کی پی آی

kpi چیست؟ آموزش روش استفاده برای مبتدی ها

kpi چیست؟ آموزش روش استفاده برای مبتدی ها
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/11/word-image-145.jpeg

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) معیارهای مهمی هستند که پیشرفت یک شرکت را در جهت دستیابی به اهداف استراتژیک و عملیاتی آن دنبال می کنند. نظارت بر شاخص های کلیدی عملکرد در طول زمان به سازمان ها کمک می کند تا تصمیمات بهتر و مبتنی بر داده را اتخاذ کنند.
این مقاله اطلاعات جامعی در مورد انواع مختلف KPI، نحوه انتخاب و نحوه استفاده از آنها ارائه می دهد.
تعریف شاخص های کلیدی عملکرد (KPI)
KPI یک مقدار قابل اندازه گیری است که پیشرفت یک شرکت در دستیابی اهداف تجاری را نشان می دهد.
KPI های سطح بالا برعملکرد کلی سازمان و KPI های سطح پایین روی یک بخش یا عملیات خاص در یک شرکت، مانند فروش، بازاریابی، مدیریت موجودی یا منابع انسانی تمرکز دارند. شاخص های کلیدی عملکرد مالی بر معیارهای به دست آمده از داده های حسابداری، مانند رشد درآمد و جریان نقدی خالص، تمرکز دارند.

KPI ها معیارهایی هستند که عملکرد یک شرکت را در راستای اهدافش ارزیابی می کنند.
KPI ها را می توان در سطح استراتژیک و عملیاتی و همچنین برای تیم ها، پروژه ها و افراد خاص ایجاد کرد.
بهترین شیوه برای انتخاب KPI ها بر اساس تناسب با اهداف تجاری، منابع و جدول زمانی است.

شرکت ها داده های زیادی را جمع آوری می کنند، اما هر معیاری به عنوان KPI در نظر گرفته نمی شود. ویژگی متمایز KPIها این است که عملکرد را در جهت هدف خاصی که برای شرکت حیاتی است اندازه گیری می کنند.
با نظارت بر شاخص‌های کلیدی عملکرد در طول زمان، سازمان‌ها می‌توانند روندها را ردیابی کنند و فرصت‌ها و نقاط ضعف بالقوه را شناسایی کنند.
حتما بخوانید: 15 تا از اصول موفقیت در کسب و کار و تجارت از دیدگاه افراد موفق
چرا KPI برای شرکت ها مهم است؟
KPI ها ابزارهای مدیریتی مهمی هستند. آنها تمرکز و وضوح را ارائه می دهند و رفتار، بهره وری و تصمیم گیری را راحت تر می کنند. KPI ها همچنین شفافیت و مسئولیت پذیری ایجاد می کنند.
بنابراین، انتخاب شاخص های کلیدی عملکرد مناسب که با اهداف شرکت هماهنگ باشند، ضروری است. KPI ها زمانی که برای تجزیه و تحلیل پیشرفت در دوره های طولانی تر استفاده می شوند، قدرتمندتر هستند. ارزش آن‌ها زمانی بیشتر می‌شود که کسب ‌وکارها آن‌ها را در ترکیب با سایر KPIها در داشبورد در نظر بگیرند و نمای کامل ‌تری از عملیات اصلی شرکت ایجاد کنند.

 
انواع شاخص های کلیدی عملکرد (KPI)
KPI های زیادی برای انتخاب وجود دارند و اکثر آنها را می توان بر اساس هدفشان در دسته های وسیعی دسته بندی کرد. یکی از روش‌های رایج برای طبقه‌ بندی KPIها، چارچوب دیدگاه‌ها است که شامل موارد زیر می باشد:

دیدگاه مشتری یا تمرکز بر نتیجه: KPI هایی که بر تعاملات مشتریان و نظرات آنها در مورد کیفیت و عملکرد محصول تمرکز دارند. این گروه ممکن است شامل رضایت مشتری، شاخص های آگاهی از برند یا میانگین زمان رسیدگی در یک مرکز تماس باشند.
چشم انداز مالی: KPIهایی که سودآوری، نقدینگی، ریسک و کارایی مالی را بررسی می کنند. دیدگاه رشد: شاخص های کلیدی عملکردی که میزان بازده سرمایه گذاری روی تجهیزات، تحقیقات و کارکنان را برای دستیابی به رشد میان مدت و بلند مدت مطلوب اندازه گیری می کند.
دیدگاه فرآیند: KPI هایی که بر کارایی فرآیندهای خاص تمرکز دارند.

بسیاری از صنایع از KPIهای مدیریت منابع انسانی (HRM) استفاده می کنند. این KPI ها بازده و کارایی کار کارکنان را اندازه گیری می کنند. سایر شاخص های کلیدی مدیریت منابع انسانی غیبت، گردش مالی و زمان استخدام را اندازه گیری می کنند.
در نهایت، برخی از KPI ها می توانند مختص پروژه ها باشند. این گروه پیشرفت به سمت نقاط عطف، تاریخ ها یا تحویل های کلیدی را اندازه گیری می کنند.
KPI های Leading و Lagging
هنگام تجزیه و تحلیل KPIها در هر دسته بندی، مهم است که در نظر بگیرید که شاخص Leading است یا Lagging. این فیلترها می توانند بر تصمیم گیری ها تأثیر بگذارد، به ویژه در مورد مسائل زمان بندی.
KPI هایLeading پیش بینی کننده هستند و به رویدادها یا نتایج احتمالی آینده اشاره دارند. بنابراین در برنامه ریزی ها مفید هستند. برای مثال، افزایش ناگهانی تعداد محصولات برگشتی را در نظر بگیرید. چنین چیزی ممکن است نشان دهنده یک مشکل در کیفیت یا انتظاراتی باشد که به خوبی برآروده نشده اند – و نشان می دهد که درآمد شرکت در آینده کمتر خواهد بود.

KPIهایLagging آنچه را که قبلا اتفاق افتاده را اندازه گیری می کنند. با نظارت بر این روند، شرکت ها می توانند تعیین کنند که آیا نیاز به تجدید نظر در برنامه های خود دارند یا خیر. به عنوان مثال، اگر KPI گردش موجودی در سه فصل گذشته کاهش یافته است، شرکت ممکن است بخواهد یک برنامه جدید برای ورود به بازار برای معکوس کردن روند ایجاد کند.
استفاده از ترکیبی از KPIهای Leading و Laggingبرای یک هدف، بهترین روش است. شاخص های Lagging راحت تر و دقیق تر محاسبه می شوند، اما روی گذشته متمرکز هستند. شاخص های Leading اغلب نیازمند تفسیر هستند، اما در صورت تفسیر دقیق می توانند بستر را برای تغییر مسیر فراهم کنند.
KPI های سازمانی و عملیاتی
روش دیگر برای طبقه بندی KPI ها بر اساس ماهیت سازمانی یا عملیاتی بودن آنهاست. این دسته بندی ها نیاز به تراز دقیق دارند.

شاخص های کلیدی عملکرد سازمانی (Organizational KPIs ) اهداف استراتژیک و بلندمدت را که با ماموریت یا ارزش های یک شرکت مرتبط هستند، اندازه گیری می کنند. به عنوان مثال می توان به افزایش سهم بازار، افزایش جذب مشتری، گسترش جهانی و رشد درآمد اشاره کرد. شرکت‌ها گاهی اوقات در طول هر مرحله از چرخه عمر محصول روی یک معیار تمرکز می ‌کنند، این رویکردOMTM نامیده می ‌شود.
KPIهای عملیاتی (Operational KPIs) بر عملکرد روزانه شرکت از نظر تاکتیکی، فرآیندهای عملیاتی و کارایی نظارت می کنند. این گروه را می توان برای فرآیندها، تیم ها و افراد اعمال کرد.

حتما بخوانید: بهترین و جدیدترین روشهای بهره وری و مدیریت زمان
KPI ها چگونه استفاده می شوند؟
KPI برای ردیابی پیشرفت به سمت یک هدف تجاری استفاده می شود. KPI ها ایجاد می ‌شوند، ارتباط برقرار می ‌کنند و سپس در دوره‌ای مشخص ردیابی می ‌شوند.
سازمان‌ها معمولاً KPIها را برای تعیین اینکه آیا اصلاحات مورد نیاز است یا خیر تجزیه و تحلیل می ‌کنند. حتی ممکن است KPI های انتخابی خود را مجددا ارزیابی کنند. برخی از KPIها ممکن است پس از رسیدن به هدف متوقف، تجدید نظر یا تمدید شوند. KPI ها اغلب برای شناسایی کارکنان، توسعه و پاداش های مالی بکار می روند.

به چند KPI نیاز دارید؟
هیچ پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد. تیم‌ های مختلف KPIهای منحصربه ‌فردی که با اهداف گروهشان همسو هستند را انتخاب می کنند. اکثر داشبوردهای KPI، سه تا پنج KPI را نمایش می دهند.
در زمان انتخاب KPI ها برای یک هدف خاص، استفاده از ترکیبی از KPIهای Leading و Lagging مفید است. به خاطر داشته باشید که KPI های سازمانی بیش از حد می تواند نشان دهنده سردرگمی استراتژی باشد.
انتخاب KPI
انتخاب و مدیریت KPIهای مناسب برای یک کسب و کار می تواند چالش برانگیز باشد. علاوه بر این انتخاب نادرست می تواند هزینه زیادی در پی باشد. پیروی از استانداردهای صنعت می تواند تا حدودی این خطر را کاهش دهد. در انتخاب KPI ها موارد زیر را در نظر بگیرید:

KPIها باید با اهدافی که بررسی می ‌کنند همسو باشند.
مطمئن شوید KPI سازگار و قابل اندازه گیری است.
انتخاب KPIهای شفاف و مرتبط با هدف ضروری است.
به چالش کشیدن و ارزیابی مجدد سودمندی KPI بر اساس هدف مورد نظر را فراموش نکنید.

30 روش افزایش انگیزه در کارکنان جهت افزایش راندمان کاری
نحوه ایجاد KPI در 5 مرحله
هنگام ایجاد KPI، مهم است که بهاهداف خاصی که قصد دارید به آنها برسید توجه داشته باشید. زیاده روی نکنید و از اهداف خود دور نشوید. KPI ها معمولا در تمام سطوح سازمان جریان پیدا می کنند و در نهایت KPI های فردی را برای هر کارمند ایجاد می کنند. برای ایجاد KPI پنج مرحله زیر را دنبال کنید:
1- یک هدف را در نظر بگیرید. هدف استراتژیک یا هدف عملیاتی را که KPI اندازه گیری می کند، به وضوح تعریف کنید.
2- معیارها را مشخص کنید. داده هایی را که برای KPI استفاده می شود شناسایی کنید و از یکپارچگی آنها اطمینان حاصل کنید. منابع عینی اطلاعات را مشخص کنید.
3- داده ها را جمع آوری کنید. نحوه جمع آوری داده ها و تعداد دفعات به روز رسانی آنها را مشخص کنید.
4- فرمول KPI بسازید. در حالت ایده‌آل، فرمول KPI باید به راحتی قابل درک باشد و به طور مداوم اعمال شود.
5-KPI ها را با افراد ذینفع به اشتراک بگذارید. اطلاعات مربوط به KPI ها شامل چیزهایی که اندازه گیری می کنند و همچنین دلایل آن را با تمامی ذینفعان به اشتراک بگذارید. این کار باید به گونه ای انجام شود که همه، به ویژه آنهایی که اقداماتشان برای دستیابی به هدف حیاتی است، با آن موافق باشند.

چرا باید برنامه ریزی کنیم؟ چگونه برنامه ریزی کنیم؟ (4 گام)
نمونه های KPI
صدها KPIوجود دارند. انتخاب مناسب به هدف مورد نظر، صنعت و شرکت بستگی دارد. نمونه‌ های معمولی KPIها عبارتند از:
فروش

هدف فروش: فروش های جدید را با اهداف یا دوره های دیگر مقایسه می کند.
نرخ فروش: درصد موجودی موجود فروخته شده در یک دوره معین.

مالی

روزهای فروش معوقه (DSO) : میانگین مدت زمانی که برای دریافت وجه نقد حاصل از فروش های نسیه صرف می شود.
حاشیه سود ناخالص: درصد درآمد پس از کسر هزینه های مستقیم تولید یک محصول یا ارائه خدمات.
نسبت جاری: دارایی های جاری شرکت را با بدهی های جاری آن مقایسه می کند تا توانایی آن در پرداخت بدهی های کوتاه مدت را اندازه گیری کند.

مشتری

ارزش طول عمر مشتری: میزان درآمد یک شرکت از هر مشتری در طول رابطه تجاری.
نرخ ریزش مشتری: درصدی از مشتریان فعال که خرید را در یک بازه زمانی مشخص متوقف می کنند.
نرخ پاسخگویی مرکز تماس: درصد تماس‌های مشتریان که در اولین دقیقه پاسخ داده می‌شوند.

عملیاتی

نرخ واحد ناسالم: تعداد واحدهای تولید شده ناسالم را با تعداد کل واحدهای تولید شده مقایسه می کند.
نرخ سفارش کامل: نسبت تعداد سفارش های بدون خطا در مقایسه با تعداد کل سفارش های پردازش شده.

بازار یابی

فروش افزایشی: بررسی درآمد حاصل از ابتکارات بازاریابی نسبت به فروش پایه برای تعین میزان اثربخشی کمپین های بازاریابی.
معیار اولین بازدید: تعداد بازدیدکنندگانی که برای اولین بار به وب ‌سایت یک شرکت می‌ آیند و سطح تعامل آنها در اولین بازدیدشان را ردیابی می‌ کند.
بازگشت سرمایه در بازاریابی (ROMI) : میزان درآمد یک کمپین بازاریابی را با هزینه آن مقایسه می کند.

آموزش فروشندگی از صفر تا صد (و 11 نکته برای فروش دو برابری)
گزارش و داشبورد KPI
KPIها باید به طور منظم و با استفاده از جدیدترین اطلاعات موجود نظارت شوند. گزارش‌ها و داشبوردهای خودکار می ‌توانند جایگزین فرآیندهای دستی زمان ‌بر شوند.

گزارش‌های KPI : از نرم افزارهای موجود این امکان را به شرکت ها و سازمان ها می دهند که گزارش ها را سفارشی کنند، آنها را به طور خودکار در فواصل زمانی مشخص اجرا کنند و برای سهامداران کلیدی ارسال کنند.
داشبوردهای KPI : رابط‌ های گرافیکی که KPI و سایر اطلاعات مهم را نمایش می‌دهند، با داده‌های real-time پر می‌شوند. سفارشی سازی در اینجا نیز کلیدی است. می توانید داشبوردها را برای بخش‌ها یا قسمت های مختلف یا سازمان به‌ عنوان یک کل سفارشی کنید.

نمونه زیر نمونه ای از داشبورد مدیر فروش است و چهار KPI و KPI متر و همچنین سایر روندها، نمودارها و جداول اطلاعات مهم را نشان می دهد و به مدیریت فعالیت های روزانه در جهت رسیدن به اهداف بزرگتر کمک می کند.

