چطور قوی باشیم؟ (8 ترفند قوی قودن از نظر ذهنی)

چطور قوی باشیم؟ (8 ترفند قوی قودن از نظر ذهنی)

زندگی برای همه ما پر از اتفاقات خوب و بد است و این میان، داشتن یک ذهن قوی به ما کمک می کند تا از لحظات شاد لذت ببریم و در سختیها و مشکلات آرام و صبور باقی بمانیم. اگر دلتان می خواهد ذهنی قوی و محکم داشته باشید این مطلب را به هیچ وجه از دست ندهید.
قدرت ذهنی چیست؟
قدرت ذهنی یعنی منعطف بودن برای مقاومت در برابر سختیهایی که زندگی به ما تحمیل می کند. این قدرت از ترکیب عزت نفس با نگرش باز و تمایل به انجام کارهای سخت برای غلبه بر مشکلات و سختیها به دست می آید.
داشتن چنین قدرتی برای سلامت روح و روان همه ما لازم است. اگر قدرت ذهنتان را تقویت کنید، کمتر دچار افکار منفی و ناراحت کننده می شوید. به این ترتیب موقعی که در شرایط استرس زا قرار می گیرید یا افکار منفی به ذهنتان حمله می کنند، توانایی بیشتر و بهتری برای مقاومت با استرس و افکار منفی خواهید داشت. 

توی این پک فوق العاده،تقویت حافظه رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! ترفندهایی که بهت کمک می کنن مغزت رو کامل در اختیار داشته باشی!

 

چطور شخصیت خود را بسازیم؟ (10 روش موثر)
خیلی از افرادی که ذهن قوی و محکمی دارند اشخاص بسیار موفقی هستند. به عنوان مثال، کارآفرینان هر روز با شرایط پر ریسک مثل احتمال رد شدن طرحهایشان و موانع و مشکلات دیگری روبرو می شوند. قدرت ذهنی باعث می شود آنها به جای اینکه فکر کنند برای شاد زیستن باید از این چالشها و مشکلات دوری کنند، با آنها روبرو شده و مشکلات را حل کنند.
3 فایده قدرت ذهنی
افرادی که ذهنی قوی دارند، راحتتر از بقیه از سد مشکلات زندگی عبور می کنند. علاوه بر این، قدرت ذهنی فواید دیگری هم دارد که شامل موارد زیر می شود:
1- انعطاف پذیری بیشتر: وقتی روی قوی کردن ذهنتان کار می کنید، موقع روبرویی با مشکلات و مسائل سخت منعطف تر هستید و راحتتر با آنها برخورد می کنید. همانطور که ورزش و تمرین باعث افزایش قدرت بدنی می شود و کمک می کند تا اجسام سخت و سنگین را راحتتر بلند کنید، کار کردن روی ذهن برای قویتر شدن آن هم به شما کمک می کند تا سختیها برایتان آسانتر و قابل تحملتر شوند. به این ترتیب راحت تر از قبل با احساسات منفی و موقعیت های ناراحت کننده کنار می آیید.
2- افزایش سازگاری: با برداشتن قدمهای کوچک برای برای افزایش قدرت ذهنتان، نسبت به همه مسائل زندگی دید بازتری پیدا می کنید. وقتی ذهنتان قوی شود، با هر اتفاقی- چه خوب و چه بد- راحتتر کنار می آیید و می توانید اقدامات مثبت بیشتری در مواجهه با سختیها انجام بدهید. داشتن ذهن قوی شما را از موقعیت های سخت و ناراحت کننده دور می کند و باعث می شود در لحظات خوشی و خوشحالی هم از خود راضی نشوید. وقتی ذهن قدرتمندی داشته باشید با هر اتفاقی زود سازگار می شوید و خودتان را با شرایط وفق می دهید. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

3- افزایش اعتماد به نفس: زمانی که قدرت درونی شما افزایش پیدا می کند، کمتر به شک و تردید دچار می شوید. با اینکه حتی با داشتن ذهن قوی هم ممکن است افکار منفی به سراغتان بیاید، اما از آنجایی که قدرت ذهن شما اعتماد به نفستان را بالا برده، راحتتر می توانید با این افکار کنار بیایید و تصورات خوب و مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. علاوه بر این، هر چه بیشتر روی موقعیت های پر استرس تسلط پیدا می کنید، احساس قدرت بیشتری هم برای اتفاقات بعدی خواهید داشت و اعتماد به نفستان بالاتر می رود.
حتما بخوانید: 100 روش تقویت دوپامین مغز
چطور از نظر ذهنی قوی شویم؟
افرادی که ذهن قوی و قدرتمندی دارند، بدون توجه به شرایط با مشکلات و چالشها روبرو می شوند. اگر می خواهید ذهنتان را قوی کنید این نکات را مد نظر داشته باشید:
1- خودتان را به چالش بکشید: سعی کنید هر چند وقت یکبار از منطقه امن و راحت خودتان بیرون بیایید تا قدرت ذهنتان را تقویت کنید. برای خودتان اهداف بلند مدت و کوتاه مدت تعیین کنید و برنامه ای برای رشد شخصیتان داشته باشید. این را بدانید که بهرحال مشکلات و چالشها بخشی از زندگی همه ما هستند؛ پس از آنها دوری نکنید و با قدرت با مشکلات روبرو شوید.
2- ورزش کنید: سلامت جسم به سلامت ذهن و روح منجر می شود؛ همانطور که همیشه گفته می شود: “عقل سالم در بدن سالم است”. برای اینکه به قدرت ذهنی برسید باید مراقب خودتان و جسمتان باشید. خوب غذا بخورید و به طور منظم ورزش کنید. به این ترتیب انرژی و نشاط بیشتری دارید و راحتتر با مسائل و مشکلات زندگی مواجهه می شوید.
3- برای خودتان عادات مثبت ایجاد کنید: هر کاری که در زندگی انجام می دهیم، روی وجود ما اثر میگذارد. تمام تلاشتان را بکنید که عادتهای بد و افکار منفی را کنار بگذارید و با جایگزین کردن رفتارهای مثبت و سالم، اعتماد به نفس و خودباوری خودتان را افزایش بدهید. هر شب حداقل 8 ساعت بخوابید و هر زمان که باورهای خود تخریب کننده به ذهنتان آمد، خودتان را آرام کنید و قدردان داشته هایتان باشید. هر روز چیزهای کوچک خوشحال کننده زندگیتان را یادداشت کنید و به خودتان یادآوری کنید که آدم خوشبخت و شادی هستید.
چرا و چگونه باید خومان را بشناسیم؟
4- خودتان را ببخشید و در کنار خودتان باشید: خودیاری یکی دیگر از روشهای مهم برای تقویت قدرت ذهنی است. شما باید در کنار خودتان باشید نه مقابل خودتان. نسبت به خودتان احساس دلسوزانه و از سر بخشش داشته باشید و از سرزنش کردن خودتان دوری کنید. یادتان باشد حتی قویترین افراد در دنیا هم مشکلات خاص خودشان را دارند و هیچ کس در این دنیا بی مشکل نیست. اگر هدفی تعیین کرده اید و هنوز نتوانسته اید به آن برسید، اشکالی ندارد. به جای سرزنش خودتان به این فکر کنید که چطور باید به خواسته هایتان برسید.
خودتان را به خاطر خطاها و اشتباهات زندگیتان از ته دل ببخشید. ما همه انسانیم و انسان هم جایز الخطاست. اگر مدام خودتان را سرزنش کنید، فرصت جبران و شروع دوباره را از خودتان می گیرید. مشکلات و سختیها برای همه پیش می آیند، مهم این است که بدانید همیشه فرصت برای تلاش دوباره وجود دارد و هیچ وقت برای شروع مجدد دیر نیست.
5- ذهن آگاهی را تمرین کنید: مدیتیشن و مراقبه به شما یاد می دهد که در زمان حال زندگی کنید و مسائل گذشته که شما را تحت فشار می گذارند و نگرانی های آینده را رها کنید. سعی کنید هر روز مدتی با خودتان خلوت کنید و از تمرینهای تنفس برای رهایی از استرس و تنش کمک بگیرید.
جنبه های تاریک شخصیت تان را بشناسید (بر اساس خصوصیات تان)
6- با آدمهای مثبت و حمایت کننده در ارتباط باشید: محیط اطراف ما نقش مهمی در ساخت باورها و افکارمان دارد. افرادی که ذهنی قوی دارند به تنهایی به این موفقیت نرسیده اند؛ بلکه کسانی را داشته اند که از آنها پشتیبانی و حمایت کرده اند. با کسانی که انرژی مثبت دارند در ارتباط باشید و برای تقویت قدرت ذهنتان از یک روان درمانگر کمک بگیرید. به جای این کار می توانید کتابهایی که درباره قدرت ذهن و روشهای قوی کردن ذهن نوشته شده اند را هم مطالعه کنید. اگر دوست یا همکارتان هم مثل شما دلش می خواهد ذهنش را قوی کند می توانید با هم این مسیر را پیش بروید.
7- مراقب خودتان باشید: استراحت ذهنی یکی از بهترین روشهای خودمراقبتی است. همانطور که بدن ما به استراحت جسمی نیاز دارد، ذهن نیز پس از مدتی خسته می شود و باید برای حفظ سلامت روح و روان، به آن استراحت داد. لحظاتی از زندگی روزمره تان را به انجام کارهای مورد علاقه تان اختصاص بدهید؛ مثلا فیلم مورد علاقه تان را تماشا کنید، به آهنگ مورد علاقه تان گوش بدهید یا یک پادکست خنده دار بشنوید. شام مورد علاقه تان را بخورید و یک دوش آب گرم بگیرید. همه اینها به شما یادآوری می کنند که وجود شما مهم است و باید از خودتان مراقبت کنید.
چگونه شخصیت قوی و محکمی داشته باشیم؟ (۱۰ روش موثر)

