواب در اینجا
2- از تکنیک های تن آرامی (ریلکسیشن) استفاده کنید
تکنیک تنفس عمیق

بسیاری از ما در زندگی روزمره با عوامل استرس زای مداوم روبرو هستیم. مسائل کاری، مشکلات مالی، آینده نامشخص پاندمی کرونا و غیره می توانند بر سلامتی ما تأثیر منفی بگذارند.
یک روش آسان برای کنترل استرس روزمره استفاده از روش تنفس عمیق یا دیافراگمی است که شامل انقباض دیافراگم و گسترش شکم در هنگام استنشاق است، این امر معمولاً با بازدم عمیق دنبال می شود.
در نتیجه ذهن می تواند به مقابله با عوامل استرس زای جسمی و روحی بپردازد.
این روش ممکن است در کاهش هورمون استرس بدن، کورتیزول موثر باشد. همچنین ممکن است توجه را بهبود بخشد.
مراقبه ذهن آگاهی

یک راه خوب برای مدیریت و بهبود سلامت روان شما این است که روی آنچه در لحظه فعلی اتفاق می افتد تمرکز کنید.
مراقبه ذهن آگاهی راهی برای دستیابی به این هدف است. با متمرکز کردن آگاهی خود روی تنفس، افکار، احساسات روحی و جسمی، ممکن است متوجه شوید که اضطراب، استرس و افسردگی شما قدرت کمتری دارند.
ذهن آگاهی ممکن است با تنظیم پاسخ بدن به استرس، سلامت روان شما را بهبود بخشد. همچنین می تواند بر توجه و عواطف شما تأثیر بگذارد و باعث شود کمتر در شرایط استرس زا فکرهای منفی کنید یا واکنش ضعیف نشان دهید. آموزش مراقبه در اینجا
یوگا

گرچه به نظر می رسد سگ سر پایین و بسیاری از آساناهای دیگر به دنبال بهبود انعطاف پذیری هستند، اما در عین حال می توانند فواید مثبتی برای سلامت جسمی و روحی شما داشته باشند.
تمرینات یوگا می تواند از ملایم تا شدید باشد و علائم اضطراب و افسردگی را بهبود ببخشد. آموزش یوگا در اینجا
3- بدنبال تراپی باشید
یک روش اثبات شده برای بهبود سلامت روان شما صحبت درباره آن است. در طول دهه ها، تراپی بعنوان بهترین روش برای مقابله با مواردی که سلامت روحی و روانی را تحت تأثیر قرار می دهند استفاده می شده است.
همچنین در مدیریت مواردی مانند اختلالات اضطراب، افسردگی،ADHD و غیره مفید بوده است.

برای بهبود سلامت روان انواع مختلفی از تراپی وجود دارد:
درمان شناختی رفتاری که تفکر مثبت را برای ارتقای رفتارها و باورهای سالم تر آموزش می دهد.
رفتار درمانی دیالکتیکی که بر پذیرش افکار و احساسات ناخوشایند تأکید دارد، معمولاً برای افرادی که به خودکشی فکر می کنند یا افرادی که دارای اختلال شخصیت مرزی هستند، اتخاذ می شود.
چطور ذهنم را آزاد و آرام کنم؟ (11 روش علمی و 4 تکنیک جالب)
مواجهه درمانی نیز به شناسایی عوامل محرک اضطراب در افراد مبتلا به OCD(اختلال وسواس اجباری)، PTSD و تروما کمک می کند. این روش به بیماران کمک می کند تا در یک فضای کنترل شده با ترس خود مقابله کنند.
اشکال دیگر تراپی شامل درمان بین فردی، درمان مبتنی بر ذهنی سازی و روان پویایی و غیره است.
فعالیت های موثر
مشغول شدن به یک سرگرمی فقط برای گذران وقت یا لذت بردن نیست … بلکه به رفاه و سلامت روانی نیز کمک می کند.
پرداختن به یک سرگرمی بهترین راه برای گذران اوقات فراغت و خارج شدن از برنامه های روزمره است.
تحقیقات نشان داده که افراد دارای سرگرمی به ندرت از استرس، افسردگی و بی انگیزگی رنج می برند. بنابراین تا جایی که می توانید خود را مشغول فعالیت های مورد علاقه تان کنید تا احساس شادی و آرامش بیشتری داشته باشید.
سرگرمی شما هر چیزی می تواند باشد، مهم این است که آن را معنادار و لذت بخش بدانید. در ادامه لیستی از چند سرگرمی که برای سلامت روان شما عالی هستند را ارائه خواهیم کرد.
1-موسیقی
اگر علاقمند به نواختن ساز هستید، بهترین زمان برای شروع اکنون است. پخش موسیقی روشی خارق العاده ای برای تسکین استرس و هدایت احساسات ناخوشایند است. همچنین، نواختن موسیقی در یک محیط گروهی مانند باند یا ارکستر می تواند یک روش عالی برای برقراری ارتباط با سایر نوازندگان باشد.
2-باغبانی
یکی از بهترین سرگرمی هایی که به شما کمک می کند با طبیعت ارتباط برقرار کنید باغبانی است. می توانید گل یا سبزیجات بکارید. در هر صور تمطمئن باشید باغبانی سرگرمی است که از نظر جسمی و روحی سلامت شما را تضمین می کند.
با پرورش میوه و سبزیجات، می توانید غذای ارگانیک داشته باشید. علاوه بر این به این ترتیب فرصت مصرف محصولات تازه را خواهید داشت. بیشتر محصولات قبل از اینکه در سوپرمارکت ها در دسترس مشتریان قرار بگیرند مراحل نقل و انتقال را که معمولا طولانی هستند طی می کنند.
از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن (12 روش جدید)
ارزش غذایی گیاه از ساقه آن حاصل می شود در نتیجه این مقدار پس از برداشت کاهش می یابد، در حالی که اگر خودتان مشغول باغبانی و پرورش سبزیجات و میوه جات مصرفی تان شوید میوه و سبزی تازه مصرف خواهید کرد. اگرچه غذای ارگانیک را می توان از بازار نیز خریداری کرد، اما هرگز نمی توانید از کیفیت آن اطمینان داشته باشید. علاوه بر اینکه محصولات ارگانیک معمولا قیمت بالاتری دارند.
باغبانی یک تمرین عالی است که استقامت، انعطاف پذیری و قدرت بیشتری را برای شما فراهم می کند.
توجه داشته باشید که از ابراز استاندارد استفاده کنید. کیفیت پایین می تواند منجر به مشکلات فنی مداوم و از همه مهمتر آسیب دیدگی شود.
3-ماهیگیری
از نظر اکثر افراد ماهیگیری یک فعالیت کسل کننده است که باعث اتلاف وقت زیادی می شود. بیشتر مردم از مزایای ماهیگیری آگاهی ندارند. این سرگرمی به طرز شگفت انگیزی برای شما مفید است. به این صورت که صبر و تمرکز را به شما آموزش می دهد و برای مغز مفید است زیرا نزدیک بودن به آب به طور طبیعی باعث آرامش و کاهش استرس می شود. همچنین، برای بدن نیز مفید است. ماهیگیری به طور کلی شامل پیاده روی، کوه نوردی و قایقرانی (برای رسیدن به بهترین نقطه) می باشد.
همچنین روش عالی برای آفتاب گرفتن است که می تواند ویتامین D زیادی برای سلامتی بدن ما تامین کند.
18 ترفند موثر برای داشتن یک خانواده شاد و سالم
امروزه یکی از محبوب ترین انواع ماهیگیری، ماهیگیری کایاک است. کایاک مقرون به صرفه است و محبوبیت آن در سال های اخیر بسیار زیاد شده است. قابلیت حمل و نقل و استفاده آسان از آن باعث می شود ماهیگیران به آبهایی که قبلاً از صید در آنها ممانعت می کردند دسترسی پیدا کنند.
جدیدترین نسل کایاک ها قابلیت تطبیق بهتری دارند و بهترین تجربه ماهیگیری را ارائه می دهند.
4-یوگا
همه ما می دانیم که یوگا برای سلامت روحی و جسمی مفید است و به همین دلیل در طول سال های اخیر بسیار محبوب شده است. یوگا می تواند سیستم عصبی ما را آرام کند، به افسردگی کمک کند و تنش عضلانی را کاهش دهد. با یادگیری چند حالت آسان به راحتی می توانید یوگا را شروع کنید. اگر یوگا را به عنوان یک سرگرمی انتخاب کنید، فقط چند دقیقه در روز طول می کشد تا اثرات مثبت آن را احساس کنید.
5-نوشتن
یکی از ساده ترین سرگرمی های موجود که فقط به قلم و کاغذ نیاز دارد نویسندگی است. شما می توانید درباره احساسات شخصی خود بنویسید یا داستان، شعر یا حتی رمان.
این سرگرمی فواید زیادی دارد و به طرز شگفت انگیزی در کاهش سطح استرس، مبارزه با افسردگی و اضطراب، بهبود حافظه و حل مشکلات خواب موثر است.
وقتی احساسات خود را یادداشت می کنید، می توانید افکار و رفتارهای منفی خود را شناسایی کنید و به طور موثر در جهت جایگزینی آنها تلاش کنید. همچنین، نوشتن داستان، ژورنال و وبلاگ می تواند ذهن شما را از افکار منفی دور کند.
در نهایت باید بدانید که هدف اصلی یک سرگرمی این است که به شما فرصتی برای ابراز احساسات و آرامش دهد. همواره به دنبال علایق و سرگرمی های جدید باشید زیرا هرچه بیشتر از ذهن خود کار بکشید، سلامت آن نیز بیشتر خواهد شد.
نتیجه گیری
ذهن و روان شما، دقیقاً مانند جسم شما مستحق مراقبت مداوم است.
روش های زیادی برای این منظور وجود دارند: تغییر سبک زندگی، تکنیک های آرام سازی یا صحبت با یک متخصص بهداشت روان در مورد هر گونه چالش عاطفی یا روانی که ممکن است با آن روبرو شده باشید.
بهترین مراکز مشاوره  در تهران و شهرهای بزرگ (آنلاین/حضوری)
گرچه تلاش برای بهبود سلامت روان ضروری است اما در کنار آن باید مراقب علائمی که نشان دهنده درگیری با یک بیماری روانی هستند باشید.
به محض اینکه متوجه این مسئله شدید، حتماً برای کمک به یک متخصص مراجعه کنید.

خستگی و آشفتگی ذهن

از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن (12 روش جدید)

از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن (12 روش جدید)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-193.jpeg

مغز ما روزانه میلیون داده را پردازش میکند، گاهی این داده ها به قدری زیاد میشود که ذهن خسته و آشفته میشود. فشارهایی که مغز و طبیعت‌تان انتظارش را نداشته در دنیای این روزها روی سرتان هوار شده و همین احساس موجب خستگی تان شده که با هیچ خواب و دارویی برطرف نمیشود. برنامه های روزانه، کارهایی که نیاز به پردازش داده های زیادی است مثل کار با رایانه و گوشی های هوشمند، درس خواندن و … همگی از جمله فعالیت های خسته کننده ذهن هستند. در این مقاله روش های از بین بردن خستگی و آشفتگی ذهن را به شما آموزش خواهیم داد.
علائم خستگی و آشفتگی ذهنی

دلیل خستگی و آشفتگی ذهنی
میتوان دلیل اصلی خستگی ذهنی را چند کارگی دانست. این مسئله را باید پذیرفت که زندگی امروز ما دستخوش تغییراتی شده و سرعت زندگی تا حدود زیادی بالا رفته است. کارهای روزمره، کارهای مربوط به شغلتان و نوتیفیکیشن هایی که از رایانه یا گوشیتان دریافت میکنید همواره اطلاعات زیادی را با سرعت بالا وارد مغزتان میکند.
در نهایت شما با داده هایی پردازش نشده ای روبرو خواهید شد که در ذهنتان جمع شده اند. این داده ها به مرور زمان ذهن را آشفته و خسته میکند. دانستن ریشه خستگی و آشفتگی ذهنتان در درمان آن بسیار کمک کننده خواهد کرد.

12 روش درمان خستگی و آشفتگی ذهن
1- گوش دادن به این موسیقی ها
موسیقی هایی بسیار موثر توسط روانشناسان و آهنگ سازان فقط برای کاهش اشفتگی ذهن ساخته شده است که توسط کاربران استفاده شده و بسیار موثر تشخیص داده شده اند. در گام اول توصیه می کنیم این موسیقی ها را دانلود کنید و از همین امروز روزانه 3 بار (هر بار حداقل 10 دقیقه) به آنها گوش دهید. این موسیقی ها را در اینجا می توانید گوش کنید (باید VPN روشن کنید)
2- ریشه یابی
همانگونه که گفتیم اولین گام برطرف ساختن این مشکل ریشه یابی آن است. شما باید ریشه افکارتان را پیدا کنید. افکار قدیمی، نشخوار ذهنی و یا برنامه های مدیریت نشده میتوانند ریشه مشکل شما باشد. افکارتان را روی کاغذ بنویسید، آن ها را دسته بندی کنید و اگر نتوانستید این کار را انجام دهید از یک روان درمانگر کمک بگیرید. این کار موجب سبک شدن بارهای ذهنی شما خواهد شد.
3- مدیریت فعالیت ها
فعالیت های خود را مدیریت کنید، پروژه های عقب افتاده، کارهایی روزمره سامان داده نشده انرژی زیادی از ذهنتان میگیرد. زمانی را به این فعالیت ها اختصاص دهید، میز کارتان را مرتب کنید، اتاقتان را نظم ببخشید و کارهای مربوط به شغلتان را به پایان برسانید.
4- مدیریت نوتیفیکیشن و فضای مجازی
همانگونه که به آن اشاره کردیم، اطلاعات زیادی که در طول روز دریافت میکنیم موجب اشغال بخش زیادی از ذهن ما میشود. پیشنهاد ما به شما این است دسترسی به فضای مجازی را محدود کنید، نوتیفیکیشن های غیرضروری را خاموش کنید و ایمیل هایتان را در ساعت مشخصی پاسخ دهید. این کار نه تنها خستگی ذهنتان را کاهش میدهد بلکه در مدیریت زمان نیز کمک زیادی میکند.
5- مدیریت روابط عاطفی_احساسی
وجود افراد با انرژی منفی در زندگیتان، افکارتان را مخدوش میکند. در واقع اطرافیان ما اتمسفری خواهند داشت که ذهن ما را تحت تاثیر قرار میدهند. لیستی از روابط سمی زندگیتان تهیه کنید و در صورت امکان روابطتان را کم کنید و با افراد مثبت اندیش رابطه برقرار کنید.
6- تقویت احساسات معنوی
احساسات معنوی را در خود تقویت کنید، کارهای خیرخواهانه و داوطلبانه انجام دهید. وقت بیشتری با خانواده یتان بگذرانید. فرزندتان را به پارک ببرید و وقت زیادی به او اختصاص دهید.به یک کار هنری که به آن علاقه دارید بپردازید.
چطور ذهنم را آزاد و آرام کنم؟ (11 روش علمی و 4 تکنیک جالب)
7- نوشتن
این راهکار شاید یک راهکار کلیشه ای باشد اما میتوان از آن به عنوان یک معجزه یاد کرد. روی یک کاغذ راجع به احساسات خوب و بدتان بنویسید. هرآن چیزی که شما را آزار میدهد، خوشحالتان میکند و یا باید به آن بپردازید را روی این کاغذ بنویسید. این کار بار روانی را کم میکند.
8- مدیتیشن
آرام سازی ذهن با یوگا و مدیتیشن در رفع خستگی و آشفتگی کمک میکند. این کار انرژی شما را متعادل میسازد و بهره وری را بالا میبرد و در نهایت وقت کمتری را به کارها اختصاص میدهید. مدیتیشن برای مبتدیان را در اینجا آموزش داده ایم
9- اولویت بندی کردن
نوشتن برنامه روزانه و اولویت بندی کارها از اهمیت بیشتر به اهمیت کمتر موجب ایجاد یک برنامه ذهنی ساماندهی شده است. در واقع ذهن خسته و آشفته مانند یک میز کار شلوغ است. لازم است تا اطلاعات و برنامه ها ساماندهی شوند، تا علاوه بر انجام به موقع، از تعویق افتادن آن نیز جلوگیری شود.
10- خوابیدن
خواب شب مناسب و کافی منبع انرژی ذهنی به شما می‌رود. افرادی که خواب نامناسبی دارند سریع‌تر از بقیه افراد دچار خستگی ذهنی می‌شوند. شب‌ها بهتر بخوابید تا بهتر فکر کنید. اگر مشکل خواب دارید این مطلب را بخوانید
روش تقویت قدرت ذهن ناخودآگاه (4 تمرین ساده روزانه)
11- استراحت واقعی
در طول روز یک زمانی را فقط برای خود اختصاص دهید. در این زمان هیچ داده های را وارد ذهنتان نکنید. گوشی را کنار بگذارید، رایانه و تلویزیون را خاموش کنید، کتاب را ببندید. چشمتان را ببندید و به هیچ چیز فکر نکنید. این زمان هرچند کوتاه اما در آرام سازی ذهن بسیار کمک کننده خواهد بود.
12- نصب این اپلیکیشن
یک اپلیکیشن فوق العاده که به داشتن تمرکز و کاهش خستگی های فکری روحی کمک شایانی می کند. آن را روی گوشی خود نصب کنید بقیه مراحل بسیار ساده و کار کردن با آن کاملا بی دردسر و رایگان است. شامل یک سری ملودی و راهکارهای فوق العاده موثر:

حرف آخر
ظرفیت ذهنی انسان بسیار بالا است، اما به همان میزان نیز نیازمند استراحت است، روزانه زمانی را به افکارتان اختصاص دهید، سرعت زندگیتان را کاهش دهید و به مغزتان استراحت دهید. خلاقیت، تصمیمات و خوش بینی شما در گرو فعالیت ذهنیتان است، بنابراین به همان میزان که به جسمتان اهمیت میدهید ذهنتان را نیز ا خستگی دور کنید.
17 تا از موثرترین روشهای افزایش تمرکز

دختر خجالتی

راهکار کاهش خجالت (با تصور واکنش دیگران به باد معده شما!)

راهکار کاهش خجالت (با تصور واکنش دیگران به باد معده شما!)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-176.jpeg

همه ما گهگاه احساس خجالت را تجربه می کنیم اما واکنش هایمان نسبت به این قضیه با هم یکسان نیست. برخی ها ترس عمیقی از احساس خجالت دارند و برای همین تمام تلاششان را می کنند در موقعیتی قرار نگیرند که این احساس را تجربه کنند. با این حال هیچ کس نمی تواند جلوی پیش آمدن احساس خجالت را بگیرد؛ مگر اینکه هیچ تعامل و ارتباطی با دیگران نداشته باشد!
یک تحقیق جدید
خب، حالا اگر شما هم جزو کسانی هستید که مدام دچار احساس خجالت می شوید، باید یاد بگیرید چطور با آن کنار بیایید مطالعه جدیدی که توسط Big Think انجام شده نشان می دهد که ترفندهای نسبتا آسان می تواند در به حداقل رساندن احساس خجالت موثر باشند. فقط کافیست که از حالت همیشگی خودتان خارج شوید.
این تحقیق توسط محققان دانشگاه کارنگی ملون و یو ال ای سی (UCLA) انجام شده در مجله Motivation and Emotion منتشر شده است. در این تحقیق نشان داده شده است افرادی که واقعا نگران خجالت کشیدن در مجامع عمومی هستند، ممکن است تحت تاثیر این ترس و نگرانی شان قرار بگیرند. مثلا ممکن است موقع خرید، دچار تردید شوند که آیا درباره آن سوال بپرسند یا نه، یا دلشان نمی خواهد کسی آنها را موقع خرید ببیند و حتی ممکن است بیشتر از مقداری که واقعا لازم دارند خرید کنند تا بعدا خجالت زده نشوند.

هدف این تحقیق افرادی بودند که از نظر روانشناسان “خودآگاهی عمومی” بالایی داشتند. این افراد از ظاهر خودشان در چشم دیگران بسیار آگاهند و اغلب اوقات به نوع نگاه افراد دیگر توجه زیادی دارند؛ بنابراین سعی می کنند تا حد امکان از چیزی که باعث احساس خجالتشان جلوی جمع شود دوری می کنند.
نویسندگان این تحقیق اعلام کرده اند که: چنین افرادی دوست دارند کانون توجهات اجتماعی باشند و بیش از حد روی این موضوع تاکید می کنند.
 آموزش تصویری آداب دست دادن، غذا خوردن و حرف زدن در جمع
در سه آزمون مختلف، پژوهشگران موقعیت های خجالت آوری را برای دانشجویان یو سی ال ای شرح دادند. ابتدا، از دانشجویان خواستند که تبلیغ بینو (Beano) را بخوانند ؛ سپس سوالاتی را در رابطه با میزان هم ذات پنداری با آن شخص و اینکه چه احساسی داشتند، پاسخ دهند. در این تبلیغ یک هنرجوی یوگا به طور تصادفی باد معده خود را رها می کند.
آنها متوجه شدند که شرکت کنندگانی که خودآگاهی عمومی بالایی دارند، تمایل دارند که در حین خواندن آگهی، خود را به جای آن شخص تصور کنند، نه اینکه خود را به عنوان یک مشاهده کننده ببینند. این افراد بیشتر از سایر افراد با خواندن این آگهی احساس خجالت کردند.