دانلود یک الگوی KPI رایگان
این الگوی رایگان، شما را در هر مرحله از فرآیند توسعه KPI راهنمایی می ‌کند. فرآیند با تعیین اهداف و داده های منبع آغاز می شود. این الگو همچنین شامل فرمول نمونه و ارائه گرافیکی KPI است.
برای شروع ایجاد و ردیابی KPIهای خود، همین امروز الگو Download the template را دانلود کنید.
ردیابی KPI ها با سیستم ERP
شاخص‌های کلیدی عملکرد نشان می‌ دهند که آیا یک شرکت در مسیر دستیابی به اهداف تجاری خود قرار دارد یا خیر، اما اگر شرکت ‌ها بخواهند شاخص‌های کلیدی عملکرد را به صورت دستی بسازند و نظارت کنند، باید زمان زیادی صرف این کار کنند . این کار می تواند تحلیل و تصمیم گیری فرآیند را تحت الشعاع قرار دهد. علاوه بر این، هر گونه تاخیر می ‌تواند توانایی شرکت برای اقدام به موقع را مختل کند.
یک رویکرد موثرتر برای مدیریت KPI از طریق اتوماسیون و ادغام آن با سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) یک شرکت است که تمام اطلاعاتی که سازمان برای محاسبه هر متریک به آن نیاز دارد را ذخیره می کند. ERP با تجزیه و تحلیل داده‌ها، نمودارها و KPIها که توسط داشبوردها و گزارش‌ها ارائه می‌ شوند، می تواند روند کار را برای شرکت شما تسریع کند.
بیزینس پلن: روش نوشتن و قالبهای آماده برای استفاده
KPI ها روشی عینی برای اندازه گیری پیشرفت به سمت اهداف شرکت ارائه می دهند. می توان آنها در سطح استراتژیک یا سازمانی تنظیم کرد. KPI ها به ایجاد فرهنگ مسئولیت پذیری و تصمیم گیری مبتنی بر داده کمک می کنند. ادغام با یک سیستم ERP می تواند فرآیندهای ایجاد KPI و ردیابی را کارآمد تر کند.
سوالات متداول
KPI به زبان ساده چیست؟
KPI یا شاخص کلیدی عملکرد، میزان موفقیت یک شرکت در دستیابی به اهداف یا معیارهای صنعت را اندازه گیری می کند.
پنج شاخص کلیدی عملکرد کدامند؟
شرکت ها KPI های متعددی در اختیار دارند و مواردی را انتخاب می کنند که به اهداف و فرآیندهای عملیاتی آنها نزدیک هستند. برخی KPI ها توسط طیف گسترده ای از شرکت ها در صنایع مختلف استفاده می شوند مانند حاشیه سود عملیاتی و خالص، رشد فروش و گردش حساب های دریافتنی. شرکت ها همچنین KPI های خاص صنعت خود را انتخاب می کنند.
چند نمونه از KPI ها را نام ببرید؟
KPI های سازمانی اهداف استراتژیک مانند گسترش جهانی را اندازه گیری می کنند. KPIهای عملیاتی فعالیت‌های تجاری روزانه را دنبال می ‌کنند. نمونه هایی از KPIهای سازمانی شامل رشد درآمد یا هزینه و نرخ جذب مشتری است. نمونه‌هایی از KPIهای عملیاتی عبارتند از فروش معوقه و نرخ واحد ناسالم.
KPI چیست و چرا مهم است؟
KPI پیشرفت یک شرکت را در جهت رسیدن به مجموعه ای از اهداف اندازه گیری می کند. KPI ها که در یک دوره زمانی مشخص ردیابی می شوند، به سازمان کمک می کنند تا تصمیمات بهتر و مبتنی بر داده اتخاذ کند. آنها همچنین می توانند رفتار، بهره وری و تصمیم گیری های سازمان را هدایت و شفافیت و مسئولیت پذیری را فراهم کنند.

موفقیت

آموزش موفقیت از صفر تا صد با 5 فیلم رایگان (سمینار)

آموزش موفقیت از صفر تا صد با 5 فیلم رایگان (سمینار)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/11/word-image-96.jpeg

ما در این مطلب قرار است شما را با بهترین نکاتی که مسیر موفقیت شغلی را هموار می کنند آشنا کنیم. پس به هیچ وجه دست مقاله امروزمان را از دست ندهید!
نکته 1: برای مدیرکار کنید نه برای شرکت
مدیران مهمترین عامل موفقیت شما در کل زندگی شغلی و حرفه ای تان هستند. این شرکت ها نیستند که موفقیت شما را می سازند بلکه مدیران شرکت ها هستند. سعی کنید ارتباط خوبی با مدیرتان برقرار کنید. به این ترتیب می توانید به راحتی نظرات، دغدغه ها، نگرانی ها و ایده های مرتبط با کسب و کارتان را با او در میان بگذارید و به مدیرانتان اطلاع بدهید که در حال برداشتن گام بعدی برای پیشبرد شغل خود هستید.
شاید این مساله خیلی بدیهی و آشکار به نظر برسد، اما در واقع بسیاری از افراد فراموش می کنند که مدیران یا روسای آنها فقط وظیفه دستور دادن به کارمندانشان را ندارند. مدیران دانش و تجربه زیادی در آن زمینه به خصوص دارند و شما می توانید چیزهای زیادی از آنها یاد بگیرید. پس تمام تلاشتان را بکنید تا ارتباط و تعامل خوبی با مدیرتان داشته باشید تا بتوانید از این طریق پیشرفت کنید.

پیدا کردن مدیران بزرگ کار سخت و دشواری است، اما یادتان باشد که آنها می توانند تاثیر زیادی روی موفقیت شغلی شما داشته باشند. مطمئن شوید که برای یک مدیر عالی که با او کنار می آیید کار کنید، نه فقط برای یک شرکت عالی!
نکته 2: طوری کار کنید که انگار از قبل ترفیع گرفته اید
خب، احتمالا این جمله را قبلا بارها و بارها شنیده اید، حالا بیایید نحوه انجام این کار را با هم بررسی کنیم. سوال کلیدی که باید در اینجا از خود بپرسید این است که آیا فقط به اندازه حقوقی که می گیرید کار می کنید یا بیشتر؟ اگر اینطور است، چقدر بیشتر؟ آیا کار اضافی که انجام می دهید باعث افزایش ارزش و بهره وری تیمتان می شود؟
خب، اگر بعد از پرسیدن این سوالها متوجه شدید که به اندازه کافی به کارتان بها نمی دهید چه؟ اگر اینطور است، سعی کنید به اندازه کسی که در پست بالاتر از شما مشغول است نسبت به کارتان متعهد، منعطف و وظیفه شناس باشید. نگاه کنید ببینید آنها چه کار می کنند که شما در حال حاضر انجام نمی دهید؟ استراتژی شما در مقایسه با آنها چیست؟ از اینکه نشان دهید انگیزه بالایی برای صعود به سطح بعدی دارید نترسید.
نکته 3: تصمیم بگیرید که چه میزان پول برایتان مهم است
همه دلشان می خواهد درآمد بالایی داشته باشند. ولی شما باید این سوال را از خودتان بپرسید که واقعا چقدر آماده اید تا چیزهای دیگر زندگی تان را فدای موفقیت در کارتان کنید؟ آیا موفقیت برای شما فقط به معنی پاداش مالی است یا چیزهای دیگر؟
چقدر حاضرید وقتی را که با خانواده و دوستانتان می گذرانید فدای شغلتان کنید؟ ممکن است افراد مهم زندگی تان دوست نداشته باشند برای شما در جایگاه دوم و پس از شغلتان قرار بگیرند.
آموزش فروشندگی از صفر تا صد (و 11 نکته برای فروش دو برابری)
این که معمولا مشاغل خلاق درآمد کمتری کسب می کنند یک واقعیت است، چون این نوع شغل ها مردم را سرگرم می کنند و برای همین ورود به عرصه چنین مشاغلی بسیار رقابتی است. اما از طرفی هم کسب و کارهایی که با خلاقیت سر و کار دارند تعهدات مالی مستقیم کمتری دارند بنابراین استرس شغلی شان هم کمتر است.

به عنوان مثال، اگر دوست دارید در حیطه ای کار کنید که خلاقیت شما به کار گرفته شود باید به این مساله هم فکر کنید که احتمالا درآمد خیلی زیادی نخواهید داشت، ولی اگر این مسیر شما را خوشحال و راضی می کند پس ارزش قدم گذاشتن در آن را دارد.
در واقع همه چیز به شما و اهدافتان بستگی دارد. اینکه بتوانید به وضوح آنچه را که برای خود می خواهید ببینید باعث می شود اقدامات شغلی شما را با هدفی که روی آن متمرکز شده اید همسو می کند. به این ترتیب حواس پرتی ها از میان می روند و راحت تر می توانید به سمت هدف حرکت کنید.
شانس چیست؟ چطور آن را افزایش دهیم؟ (4 ترفند)
خیلی ها برای زندگی شان رویاهای بزرگ یا “چشم اندازی” از زندگی آینده خود دارند و این مساله معمولی و رایج است. ولی به ندرت اتفاق می افتد که تلاش ما هم سطح جاه طلبی ها و آرزوهایمان باشد. این را یادتان باشد که متعهد بودن و پشتکار داشتن اولین عامل مهم در دستیابی به موفقیت است.
نکته 4: کاری را انجام دهید که با توانایی های طبیعی شما مطابقت دارد
پیتر دراکر می گوید: اکثر افراد فکر می کنند می دانند در چه چیزی مهارت دارند و خوب هستند، اما معمولا آنها اشتباه می کنند.
تجربه نشان می دهد که متاسفانه این جمله درست است. سیستم های آموزش ابتدایی و متوسطه در بیشتر کشورها همه را در یک سطح مشابه در طیف وسیعی از موضوعات آموزش می دهند. این سیستم ها نمی توانند روی کشف و پرورش استعدادهای ذاتی شما تمرکز کنند. پیدا کردن “یک شغل با ثبات مالی” هدف اصلی ما از سنین پایین است.
وقتی اولین شغلتان و درمراحل بعدی به مشاغل دیگرتان می رسید، تمرکز شما روی مهارت‌سازی و آموزش های خاص متناسب با این شغل است. برای همین، اکثر اوقات استعدادهای ذاتی ما نادیده گرفته می شوند و ما از آنها استفاده نمی کنیم.
حتما دانلود کنید: 4 تا از بهترین کتابهای pdf رازهای موفقیت (دانلود رایگان)
شما می توانید در چیزی که از قبل برایش استعداد ذاتی ندارید ماهر شوید، ولی به احتمال زیاد این مهارت برایتان خوشحال کننده نخواهد بود. معمولا افراد باهوش و با انگیزه بالا می توانند در مشاغل یا حرفه هایی که به طور ذاتی توانایی و استعدادی برایشان ندارند موفق شوند و عملکرد خوبی داشته باشند، اما احتمالا از آن راضی نیستند و احساس خوشحالی و رضایت نمی کنند.
اگر در نقشی هستید که از استعدادهای قوی شما در آن استفاده نمی شود، ممکن است در نهایت احساس ناامیدی، بی حوصلگی یا کار کردن بیش از حد به شما دست بدهد و دلیلش هم صرفا این است که شما روی مهارت هایی که آموخته اید تکیه می کنید که با استعدادهای طبیعی تان همسو و هم جهت نیستند. شما باید شغلی داشته باشید که متناسب با خودتان باشد نه مخالف آن.
این کار را می توانید با درک مهارت های طبیعی خودتان شروع کنید. برای پیدا کردن این مهارت ها به چیزهایی که دوست دارید و مواردی که در حل مشکلات مربوطه شان مهارت دارید فکر کنید. این موارد بهترین سرنخ برای شما هستند.
نکته 5: : متواضع باشید. یادتان باشد که همه از سطوح پایین شروع می کنند و در ابتدای راه چیز زیادی نمی دانند
هیچ کس از شما انتظار ندارد وقتی وارد یک حیطه یا زمینه جدید می شوید همه چیز را از قبل بدانید. روند کار در هر شرکتی با شرکت دیگر فرق می کند و شما از ابتدا از همه چیز خبر ندارید. هر شرکتی ارزش های اصلی، اهداف، شخصیت و فرهنگ کاری مخصوص خودش را دارد. یادگیری این موارد بخشی از سفر شماست و به تدریج رخ می دهد.
منظور ما از متواضع بودن در محل کار به این معناست که:

بپذیرید که شما همه چیز را نمی دانید
برای پرسیدن سوال یا در خواست کمک خجالتی یا مغرور نباشید
قبل از صحبت کردن خوب گوش کنید و وقتی می خواهید نظرات خودتان را مطرح نمایید، فکر و نظر دیگران را نادیده نگیرید
با دیگران مهربان باشید و از آنها سپاسگزاری کنید، به خصوص زمانی که به شما کمک می کنند.
برای اینکه همکار یا هم تیمی خوبی باشید لازم نیست به همه کمک کنید، بلکه باید به کسانی اعتبار بدهید که ارزشش را دارند.

امیدواریم مطالب گفته شده ما برایتان مفید بوده باشد. شاید در ابتدا مسیر موفقیت کمی سخت و پیچیده به نظر برسد ولی ناامید نشوید، با قدرت ادامه بدهید و مطمئن باشید که موفق خواهید شد.
برای خانم ها: چگونه یک زن موفق باشیم؟ (10 ویژگی و 5 عادت که باید ایجاد کنید)
دانلود دروس آموزش موفقیت

 

 

 

 
حتما در کنار این مطلب بخوانید: 20 عواملی باعث موفقیت می شوند؟ و 8 دلیل که چرا موفق نمیشویم

سحرخیزی

سحرخیزی: 3 نکته اصلی برای زود بیدار شدن (بدون احساس خستگی)

سحرخیزی: 3 نکته اصلی برای زود بیدار شدن (بدون احساس خستگی)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/10/c-users-asus-desktop-r-jpg.jpeg

همیشه از قدیم گفته اند که سحرخیز باش تا کامروا باشی. پس ساعت 5 صبح از خواب بیدار شوید، یک روتین صبحگاهی انجام دهید و موفقیت شما تضمین شده خواهد بود.
اما واقعیت کمی پیچیده تر است. گذشته از این که بیدار شدن زودهنگام موفقیت را تضمین نمی کند (بخش بعدی را ببینید)، بلکه می تواند بسیار دشوار باشد.
مسلما شما هم دوست دارید صبح زود از خواب بیدار شوید. اما موقع بیدار شدن که فرا می رسد، احساس می کنید که یک کامیون با شما برخورد کرده است و قادر به بلند شدن از رخت خواب خود نیستید. در هرصورت بر خواب لذت بخش صبحگاهی غلبه می کنید و زنگ ساعتتان را خاموش می کنید.
با این وجود لازم نیست اینطور باشه و این امکان این که صبح زود از خواب بیدار شده و روزتان را با انرژی شروع کنید وجود دارد. در قسمت بعدی سه تکنیک برای رها شدن از شر ناراحتی صبحگاهی و همچنین یک نکته بی اهمیت تلقی شده (اما قدرتمند) برای با انگیزه بیدار شدن را بررسی می کنیم.
اما در ابتدا، به چند فرضیه در مورد ارتباط بین سحرخیزی و پرکار بودن خواهیم پرداخت.
برای فعال بودن لازم نیست زود بیدار شوید
قبل از اینکه به جزئیات نحوه بیدار شدن زودهنگام بپردازیم، اجازه دهید یک مسئله را روشن کنیم: سحرخیزی و فعال بودن علت و معلول یکدیگر نیستند.
برخی افراد متوجه شده اند که وقتی زود بیدار می شوند بازدهی بیشتری دارند. اگر شما هم جز این دسته هستید، خیلی خوبه! این مقاله به شما کمک می کند در زمان دلخواه خود بیدار شوید.
اما اگر فقط به سحرخیزی علاقه دارید به این دلیل که “باید انجام دهید” یا اینکه در ویدیوی YouTube مشاهده کردید که به شما می گوید این تنها راه فعال بودن است، باید در تصمیم خود تجدید نظر کنید.
حتما بخوانید: با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!
چراکه بهترین زمان احساس هشیاری و فعال بودن برای هر فرد متفاوت است. برای برخی افراد، این زمان صبح زود است اما برای برخی دیگر، ممکن است در اواخر روز یا حتی اواخر شب باشد، این مسئله کاملا طبیعی است و هیچ اشکالی در آن وجود ندارد. جدای از تعهدات کاری و خانوادگی خاص، هیچ موقعی را نمی توان “بهترین زمان” برای بیدار شدن دانست. در طول تاریخ، افراد بزرگ با ذهن های خلاق، برنامه های متفاوتی برای خود داشتند که ارتباط چندانی با بازدهی خلاقیت آنها نداشت.
به عنوان مثال، در بررسی اطلاعات اینفوگرافی زیر که زمان بیداری نویسندگان مشهور در طول تاریخ را نشان می‌دهد، برخی از آنها قبل از طلوع آفتاب به خوبی از خواب بیدار شده اما بسیاری هم دیرتر بیدار شدند و این به خلاقیت آنها لطمه ای وارد نکرده است.
بنابراین فکر نکنید که برای موفق شدن باید زود بیدار شوید. اگر در شب بیشترین بازدهی را دارید و انعطاف پذیری لازم برای حفظ چنین برنامه ای را دارید، آن را دنبال کنید! اگر هم متوجه شدید که صبح زود بازدهی بیشتری دارید نکات زیر را برای سهولت در سحر خیزی بخوانید.
3 عنصر مهم برای زود بیدار شدن (بدون احساس خستگی)

 
بنابراین چگونه زود بیدار شوید (هر زمانی که برای شما معنی زود میدهد) ؟
ابتدا، فرض می‌کنیم که شما در ساعت مناسبی به رختخواب می‌روید و به اندازه کافی می‌خوابید. اگر اینطور نباشد، بدون توجه به آنچه صبح انجام می‌دهید، برای زود بیدار شدن به مشکل بر می خورید.
اما اگر برنامه روتین خواب شبانه‌تان ثابت است و همچنان صبح ها با احساس گیجی شدید دست و پنجه نرم می‌کنید، سه چیز می‌تواند به شما کمک کند.