کتاب روانشناسی شخصیت (دانلود رایگان 2 تای برتر)

کتاب روانشناسی شخصیت (دانلود رایگان 2 تای برتر)

شخصیت هر کسی ترکیبی از ویژگیها و خصوصیاتی است که او را به چیزی که هست تبدیل می کنند. در واقع، وقتی ویژگیهای اصلی یک نفر یکجا جمع می شود، شخصیت فردی او شکل می گیرد. هر کدام از ما خصوصیات و ویژگیهای خاص و منحصر به فرد خودمان را داریم و در عین حال خیلی از خصوصیاتمان هم با همدیگر مشترک است. این خصوصیات و ویژگیهای خاص و مشترک در حقیقت همان الگوهای نوع تفکر، احساس و رفتار ما با دیگران هستند.
روانشناسی شخصیت (Personality psychology) روی شباهتها و تفاوتهای میان شخصیت افراد مطالعه می کند. وقتی این الگوها و رفتارها را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه می شویم که شخصیت ها ریشه در روانشناسی ما دارند. اگر شما هم مثل خیلیهای دیگر به مسائل روانشناسی و شخصیت شناسی علاقمندید مطلب امروز ما را از دست ندهید! ما اینجا 10 نکته جالب و مهم درباره روانشناسی شخصیت در اختیارتان می گذاریم و بعد هم دو پی دی اف کتاب روانشناسی شخصیت را به صورت رایگان می توانید دانلود کنید.
روانشناسی شخصیت
طبق نظریه روانکاوری زیگموند فروید (Sigmund Freud)، مغز انسان از سه ساختار تشکیل شده است: 

توی این پک فوق العاده، مرد بهتری شویم رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! 

 
 

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

 

نهاد یا اید (ID)
خود یا ایگو (ego)
فراخود یا سوپرایگو (superego)

فروید عقیده داشت که این ساختارها شخصیت ما را می سازند. از طرف دیگر، نظریه صفت (trait theory) استدلال می کند که شخصیت ما بر اساس 5 ویژگی مهم تعیین می شود که عبارتند از: گشودگی، وجدانی بودن، برون گرایی، توافق و روان رنجوری.
چگونه شخصیتی جذاب داشته باشیم؟ (15 ترفند موثر)    
نظریه انسان گرایانه (humanistic theory) بر این باور است که شخصیت و ویژگی های ما یک انتخاب شخصی است. نظریه شناخت اجتماعی (social cognition theory) نیز ریشه ویژگیها و خصوصیات شخصیتی را تعاملات اجتماعی و محیط پیرامون ما می داند.
4 نظریه شخصیت
شخصیت هر کسی مختص خود اوست و این می تواند مبهم و گیج کننده باشد. با اینکه مغز هیچ فردی شبیه دیگری نیست، اما وجود برخی اشتراکات بین شخصیتهای مختلف باعث ساده تر شدن مفهوم آن می شود. این وجوه مشترک به ما کمک می کند تا شخصیتهای مختلف و تفاوتهای آنها را بشناسیم.
به طور کلی 4 نظریه شخصیت وجود دارد: 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

دیدگاه های روانکاوانه
نظریه صفت
دیدگاه های انسان گرایانه
نظریه شناخت اجتماعی

ویژگیهای اصلی شخصیتی
با اینکه همه افراد با هم متفاوند؛ اما در نهایت همه ما انسان هستیم و از راههای مختلف به هم مربوط می شویم. ویژگیهای شخصیتی یکی از آن راههاییست که انسانها را به هم مرتبط می سازد. در واقع چند ویژگی شخصیتی اصلی وجود دارد که می توان تمام شخصیت های انسانی را بر اساس آنها بنا کرد؛ مثلا دوستی، اعتماد به نفس، مثبت اندیشی و جسارت. ممکن است برخی از ما بیشتر از دیگران از این صفات برخوردار باشیم، ولی در هر حال همه ما این ویژگیهای اصلی را در خود داریم و این چیزیست که ما را به هم مربوط می کند.
چطور شخصیت خود را بسازیم؟ (10 روش موثر)
شخصیت ما چه زمانی پرورش می یابد؟
این شخصیت ماست که تعیین می کند ما که هستیم؛ ولی چنین اتفاقی کی رخ می دهد؟ هر چه سن ما بالاتر می رود، درک بیشتری از اینکه چه کسی هستیم پیدا می کنیم. در حقیقت ما شخصیت خودمان را طی مدتی طولانی و از طریق الگوهای رفتاری پرورش می دهیم.