در آزمایش بعدی، پژوهشگران از دانشجویان خواستند تا یک تبلیغ را که در آن از داوطلبان سوالات شخصی در مورد مسائل حساس از جمله تبخال تناسلی پرسیده شده بود را، مطالعه کنند. سپس آنها سوالاتی را در رابطه با اینکه چقدر احتمال دارد در چنین مواردی داوطلب شوند، چه پیش بینی ای از حسی که به آنها در چنین مصاحباتی دست خواهد داد و اینکه انتظار دارند که مدیران چنین پژوهش هایی چگونه به آنها واکنش نشان دهند ؛ پرسیدند.
آزمون خجالتی بودن: با 10 سوال درصد خجالت تان را بسنجید!
آنها متوجه شدند که افراد خود آگاه احتمالا می گویند در صورتی داوطلب خواهند شد که در ابتدا به آنها گفته شود که واکنش مدیران این پژوهش ها نسبت به داوطلبان چگونه خواهد بود. در این صورت آنها قادر خواهند بود که دیدگاه افراد دیگر را پیش از شرکت در این تحقیقات بدانند.
در سومین آزمایش، پژوهشگران از دانشجویان خواستند تا موقعیت باد معده خجالت آور را دوباره تصور کنند. دو تبلیغ برای محصولات جلوگیری از خروج گاز را به آنها نشان دادند. در هر دو تبلیغ یک تصویر مشابه داشت: چهار نفر که با هم بر روی یک مبل نشسته بودند؛ یک مرد که به تنهایی در یک سمت مبل نشسته بود و سه زن که در آن سمت دیگر نشسته بودند. بر روی یکی از تبلیغات نوشته شده بود: « خدا شما را بیامرزد . رها کردن تصادفی باد معده در مقابل فرد مورد علاقه ی خود یکی از خجالت آور ترین تجربه ها است. تضمین برای ماندگاری دائم.» تبلیغ بعدی، نکته دیگری را نیز افزوده بود: « دیگران می دانند که چه حسی دارد. خودتان را در موقعیت آنها بگذارید… آیا می خندید؟ وحشت می کنید؟ یا خیره می شوید؟»
شرکت کنندگانی که تبلیغ اول را خوانده بوند، احتمال بیشتری داشت که بگویند محصول جلوگیری از دفع گاز را خریداری می کنند تا آنها را از تجربه دفع باد در محیط های همگانی حفظ کند. اما اگر تبلیغ دوم را خوانده بودند، تمایل کمتری را به خرید آن نشان می دادند.
راهنمایی برای آدمهای خجالتی: چطور با دیگران دوست شویم؟
در هر وضعیت اجتماعی، ایده ی خوبی است که تصور کنید که در مرکز توجه همگان نیستید. برای افرادی که به خودآگاهی متمایل هستند، این الگوی فکری میتواند حتی موثرتر از اکثر افراد باشد. اگرچه ساده است که به صورت پیش فرض خود را به صورت ستاره ی فیلم زندگی خود بدانید، اما شاید بهتر باشد که خود را به عنوان یکی از بینندگان تصور کنید؛ بیننده ای که واقعا شما را تشویق می کند و همچنین باد معده خود را رها می کند.

یک خواب بد

از بین بردن اثرات خواب بد با 6 ترفند موثر

از بین بردن اثرات خواب بد با 6 ترفند موثر
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-145.jpeg

همه ما آن را تجربه کرده ایم: “خواب های بد”. منظور ما کابوس هایی که بعد از بیدار شدن تپش قلب و احساس تنگی نفس داریم، نیستند. اذیت شدن بعد از دیدن این نوع خواب ها چیزی بیشتر از ترسیدن است. منظور ما خواب هاییست که در آنها یک ماز گیر افتادیم و راه فراری نداریم، دنبال چیزی می گردیم ولی نمی توانیم آن را پیدا کنیم یا تشخیص دهیم که چیست و یا خوابِ طرد شدن یا خیانت در یک ماجرای عاشقانه.
اثر خواب های بد می تواند تا مدت ها بعد از بیدار شدن باقی بماند. این اثرات مانند سایه هایی چسبناک در اطرافمان حرکت می کنند، کاری می کنند که احساس به هم ریختن، آشفتگی و بی نظمی به ما دست دهد. از ترس دیدن دوباره این خواب ها جرأت رفتن به تخت خواب را نداریم، در نتیجه دیرتر می خوابیم و این کسریِ خواب در واقع راه را برای دیدن خواب های آزاردهنده هموارتر می کند.
7 خوراکی مفید که قبل از خواب بهتر است بخوریم؟ (و چه نخوریم)
احساس اضطراب بعد از دیدن یک خواب آزاردهنده طبیعی است. برخلاف خیال بافی کردن که به راحتی می توانیم از آن دست بکشیم، تاثیری که خواب دیدن بر ما می گذارد چیزی شبیه به تجربه بازی های کامپیوتری واقعیت مجازی (VR) هستند. طبق نظر دکتر دیرره بارت، استادیار روانشناسی از دانشکده پزشکی هاروارد و نویسنده کتاب رویاهای فراگیر، زمانی که ما خواب می بینم به نظر واقعی می آیند، و وقتی به پایان می رسند این احساس را داریم که انگار واقعاً اتفاق افتاده اند.
چگونه بعد از یک خواب بد، خودمان را بازیابی کنیم؟
“خوابی که تعبیر نداشته باشد مانند لغتی ست که خوانده نشده است” تالمود
هر چقدر زودتر از این تفکر که خوابی که دیده ایم انگار واقعاً اتفاق افتاده، دست برداریم، خلاص شدن از اثرات بعدی آن خواب راحت تر خواهد بود. دعا خواندن یا مدیتیشن، خواندن ذکری برای آرام شدن، یا منظم نفس کشیدن راهکارهای موثری هستند. انجام این کارها نشخوارذهنی را متوقف و به خلاص شدن ما از پریشان حالی و عذاب بعد از بیداری کمک می کند.
اگر بتوانیم از تجسم دوباره خوابی که دیدیم خودداری کنیم، خیلی راحت تر آن را فراموش خواهیم کرد. با اینکه این موارد در پاکسازی خواب از دلهره و اضطراب کمک شایانی می کند، گاهی اوقات حافظه ی نگهداری خواب بیش از حد فراگیر می شود، یا خواب آزاردهنده چند شب تکرار می شود، پس شاید تشخیص معنای آن خواب کار عاقلانه تری باشد.

ما می توانیم از طریق پرس و جو، جراید، یا مدیتیشن خواب های آشفته خود را بررسی و معنای آنها را کشف کنیم. با انجام این کار، خصوصاً برای خواب های تکراری، می توانیم از شر دیدن مجدد آنها خلاص شویم. کارشناسان توصیه می کنند که به خواب ها به شکل یک تصویر شبیه سازی نمادین نگاه کنیم و از خودمان درباره چیزها و اتفاقاتی که در خواب دیده ایم سوالاتی اساسی بپرسیم تا از این طریق بتوانیم معنای غیرواقعی و استعاری آنها را کشف کنیم. طبق نظر دکتر بَرِت برای بررسی احساس مان درباره خواب ها و چگونگی تفسیر آنها، می بایست به عناصر موجود در خواب با دید چیزایی واقعی بنگریم. این کار کمک زیادی به یافتن ارتباط آن خواب ها با زندگی واقعی ما می کند.
چگونه خودمان را استرس زدایی کنیم؟ 7 توصیه برای آرام شدن
برای نمونه، فرض می کنیم که من خوابی درمورد افتادن از یک اسب دیده ام و قبل از اینکه لگدمال بشوم از خواب بیدار می شوم. اسب چیست؟ حیوانی قوی و زیبا. احساس من درباره اسب ها چگونه است؟ آنها ترسناکند. تا الان فقط یک بار سوار اسب شدم، و از اینکه در ارتفاع بالایی از سطح زمین قرار بگیرم خوشم نمی آید. در بچگی، همیشه به من گوشزد می کردند که: «برای پوشیدن شلوار سوارکاری خیلی کوچک هستی» و هشدار می دادند که: «از روی اسب نیفتی.»
شاید دیدن اسب در خواب به معنی این است که من از کسی می ترسم و آن شخص امکان دارد به من حمله یا خیانت کند. شاید به معنی ترس من از مواجه شدن با اشخاص قوی تر از خودم و دست به سر کردن آنها باشد. ممکن است علت ترس من این باشد که می خواهم کارها را به بهترین شکل انجام بدهم تا مورد انتقاد قرار نگیرم. حالا با داشتن چند تفسیر از خوابم، می توانم تفسیری که نزدیکتر از بقیه باشد را بررسی کنم.

«ایده ای که در خواب می بینید، ناشی از تفکر و احساس شما درباره آن است. به جای کلافه شدن و ماندن در تخت خواب از جای خود برخاسته و به زندگی روزمره خود مشغول شوید.» دکتر الیزابت یوکو
نکات ساده برای جلوگیری از خواب بد دیدن
ما می توانیم با یافتن عوامل موثر در به وجود آمدن خواب های آزاردهنده، از دیده شدن آنها جلوگیری یا تعداد آن را محدود کنیم. در اینجا چند عامل را بررسی می کنیم:

غذا خوردن قبل از خواب
استفاده از قرص های خوب آور
شرایطی مانند افسردگی، اضطراب، و اعتیاد و اختلالات مربوط به خواب مثل خفگی در خواب
کم خوابی
نگرانی و دلواپسی قبل از خواب
اعتیاد به چک کردن اخبار و محتوای منفی شبکه های اجتماعی

محدود کردن شنیدن و خواندن اخبار نگران کننده که در شما حس درماندگی و ناامیدی به وجود می آورد می تواند احتمال دیدن خواب های آزاردهنده را کاهش دهد. برای این کار باید فیدهای شبکه های اجتماعی تان را غیرفعال کنید، از کنار کلیپ ها و گزارش های خبری نگران کننده، ملال آور یا خشونت آمیز بگذرید و به آنها اهمیت ندهید، و کاربرانی که در شبکه های اجتماعی پیام های توهین آمیز منتشر می کنند را بلاک کنید.
16 روش برای بهتر خوابیدن (تنها روشهای ثابت شده)
همچنین اگر از اتاق خواب فقط برای خوابیدن و رابطه جنسی استفاده شود، این اتاق تبدیل به محیطی مساعد برای خواب و دیدن خواب های خوشایند می شود. تبدیل اتاق خواب به محلی برای انجام بازی های ویدئویی یا تماشای فیلم هم نتیجه خوبی نداشته و آرامش مورد نیاز این اتاق مختل می کند.
اگر تنها می خوابیم، می توانیم با خواندن صفحه ای از کتاب دوران کودکی یا بغل کردن یک عروسک برای خوابیدن آماده شویم. در صورتی که دیدن کابوس و خواب های آزاردهنده به طور مداوم اذیتمان می کند، شاید نیاز به پیدا کردن یک راه حل اساسی تر داشته باشیم. رفتار درمانی شناختی برای مدیریت خواب خوب دیدن راه حل مناسبی محسوب می شود.
«زمانی که در آغوش یک خواب خیلی زیبا قرار داشته باشید، بیدار شدن از آن برایتان گریه آور خواهد بود.» مایکل فائودت
منبع

تنفر

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-20.jpeg

در زمان هایی که در امتحانی رد می شوید، در یک حرفه شکست می خورید یا رابطه ی ناموفقی را تجربه می کنید، اولین فکری که به ذهن تان خطور می کند این است که “من از خودم متنفرم!”
بیشتر ما بدون اینکه بدانیم چقدر از خودمان متنفریم، به زندگی ادامه می دهیم. برخی افراد نیز از این واقعیت آگاهی دارند و دائما در حال نفرت ورزیدن به خود هستند. حقیقت این است که باورهای ما، واقعیت هایمان را شکل می دهند و نفرت هیچگاه چیز خوبی نیست.
24 دلیل اینکه هیچ وقت خوشحال و راضی نیستیم!
نفرت از خود، از کمبود اعتماد بنفس ناشی می شود و به دلایل مختلفی بوجود می آید. احتمالا رویدادهای دوران کودکی این باور را در ذهن فرد ایجاد کرده است که هیچ ارزشی ندارد و یا ایرادی دارد که موجب بی علاقگی دیگران نسبت به او شده است.
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خود متنفرند، این مطلب را از دست ندهید. در اینجا یاد می گیرید که نفرت از خود از کجا ناشی می شود و چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد. همچنین به این موضوع پی می برید که راه های از بین بردن خودبیزاری چیست و چگونه می توانید عاشق خودتان شوید.
چرا از خودم متنفرم؟
موضوع نفرت از خود یک موضوع ساده نیست. همچنین یک موضوع جدید هم نیست و در افراد زیادی مشاهده می شود.
فلاسفه ای مانند اسپینوزا یا آکویناس، به میزان زیادی در مورد نفرت از خود تأمل می کردند. روانشناسان دیگری نیز سعی می کردند که توضیح دهند این احساس از کجا ناشی می شود. محتمل ترین دلیل ایجاد حس نفرت از خود، در تجربیات دوران کودکی شما نهفته است.
در بیشتر موارد، رویدادهای دوران کودکی باعث می شود که فرد از خود متنفر شود و باور کند که لیاقت عشق را ندارد.
بیشتر والدین تمام تلاش خود را می کنند تا حس ارزشمندی را در فرزندان خود پرورش دهند اما برخی از آنها، در این زمینه موفق نمی شوند و فرزندانی را تربیت می کنند که از خودشان متنفرند.
این موضوع بسیار مهم است به حدی که احساسی که هر فرد در زندگی نسبت به خود دارد، تحت تأثیر گفته ها و رفتارهای والدین او شکل گرفته است.
اگر والدین، دائما فرزندشان را تحقیر و سرزنش کنند، این باور در کودک شکل می گیرد که به اندازه ی کافی خوب نیست یا پر از نقص و اشکال است.
8 روش تغییر نگرش در زندگی [تبدیل نگرش منفی به مثبت]
شاید والدین متوجه این امر نباشند اما با رفتارهای نادرست خود، حس ارزشمندی و علاقه به خویشتن را در کودک، از بین می برند.
پس از آن، کودک تلاش بیشتری برای راضی نگه داشتن والدین خود می کند تا بتواند تایید و رضایت آنها را جلب کند. اما به خاطر بی توجهی و نادانی والدین، این تلاش ها هر بار با شکست مواجه می شود. با گذشت زمان باور خودبیزاری در ذهن کودک عمیق تر و عمیق تر می شود و برای همیشه در ذهن و روان او باقی می ماند. به این ترتیب کودک در چاهی گرفتار می شود که بخاطر رفتار والدین شکل گرفته و این در حالیست که خود او هیچ تقصیری در این امر نداشته است.
فرزندان نازپرورده و آنهایی که مورد حمایت بیش از اندازه ی والدین واقع می شوند نیز، احساس بی کفایتی خواهند کرد.

بنابراین اگر مرتبا عبارت “از خودم متنفرم” را در ذهن تان می شنوید، احتمالا به این دلیل است که والدین تان هرگز به شما فرصتی ندادند تا استعدادها و قابلیت های خویش را به خودتان ثابت کنید.
شاید والدین بطور ناخودآگاه چنین باوری را در شما شکل داده باشند اما همین شیوه های نادرست فرزند پروری باعث ایجاد یک باور غلط و مخرب ماندگار در ذهن شما شده است.
اما خبر خوب این است که تمام باورها قابل تغییرند. شما دیگر آن کودک نیستید و می توانید عقاید و باورهای خود را انتخاب کنید. بعبارت دیگر وقت آن رسیده که به جای نفرت از خود، عشق به خود را انتخاب کنید.
احساس نفرت از خود، چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد؟
نفرت از خود می تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما دلیل این امر هر چه که باشد فرقی نمی کند چون نکته ی مهم، تاثیرات مخربی ست که این حس بر زندگی شما می گذارد. خود بیزاری بر تمام افکار و اعمال شما تاثیر می گذارد و عملکردتان را در زمینه های مختلف زندگی تضعیف می کند.
اثر پیگمالیون اصطلاحی ست که نشان می دهد انسان ها تمایل دارند در نظر دیگران توانمند جلوه کنند و انتظاراتی که از آنها می رود را برآورده کنند. این امر در مورد خود ما هم صادق است چون ذهن ما به دنبال تأیید کردن باورهایمان است. این موضوع به یک پدیده روانشناختی دیگر به نام “سوگیری تأییدی” هم اشاره دارد. سوگیری تاییدی به این معنا است که همه ما به طور طبیعی، اطلاعاتی را جستجو می‌ کنیم و می پذیریم که باورها و اطلاعات پیشین ما را تایید می کنند. بنابراین وقتی از خودتان متنفر باشید، همواره به دنبال پذیرش بی لیاقتی خود خواهید بود.
چطور از شر چیزی که در ذهنمان است خلاص شویم؟ (24 ترفند)
شاید شما از این موضوع آگاهی نداشته باشید اما این یک حقیقت است و قابل انکار نیست.
به زندگی خود نگاه دقیق تری بیندازید و سوالات زیر پاسخ دهید:

چه اتفاقاتی در زندگی، موجب می شود که احساس بی ارزش بودن کنید؟
هر روز از دوستان و اطرافیان تان چه پیام هایی را دریافت می کنید؟ آیا آنها از زندگی شما حمایت می کنند؟
هرچند وقت یکبار به روابطی روی می آورید که در نهایت به تحقیر و حس بی لیاقتی منجر می شود؟
هر چند وقت یکبار از ترس شکست خوردن، از فرصت ها کناره گیری می کنید؟
آیا به دلیل خود کم بینی، موفقیت های زیادی را از دست دادید؟

پاسخ به سوالات فوق موجب می شود که ریشه ی حس خودبیزاری را پیدا کنید و به تاثیرات آن در زندگی پی ببرید.
نگرش “من از خودم متنفرم” می تواند فرد را با مسائل و مشکلات جدی در زندگی مواجه کند
“من از خودم متنفرم” عبارتی فراتر از چیزی ست که پس از مرتکب شدن به یک اشتباه جزئی و بی اهمیت مثل ریختن قهوه روی لباس تان می گویید. این عبارت پتانسیل این را دارد که زندگی شما را به یک زندگی دردناک و مخرب تبدیل کند.
مطالعات نشان داده است که تجربیات کودکی، در دوران نوجوانی منعکس می شوند.
نوجوانانی که از خودشان متنفرند، اغلب به خودزنی یا اعتیاد روی می آورند. این افراد عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند و با مشکلاتی مانند بزهکاری مواجه می شوند. این امر به نوبه خود، شانس موفقیت های بعدی زندگی را از بین می برد.
احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار
خود بیزاری می تواند منجر به اختلالات خوردن مانند پرخوری یا بی اشتهایی بیش از حد شود. در برخی موارد هم می تواند به خودزنی یا اعتیاد منجر شود.
نفرت از خود با افسردگی و اضطراب نیز ارتباط نزدیکی دارد. بعبارت دیگر افرادیکه خودشان را دوست ندارند، احتمالا با مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی مواجه می شوند که موضوع دور از ذهنی هم نیست. چون وقتی احساس می کنید ارزش کمی دارید، دیدگاه مثبت خود به زندگی را از دست می دهید. عبارت “من خودم را دوست ندارم” به راحتی به جمله هایی مثل “این زندگی ارزش زیستن ندارد” یا ” نمی توانم این زندگی را تحمل کنم” معنا می شود.
اما نگران نباشید چون خوشبختانه این نگرش قابل تغییر است. در این قسمت با راهکارهای مبارزه با حس خود بیزاری آشنا می شوید.
چگونه می توان با حس خودبیزاری، مبارزه کرد؟
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خودتان متنفرید، نگران نباشید. خوشبختانه راه هایی برای رهایی از این معضل وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید و زندگی تان را سامان دهید. موثرترین راهکارهای رهایی از حس خودبیزاری عبارتنداز:
1- افکار منفی را از خود دور کنید و با آنها مبارزه کنید
شاید حس نفرت و بیزاری، چنان عمیقا در ذهن تان جای گرفته است که احتمالاً بیشتر اوقات متوجه آن نمی شوید. حقیقت این است که واقعیت بر پایه ی افکار ما بنا می شود و افکار منفی، بر عواطف، عملکرد و احساسات مان تاثیر می گذارد.
بنابراین اولین قدم برای از بین بردن حس خودبیزاری، رهایی از افکار منفی است.
برای جلوگیری از منفی بافی می توانید واکنش های احساسی خود نسبت به یک موقعیت یا حادثه را روی کاغذ بنویسید.
وقتی احساسات منفی به سراغ تان می آید، از خود بپرسید که ریشه ی این باورها کجاست و آنها از کجا منشا می گیرند؟ سپس آنها را بصورت انتقادی بررسی کنید. مشخص کنید که آیا آنها براساس واقعیت های زندگی تان هستند یا فقط برداشت شما از خودتان می باشند؟ به عنوان مثال آیا شما واقعاً توانایی انجام کاری را ندارید یا فقط از شکست خوردن می ترسید؟

سعی کنید از همین امروز به جای اینکه بگویید “من از خودم متنفرم” یا “من خیلی احمق هستم”، بگویید: “امروز می خواهم با خودم مهربان باشم” و “من قادر به انجام هر کاری هستم چون می توانم یاد بگیرم”. به این ترتیب می توانید کنترل عقاید خود را بدست آورید و احساسات تان را نسبت به خویشتن، تغییر دهید.
2- قدرت جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت را دست کم نگیرید
جملات تصدیقی و مثبت، تاثیر زیادی در نحوه ی تفکر شما نسبت به خود دارند. فراموش نکنید که افکار نامرئی، روزی مرئی می شوند و به واقعیت تبدیل می گردند. بنابراین هر طور که با خودتان صحبت می کنید، روزی به واقعیت تبدیل می شود. برای درک بهتر این موضوع، اثر پیگمالیون را به خاطر بیاورید. طبق این پدیده ی روانشناسی، افراد به انتظارات خود و دیگران، واکنش های مستقیمی نشان می دهند و بعبارت دیگر، انتظارات پایین منجر به کاهش عملکرد می‌ شود. این پدیده بسیار قدرتمند است زیرا نشان می دهد که باورهای عمیق انسان، به واقعیت تبدیل می شوند. حال که به اهمیت این موضوع پی بردید، بیایید از همین الان شروع کنید!
کمی وقت بگذارید و با توجه به نیازهای خود، جملات تاکیدی مثبتی استفاده کنید. برای موثر واقع شدن آنها از دو قانون زیر پیروی کنید:
اول اینکه جملات را در زمان حال بکار ببرید. مثلا به جای اینکه بگویید “من خوشحال خواهم شد” باید بگویید: “من خوشحالم”. دوم اینکه به هیچ عنوان از جملات منفی استفاده نکنید. برای مثال بجای اینکه بگویید “من به اندازه ی کافی خوب نیستم” بگویید (یا فکر کنید): “من اعتماد به نفس دارم.”
تاثیر مثبت این ترفند در این است که اظهارات شما نتیجه مطلوبی بهمراه داشته باشد گویی که از قبل اتفاق افتاده است.
هر وقت یادتان افتاد این جملات را تکرار کنید. به محض شروع منفی بافی، جملات انگیزشی و مثبت را با صدای بلند بگویید و به افکار منفی کوچکترین فرصتی ندهید که به سراغ تان بیایند. با گذشت زمان ذهن شما دوباره برنامه ریزی می کند و باورهای قدیمی را فراموش می کند.
3- ذهن آگاهی را تمرین کنید
نیمی از وقت بیداری ما صرف افکار خودکار منفی می شود. منظور از افکار خودکار منفی، افکاری ست که بصورت ناخواسته در خودآگاه ما وجود دارند و باعث ایجاد خلق و خوی منفی می شوند. هر زمان که مشاهده کردید این افکار خودکار شما را محاصره کرده اند، سریعا از آنها فرار کنید!
ذهن آگاهی یک روش عالی برای رهایی از افکار خودکار منفی است و به معنای آگاهی از لحظه و فرار از خیالات و افکار واهی است. بعبارت دیگر فرآیندی است که از طریق آن یاد می گیرید در لحظه زندگی کنید و دیگر روی اشتباهات گذشته یا ترس از آینده ی نامشخص، متمرکز نشوید.
همچنین به شما می آموزد که نسبت به خود و تجربیات تان قضاوت نکنید. به طور کلی، ذهن آگاهی عملی است که تأثیر مثبتی بر رفاه و سلامتی دارد.