حرکت کردن
آب
نور خورشید

از طریق آزمایش و تحقیق، متوجه شدیم که این سه ماده کلیدی برای غلبه بر خستگی شدیدی هستند که ممکن است هنگام بیدار شدن از خواب احساس کنید. بیایید نگاهی دقیق‌تر به چگونگی عملکرد آنها برای کمک کردن به بیدار شدنتان بیندازیم.
حرکت
اگر بعد از به صدا درآمدن زنگ ساعت در رختخواب بمانید، مطمئناً دوباره به خواب خواهید رفت. حتی با اراده ترین افراد هم در مقاومت کردن با گرما و راحتی رخت خواب دچار مشکل می شوند.
به همین دلیل اولین توصیه ما برای زود بیدار شدن این است که از رختخواب خود بلند شوید و شروع به حرکت کنید. اغلب، ما متوجه شده‌ایم که صرفاً بلند شدن از رختخواب و رفتن به اتاقی دیگر، برای از بین بردن تمام افکار مربوط به بازگشت به تخت خواب کافی است. اما اگر می خواهید برای دویدن بروید یا حرکات سنگین تری انجام دهید، قدرت بیشتری به شما می رسد.
حتما بخوانید: مهارت هایی که باید در زندگی بلد باشیم: 44 توانایی برای هر مرد و زن
برای اثربخشی بیشتر، توصیه می‌کنم اولین حرکتتان، مرتب کردن تختتان باشد. به این ترتیب، خیلی کمتر وسوسه خواهید شد که دوباره بخوابید. احمقانه به نظر می رسد، اما رختخواب مرتب پیامی قدرتمند به ذهنتان می فرستد که اکنون زمان بیداری است.
هر چند وقتی بلند شدید و حرکت کردید، هنوز بیدارماندنتان قطعی نیست. برای بیدار ماندن، باید یک نوشیدنی مهم نیز اضافه کنید (نکته: منظور قهوه نیست).
آب
در حالی که هنوز نتوانسته ایم تحقیقات علمی زیادی برای اثبات آن پیدا کنیم، اما به تجربه دریافته ایم که نوشیدن یک لیوان آب در وهله اول به ما کمک می کند هشیارتر بمانیم.
بد نیست که بگویم چندین نفر از اعضای تیم ما در شهرکرد، زندگی می‌کنند، جایی که آب و هوای خشک و ارتفاع زیاد، سطح بالاتری از هیدراتاسیون نسبت به سطح دریا می طلبد. اما حتی اگر در ارتفاع پایین‌تری (نزدیک به سطح دریا) هم زندگی می‌کنید، توصیه می‌کنم یک لیوان آب به برنامه صبحگاهی خود اضافه کنید.
حتما بخوانید: همه خواص و مضرات قهوه اسپرسو طبق جدیدترین تحقیقات دنیا
به هر حال، هیدراته ماندن، فواید سلامتی متعددی دارد در صورتیکه بسیاری از ما به اندازه کافی آب نمی نوشیم. اما در حالی که آب مهم است، باید مطمئن شوید که بخش آخر (و احتمالاً مهم ترین قسمت) را برای احساس بیداری در صبح فراموش نکنید: نور خورشید
نور خورشید
در یک کلام، نور خورشید ساعت زنگ دار اصلی است، راهی طبیعی برای بدن ما تا بداند زمان بیدار شدن فرا رسیده است.
وقتی نور خورشید به گیرنده های نوری در چشم شما برخورد می کند، سیگنالی به مغز می فرستد که می گوید: ” سلام، وقت بیدار شدن است! ” بنابراین، قرار گرفتن در معرض نور خورشید در اولین ساعات صبح یکی از بهترین کارهایی است که می توانید برای احساس هوشیاری و انرژی انجام دهید.
حتما بخوانید: انرژی درمانی چیست؟ بهترین و موثرترین روش انجام آن به تنهایی
با این حال قرار گرفتن در معرض نور خورشید نه تنها به شما کمک می کند تا در لحظه زنگ خوردن ساعتتان بیدار شوید، بلکه می تواند به تنظیم ریتم شبانه روزی بدن شما نیز کمک کند. این چرخه ی طبیعی خواب و بیداری چیزی است که باعث می‌شود عصرها احساس خستگی کنید و صبح‌ها به موقع بیدار شوید. وقتی ریتم شبانه روزی شما تنظیم باشد، می توانید سریعتر به خواب بروید و بهتر بخوابید، از طرف دیگر هم سروقت دلخواهتان بیدار شوید.
به طور کلی
در حالی که من به طور جداگانه هر مورد را بررسی کرده ام، شما مجبور نیستید هر یک از این فعالیت ها را به صورت جداگانه انجام دهید. در حالت ایده آل، توصیه می کنم روتینی برای ترکیب حرکت، آب و نور خورشید ترتیب بدهید.
راه مورد علاقه من این است که با بطری آب در دست در اطراف محله قدم بزنم. این نه تنها راهی عالی برای کمک به بیدار شدن من است، بلکه به من زمان می دهد تا قبل از شروع کار روزانه افکارم را جمع آوری کنم.
میانبری برای سحرخیزی : هیجان زده باشید
در مقدمه اشاره کردم که اکثر ما به راحتی می توانیم در مواقع ضروری زود بیدار شویم. من عادت داشتم ساعت 6 صبح از خواب بیدار شوم تا به موقع به دبیرستان برسم و هیچ وقت مشکلی برای زود بیدار شدن جهت رسیدن به ساعت پروازم نداشتم. درواقع وقتی عواقب عدم انجام این کار به اندازه کافی شدید باشد، تقریباً در هر ساعتی می توانید از خواب بیدار شوید.
اما اگر دلیل اصلی شما برای زود بیدار شدن این باشد که برای یک روال صبحگاهی وقت بگذارید، چه ؟ در این مورد، تعهد و اجبار خاصی وجود ندارد که شما را وادار کند تا زود از خواب بیدار شوید چنین اجباری می تواند از کارایی و بازده صبحگاهی شما بکاهد.
برای حل این مشکل ، از توصیه تیاگو فورته استفاده می کنیم:

“شما نمی توانید با کسی که از کارش لذت می برد رقابت کنید”

یعنی بهترین ترفند سحرخیز بودن این است که برای بلند شدن اشتیاق داشته باشید. هر روز صبح کاری سرگرم کننده برای انجام دادن داشته باشید که شوق انجام آن شما را از رختخواب بیرون بکشد (یا حداقل در مقابل وسوسه بازگشت به خواب مقاومت کنید).
بسیاری از ما عادت نداریم با چنین دیدگاهی به سحرخیزی فکر کنیم، بنابراین برای پیدا کردن فعالیتی که شما را برای بلند شدن هیجان زده کند، باید کمی فکر کنید.
در زیر برخی از فعالیت های سرگرم کننده ای که باعث شده است در گذشته زود بیدار شوم را ذکر کرده ام:

درست کردن (و نوشیدن) یک فنجان قهوه دلچسب
پیاده روی تا باشگاه کوهنوردی
خواندن یک کتاب غیرداستانی بسیار جالب
پیاده روی طولانی (1 ساعت +) در اطراف محله
رفتن به کافی شاپ برای خوردن نوشیدنی و گپ زدن با دوستان

این موارد فقط برخی از چیزهایی است که من را هیجان زده می کند. هر کاری که برای بلند شدن سر ذوقتان می‌آورد را انجام دهید (البته در حد منطق).
سحرخیزی با گذشت زمان آسان تر می شود. زود بیدار شدن سخت است، به خصوص اگر این تمایل طبیعی بدن شما نباشد. اما با توجه به نکات این مقاله، سحرخیزی اکنون باید آسان تر باشد.
خواب مورد نیاز برای هر رنج سنی
به طور متوسط، یک فرد بالغ سالم معمولاً به 7 ساعت خواب نیاز دارد تا احساس آرامش کند، اما نیاز بدن شما با افزایش سن تغییر می کند. در زیر جدولی برای تعیین خواب مناسب هر رنج سنی را قرار داده ایم.

سن
ساعت مورد نیاز

0-3 ماه
14-17 ساعت

4-11 ماه
12-15 ساعت

1-2 سال
11-14 ساعت

3-5 سال
10-13 ساعت

6-13 سال
9-11 ساعت

14-17 سال
8-10 ساعت

18-64 سال
7-9 ساعت

65+ سال
7-8 ساعت

چگونه با انرژی بیشتری از خواب بیدار شویم؟ (18 ترفند موثر)

فروشندگی

آموزش فروشندگی از صفر تا صد (و 11 نکته برای فروش دو برابری)

آموزش فروشندگی از صفر تا صد (و 11 نکته برای فروش دو برابری)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/10/word-image-46.jpeg

در این مقاله لیستی از هفت مهارت فروشندگی که هر کسی می تواند بیاموزد را گردآوری کرده ایم. این مهارت ها را تمرین کنید، بهبود ببخشید تا تبدیل به یک فروشنده حرفه ای شوید.
اگر می خواهید مهارت های فروش که در شغل فروشندگی مورد نیاز هستند را در خود ارتقا دهید باید تلاش کنید. درست است که همه ما استعدادهای ذاتی خود را داریم اما هرکسی می تواند نحوه تأثیرگذاری بیشتر روی دیگران را بیاموزد- لازم به ذکر است که این مهمترین ویژگی یک فروشنده موفق است.
اینها مهارت های فروش “نرم” هستند که ارتباط کمی با تاکتیک های فروش دارند و بیشتر به نحوه عملکرد و برخورد شما با مشتری مرتبط هستند.
11 مهارت فروش که باید یاد بگیرید
1- با نقش خود را به عنوان یک فروشنده ارتباط برقرار کنید
اگر لازم بشد تنها یکی از مهارت های موجود در این مقاله را یاد بگیرید، این مورد خواهد بود. زیرا با یادگیری این مهارت است که می توانید هر مهارت دیگری را بیاموزید، اما اگر فروشنده ای نامطمئن و مضطرب باشید، ممکن است هرگز فرصتی برای امتحان مهارت های دیگر نداشته باشید.
شما باید به محصول، شرکت یا خدماتی که ارائه می دهید باور داشته باشید. در غیر این صورت فروشندگی برایتان دشوار می شود. اگر قرار باید شما واقعا به آنچه به یک مشتری بالقوه می گویید باور نداشته باشید، چرا باید از شما خرید کند؟
اصول برخورد با مشتری برای ایجاد رونق در کسب و کار
اولین چیزی که باید کشف کنید این است که محصول یا خدماتی که ارائه می دهید از چه نظر برای شما جذاب هستند. سپس می توانید روی کمک به دیگران تمرکز کنید. اگر فرآیند فروش خود را به این شکل تنظیم کنید- یعنی کمک به افرادی که محصول شما می تواند مشکل آنها را حل کند – همه چیز برایتان راحت تر خواهد شد.

سپس باید تمرین کنید. با تجربه کاری و محصولی که به آن اعتقاد دارید-و اعتماد به نفس ناشی از این دو-به زودی متوجه می شوید که فروش چیزی است که شما به آن علاقه دارید و در آن عالی هستید.
2- عادت های خود را به هم پیوند بزنید
برای اینکه یک فروشنده موثر باشید، باید زمان خود را مدیریت کنید، برای انجام کار باید سیستماتیک عمل کنید.
کارهایی که باید در مقابل مشتری بالقوه خود انجام دهید عبارتند از: ارتباط برقرار کردن، آماده سازی و ارائه محصول.
با گذشت زمان و تکرار این مراحل به طور طبیعی تبدیل به عادت می شوند. اما کاری که شما باید انجام دهید این است که عادت های خود را به هم پیوند دهید تا همیشه به صورت متوالی انجام شوند. به عنوان مثال، می توانید این عادت را برای خود ایجاد کنید که پس از روشن کردن رایانه خود، سیستم CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) یا ایمیل بازاریابی خود را بررسی کنید. پس از ایجاد این عادت می توانید لایه های بیشتری را به آن اضافه کنید تا یک روال فروش روزانه مفید داشته باشید.
توجه داشته باشید که این کار باید به تدریج انجام شود.
3- مشتریان احتمالی را شناسایی کنید
به گفته مارک وایشاک، استراتژیست فروش و نویسنده، حداقل 50 درصد از مشتریان شما به آنچه می فروشید علاقمند نیستند. بنابراین به منظور کارآمدتر شدن پروسه فروش، باید یاد بگیرید روی 50٪ دیگر متمرکز شوید. به این ترتیب در وقت و انرژی صرفه جویی خواهید کرد.

مشتری یابی شما از طریق آموزش و تجربه راهبردی تر خواهد شد – متأسفانه، هیچ راه میانبری در این زمینه وجود ندارد. هرچه زمان بیشتری را صرف کار و تمرین کنید، در انجام این کار بهتر خواهید شد.
با این وجود، شما می توانید با استفاده از تکنولوژی، این روند را تسریع کنید. ابزارهایی در بازار وجود دارند که به عنوان مثال، با پیداکردن آدرس ایمیل یا برنامه ریزی برای پیگیری، از نظر تاکتیکی به شما کمک می کند.
4- متخصص زمینه کاری خود شوید
مزایای شناخته شدن به عنوان یک متخصص به ویژه در فروش، بسیار زیاد است. تخصص می تواند شما را در برابر مخاطبان و مشتریان بالقوه جدید قرار دهد.
راههای زیادی برای تبدیل شدن به یک متخصص وجود دارد. برای بسیاری، این امر در نتیجه ترکیب تجربه کاری با شخصیت خود همراه بوده است.
بهترین راه حل ها برای فروش بیشتر (در هر شغلی که هستید)
شما باید تخصصی را بدست آورید که برای دیگران مفید است سپس، به دنبال راه هایی برای به اشتراک گذاشتن این اطلاعات با افرادی که به آنها نیاز دارند باشید.
5- مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنید
نگاهی گذرا به مقالات مربوط به بهبود فروش به شما نشان می دهد که ارتباط کلامی و رسانه های اجتماعی برای موفقیت شما به عنوان یک فروشنده بسیار مهم هستند. اما در کنار اینها دو مهارت فروش دیگر وجود دارند که این راه های ارتباطی را با هم پیوند می زنند و به آنها انسجام می بخشند: داستان سرایی و هوش عاطفی (هیجانی).
این دو ویژگی تضمین می کنند که پیام شما به هدف خود رسیده است.
داستان سرایی قانع کننده
با بهبود مهارت های داستان سرایی خود، احتمال باز شدن ایمیل های شما بیشتر و ارتباط کلی شما معتبر و قابل اعتمادتر می شود. شما می توانید این مهارت را در رسانه های اجتماعی، بازاریابی محتوا، ایمیل ها و ارتباطات شفاهی پیاده سازی کنید. به یاد داشته باشید که کار نیکو کردن از پر کردن است پس تا می توانید تمرین کنید.
وانمود کنید هوش عاطفی بالایی دارید (حداقل تا زمانیکه واقعا به آن دست پیدا کنید)
ارتباط یک خیابان یک طرفه نیست وقتی نوبت به پاسخگویی مشتری می رسد، هوش عاطفی یا EQ برگ برنده شما است.
شما باید بدانید که چگونه به اعتراضات پاسخ دهید و چه زمانی سکوت کنید. اگر هوش عاطفی شما خوب نیست، به دنبال پاسخ هایی باشید که به شما کمک می کنند تا به سناریوهای مختلفی که احتمالا به عنوان فروشنده با آنها روبرو می شوید پاسخ دهید.
6- ارتباط موثر داشته باشید
این یکی دیگر از ویژگی های مهم یک فروشنده است. ایجاد تعادل بین ارتباط برقرار کردن و فاصله گرفتن می تواند دشوار باشد. این را در نظر بگیرید که مشتری های مختلف واکنش های متفاوتی نسبت به روش ارتباطی شما خواهند داشت و بدیهی است که تسلط بر این مهارت نیاز به تمرین دارد. حتما این مطلب را بخوانید که چطور با هر کسی به بهترین شکل صحبت کنیم؟
با این وجود، رفتارهای خاصی وجود دارد که عدم انجام آنها ممکن است به شما کمک کند.