اینکه فکر کنیم نوزادان به محض به دنیا آمدن شخصیت مستقلی دارند، فکر شیرین و جالبی است؛ اما لزوما چیزی نیست که بشود آن را تایید کرد. مسائلی مثل محیط، ژنتیک، روش‌های فرزندپروری و عوامل اجتماعی همگی دست به دست هم می دهند تا شخصیت یک فرد شکل بگیرد و رشد کند. تحقیقات نشان می دهند که این فرآیند در سنین 20 تا 40 سالگی به اوج فعالیت خودش می رسد و در حدود 50 سالگی شروع به کند شدن می کند.
طبیعت (nature) در مقابل تربیت (nurture)
در بسیاری از موضوعات روانشناسی، همیشه نظریه طبیعت در تقابل با نظریه تربیت بوده است و بحث شخصیت شناسی هم از این قاعده مستثنا نیست. وقتی پای رشد و پرورش شخصیت به میان می آید، نظریه طبیعت ادعا می کند که رفتار انسانها از عوامل وراثتی یا سرشتی آنها نشات می گیرد. از طرف دیگر نظریه تربیت یا پرورش بر این باور است که رفتار هر فردی به خاطر عوامل بیرونی که پس از تولد با آنها مواجه می شود با دیگری متفاوت است. این عوامل شامل چیزهایی مثل تجربیات زندگی، روشهای فرزندپروری والدینش، مسافرت و غیره می شود.
چگونه ویژگی های شخصیتی خود رابشناسیم؟
با اینکه کارشناسان هر دو نظریه استدلال های مخصوص خودشان را دارند؛ اما به نظر می رسد که شخصیت هر فرد تحت تاثیر هر دوی این عوامل قرار دارد. شاخه ای از علم ژنتیک به نام ژنتیک رفتاری (behavioral genetics) وجود دارد که به بررسی تاثیر ژنها روی رفتار انسان می پردازد. کارشناسان معتقدند وقتی ما صفات را به ارث می بریم، نوع این صفات ممکن است با هم فرق داشته باشند ولی معمولا خیلی زود شناسایی می شوند. (منبع)
نقش محیط روی شخصیت
تا حالا به این فکر کرده اید که شخصیتتان وقتی در محل کار هستید با چیزی که جلوی دوستانتان هستید فرق می کند؟ یا تا به حال حس کرده اید وقتی به خانه والدینتان می روید رفتارتان با چیزی که در خانه خودتان است متفاوت می شود؟ دلیلش این است که شخصیت ما می تواند بسته به محیطی که در آن هستیم هم تغییر کند. برای همین خیلی از ما نحوه حرف زدن و رفتار کردنمان را بسته به محیطی که در آن هستیم تغییر می دهیم. در چنین شرایطی با وجود اینکه ما هنوز خودمان هستیم، محیط پیرامونمان را تجزیه و تحلیل کرده و تغییراتی اعمال می کنیم. این تغییرات ممکن است به خاطر سازگار شدن، توجه به احساسات دیگران، عدم اعتماد به نفس و یا هر دلیل دیگری رخ بدهند.

عوامل موثر در شکل گیری شخصیت، انواع آن و خصوصیات شخصیتی
10 تا 13 درصد از مردم جهان از اختلالات شخصیت رنج می برند
اختلال شخصیت (personality disorder) هم درست مثل هر اختلال دیگری به معنای تغییر در هنجارها و انتظارات معمولی است. افرادی که از اختلالات شخصیتی رنج می برند، به خاطر تفاوتهای روحی و روانیشان با دیگران، به شکل متفاوتی فکر، احساس و رفتار می کنند. این اتفاق باعث بروز کشمکشهایی در تعاملات و روابط انسانی آنها و همینطور در فرایند یادگیریشان می شود.
اکثر روانشناسان بر این باورند که به طور کلی 10 اختلال شخصیتی مختلف وجود دارد. این اختلالات در سه دسته طبقه بندی می شوند که عبارتند از:

مشکوک
احساسی و تکانشی
مضطرب

هر کدام از این دسته ها از نظر شدت و علائم اختلال با بقیه متفاوت است.
تست های شخصیت بسیار محبوب هستند
از تست های شخصیت برای ارزیابی عمیقتر شخصیت انسانها استفاده می شود. معمولا این تستها به شکل پرسشنامه طولانی و عمیقی ارائه می شوند. تست شخصیت به ما کمک می کند تا با خودمان بیشتر آشنا شویم و بفهمیم در چه زمینه ها و مشاغلی می توانیم خوب عمل کنیم.
علاوه بر این از تستهای شخصیت برای تشخیص بالینی و کمک به تعیین روش درمانی مناسب هم استفاده می شود. این نوع تستها امکان درک و آشنایی عمیقتر ما با خودمان را فراهم می کنند.
رایج ترین تیپ های شخصیتی انسان ها کدامند؟
ویژگیهای شخصیتی می توانند با موفقیت مرتبط باشند
شخصیتهای خاصی وجود دارد که باعث می شود یک فرد از بقیه متمایز شود. وقتی به کسی که خیلی موفق است فکر می کنید، شخصیت او در ذهنتان چگونه ترسیم می شود؟ خیلیها افراد موفق را رهبر، سخت کوش، متفکر، شهودی و غیره توصیف می کنند. توجه به این خصوصیات به ما کمک می کند تا بفهمیم موفق بودن چیزیست که ما هم از لحاظ روانی قادر به انجام آن هستیم.

ویژگی های شخصیتی در روابط دوستانه و زندگی اجتماعی نقش دارند
برخی از شخصیتها به سمت هم کشیده و مجذوب تفاوتهای یکدیگر می شوند؛ ولی بعضی دیگر ترجیح می دهند با کسانی باشند که بیشتر شبیهشان هستند. خیلیها با تفاوتهای شخصیتی کنار نمی آیند ولی برای بعضی دیگر، دیدن تنوع شخصیتی خوشایند است. به طور کلی ویژگیهای شخصیتی شما روی روابطتان با دوستان و اعضای خانواده و نحوه رفتار با آنها تاثیر مهم و زیادی می گذارد. (منبع)
دانلود بهترین کتاب های روانشناسی به صورت PDF
  دانلود کتاب روانشناسی شخصیت دکتر یوسفی
  دانلود جزوه دانشگاهی روانشناسی شخصیت
حتما بخوانید: تیپ های شخصیتی زنانه (9 نوع رایج)
مطالعه و تحلیل روانشناسی شخصیت یک شغل است
روانشناسی شخصیت یکی از شاخه های معروف و شناخته شده روانشناسی است که روی شخصیت و ویژگیهای شخصیتی متفاوت انسانها مطالعه می کند. افرادی که در این حوزه مشغولند، دنبال چگونگی رشد شخصیت ها و همچنین تأثیر آنها بر نحوه تفکر و عمل ما هستند. روانشناسی شخصیت به دلایل زیادی مفید است، اما یکی از بهترین دلایلش این است که می تواند به افراد در تغییر زندگیشان کمک کند. فردی که در زمینه روانشناسی شخصیت متخصص است می تواند افرادی را که از اختلالات شخصیتی رنج می برند تشخیص بدهد و آنها را درمان کند.