شما از طریق تمرین ذهن آگاهی، یاد می گیرید که حس خودبیزاری را تشخیص دهید. به این ترتیب خواهید دید که ذهن و بدن شما به کجا هدایت می شود. در تمرینات ذهن آگاهی سه عنصر (بودن در حال حاضر، هدفمندی و قضاوت نکردن) دخالت دارد که از این میان، عدم قضاوت آگاهانه به شما کمک می کند از حلقه انتقاد از خود خارج شوید.
ذهن آگاهی نیازی به تمرینات سخت و پیچیده ای ندارد. شما به کمک چند تمرین ساده که در هر زمان و هر مکان قابل انجام است، می توانید از این روش استفاده کنید. تمرکز و آرامش روزانه، یادآوری نعمت های خداوند و خصوصیات مثبتی که دارید را فراموش نکنید. تمرینات ذهن آگاهی به شما کمک می کنند تا از چاه عمیق خودبیزاری بیرون بیایید و راه علاقه به خویشتن را در پیش بگیرید.
4- نسبت به خودتان مهربان و دلسوز باشید
شاید بی توجهی والدین یا تجربه ی بدرفتاری های همکلاسی ها و دوستان تان در گذشته، باعث ایجاد حس نفرت از خود شده است. شاید به دلیل تجربیات کودکی یا دلایل دیگر، یاد نگرفتید که با خودتان مهربان باشید. دلیل حس تنفر شما از خودتان، هر چه باشد مهم نیست. چیزی که مهم است این است که قبول کنید گذشته ها گذشته و هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست. شما از همین الان می توانید والدین خودتان باشید و یک تصویر جدید از خویشتن در ذهن تان بسازید.
تمام افرادی که عزت نفس پایینی دارند، نسبت به خودشان بی عاطفه و بی احساس هستند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، این نکته را همیشه در ذهن داشته باشید که “هیچکس کامل نیست”. بنابراین بخشش خود را تمرین کنید. مجازات کردن یا متنفر شدن از خویشتن، کار عاقلانه ای نیست و باید بجای آن سعی کنید که از اشتباهات تان درس بگیرید.
40 تا از بهترین جملات خودباوری و عشق به خود
مشوق خودتان شوید و با خود مثل یک فرد عزیز یا یک کودک کوچک رفتار کنید. فراموش نکنید که با خودتان، با ملایمت و مهربانی صحبت کنید و از تندی بپرهیزید. آیا تابحال به فرزندتان گفته اید که یک فرد شکست خورده و احمق است؟ همانطور که نمی توانید دائما فرزندتان را مورد سرزنش قرار دهید، نسبت به خود نیز همین رفتار را داشته باشید. به جای انتقادهای مخرب، جملات انگیزشی و سازنده ای بکار ببرید.
5- خود را با چیزهایی احاطه کنید که ارزش ها و قابلیت های تان را به شما یادآوری می کنند
گاهی اوقات ما از دیدن قابلیت ها و ارزش های خود ناتوان هستیم و همین امر موجب بی علاقگی نسبت به خویشتن می شود. برای رهایی از حس خودبیزاری، اکنون وقت آن است که خود را تایید کنید و ارزش های خود را به یاد بیاورید. برای برنامه ریزی مجدد ذهن، ارزش خود را به نمایش بگذارید و آن را اثبات کنید.
خود را با چیزهایی احاطه کنید که موفقیت هایتان را به شما یادآوری می کند. می توانید یاد و خاطره ی آنها را در هر گوشه ای از خانه، قرار دهید. به چیزهای بزرگ و کوچک فکر کنید. اینکار به شما امکان می دهد که از ذهنیت قدیمی و مخرب خود دور شوید و یک ذهنیت قوی را جایگزین آن کنید.
منظور ما از موفقیت ها، دستاوردهای بزرگ و عجیب نیست. شما می توانید چیزهایی مانند مدرک تحصیلی، قرارداد شغلی، کارهای هنری کوچک یا حتی عکس کسانی که شما را دوست دارند، را در جاهای مختلف خانه قرار دهید. از دوستان یا عزیزانی که شما را ستایش می کنند، بخواهید یادداشتی بنویسند تا به شما یادآوری کنند که چقدر عالی هستید. اگر فرزند دارید هم، هر لحظه این نکته را به خود یادآور شوید که یک پدر / مادر دلسوز و فداکار هستید.

خاطرات کودکی خود را جستجو کنید. مطمئناً در آنجا دستاوردهای زیادی خواهید یافت. اگر ذهن تان دائما نکات منفی را به شما یادآوری می کند، از راهکارهای شماره ی 1 و 2 این مطلب استفاده کنید. از آموختن چیزهای جدید نترسید و این را فراموش نکنید که هیچگاه برای شروع دیر نیست. بنابراین اگر به دوچرخه سواری، اسکیت یا هر فعالیت مهیج دیگری علاقمند هستید، یادگیری را آغاز کنید و دست از تلاش نکشید. آموختن چیزهای جدید، انگیزه و حس مثبت زیادی در شما ایجاد می کند.
شما همچنین می توانید یک دفترچه یادداشت تهیه کنید و دستاوردها و موفقیت های خود را در آن ذکر کنید. به این ترتیب هرگاه شروع به عیب جویی از خود کردید، آن را بردارید و مرور کنید. بنابراین از عملکردهای خوب خود در زندگی شادمان باشید و حس خودبیزاری را برای همیشه از ذهن و زندگی تان محو کنید.
6- به یک هدف بزرگتر متعهد شوید
یک روش قدرتمند برای غلبه بر خودبیزاری این است که مدتی تمرکز خود را از خویشتن دور کنید. تعیین اهداف بزرگ، مزایای زیادی دارد. اولین مزیت آن این است که در دنیای خود یک تغییر بزرگ ایجاد می کنید. علاوه بر این می توانید برای خود یا دیگران، یک زندگی بهتر و زیباتر بسازید. این مزایا موجب می شود که احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.
اگر ذهن شما مرتبا به سراغ منفی بافی و انتقاد از خود می رود، بهتر است روی چیز دیگری متمرکز شوید حتی اگر اینکار بصورت موقتی باشد. شما می توانید علاوه بر اهداف شخصی، به سمت کارهای بشر دوستانه نیز قدم بردارید.
10 تا از موثرترین راههای رسیدن به آرامش در زندگی
کارل یونگ یک روانپزشک سوئیسی بود که به طور گسترده راه های رهایی از روان رنجوری را مورد بررسی قرار داد. وی اظهار داشت كه كلید اصلی دوری از این وضعیت، شرکت در فعالیت های خیریه و بشردوستانه است.
با انجام امور خیریه، می توانید احساس آرامش و خرسندی کنید و حس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. اگر بتوانید به یک انسان نیازمند کمک کنید، خود را فردی توانمند و قوی می بینید و همین امر موجب بالا رفتن عزت نفس شما می شود.
7- با یک تراپیست یا درمانگر صحبت کنید
شاید دلیل خودبیزاری شما، مواردی ست که قادر به درک شان نیستید یا نمی توانید آنها را پیدا کنید. بنابراین صحبت با روان درمانگر می تواند کمک زیادی به شما بکند.
یک متخصص خوب می تواند به شما کمک کند تا از حس تنفر از خویش، رهایی پیدا کنید. روان درمانگر به شما کمک می کند تا علت این وضعیت را درک کنید و ذهنیت خود را از نو بسازید.
من کافی هستم
باور بسیاری از افرادیکه خودشان را دوست ندارند، این است که آنها فکر می کنند به اندازه ی کافی خوب نیستند و بعبارت دیگر انسان زیبا، باهوش و توانایی نیستند.
بر همین اساس می توان گفت مهمترین چیزی که مانع خوشبختی و موفقیت یک انسان می شود، باورهای غلط یا احساس عدم کفایت (خود کم بینی) است.
برخی از روانشناسان، از تکنیک های هیپنوتیزم درمانی برای حل این مشکل استفاده می کنند. در طول هیپنوتیزم، فرد به حالت آرامش عمیقی فرو می رود، ذهنیت او روشن می شود و علت اصلی نفرت از خود مشخص می گردد.
بهترین حرکات یوگا برای بدست آوردن عزت نفس

پوچی و افسردگی

احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار

احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-2.jpeg

پیدا کردن ریشه های پوچی موجب می شود که قدم های مناسبی برای رهایی از این وضعیت، بردارید و هر چه سریعتر بر این حس غلبه کنید. در این مطلب با علل ایجاد کننده ی احساس پوچی و روش های برطرف کردن آن آشنا می شوید. اگر یکی از عزیزان یا دوستان تان نیز به حس پوچی گرفتار شده است، این مطلب را با او به اشتراک بگذارید تا بتواند از این وضعیت رهایی پیدا کند.
پوچی چیست؟
برخی از این افراد می گویند که در قفسه سینه خود احساس خلاء، پوچی یا بیحسی می کنند و همیشه بی حال و بی حوصله‌ هستند. همچنین ممکن است اغلب اوقات بدون آن که کار دشواری انجام داده باشند، احساس خستگی کنند و فکر کنند که هیچ چیز مهم نیست. گاهی اوقات این احساس بی ‌حسی، به برخی اندام های آنها نفوذ می کند و رخوت، سراسر وجودشان را در بر میگیرد. احساس پوچی می ‌تواند ترسناک باشد و خود فرد هم نداند که دلیل آن چیست. معمولا این سوال پیش می آید که آیا تجربه پوچی به معنی ابتلا به یک بیماری روانی است؟
احساس پوچی می تواند ناشی از عوامل مختلف باشد اما روش های متفاوتی برای کنار آمدن و عبور از این احساس وجود دارد. یکی از دلایل آن می تواند ابتلا به بیماری های روانی یا اختلالاتی مانند افسردگی، اختلال مصرف مواد یا ADHD (اختلال کم توجهی بیش فعالی) بزرگسالان باشد. برای افراد دیگر نیز می تواند ناشی از عدم وجود یک سیستم پشتیبانی عاطفی خوب در گذشته یا حال باشد. اگر از کودکی یاد گرفته اید که احساسات خود را سرکوب کنید یا آنها را بطور کلی نادیده بگیرید، احتمالا بی احساس می شوید و یا با حس پوچی مواجه خواهید شد.
آیا احساس پوچی طبیعی است؟
بله! اگر دائما احساس پوچی می کنید، شاید از خود بپرسید که آیا این احساس یک پدیده طبیعی است و دیگران نیز همین حس را دارند؟ واقعیت این است که شما تنها نیستید و افراد زیادی به این وضعیت گرفتار می شوند.
اگر احساس پوچی می کنید، معنای آن این است که خلائی در اعماق وجودتان احساس می کنید. نکته ای که باید بخاطر داشته باشید این است که پوچی یک احساس طبیعی است. بسیاری از افراد آنچه که شما تجربه می کنید را تجربه کرده اند و از آن رنج می برند. با این حال، اگر این احساس مداوم است و باعث آزار شما می شود، باید ریشه ی آن را پیدا کنید و هر چه زودتر به دنبال راه های برطرف کردن آن باشید.
هنر خوب صحبت کردن با افراد مختلف: نکات بسیار مهم و کاربردی
حس خلاء یا پوچی را با چه چیزهایی می توان پر کرد؟
چند روش موثر برای پر کردن خلاء درونی وجود دارد. اولین کار پیدا کردن ریشه ی پوچی و سپس استفاده از یک روش درمانی مناسب است. برای مثال اگر احساس پوچی به دلیل ابتلا به بیماری های روانی است، درمان اختلال می تواند به رهایی از این حس کمک کند. مراجعه به یک درمانگر خوب می تواند به شما کمک کند که دلیل احساس پوچی خود را پیدا کنید و بر آن غلبه کنید.
از مراجعه به یک درمانگر یا مشاور خوب نترسید و تمام احساسات خود را بطور روراست با او درمیان بگذارید. دلیل پوچی هر چه که باشد، فرقی نمی کند چون یک مشاور می تواند به شما کمک کند بر این حس غلبه کنید. در این قسمت با دلایل ایجاد کننده ی احساس پوچی آشنا می شوید.

چرا احساس پوچی می کنیم؟
داشتن حس پوچی، می تواند نگران کننده باشد چون موجب ناراحتی و عذاب فرد می شود. شاید شما فکر کنید که چه چیزی باعث ایجاد این حس می شود و به دنبال عوامل بیرونی بگردید. اما نکته ی جالب اینجاست که عوامل بیرونی، موجب ایجاد حس پوچی نمی شود. بعبارت دیگر پوچی یک حس درونی است و با بی پولی، روابط یا عوامل شغلی ارتباطی ندارد. پوچی یک حالت درونی است و به همین دلیل از بین بردن آن، به قدرت، مدیریت و مبارزه درونی نیاز دارید. دلایل احساس پوچی عبارتنداز:
1- قرار گرفتن در شرایط سخت و استرس زا
ممکن است دلیل احساس پوچی، مواجهه با اضطراب و شرایط استرس زا باشد. در این زمان بدن و ذهن شما به انرژی زیادی نیاز دارد و فشار زیادی را متحمل می شود. به عنوان مثال اگر اخیراً یکی از عزیزان خود را از دست داده اید یا جدایی تلخی را تجربه کرده اید، بسیار غصه می خورید و احساس پوچی عمیقی می کنید. وقتی به طور مداوم در شرایط تنش زا و سخت قرار بگیرید، احساسات شدیدی را تجربه می کنید که کنار آمدن با آنها سخت است. در این زمان حس می کنید که همه چیز خود را از دست داده اید و احساس پوچی، سراسر وجودتان را فرا می گیرد.
2- نرسیدن به شغل دلخواه یا تحقق نیافتن اهداف کاری
ممکن است از زندگی خسته شده باشید و بخواهید مسیر خود را تغییر دهید. شاید از شغل تان راضی نیستید یا می خواهید کار دیگری را دنبال کنید. شاید شغل شما از نظر دیگران عالی باشد و درآمد خوبی هم داشته باشید اما صرف نظر از آنچه دارید یا ندارید، احساس نارضایتی می کنید. بسیاری از ما زمان زیادی را در محل کار می گذرانیم، بی علاقگی به شغل، می تواند موجب نارضایتی از زندگی و در نهایت احساس پوچی شود.
اهداف شخصی و شغلی هر فرد با مرور زمان تغییر می کنند و به همین دلیل گاهی اوقات به تغییر برنامه یا ارزیابی مجدد اهداف نیاز است. به یاد داشته باشید وقتی احساس می کنید که نمی توانید به تمام اهداف خود برسید، بهتر است تغییر جهت دهید. اگر اکنون در جایگاهی که روزی انتظار داشتید، نیستید خود را مجازات نکنید. اگر به انگیزه یا تعیین اهداف نیاز دارید، بهتر است با یک فرد قابل اعتماد و یا یک مشاور مشورت کنید تا از این حس پوچی، رهایی یابید.
3- افسردگی و دیگر اختلالات روانی
احساس پوچی ممکن است نشانه ی ابتلا به یک بیماری جدی روانی مانند اضطراب، افسردگی یا اختلال دو قطبی باشد. تحمل زمان هایی که اضطراب ذهن و بدن را به خود درگیر می کند، دشوار است. بسیاری از افراد در این شرایط درگیر احساس پوچی می شوند. تسلیم نشدن برای غلبه بر این مشکل، بسیار مهم است. روش های زیادی مانند استفاده از داروهای تجویزی و مشاوره وجود دارد که می توانید برای تسکین علائم اضطراب یا افسردگی از آنها استفاده کنید.

بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، بجای غمگین بودن، با حس پوچی مواجه می شوند. در این زمان ممکن است از خود بپرسند که “چرا احساس پوچی می کنم؟”. گاهی اوقات احساس پوچی همراه با افسردگی، می تواند به دلایل مشخصی مانند مرگ عزیزان اتفاق بیفتد. اما ممکن است افراد دیگر به دلیل ابتلا به بیماری های روانی به حس پوچی گرفتار شوند و این احساس، دلیل مشخص دیگری نداشته باشد. صحبت با یک متخصص بهداشت روان می تواند شما را در مسیر درمان اضطراب یا افسردگی و از بین بردن احساس پوچی درونی قرار دهد.
4- اعتیاد به الکل و مواد مخدر
اعتیاد به الکل و مواد مخدر، یکی دیگر از دلایلی که ممکن است باعث بوجود آمدن حس پوچی شود. حس پوچی ممکن است منجر به سوء مصرف الکل یا مواد مخدر شود اما گاهی اوقات اعتیاد به الکل و مواد مخدر نیز می تواند موجب ایجاد این حس شود.
هنگامی که فردی با اختلالاتی مانند اعتیاد دست و پنجه نرم می کند، در واقع به دنبال این است که جاهای خالی و خلاء درونی خود را با مواد مخدر، پر کند. اختلال مصرف مواد مخدر، در درجه اول به دلیل فرار از حس پوچی ایجاد می شود. در این زمان فرد مواد مختلفی را استفاده می کند تا از این احساس آزاردهنده رهایی یابد.
21 روش تقویت روحیه در کمتر از یک ساعت
ممکن است احساس کنید که برای جبران حس پوچی، نیاز به نوشیدن الکل دارید. پس از آن با سوء مصرف الکل روبرو می شوید و هر چقدر هم که بنوشید، باز هم کافی نیست. اگرچه برخی افراد نوشیدن یک لیوان آبجو یا شراب را در مناسبت ها، چیز بدی نمی دانند اما رعایت اعتدال اهمیت زیادی دارد و نوشیدن مداوم، می تواند به مشکلات مختلفی منجر شود.
همین امر در مورد مواد مخدر نیز صدق می کند. افرادیکه در زندگی روزمره خود با احساس پوچی دست و پنجه نرم می کنند، ممکن است برای فرار از این حس، به مصرف مواد مخدر روی بیاورند غافل از اینکه، با اینکار وضعیت آنها وخیم تر و بدتر می شود. روی آوردن به مواد مخدر، موجب اعتیاد و تشدید حس پوچی می شود. اگر شما هم با این مشکل مواجه هستید، به یک مشاور یا مرکز ترک اعتیاد مراجعه کنید.
5- استفاده بیش از حد از رسانه ها
گشت و گذار در اینترنت و تماشای فیلم های مختلف، کار بدی نیست اما برخی افراد برای فرار از حس پوچی، در اینکار زیاده روی می کنند. اینکار موجب از دست دادن انگیزه و اختلال در خواب می شود. اعتیاد به رسانه ها موجب می شود که در مواقع عدم دسترسی به آنها، احساس اضطراب، افسردگی یا احساسات منفی دیگری را تجربه کنید. اگر شما هم با چنین مشکلی روبرو هستید، یک درمانگر خوب پیدا کنید و از او کمک بخواهید.
15 نکته ی بسیار موثر برای داشتن یک زندگی شاد
6- استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی
استفاده از شبکه های اجتماعی، به شرط رعایت اعتدال، چیز بدی نیست چون به شما امکان می دهد با دنیا ارتباط برقرار کنید و با همه ی دوستان و آشنایان خود در سراسر جهان صحبت کنید. اما برخی افراد با استفاده بیش از حد، خود را در معرض خطرات مختلفی قرار می دهند.
شبکه های اجتماعی از راه های زیر، موجب ایجاد احساس پوچی می شوند:

موجب ایجاد ترس از دست دادن فرصت ها یا فومو می شود. اختلال فومو به این معناست که شما احساس می کنید میتوانستید در حال حاضر از چیز های بهتری برخوردار باشید و یک چیز مهم و اساسی را که دیگران در حال تجربه ی آن هستند، از دست داده اید. رسانه های اجتماعی موجب ایجاد و تسریع پدیده ی فومو شده اند چون باعث می شوند که افراد، باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه کنند و احساس کنند که دوستان شان زندگی و عملکرد بهتری نسبت به آنها دارند و یا به اوقات خوش دیگران حسادت کنند. همه ی اینها موجب ایجاد حس پوچی در فرد می شوند.
شبکه های اجتماعی می توانند منبع احساسات منفی باشند. همه ی ما در حال مشاهده ی رنج ها و سختی های مردم در برخی نقاط جهان هستیم و اخبار مختلف را از رسانه ها یا مردم دریافت می کنیم. اگرچه همگام شدن با دنیا چیز خوبی است اما دیدن اخبار منفی به طور دائم، می تواند موجب ایجاد حس پوچی، بی انگیزگی یا بی علاقگی شود.
موجب دور شدن فرد از دوستان و دنیای واقعی می شود. صحبت با مردم بصورت آنلاین چیز خوبی است و به شما حس معنا می بخشد اما اگر دوستان شما محدود به فضای مجازی و آنلاین باشد، ممکن است با احساس پوچی زیادی روبرو شوید.
شبکه های اجتماعی می توانند اعتیاد آور باشند. کاربران گوناگون شبکه های اجتماعی در رده های سنی، تحصیلی و فرهنگی مختلف، محتواهای متنوعی را تولید و یا بازنشر می کنند. تولید محتواهای جذاب و متنوع، موجب استفاده و وابستگی به رسانه های اجتماعی می شود و بر سلامت روان افراد، تاثیر منفی می گذارد. تأثیرات شبکه هاب اجتماعی همچنان باید مورد مطالعه قرار بگیرد زیرا می تواند کاملا اعتیاد آور باشد و احساس پوچی را بیشتر و بیشتر کند.