بمباران مشتری با ایمیل های بی امان
ارسال ایمیل های سرد بدون پایان و خودکار
بی توجهی مداوم به درخواستهای صریح مشتری

در برخورد با مشتری های احتمالی خود ملاحظه و احترام را فراموش نکنید.
اگر روشهای ارتباطی شما محتاطانه نیستند یا به حد و مرزهای مشتری خود احترام نمی گذارید و آنقدر پیشروی کرده اید که مشتری از شما خواسته دیگر ادامه ندهید- مطمئنا راه را اشتباه رفته اید.
15 تا از جدیدترین اصول موفقیت در کسب و کار و تجارت
باید از اعتدال استفاده کنید و سه نکته زیر را در نظر داشته باشید.
اکنون پرسش این است که چگونه می توانید در رادار بمانید بدون این که مشتری خود را کلافه کنید؟

قبل از هر چیز لازم است که یک استراتژی انتخاب کنید. شما می توانید با گذشت زمان و کسب تجربه استراتژی انتخابی خود را تغییر داده یا کنار بگذارید. به نحوه ارتباط با مشتریان احتمالی، فواصل پیگیری های خود و بازخورد آنها توجه کنید.
زمانیکه استراتژی مناسب را پیدا کردید، از فناوری برای خودکارسازی فرآیند استفاده کنید. ابزارهایی مانند CRM می توانند به شما در مدیریت فرآیند کمک کنند.
اما وقتی مشتریان احتمالی بازخورد منفی نشان می دهند، چه باید کنید؟
احتمالا می دانید که “نه یعنی نه” و “اصرار فایده ای ندارد”.
توصیه ما به شما این است که در نهایت صداقت از خود بپرسید “چرا مشتری به شما جواب منفی داده است؟”
این پرسش در اکثر مواقع راه را برای پرسش های جدید باز می کند.

آیا روی شخص مناسب سرمایه گذاری کرده اید؟
آیا امکان جواب گرفتن وجود دارد؟
آنها چه اطلاعاتی از شما می خواهند؟
آیا لازم است وقت گرانبهای خود را بیش از این صرف فرد مورد نظر کنید؟

این پرسشها به شما کمک می کنند تا متوجه شوید که کجای کار را اشتباه کرده اید و چگونه می توانید آن را جبران کنید. ممکن است لازم باشد راه منطقی را پیش بگیرید و در وقت و انرژی خود صرفه جویی کنید.
به یاد داشته باشید: جلب نظر مشتری پس از 50 بار تلاش شما را تبدیل به یک فروشنده موفق و حرفه ای نمی کند.
بجای گذاشتن وقت برای هر کسی بهتر است تمرکز خود را روی پیدا کردن مخاطب مناسب قرار دهید. در مرحله بعد سه نکته ای که که قبلا ذکر کردیم را به خاطر داشته باشید. محتاطانه رفتار کنید، به مشتری احترام بگذارید و اعتدال پیشه کنید.
7- از حس همدلی خود استفاده کنید
همدلی یکی از مهمترین مهارتهای نرم است که باید در زرادخانه فروش خود داشته باشید.
همدلی به معنای آگاهی و درک احساسات و عواطف دیگران است و به شما کمک می کند احساسات دیگران را طوری درک کنید که انگار خودتان آن را احساس یا تجربه کرده اید.
در فروش، همدلی به شما کمک می کند تا نیازها و مشکلات مشتری را به طور کامل درک کنید. به این ترتیب می توانید درک کنید که آنها بدنبال چه چیزی هستند و نقاط ضعف، ترس ها و نگرانی های آنها چیست. همدلی شما می تواند روی تصمیم خریدار تاثیر بگذارد و به راهنمایی آنها در جهت راه حل هایی که نیازهای آنها را برآورده می کند منجر شود.
15 خوراکی برای یادگیری سریعتر و افزایش قدرت مغز
وقتی در فروش از حس همدلی خود کمک می گیرید، می توانید اعتماد واقعی را ایجاد کرده وعمیقا با مشتری احتمالی خود ارتباط برقرار کنید.
همدلی مهارتی است که باید هر روز آن را تمرین کنید تا بخشی از شما شود. همدلی دکمه ندارد که بتوانید به دلخواه آن را روشن و خاموش کنید. شما باید دائما آن را تمرین کنید، نه تنها در حین کار بلکه در هر جنبه ای از زندگی.
9- سعی کنید احساسی مشتری را درک کنید
اولین راه برای توسعه این مهارت، تلاش برای درک وضعیت احساسی مشتری است. به نشانه های کلامی فرد توجه کنید. این نشانه ها در مورد احساس مشتری چه چیزی به شما می گویند؟ مشتری از چه نوع کلماتی استفاده می کند؟ منطقی به نظر می رسد یا احساسی؟
درک وضعیت احساسی می تواند ارتباط شما را با مشتری عمیق تر کند.
10-خودتان را جای آنها بگذارید
برای درک احساسات یک فرد، باید خود را در موقعیت او قرار دهید. معنای همدلی این نیست که شما بگویید “من می توانم احساس شما را درک کنم”، شما باید بتوانید احساس طرف مقابل را درک کنید. این توانایی به شما کمک می کند تا ارتباط و پایه و اساس اعتماد را ایجاد کنید.
برای توسعه این مهارت، تصور کنید اگر در موقعیت فرد مقابل قرار بگیرد چه احساسی خواهید داشت.
11- به آنها گوش کنید و نظراتشان را بپذیرید
معمولا فروشندگان تمام تلاش خود را می کنند که نظر دیگران را تغییر دهند. اما مشکل اینجا است که با این رویکرد، شما در واقع در حال نادیده گرفتن نظرات و احساسات مشتری خود هستید.
این سوال را از خود بپرسید: آیا دوست دارید از شخصی خرید کنید که هیچ تلاشی برای درک شما و موقعیت شما نمی کند؟
چگونه فروشنده خوبی باشیم؟ 17 ویژگی ضروری و 5 تکنیک فروش
4 ویدیوی فوق العاده عالی از بهترین ترفندها برای فروشنده شدن

 

 

 

 
قبل از اینکه به فکر فروش باشید به مشتری احتمالی گوش دهید. این کار نه تنها به شما در ایجاد ارتباط با مشتری کمک می کند، بلکه به شما کمک می کند تا روند فروش خود در جلسات آینده را بهینه کنید.
امیدواریم با بکارگیری آنچه در بالا گفته شد به یک فروشنده ایده آل و موفق تبدیل شوید.

انگیزه در کسب و کار

جملات انگیزشی کسب و کار (66 جمله منتخب سال)

جملات انگیزشی کسب و کار (66 جمله منتخب سال)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/09/word-image-128.jpeg

جملات انگیزشی کسب و کار عباراتی هستند که می توان از آن ها برای الهام بخشیدن و هدایت همکار های خود به سوی موفقیت استفاده کنید. به عنوان مثال ” کار تا زمانی که انجام نشود، همیشه غیر ممکن به نظر می رسد! ” این نقل قول ها نمونه ای از تکنیک های جلب مشارکت کارکنان است. این عبارات می توانند روحیه و عملکرد افراد در هنگام کار را بهبود ببخشند.
لیست این جملات شامل عنوان های زیر است:

جملات انگیزشی کار روزانه
جملات انگیزشی با مزه
جملات انگیزشی تعادل بین کار و زندگی
جملات انگیزشی فرهنگ کار مثبت
جملات انگیزشی اخلاق کاری
جملات انگیزشی تغییر کار
جملات انگیزشی یادگیری کار
جملات انگیزشی سخت کوشی در کار

خب حالا برویم سراغ جملات!
در اینجا لیستی از جملات انگیزشی برای هر زمینه کاری آمده است.
جملات انگیزشی کار روزانه
1-“شکست نقطه مقابل موفقیت نیست؛ بلکه بخشی از موفقیت است.” – آریانا هافینگتون، تاجر
2- “اگر رویاهای تان شما را نمی ترسانند، پس خیلی کوچک هستند.” – ریچارد برانسون، تاجر
3-“باور کنید که می توانید و در نیمه راه موفقیت هستید” – تئودور روزولت، رئیس جمهور
4-“کیفیت به این معنی است که حتی وقتی کسی شما را چک نمی کند، باز هم کار را درست انجام دهید.” -هنری فورد، تاجر
5-“تفاوت بین معمولی و فوق العاده کمی تلاش بیشتر است.” – جیمی جانسون، بازیکن فوتبال
6-“تا زمانی که انجام نشود همیشه غیر ممکن به نظر می رسد.” – نلسون ماندلا، رهبر جهان
7-“پیشرفت بدون تغییر غیرممکن است و کسانی که نمی توانند دیدگاه خود را تغییر دهند، نخواهند توانست هیچ چیز دیگری را نیز تغییر دهند.” – جورج برنارد شاو ، نویسنده
8-“آنچه ما بسیار از انجام دادنش می ترسیم معمولاً همان کاری است که نیاز داریم که انجامش دهیم.” – رالف والدو امرسون، فیلسوف
9-“رزومه کاری تعریف کننده شما نیست، بلکه نحوه کار کردن شما معرف شما است.” – سث گودین، نویسنده
10-“هر موفقیتی با تصمیم برای تلاش آغاز می شود.” – جان اف کندی، رئیس جمهور
11-“توانایی چیزی است که شما قادر به انجام آن هستید. انگیزه تعیین می کند که چه کار می کنید و نگرش تعیین می کند که چقدر خوب کاری را انجام می دهید.” – لو هولتز، بازیکن فوتبال
12-“حتی اگر قلعه هایتان را در هوا ساخته اید، نباید نا امید شوید. این همان جایی است که آن ها باید باشند؛ حالا فقط آجر های جدید را زیر آن بگذارید.” -هنری دیوید تورائو، فیلسوف

جملات انگیزشی با مزه
13- “افرادی که نمی توانند تشخیص دهند لیوان نیمه پر است یا نیمه خالی، نکته اصلی را از دست می دهند تا وقتی که لیوان دوباره پر می شود ” ناشناس
14- “کسانی که می گویند این کار امکان پذیر نیست، پس نباید مانع انجام این کار شوند.” – ضرب المثل چینی
15- “مردم اغلب می گویند انگیزه دوام ندارد. خوب، حمام کردن هم دوام ندارد؛ به همین دلیل ما هر روز حمام می کنیم. ” -زیگ زیگلار، نویسنده
16- “اگر فکر می کنید که برای ایجاد تغییر بسیار کوچک هستید، سعی کنید با یک پشه زندگی کنید .” -دالایی لاما، رهبر معنوی
17- “هرگز کاری را که می توانید پس فردا انجام دهید به فردا موکول نکنید.” – مارک تواین، نویسنده
18- “بهترین انتقام موفقیتی بزرگ است.” – فرانک سیناترا، خواننده
جملات انگیزشی تعادل بین کار و زندگی
19-“داشتن شغل را با داشتن زندگی اشتباه نگیرید.” – هیلاری کلینتون، سیاستمدار
20-“هیچ کس هرگز در بستر مرگ نگفت:” ای کاش زمان بیشتری را در محل کار گذرانده بودم . ” – پول تسونگاس، سیاستمدار
21- “هرگز آنقدر مشغول امرار معاش نباش که زندگی را فراموش کنی.” – دلی پارتون، کمدین
22-“ما باید زندگی کردن را اولین مورد در لیست کار هایی که باید انجام دهیم، بگذاریم ” – میشل اوباما، بانوی اول
23-“اکثر ما زمان زیادی را صرف کار های اضطراری می کنیم و زمان کافی برای انجام اموری که مهم است در نظر نمی گیریم. ” – استیفن کاوی، نویسنده
24- “چیزی به عنوان تعادل بین کار و زندگی وجود ندارد. زندگی همین است. تعادل باید در درون شما باشد. ” -سادگورو، نویسنده
25- “شما هیچ وقت برای هیچ کاری وقت پیدا نمی کنید. اگر زمان می خواهید ، باید آن را بسازید. ” – چارلز بوکستون، نویسنده و سیاستمدار
26- “می توانید همه چیز داشته باشید. فقط نمی توانید همه را یک جا داشته باشید. ” – اپرا وینفری، مغول رسانه
27-“زندگی تعادلی است بین نگه داشتن و رها کردن.” -مولي، شاعر
28-“مطمئن شوید هر قدمی که بر می دارید با دقت و تدبیر است و به یاد داشته باشید که زندگی خود یک ترکیب متعادل عالی است ” – دکتر. سوس، نویسنده
29- “اگر خسته شدید، یاد بگیرید که استراحت کنید، نه این که همه چیز را رها کنید.” – بانکی، هنرمند

جملات انگیزشی فرهنگ کار مثبت
30-“اگر شما فرهنگی را جا انداخته اید که آسیب پذیری در آن خوب نیست پس شما همچنین یک فرهنگ را ایجاد کرده اید که در آن نوآوری و خلاقیت کار درستی نیست.” – برن براون، استاد و مدرس
31-“مشتریان هرگز شرکتی را دوست نخواهند داشت مگر این که در ابتدا کارکنان آن شرکت را دوست داشته باشند.” – سیمون سینک، نویسنده
32- “تنها چیزی که رهبران واقعاً به آن اهمیت می دهند ایجاد و مدیریت فرهنگ است.” – ادگار شاین، استاد و کارشناس سازمان
33- “مشتریان اولویت نیستند. کارکنان حرف اول را می زنند. اگر شما از کارکنان خود مراقبت کنید، آن ها نیز از مشتریان مراقبت خواهند کرد. ” – ریچارد برانسون، تاجر
34- “همه رهبران خوب همدل و اهل همکاری هستند. آن ها به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و باعث می شوند تا مردم نسبت به خود و رهبر خود اطمینان داشته باشند. ” – جان مکسول ، نویسنده
35- “برای اداره کردن خود از مغزتان استفاده کنید و برای تسلط بر دیگران، از قلب خود استفاده کنید. ” النور روزولت، بانوی اول
36- “خوشبختی فقط در اختیار داشتن پول نیست. بلکه در لذت دستیابی و در هیجان تلاش نهفته است. ” فرانکلین روزولت ، رئیس جمهور
37- “اگر برای شما مهم نیست که چه کسی چه امتیازاتی دارد؛ پس می توانید به همه آن امتیازات برسید.” -هری ترومن ، رئیس جمهور
38- “هر روزتان را بر اساس محصولی که برداشت می کنید قضاوت نکنید، بلکه بر اساس دانه هایی که می کارید؛ قضاوت کنید.” – روبرت لوئیس استیونسون ، نویسنده
جملات انگیزشی سخت کوشی در کار
39- “فروتن باش و حتی هنگام گرسنگی هم سخت کوش ترین فرد بین دیگران باش” – دوین “راک” جانسون، کمدین
40- “ما آنچه هستیم که مدام تکرار می کنیم بنابراین برتری، به عمل نیست، بلکه یک عادت است. ” ارسطو، فیلسوف
41- “سخت کار کنید و مهربان باشید تا اتفاقات شگفت انگیزی برای تان رخ دهد.” – کانان اوبراین، کمدین
42- “سخت کار کردن وقتی استعداد ذاتی را شکست می دهد که فرد با استعداد سخت کار نکند. ” -تیم نوتکه،مربی
43- “هیچ رازی برای موفقیت وجود ندارد. موفقیت نتیجه آمادگی، کار سخت و یادگیری از شکست است. ” -کولین پاول ، سیاستمدار
44- “سخت کوشی شخصیت افراد را برجسته می کند. برخی آستین های خود را بالا می زنند. برخی بینی خود را بالا می کشند و برخی دیگر اصلا نمی آیند و اقدامی نمی کنند . ” – سام یوینگ، بازیکن بیس بال
45- “اکثر افراد فرصت را از دست می دهند زیرا لباس های کار پوشیده و شبیه محل کارشان است.” – توماس ادیسون، مخترع
46- “یک رودخانه نه به دلیل قدرت بلکه به دلیل دوام صخره را از بین می برد.” – جیم واتکینز، تاجر
47- “پشتکار کار سختی است که بعد از خستگی از انجام کار سختی که قبلاً انجام داده اید آن را رو می کنید.” – نوت گینگریچ، سیاستمدار
48- “هیچ کس هیچ کاری نمی کند مگر این که شما آن کار را انجام دهید.” – مایا آنجلو، نویسنده
49- “در سکوت سخت کار کنید، بگذارید موفقیت تان سر و صدای شما باشد. ” Frank Ocean، نوازنده