فوبیای سوراخ: علائم، روشهای درمانی موجود و نکات دیگر

فوبیای سوراخ: علائم، روشهای درمانی موجود و نکات دیگر

هنگامی که یک فرد واکنش فیزیکی و احساسی قوی مثل ترس و انزجار را نسبت به هر چیزی که سوراخ های متعددی دارد تجربه می کند، می تواند نشان دهنده تریپوفوبیا (Trypophobia) یا فوبیای سوراخ باشد. لانه زنبور ، اسفنج دریایی و حباب های صابون برخی از محرک های تریپوفوبیا هستند. گفته می شود که هر چه حفره های خوشه ای بزرگ تر باشد، این افراد موذب تر و آزرده می شوند. اکثر افراد ترس واقعی از سوراخ ها ندارند؛ اما در واقع تحت درمان قرار گرفتن ممکن است بتواند کمک کند که بر ترس و تنفرتان نسبت به الگو های سوراخ غلبه کنید و به مرور هم بهبود پیدا کنید.
این مقاله راهنمای جامعی است و به شما کمک می کند تا تریپوفوبیا را بهتر درک کنید و با محرک‌ ها، علل، علائم، تشخیص ‌ها و روش های درمانی اش آشنا شوید که اگر خودتان با این مشکل دست و پنجه نرم می کنید یا اطرافیان تان به آن دچار هستند؛ به راحتی پشت سر بگذارید.
تریپوفوبیا چیست؟
تریپوفوبیا بیزاری یا دافعه نسبت به چیز هایی مثل اسفنج و لانه زنبور که الگو های تکراری یا خوشه ای از سوراخ دارند، است. الگوی سوراخ ها افراد مبتلا به تریپوفوبیا را اذیت می کند. البته آن ها همیشه هم از سوراخ ها نمی ترسند؛ اما این اتفاق به دفعات برایشان رخ می دهد. 

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

 

جالب است بدانید که کلمه تریپوفوبیا از کلمات یونانی “Trypta” به معنای سوراخ و “Phobos” به معنای ترس بر گرفته شده است.

 
علائم تریپوفوبیا چیست؟
علائم تریپوفوبیا شبیه علائم حمله پانیک است. فرد درگیر ممکن است موارد زیر را هم تجربه کند:

حالت تهوع
لرز
مشکلات در تنفس
ضربان قلب سریع و نامنظم
تعریق بیش از حد
خارش ، مورمور شدن بدن یا احساس خزیدن چیزی روی پوست

مبتلایان به تریپوفوبیا ممکن است این احساسات را چندین بار در هفته یا حتی هر روز و به دفعات تجربه کنند. ترس از سوراخ ها گاهی می تواند تا آخر عمرِ این افراد هم ادامه داشته باشد و هیچ گاه درمان نشود؛ بنابراین این ترس در هر کسی متفاوت خواهد بود.
رایج ترین عوامل ترس در انسان، انواع و روش مدیریت
چه چیزی باعث تریپوفوبیا می شود؟
متخصصان مطمئن نیستند که چرا برخی از افراد خاص تریپوفوبیا را تجربه می کنند. بر اساس یک نظریه، مغز ممکن است حفره های خوشه ای را با یک خطر مرتبط کند. برای مثال، الگوی سوراخ ‌های کوچک ممکن است در ذهن با پوست یک مار سمی یا چشم‌ های رتیل مرتبط شود. از طرف دیگر، سوراخ ها می توانند مشکلات پوستی یا بثورات را به فرد مبتلا به تریپوفوبیا یادآوری کنند. نظریه دیگر این است که پردازش و بررسی الگوی حفره های خوشه ای به انرژی و اکسیژن بیشتری نیاز دارد و در نتیجه باعث پریشانی و گاها حال بد می شود. همچنین ممکن است که این یکی از علائم اختلال وسواس فکری – عملی ( OCD) باشد. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

چه زمانی باید برای تریپوفوبیا به پزشک مراجعه کرد؟
اگر شما هم بعد از مشاهده سوراخی؛ علائم خاصی مثل ضربان قلب تند، تعریق و حالت تهوع را تجربه می کنید، توصیه می شود فورا به پزشک مراجعه کنید و برای درمان و بهبود اقدام نمایید.
چه خطرات دیگری به تریپوفوبیا مربوط می شوند؟
زنان بیشتر از مردان در معرضِ ابتلا به اختلال تریپوفوبیا هستند. این هم یک ویژگی است که در برخی از خانواده ها وجود دارد. بر اساس یک مطالعه، تقریبا 25 درصد از بیماران مبتلا به تریپوفوبیا به صورت ژنتیکی این اختلال را در خانواده شان دارند.
حتما بخوانید: تفاوت بین ترس و فوبیا چیست؟
برخی از افرادی که نسبت به الگو های سوراخ تنفر پیدا می کنند، ممکن است که از بیماری های روانی دیگری مثل موارد زیر هم رنج ببرند :

اختلال افسردگی حاد
اختلال اضطراب با علائم اضطراب فراگیر ( GAD)
اضطراب در موقعیت های اجتماعی
اختلال اضطرابی
اختلال وسواس فکری – عملی ( OCD)
اختلال دو قطبی

تریپوفوبیا چه طور تشخیص داده شده و درمان می شود؟
انجمن روان پزشکی آمریکا (APA) تریپوفوبیا را به عنوان یک بیماری یا DSM طبقه بندی نمی کند . می تواند دلیلش این باشد که این بیماری اغلب زجر آور است؛ اما ناتوان کننده و خطرناک نیست. هیچ معیار تشخیصی خاصی برای آن وجود ندارد؛ زیرا در واقع به عنوان یک اختلال شناخته نمی شود. با این حال، یک تست تریپوفوبیا آنلاین وجود دارد که هر شخصی می تواند با تست آنلاین تریپوفوبیا متوجه شود که آیا از این فوبیا رنج می برد یا خیر.
تست تریپوفوبیا شامل مراحل زیر است:

برای یک تا هشت ثانیه، تصاویر متنوعی نمایش داده می شود. الگو ها یا خوشه ‌هایی از سوراخ‌ ها را می ‌توان در برخی از عکس ‌ها پیدا کرد، در حالی که برخی دیگر چنین نیستند.
این آزمون از شرکت کننده می خواهد که مدت زمان صرف شده برای تماشای هر تصویر را تخمین بزند.
در پایان آزمایش، با مشاهده و مقایسه تصاویر تریپوفوبیک و خنثی ( آن هایی که سوراخ ندارند ) یک نسبت ارائه می شود.
اگر نسبت بیشتر از دو باشد، تریپوفوبیا تشخیص داده می شود. توصیه می شود که نتایج آزمایش و واکنش های منفی به الگو های دارای سوراخ را با یک متخصص سلامت روان مثل یک روانشناس در میان بگذارید.