7- اختلال شخصیت مرزی
اختلال شخصیت مرزی یا BPD شامل احساسات و عواطف ناپایدار عاطفی و رفتاری ست که موجب ایجاد احساس پوچی در فرد می شود و تنظیم آن بسیار دشوار است.
اکثر افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، احساس پوچی مداومی دارند که همیشه همراه آنهاست. برخی از این افراد از مردم فاصله می گیرند و مثل یک موجود تهی، هیچ احساسی ندارند.
8- مرگ یک عزیز
غم و اندوه می تواند احساس پوچی زیادی در انسان ایجاد کند. مرگ عزیزان با غم و اندوه فراوانی همراه است و همین امر باعث ایجاد حس تهی بودن می شود.
در این زمان فرد با از دست دادن عزیز خود، احساس بی معنایی می کند. ابراز غم و اندوه و تخلیه ی احساسات درونی، می تواند کمک زیادی به رهایی از این وضعیت کند اما هنگامی که این احساسات از حد فراتر می روند و طاقت فرسا می شوند، مراجعه به یک روانپزشک، گزینه ی بهتری خواهد بود.
9- احساس بی هدفی
بی هدفی، دلیل دیگری ست که موجب ایجاد حس پوچی می شود.
احساس پوچی در زمان های گیر افتادن در یک وضعیت دشوار یا رسیدن به بن بست، بسیار رایج و طبیعی ست و پس از مدتی از بین می روند. اما اگر حس تهی بودن همچنان ادامه پیدا کند، وضعیت طور دیگری خواهد بود.
هدف انسان ها در زندگی متفاوت است. مثلا هدف برخی از افراد، فراهم کردن یک زندگی عالی برای فرزندان، تربیت صحیح و کمک به آنها برای رسیدن به آرزوهایشان است. اما هدف افراد دیگر از زندگی، رسیدن به کمال و درجات معنوی است. بنابراین هدف انسان هر چه باشد مهم نیست، مهم این است که انسان برای رهایی از حس تهی بودن، هدف هایی در زندگی داشته باشد و برای رسیدن به آنها تلاش کند.
11 راهکار ساده برای اینکه احساس تنهایی نکنیم
برخی افراد در این جهان بزرگ، به دنبال غایت و هدف آفرینش کائنات هستند و دائما از خود می پرسند “معنای زندگی چیست؟ آیا همه چیز بیهوده است؟”. این افراد به حدی درگیر پیدا کردن جواب سوالات می شوند که در نهایت به پوچی میرسند. در این زمان بهترین راه برای رهایی از حس تهی بودن، مراجعه به یک متخصص است. شاید مشاورین نتوانند جواب این سوال ها را بدهند اما می توانند به رهایی از حس پوچی به افراد کمک کنند. 100 هدف که قبل از مرگ باید به آنها برسید در اینجا
10- اختلالات خوردن
اختلالات خوردن براساس آشفتگی شدید در رفتار خوردن ایجاد می شود و شامل بی اشتهایی یا پرخوری عصبی می باشد. اما این اختلال، چگونه باعث رسیدن به حس پوچی می شود؟ افرادی که از بدن و ظاهر خود راضی نیستند، به اختلالات خوردن روی می آورند و می خواهند که با پرخوری یا کم خوری، به اندام ایدآل خود برسند. نتیجه ی اینکار، رسیدن به پوچی است.
دیسمورفی یا اختلال بدشکلی بدن، یک بیماری روانی مزمن است. افرادیکه به این اختلال مبتلا هستند، دایما در حال فکر کردن در مورد نقص های جزئی یا خیالی ظاهر خود هستند. این بیماری می تواند موجب ایجاد حس پوچی یا تشدید آن شود.

11- مشکلات مربوط به دوستان، روابط، یا خانواده
گاهی اوقات با افراد اطراف خود مشکل دارید یا از مشکلاتی که عزیزان و نزدیکان تان دارند، ناراحت هستید. یا ممکن است دوست خود را به هر دلیلی از دست بدهید و یا در روابط خود، با مشکل مواجه شوید. هر کدام از این عوامل، می توانند به احساس پوچی منجر شوند.
شاید شما از صحبت کردن با همسرتان امتناع می ورزید و همین امر، موجب دور شدن شما از یکدیگر و ایجاد حس پوچی شود.
در این زمان، یک درمانگر ازدواج و خانواده می تواند به شما کمک کند. کمک گرفتن از یک متخصصی که می تواند با اعضای خانواده و دوستانی که از دست داده اید، ارتباط برقرار کند، یکی از روش های درمانی موثر است. همچنین اگر در رابطه ی خود با مشکل مواجه شده اید، می توانید با یک درمانگر صحبت کنید تا به شما و شریک زندگی تان کمک کند و راه حل هایی برای حل مشکلات، پیش رویتان قرار دهد.
12- دیگر بیماری ها و مشکلات بهداشت روان
دیگر دلایل پزشکی نیز می توانند منجر به پوچی شوند. به عنوان مثال یکی از عوارض جانبی داروهای ضد افسردگی، ایجاد احساس پوچی ست که افراد افسرده با آن مواجه می شوند. نتایج یک مطالعه ای که در سال 2014 انجام شد، نشان داد که 60 درصد افرادی که از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنند، با احساس پوچی مواجه می شوند.
حال که با دلایل ایجاد حس پوچی آشنا شدید، بهتر است راه های برطرف کردن آن را هم بدانید.
یک داروی موثر: کاربرد سرترالین، روش مصرف، عوارض جانبی و نکات دیگر
چگونه با احساس پوچی مبارزه کنیم؟
درک احساسات و معنای زندگی بسیار مهم است و اغلب افراد برای یافتن معنای زندگی تلاش می‌ کنند. گاهی اوقات درک این احساسات و پی بردن به اینکه برای چه زندگی می‌ کنیم مشکل است و ممکن است برای پر کردن این خلاء به جایگزین‌ هایی ناسالمی متوسل شویم که اگرچه به طور موقتی جای خالی و خلاء درونی ما را پر می ‌کنند اما مشکل را برطرف نمی ‌کنند.
روی آوردن به روابط متنوع عاطفی و جنسی، پرخوری کردن، مصرف مواد مخدر یا الکل، درگیر شدن در فضای مجازی و شبکه‌ های اجتماعی، نمونه ای از این انتخاب‌ های ناسالم است که نه تنها به زندگی معنا نمی دهند بلکه پس از مدتی به مشکلی مضاعف تبدیل می شوند و احساس پوچی فرد را تشدید و مزمن می ‌کنند. بنابراین به جای نادیده‌ گرفتن احساسات خود می توانید از ترفندها و نکات ارایه شده در این قسمت استفاده کنید.
1- افکار و احساسات خود را روی کاغذ بنویسید
نوشتن احساسات و افکار، می تواند به شما کمک کند ریشه ی حس پوچی خود را پیدا کنید. شروع به نوشتن اتفاقاتی کنید که در طول روز برایتان اتفاق افتاده است. پس از نوشتن هر رویداد، آنها را ارزیابی کنید.
با ارزیابی هر موقعیت می توانید مثبت یا منفی بودن آنها را تعیین کنید و از خود بپرسید که باید چه احساسی داشته باشید یا چه واکنشی نشان دهید. نوشتن احساسات می تواند به شما کمک کند تا آگاهی خود را افزایش دهید و با پیدا کردن ریشه ی پوچی، آن را برطرف نمایید.
2- با مشخص کردن اهداف، به زندگی خود معنا ببخشید
یک نکته ی مهم برای جان بخشیدن به زندگی و یافتن معنا، تعیین اهداف است. برخی از ما در بسیاری از اوقات احساس سردرگمی می کنیم چون هیچ معنا و هدفی نداریم. بدون برنامه، قادر به هیچ کاری نیستیم و بنابراین حس پوچی به سراغ مان می آید. گاهی اوقات ارزیابی یا مرور مجدد اهداف گذشته هم می تواند به ایجاد حس امید در زندگی کمک زیادی کند.
در بعضی مواقع تغییر اهداف هم می تواند موجب ایجاد حس پوچی شود به عبارت دیگر، چیزی که شما در گذشته به دنبال آن بوده اید، خواسته ی فعلی شما نیست و همین امر موجب نارضایتی از زندگی می شود. ممکن است دلیل دیگر این باشد که شما هرگز به طور جدی درباره چیزهایی که می خواهید انجام دهید فکر نکرده اید. اکنون وقت آن است که بنشینید و لیستی از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود تهیه کنید. نوشتن اهداف روی کاغذ، باعث می شود که احساس هدفمندی کنید.
این لیست را با عزیزان تان نیز در میان بگذارید. با آنها در مورد اهداف خود صحبت کنید و کارهایی که در آینده قصد انجام آن را دارید را با آنها درمیان بگذارید. با اینکار می توانید از حمایت دیگران نیز بهره مند شوید. داشتن افرادیکه به شما در راه رسیدن به اهداف کمک می کنند، می تواند بسیار موثر و مفید باشد. اهداف خود را در زندگی به این شکل تعیین کنید
3- احساسات خود را درک کنید و آنها را بپذیرید
بسیاری از افرادی که از پوچی رنج می برند سعی می کنند احساسات خود را پنهان یا سرکوب کنند. پس از مدتی به جایی می رسند که احساساتشان طاقت فرسا می گردد و باعث اضطراب آنها می شود. اولین کاری که پس از تأیید پوچی خود باید انجام دهید این است که با احساسات تان ارتباط برقرار کنید. به خودتان اجازه دهید دوباره همه چیز را احساس کنید. احساسات شما ممکن است در ابتدا از راه های نامناسبی مانند ناراحتی و عصبانیت ابراز شود اما به یاد داشته باشید که هیچ احساسی اشتباه یا بد نیست، به شرطی که به تلاش خود برای شناختن و رشد آنها ادامه دهید.
اگر احساس پوچی به تازگی گریبان تان را گرفته است، به احساساتی که در گذشته داشته اید، فکر کنید. سعی کنید بجای تصمیم گیری های احساسی، از طریق عقل و منطق عمل کنید. به این فکر کنید که آیا شغل خوبی دارید؟ آیا زمان کافی را با خانواده یا دوستان تان می گذرانید؟ آیا اتفاقی افتاده است که بخواهید آن را فراموش کنید؟ بنابراین وقت آن است که به جنبه های مختلف زندگی خود نگاهی بیندازید و تعیین کنید که آیا آنها احساسات مثبت بهمراه دارند یا منفی.
بهترین روشهای کنترل صددرصدی استرس
4- به انجام فعالیت های مورد علاقه تان بپردازید
شاید در حال حاضر به انجام فعالیت هایی که در گذشته از آنها لذت می بردید، علاقه ای نداشته باشید اما باید به هر طریقی دوباره به سراغ آنها بروید. اینکار راهی برای خودمراقبتی است و موجب رهایی از احساس پوچی می شود. به احساس خود هنگام انجام این کارها توجه کنید. ممکن است بتوانید مقداری از لذت یا آرامشی که در گذشته داشته اید را مجددا احساس کنید یا دریابید که زمان آن رسیده است که این فعالیت را با چیز دیگری جایگزین کنید. انجام کارهای مورد علاقه، موجب می شود که با احساسات تان ارتباط برقرار کنید و حس عشق به خود را تجربه نمایید.
5- برای دریافت درمان های بیشتر، به مرکز درمانی مراجعه کنید
کسانی که وقت و انرژی لازم برای معاشرت و تعامل ندارند و یا استفاده از راه های درمانی دیگر برای آنها امکانپذیر نیست، می توانند به مراکز درمانی مراجعه کنند. دلایل زیادی برای احساس پوچی وجود دارد اما اگر احساس پوچی آنقدر زیاد باشد که به سلامت روان شما آسیب برساند یا منجر به بیماری های روانی شود، توصیه می شود که به یک مرکز درمانی مراجعه کنید.
انواع مختلفی از درمان وجود دارد که می توانید انتخاب کنید. اگر هرگونه اختلال در مصرف مواد دارید، یک درمانگر می تواند به شما در مدیریت آن بیماری روانی و موارد دیگر کمک کند.
یک روانپزشک می تواند وضعیت سلامت روانی افراد را مورد بررسی قرار دهد. به عنوان مثال روانپزشک ممکن است با گرفتن تست شخصیت، بینشی در مورد نحوه رفتار و نگاه شما به مفهوم پوچی ایجاد کند. آزمون شخصیت شناسی معمولاً با پاسخ دادن به سوالات مختلف، انجام می شود.

6- مردم گریز نباشید و با نزدیکان تان ارتباط برقرار کنید
ممکن است برای معاشرت با دوستان یا خانواده خود آماده نباشید اما اگر به یک میهمانی یا دورهمی دعوت شدید، حتما آن را بپذیرید. انزوا و گوشه گیری موجب تشدید احساس پوچی و تهی بودن می شود. اگر از همه فاصله بگیرید، هیچکس نمی تواند به شما کمک کند. بنابراین اگر بیشتر وقت خود را در خانه سپری می کنید، سعی کنید به جمع خانواده و دوستان خود وارد شوید.
لازم نیست با کسی تعامل داشته باشید. فقط سعی کنید خود را برای هر منظوری مانند تماشای فیلم یا رفتن به کافی شاپ، در میان جمعیت قرار دهید. وقتی عادت کردید دوباره در کنار مردم باشید، سعی کنید با یک دوست مورد اعتماد یا اعضای خانواده صحبت کنید. با شخصی که به او اعتماد دارید رفت و آمد کنید و به او بگویید که احساس پوچی می کنید. صحبت کردن با یک فرد قابل اعتماد، می تواند به شما کمک کند تا احساسات تان را تخلیه کنید. اگر فهمیدید که این به رفع احساس پوچی شما کمکی نمی کند، با یک متخصص صحبت کنید.
5 روش درمان افسردگی ناشی از تنهایی (و عوارض خطرناک تنهایی)
حرف آخر…
هر زمان که احساس پوچی و بی ارزشی کردید، لیست اهداف خود را بنویسید. تعیین اهداف به شما کمک می کند که زندگی هدفمندی داشته باشید. اگر در راه رسیدن به اهداف تان مشکل دارید یا احساس گیر افتادن می کنید، به دنبال دریافت کمک از دیگران باشید و از اینکار خجالت نکشید.
استفاده از افراد متخصص و مشاوران کارآزموده، می تواند کمک زیادی به شما بکند. مطالعات نشان می دهد که استفاده از خدمات پزشکی می تواند علائم افسردگی را تا 70 درصد کاهش دهد.

احساس گرسنگی

چرا احساس سیری نمی کنیم؟ 3 راهکار موثر

چرا احساس سیری نمی کنیم؟ 3 راهکار موثر
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image.jpeg

آیا شما هم جزء آن دسته از افرادی هستید که پس از غذا خوردن، همچنان احساس گرسنگی می کنند؟ اگر اینطور است، این مطلب را از دست ندهید. در این مطلب با ترفندها و نکاتی آشنا می شوید که موجب رفع اشتها و گرسنگی شما بعد از غذا خوردن می شود. اما قبل از آن بهتر است با اهمیت سیر شدن و دلایل احساس گرسنگی پس از خوردن غذا آشنا شوید.
سیری چیست و چرا مهم است؟
سیر شدن زمانی اتفاق می ‌افتد که به دلیل غذا خوردن، انرژی لازم بدن تامین می شود و معده، پیام توقف غذا خوردن را از طریق عصب‌ ها به مغز می‌ دهد. اما سیر شدن چه اهمیتی دارد و چگونه بر سلامتی ما تاثیر می گذارد؟
140 عادت بدی که باید آنها را ترک کنیم (مگا لیست)
اهمیت سیر شدن

سیر شدن به ما کمک می کند تا وزن متعادلی داشته باشیم زیرا احتمال پرخوری را کاهش می دهد.
اگر احساس سیری کنیم، کمتر به سمت تنقلات ناسالم خواهیم رفت و به این ترتیب تغذیه ی سالم تری خواهیم داشت.
سیر شدن و لذت بردن از وعده های غذایی متعادل، راهی عالی برای تغذیه ی بدن و متعادل سازی رژیم غذایی است.

بنابراین سیر نشدن علاوه بر اینکه احساس ناخوشایندی در ما ایجاد می کند، برای سلامتی کلی هم مضر است. اما دلیل سیر نشدن چیست؟
چه دلایلی موجب می شود که بعد از غذا خوردن، همچنان احساس گرسنگی کنیم؟
سبک زندگی و برخی عادات و رفتارهای غلط، می تواند علت سیر نشدن شما پس از غذا خوردن باشد. برخی از این موارد عبارتنداز:

حواس پرتی هنگام غذا خوردن. تحقیقات نشان می دهد افرادی که در زمان غذا خوردن، هیچگونه توجه ذهنی ندارند، کمتر احساس سیری می کنند و بیشتر در طول روز غذا می خورند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، سعی کنید تمرینات ذهن آگاهی (حضور در لحظه) را انجام دهید تا سیگنال های بدن خود را بهتر درک کنید.
سریع غذا خوردن. تحقیقات نشان می دهد که تمرکز و جویدن غذا، با احساس سیری رابطه ی مستقیمی دارد. افرادیکه تند غذا می خورند نسبت به آنهایی که به آرامی غذا می خورند، کمتر احساس سیری می کنند. اگر شما هم سریع غذا می خورید، سعی کنید غذا را کامل بجوید تا احساس گرسنگی تان بطور کامل برطرف شود.
استرس. استرس موجب بالا رفتن سطح هورمون کورتیزول می شود. کورتیزول احساس گرسنگی و ولع غذا خوردن را بالا می برد. اگر بیشتر مواقع استرس دارید، سعی کنید یوگا یا مراقبه را در برنامه هفتگی خود بگنجانید.
زیاد ورزش کردن. افرادی که زیاد ورزش می کنند، اشتهای زیادتر و متابولیسم سریعتری دارند. اگر زیاد ورزش می کنید، احتمالا برای تأمین سوخت و انرژی لازم برای ورزش، به مصرف غذای بیشتری نیاز خواهید داشت.
کمبود خواب. خواب کافی برای تنظیم هورمون هایی مانند گرلین (هورمون پپتیدی معده) ضروری است. سطح این هورمون در افرادیکه کمبود خواب دارند، بیشتر است. برای داشتن خواب کافی سعی کنید برنامه ی خواب خود را تنظیم کنید یا از قرار گرفتن در معرض نورهای آبی مانند موبایل یا لپ تاپ در شب، اجتناب کنید. (نورهای آبی مصنوعی موجب کاهش میزان ملاتونین و در نتیجه کاهش کیفیت و کمیت خواب می شوند.)
به اندازه ی کافی غذا نخوردن. در بعضی شرایط ممکن است بعد از غذا خوردن احساس گرسنگی کنید و دلیل آن فقط این باشد که در طول روز به اندازه کافی غذا نخورده اید.
بالا رفتن سطح قند خون و مقاومت به انسولین. افزایش قند خون و مقاومت به انسولین می تواند میزان گرسنگی شما را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. با چکاپ ها و معاینات دوره ای، از نرمال بودن سطح قند خون خود اطمینان حاصل نمایید.
داشتن رژیم غذایی نامتعادل. احساس گرسنگی می تواند پس از مصرف وعده های غذایی سنگین بر پایه کربوهیدرات و فاقد پروتئین یا چربی های سالم رخ دهد. بنابراین با متعادل کردن رژیم غذایی و دوری از خوراکی هایی که سیری کاذب ایجاد می کنند، به رفع گرسنگی خود کمک کنید.

حال که به دلایل سیر نشدن پس از غذا خوردن پی بردید، بهتر است راهکارهای برطرف کردن آن را هم بدانید. در این قسمت 3 نکته ی بسیار موثر برای رفع گرسنگی آورده شده است که می توانید به راحتی از آنها استفاده کنید.
چطور از شر چیزی که در ذهنمان است خلاص شویم؟ (24 ترفند)
چطور می توانیم مشکل سیر نشدن مان را برطرف کنیم؟
سوال بسیاری از افراد این است که چطور می توانیم بعد از غذا خوردن احساس گرسنگی خود را برطرف کنیم و تا زمان وعده ی غذایی بعدی، کاملا سیر بمانیم؟
در اینجا سه ​​نکته برای سیر شدن آورده شده است که ممکن است طرز تفکر شما درباره تغذیه سالم را هم تغییر دهد.
نکته ی شماره 1: رژیم غذایی متعادلی داشته باشید
متعادل کردن رژیم غذایی، برای رفع گرسنگی بسیار مهم است. البته داشتن رژیم غذایی متعادل علاوه بر احساس سیری، جهت برآورده کردن نیازهای غذایی لازم برای رشد و پرورش و تغذیه بدن هم لازم است.
به عنوان یک قانون کلی، رژیم غذایی متعادل رژیمی ست که حاوی چربی های سالم، پروتئین ها و کربوهیدرات های پیچیده باشد.
در این قسمت توضیحات لازم برای هر یک از موارد فوق آورده شده است و مثال هایی برای آنها ذکر شده است.
پروتئین
پروتئین علاوه بر عضله سازی، وظایف مهم دیگری هم در بدن دارد. تحقیقات نشان می دهد که پروتئین بسیار سیر کننده است و بنابراین گنجاندن آن در رژیم غذایی، کمک زیادی به رفع گرسنگی می کند.
در اینجا برخی از غذاهای غنی از پروتئین آورده شده است که می توانید به رژیم غذایی خود اضافه کنید:

مرغ
بوقلمون
ماهی سالمون
تخم مرغ
لوبیا / عدس
تمپه (یکی از فرآورده های سنتی سویا)

چربی
چربی‌ ها برای ادامه حیات انسان لازم و ضروری هستند چون در عملکردهای حیاتی بدن نقش مهمی دارند. پس بجای حذف چربی ها، بهتر است انتخاب درستی داشته باشید و از انواع چربی های سالم و مغذی استفاده کنید. چربی ها بخش مهمی از یک رژیم غذایی متعادل و مغذی هستند و نقش مهمی در سیر شدن ما دارند.
برخی از منابع غذایی سالم چربی ها، عبارتنداز:

آجیل و دانه ها
کره آجیل
ماهی های چرب
آووکادوها
زیتون و روغن زیتون

کربوهیدرات های پیچیده
هنگام انتخاب کربوهیدرات ها، باید هوشمندانه عمل کنید. بهتر است از کربوهیدرات های پیچیده ای که حاوی فیبر هستند و ارزش غذایی بالایی دارند، استفاده کنید (فیبر = سیر کننده!). از مصرف کربوهیدرات های تصفیه شده، فرآوری شده و شیرین (مانند ماکارونی، نان سفید، شیرینی) که موجب بالا رفتن سطح قند خون و ایجاد سیری کاذب می شوند، اجتناب کنید.
نمونه هایی از کربوهیدارت های سالم عبارتنداز:

کوینو
جو دوسر
سیب زمینی شیرین
سبزیجات صلیبی (کلم بروکلی، گل کلم)
عدس
لوبیا

21 راهکار صبح زود بیدار شدن با وجود نفرت از صبح
نکته ی شماره 2: غذا خوردن ذهن آگاهانه را امتحان کنید
بیشتر انسان ها در دنیای امروزی، سبک زندگی پرتنش و شلوغی دارند و غذا خوردنی که بیشتر از 10 دقیقه طول می کشد، برای اکثر افراد بی مفهوم است. زندگی پرمشغله موجب استرس، حواس پرتی در زمان غذا خوردن و سریع غذا خوردن می شود و همین عوامل موجب عدم احساس سیری می شود. برای رفع این مشکل می توانید تکنیک خوردن ذهن آگاهانه (Mindful eating) را امتحان کنید.
خوردن ذهن آگاهانه یک ابزار فوق العاده با ارزش برای سیر شدن است. منظور از غذا خوردن ذهن آگاهانه این است که به آنچه می خوریم توجه کنیم. این تکنیک شامل توجه به غذا، آهسته جویدن و دوری از اضطراب بعد از غذا خوردن است. شما باید در زمان هایی از روز غذا بخورید که از تنش های کاری و خانوادگی به دور باشید و تمام تمرکز خود را به زمان حال معطوف کنید. به این ترتیب ذهن و بدن شما از غذا خوردن لذت می برد.