جملات انگیزشی باور (60 جمله گلچین شده)
جملات انگیزشی در تغییر کار
50- “بهترین زمان برای کاشت درخت 20 سال پیش بود. دومین زمان مناسب اکنون است. ” ضرب المثل چینی
51- “تنها راه انجام کار های بزرگ دوست داشتن کاری است که انجام می دهید. اگر هنوز کاری را که دوست دارید، پیدا نکرده اید، به جستجوی خود ادامه دهید. تسلیم نشوید. ” – استیو جابز ، تاجر
52- “لازم نیست کل مسیر را ببینید، فقط اولین قدم را بردارید.” مارتین لوتر کینگ، جونیور، رهبر حقوق مدنی
53- “دشوارترین کار تصمیم برای شروع است، بقیه فقط استقامت کردن است.” آملیا ارهارت، هوانورد
54- “سخت تلاش کردن برای کاری که برای ما اهمیتی ندارد فشار نامیده می شود: سخت تلاش کردن برای کاری که دوست داریم اشتیاق نامیده می شود.” – سیمون سینک، نویسنده
55- “امیدوارم زندگی ای داشته باشید که به آن افتخار می کنید. اگر متوجه شدید که چنین نیستید، امیدوارم قدرتش را داشته باشید که از نو شروع کنید. ” اسکات فیتزجرالد
56- “تغییر در این است که تمام انرژی خود را نه بر مبارزه با گذشته، بلکه بر ساختن آینده متمرکز کنید. ” سقراط ، فیلسوف
57-“اگر منتظر شخص دیگری یا زمان دیگری باشیم، تغییر ایجاد نمی شود. خودتان همان کسی هستید که منتظرش بودید. و همان تغییری هستید که دنبال آن هستید.” -باراک اوباما ، رئیس جمهور
58- “تا زمانی که شهامت نادیده گرفتن ساحل را نداشته باشید، نمی توانید برای رسیدن به افق های نو و پیش روی خود پارو بزنید.” – ویلیام فاکنر ، نویسنده
جملات انگیزشی یادگیری کار
59- “چه بیست ساله باشید، چه هشتاد ساله، هر زمان که یادگیری را متوقف کنید، پیر شده اید. ” هنری فورد، تاجر
60- “از اشتباهات دیگران درس بگیرید، خودتان نمی توانید آنقدر عمر کنید که همه آن ها را تجربه کنید. ” چانکیا، معلم
61- “با درس گرفتن از اشتباهات خود، آن ها را سودمند کنید. ” دونالد ترامپ، تاجر و رئیس جمهور
62- “اگر رشد و پیشرفت نمی کنید، در حال مرگ هستید. ” تونی رابینز، سخنران انگیزشی
63- “متخصصان در هر چیزی، زمانی مبتدی بوده اند. ” هلن هیز، بازیگر
64- “یادگیری تنها چیزی است که ذهن هرگز از بابت آن خسته نمی شود، نمی ترسد و هرگز پشیمان نخواهید شد. ” لئوناردو داوینچی
65- “یک زبان بیاموزید، تا از جنگ اجتناب کنید. ” ضرب المثل چینی
66- ” ما از تجربه درس نمیگیریم، ما از تامل بر روی تجربه درس می گیریم. ” جان دیویی، فیلسوف
معرفی و دانلود 10 تااز بهترین پادکست های انگیزشی (زبان فارسی)
سخن پایانی
چه از این نقل قول ها برای شروع یا پایان یک جلسه و یا شروع یک بحث گروهی یا پر و بال دادن به یک سخنرانی الهام بخش استفاده کنید؛ سخنان موجود در این لیست قطعا به تیم شما انگیزه و نیرو می بخشند.
سوالات متداول: جملات انگیزشی کسب و کار
در اینجا برخی از رایج ترین پرسش و پاسخ ها درباره جملات انگیزشی کسب و کار جمع آوری شده است.
جملات انگیزشی کسب و کار چیست؟
جملات انگیزشی کسب و کار عبارات معروفی هستند که می توانید از آن ها برای انرژی دادن به تیم خود استفاده کنید. این جملات به موضوعاتی مانند اخلاق کاری، تغییرات شغلی، یادگیری و فرهنگ کار می پردازند.
بهترین جملات انگیزشی کسب و کار کدام ها هستند؟
برخی از بهترین ها عبارتند از: “تا زمانی که انجام نشود همیشه غیر ممکن به نظر می رسد.” -نلسون ماندلا، رهبر جهان
همچنین، کیفیت به این معنی است که وقتی کسی شما را چک نمی کند، کارتان را درست انجام دهید.” -هنری فورد، تاجر
“کسانی که می گویند این کار امکان پذیر نیست، پس نباید مانع انجام این کار شوند.” -ضرب المثل چینی، این ها تنها چند تا از عبارت های خارق العاده ای هستند که می توانند نیروی محرک تیم شما باشند.
عملکرد جملات انگیزشی به چه صورت است؟
جملات انگیزشی کلمات عاقلانه ای از زبان افراد موفق هستند. سادگی، حقیقت و قدرت این عبارات باعث شروع به کار، تغییر یا حداقل تعدیل نگرش می شود . میل به درک شدن یک نیاز جهانی است و افراد ممکن است خود به خود با این عبارات همزاد پنداری کنند.
جملات انگیزشی چیست؟ (33 جمله برتر)

مدیریت زمان 1

10 اشتباهات اصلی مدیریت زمان

10 اشتباهات اصلی مدیریت زمان
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/09/word-image-65.jpeg

فرض کنید ساعت 3 بعد از ظهر است و شما هنوز دارید روی همان کار کوچکی که از اول صبح شروع کرده اید، کار می کنید. لیستی از کار ها روی هم انباشته شده، خیلی از برنامه عقب افتاده اید و رئیس تان هم از شما می خواهد کارهای تان را تحویل دهید.
همه ما اکثرا در چنین شرایطی بوده ایم و بسیاری از ما تقریبا هر روزمان را در این وضعیت سپری می کنیم. علیرغم تمام تلاش ها برای مدیریت بهتر زمان، پیش بردن کار ها طبق زمان بندی و تکمیل وظایف مان اما باز هم نمی توانیم اوضاع را تحت کنترل خود در بیاوریم.
با این اوصاف توصیه می کنیم به جای روی هم انباشتن یک سری کار ناتمام، مدتی وقت بگذارید تا مشکل اصلی تان در مدیریت زمان را شناسایی کنید. اشتباه شما در کجاست و زمان تان برای چه تلف می شود؟
26 تکنیک برتر مدیریت زمان (در زندگی و کار)
برای پی بردن به این مسئله و حل آن، بیایید نگاهی بیندازیم به 10 اشتباه رایج که روند کارتان را مختل کرده و مانع از پیش روی تان طبق زمان بندی می شود.
1- اولویت بندی ندارید
اگر کارهای تان به یک اندازه اهمیت داشته باشند، اولویت بندی کار دشواری خواهد بود. مثلا فرض کنید شما به تازگی یک کار با اولویت بالا را شروع کرده اید و در اواسط کار مشغول بررسی ایده ها با اعضای تیم هستید، اما ناگهان رئیس یا یکی از همکاران تان به شما می گوید که باید روی یک کار جدید و فوری تمرکز کنیم، در این صورت مطمئنا اولویت تان تغییر خواهد کرد.
چنین شرایطی اجتناب ناپذیر است، اما در حالت کلی بد نیست شیوه اولویت بندی را یاد بگیرید که البته فرایند زمان بری است. ابزار هایی مثل Action Priority Matrix یا Google Keep (لینک دانلود) می توانند به شما در اولویت بندی و بالا بردن سطح بازدهی کمک کنند.
2-روز کاریتان را دیر شروع می کنید
اگر روزتان را زود یا حداقل به موقع شروع نکنید، تلاشتان برای انجام وظایف کاری روزانه بی نتیجه خواهد ماند. رهبران موفق در یک چیز مشترک اند و آن اینست که زود بیدار می شوند. دیر شروع کردن روز به احتمال خیلی زیاد عجله و استرس را به دنبال خواهد داشت. تعریف همه از ” زود” با هم فرق دارد، بنابراین به برنامه روزانه تان نگاهی بیندازید و مشخص کنید که روز شما باید کی شروع و کی تمام شود .

3-زمانبندی تان بی فایده است
سطح بازدهی انسان روز به روز تغییر می کند و از فردی به فرد دیگر هم متفاوت است . با این که برخی از افراد موقع بیدار شدن در اوج آمادگی و بهره وری هستند، برخی دیگر حداکثر پتانسیل شان را در هنگام غروب آفتاب نشان می دهند. ساده ترین راه برای متعادل کردن زمان این است که بفهمید اوج بازدهی شما چقدر است و همان زمان را به جای اینکه به انجام کار های کم اهمیت و تکراری اختصاص دهید، صرف کار هایی که اولویت بالاتری دارند، بکنید.
حتما بخوانید: 10 توصیه ی آنتونی رابینز که چکیده ی تمام کتاب های او هستند 
4-کار ها را به تعویق می اندازید
اهمال کاری احتمالا بدترین دشمن شما است. هیچ چیز برای تمرکز و پتانسیل واقعی شما سمی تر از دور باطل زدن و بهانه تراشی برای انجام ندادن کار واقعی نیست . این کار نه تنها یک عقب ماندگی و وقفه بزرگ در کارهایتان ایجاد می کند، بلکه باعث می شود احساس گناه کنید که چرا کارتان را شروع نکرده اید، مخصوصا اگر فوری باشد.
بهترین راه برای پیشگیری از پیشامد چنین سناریویی این است که مقدار مشخصی از زمان تان را فقط به شروع کار اختصاص دهید. این عمل تخیل شما را به کار می اندازد و توجه تان را به کاری که باید انجام بدهید جلب می کند. در نتیجه خیلی زود به طور کامل درگیر پروژه خواهید شد. اگر این روش جواب نداد ، سعی کنید کار را به چند قسمت قابل کنترل تقسیم کنید.
5- عوامل حواس پرت کننده را مدیریت نمی کنید
با اینکه کانال های ارتباطی و پلتفرم های رسانه های اجتماعی مختلف به ما امکان می دهند راحت تر با دیگران ارتباط برقرار کنیم، اما آن ها بیشتر حواسمان را پرت می کنند. تا به حال شده با خودتان بگویید یه گشت “سریع” در اینستاگرام یا توئیتر می زنم و خارج می شوم اما یک ساعت و حتی بیشتر درگیر شده باشید. مطمئنم شده!

حتی اگر از گوشی تلفن همراه فقط برای تماس یا دریافت اعلان های گروه های چت یا رسانه های اجتماعی استفاده کنید باز هم این وسیله روند کارتان را مختل کرده و خلاقیت تان را از شما می گیرد. همه اعلان ها را غیر فعال کرده، یک برنامه ریزی بدون وقفه ( وقفه بی مورد ) انجام بدهید، و زمان هایی که ضرورتی ندارند و به بطالت می گذرند را به حداقل برسانید.
6- زمان لازم برای انجام هر کار را دست کم می گیرید
یکی از شایع ترین مشکلاتی که اغلب افراد بلند پرواز با آن دست به گریبانند، محاسبه اشتباه زمان و انرژی لازم برای انجام یک کار خاص است. این رفتار معمولا در افرادی دیده می شود که بیش از حد انتظار موفق هستند و فکر می کنند می توانند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند و همیشه همه کار ها را هر چقدر هم دشوار، به موقع تحویل خواهند داد.
اگر شما هم جز این دسته هستید، مربی افزایش بازدهی، کیمبرلی مدلوک یک راه حل برایتان دارد و آن هم این است: مدت زمانی که برای تکمیل هر یک از کار های فهرست وظایف تان نیاز دارید را بنویسید. او همچنین دو برابر کردن آن زمان را توصیه می کند. مثلا اگر قرار است یک کار 20 دقیقه طول بکشد، 40 دقیقه برایش در نظر بگیرید. خیلی پیش می‌آید که افراد زمان لازم برای انجام یک کار را کم در نظر می گیرند.
حتما بخوانید: آموزش گام به گام بهترین روش برنامه ریزی روزانه برای حداکثر بهره وری
7-چند وظیفه را با هم انجام می دهید
گاهی وقت ها ممکن است خواسته یا ناخواسته به طور هم زمان درگیر چند کار شویم. البته اگر شما بخواهید حجم کارتان را بالا ببرید، مجبورید چند وظیفه را با هم انجام بدهید. با این حال، انجام هم زمان چند کار باعث می شود نتوانید روی همه به یک میزان تمرکز داشته باشید و مسلما هیچ کدام بازده خوبی نخواهند داشت. به عبارت دیگر، اگر می خواهید از پس انجام چند کار با هم به خوبی بربیایید، باید بسیار منظم باشید و تمرکز، خلاقیت و دقت تان هم فوق العاده باشد.
در نهایت این که بهتر است بدانید چند وظیفه ای بودن کار هر کسی نیست. پس فکر چنین کاری را از سرتان بیرون کرده و سعی کنید در هر زمان فقط روی یک کار متمرکز شوید . این امر به شما کمک می کند تا کارتان را با کیفیت بسیار بالاتری تحویل دهید.
8-کار می کنید اما بدون مدیریت درست
همه ما دوست داریم روی کار های با ارزش تمرکز کنیم اما گاهی اوقات راه مان را گم می کنیم و به انجام یک سری کار های کم اولویت می پردازیم که نه تنها انرژی و وقت مان را می گیرند، بلکه روی نتیجه نهایی هم تأثیر کمی دارند یا اصلا هیچ تاثیری ندارند. برای این که شما در چنین شرایطی قرار نگیرید، از خودتان بپرسید:

آیا این کاری که می کنم فایده ای دارد؟
این کار مرا چه تاثیری روی هدف نهایی ام دارد؟
آیا این کار را می توان به فرد دیگری محول کرد؟

اگر چند کار جزئی هست که باید تکمیل شود، سعی کنید آن ها را به عنوان یک کار و در یک زمان خاص جمع کنید. مثلا به جای این که هر روز یک کار انجام بدهید ، وظایف جزئی سه روز را در یک بعد از ظهر انجام بدهید.
9-کمال گرا هستید
ما در تمام عمرمان در حال یادگیری هستیم. هر بار که یک پروژه جدید را شروع می کنیم، با موانع متعددی روبرو می شویم، اما این را هم یاد می گیریم که چطور در طول مسیر از آن ها عبور کنیم. با این که همیشه باید کار را به نحو احسن انجام بدهید، اما یادتان باشد که گاهی اوقات خوب بهتر از عالی است!
این مسئله به اولویت بندی برمی گردد. یعنی اگر زمان تان محدود است و نمی خواهید در ساعات اضافه کار کنید، گاهی اوقات باید به تحویل یک کار خوب بسنده کنید و اجازه ندهید کمال گرایی تان شما را به دردسر بیندازد!
10-نادیده گرفتن زمان استراحت
چه در حال انجام یک کار فوری باشید و چه چند تا کار کم اهمیت، زمانی را به استراحت اختصاص دهید. طبق مطالعات به عمل آمده، مغز ما طوری ساخته نشده که بتواند هشت ساعت تمرکز کند. تنها راه حل منطقی این است که دست از کار بکشید و کاری را انجام دهید که به شغل تان مرتبط نیست ؛ مثلا غذا بخورید، پیاده روی سریع انجام دهید، ورزش کنید، یا اصلا کاری انجام ندهید و استراحت کنید. در این بازه زمانی باید ذهن تان را پاک کنید و انرژی روانی بیشتری برای ادامه کار به بدست آورید.
20 روش جدید بهره وری و مدیریت زمان به صورت موثر (اینفوگرافی)

شانس

شانس چیست؟ چطور آن را افزایش دهیم؟ (4 ترفند)

شانس چیست؟ چطور آن را افزایش دهیم؟ (4 ترفند)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/09/word-image-98.jpeg

شانس، یک کلمه کوتاه چهار حرفی است که گویا معادلات زیادی را در جهان رقم زده است! با این حال که بسیاری از ما سعی می کنیم وجود شانس را انکار کنیم، اما همچنان کنجکاو هستیم که بدانیم آیا واقعا وجود دارد و اگر وجود دارد چه تاثیری بر روی زندگی ما می گذارد؟
در واقع، ما ایده ها، اعتقادات و خرافات را به شانس ربط می دهیم:

شکستن آینه تا هفت سال برای شما بد شانسی می آورد.
شانس با مبتدیان است.
عدد ۱۳ نحس است و بدشانسی می آورد.
اگر یک سکه پیدا کنید و آن را بردارید، تمام طول آن روز خوش شانس خواهید بود .
دیدن گربه سیاه بد شانسی می آورد، اما پیدا کردن پای خرگوش به شما شانس می دهد.
باز کردن چتر در خانه باعث بدشانسی می شود.