اگر تریپوفوبیا شرکت در برخی از فعالیت ها یا لذت بردن از زندگی را برای فرد دشوار می کند، مواجهه درمانی ممکن است کمک بسزایی کند. این درمان به تدریج بیمار را در معرض محرک های تریپوفوبیا قرار می دهد و در عین حال به او در کنترل واکنش هایش کمک می کند . از هر ده نفر، نُه نفر می توانند با این نوع روان درمانی بر فوبیا غلبه کنند.
20 نکته جالب روانشناسی که در 99 درصد مواقع در زندگی موثرند
یک مراقب بهداشت می ‌تواند کار های زیر را در طول مواجهه درمانی انجام دهد:

قبل و در حین قرار گرفتن در معرض عوامل ترس و تنفر زا، به فرد تکنیک های تنفس و آرامش را آموزش می دهد.
مراقب بهداشت ممکن است تصاویر یا فیلم هایی از خوشه ها یا الگو های سوراخ را نمایش بدهد. این کار به بیمار در مدیریت پاسخ و عکس العملش کمک می کند.
به تدریج فرد را بیشتر در معرض عامل ترس قرار می دهد و تا زمانی که بیمار مبتلا به تریپوفوبیا از ترسش کاسته نشود، اشیایی با طرح سوراخ مثل اسفنج را به او می دهد تا در دست بگیرد یا لمس شان کند و در واقع او را با ترس هایش مواجه می کنند.

درمان شناختی رفتاری (CBT) گزینه دیگری است. این درمان به اصلاح ادراکات و واکنش ‌ها به موقعیت ‌هایی که باعث تریپوفوبیا می ‌شوند، کمک می ‌کند. دارو های ضد اضطراب معمولا برای کسانی که از فوبیا های خاصی رنج می برند مؤثر نیستند. با این حال، اگر بیمار نسبت به محرک ‌هایی که می ‌تواند باعث واکنش ‌شود؛ آگاه شده باشد و تاثیری روی او نگذارند، ممکن است مراقب بهداشت برای تسکین کوتاه‌ مدت داروی ضد اضطراب تجویز کند.
چه طور می توان از تریپوفوبیا پیشگیری کرد؟
هنگامی که یک بیمار از علائم حاد تریپوفوبیا رنج می برد، استفاده از تکنیک های تنفس و آرامش دهی در به حداقل رساندن مدت، دفعات و شدت علائم موثر خواهد بود. به طور مثال تنفس عمیق به کنترل ضربان قلب کمک می کند و باعث آرامش بدن، کاهش اضطراب و به حداقل رساندن احساس ترس می شود.
نحوه تمرین تنفس عمیق به این صورت است:

ابتدا تا عدد چهار بشمارید و به آرامی نفس تان را از طریق بینی به داخل بکشید.
مجددا تا عدد چهار بشمارید به آرامی از بینی تان بازدم کنید.
باید به مدت یک تا پنج دقیقه به این روش نفس بکشید و قطعا متوجه بهبود حال تان خواهید شد.

رایج ترین فوبیا در دنیا کدامند؟ (معرفی 13 فوبیای رایج)
کلام پایانی
تریپوفوبیا، بیزاری یا ترس از الگوی سوراخ است. این تنفر می تواند با دیدن دسته ای از سوراخ ها در غذا ها، گل ها و مواردی مثل اسفنج ایجاد شود. در واقع تریپوفوبیا به عنوان یک اختلال اضطرابی شناخته می شود که می تواند به کیفیت زندگی فرد آسیب برساند. اگر فردی مشکوک به تریپوفوبیا است، فورا با پزشک مشورت کنید. در صورت لزوم، یک مراقب بهداشت می تواند به کمک یک متخصص سلامت روان با مواجهه درمانی به بیمار کمک کند تا به خوبی بر این مشکل غلبه کند.
سوالات متداول
محرک های تریپوفوبیا چه هستند؟
عوامل زیر محرک های تریپوفوبیا هستند:

قرص نان کنجد دار یا خشخاشی
یک قالب یا تکه پنیر سوراخ دار
میوه هایی مثل توت فرنگی ، تمشک، پاپایا و کیوی که دانه دارند.
غلاف دانه های آفتابگردان و نیلوفر آبی
مار، مارمولک و قورباغه
کف کفش

آیا بیمار می تواند از این اختلال جلوگیری کند؟
پزشکان ممکن است تکنیک‌ های آرامش بخشی مثل مدیتیشن، تمرکز حواس یا تجسم تصاویر آرامش‌ بخش را برای جلوگیری از علائم تریپوفوبیا توصیه کنند که به جلوگیری و پیشروی این اختلال کمک خواهد کرد.
پروپاگاندا چیست؟ انواع آن و چرا استفاده می شود؟
آیا این اختلال کشنده است؟
ترس از الگو های سوراخ یا همان تریپوفوبیا کشنده نیست؛ اما در صورت عدم مدیریت می تواند فعالیت های روزانه فرد را مختل کند. همان طور که چندین بار در این مقاله هم تکرار شد؛ اگر فردی علائم این اختلال را از خودش بروز می دهد، توصیه می شود که در اولین فرصت به دنبال مشاوره پزشکی باشد تا از بدتر شدن شرایط پیشگیری کرده و برای درمان و بهبود اقدام کند.

اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی چيست؟ علائم و درمان آن چیست؟

اسکیزوفرنی چيست؟ علائم و درمان آن چیست؟
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/03/word-image-69.jpeg

پارانویا (به انگلیسی paranoia) یا اسکیزوفرنی (schizophrenia) رایج ترین نمونه بیماری ذهنی محسوب می شود. اسکیزوفرنی وضعیتی روانی است.
به معنای این است که ذهن خودش را با واقعیت تطابق نمی‌ دهد و روی طرز فکر و رفتار افراد تأثیر می‌ گذارد و ممکن است در طیِ زمان و از طرق مختلف، این اتفاق خودش را نشان دهد؛ حتی ممکن است در یک فرد در شرایط گوناگون به وجود بیاید. این بیماری معمولاً در اواخر جوانی یا حتی نوجوانی هم اتفاق می‌ افتد.
افرادی که به توهم پارانویا دچار هستند، معمولاً نسبت به دیگران خیلی مشکوک می‌ شوند. حتی نمی‌ توانند یک شغل را برای خودشان نگه دارند و همین باعث می شود که روابط دشان هم بهم بریزد.
بیماری اختلال پارانویا چیست؟ درمان دارویی و غیر دارویی
این وضعیت؛ یک نوع بیماریِ روانی محسوب می شود که پزشک می‌ تواند با تجویز دارو به بیمار کمک کرده و علائم آن را تا حدی کنترل کند.
علائم بیماری
توهمات در واقع یک نوع باور های ثابت و همیشگی هستند که برای شما واقعی به نظر می رسند؛ حتی اگر شواهد محکمی وجود داشته باشد که درست و واقعی نیستند. توهم پارانویا باعث ایجاد یک نوع ترس و اضطرابِ از دست دادن توانایی تشخیص واقعی از غیر واقعی می شود. به طوری که ذهن را به هم می ریزد و باعث می شود که از واقعیت ها فرار کنید. ممکن است بعضی از موارد این احساس را در شما ایجاد کنند که عبارتند از:

همکاری که قصد دارد به شما آسیب بزند، مثلاً می خواهد شما را با یک غذا مسموم کند.
همسری که به شما خیانت می کند.
دولتی که از شما جاسوسی می کند.
همسایه تان که قصد دارد با رفتارش شما را آزار بدهد.