احساس سیری بعد از غذا یک مولفه ی ذهنی و جسمی دارد که از رضایت واقعی نشستن و لذت بردن از غذا ناشی می شود.
بنابراین بدون هیچ گونه حواس پرتی غذا بخورید و موبایل و اینستاگرام را برای لحظه ای کنار بگذارید. فقط روی غذا تمرکز کنید و به این ترتیب، آرامش بخش ترین اوقات روز خود را در زمان غذا خوردن تجربه کنید.
بهترین زمان برای ورزش لاغری و چربی سوزی چه زمانی است؟
نکته ی شماره 3: آهسته غذا بخورید
در کنار تکنیک های خوردن ذهن آگاهانه، سعی کنید غذای خود را کامل بجوید و آهسته غذا بخورید. شاید تابحال به این نکته توجه نکرده باشید اما در زمانی که با آگاهی کامل ذهنی و تمرکز غذا می خورید، متوجه سریع غذا خوردن خود خواهید شد.
مطالعات علمی نشان داده است که انسان زمانی احساس سیری می کند که مغز فرمان سیری را از هورمون های گوارشی دریافت کند. بنابراین با آهسته غذا خوردن، مغز سریعتر سیگنال های سیری را دریافت می کند و احساس گرسنگی شما برطرف می شود. این درحالیست که سریع غذا خوردن فرآیند سیگنال های طبیعی بدن که شامل هورمون ها و ارتباط بین شکم و مغز است را مختل می کند.
حرف آخر…
سوخت رسانی به بدن با غذاهای مفید و سرشار از مواد مغذی، اولین قدم برای رفع گرسنگی و احساس سیری است. علاوه بر این، باید به نحوه ی غذا خوردن خود نیز توجه کنید.
اگر شما هم جزء آن دسته افرادی هستید که بعد از غذا خوردن احساس سیری نمی کنید، از نکات ذکر شده در این مطلب استفاده کنید. بدون شک نکات فوق، تاثیر زیادی در سبک غذا خوردن و احساس سیری پس از آن دارد و به حل مشکل شما کمک می کند.
20 نکته روانشناسی که در 99 درصد شرایط زندگی واقعی هستند!
منبع 1 منبع 2

11 دلیل احساس پوچی و 13 راه حل موثر


احساس پوچی و ناامیدی کاملا خلاف احساسات خوبیست که یک فرد باید داشته باشد. این احساس، درست مثل یک سیاه چاله در قفسه سینه شما جا خوش می کند و هر احساس خوبی را به درون خودش می بلعد.
احساس پوچی و ناامیدی، علایق، آرزوها، احساسات خوب و رویاهای شما را کمرنگ می کند و حتی ممکن است از یک احساس منفی معمولی هم فراتر برود و مخرب تر باشد. این احساس می تواند خیلی راحت غم و اندوه را به درون شما منتقل کند و باعث شود که نتوانید احساس مثبتی داشته باشید.
7 روش تعیین هدف در زندگی (و رسیدن به آن)
وقتی احساس پوچی می کنید، همه چیز به نظرتان کسل کننده و بی معنی می آید یا نمی توانید هیچ احساس قوی مثبتی در خودتان ایجاد کنید. به طور کلی انسان موجودیست که تمایل به نشاط و انرژی دارد و نبود انرژی و نشاط کافی می تواند احساس خیلی بدی به او بدهد.
اگر تا به حال احساس پوچی را تجربه نکرده اید یا نمی دانید که این احساس چگونه است، می توان گفت پوچی شرایطیست که در آن شما به هیچ چیزی احساس خاصی ندارید در حالیکه در حالت عادی نباید اینطور باشد.
افراد مختلف به شیوه های مختلفی با احساس پوچی مقابله می کنند و خیلی از این روش ها سالم و درست نیستند. بعضی ها سعی می کنند این چاله را با رابطه جنسی، پول، مصرف گرایی، بازی های ویدیویی، حواس پرتی، مواد مخدر، الکل و در موارد شدیدتر خودزنی و حتی خودکشی پر کنند.
با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!
ولی نیازی به این کارها نیست. احساس پوچی در واقع علامتیست که یک مشکل بزرگتر را نشان می دهد و ممکن است خود فرد متوجه این مشکل نشود. این مشکل همیشه هم یک بیماری روحی و روانی نیست. شرایط و مشکلات زیادی وجود دارند که باعث می شوند یک نفر احساس پوچی را تجربه کند.

علت احساس خلأ و پوچی حکم می کند که چه نوع اقداماتی می تواند به کاهش این احساس کمک کند. ما در این مطلب برخی از دلایل رایج احساس پوچی و بهترین راه حل های پیشنهادی برای برطرف کردن این احساس را در اختیارتان می گذاریم.
برطرف کردن احساس پوچی به تنهایی و بدون کمک مشکل است. این مشکل در اغلب موارد باید با کمک متخصص روانشناس و یا یک مشاور حل شود؛ مخصوصا اگر فرد دچار نوعی بیماری روانی باشد باعث بروز چنین احساسی در او بشود. پس یادتان باشد از کمک گرفتن نترسید؛ مخصوصا اگر مدت خیلی زیادیست که دچار احساس پوچی هستید.
چه چیزی باعث احساس پوچی می شود؟
1- بی هدفی
خیلی ها در این دنیا زندگی می کنند که هدف خاصی برای زندگی ندارند. ممکن است بارها از خودتان پرسیده باشید: باید با زندگی چه کار کنم؟ زندگی چه معنایی دارد؟ باید با خودم چکار کنم؟ ترس از وجودی که هدفی برای زندگی ندارد باعث دامن زدن به احساس پوچی می شود چون ما احساس می کنیم چیزی که باید داشته باشیم را از دست داده ایم و زندگی مان خالی است.
برخی ها برای خلاصی از احساس بی هدفی، سعی می کنند اقدامات مفیدی انجام بدهند. انجام کارهای داوطلبانه یا شرکت در فعالیت هایی که به وسیله آنها به دیگران کمک شود نمونه هایی از این اقدامات مفید است.
معرفی و دانلود 10 تااز بهترین پادکست های انگیزشی
پیدا کردن هدف می تواند برایتان سرگرم کننده هم باشد. این را هم یادتان باشد که منظور ما از تعیین هدف، در نظر گرفتن اهداف خیلی بزرگ یا سرنوشت ساز نیست. شما می توانید موارد خیلی ساده و کوچکی را به عنوان یک هدف کوتاه مدت برای خودتان تعیین کنید و در مسیر رسیدن به آن قدم بردارید.
مثلا کاری را انجام بدهید تا قبل از آن آمادگی اش را نداشتید یا از آن می ترسیدید. اگر به رشته یا زمینه شغلی خاصی علاقه دارید دنبالش بروید و آن را پیگیری کنید. اگر آمادگی اش را دارید بچه دار شوید یا حتی یک هدف ساده مثل کاهش وزن یا ورزش کردن برای خودتان تعیین کنید. به علاقمندی هایتان فکر کنید و در همان راستا برای خودتان یک هدف خوب تعیین کنید.
2- غم و اندوه ناشی از مرگ یک عزیز
احساس غم و اندوه، یک واکنش عاطفی طبیعی نسبت به مرگ عزیزانمان است. گاهی اوقات برای از دست دادن کسی که دوستش داریم از قبل آمادگی ذهنی و روحی پیدا می کنیم و می توانیم با آن کنار بیایم؛ ولی مواقعی هم وجود دارد که عزیزی را به طور غیر منتظره از دست می دهیم. همیشه وقتی یک مرگ اتفاق می افتد، سیلی از عواطف و احساسات درون ما را فرا می گیرند؛ حتی اگر این سیل خیلی زود و فوری جریان پیدا نکند.
خیلی ها برای مقابله با این غم و اندوه از راهکارهای مختلف استفاده می کنند. “پنج مرحله برای گذر از غم” یکی از این روش هاست. چیزی که افراد درباره این مدل ها و روش ها اشتباه متوجه می شوند این است که تصور می کنند این روش ها باید خیلی زود و سریع اثر کنند، در حالیکه غیر ممکن است شما بتواند سیل احساسات و عواطف خودتان را خیلی زود مهار کنید.
هنگام ناراحتی چه کنیم؟ 24 ترفند رهایی از اندوه و غم
این مدل ها اکثرا باید به عنوان راهنمای کلی برای مقابله با احساس غم و اندوه در نظر گرفته شوند. در این روش ها مراحلی وجود دارد که ممکن است شما آنها را تجربه کنید یا نکنید. نکته مهم این است که خودتان را نباید با دیگران مقایسه کنید، چون هر کسی به شیوه خاص خودش درگیر غم و اندوه می شود.

خیلی از این روش ها درباره احساساتی مثل “بی حسی” یا “انکار” بعد از مرگ عزیزان صحبت می کنند. این احساسات می توانند دلیل احساس پوچی و خلا شما باشند. مرگ و از دست دادن یک عزیز تجربه بسیار سختیست. در چنین شرایطی غم و اندوه بر همه چیز غلبه می کنند و احساسات را از مسیر معمولی شان دور می کنند.
اندوه و سوگواری در مرگ یک عزیز از چیزی که به نظر می رسد پیچیده تر است. اگر به خاطر مرگ عزیزانتان دچار احساس پوچی شده اید بهتر است از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرید. روانشناس به شما کمک می کند تا احساس غم و اندوهتان را به شکل درستی تخلیه کنید.
3- سوء مصرف مواد مخدر و الکل
خیلی ها برای فراموش کردن غم و غصه ها یا کنار آمدن با مشکلات زندگی شان سراغ مواد مخدر و الکل می روند. مشروبات الکلی و مواد مخدر شاید بتوانند به شما آرامش بدهند اما این احساس آرامش موقتی است و دیر یا زود دچار عواقب استفاده از این موارد می شوید.
پر کردن احساس خلا و پوچی زندگی با مواد مخدر یا الکل منجر به اعتیاد، بدرفتاری با دیگران، از دست دادن شغل و تغییر شرایط زندگی تان می شود. علاوه بر این، سوء مصرف مواد مخدر باعث بروز بیماری های جسمی و روحی مختلفی هم می شود. به عنوان مثال مصرف الکل و مواد مخدر جرقه ای برای ابتلای شما به بیماری های کبدی ایجاد می کند.
چطور شادی را در خودمان پیدا کنیم؟
از طرف دیگر مشخص شده که مصرف الکل روی بیماران مبتلا به اختلالات خلقی مثل افسردگی و اختلال دو قطبی بسیار بیشتر و شدیدتر از افراد عادی تاثیر می گذارد. الکل روی ذهن این دسته افراد برعکس عمل می کند و باعث بی ثباتی روحی و شدیدتر شدن افسردگی شان می شود.
یکی از دلایلی که باعث می شود خیلی ها به مصرف مواد مخدر رو بیاورند احساس آرامش و تسکین ناشی از این مواد است؛ در حالی که مصرف طولانی مدت مواد مخدر نه تنها آرامش را از شما می گیرد بلکه موجب تشدید و بدتر شدن حالتان هم می شود.
4- استرس های طولانی مدت
انسان ها برای مقابله با استرس های طولانی مدت طراحی نشده اند. استرس باعث می شود بدن برای مقابله با شرایط استرس زای موجود هورمون های مختلفی تولید کند. این هورمون ها شاید استرس را برطرف کنند اما در طولانی مدت مشکلات بزرگتری ایجاد می کنند.
استرس های طولانی مدت باعث افسردگی، اضطراب و در بعضی موارد باعث بروز PTSD (اختلال اضطراب پس از سانحه) می شود. قربانیان آزار جسمی، جنسی، کودک آزاری و فقر ممکن است دچار اختلال PTSD بشوند. نتیجه چنین اختلالی این خواهد بود که فرد هیچ وقت از شرایطی که از جان سالم به در برده جدا نمی شود.
با تغییر شرایط زندگی تان می توانید جلوی استرس های طولانی مدت را بگیرید. ولی اگر این استرس ها زندگی تان را دچار مشکل کرده اند و به تنهایی نمی توانید از پس آنها بربیایید باید به روانشناس مراجعه کنید و از او کمک بگیرید.
5- خانواده، دوستان یا مشکلات مربوط به روابط
افراد دور و بر ما به شدت روی وضعیت روحی و روانی مان تاثیر می گذارند. روابط آشفته، احساس تنهایی یا ناراحتی ها و استرس هایی که گاهی عزیزانمان به ما می دهند می توانند به احساس پوچی مان دامن بزنند. وقتی کسی که دوستش دارید شما را ترک می کند یا تصمیم بدی می گیرد و باعث رنجش شما می شود، سلامت روانی تان به خطر می افتد.
روابط عاشقانه می تواند انواع و اقسام استرس های اضافی را به وجود آورد که هر کدامشان ممکن است احساس پوچی شما را تشدید کنند. ممکن است شریک زندگی تان مشکلی داشته باشد که آن را برطرف نمی کند یا با خانواده او رابطه خوبی نداشته باشید. همه اینها می توانند احساس پوچی را در شما تقویت کنند.

علاوه بر این روابطی که به پایانشان نزدیکند یا روابط شکست خورده هم با ایجاد احساس دلشکستگی می توانند به شما حس پوچی و خلا بدهند.
در برخی موارد ممکن است برای بهبود روابطتان با دیگران به کمک مشاور یا روانشناس نیاز داشته باشید. البته گاهی اوقات هم ماندن در چنین روابطی به نفع شما و سلامتی روحی تان نیست و باید خودتان را از چنین ارتباطاتی دور کنید.
6- استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی
در سال های اخیر، اثرات سوء شبکه های اجتماعی روی سلامت روح و روان افراد بیش از پیش قابل لمس و مشاهده است. شما در شبکه های اجتماعی مختلف به طور مداوم با اخبار منفی و ناخوشایند بمباران می شوید یا ظاهر زندگی دیگران را می بینید و خودتان را مدام با بقیه مقایسه می کنید. همین مساله باعث ایجاد احساس ناامنی گسترده، اختلالات شخصیتی، افسردگی، اضطراب و بسیاری از مسائل دیگر می شود.
شما وقتی وارد فضای مجازی می شوید ممکن است با زندگی های تجملی، شاد و خوش رنگ و لعاب دیگران روبرو شوید و پیش خودتان فکر کنید که چقدر زندگی شما بی ارزش است. از طرف دیگر، کمپانی های مالک رسانه های اجتماعی از سیستم پاداش دوپامین انسانی و ترس از دست دادن استفاده می کند تا شما همیشه در این شبکه ها فعال باشید.
چگونه ذهن خود را از افکار منفی/ مزاحم پاک کنیم؟
درست مثل هر چیز دیگری، از شبکه های اجتماعی هم باید در حد متوسط و متعادل استفاده کرد. استفاده بیش از حد از فضای مجازی برای سلامت روح و روان شما مناسب نیست و می تواند احساسات منفی مثل پوچی را تشدید کند.
7- بازی های ویدئویی افراطی و بیش از حد
دقیقا مثل شبکه های اجتماعی، استفاده بیش از حد از بازی های ویدئویی هم می تواند مشکل ساز باشد. سرگرم شدن افراطی با بازی های ویدئویی شما را از واقعیت و معاشرت با اطرافیانتان جدا و احساس پوچی را در شما تقویت می کند.
درست مثل شبکه های اجتماعی، طراحی بازی های ویدئویی هم به صورتیست که شما را وابسته و معتاد کند. شما خیلی راحت جذب یک بازی ویدئویی می شوید و تا به خودتان بیایید می بینید چندین ساعت است که مشغول بازی کردن هستید. این رفتار باعث می شود مسئولیت هایی که در زندگی واقعی دارید را نادیده بگیرید و کم کم احساس خلا و پوچی پیدا کنید.
مطمئنا این بازی ها راه بسیار خوبی برای سرگرم شدن هستند اما به هیچ وجه نباید بیش از حد استفاده شوند. نکته مهم این است که اگر برای فرار از واقعیات و مشکلات زندگی بازی می کنید به این روند اعتیاد پیدا کرده اید خیلی زود دچار عواقب آن می شوید. بعضی ها حتی موقع بازی کردن قمار هم می کنند و همین مساله باعث تشدید مشکلاتشان می شود.
بازی های ویدئویی در حد اعتدال هیچ مشکلی ایجاد نمی کنند، یادتان باشد که افراط و زیاده روی در هر کاری مسموم و ضربه زننده است.
8- تغییر و تحول های بزرگ زندگی
تغییر و تحولات زندگی استرس هایی با خود به همراه می آورد که کنار آمدن با آنها دشوار است. بعضی اوقات این تغییرات برنامه ریزی شده هستند اما گاهی اوقات هم غیرقابل پیش بینی اند و مثل از دست دادن شغل، پایان رابطه، تغییر محل زندگی یا اتفاقات جدید دیگر به ما تحمیل می شوند.
استرس و ناراحتی در هنگام عبور از چنین شرایطی طبیعی است؛ مخصوصا وقتی که مطمئن نیستید چه چیزی در آینده انتظارتان را می کشد. ماهیت طاقت فرسای این تغییرات می تواند باعث شود ذهنتان بخواهد که خاموش شود تا از بروز استرس و اضطراب جلوگیری کند. این مساله به نوبه خودش می تواند باعث بروز حس پوچی در شما بشود.
چگونه ذهن خود را از گذشته پاک کنیم؟ (12 ترفند)
بله، از دست دادن شغل واقعا اتفاق ناراحت کننده ایست؛ اما می توانید دنبال شغل جدیدی بگردید و چند جا مصاحبه بدهید. پایان یافتن روابط واقعا سخت و ناراحت کننده است؛ ولی دنیا به پایان نرسیده و همیشه این شانس وجود دارد که عشق بهتری را در شخص دیگری پیدا کنید.
این اتفاقات و تغییرات می گذرند و می روند و شما دوباره راهتان را پیدا خواهید کرد. گاهی اوقات با صبر کردن همه چیز بهتر می شود.
9- حسرت خوردن برای اهداف تحقق نیافته
هیچ چیز به اندازه احساس حسرت روی قلب آدمیزاد سنگینی نمی کند. هر کسی در زندگی اش حسرت هایی دارد؛ مثلا با خودش می گوید کاش فلان کار را انجام می دادم یا نمی دادم. گاهی اوقات این حسرت ها افکار ناراحت کننده ای را به ذهن می آورند که ممکن است به شما احساس پوچی بدهد.
زندگی کردن در گذشته، فکر کردن به اتفاقاتی که در گذشته افتاده اند و حسرت خوردن برای روزهایی که رفته اند باعث به وجود آمدن احساسات منفی مثل غم، حسرت، اندوه و پوچی می شود.
گذشت زمان لزوما همه زخم ها را التیام نمی بخشد و گاهی اوقات اگر خودمان راهی برای بهبود آنها پیدا نکنیم، گذشت زمان فقط این زخم ها را بدتر و بدتر می کند. اگر احساس می کنید نمی توانید از فکر گذشته بیرون بیایید و چیزی که اتفاق افتاده را فراموش کنید بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا بتوانید حال و آینده خوبی برای خودتان رقم بزنید.
10- غفلت از سلامتی معنوی
سلامتی معنوی به معنای دین دار یا مذهبی بودن نیست، بلکه عبارتیست که جامعه پزشکی ز آن برای توصیف جنبه های نامشهود روحی و عاطفی فرد استفاده می کنند. سلامتی معنوی شامل مواردی است که باعث می شود احساس شاد بودن، خوب بودن و کامل بودن داشته باشیم.
برخی ها برای رسیدن به آرامش و تسکین روحشان از ذکر گفتن یا عبادت کردن استفاده می کنند. علاوه بر این می توان با انجام کارهای خیرخواهانه، کمک به دیگران، رفتن به طبیعت، ایجاد روابط دوستانه و خیلی از موارد دیگر هم به چنین احساسات خوبی دست پیدا کرد.
ما زندگی پرمشغله ای داریم و همیشه کلی کار برای انجام دادن روی سرمان ریخته است. گاهی اوقات به ندرت وقت پیدا می کنیم که به آرامش و تسکین روحمان اختصاص بدهیم؛ اما یادتان باشد که غفلت از سلامتی معنوی می تواند احساس پوچی را در شما تقویت کند.
8 روش تغییر نگرش در زندگی [تبدیل نگرش منفی به مثبت]
11- مشکلات جسمی یا روحی
خیلی از بیماری های روحی مثل اختلالات خلقی، اختلال شخصیت مرزی، اختلالات خوردن، بدشکلی بدن ، اسکیزوفرنی و همینطور بیماری های جسمی می توانند روی ذهن و بدن ما را تحت تاثیر خودشان قرار بدهند. اگر مساله خاصی در زندگی تان وجود ندارد که باعث احساس پوچی تان شود بهتر است به پزشک مراجعه کنید. گاهی اوقات منشا احساس پوچی بیماری های جسمی هستند نه بیماری های روحی.
چطور می توانیم با احساس پوچی مقابله کنیم؟
همانطور که در این مطلب اشاره کردیم، خیلی از عواملی که باعث به وجود آمدن احساس پوچی می شوند مواردی هستند که در طولانی مدت بروز کرده اند و برای درمان به کمک حرفه ای و تخصصی نیاز دارند. با این حال می توانید خودتان هم با اعمال تغییراتی در زندگی تان، از احساس پوچی و خلا بکاهید.
ما در اینجا روش هایی را پیشنهاد می کنیم که قبل از دریافت کمک حرفه ای یا مراجعه به مشاور و روانشناس می توانید از آنها استفاده کنید:
1- از حمایت دوستان و خانواده تان برخوردار شوید
اگر دچار احساس پوچی شده اید بهتر است با دوستان یا اعضای خانواده تان در این خصوص صحبت کنید. اگر هم انقدر خوش شانس نیستید که از حمایت دوستان یا اعضای خانواده تان برخوردار باشید، می توانید در گروه های آنلاین یا شبکه های اجتماعی مشکلتان را مطرح کنید و یا حتی از یک مشاور آنلاین مشاوره بگیرید.
وقتی احساس پوچی می کنید به احتمال زیاد دلتان می خواهد که از همه دور شوید؛ ولی این کار را نکنید. تمام تلاشتان را بکنید تا با افراد مورد اعتمادتان ارتباط برقرار کنید و حرف بزنید. از آنها بخواهید که شما را حمایت کنند. به این ترتیب آنها متوجه می شوند که مساله جدی است و تنهایتان نمی گذارند.
2- خاطرات روزانه تان را بنویسید
یادداشت کردن اتفاقات روزمره زمانی که به درستی انجام شود تبدیل به ابزار قدرتمندی می شود که می تواند به شما کمک کند. قلم و کاغذ بردارید و اتفاقاتی که در طول روز افتاده اند، احساساتتان و چیزی که باعث شده احساس پوچی کنید را بنویسید.
پوچی ممکن است نتیجه تلاش برای سرکوب کردن احساسات هم باشد؛ مثلا ممکن است همیشه جلوی خودتان را بگیرید که گریه نکنید. این سرکوب احساسات کم کم باعث می شود احساس خلا و پوچی سراغتان بیاید. به احساساتتان بها بدهید و آنها را روی کاغذ تخلیه کنید.