البته شانس فقط به این معنا استفاده نمی شود، بلکه ما موفقیت و عدم موفقیت دیگران را به دلیل خوش شانس یا بدشانس بودن آن ها می دانیم.
شانس چیست؟
فرهنگ لغت، شانس را به عنوان ” نیرویی که خوشبختی یا بدبختی را به وجود می آورد” و همچنین عاملی که باعث ” پیشرفت و موفقیت، در صورت داشتن شانس و اقبال خوب ” می شود، تعریف کرده است.
اما شانس چیزی نیست جز اتفاقات تصادفی که در زندگی ما می افتد و هیچ کنترلی بر روی آن ها نداریم. اما برای ذهن ما مشکل است که دلیل این اتفاقات را متوجه شود، به همین خاطر آن ها را به شانس ربط می دهیم.
به عنوان مثال، آتش سوزی در یک منطقه رخ می دهد و همه خانه ها بجز یک خانه، می سوزند. در این حالت ما صاحب خانه ای را که نسوخته است، خوش شانس می دانیم. چون درک درستی از این که چرا خانه آن ها مانند بقیه خراب نشده است نداریم.

یا مثلا تصور کنید که مشتری جلویی شما در صف خرید از یک فروشگاه، از بین صد نفر، کارت هدیه خرید از فروشگاه دریافت می کند. آیا او خوش شانس است؟ یا شما بد شانس هستید؟ حتما نمی توانید دقیقا توضیح دهید که چرا این اتفاق افتاده است. به همین خاطر آن را شانس به حساب می آورید.
با این توصیف، اگر بگوییم شانس باعث به وجود آمدن فرصت های مختلف می شود، خیلی هم بی راه نگفته ایم. در واقع شانس فرصت هایی را به وجود می آورد که به نظر ما خیلی کم احتمال داشت، اتفاق بیفتند؛ یا این که اصلا انتظار نداشتیم اتفاق بیفتند و هیچ توضیحی برای چگونه اتفاق افتادن آن ها نداریم.
شانس از کجا می آید؟
اگر خرافاتی باشید، حتما دلیل بسیاری از اتفاقات زندگی خود را به شانس ربط می دهید. مثلا می گویید؛ من در دانشگاهی که مطمئن بودم قبول می شوم، پذیرفته نشدم؛ چون چند سال پیش وقتی نوجوان بودم آن آینه را شکستم. یا این که امروز بخاطر این در کافی شاپ قرعه نوشیدنی رایگان به نام من در آمد که صبح زود در مسیر آن سکه را پیدا کردم.
ایده ای وجود دارد که می گوید شانس ممکن است از ذهنیت شما سرچشمه بگیرد، و درباره دلیل این اتفاق می توان ساعت ها توضیح داد. اگر مدام می ترسید چون آینه را شکسته اید برای شما اتفاق بدی بیفتد، پس این اتفاقات بد رخ خواهند داد. اگر همیشه فکر می کنید که خوش شانس هستید، بهتر است دقت کنید و ببینید که چقدر این تفکر در زندگی شما تاثیر گذاشته است. مشابه این موارد ممکن است برای شما هم اتفاق افتاده باشد، اما اصلا نمی دانید که چرا روی آن ها اسم “شانس” گذاشته اید.

شانس ممکن است ناشی از اقدامات بیرونی باشد که شما از آن آگاه نیستید. به عنوان مثال، دانش آموزی را در نظر بگیرید که در مدرسه ای برجسته تحصیل می کند و در آن جا به خوبی آموزش می بیند؛ و همین موضوع او را برای داشتن یک زندگی خوب در آینده آماده می کند اما آیا ما می توانیم صرفا بگوییم که خوش شانس بوده؟ یا این که این اتفاقات به دلیل تلاش والدین برای درس خواندن فرزندشان در یک سیستم آموزشی خوب که فرصت های بهتری در اختیار فرزندشان می گذارد، بوده است؟ آنچه که به نظر خوش شانسی دانش آموز می آید، ممکن است نتیجه مستقیم اقدامات هدفمند والدین باشد.
شانس چگونه زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟
اعتقاد به شانس می تواند احساس بهتری نسبت به موقعیت های زندگی، به ما بدهد. ما گاهی اوقات از شانس به عنوان راهی برای آرامش خود استفاده می کنیم. وقتی می بینیم فردی به موفقیتی می رسد، که ما هم دوست داشتیم در زندگی به آن برسیم؛ مثل خانه ای رویایی، رابطه ای عالی، شغلی عالی و دیگر امکانات … خیلی راحت دستیابی به این موارد را به خوش شانسی آن ها ربط می دهیم و اصلا به این فکر نمی کنیم که شاید تلاش زیادی کرده اند تا به این موفقیت برسند.
وقتی روی خودمان برچسب بد شانس را می زنیم، به نوعی زندگی را آسان می کنیم. چون دیگر مجبور نیستیم مسئولیت وضعیت فعلی زندگی خود را بپذیریم. اگر به خودمان بیاییم و باور کنیم که دیگران موقعیت های بهتری نسبت به ما دارند زیرا برای آن سخت تلاش کرده اند، متوجه می شویم که تا حد زیادی خودمان مقصر وضعیت فعلی زندگیمان هستیم.
برای تقویت مغز خود این ۱۰۰ کار را انجام دهید (جدیدترین تحقیقات دنیا)
اگر فکر کنید که شانس مسیر زندگی را تعیین می کند و خودتان هیچ نقش موثری در زندگی تان ندارید ، موفق شدن یا شکست خوردن خود را هم فقط به شانس ربط می دهید.
شما در ” شانس ” خودتان چه نقشی دارید؟
آیا می توانید خوش شانسی خود را بیشتر کنید یا این که هر اتفاقی بخواهد بیفتد، می افتد و شما هیچ نقشی در آن ندارید؟
اگر اعتقاد داشته باشید که شانس به معنای رخ دادن اتفاقات غیر قابل کنترل و تصادفی است که در زندگی رخ میدهد، پس حتما فکر می کنید که هیچ کاری هم نمی توانید در این مورد انجام دهید. در حالی که ممکن است بسیاری از اتفاقات وابسته به عملکرد شما باشند. گاهی اوقات ما می توانیم به گونه ای شرایط را رقم بزنیم که حوادث و اتفاقات، همه به نفعمان باشند و به همین دلیل خوش شانس تلقی شویم.

آیا شما خوش شانس هستید که در قرعه کشی برنده شده اید؟ یا با خرید یک بلیط این فرصت را به خودتان داده اید.
بنابراین اگر فکر می کنید که چون خوش شانس بوده اید، برنده شده اید، باید بدانید که این اتفاق تصادفی نبوده است. اما اگر یک روز یک غریبه بی هیچ دلیلی تصمیم بگیرد که به شما ۱ میلیارد دلار پول نقد بدهد، می توانید بگویید خوش شانس هستید؛ چون این اتفاق کاملا تصادفی رخ داده است.
راه های زیادی وجود دارد که می توانید از طریق آن ها، نقش فعالی در دستیابی به اهداف زندگی خود پیدا کنید. به گونه ای که دیگران فکر کنند، شما خوش شانس هستید. برخی از این راهکار ها عبارتند از:

سخت تر تمرین کردن در یک رشته ورزشی، نسبت به بقیه افراد، باعث می شود تا بورسیه آن رشته را به دست آورید.
سخت درس خواندن و مطالعه کافی باعث می شود که پس از فارغ التحصیلی به شغل رویا های خود دست یابید.
راه اندازی یک کسب و کار در طولانی مدت و زمانی که دیگران مشغول تفریح کردن هستند، باعث می شود که یک تجارت پر رونق داشته باشید و اما بقیه فکر کنند که یک شبه موفق شده اید.

با وجود این که کنترل کامل داشتن بر اتفاقات و اوضاع زندگی غیر ممکن است، می توانید نقشی بسیار گسترده تر از آنچه دیگران تصور می کنند، در زندگی خود ایفا کنید.
خب حالا چه نتیجه ای از توضیحات ما درباره شانس گرفتید؟
نتیجه نهایی این است که ما، خودمان شانس خود را می سازیم. طرز فکر و اعتقادات ما است که باعث اقدام یا ( عدم اقدام ) به کاری می شود و در نتیجه این عملکرد موقعیت های مثبت یا منفی برای ما ایجاد می شود.
با این حال همچنان مواردی در زندگی وجود دارند که ممکن است کاملا تصادفی باشند، مثل قرار گرفتن در زمان مناسب، مکان مناسب و به طور کلی موقعیت مناسب که کاملا از روی شانس می باشد.
اما اگر معتقد هستید که شانس واقعی چیزی است که شما هیچ کنترلی بر روی آن ندارید، و کاملا بر اساس تصادف بنا شده است، بهتر است که این ذهنیت را دور بریزید و زمان با ارزش خود را صرف تمرکز روی آن نکنید.
۸ نکته ساده برای افزایش قدرت حافظه بلند مدت (تنها روش‌های علمی ثابت شده)
در عوض شما باید روی گسترش تفکر مثبت و رشد ذهنیت خود کار کنید. این کار می تواند به شما کمک کند تا با قرار گرفتن در موقعیت های بهتر، برای خود خوش شانسی ایجاد کنید. چرا فکر می کنید که رویداد های زندگی شما بر حسب تصادف است و خودتان هیچ نقشی در هدایت مسیر آن ها ندارید؟
تلاش کنید و شانس خود را بسازید!
چهار روش علمی افزایش شانس در خودمان
1-فرصت های خود را افزایش دهید تا شانس شما بهتر شود.
وقتی فرصت های خود را افزایش می دهیم، احتمال رخ دادن اتفاقات تصادفی هم بیشتر می شود. این راهکار کاملا منطقی است. زیرا اگر در یک گوشه کز کنیم و از لاک خود بیرون نیاییم، شانس هم نمی تواند بر در خانه ما بکوبد.
به نظر می رسد که اجتماعی تر بودن در خوش شانس تر بودن تاثیر گذار است. برای این که شانس بیشتری داشته باشید باید یک شبکه ارتباطی قوی شامل دوستان نزدیک و حتی کسانی که رابطه ضعیفی با شما دارند، تشکیل بدهید.
اگر به دنبال همسر آینده خود یا پیدا کردن شغل جدیدی هستید ، دایره اطرافیان و دوستان می تواند به شما کمک کند.
چطور ذهن و فکر خود را در کنترل کامل داشته باشیم؟ (۶ گام موثر)
بیشتر کردن صمیمیت در روابط ضعیفی که دارید می تواند موقعیت های شما را بسیار تغییر دهد. به همین خاطر ما به صمیمیت احتیاج داریم.
شما هرگز نمی دانید که چه زمانی ممکن است با فرد زیر و رو کننده زندگی خود رو به رو شوید. داشتن شبکه های ارتباطی قوی با دیگران و تمایل به دوستی ها، هر چند معمولی، می تواند شانس شما را به طور تصاعدی افزایش دهد.
2- برای تقویت شانس خود به ندای درون تان گوش فرا دهید.
این کار عالی بنظر می رسد اما چطور باید آن را انجام بدهیم؟
باید یاد بگیریم که به بدن خود متصل شویم و به ندای قلب خود گوش بدهیم.
این کار به تمرین نیاز دارد زیرا بسیاری از ما، از جمله خود من، دائما در اختیار ذهن خود هستیم و از این خیال به آن خیال می پریم. ساکت کردن ذهن ممکن است یک چالش باشد.
صدای ندای درون ملایم و آرام است و البته ممکن است با صدای بلندتری تمام ذهن ما را پر کند.
یک مسئله دیگر این است که ندای درون از خود تمایلاتی دارد. مثلا به ما می گوید که واقعا باید امشب به مهمانی برویم یا این که بهتر است به جای مهمانی رفتن به خانه دوست دیگری برویم. بدن ما بیش از آنچه که فکر می کنیم اگاه است و با تمرین می توانیم این آگاهی را بیشتر کنیم. شانس و ندای درون از نظر علمی به هم مرتبط هستند.
3-انتظار اتفاقات مثبت را داشته باشید و بخت و اقبال خود را روشن ببینید.
مزایای طرز فکر مثبت، به خوبی ثابت شده است . متخصصان نسل های جدید دائما گوشزد می کنند که انرژی ما بهترین راه پیش بینی اتفاقات آینده است.
برای رسیدن به موفقیت یک حس خوب در خود ایجاد کنید و سپس دلایلی را که می خواهید به این موفقیت برسید را بنویسید. سپس تصور کنید که اگر آینده شما بدین شکل باشد چه احساسی خواهید داشت و سرانجام با گرفتن جشنی کوچک انرژی تان را به کائنات بفرستید.
روش استفاده از قانون جذب برای دوستی، ثروت و موفقیت
وقتی ما بهترین اتفاق ها را برای خودمان می خواهیم و از نظر احساسی، قبل از وقوع خواسته خود، آن را در آغوش می گیریم و تصور می کنیم، بسیار رو به جلو حرکت خواهیم کرد و انرژی ما برای دستیابی به آن خواسته در بالاترین نقطه خود قرار دارد.
طی یک مطالعه مشخص شد؛ ۹۰ درصد از افرادی که به آن ها خوش شانس می گوییم، اطمینان داشتند که به زودی به رویای خود دست می یابند و شانس دستیابی به بلند پروازی های خود را دارند.
تحقیقات نشان می دهد که افراد خوش شانس، خوش بین هم هستند و احتمال دستیابی آن ها به خواسته هایشان بیشتر است. انتظار و تصور نتایج مثبت، شانس ما را برای جذب موقعیت های عالی بیشتر می کند.
4-با افزایش قدرت تطبیق خود با شرایط، شانس بد را به شانس خوب تبدیل کنید.
همیشه همه چیز آنطور که می خواهیم پیش نمی رود. اما افراد خوش شانس شرایط را بر خود آسان تر می گیرند و رو به جلو حرکت می کنند.
افراد خوش شانس دارای قدرتی جادویی در نوک انگشتان خود هستند که می توانند به راحتی از پس مشکلات بر بیایند.
هیپنوتیزم چیست؟ آیا واقعی است؟ و 16 سوال فوق العاده مهم دیگر
افراد خوش شانس وقتی که اتفاق ناخوشایندی برایشان می افتد، به دنبال لاپوشانی آن هستند و به جای آنکه به عدم نتیجه گرفتن فکر کنند، بیشتر به دنبال روزنه نوری برای غلبه بر ناامیدی های خود می گردند.
باید به دنبال راهکاری برای مقابله با افکار منفی خود بگردید و به یاد داشته باشید با بیش از حد فکر کردن به مشکل، وقت خود برای کسب فرصت های جدید را تلف می کنید. تنظیم یک برنامه جدید و حرکت رو به جلو شما را به خوش شانسی نزدیک تر خواهد کرد.

از بیرون نگاه کن

باور های محدودکننده در ذهن و 10 روش غلبه بر آنها

باور های محدودکننده در ذهن و 10 روش غلبه بر آنها
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/09/word-image-34.jpeg

بنجامین فرانکلین یکبار گفت: “شما می توانید هر کاری که فکر می کنید را انجام دهید.” و به عنوان یک علامه مشهور که در عرصه های مختلفی از جمله بنیانگذاری ایالات متحده، اختراع و انتشارات گرفته تا ریاست پستخانه موفق بود، مطمئنا بر اساس آن اصل زندگی می کرد. اما با وجود این که او حدود 200 سال پیش زندگی می کرد، ما هنوز هم که هنوزه این نقل قول را می شنویم. این جمله می تواند به عنوان یک جمله تشویقی روی زندگی، حرفه شغلی و حتی تربیت فرزندانمان تاثیر مثبتی بگذارد.
اما آنچه جالب است اینست که ما هیچ وقت به این فکر نمی کنیم که ممکن است عکس آن هم به همان اندازه درست باشد: شما نمی توانید کاری را انجام دهید که به آن فکر نکرده اید! علت آن هم اینست که چیزی به واقعیت تبدیل می شود که ما به آن باور داریم و احساس و دنیای ما را می سازد. بنابراین باور های ما می توانند ما را نه تنها در تفکر، بلکه در کار ها و در نهایت، در زندگی هم محدود کنند. و اینجاست که باور های محدود کننده نقش پر رنگی پیدا می کنند.
باور های محدود کننده به چه معنا هستند؟
در واقع باور های محدودکننده، افکار، اعتقادات یا ذهنیاتی اند که ما معتقدیم وحی منزل هستند و به نوعی ما را عقب نگه می دارند. پس آن ها ما را از رشد، رسیدن به هدف ها، ریسک کردن یا به دست آوردن فرصت های جدید و یا تبدیل شدن به چیزی که می خواهیم، باز می دارند.