این ها باعث ایجاد مشکل در روابط می‌ شود و به طرف مقابل آسیب وارد می ‌‌کند. ممکن است احساس کنید که تنها مانده اید.
این باور ها می تواند باعث ایجاد مشکل در روابط شما شود. اگر فکر می‌ کنید که غریبه‌ ها به شما صدمه می ‌زنند، ممکن است دل تان بخواهد از همه دور بمانید و به مرور تنها خواهید شد.
حتما بخوانید: اختلال شخصیت مرزی چیست؟ تست هایی برای اینکه بدانید آیا مبتلا هستید؟
افراد مبتلا به اسکیزوفرنی معمولاً خشن نیستند. اما گاهی اوقات، هذیان های پارانوئید باعث می شود که آن ها احساس خطر کنند و عصبانی شوند. معمولا این وضعیت بیشتر گریبانگیر خانواده می‌ شود و خیلی برای عموم مردم اتفاق نمی افتد.
این افراد همچنین ممکن است هذیان گویی هم داشته باشند و احساسات آن ها درست عمل نکند. مثلاً ممکن است صدا هایی را بشنوند که برای شان خیلی عجیب و غریب باشد یا فکر کنند که دیگران به آن ها توهین می‌ کنند یا چیز هایی را ببیند که واقعی نیستند.
درمانِ دارویی
پزشک می تواند برای فردِ مبتلا؛ دارو های روان پریش را تجویز کند تا این توهمات از بین برود. این دارو می تواند شربت، قرص یا آمپول باشد؛ البته چند هفته طول می‌ کشد تا دارو به طور کامل عمل کند اما ممکن است که سریعاً یک احساس آرامش را در فرد به وجود بیاورد. اگر چه بعضی از افراد باید از چند دارو یا ترکیبی از دارو ها استفاده کنند.
این افراد باید مراقب باشند که از نیکوتین، الکل، کوکائین و ماری جوانا یا دیگر محرک‌ ها و حتی دارو های مسکنِ بدون نسخه دور باشند، زیرا مصرف این مواد باعث می شود که دارو های ضد روان پریشی خوب عمل نکنند و باعث پارانویا شود یا حتی وضعیت را بدتر کند.
مشاوره
وقتی که توهمات را تحت کنترل بگیرید، مشاوره به شما کمک می کند که با دیگران ارتباط بهتری داشته باشید، شغل تان را نگه دارید، به مدرسه بروید، از خودتان مراقبت کنید و دوست پیدا کنید . افراد مبتلا به اسکیزوفرنی که تحت درمان و انجام جلسات مشاوره هستند، احتمالا بیشتر دارو های شان را مصرف کنند و به این قضیه پایبند باشند.
یک نوع مشاوره به نام درمان شناختی رفتاری وجود دارد که به شما آموزش می دهد؛ چگونه علائمی را که از بین نمی روند، حتی زمانی که دارو مصرف می کنید، مدیریت کنید. یاد خواهید گرفت که تست کنید آیا دچار توهم هستید یا خیر؛ و چگونه صدا های درون سرتان را نادیده بگیرید.
30 تا از موثرترین راههای افزایش دوپامین در مغز
حمایتِ مثبت و تشویق از طرف خانواده و دوستان نیز واقعا کمک می کند.
از آن جایی که برخی از دارو های ضد روان پریشی می توانند باعث افزایش وزن شما شوند، ممکن است بخواهید از رژیم غذایی و ورزش نیز کمک بگیرید تا مانع از افزایش وزنِ خود شوید.
بستری
گاهی اوقات افراد مبتلا به توهم پارانویا که علائم شان خیلی شدید می‌ شود، نیاز دارند که به بیمارستان بروند و از آن ها مراقبت شود. آن ها حتما باید بستری هم بشوند تا خود و اطرافیان شان در امان بمانند.
 
اگر متوجه شدید که چنین مشکلی دارید، می توانید به صورتِ داوطلبانه پذیرش شوید. در واقع اگر شما قادر به مراقبت از خود نیستید یا ممکن است برای خود یا شخص دیگری خطرناک باشید؛ بدانید چه زمانی برای علائم روان پریشی شدید با اسکیزوفرنی با پزشک یا 115 تماس بگیرید.

باور

باور چیست؟ (منشآ آن و 15 تعریف معروف در دنیا)

باور چیست؟ (منشآ آن و 15 تعریف معروف در دنیا)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/10/word-image.jpeg

باورها چیزهایی هستند که قلبا به آنها ایمان داریم. با این حال ممکن است برای برخی از مهمترین باورهای خود، هیچ مدرک و دلیل منطقی نداشته باشیم. در بسیاری موارد باورهای افرادی که به آنها اعتماد داریم، موجب شکل گیری باورها و اعتقادات ما می شوند.
باور چیست؟
واژه باور دو معنی دارد:
1- منظور از باور ایده ای است که ما آن را درست و صحیح می پنداریم. در حقیقت باورها موجب می شوند که ما چیزی را بپذیریم و یا به وجود آن اعتقاد پیدا کنیم. گاهی اوقات اثبات و شواهدی برای پذیرش باورهای ما وجود دارد و گاهی اوقات خیر. به عنوان مثال باور به گرد بودن زمین یا باور به وجود جن و پری ها.
2- باور اعتماد یا ایمان به چیزی مثل باور به دموکراسی است.
بیایید نگاه عمیق تری به این موضوع داشته باشیم:
باور ایده ای است که ما آن را حقیقی می دانیم. مهم نیست که باورها صحت داشته باشند یا نه. ممکن است شواهدی برای اثبات آن ها وجود داشته باشد یا نباشد. بطور کلی برای پذیرش یک باور، منطق و دلیل مهم نیست.
برای مثال ممکن است باور داشته باشیم که زمین گرد است و شواهدی برای اثبات این باور داریم. شخص دیگری ممکن است باور داشته باشد که زمین صاف است و او هم ممکن است ادعا کند که برای حرف خود مدرک دارد.
ما باورهای زیادی داریم که برای برخی از آنها شواهدی وجود دارد و برای برخی دیگر خیر. بنابراین باورها اعتقادات قلبی هستند که ممکن است صحیح یا غلط، منطقی یا غیر منطقی و اثبات شده یا اثبات نشده باشند.
با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!
استفاده دیگر از کلمه باور زمانی است که به عنوان مثال شخصی می گوید به دموکراسی معتقد است یا به مجازات اعدام باور دارد.
بنابراین برخی باور دارند که دموکراسی چیز خوبی است و برای آن ارزش قائل هستند یا می گویند معتقدند مجازات اعدام چیز خوبی است و آنها هم برای این موضوع ارزش قائل هستند.
باورها چگونه ساخته می شوند؟
شکل گیری باورها، درست از زمان تولد آغاز می شود. بتدریج و در طول زندگی، هزاران باور از تمام جنبه های زندگی، در ذهن ما شکل می گیرد. این باورها با یکدیگر تعامل دارند، بر یکدیگر تأثیر می گذارند و یک سیستم باوری تشکیل می دهند.
مهمترین منشآ شکل گیری باورهای انسان عبارتنداز:

پدر و مادر
تجربیات شخصی
آزمایشات شخصی
هنجارهای فرهنگی و اجتماعی
تحصیلات
رسانه های خبری

توجیه باورها
نکته ی جالب در مورد باورها این است که نمی توان تمامی آنها را از تجربیات شخصی (یا اطلاعات و شواهد) توجیه کنیم.
برخی از باورها ممکن است از تحصیلات، فرهنگ یا جوامع ما در ذهن مان شکل گرفته باشند. حتی ممکن است بسیاری از آنها را کورکورانه و بدون چون و چرا پذیرفته باشیم.
ممکن است ما معتقد باشیم که زمین به دور خورشید می چرخد یا به گرم شدن کره زمین باور داشته باشیم اما نمی توانیم مکانیسم آنها را توضیح دهیم یا به سوالات ریزتری در این زمینه پاسخ دهیم.
بنابراین باورهای خود را زیر سوال نمی بریم و آنها را به چالش نمی کشیم و این برای دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، چیز خوبی نیست.

اعتماد و باور
همه ی ما در زندگی خود به افراد، گروه های خاصی از مردم یا برخی منابع اطلاعاتی اعتماد داریم. ما معتقدیم که ایده های آنها درست و صحیح می باشد.
منابع مورد اعتماد ما، به جوامعی بستگی دارد که در آن زندگی می کنیم.
اگر ما به یک جامعه ی علمی تعلق داشته باشیم، به احتمال زیاد نظریه های علمی مانند تکامل را می پذیریم. اگر جزئی از جامعه ی محافظه کار یا مذهبی باشیم، کمتر به جامعه علمی اعتماد می کنیم و خلقت گراییم.
جملات انگیزشی باور (60 جمله گلچین شده)
نه مومنان و نه منکران، هیچ یک از دیگری باهوش تر نیستند. به طور کلی تفاوت این دو گروه در جهل یا حماقت نیست و مربوط به جامعه و فرهنگی ست که به آن تعلق دارند. این مربوط به طرز تفکر و اعتقادات جوامع گوناگون است.
بنابراین ممکن است به دانشمندان یا به رهبران مذهبی اعتماد کنیم و یا ممکن است به هر دو اعتماد داشته باشیم.
جالب اینجاست که به ندرت از خود می پرسیم که چرا باورهای خاصی را کورکورانه می پذیریم یا به منابع اطلاعاتی خاصی اعتماد می کنیم.
باورها تکامل پیدا می کنند
باورها به ندرت یک شبه تغییر می کنند. آنها به تدریج و به طور نامحسوس در طول زمان تکامل می یابند.
ما برای برخی از مهمترین باورهای خود هیچ مدرکی نداریم و تنها بخاطر این آنها را پذیرفته ایم که افرادی که دوستشان داریم و به آنها اعتماد داریم این باورها را دارند.
حتما بخوانید: باور های محدودکننده در ذهن و 10 روش غلبه بر آنها
چند تعریف باور در دنیا

باور چیزی ست که انسان به آن اعتقاد قوی دارد و آن را درست می داند. ایمان به خدا نمونه ای از باور است.
باور به معنی پذیرش درست یا حقیقی بودن برخی چیزها است.
باور به معنای پذیرش یک اصل خاص یا مجموعه ای از اصول است که توسط گروهی از افراد پذیرفته شده است.
باور به معنی فکری ست که بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده است و آن فکر بخاطر تکرار زیاد، به ناخودآگاه ما وارد شده و به باور تبدیل شده است.
باورها افکاری هستند که در لایه های ذهن ما پنهان شده اند و بازتاب آن را در زندگی خود مشاهده می کنیم.
باور به معنی پذیرش ذهنی یک تفکر یا ادعا است که می تواند درست یا غلط باشد.
بطور ساده می توان گفت که باور به معنی اعتماد یا اطمینان است.
باور تفکری ست که از دو راه در ذهن شما جای گرفته است. باور ممکن است از طریق شخصی که او را دوست دارید یه ذهن شما راه پیدا کرده باشد یا با چیزی که یکبار شنیده باشید و هزاران بار در ذهن خود تکرار کرده اید، ایجاد شده باشد.
باور ذهنیتی ست که در ضمیر ناخودآگاه ما وجود دارد و موجب موفقیت یا شکست ما در زندگی می شود.
باور به معنی ایمان یا اعتماد به چیزی است که اغلب بر اساس استدلال شخصی، اعتماد یا شواهد حاصل می شود.
باور را می توان بصورت اعتقادات مذهبی یا اخلاقی فرد تعریف نمود.

منبع1 منبع2
۳۰ راه پیشرفت در زندگی و جمع و جور کردن خودتان

فکر گذشته

چگونه گذشته بد را فراموش/جبران کنیم؟ ( 5 روش و 3 استراتژی)

چگونه گذشته بد را فراموش/جبران کنیم؟ ( 5 روش و 3 استراتژی)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/08/word-image-279.jpeg