کاری که باید بکنید این است که برای خودتان وقت بگذارید و احساساتتان را دوباره مرور کنید. گاهی اوقات پیام های نامهربانی زیادی از سمت احساساتتان به طرف شما می آیند. شما باید احساساتتان را بپذیرید، به آنها توجه کنید و اجازه بدهید تخلیه شوند.
خیلی از کسانی که احساساتشان را نادیده می گیرند، بعدها هم وقتی برای کاوش آنها نمی گذارند. سرکوب و نادیده گرفتن احساسات منجر به هجوم افکار ناراحت کننده و ناخوشایند و در نهایت احساس پوچی و خلا می شود.
3- اهدافتان را مد نظر قرار بدهید
آیا در زندگی هدفی دارید؟ اگر نه، وقتش رسیده که برای خودتان اهداف کوتاه مدت و بلند مدتی تعیین کنید. تعیین هدف و دانستن اینکه در مسیر رسیدن به اهدافتان هستید باعث کاهش احساس پوچی در شما می شود. وقتی با امید به موفقیت پیش می روید احساس پوچی کمتری هم پیدا خواهید کرد.
درباره اهدافتان، مسیر رسیدن به آنها و اینکه چطور می خواهید به این هدف ها دست پیدا کنید بنویسید. وقتی در آینده به این نوشته ها نگاه کنید متوجه می شوید که چقدر قوی بوده اید و امید و انگیزه بیشتری پیدا می کنید.
15 نکته ی بسیار موثر برای داشتن یک زندگی شاد 
4- کارهایی را انجام بدهید که قبلاً دوستشان داشتید
افسردگی ، پوچی و احساسات منفی پیرامون این موارد باعث می شوند ما از فعالیت هایی که قبلا دوستشان داشتیم لذتی نبریم. حتی اگر در حال حاضر هیچ لذتی از انجام برخی کارها نمی برید باز هم خودتان را درگیر آنها کنید. این کار فرصت خوبی برای اتصال مجدد به شادی هاییست که الان گم شده اند.
این کارها را با اعتدال و با ملاحظه انجام دهید. سعی کنید به این فکر کنید که چه چیزی باعث می شود شما از انجام این کارها خوشحال شوید و روی آن متمرکز بشوید. از طرف دیگر سعی کنید از انجام کارهایی که باعث می شود خیلی زود بی حوصله شوید مثل تماشای مکرر فیلم مورد علاقه تان خودداری کنید. چون تکرار بیش از حد این کار باعث می شود فیلم دیدن برایتان یک عمل حوصله سر بَر و ناراحت کننده شود و به احساس پوچی تان دامن بزند.
5- خودتان را ببخشید
اینکه شما مقصر اتفاقات گذشته باشید یا نباشید مهم نیست، چیزی که مهم است این است که با خودتان مهربان باشید و اگر اشتباهی مرتکب شده اید، آن را فراموش کنید. هیچ انسانی از اشتباه کردن مبرا نیست اما نکته ی مهم، درس گرفتن از اشتباهات است. از دید مثبت به موضوع بنگرید و این را بدانید که اشتباه کردن، راهی برای یاد گرفتن و کسب تجربه است. حتی اگر بشدت احساس پشیمانی می کنید هم لیاقت این را دارید که از همین امروز از خودآزاری دست بردارید و با خودتان ملایم تر باشید.
بنابراین دو راه برای شما وجود دارد: یا خود را تنبیه کنید و در برابر بدبختی تسلیم شوید یا اینکه خودتان را ببخشید و درهای خوشبختی را به روی خود باز کنید. این مسئله به تصمیم شخصی شما بر می گردد. اگر بخواهید تصمیم عاقلانه ای بگیرید، کدام یک را انتخاب می کنید: خشم خودآزار و ناراحتی طولانی مدت، یا بخشش خود و گام برداشتن به سمت خوشبختی؟

6- بازی “سرزنش دیگران” را متوقف کنید و قربانی‌گری را کنار بگذارید
شاید شما در جریان اتفاقات تلخ گذشته یک قربانی بوده اید و بدون هیچ تقصیری، مورد ظلم و خشونت واقع شده اید. جریانات گذشته هر چه بوده تمام شده و باید به زندگی خود ادامه دهید. شما مسئول اتفاقات گذشته نیستید اما در حال حاضر مسئول تغییر نگرش خود هستید. سرزنش کردن دیگران فقط شما را به عقب میراند و در گذشته محبوس می کند. پس تا زمانی که دست از سرزنش دیگران بر ندارید، نمی توانید به خوشحالی برسید. از خودتان بپرسید که آیا عقلانی ست که به کسی که در گذشته به شما آسیب زده است، اجازه دهید بر زمان حال تان نیز تسلط پیدا کند؟
هیچگاه فراموش نکنید که همه ی ما در يك دنيای پرنقص و اشكال و همراه با آدم هايی كه مثل خودمان پر از اشتباه و نقص‌ هستند، زندگي می ‌كنيم. پس بخاطر اشتباهات و گناهانی که از دیگران سر زده، آنها را سرزنش نکنید.
5 دلیل عصبانیت انسان، انواع عصبانیت و روش حل مشکل
7- اجازه ندهید ناراحتی ها به قسمتی از هویت تان تبدیل شود
اگر همه کارهایی که انجام می دهید و تمام روابط تان پیرامون مسائل آزاردهنده ی گذشته باشد، دستیابی به خوشحالی، دشوارتر خواهد شد.
شاید با یادآوری خاطرات گذشته، بتوانید خودتان را تخلیه کنید اما با ادامه ی اینکار به گذشته ی خود قدرت می دهید و آن را به بخشی از هویت تان تبدیل می کنید. شما باید از تجربیات گذشته درس بگیرید و از آنها برای داشتن زندگی بهتر استفاده کنید اما نباید زندگی کنونی خود را حول آن بنا کنید.
8- روی احساسات تان کار کنید
زمانی از روز را به آرامش و تمرکز اختصاص دهید و برای بدست آروردن آرامش درونی، از تکنیک های مدیتیشن و مراقبه استفاده کنید. در حین انجام اینکار به احساسات خود و نحوه ی پاسخ دادن به آنها فکر کنید.
مکتوب کردن احساسات نیز راهی عالی برای درک بهتر آنهاست. نوشتن احساسات روی کاغذ، باعث تفکیک حس های مختلف، کاهش مجادله با خود و همچنین کاهش استرس و هیجان می شود. البته نوشتن احساسات، فقط مربوط به احساسات تلخ و منفی نیست و شما باید از نوشتن احساسات خوب شروع کنید تا روحیه ی مثبتی پیدا کنید.
9- روی موارد مثبت و شادی بخش زندگی تمرکز کنید
بجای تمرکز دائمی روی ناراحتی های خود، به کارهایی بپردازید که باعث شادی و نشاط شما می شود. برای رسیدن به این هدف، به انجام کارهای سخت و پیچیده ای نیاز ندارید، شما می توانید از کارهای ساده شروع کنید.
به بقیه ی روز خود فکر نکنید و فقط روی لحظه ی کنونی متمرکز شوید. آرامش را به دل خود راه دهید و برای چند لحظه هم که شده، خود را از همه چیز رها و آزاد کنید. صرف نظر از دردی که تجربه کرده اید، به این فکر کنید که در این لحظه از چه چیزی می توانید لذت ببرید؟ آیا دراز کشیدن زیر آفتاب برای لحظه ای شما را از غم و اندوه دور می کند؟ آیا درست کردن غذای مورد علاقه تان یا رفتن به یک رستوران خوب می تواند شما را خوشحال تر کند؟ پس منتظر چه هستید؟ از همین امروز به سراغ کارهایی بروید که از انجام دادن آنها لذت می برید.

10- از انزوا و گوشه گیری، اجتناب کنید
بیشتر افراد پس از شکست، گوشه گیر می شوند چون دوست ندارند ضعف خود را به دیگران نشان دهند. شما نباید احساس آسیب پذیری کنید و بجای آن باید سعی کنید از حمایت افراد دیگر بهره مند شوید.
می توانید برای خوردن غذا، پیاده روی کردن و تماشای فیلم، به دیگران ملحق شوید و از عصبانیت یا غم خود فاصله بگیرید. شما نباید ناامیدی و ناراحتی را در هر لحظه از روز با خود حمل کنید و این بار را به دوش بکشید. وقت گذرانی با عزیزان و دوستان این فرصت را به شما می دهد تا برای چندین ساعت احساس رهایی کنید و بتدریج خود را از این وضعیف اسفناک بیرون بکشید.
11- ورزش کنید
ورزش های ساده ای مانند پیاده روی، شنا، باغبانی و حتی رقص، می تواند موجب آرامش و دوری از غم و اندوه شود. از ورزش های ملایم شروع کنید و بتدریج شدت و زمان آن را بیشتر کنید. به این ترتیب از آسیب دیدگی مفاصل نیز جلوگیری می شود. بخصوص ما این 5 حرکت یوگا را به صورت روزانه توصیه می کنیم
12- نفس عمیق بکشید
هنگام عصبانیت و ناراحتی، نفس عمیق بکشید تا دردهای شما تسکین پیدا کند.
در زمان رویارویی با خشم و عصبانیت، ریتم تنفس شما سریع و کم عمق تر خواهد شد و این می تواند موجب اضطراب یا وحشت شود. در عوض سعی کنید آرام و عمیق نفس بکشید.
این به شما کمک می کند احساس کنترل بیشتری داشته باشید و آرامش خود را حفظ کنید و از هرگونه تنش یا اضطراب رهایی یابید.
13- دنبال کمک حرفه ای باشید
اگر به طور مداوم دچار احساس پوچی می شوید از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرید. احساس پوچی احساس طبیعی و نرمالی نیست و نباید آن را تجربه کنید. هر چه این احساس برای مدت طولانی تری با شما همراه باشد، درمان آن هم سخت تر می شود. اگر خودتان به تنهایی نمی توانید با این حس مقابله کنید، اصلا خجالت نکشید و دنبال کمک حرفه ای و تخصصی باشید.



Source link

هنگام ناراحتی چه کنیم؟ 26 ترفند رهایی از اندوه و غم


شاید کسی از نظر جسمی یا روحی به شما آسیب رسانده باشد، شاید از فاجعه ی وحشتناک جان سالم به در برده باشید، شاید با فجایعی مانند آتش سوزی، سرقت مسلحانه یا موارد دیگری مانند مرگ عزیزان روبرو شده باشید. ممکن است از این وقایع تلخ، سالیان سال گذشته باشد اما همچنان غم و اندوه ناشی از آنها را در زندگی احساس کنید.
هر کسی در زندگی حداقل یکبار با حوادث تلخ و ناگوار روبرو می شود، اما چیزی که مهم است، نحوه ی رویارویی با آنها و رهایی از غم و غصه است.
چطور شادی را در خودمان پیدا کنیم؟ (راهنمای کامل خود درمانی)
برای نوجوانی که به تازگی شکست عشقی خورده است، ناراحتی به معنای پایان زندگی است. تخمین زده می شود که در هر 100 دقیقه، یک نوجوان اقدام به خودکشی می کند و تعداد خودکشی در خانواده های پردرآمد همانند خانواده های فقیر است. اما دلیل آن چیست؟ احتمالاً همه این نوجوانان از فجایع و ناراحتی هایی رنج می برند که موجب آزار آنها می شود. این افراد، نمی دانند که چگونه از این وضعیت اسفناک عبور کنند و مرگ را تنها راه رهایی از مشکلات می دانند. بنابراین آگاهی از تکنیک های رهایی از اندوه و غم برای هر فردی در زندگی لازم است.
اگر شما هم فردی آسیب دیده و زخم خورده هستید، باید با راهکارهای دوری از ناراحتی و غم و اندوه آشنا شوید. در این مطلب نکات مهمی که می تواند برای رهایی از ناراحتی به شما کمک کند، آورده شده است. اگر یکی از دوستان یا عزیزان تان هم به این وضعیت گرفتار شده است، می توانید با به اشتراک گذاری این مطلب، به او کمک کنید تا روزهای سخت زندگی را راحتتر پشت سر بگذارد.
26 راهکار رهایی از اندوه و غم
1- دلیل ناراحتی تان را پیدا کنید
گاهی اوقات شناسایی و پذیرفتن علت ناراحتی می تواند کار دشواری باشد. برخی از افراد به دلیل ترس از جدایی و داشتن اعتماد به نفس پایین، در روابط آسیب زا باقی می مانند چون فکر می کنند لیاقت بیشتر از اینها را ندارند. درحالیکه این طرز فکر بسیار غلط، موجب محروم شدن آنها از شادی و زندگی سراسر غم و اندوه می شود.
اولین قدم برای رسیدن به شادی پس از آسیب دیدن این است که بفهمید دلیل ناراحتی تان چیست و ریشه همه چیزهایی که زندگی را به کام تان تلخ کرده است، پیدا کنید.
2- ناراحتی خود را احساس و ابراز کنید
شما باید بدانید که پذیرش احساسات درونی نشانه ی ضعف یا نداشتن غرور نیست. هیچ درست و غلطی در مورد احساسات وجود ندارد و هر انسانی در مواقعی از زندگی با آنها روبرو می شود. پس بجای مخفی کردن احساسات، آنها را بپذیرید و از راه های مختلف ابراز کنید. اگر ناراحت و پریشان هستید، احساسات خود و دلیل آن را روی یک کاغذ بنویسید و بسوزانید! از هر طریقی که می دانید، احساسات تان را تخلیه کنید و در خودتان نریزید.

3- در زمان حال زندگی کنید
بازگشت به گذشته برای هیچکس امکان پذیر نیست. اگر دائما به این فکر کنید که باید جور دیگری رفتار می کردید و بجای سکوت کردن می جنگیدید، تنها شرایط را برای خودتان سخت تر خواهید کرد. یادآوری حادثه های تلخ گذشته و حسرت خوردن، هیچ دردی از شما دوا نمی کند و فقط موجب تشدید ناراحتی و و افسردگی تان می شود.
پس بپذیرید که گذشته ها گذشته و همه چیز تمام شده است. بجای آن در زمان حال زندگی کنید و به روزهای خوبی که در آینده پیش رو دارید، فکر کنید. اگر دچار اختلال استرس پس از سانحه هستید، می توانید از یک مشاور یا متخصص کمک بگیرید. بارها و بارها با تمام این دردها و ناراحتی ها، مبارزه کنید و قبول کنید که نمی توانید به عقب برگردید و خوشبختی را در آنجا پیدا کنید. ذهنتان را از اتفاقات تلخ گذشته پاک کنید و از انرژی، امکانات و استعدادهای فعلی خود، نهایت استفاده را ببرید.
4- از تعریف کردن وقایع تلخ گذشته برای دیگران دست بردارید
گاهی اوقات ما یک داستان غم انگیز را بارها و بارها تعریف می کنیم تا به این طریق دردهایمان را تسکین دهیم. اما آیا یادآوری دائم این وقایع، روش مناسبی برای تسکین دردها ست؟
البته حرف زدن در مورد احساسات و تجزیه و تحلیل کردن آنها کار بدی نیست اما اگر اینکار را تا سال ها ادامه دهید، فقط ناراحتی و اندوه خود را تغذیه می کنید و به آن قدرت می بخشید.
چگونه ذهن خود را از افکار منفی/ مزاحم پاک کنیم؟
یادآوری خاطرات تلخ، هیچگاه گذشته را تغییر نمی دهد. با تعریف کردن یک داستان دردناک و توضیح دادن آن برای همه، نمی توانید خوشبختی را پیدا کنید. خوشحالی زمانی به سراغ تان می آید که خاطرات شیرین را جایگزین تجربیات دردناک خود کنید.
5- خودتان را ببخشید
اینکه شما مقصر اتفاقات گذشته باشید یا نباشید مهم نیست، چیزی که مهم است این است که با خودتان مهربان باشید و اگر اشتباهی مرتکب شده اید، آن را فراموش کنید. هیچ انسانی از اشتباه کردن مبرا نیست اما نکته ی مهم، درس گرفتن از اشتباهات است. از دید مثبت به موضوع بنگرید و این را بدانید که اشتباه کردن، راهی برای یاد گرفتن و کسب تجربه است. حتی اگر بشدت احساس پشیمانی می کنید هم لیاقت این را دارید که از همین امروز از خودآزاری دست بردارید و با خودتان ملایم تر باشید.
بنابراین دو راه برای شما وجود دارد: یا خود را تنبیه کنید و در برابر بدبختی تسلیم شوید یا اینکه خودتان را ببخشید و درهای خوشبختی را به روی خود باز کنید. این مسئله به تصمیم شخصی شما بر می گردد. اگر بخواهید تصمیم عاقلانه ای بگیرید، کدام یک را انتخاب می کنید: خشم خودآزار و ناراحتی طولانی مدت، یا بخشش خود و گام برداشتن به سمت خوشبختی؟

6- بازی “سرزنش دیگران” را متوقف کنید و قربانی‌گری را کنار بگذارید
شاید شما در جریان اتفاقات تلخ گذشته یک قربانی بوده اید و بدون هیچ تقصیری، مورد ظلم و خشونت واقع شده اید. جریانات گذشته هر چه بوده تمام شده و باید به زندگی خود ادامه دهید. شما مسئول اتفاقات گذشته نیستید اما در حال حاضر مسئول تغییر نگرش خود هستید. سرزنش کردن دیگران فقط شما را به عقب میراند و در گذشته محبوس می کند. پس تا زمانی که دست از سرزنش دیگران بر ندارید، نمی توانید به خوشحالی برسید. از خودتان بپرسید که آیا عقلانی ست که به کسی که در گذشته به شما آسیب زده است، اجازه دهید بر زمان حال تان نیز تسلط پیدا کند؟
هیچگاه فراموش نکنید که همه ی ما در يك دنيای پرنقص و اشكال و همراه با آدم هايی كه مثل خودمان پر از اشتباه و نقص‌ هستند، زندگي می ‌كنيم. پس بخاطر اشتباهات و گناهانی که از دیگران سر زده، آنها را سرزنش نکنید.
چگونه ذهن خود را از گذشته پاک کنیم؟ (12 ترفند)
7- اجازه ندهید ناراحتی ها به قسمتی از هویت تان تبدیل شود
اگر همه کارهایی که انجام می دهید و تمام روابط تان پیرامون مسائل آزاردهنده ی گذشته باشد، دستیابی به خوشحالی، دشوارتر خواهد شد.
شاید با یادآوری خاطرات گذشته، بتوانید خودتان را تخلیه کنید اما با ادامه ی اینکار به گذشته ی خود قدرت می دهید و آن را به بخشی از هویت تان تبدیل می کنید. شما باید از تجربیات گذشته درس بگیرید و از آنها برای داشتن زندگی بهتر استفاده کنید اما نباید زندگی کنونی خود را حول آن بنا کنید.
8- روی احساسات تان کار کنید
زمانی از روز را به آرامش و تمرکز اختصاص دهید و برای بدست آروردن آرامش درونی، از تکنیک های مدیتیشن و مراقبه استفاده کنید. در حین انجام اینکار به احساسات خود و نحوه ی پاسخ دادن به آنها فکر کنید.
مکتوب کردن احساسات نیز راهی عالی برای درک بهتر آنهاست. نوشتن احساسات روی کاغذ، باعث تفکیک حس های مختلف، کاهش مجادله با خود و همچنین کاهش استرس و هیجان می شود. البته نوشتن احساسات، فقط مربوط به احساسات تلخ و منفی نیست و شما باید از نوشتن احساسات خوب شروع کنید تا روحیه ی مثبتی پیدا کنید.
9- روی موارد مثبت و شادی بخش زندگی تمرکز کنید
بجای تمرکز دائمی روی ناراحتی های خود، به کارهایی بپردازید که باعث شادی و نشاط شما می شود. برای رسیدن به این هدف، به انجام کارهای سخت و پیچیده ای نیاز ندارید، شما می توانید از کارهای ساده شروع کنید.
به بقیه ی روز خود فکر نکنید و فقط روی لحظه ی کنونی متمرکز شوید. آرامش را به دل خود راه دهید و برای چند لحظه هم که شده، خود را از همه چیز رها و آزاد کنید. صرف نظر از دردی که تجربه کرده اید، به این فکر کنید که در این لحظه از چه چیزی می توانید لذت ببرید؟ آیا دراز کشیدن زیر آفتاب برای لحظه ای شما را از غم و اندوه دور می کند؟ آیا درست کردن غذای مورد علاقه تان یا رفتن به یک رستوران خوب می تواند شما را خوشحال تر کند؟ پس منتظر چه هستید؟ از همین امروز به سراغ کارهایی بروید که از انجام دادن آنها لذت می برید.