مثلا این باور ها می تواند در مورد شما با: (“من آدم هنرمندی نیستم”)، یا در مورد دنیای پیرامون تان با: (“من نمی توانم شغلم را تغییر دهم زیرا مردم من را قضاوت می کنند”) یا در مورد مشکلات زندگی با جملاتی مثل (“من باید تحت هر شرایطی نگذارم درگیری و تنش اتفاق بیفتد”) مصداق پیدا کند. در واقع وقتی می خواهیم باور های محدود کننده را شناسایی کنیم، می بینیم کلمه “باید” مقصر اصلی است. به هر حال نتیجه این “باید ها و نباید ها” می شود باوری که ما ناخودآگاه در ذهنمان ساخته ایم.
باور های محدود کننده از کجا نشأت می گیرند؟
همانطور که انتظار می رود بیشتر باور های محدودکننده در جوانی ما شکل می گیرند و ما در این دوران شخصیت و نحوه نگرشمان به جهان پیرامون را شکل می دهیم. پس می توان نتیجه گرفت که ریشه های خاص باور های محدودکننده واقعا می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. به طور کلی، باور های محدود کننده معمولا از چند جا نشأت می گیرد که عبارتند از:
1-شیوه تربیتی شما و همینطور باور هایی که خانواده به شما القا کرده اند و اینکه شما چطور این باور ها را تفسیر کرده اید. این می تواند طیف وسیعی از موضوعات مثل احساس ارزشمند شمرده شدن از جانب دیگران، انتخاب مسیر شغلی تا نحوه برخورد در محیط های اجتماعی را شامل می شود.
2-چیز هایی که نه تنها توسط معلمان و اساتید بلکه توسط خانواده، دوستان و همسالان تان یاد می گیرید. شما با بزرگتر شدن دائما اطلاعات، ایده ها و نظرات جدیدی را در مورد خودتان به عنوان یک انسان دریافت می کنید و می ‌آموزید هر چیزی چطور اتفاق می افتد؛ همه این ها می تواند تصورات شما از آنچه می توانید و نمی توانید انجام دهید را شکل دهد.
3-تجربیات زندگیتان، مخصوصا آنهایی که با نتیجه بدی همراه بوده اند. این تجربیات می تواند باورهای محدود کننده ای را به عنوان مکانیسم های دفاعی برای پیشگیری از اتفاقاتی که حس می کنیم ناخوشایند خواهند بود در ذهنمان ایجاد کند.
مربی طرز فکر مربوط به کسب و کار، نینا کوک، معتقد است: “بسیاری از باور های محدود کننده در دوران کودکی ما ایجاد شده اند و به طرز وحشتناکی، بخشی از هویت ما می شوند… ما به اشتباه فکر می کنیم که این داستانها ما را در امان نگه می دارد و از طرد و تحقیر شدن حفظ مان می کند. واقعیت این است که آن ها فقط داستان هایی هستند که ما از رویداد ها و تجربیات قبلی برای خودمان در ذهنمان ساخته ایم که به قیمت هدر رفتن یک عمر زندگی مان تمام می شوند.”
نمونه هایی از باور های محدود کننده
چندین نمونه باور محدود کننده که بین همه متداول هم هستند وجود دارد، اما به طور کلی باور های محدودکننده از چارچوب “من… نیستم” یا “من نمی توانم . ..” یا این که “قسمت همین بوده…” خارج نیستند. اگر بخواهیم در مورد باور های محدودکننده صحبت کنیم، هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت!

همان طور که قبلا هم گفته شد، این باور ها طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهند. شما می توانید باور های محدود کننده ای در مورد خودتان، توانایی ها یا شرایط تان، طرز تفکر و برخورد دیگران نسبت به کارهای تان، مورد قبول واقع شدن یا نشدن کارهای تان از نظر اجتماعی و به طور کلی زندگی در ذهن داشته باشید. بعضی از نمونه هایی که ممکن است شنیده باشید یا حتی در ذهن خودتان مرور کرده باشید، عبارتند از:

من لیاقت دوست داشته شدن را ندارم.
من به اندازه کافی باهوش/ زیبا/ با استعداد نیستم.
من هیچ وقت نتوانستم کسب و کار خودم را راه بیندازم.
من زمان/ تجربه/ منابع کافی برای دنبال کردن علایقم ندارم.
من نباید تحت هیچ شرایطی شکست بخورم.
مهارتم هیچ وقت نباید زیر سوال برود.
من به قدری پیر شده ام که نمی توانم دوباره ادامه تحصیل بدهم.
هیچ کس دلش نمی خواهد با من قرار بگذارد زیرا من طلاق گرفته ام.
برای شروع یک سبک زندگی سالم دیر است.
همه روابط عاشقانه به شکست ختم می شوند.

۳۰ راه پیشرفت در زندگی و جمع و جور کردن خودتان
مراحل گام به گام غلبه بر باور های محدود کننده
با این که تشخیص باور های محدود به این علت که در ذهن مان نقش بسته و در زندگی روزمره مان ریشه کرده اند دشوار است، اما خبر خوب این است که می توان بر آن ها غلبه کرد. با این حال، مثل بسیاری از کار ها، انجام این یکی هم زمان می برد و مهم این است که صبور باشید و مرحله به مرحله پیش بروید.
به طور کلی کلید غلبه بر باور های محدودکننده، تأمل، خودآگاهی و بازنگری است. شما باید نه تنها باور های محدودکننده تان را شناسایی کرده و مسئولیت شان را بر عهده بگیرید، بلکه باید از ذهن تان بیرون شان کنید و برای پیشرفت آن ها را مجددا تعریف کنید.

در ادامه یک فرآیند گام به گام در مورد چگونگی انجام این کار آورده شده است. با این حال، توجه به این نکته ضروری است که غلبه بر باور های محدودکننده نسخه واحد و جامعی ندارد. مثلا برخی افراد ممکن است با این روند خیلی خوب کنار بیایند و برخی هم روش های جایگزین مثل تراپی، مدیتیشن و سایر روش های رشد شخصی برای شان مفید باشد. به هر حال در نهایت خواهید فهمید که چه راهکاری برای شما بهتر جواب می دهد!
1-موضوعی را انتخاب کنید که می خواهید به آن بپردازید
با انتخاب موضوعی که می خواهید به آن بپردازید شروع کنید. مثلا در مورد شغل تان فکر کنید و ببینید چه باور ها و افکاری ممکن است شما را از رسیدن به اهداف تان باز دارند. موضوعات دیگر می تواند در زمینه زندگی عاشقانه، روابط دوستانه، روابط خانوادگی، امور مالی، سلامتی، سرگرمی یا افکار عمومی در مورد زندگی و جهان اطراف تان باشد.
شاید شما از درون احساس می کنید یک زن تاجر بی باک و با اعتماد به نفس هستید، اما وقتی زمان آن فرا می رسد که در دنیای بیرون با این هویت زندگی کنید، ممکن است دچار سندروم ایمپاستر شوید. اگر این حس برایتان آشنا است، مطمئن باشید شما تنها نیستید . خبر خوب این است که می توانید این مشکل را پشت سر بگذارید. در ادامه نحوه مواجهه با آن را توضیح می دهیم.
2-باور های محدود کننده تان در مورد آن موضوع را بنویسید
هنگامی که موضوع تان را انتخاب می کنید، تمام باور های محدود کننده مربوط به آن که روزانه به ذهن تان می رسد یا بر شما تأثیر می گذارد را بنویسید. چه چیزی شما را در این قسمت از زندگی متوقف کرده است ؟ در گذشته در مورد این مسئله چه بهانه هایی می آوردید؟ وقت بگذارید و رفتار هایی که باعث شده نتیجه منفی بگیرید، سر منشائشان و همینطور چالش های تکراری که با آن روبرو شده اید و علت شان را ارزیابی کنید.
با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!
3-بررسی کنید ببینید آیا باور محدود کننده تان شما را از آسیب مصون نگه داشته یا خیر
از خودتان بپرسید که یک باور چطور تا حالا از شما در زندگی تان محافظت کرده و یا به شما کمک کرده است. مارک منسون، نویسنده کتاب “هنر ظریف رهایی از دغدغه ها ” این طور توضیح می دهد که: “ما دوست داریم خودمان را قربانی باور های محدود کننده مان تصور کنیم، اما حقیقت این است که ما این باور ها را پذیرفته ایم زیرا آن ها به نوعی به ما خدمت می کنند …
به طور کلی، ما به دلایل مشابه دوست داریم برای محافظت از خودمان در برابر مبارزه و شکست، به اعتقادات محدودکننده مان بچسبیم … از طرفی هم اغلب اعتقادات محدود کننده مان را رها نمی کنیم زیرا باعث می شوند حس کنیم خاص هستیم، حق با ماست و شایسته توجه ویژه ایم . . . باور ها فقط در صورتی پابرجا می مانند که حس کنیم به نوعی به ما کمک می کنند.

پس ببینید باورتان چطور به شما خدمت می کند و از خودتان بپرسید که آیا واقعا این طور است و اصلا ارزشش را دارد یا خیر.
زمان هایی هست ما به باور های محدود کننده مان پایبند می مانیم زیرا احساس امنیت می کنیم و خارج شدن از محدوده امن مان به معنای رویارویی با چیز های ناشناخته و ترسناک است. با خودتان صادق باشید؛ باور های محدود کننده شما چطور به شما کمک می کنند.
لیست جامع 100 هدفی که قبل از مرگ باید به آنها رسید
4-باور های محدود کننده تان را دور بریزید، آن ها را تغییر دهید و جایگزینشان کنید
بعد از کمی تأمل در مورد فلسفه و استدلال پشت یک باور محدود کننده ، از خودتان بپرسید: ” اگر من اشتباه کنم، چه؟ اگر درست نباشد چه؟”. به این فکر کنید که این باور چقدر می تواند درست باشد. به خاطر بسپارید که فلسفه یک باور محدود کننده چیست و آیا قابل تعمیم است. معمولا این باور ها فقط افکار یا داستان هایی هستند که خودتان برای خودتان ساخته اید و لزوما واقعی نیستند.
بعد به یک سری جایگزین برای باور محدود کننده تان فکر کنید و آن را در قالب یک باور درست و قوی تغییر دهید. مثلا به جای این که فکر کنید “برای شروع یک شیوه زندگی سالم دیر است”، آن را به “من یک سبک زندگی سالم نداشته ام، اما مایلم از همین حالا شروع کنم ” تغییر دهید.

با این حال، بخش اعظم و مهم کار این است که شما بتوانید این باور های بازسازی شده را در دنیای واقعی پیاده سازی و به آن ها عمل کنید. همان طور که عمر ایتانی می گوید: “اگر در رفتارتان خلاف باور محدود کننده قبلی تان عمل کنید، نمی توانید بر آن غلبه کنید … بهتر است بدانید که این شما هستید که باور های محدود کننده را برای خودتان خلق می کنید اما این رفتار شما است که آن ها را تثبیت می کند. و باز هم این رفتار شماست که می تواند آن ها را از بین ببرد. ”
چطور با تلقین باور های جدید را در ذهن مان ایجاد و آن ها را تمرین کنیم
علاوه بر آزمایش باور های جایگزین می توانید با کمک تلقین باور های جدیدی را ایجاد و تمرین کنید. با تلقین مثبت و تکرار آن در طول زمان، بیشتر و بیشتر به این باورها اعتقاد پیدا خواهید کرد.
نکته مهم در مورد تلقین این است که می شود آن را با یک باور محدود کننده مرتبط کرد. مثلا اگر باور دارید کسی شما را دوست ندارد، می توانید بنویسید یا با صدای بلند با خودتان تکرار کنید: “من ارزشمند و دوست داشتنی هستم.”
رسیدن به آرزو در کمترین زمان ( 10 روش و 4 اشتباه)
یادتان باشد که جملات تلقینی و تایید کننده معمولا موفقیت ها و دستاورد ها و نقاط قوت تان را برجسته و تواناییهای تان را یادآوری می کنند. در این صورت شما در نهایت می توانید هر کاری که در ذهن دارید را انجام بدهید.

آرزو را به واقعیت تبدیل کن

رسیدن به آرزو در کمترین زمان ( 10 روش و 4 اشتباه)

رسیدن به آرزو در کمترین زمان ( 10 روش و 4 اشتباه)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/09/word-image-13.jpeg

انسان بودن یعنی آرزو کردن . هر کسی در زندگی خود به دنبال پیشرفت کردن است، پیشرفت هایی مثل داشتن پول بیشتر، سالم تر بودن، یا رسیدن به شخصی خاص که عاشقش است. اما آیا می توان رویا ها را تنها با آرزو کردن برآورده کرد؟
بله حتما!
بیایید به نحوه تحقق یک آرزو نگاهی بیندازیم:
قدرت آرزو ها
همه آرزو هایی دارند که دوست دارند برآورده شود. شما به احتمال زیاد در طول روز چیز های زیادی را آرزو می کنید، از آرزو های جزئی گرفته مثل ” امیدوارم این چراغ سبز بماند ” تا خواسته های مهمی مانند ” امیدوارم عاشق بشوم ”
اما مطابق نظر متخصصان روانشناسی، این آرزو ها به احتمال زیاد رویا های زودگذری هستند که برای مدت زمان طولانی روی آن ها تمرکز نخواهید کرد.
این عدم تمرکز بیشتر به این دلیل است که بیشتر خواسته ها محقق نمی شود.
برای تحقق بخشیدن به یک خواسته واقعی، خواسته شما باید بیش از یک خیال بیهوده باشد.
آرزو ها اساسا تجلی اندیشه ما هستند.
با وجود اینکه آرزو ها می توانند کاملا واقعی باشند، ما باید یاد بگیریم به روش خاصی آرزو کنیم.
مراحل ساده تبدیل خواسته ها به واقعیت
1- آرزو کردن قبل از خواب
برای تحقق یک آرزوی واقعی، باید در زمان مناسب آرزو کنید. یکی از بهترین زمان هایی که می توانید آرزو کنید، وقتی است که ذهن شما روشن و آرام باشد. این حالت منحصر بفرد ذهنی، دقیقا قبل از خواب رخ می دهد.

وقتی شب در رختخواب هستید، به خواسته خود فکر کنید.
آرزوی خود را تا حد امکان تجسم کنید.
یک تصویر ذهنی از آرزوی خود بسازید؛ تصویری از این که این آرزو چگونه بنظر می رسد و چیست.
سعی کنید در حالی که روی همان تصویر ذهنی تمرکز کرده اید، به خواب بروید.
با تمرین، آرزوی شما می تواند یک شب برآورده شود.

2 -نوشتن خواسته ها
نوشتن آرزو ها و خواسته ها بر روی کاغذ، به تمرکز نیرو های جهان بر روی آن ها کمک می کند. به هر آرزو یک دفترچه کوچک اختصاص بدهید. آرزو را به گونه ای روی کاغذ بنویسید که گویی قبلا اتفاق افتاده است.

به عنوان مثال بنویسید، ” من 20 میلیون تومن دریافت کردم ” یا ” من با عشق زندگی ام ازدواج می کنم ” !
خواسته های خود را مستقیم و ساده بیان کنید.

نیازی به توضیح اضافه درباره خواسته های شما نیست.
خواسته های خود را هر روز بنویسید.
قدرت در تکرار نهفته است .
هر روز مدتی را به فکر تحقق ارزوی خود اختصاص دهید.
این تمرکز در طول زمان در نهایت میتواند منجر به برآورده شدن آرزوی شما بشود.

3 -استفاده از تکنیک لیوان آب
شیء ساده ای مانند یک لیوان آب می تواتد به تحقق آرزوی شما کمک کند.

ابتدا باید یک لیوان را با آب پر کنید. آب لوله کشی معمولی هم به خوبی جواب می دهد.
بعد دستان خود را مدت کوتاهی به یکدیگر بمالید.
این کار به فعال شدن یک میدان انرژی کمک می کند.
هر دو دست را دور لیوان آب قرار بدهید، اما اصلا تماس برقرار نکنید .
در حالی که دست های خود را در این موقعیت قرار داده اید، خواسته خود را با صدای بلند بیان کنید.
مشابه تمرین نوشتن آرزو ها، خواسته های خود را ساده و مستقیم بیان کنید.
پس از بیان خواسته خود، در حالی که توجه تان را روی لیوان آب متمرکز کرده اید، تصویر هدف خود را برای مدتی در ذهن خود نگه دارید.
سپس آب داخل لیوان را بنوشید . سعی کنید آن را در اسرع وقت بنوشید.
وقتی آب را می نوشید، انرژی آرزو را به بدن خود منتقل می کنید.

از این استراتژی حداقل دو بار در روز استفاده کنید. روند معمول انجام این تکنیک، یک بار در صبح و یک بار قبل از خواب است. با این کار شما می توانید طی چند هفته به آرزوهای بزرگ و کوچک خود برسید. این گونه نه تنها خواسته های شما برآورده می شود، بلکه نوشیدن دو لیوان کامل آب در روز به افزایش سلامت شما کمک می کند.
4 -انگیزه
خود را با انگیزه نگه دارید. ترس از شکست ، شما را از موفقیت باز می دارد و شما را از اهداف و خواسته های خود دور می کند. انگیزه به شما کمک می کند تا رو به جلو حرکت کنید، روحیه کاری خود را بالا نگه دارید، همچنین به حفظ نگرش مثبت کمک می کند و البته ذهنیت منفی هرگز به شما اجازه نمی دهد به اهداف و خواسته های خود برسید. روش های مختلف انگیزشی مانند مدیتیشن، صحبت کردن، خواندن درباره افراد موفق و گفتگو با عزیزان خود را امتحان کنید تا برای رسیدن به اهداف و رویاهای تان انیزه داشته باشید.
لیست جامع 100 هدفی که قبل از مرگ باید به آنها رسید
5-جشن گرفتن موفقیت های کوچک
موفقیت های کوچک بسیار مهم هستند ؛ زیرا موفقیت های کوچک موفقیت بزرگ تر را ممکن می سازند بنابراین موفقیت و دستاورد کوچک خود را جشن بگیرید . جشن گرفتن این موفقیت ها به ایجاد انگیزه در شما کمک می کند و همچنین فضایی مثبت ایجاد می کند. وقتی دستاورد های کوچک خود را در نظر می گیرید و این دستاورد ها را جشن می گیرید ، با انرژی و اشتیاق بیشتری به سوی هدف و خواسته های خود حرکت می کنید.
6 -تجزیه و تحلیل
آیا می دانید که تجزیه و تحلیل کردن خود به شما در بهبود کار کمک می کند و همچنین تغییرات مثبتی در شما برای آسان تر شدن کارتان ایجاد می کند ؟ فردی که هر از گاهی خود را تجزیه و تحلیل می کند و بر اساس نیاز های همان زمان خود، تغییراتی ایجاد می کند، موفق تر از کسی است که قدرت تغییر را درک نمی کند و قدرت آن را باور ندارد. هر از گاهی خودتان را تجزیه و تحلیل کنید تا در مسیر درستی حرکت کنید .
7 -مواجهه با انتقاد
همیشه از کسانی که از شما انتقاد می کنند غافل نشوید زیرا آن ها فقط اشتباه شما را نشان می دهند و با بهبود آن اشتباهات می توانید به هدف و آرزوی خود برسید. آیا می دانید که انتقاد بهترین دوست شماست ؟

نه؟ پس ذهنیت خود را تغییر دهید زیرا انتقاد چیزی است که حقیقت را در مورد شما بیان می کند و شما را با واقعیت روبرو می کند. خود ما به سختی می توانیم اشتباهات مان را تشخیص دهیم. اغلب مردم وقتی از کار، شیوه کار یا هر چیزی که به آن ها مربوط است انتقاد می شنوند، آزرده خاطر می شوند اما شما باید از افرادی که همه چیز را پنهان می کنند، بترسید. نه افرادی که صادقانه حقیقت را به شما می گویند .
چرا باید برنامه ریزی کنیم؟ نحوه برنامه ریزی برای رسیدن به هدف
8 -پذیرفتن شکست
“شکست” بهترین دوست واقعی ما است . شکست درس زندگی را به ما می آموزد و ما را فردی قوی تر و شجاع تر می کند. شکست خود را با قلب و ذهن باز بپذیرید زیرا شکست به شما در مورد اشتباهاتی که مرتکب می شوید، درس می دهد و به شما این شانس را می دهد که بهتر شوید و خود را بهتر از قبل کنید . بسیاری از مردم تنها با یک شکست اهداف و خواسته های خود را کنار می گذارند، اما شکست شما چیزی نیست که از آن شرمنده باشید. همه افراد موفق در طول زندگی خود شکست را تجربه کرده اند .
9 -تسلیم نشدن
پذیرش شکست بسیار ساده تر از بیهوده تلاش کردن است حتی اگر در بیشتر تلاش های اولیه خود موفق نبوده اید به یاد داشته باشید موفقیت به کسانی می رسد که تسلیم نمی شوند. اهداف و رویاهایتان را برای هیچ کاری رها نکنید، تلاش کنید و تلاش کنید تا به خواسته خود برسید. دلیل هر شکست خود را بررسی کنید و از آن درس بگیرید، تا در مسیر موفقیت حرکت کنید. شما اهدافی را تعیین می کنید و آرزو هایی می کنید تا بتوانید آن ها را برآورده کنید. این نگرش مطمئناً به شما در تحقق خواسته های شما کمک می کند.
10-آماده فداکاری بودن
موفقیت قربانی می خواهد، خواه اهداف ، رویا ها یا خواسته های شما باشند. برای رسیدن به اهداف و رویاهای تان باید انتخاب ها و تصمیمات قوی داشته باشید. شما باید آماده فداکاری باشید تا رویا های خود را به واقعیت تبدیل کنید. کار های زیادی وجود دارد که ما دوست داریم انجام دهیم و وقت و انرژی ارزشمندی را برای انجام آن ها صرف می کنیم، اما شما باید سخت کار کنید و از هر فرصتی استفاده کنید . برای این کار همیشه هوشیار باشید و چشم ها، گوش ها و ذهن خود را در هر فرصتی باز نگه دارید .
11- نوشتن درباره همه چیز
همه چیز را ثبت کنید ؛ خواسته ها، اهداف و رویا های خود را در دفتر خاطرات خود بنویسید. همچنین در ثبت کردن لیست کار های خود، اولویت ها و افکار انگیزشی تان دقیق باشید. یادداشت برداری به شما کمک می کند تا همه کار هایی را که انجام داده اید یا باید انجام دهید، پیگیری کنید. یک دفتر خاطرات یا دفتر معمولی داشته باشید تا همه چیز را به طور مرتب ثبت کنید .
با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!
4 مورد که شما را از رسیدن به اهداف باز می دارد
همیشه مواردی وجود دارد که شما را از رسیدن به رویاها و آرزوهای تان باز دارد. آن ها جلوی پیشرفت شما را می گیرند و توانایی اتخاذ تصمیمات لازم را نخواهید داشت. به همین خاطر، به هر قیمتی که شده، از آن ها دوری کنید. این موارد عبارتند از:
1-تجزیه و تحلیل بیش از حد
همه چیز را بیش از حد تجزیه و تحلیل نکنید . گاهی اوقات بهتر است که همه چیز را همان طور که هست بپذیرید. و این بهترین کاری است که می توانید انجام بدهید. تجزیه و تحلیل بیش از حد تصمیم گیری را دشوار می کند. زیرا وقتی بیش از حد فکر می کنید. همیشه مانعی بر سر راه خواهید داشت.
2 -حرص
حرص و طمع هیچ محدودیتی ندارد. شما هیچ موقع نمی توانید آن ها را راضی کنید، زیرا هیچ محدودیتی ندارند. و وقتی که به آخرین چیزی که حرصش را داشتید می رسید، مورد جدیدی سر راه شما قرار می گیرد.
بین خواسته ها، اهداف و حرص طمع خود تفاوت قائل شوید. زیرا حرص شما را کور می کند و دیگر تفاوت بین هدف، آرزو ها، و حرص را نخواهید فهمید. حرص یکی از چیزهایی است که مانع رسیدن به رویا ها و یا تحقق بخشیدن به آن ها می شود.
3 -اضافه کار
هرگز بیش از آنچه که می توانید کار نکنید، زیرا این سه یعنی سلامتی، آرامش خاطر و خانواده شما مهم تر از همه چیز هایی است که در زندگی به دست خواهید آورد. هرگز این سه مورد را در زندگی خود نادیده نگیرید، زیرا این سه چیز غیر قابل جایگزینی هستند.
شما می توانید همه چیز را دوباره به دست آورید، اما سلامتی، خانواده و آرامش روحی خود را دیگر نداشته باشید. به همین دلیل آن ها را نادیده نگیرید .
4 -برنامه های سخت
شما نمی توانید پیش بینی کنید که فرداها چه خواهند شد. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که برنامه زندگی خود را انعطاف پذیر کرده و فضایی را برای تغییراتی که به مرور زمان اتفاق می افتند ، در نظر بگیرید. زیرا تغییر قانون طبیعت است . برنامه های سفت و سخت مستعد شکست هستند، زیرا شانس کم تری برای اصلاح دارند.
یک جمع بندی
همه ما آرزو ها، اهداف و رویاهای خود را در زندگی داریم. همه ما می خواهیم که به این اهداف برسیم و آرزو های خود را برآورده کنیم. اما گفتن آن آسان تر انجام دادنش است.برای رسیدن به خواسته خود، تنها تلاش مستمر است که نتیجه بخش است. و چیزی است که یک آرزو و هدف را محقق می کند.
داشتن خواسته ها آسان است و تعیین اهداف زمان زیادی نمی برد. اما ” آیا شما اماده دستیابی به آن ها هستید یا این خواسته ها را محقق می کنید؟”

خود را برای سخت کار کردن و رسیدن به هدف ها و آرزو های تان آماده کنید. با افراد موفق صحبت کنید و قبل از این که برای خود هدف یا خواسته ای در نظر بگیرید؛ همه شرایط را در نظر بگیرید. موفقیت نصیب کسانی می شود که صادقانه تلاش می کنند . زیرا اگر با تقلب به جایی برسید، اهداف و رویاهای تان نیز تقلبی خواهند بود.
7 روش تعیین هدف در زندگی (و رسیدن به آن)
آرزو ها کاملا می توانند برآورده شوند!
راز برآورده شدن آن ها تمرکز و توجه است.
به جای این که منفعلانه به نتیجه ای که می خواهید، امیدوار باشید. از انرژی جهان برای تجلی یک واقعیت جدید استفاده کنید.
مراحل بالا نحوه تحقق یک آرزو بود.
زندگی رویا های خود را از طریق قدرت آرزو ها بسازید!

موفقیت

4 تا از بهترین کتابهای pdf رازهای موفقیت (دانلود رایگان)

4 تا از بهترین کتابهای pdf رازهای موفقیت (دانلود رایگان)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/09/word-image-194.jpeg

از نظر شما موفقیت به چه معناست؟ موفقیت یعنی ارتقای موقعیت شغلی و یا خرید یک خودروی جدید. معنای موفقیت برای هر کسی تفاوت دارد. برای رسیدن به موفقیت باید موفقیت را ابتدا برای خودتان تعریف کنید و خواسته های خود را در زندگی بشناسید. در این مقاله ما به شما کمک خواهیم کرد تا مسیری برای رسیدن به موفقیت برای خود تعیین کنید.
موفقیت چیست؟
موفقیت از زبان هر کس، تعریف خاصی دارد، اما یک تعریف جامع و کامل برای موفق بودن وجود دارد؛ به سرانجام رساندن هر کاری با بیشترین فایده و اثر بر روی زندگی فرد و جنبه مورد نظر او موفقیت نام دارد.
در واقع موفقیت برداشت درونی شما است. اما موفقیت برای شما یعنی حس درونی شما نسبت به باورها و انتظاراتتان و این را هیچ کس به غیر از خود شما نمی تواند درک کند. حتی دیگران هم نمی توانند به شما بگویند خوشبخت یا موفق هستید در حالی که خود باور ندارید. مهم ترین ویژگی مشترک در تعریف موفقیت داشتن هدف است.
رازهای موفقیت
1- نوشتن اهداف
برای رسیدن به موفقیت شما باید اهداف خود را تعیین کنید. در نوشتن اهدافتان ابهام نداشته باشید، کاملا روشن و واضح اهداف را تعیین کنید. اینکه در زندگیتان چه میخواهید را کاملا مشخص کنید.
نوشتن اهداف، جزئیات و زمان رسیدن به آن ها میتواند اولین گامی باشد که شما برای موفق شدن طی خواهید کرد.
نوشتن این اهداف نیز اصول خاص خود را دارد. اولویت بندی کنید و راه رسیدن به آن ها را مشخص کنید.
2- برنامه ریزی روزانه
پس از نوشتن اهداف لازم است تا راه رسیدن به اهداف مشخص شود. قطعا شما با برنامه ریزی این مسیر را تعیین خواهید کرد، برنامه ریزی روزانه و هفتگی به شما در رسیدن به هدف و موفقیت همراهی خواهد کرد.
داشتن برنامه ریزی دقیق بسیار مهم است البته اگر برنامه‌ریزی تان را عملی کنید. هر شب قبل از خواب برنامه ریزی روز بعد تان را بنویسید.
اگر برای کنکور مطالعه میکنید و یا حتی یک کسب و کار دارید، برنامه ریزی را متناسب با خودتان انجام دهید، یعنی لازم نیست شما از الگوی دیگران برای برنامه ریزی استفاده کنید.
3- عملگرایی
تعیین هدف و برنامه ریزی بدون عمل کردن هیچ معنایی ندارد و بی شک کاری بیهوده و عبث است. برای رسیدن به موفقیت در کسب وکار و یا حتی رشته تحصیلی شما باید اقداماتی انجام دهید.
مطالعه کردن، بازاریابی برای کسب و کار و کار کردن بهینه میتواند شما را برای رسیدن به هدفتان و در نهایت موفقیتتان کمک کند.
4- سرمایه گذاری شخصی
برای رسیدن به موفقیت باید روی خودتان سرمایه گذاری کنید. رسیدن به موفقیت تنها رسیدن به یک منسب شغلی و یا پول زیاد نیست. شما باید تعادل را همواره برقرار کنید زمانی را برای خود و بهبود ویژگی های خودتان اختصاص دهید.
ورزش کنید، مدیتیشن و مراقبه داشته باشید، کتاب بخوانید و روابط اجتماعی خود را بهبود ببخشید.
5- اصلاح افکار
مثبت اندیشی و یا منفی بافی مطلق میتواند به شما برای رسیدن به موفقیت صدمه بزند. شما باید تفکری خنثی و خاکستری داشته باشید. افکار مثبت و منفی را تعادل باهم نگه دارید و جنبه های خوب و بد اهدافتان را در نظر بگیرید تا در صورت شکست، آسیب نبینید.
خلاصه همه کتابهای موفقیت در این مطلب: چگونه زندگی موفقی داشته باشیم؟ (100 ترفند ریز و پنج استراتژی)
نبایدهایی در مسیر موفقیت

اهمال کاری نکنید، بر برنامه خود پایبند باشید و برای زمان خود ارزش قائل باشید.
رژیم غذایی ناسالم، بی تحرکی و استفاده از دخانیات و مشروب همگی بر شما تاثیرات سو دارد، بنابراین سبک زندگی سالمی داشته باشید.
بر اهداف اصلی تمرکز کنید و در صورتی که هدفی ارزش زیادی ندارد در مسیر موفقیت کنار بگذارید.
بهانه گیر نباشید و سعی کنید در هر شرایطی برنامه های خود را انجام دهید.
کمال گرا نباشید، هر کسی در هر جایگاهی دارای ایراد و نقص است، سعی کنید پیشرفت کنید نه این که کامل باشید.
چند وظیفه را با هم به عهده نگیرید، تمرکزتان را به شدت پایین می‌آورد.
از کنترل کردن همه چیز دست بکشید، برخی مسائل ساده را باید رها کرد تا خود به خود حل و فصل شوند.
از انسان‌های سمی دوری کنید، دوستان ناباب، افراد منفی گرا و کاهل دوستان خوبی برایتان نخواهند بود.

ویژگی افراد موفق (اینفوگرافی)

دانلود کتاب های PDF رازهای موفقیت
  دانلود 4 کتاب برتر آموزش موفقیت
حتما در کنار این مطلب بخوانید: 20 عواملی باعث موفقیت می شوند؟ و 8 دلیل که چرا موفق نمیشویم