10- از انزوا و گوشه گیری، اجتناب کنید
بیشتر افراد پس از شکست، گوشه گیر می شوند چون دوست ندارند ضعف خود را به دیگران نشان دهند. شما نباید احساس آسیب پذیری کنید و بجای آن باید سعی کنید از حمایت افراد دیگر بهره مند شوید.
می توانید برای خوردن غذا، پیاده روی کردن و تماشای فیلم، به دیگران ملحق شوید و از عصبانیت یا غم خود فاصله بگیرید. شما نباید ناامیدی و ناراحتی را در هر لحظه از روز با خود حمل کنید و این بار را به دوش بکشید. وقت گذرانی با عزیزان و دوستان این فرصت را به شما می دهد تا برای چندین ساعت احساس رهایی کنید و بتدریج خود را از این وضعیف اسفناک بیرون بکشید.
11- ورزش کنید
ورزش های ساده ای مانند پیاده روی، شنا، باغبانی و حتی رقص، می تواند موجب آرامش و دوری از غم و اندوه شود. از ورزش های ملایم شروع کنید و بتدریج شدت و زمان آن را بیشتر کنید. به این ترتیب از آسیب دیدگی مفاصل نیز جلوگیری می شود. بخصوص ما این 5 حرکت یوگا را به صورت روزانه توصیه می کنیم
12- نفس عمیق بکشید
هنگام عصبانیت و ناراحتی، نفس عمیق بکشید تا دردهای شما تسکین پیدا کند.
در زمان رویارویی با خشم و عصبانیت، ریتم تنفس شما سریع و کم عمق تر خواهد شد و این می تواند موجب اضطراب یا وحشت شود. در عوض سعی کنید آرام و عمیق نفس بکشید.
این به شما کمک می کند احساس کنترل بیشتری داشته باشید و آرامش خود را حفظ کنید و از هرگونه تنش یا اضطراب رهایی یابید.
13- کتاب های آرامش بخش و انگیزشی بخوانید
کتاب های زیادی در مورد روش های شاد زیستن و جذب انرژی های مثبت وجود دارد که می توانید در مواقع مورد نیاز مطالعه کنید و به کمک توصیه های ارزشمند آنها، ناراحتی خود را تسکین دهید.
14- در مواقع مورد نیاز، از یک مشاور کمک بگیرید
ناراحتی می تواند شما را خسته، مضطرب، افسرده و بدخلق کند. این می تواند موجب تشدید وضعیت بد روحی شما شود.
اگر فکر می کنید رهایی از این شرایط سخت برای شما دشوار است، از یک مشاور یا متخصص کمک بگیرید. مشاوران، توصیه ها و روش های درمانی مناسبی برای حل مشکل شما ارایه خواهند داد.
15-گوش دادن به این موسیقی های ساخته شده توسط روانشناسان
موسیقی هایی بسیار موثر توسط روانشناسان و آهنگ سازان فقط برای کاهش اشفتگی ذهن ساخته شده است که توسط کاربران استفاده شده و بسیار موثر تشخیص داده شده اند. در گام اول توصیه می کنیم این موسیقی ها را دانلود کنید و از همین امروز روزانه 3 بار (هر بار حداقل 10 دقیقه) به آنها گوش دهید. این موسیقی ها را در اینجا می توانید گوش کنید (باید VPN روشن کنید)
16- حواس خود را پرت کنید
هنگام مواجهه با ناراحتی و هجوم افکار منفی، حواس خود را به چیزهای دیگر پرت کنید. در فعالیت های لذت بخش و پرتحرک شرکت کنید و با دوستان خود وقت بیشتری بگذرانید. می توانید از سرگرمی های مختلف مانند عکاسی، خیاطی یا بافندگی یا موارد دیگر، استفاده کنید.
5 دلیل عصبانیت انسان، انواع عصبانیت و روش حل مشکل
17- خواب خوب و کافی داشته باشید
بسیاری از افراد در زمان ناراحتی، خواب خوب و باکیفیتی ندارند. خواب کافی، تاثیر زیادی بر خلق و خوی انسان دارد و اگر می خواهید به زندگی عادی خود برگردید، نباید خود را از خواب کافی محروم کنید.
برای دستیابی به این هدف، هر شب در یک ساعت مشخص به رختخواب بروید و صبح ها در یک ساعت معین از خواب بیدار شوید و از چرت زدن در طول روز خودداری کنید. در صورت ادامه مشکلات خواب، به پزشک مراجعه کنید.
18- شادی را در چیزهای کوچک جستجو کنید
خوشحال بودن یک کودک، کمک به افراد نیاز مند و یا غذادادن به حیوانات می تواند باعث ایجاد شادی در شما شود. مثبت اندیش باشید، دل رئوفی داشته باشید و آنچه باعث از بین رفتن شادی میشود را کنار بگذارید.
19-نصب اپلیکیشن ملودی های مثبت اندیشی (فوق العاده موثر)
یک اپلیکیشن فوق العاده که به داشتن تمرکز و کاهش خستگی های فکری روحی کمک شایانی می کند. آن را روی گوشی خود نصب کنید بقیه مراحل بسیار ساده و کار کردن با آن کاملا بی دردسر و رایگان است. شامل یک سری ملودی و راهکارهای فوق العاده موثر (روزانه حداقل 20 دقیقه از این اپلیکیشن استفاده کنید):

20- ببخشید و فراموش کنید

بخشندگی باعث از بین رفتن استرس در فرد میشود.
خشم خود را کنترل کنید.
اشتباهات خود را بپذیرید و بخاطر آنها معذرت خواهی کنید.
همیشه از کسی که به شما کمک میکند تشکر کنید.

21- از چیزهای زیبا عکس بگیرید
برای ثبت خاطرات خوب از آنچه پیرامون‌تان رخ میدهد عکس‌برداری کنید. از طبیعت، محیط اطراف، گل‌ها، لبخند یک کودک و یا هر چیز جالب دیگری عکس بگیرید.
برای عکس گرفتن می توانید از گوشی همراه یا دوربین عکاسی استفاده کنید.
22- با افرادی که باعث خندیدن شما می‌شوند وقت بگذرانید
هر چقدر میتوانید لبخند بزنید و خودتان را دوست داشته باشید. با افراد شاد و افرادی که باعث شادی شما می‌شوند وقت بگذرانید. خنده باعث ایجاد هورمون اندورفین می‌شود و به شما احساس خوبی می‌دهد.
23- به دنبال یادگیری و رشد باشید

یادگیری و شکست فرایندی است که در هنگام رشدکردن اتفاق می افتد.
چیزهای جدیدی یادبگیرید که باعث شادی و معنابخشی به زندگی شما می‌شود.
نسبت به شکست هایتان واکنش مثبت نشان دهید و ناامید نشوید.
در زندگی اهل ریسک باشید.

24- از سختی ها بعنوان فرصت‌ یادگیری استفاده کنید
از چالش ها و مشکلاتی که برایتان رخ میدهد می‌توانید چیزهای جدیدی یاد بگیرید و مقدمات رشد و پیشرفت خود را فراهم کنید. مشکلات باعث قوی تر شدن شما می‌شوند. از مشکلات فرار نکنید و با یک استراتژی مناسب برای مواجهه با آن اقدام کنید.
25- زیاد لبخند بزنید
خنده زیباترین لباسی است که میتواند روی صورت شما قرار بگیرد. خنده باعث مثبت شدن نگرش شما می‌شود و با تولید هورمون اندورفین سطح استرس را پایین می‌آورد.
26-نکات ریز تکمیلی

تلاش نکنید که همه چیز را کنترل کنید. بیش از ۹۰ درصد اتفاقاتی که رخ می دهند خارج از کنترل ماست.
خشم و ناراحتی تان را مدیریت کنید. با کمک این راهنما
اشتباهاتتان را جبران کنید یا اگر قابل جبران نبود از آنها درس بگیرید!
احساس افتخار کنید. حتی اگر شکست خورده اید بدانید که تلاش خود را کرده اید.
از روابط بد و ناسالم دوری کنید. روابطی ناسالم هستند که افکار منفی را وارد ذهن شما می کنند.
از شکست نترسید. اگر شکست نخورید موفق نمی شوید.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. شما در واقع فقط ظاهر زندگی دیگران را می بینید.

حرف اخر…
تجربه ی روزهای سخت و رویارویی با مشکلات، امری معمول است و همه ی ما در برهه ای از زندگی با آن مواجه می شویم. اما مدیریت احساسات و دوری از ناراحتی، مهارتی ست که لازم است در زندگی بیاموزیم. گذشت زمان به پردازش احساسات و تسکین دردهای ما کمک زیادی می کند اما شما می توانید با راهکارهای مختلفی که در این مطلب به آنها اشاره شده است، این مدت زمان را به حداقل برسانید و سریعتر به زندگی نرمال و شاد خود بازگردید.
همه ی افراد لایق خوشبختی و خوشحالی هستند اما مهمترین شخصی که می تواند این هدایای ارزشمند را به شما تقدیم کند، تنها خودتان هستید! این شما هستید که باید تصمیم بگیرید قوی باشید و با قدرت تمام از مشکلات عبور کنید و به سمت روزهای خوش زندگی حرکت کنید. همیشه این جمله را بخاطر بسپارید که “درد اجباری ست اما رنج کشیدن اختیاری ست.”
منبع 1 منبع 2
15 نکته ی بسیار موثر برای داشتن یک زندگی شاد



Source link

5 دلیل عصبانیت انسان، انواع عصبانیت و روش حل مشکل


اگر خیلی زود تحریک یا ناامید می شوید و احساس می کنید بیشتر از حد ممکن عصبانی هستید، باید بدانید که شما هم جزء میلیون ها نفری هستید که با مشکل خشم مواجه هستند. عصبانیت یک واکنش طبیعی به شرایط دشوار یا خطرناک است و اگرچه یک حس طبیعی ست اما اگر بیش از حد و بطور دائم اتفاق بیفتد، می تواند منجر به بروز بیماری هایی از جمله افسردگی، اضطراب، بالا رفتن فشار خون، بیماری های قلبی و مشکلات دیگر شود. مقابله با خشم به روش های سالم، یکی از مهارت های مهم زندگی می باشد و مانع از آسیب رساندن به شما یا افرادیکه دوستشان دارید می شود. در این مطلب به دلایل مختلف عصبانیت و راهکارهایی که می توانید برای کنترل خشم از آنها استفاده کنید، پی می برید.
چرا من همیشه عصبانی هستم؟ دلایل پشت پرده ی افکار، احساسات و رفتارهای خشمگینانه چیست؟
عصبانیت می تواند توسط عوامل مختلفی ایجاد شود و بسته به افراد مختلف، شرایط متفاوتی ایجاد کند. برخی از دلایل عصبانیت ممکن است شامل موارد زیر باشد:

مورد بی احترامی یا بی عدالتی قرار گرفتن
احساس نقض، تهدید یا حمله
ترس یا صدمه فیزیکی
ناکامی در رسیدن به یک هدف
احساس ناتوانی یا ناامیدی
بالا رفتن سطح استرس یا اضطراب
کمبود خواب

برای رهایی از افکار، احساسات و رفتارهای خشمگینانه، چه کار کنم؟
افراد به دلایل مختلفی از خشم بیش از حد رنج میبرند و گاهی اوقات برای تنظیم احساسات و کنترل خشم های احتمالی خود تلاش می کنند. بسیاری از افرادی که از عصبانیت بی دلیل رنج می برند، نمی دانند که چه چیزی باعث عصبانیت آنها می شود یا اینکه چطور می توانند آن را برطرف کنند.
اگر شما هم جزء آن دسته از افرادی هستید که در کنترل خشم مشکل دارند، اصلا نگران نباشید چون راهکارهایی وجود دارد که می توانید از آنها برای کنترل و مقابله موفقیت آمیز با احساسات ناپایدار خود استفاده کنید.
10 تا از موثرترین راههای رسیدن به آرامش در زندگی
بخشی از راهکارهای مقابله با عصبانیت عبارتنداز: تغییر در سبک زندگی و انجام ورزش های فیزیکی، شناخت عوامل محرک خشم و پاسخ صحیح به آنها، استفاده از داروهای تجویز شده توسط پزشک، استفاده از تکنیک های آرامبخش و مراقبه. در ادامه، با دیگر راهکارهای مقابله با خشم آشنا می شوید.
روش های ابراز عصبانیت چیست؟
علاوه بر اینکه برای عصبانیت دلایل مختلفی وجود دارد، روش های ابراز آن نیز متفاوت است. برخی از افراد ممکن است عصبانیت را با پرت کردن یا شکستن وسایل اطراف خود نشان دهند درحالیکه برخی دیگر این حس را در درون خود می ریزند و بروز نمی دهند. روش های معمولی که انسان ها برای ابراز عصبانیت خود بکار میبرد عبارتنداز:

داد و فریاد کردن
فحش دادن، بد دهنی و تهدید کردن
پرت کردن وسایل، ضربه زدن به اشیاء، افراد یا حیوانات
بی توجهی و نادیده گرفتن مردم
دور شدن از محل یا سکوت کردن
خود زنی

علل عصبانیت
خشم بیش از حد می تواند توسط علل مختلفی ایجاد شود. همانطور که در بالا هم اشاره شد، این دلایل متفاوت هستند اما معمول ترین آنها عبارتنداز:
1- وضعیت دشوار و استرس زای فعلی
اگر با یک وضعیت استرس زا روبرو هستید، تجربه احساس خشم یا ناامیدی کاملا طبیعی است. کنترل احساسات به خصوص هنگام مقابله با استرس و اضطراب طولانی مدت، دشوار است. در این شرایط توجه داشته باشید که چنین احساساتی کاملا طبیعی ست و برای همه اتفاق می افتد. اگر عصبانیت شما آرامش زندگی تان را از بین برده است یا به روابط تان با دیگران آسیب وارد می کند، باید از راه های سالم، خشم خود را مدیریت کنید.
2- سابقه خانوادگی (استفاده از روش های غلط کنترل خشم توسط اعضای خانواده)
شما ممکن است در کودکی و حتی بزرگسالی، برای کنترل خشم، روش های ناسالمی را از والدین، ​​سرپرستان یا سایر اعضای خانواده خود یاد گرفته باشید. بنابراین گاهی اوقات عدم کنترل خشم می تواند به دلیل تربیت غلط و آموزش نادرست باشد و ریشه در کودکی افراد داشته باشد. شناخت این مورد، اولین قدم حیاتی برای کنترل عصبانیت با روش های سالمی مانند رفتن به پیاده روی یا دویدن، کتاب خواندن یا گوش دادن به موسیقی است.

3- حوادث مخرب گذشته
تجربه ی حوادث آسیب زا یا استرس زای شدید در گذشته، می تواند فرد را تا چندین سال، تحت تاثیر قرار دهد. وقایع آسیب زا می توانند بدون آگاهی خود فرد، تأثیر پایداری بر سلامت روان او داشته باشند. در این موارد کمک گرفتن از یک مشاور موجب می شود تا متوجه شوید که چگونه وقایع گذشته بر روحیه امروزتان تأثیر می گذارد و شما را برای رهایی از این وضعیت راهنمایی کند.
علاوه بر عصبانیتی که بصورت هرازگاه بروز می کند، نوعی از خشم وجود دارد که بصورت دائم و بی وقفه دیده می شود. اما علل این خشم دائمی چیست؟ در قسمت زیر، 5 دلیل عصبانیت مداوم و راهکارهای مقابله با آن را مشاهده می کنید.
موثرترین روش برای رسیدن به مثبت اندیشی و حذف افکار منفی 
علل عصبانیت بی دلیل و مداوم
1- نگرانی
نگرانی یکی از مهمترین دلایل عصبانیت است. نگرانی برای خود و عزیزان و حتی ترس می تواند خشم شدیدی را در فرد برانگیزد. بنابراین عصبانی شدن برای کسانی که تحت فشار و استرس زیادی هستند، کاملا طبیعی ست.
راه حل: منبع نگرانی های خود را پیدا کنید. اکنون وقت آن رسیده است که از خود بپرسید چرا احساس ترس می کنید یا چه چیزی موجب تشدید این ترس می شود. نگرانی های خود را بنویسید. آیا قدمی برای رفع آنها برداشته شده است؟ به عنوان مثال اگر نگران رفتن شریک زندگی تان برای سفر به خارج از کشور هستید، نگرانی های خود را به روشی کاملا صادقانه و ملایم با او در میان بگذارید. اگر با ترس هایتان مواجه شوید، نه تنها به خود افتخار می کنید، بلکه از شر خشم های نهفته ی خود نیز رها می شوید.
2- احساس ناتوانی
یکی دیگر از دلایل عمده خشم، احساس ناتوانی است. این حس اغلب با از دست دادن کنترل و احساس درماندگی همراه است. اگر به بیماری خاصی مبتلا باشید، مورد سوء استفاده قرار گرفته باشید یا احساس گرفتاری کنید، احساس خشم و عصبانیت، خود به خود ظاهر می شود.
راه حل: هر وقت احساس ناتوانی کردید، به خود یادآوری کنید که “من مسئول زندگی خودم هستم. من شایسته احترام هستم و بخاطر مهارت ها و توانایی های خود به اینجا رسیده ام. پس اکنون می توانم از آنها برای حل این مسئله استفاده کنم.” اگر به بیماری خاصی مبتلا هستید و از درمان آن ناامید شده اید، سعی کنید در مورد بیماری و نحوه درمان یا زندگی با آن آگاه باشید و یا از راه هایی برای بهبود روحیه خود استفاده کنید. اگر احساس می کنید نمی توانید زندگی و احساسات منفی خود از جمله عصبانیت را کنترل کنید، از یک مشاور یا پزشک متخصص کمک بگیرید.
3- اضطراب
طبق گفته ی انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، بیش از 40 میلیون بزرگسال در ایالات متحده، از اضطراب رنج می برند که حدود هجده درصد از کل جمعیت این کشور را شامل می شود. اگرچه اضطراب و عصبانیت ممکن است از نظر بهداشت روان دو مسئله مختلف به نظر برسند، اما این دو مشکل غالباً و عمیقاً در هم آمیخته شده اند. کسانی که از اضطراب رنج می برند، همیشه احساس ضعف می کنند و واکنش های احساسی خارج از کنترلی را تجربه می کنند. افرادی که به اضطراب مبتلا هستند، در مواجهه با شرایط چالش برانگیز سعی می کنند استرس و ناامیدی خود را از طریق عصبانیت ابراز کنند.
راه حل: خبر خوب این است که روش های درمانی بسیاری برای مقابله با اضطراب وجود دارد. مراجعه به روانپزشک یا مشاور، انجام فعالیت های لذت بخش، کاهش عوامل استرس زا در زندگی و دوری از آنها، نگهداری حیوان خانگی، استفاده از داروهای مختلف یا مراقبه ازجمله راهکارهای سالم مقابله با اضطراب هستند.

4- رویدادهای تلخ گذشته
تجربیات آسیب زا یا دردناک گذشته ممکن است اثرات ماندگاری در روح و روان فرد داشته باشند. این تجربیات می توانند باعث اضطراب، ناامیدی و حتی طغیان های عصبانی شوند. برای درمان صحیح آسیب های روانی گذشته، همیشه بهتر است از یک متخصص حرفه ای کمک بگیرید. مراجعه به پزشک یا مشاور، می تواند به شما در جهت دور کردن احساسات منفی، کنترل خشم بیش از حد و تدوین استراتژی هایی برای کنار آمدن با شرایط دردناک یا تحریک کننده کمک کند.
راه حل: در زمان هایی که احساس عصبانیت می کنید، کمی صبر کنید و یک دقیقه تأمل کنید. به این فکر کنید که “چرا این وضعیت من را عصبانی می کند؟” “چه چیزی باعث یادآوری رویدادهای تلخ گذشته می شود؟” این به شما کمک می کند تا منشأ عصبانیت و نحوه برخورد مناسب با احساسات تان را بهتر درک کنید.
چطور شادی را در خودمان پیدا کنیم؟ (راهنمای کامل خود درمانی)
5- غم و اندوه
غم و اندوه یکی دیگر از دلایل عمده خشم است. غم و اندوه می تواند احساسی طاقت فرسا باشد که اغلب با سختی، درد و عذاب همراه است و می تواند ناشی از مرگ دوستان، عزیزان، شریک زندگی، اعضای خانواده یا حتی یک حیوان خانگی باشد. غم و اندوه دلایل دیگری هم دارد و می تواند ناشی از سختی های دیگری از جمله شکست های شغلی یا شخصی، آسیب های جسمی یا حتی حوادث فعلی باشد.
وقتی گرفتار غم و اندوه می شوید، عصبانیت به سرعت به سراغ تان می آید. افراد غمگین غالباً از ظلم و بی عدالتی جهان ناامید می شوند و از اینکه به آینده ی ایدآل خود نمی رسند، عصبانی می شوند. این افراد از کسانی که نمی توانند آنها را درک کنند هم ناراحت می شوند.
راه حل: اگرچه تجربه عصبانیت در زمان مواجهه با غم و اندوه طبیعی است، اما می توانید با این وضعیت برخورد صحیحی داشته باشید و از عصبانیت رهایی یابید. در هنگام مواجهه با غم و ناراحتی، پرداختن به احساسات منفی و عصبانیت شدید، می تواند مضر باشد و حتی روحیه ی شما را خرابتر کند. با خودتان مهربان باشید و بجای پنهان کردن غم و اندوه، آن را از روش های سالم ابراز کنید تا بتوانید سریعتر به بهبودی برسید.
تفاوت عصبانیت و پرخاشگری چیست؟
اگرچه ممکن است عصبانیت و پرخاشگری مشابه باشند، اما تفاوت های مهمی بین این دو اصطلاح وجود دارد. عصبانیت یک احساس است در حالی که پرخاشگری یک رفتار است که گاهی اوقات با عصبانیت همراه است. اگرچه این دو اصطلاح اغلب در کنار هم استفاده می شوند اما هرکسی که احساس عصبانیت می کند، پرخاشگر نیست.
بعبارت دیگر پرخاشگری یک انتخاب است و افراد پرخاشگر، دیگران را مقصر عصبانیت خود می دانند. یک نکته ی کلیدی برای کنترل خشم، جدا کردن احساس عصبانیت از رفتارهای پرخاشگرانه است. اگر شما هم متوجه شدید که عصبانیت تان به پرخاشگری منجر می شود، سعی کنید برای تخلیه ی خود از یک روش سالم مانند ورزش یا کیک بوکسینگ استفاده کنید.
انواع مختلف عصبانیت
حال که با علل عصبانیت آشنا شدید، بهتر است انواع آن را هم بشناسید. شناخت انواع خشم می تواند به شما کمک کند تا عصبانیت خود را کنترل کنید و علائم هشدار دهنده را قبل از اینکه خیلی دیر شود، پیدا کنید. همچنین به شما کمک می کند تا یک درمانگر خوب پیدا کنید تا درمان مناسب را براساس نوع خشم خاص شما انجام دهد.
1- خشم فیزیکی
از نظر بسیاری افراد، این بدترین نوع عصبانیت است که در اسرع وقت باید مدیریت شود. کسی که خشم فیزیکی دارد ممکن است اشیا اطراف خود را بشکند یا به شخصی که احساس می کند به او ظلم کرده، حمله کند.
این بدیهی است که این نوع خشم، منجر به بروز مشکلاتی از جمله تخریب اموال عمومی یا آسیب به خود و دیگران می شود. بطور کلی این نوع خشم با شکستن مرزهای شخصی دیگران، ممکن است شما را به دردسر بیندازد.

گاهی اوقات، عصبانیت فیزیکی نوعی مبارزه یا پاسخ به یک خطر قابل درک است. انسان های اولیه در زمان مواجهه با خطراتی مانند حمله ی قبایل یا حیوانات، به مبارزه می پرداختند یا فرار می کردند. این نوع مبارزه، نوعی خشم فیزیکی محسوب می شد که نسبت به خطرات پیش آمده، بوجود می آمد.
کسانی که با خشم فیزیکی مواجه هستند، حتما باید تکنیک های آرامش بخش مقابله با این حالت روانی را یاد بگیرند و در مواقع لزوم از آنها استفاده کنند. یک روانپزشک یا یک درمانگر پیدا کنید که بتواند به شما در شناسایی عوامل محرک کمک کند، برای آرام کردن شما دارو تجویز کند و یا روش های کنترل خشم مانند استفاده از توپ های استرس را به شما آموزش دهد.
2- خشم استرسی
همانطور که در بالا هم اشاره شد، گاهی اوقات عصبانیت ناشی از استرس است که از راه های مختلف ابراز می شود. به عنوان مثال اگر رایانه ی شما عملکرد بسیار کندی دارد، ممکن است به آن ضربه بزنید.
استرس، پاسخ بیولوژیکی بدن به شرایط بیرون است که می تواند روی عملکرد بدن و رفتار انسان تاثیر بگذارد. داشتن مقادیر کم استرس در برخی شرایط، برای انسان مفید است. اما داشتن استرس بیش از حد، به خودی خود یک اختلال روانی است. استرس زیاد و دائم می تواند منجر به بروز مشکلات مختلف پزشکی یا روانی مانند اختلالات خواب و بیماری های دیگری مانند اختلال دو قطبی و همچنین سایر بیماری های روانی شود.
در این موارد، شما به چیزی فراتر از مدیریت خشم نیاز دارید. شما باید یاد بگیرید که چگونه استرس خود را کنترل کنید. در اینجا چند روش برای انجام این کار آورده شده است:

وقتی را به آرامش خود اختصاص دهید و به انجام تکنیک های مراقبه، یوگا و مدیتیشن بپردازید. در مواقعی که استرس دارید، از انجام کارهای زیاد و بی وقفه بپرهیزید.
ممکن است لازم باشد سایر بیماری های روحی خود را قبل از کنترل استرس درمان کنید. برای مثال به دنبال درمان بیماری های دو قطبی، اضطراب یا افسردگی باشید. ابتلا به بیماری های روانی ممکن است کنترل استرس را مشکل تر کند. به عنوان مثال کنترل استرس برای کسانی که به اختلال دو قطبی مبتلا هستند، به مراتب سختتر از افراد دیگر است.

3- خشم قضاوتی
این عصبانیت، پاسخی به بی عدالتی محسوب می شود. در این نوع خشم، فرد عصبانی از کارهای دیگران خشمگین است و بنابراین خشم او به افراد دیگر برمی گردد.
عصبانیت قضاوتی در عصر اینترنت، یک مسئله بزرگ است. البته این نوع خشم همیشه هم بد نیست و بعبارت دیگر عصبانیت کنترل شده از بی عدالتی در برخی شرایط، چیز خوبی است. برای مثال وقتی دسته ای از افراد عصبانی، خشم خود را از یک مسئله سیاسی ابراز می کنند، ممکن است تغییرات خوبی در جامعه ایجاد شود.
۱۰ استراتژی ساده برای پاکسازی ذهن و داشتن فکر آزاد
بطور کلی خشم قضاوتی در موارد بسیار زیادی اتفاق می افتد. اما اگر خواهان پیشرفت هستید، باید یاد بگیرید که با خشم خود کنار بیایید. در اینجا برخی از مشکلات عصبانیت قضاوتی آورده شده است:

افرادیکه درگیر خشم قضاوتی هستند ممکن است طرف مقابل خود را بعنوان یک هیولایی ببیند که حتی ارزش گفتگو کردن ندارد. این افراد، از کسانی که هرگز ملاقات نکرده اند عصبانی هستند و کارهای آنها را غیر انسانی می دانند. این مورد بیشتر در سیاست اتفاق می افتد. برای رهایی از این نوع خشم، می توانید وقتی صحبت از سیاست می شود، بنشینید و با طرف مقابل خود مکالمه کنید. با صحبت کردن، ممکن است متوجه شوید که با طرف مقابل تان نقاط مشترک زیادی دارید و به این ترتیب از خشم شما کاسته شود.
استفاده از خشم قضاوتی علیه یک فرد، برای مردم به راحتی انجام می گیرد. امروزه افراد کمی به دنبال خواندن داستان کامل هستند و در عصری که همه احساس بی حوصلگی می کنند، فقط تیتر خبرها خوانده می شود. به این ترتیب ممکن است برخی افراد به انجام گناه های نکرده، متهم شوند و مورد قضاوت عموم قرار بگیرند.
دیگر مشکل خشم قضاوتی این است که گاهی اوقات هیچ راه حلی برای حل مشکلات پیدا نمی شود. دفاع از حقوق خود در برابر سیاست و حکومت چیز بدی نیست اما وقتی خشم، غیرقابل کنترل و بدون هیچ گونه مدیریتی باشد، نمی توانید به هیچ راه حلی برای رفع مشکلات برسید.

اگر شما هم با خشم قضاوتی غیر قابل کنترل مواجه هستید، بهتر است در مورد آن با یک درمانگر صحبت کنید. همچنین می توانید استفاده از رسانه های اجتماعی را محدود کنید و همیشه سعی کنید همه ی حقایق مربوط به یک ماجرا را بخوانید و بدون اطلاعات کامل، کسی را قضاوت نکنید.
4- خشم تهاجمی منفعل
احتمالا تا بحال عبارت “پرخاشگری منفعل” را شنیده اید اما شاید معنی دقیق آن را ندانید. پرخاشگری منفعل به این معناست که فرد بجای ابراز آشکار عصبانیت خود، آن را به روش های منفعلانه و در جهت آزار و اذیت قربانیان ابراز کند. این افراد نقاب خوش رویی و ادب به چهره می زنند اما زیر این نقاب، چهره و قلبی خشمگین دارند که از دیگران پنهان می کنند.

این وضعیت گاهی اوقات به این دلیل اتفاق می افتد که فرد می خواهد آرامش خود را حفظ کند. به عنوان مثال کسی از بهترین دوست خود عصبانی است اما نمی خواهد بطور کامل به او مقابله کند، عصبانیت خود را به گونه ای ابراز می کند که هیچکس متوجه نشود. این نوع خشم می تواند برای فرد قربانی بسیار رنج آور باشد.
عصبانیت منفعل اشکال مختلفی دارد و اگرچه خیلی بد به نظر نمی رسد اما ممکن است باعث بروز مشکلاتی شود. مثال هایی از این نوع خشم عبارتند از:

زخم زبان زدن. یکی از راه های بروز خشم در افرادی که دچار مشکل پرخاشگری منفعل هستند، زبان آنهاست. افرادیکه خشم منفعل دارند، با نیش و کنایه با دیگران صحبت می کنند و عصبانیت خود را از این راه ابراز می کنند. گاهی اوقات لحن صدای فرد هم می تواند نشاندهنده ی عصبانیت او باشد که توسط همه ی افراد قابل تشخیص نیست.
اقدامات منفعلانه. در این مورد فرد آسیب دیده، اقداماتی انجام می دهد که به قصد آسیب و آزار دادن به فرد مقابل انجام می گیرد. کنترل این رفتار در بعضی مواقع می تواند سخت باشد چون این افراد در پشت پرده، به رفتارهای مخفیانه متوسل می شوند تا نظر خود را به هر نحوی که شده، اعمال کنند.

پرخاشگری منفعل مشکلی ست که می تواند شما را به دردسر بیندازد چون هیچکس دوست ندارد که قربانی چنین خشمی شود. به جای اینکه منفعل و پرخاشگر باشید، باید احساسات خود را مدیریت کنید و آنها را از راه های سالم و کنترل شده، بروز دهید. برای این کار لازم است که چند نفس عمیق بکشید یا خود را از اوضاع تحریک آمیز دور کنید.
5- خشم زبانی
به ابراز خشم از طریق کلمات، خشم زبانی گفته می شود.
برخی افراد ممکن است به این نوع عصبانیت توجه کمتری نشان دهند و آن را مهم تلقی نکنند. بسیاری از مردم فکر می کنند که اگر کسی بتواند خشم خود را از طریق کلمات ابراز کند و آن را بدون خشونت جسمی به پایان برساند، کار خوبی انجام داده است و البته این طرز فکر، تا حدودی می تواند درست باشد. بعبارت دیگر عصبانیت زبانی کنترل شده، گاهی اوقات می تواند مفید باشد.
برای مثال اگر از دست همسرتان عصبانی هستید، بجای سکوت کردن، به او می گویید که دلیل عصبانیت تان چیست. یکی از بهترین روش های کنترل خشم، صحبت کردن در مورد احساسات درونی است. در این مواقع بهتر است از زبان اتهام استفاده نکنید و بجای پیدا کردن گناهکار، احساسات خود را بیان کنید. این می تواند به شخصی که از آن عصبانی هستید کمک کند تا متوجه اشتباه خود شود و بهمراه هم راه حل مشکل را پیدا کنید.
با این حال گاهی اوقات خشم زبانی، بیش از حد استفاده می شود و می تواند برای کسی که قادر به کنترل خشم نیست، خطرناک باشد. کسی که همیشه عصبانی است ممکن است از این خشم بر علیه همسر یا عزیزان خود استفاده کند. تمسخر، تهدید کردن و داد و فریاد، فقط چند نمونه از عصبانیت زبانی مضر است که باید کنترل شود.
چطور ذهن و فکر خود را در کنترل داشته باشیم؟
سوء استفاده عاطفی با کسی شوخی ندارد. عزت نفس فردی که توسط عصبانیت کلامی مورد سوء استفاده عاطفی قرار می گیرد، پایین می آید و ترس و دلهره ای وجود او را فرا می گیرد.
ممکن است شخص عصبانی متوجه این موضوع نباشد و نداند که حرف های او چقدر دیگران را مورد آزار قرار می دهد. این افراد باید خشم خود را از راه های صحیح، مدیریت کنند.
هر کسی حق عصبانی شدن دارد، اما در کنار آن باید توان کنترل شرایط و مدیریت آن را داشته باشد و بتواند خشم را در جای مناسب تخلیه کند. پرخاشگری بداهه و خارج از کنترل بسیار خطرناک است و فقط گذشت زمان می تواند آن را آرام کند. گاهی عصبانیت با انتخاب فرد و در شرایط تحت کنترل ایجاد می ‌شود که در این صورت مخرب نیست.
6- خشم بی ثبات و فرار
کسانی که به دلایل مسایل کوچک و پیش پا افتاده و بطور ناگهانی و کوتاه عصبانی می شوند، خشم بی ثبات دارند.
کسی که خشم ناپایداری دارد همیشه عصبانی نیست اما گاهی اوقات، به یک باره عصبانی می شود.
اگر شما به خشم بی ثبات مبتلا هستید، اطرافیانتان مجبورند برای جلوگیری از عصبانیت و پرخاشگری ناگهانی تان، روی پوسته تخم مرغ راه بروند تا از تحریک کردن شما جلوگیری کنند. داشتن عصبانیت بی ثبات ممکن است به روابط و دوستی های شما پایان دهد. به علاوه عصبانی شدن شدید نسبت به مسائل کوچک، برای سلامتی بد است و می تواند منجر به بالا رفتن فشار خون و در نهایت بیماری های قلبی شود.

افرادیکه عصبانیت ناگهانی و فرار دارند، ممکن است از ابتلا به این وضعیت آگاه نباشد و از این بابت احساس بدی نداشته باشند اما هرگاه کنترل خود را از دست می دهند، احساس ناراحتی و شرم می کنند. عصبانیت بی ثبات در برخی موارد می تواند شبیه اختلال اوتیسم باشد. به اینصورت که یک موضوع کوچک باعث تحریک بیش از حد فرد می شود و او احساسات و عصبانیت خود را از طریق یک فروپاشی ناگهانی تخلیه می کند.
اگر عصبانیت بی ثباتی دارید، آموزش برخی از تکنیک های کنترل خشم، برای شما ضروری است. عامل این نوع خشم، معمولا محرک هایی ست که ممکن است باعث خشم شما شوند. با پیدا کردن عوامل محرک، می توانید از آنها دوری کنید و یا یاد بگیرید که در صورت بروز خشم، خود را کنترل کنید.
اگر در کنترل خشم ناگهانی مشکل دارید، می توانید از یک مشاور کمک بگیرید. شما نباید از عصبانیت خود احساس شرم کنید اما باید سعی کنید این مشکل را هر چه زودتر کنترل کنید.
7- خشم قصاصی
این خشم یکی دیگر از رایج ترین انواع خشم است. خشم قصاصی واکنشی به احساس تهدید یا خطر می باشد و یک خشم هدفمند و عمدی است. بعضی اوقات این خشم ناشی از یک چیز جزئی است و در موارد دیگر ناشی از یک موضوع مهم مانند سرقت یا مورد آزار قرار گرفتن اتفاق می افتد.
نمونه ی این نوع خشم در فیلم ها، داستان ها و کتاب ها به وفور دیده می شود. شما احتمالاً فیلم ها، نمایش ها یا کتاب هایی را دیده اید که موضوع آن درباره یک مرد یا زن جوانی ست که مورد ظلم واقع می شود و سپس انتقام می گیرد. اگرچه این داستان ها موجب رضایت مخاطبان می شود اما در زندگی واقعی، می تواند مشکل ساز باشد.
چطور خشم خود را مدیریت کنیم؟ (نکات ساده ولی کاملا موثر)
عصبانیت قصاصی می تواند منجر به بروز افکار و احساسات انتقام جویانه شود. برای مثال حمله کردن و آسیب رساندن به شخصی که به شما ظلم کرده است، می تواند عواقب بدی برای خود شما به همراه داشته باشد.
با این حال اگر یاد بگیرید که چگونه عصبانیت خود را کنترل کنید و از آن برای کاری مفید استفاده کنید، داشتن مقادیر کمی از این خشم می تواند خوب باشد. به عنوان مثال همکاری که در محیط کار به دنبال صدمه زدن به شماست، موجب افزایش انگیزه ی شما در کار کردن می شود.
با این اوصاف اگر دائما از افرادی که به شما ظلم کرده اند عصبانی هستید، بهتر است با یک درمانگر صحبت کنید. آنها می توانند به شما کمک کنند تا عصبانیت خود را کنترل کنید و از آن در جهت مناسب استفاده کنید.
8- خشم خودآزار
داشتن خشم خودآزار، می تواند عواقب جدی برای فرد به همراه داشته باشد. خشم خودآزار زمانی ایجاد می شود که از کاری که انجام داده اید پشیمان شده اید و احساس گناه می کنید. این نوع از خشم هم در صورت مدیریت صحیح می تواند خوب باشد.
به عنوان مثال داشتن خودآگاهی از اینکه مرتکب اشتباهی شده اید، مهارتی است که بسیاری از افراد فاقد آن هستند و اگر بخواهید برای بهبود زندگی خود تغییراتی ایجاد کنید، می تواند بسیار آموزنده باشد. مسئله این است که تعداد کمی از افراد مهارت کنترل خشم خود را دارند.
کسانی که بطور دائم از خشم خود آزار رنج می برند، ممکن است از راهکارهای منفی مانند موارد زیر، برای خلاص شدن از آن استفاده کنند:

سوء مصرف الکل و مواد مخدر. فردی که به خشم خودآزار مبتلاست ممکن است برای تنبیه خود و رهایی از این خشم، به مصرف الکل یا سایر مواد مخدر روی بیاورد.
اختلالات خوردن. زیاده روی فرد خودآزار، فقط مربوط به مصرف الکل یا مواد مخدر نیست. برخی از افراد برای رهایی از این نوع خشم، دچار اختلالات خوردن می شوند. این اختلال ممکن است موجب پرهیز از غذا یا پرخوری شدید شود. هر دوی این وضعیت ها (پرخوری یا بی اشتهایی)، می توانند به بدن انسان آسیب برسانند. اگر شما هم به اختلالات خوردن مبتلا هستید، بلافاصله با یک درمانگر صحبت کنید.
خودآسیبی. شخصی که دائما از خود عصبانی است ممکن است به خود آسیب برساند. خودآسیبی یا خودآزاری از راه های مختلفی مانند ضربه یا بریدن یا حتی مصرف بیش از حد مواد مخدر، اتفاق می افتد و در موارد شدید، خودکشی هم ممکن است دیده شود. پرخاشگری کردن، پرخاشگری بیشتری به وجود می آورد، بنابراین خودزنی به هیچ وجه راه حل این مشکل نیست.

ناگفته نماند که خشم خودآزار کنترل شده ای که بخوبی مدیریت شود و در راه درستی استفاده شود، می تواند موجب بهبود شخصیت و زندگی فرد شود. یک درمانگر می تواند برنامه ای برای پیشرفت شما تدوین کند و فارغ از هر مسئله ای، به شما در راه رسیدن به اهداف کمک کند.
9- خشم فرو خورده
خشم فروخورده زمانی ایجاد می شود که به علت ترس از عوامل بیرونی، عدم تمایل به ابراز خشم یا بی اطلاعی از نحوه ی صحیح بروز عصبانیت، بوجود می آید. این نوع خشم به مرور زمان روی هم انباشته می شود و در نهایت در مکان و زمان نامناسب خود را نشان می دهد و اگر ادامه دار شود، فرد را با مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، بی تفاوتی به سرنوشت و لذت نبردن از زندگی مواجه می کند.
کسانی که قربانی خشم سرکوب شده می شوند، ممکن است فکر کنند که فرد عصبانی به اختلالات روانی مبتلا ست و دلیل عصبانیت غیر قابل توجیه او نیز همین امر است. گاهی اوقات، این نوع افراد، بعنوان افرادی خطرناک و غیر قابل کنترل شناخته می شوند.
عصبانیت سرکوب شده در خانواده ها یا جوامعی که ابراز احساسات را کاری بد و ناپسند تلقی می کنند، بیشتر دیده می شود. این نوع خشم می تواند به مسائل مختلفی منجر شود. بنابراین مدیریت رفتار و راه های سالم ابراز خشم، مسایل مهمی ست که باید از کودکی به افراد آموزش داده شود.
چطور با افراد مختلف به درستی صحبت کنیم؟
برای از بین بردن خشم های فروخورده راهکارهای مختلفی وجود دارد. اولین راهکار پیدا کردن ریشه ی خشم است. برای مثال اگر مشکل خانوادگی دارید، بهتر است با یک مشاور صحبت کنید. اگر به اختلالات روانی مبتلا هستید، از یک پزشک کمک بگیرید. سرکوب خشم هرگز و تحت هیچ شرایطی، چیز خوبی نیست و فقط منجر به آسیب رساندن به خود و دیگر عزیزان تان می شود.
زنانی که در جوامع مرد سالار زندگی می کنند، بیشتر از دیگران مستعد ابتلا به خشم فروخورده هستند و انباشته شدن این خشم، در نهایت خود را بصورت افسردگی یا احساس گناه نشان می دهد.
حال که انواع خشم را شناختید، بهتر است با راه های مقابله و کنترل صحیح آن نیز آشنا شوید.
راه های کلی مقابله با خشم
همانطور که در بالا هم اشاره شد، هر کس عصبانیت را به طرز متفاوتی تجربه می کند و ممکن است از مکانیسم های مختلفی برای کنار آمدن با آن استفاده کند. در اینجا چند روش برای کمک به کنترل بهتر خشم و کنار آمدن با آن آورده شده است:

عوامل “محرکی” که باعث عصبانیت شما می شوند را پیدا کنید و سعی کنید از قرار گرفتن در معرض آنها اجتناب کنید.
از علائم غیر قابل کنترل خشم آگاه باشید و سعی کنید آنها را به حداقل برسانید.
روی احساسات خود تمرکز کنید و از سرزنش دیگران خودداری کنید.
برای مقابله با عصبانیت و اجتناب از موقعیت هایی که احتمالاً موجب عصبانیت شما می شوند، برنامه ای تنظیم کنید.
از هر آنچه باعث خشم یا ناامیدی شما می شود، دوری کنید.
نفس عمیق بکشید تا بدن و روان تان آرام شود.
خودتان را ببخشید و به روزها و اتفاقات خوب پیش رو فکر کنید.
از یک مشاور حرفه ای کمک بگیرید.
از خانواده و دوستان تان کمک بخواهید.

حرف آخر…
عصبانیت یک احساس طبیعی است که هر شخص هر از گاهی آن را تجربه می کند. اما اگر هر روز و بطور دائم با مشکل خشم روبرو هستید، توصیه می شود که با یک مشاور صحبت کنید.
عصبانیت دلایل مختلفی دارد و در افرادی که علایم افسردگی دارند، بیشتر دیده می شود. پیدا کردن عوامل محرک و رفع آنها، می تواند به رفع افسردگی و بالا بردن کیفیت زندگی کمک کند.
نحوه برخورد با افراد عصبانی (آموزش تنش‌زدایی در موقعیتهای پرتنش)
عصبانیت درمان نشده، می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند. مشکلات کاری، روابط شخصی و خانوادگی، سلامتی جسمی و بهداشت روانی از جمله پیامدهای خشم کنترل نشده می باشند. افرادی که از خشم بیش از حد رنج می برند اغلب به مصرف الکل و مواد مخدر روی می آورند که این امر می تواند علائم عصبانیت بیش از حد را تشدید کند و به خودی خود منجر به بروز مسائل مربوط به بهداشت روان شود. اگرچه مقابله با خشم کاری چالش برانگیز است، اما یادگیری نحوه ی مدیریت احساسات منفی برای داشتن یک زندگی شاد و سالم بسیار مهم است.
نکته ی مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که خشم یک بیماری نیست و مانند دیگر احساسات مانند ترس، شادی، اضطراب و هیجان، کاملا عادی ست اما از دست دادن کنترل احساسات و دست زدن به هر کاری در زمان مواجهه با این احساس، می تواند باعث بروز مشکل شود.
15 نکته ساده برای رسیدن به آرامش در زندگی
نکته ی دیگر این است که خشم به معنای گستاخی هم نیست و در عوض موجب مواجهه با بی عدالتی و رفتارهای اشتباه می شود. گاهی خشم سبب حفظ جان انسان و دفاع از خود می شود، اما نکته ی مهم این است که بدانیم چطور آن را کنترل کنیم. یک برنامه ی مشخص و ثابتی برای آرام سازی خود در زمان مواجهه با خشم داشته باشید و در صورت بروز مشکل در کنترل عواطف، به پزشک یا مشاور مراجعه کنید.



Source link