خاطرات بد هدف مهمی را به ما یادآوری می کنند، اینکه در چه شرایط و موقعیتی دیگر دوست نداریم قرار بگیریم. داشتن خاطرات بد کاملا طبیعی و عادی است، اگر اصلا خاطره بدی نداشته باشیم عجیب خواهد بود.
اما خاطرات بدی که به علت بیماری های روانی یا آسیب هایی که در زندگی دیده ایم به وجود آمده اند، مثل آن زمانی که در محل کار حسابی عصبانی شدید یا زمانی که به شما آسیب بدی وارد شد، بسیار متفاوت هستند.
چیز هایی که به یاد می آورید ممکن است فکر شما را مشغول کنند، اما نمی توانند زندگی شما را مختل کنند. در مقابل، افکار مزاحم ناشی از یک تجربه آسیب زا یا بیماری روانی، به یقین می توانند زندگی شما را مختل کنند.
علم به سرعت در درک نحوه عملکرد مغز و نحوه شکل گیری خاطرات و شیوه به یاد آوردن آن ها، پیشرفت میکند.حتی اگر هنوز در سطحی نباشیم که بتوانیم حافظه ناخواسته را به سادگی پاک کنیم. برخی از تکنیک ها و استراتژی ها می توانند به کاهش تاثیر خاطرات بد کمک کنند.
اگرچه ممکن است نتوانیم یک خاطره بد را فراموش کنیم، اما راه هایی برای کاهش تاثیر این خاطره بد بر زندگی امروز شما وجود دارد.
قبل از این که به توضیح نکات برسیم، باید به شما یادآوری کنیم که اگر دارای افکار مزاحم یا خاطرات نگران کننده هستید که توانایی شما در اداره زندگی را با اختلال مواجه کرده است، باید با یک متخصص بهداشت روان صحبت کنید. نکاتی وجود دارد که به بهتر شدن حال شما کمک می کند اما این مسئله چیزی نیست که بتوانید به تنهایی آن را حل کنید.اختلالات اضطرابی و PTSD مشکلی نیستند که بتوانید به تنهایی و بدون درمان حلشان کنید.
1-تغییر ذهنیت
نکته جالب درباره مغز این واقعیت است که هرچه به خود بگوییم اغلب به واقعیت تبدیل می شود. به عنوان مثال، فردی که عزت نفس ندارد و دائما با خود منفی بافی می کند؛ به مرور این باور های منفی تقویت می شوند و تبدیل به حقیقت خواهند شد .
مثال دیگر یک فرد مبتلا به افسردگی است که دائما در حال مبارزه با جهان اطراف خود است (یعنی اکثر چیز ها به نظرش وحشتناک و ناامید کننده هستند) هر چه بیشتر ذهن خود را با این نوع افکار تغذیه کنیم، شکل واقعی تری به خود می گیرند زیرا ما مدام در ذهن خود به آن ها می پردازیم و آن ها را مجسم و قوی می کنیم.

اگر این افکار بد مربوط به خاطرات گذشته باشد نیز می تواند ذهنیت شما را به طور کلی بهم بریزد.
فرض کنید شما به طور تصادفی در یک جلسه مهم کاری، اشتباهی مرتکب شده اید و بعدا که فکر می کنید با خود می گویید، خدای من چه اشتباه وحشتناکی انجام دادم! اما به یاد داشته باشید که با وجود همه اینها، شما یک حرفه ای هستید و این نوع اشتباهات کاملا طبیعی است و اصلا تعیین کننده مهارت و لیاقت شما نیست.
ممکن است با فکر کردن به آن شرمنده شوید و آن اشتباه حتما عواقبی نیز خواهد داشت. ممکن است به شما ضرر مالی وارد کند یا اینکه بر شغل تان تاثیر منفی بگذارد.
درست است که وضعیت بدی برای شما پیش آمده، اما مجبور نیستید که در همان حال بمانید. به جای مدام فکر کردن به آن اتفاق بد، با خودتان با عطوفت رفتار کنید و آن مسئله را در ذهن خود حل و فصل کنید.
وقتی به آن اتفاق بد فکر می کنید، باید تمرکز خود را بر روی افکاری مانند ” من هم مانند سایر افراد حاضر در جلسه، یک انسان جایز الخطا هستم و همه ما مرتکب اشتباه می شویم که اشکالی ندارد” پر کنید.
از پایین آوردن خود و منفی بافی در مورد موقعیت پیش آمده، خودداری کنید. ممکن است اتفاق خوبی نبوده باشد، اما لزومی هم ندارد که تا ابد در ذهن شما باقی بماند.
اگر بتوانید شرایط سخت خود را با دید مثبت و روحیه بالا و کمی شوخ طبعی ببینید، درگیری با مشکلات سرگرم کننده می شود.
” مثلا بهتر است با رئیس خود گرم و صمیمی برخورد کنید تا کمتر به مشکل بخورید…” توانایی خندیدن در شرایط سخت، باعث می شود که آسیب کمتری ببینید. مدام فکر کردن به آسیب، باعث نمی شود که رنج کمتری بکشید، بلکه فقط درد را بدتر خواهد کرد.
2-دل نوشته
گاهی اوقات یک خاطره بد با ما همراه می شود زیرا از نظر احساسی به خوبی آن را در ذهن خود پردازش نکرده ایم.
شما به راحتی می توانید اراده کنید و احساسات منفی خود را کنار بگذارید و به زندگی تان ادامه دهید، به جای اینکه فقط گله و شکایت کنید و در همان وضعیت بمانید.
نوشتن ابزاری قدرتمند برای بهبود خود و رفع بی نظمی در ذهن شما است. روش خاصی برای ثبت افکار منفی و خاطرات بد و دور انداختن آنها است، شما اینگونه احساسات درونی خود را بازگو می کنید و این مسئله به شما کمک می کند که تمام آن اطلاعات و جزئیات را از ذهن خود خارج کنید. لازم نیست که روایتی مرتب و حرفه ای باشد، فقط هر آنچه که دوست دارید بنویسید.

بعد از آن درباره احساسات خود در شرایط مختلف بنویسید، به طور مثال چه احساسی داشتم؟ چه زمانی این احساس را کردم؟ آیا کسی باعث شد که این احساس در من به وجود بیاید؟
و در ادامه به همین سوالات پاسخ می دهید و می نویسید که چرا چنین احساسی داشته اید. نباید خود را به جملات کوتاه محدود کنید. مثلا اینکه من احساس شرمندگی کردم ، زیرا این یک وضعیت شرم آور بود”. دقیق باشید، چرا شرم آور بود؟ چرا باعث ترس شما شد؟ یا عصبانی؟ چرا منفی بود؟
چطور ذهن خود را در کنترل کامل داشته باشیم؟
هنگامی که این کار را انجام می دهید، احساس رهایی خواهید کرد زیرا دفعه بعد که چیزی به خاطر شما آمد، می توانید به خود بگویید: ” من قبلا به این موضوع فکر کرده ام و دیگر نیازی به فکر کردن به آن ندارم.” سپس ذهن خود را به سمت موضوعی متفاوت سوق دهید.
3-تمرین ذهن آگاهی برای اتصال به زمان حال
تمرینات ذهن آگاهی، افکار و خاطرات منفی را از ذهن شما خارج می کند. هدف اصلی ذهن آگاهی این است که در لحظه زندگی کنید. شما در زمان حال به یک خاطره بد فکر نمی کنید، بلکه به زمان گذشته در جایی که خاطره یا تجربه ای داشته اید که هنوز با قدرت باقی مانده است، کشانده شده اید.
یک تمرین بنیادی ساده وجود دارد که می تواند ذهن شما را از گذشته به زمان حال بکشد. این تکنیک ۱_۲_۳_۴_۵ نامیده می شود. و به شکل زیر است:

۵ چیز را در اطرافتان جستجو کنید.
۴ چیز را در اطرافتان احساس کنید.
۳ صدای مختلف را بشنوید.
۲چیز متفاوت را ببویید.
۱ چیز را بچشید.

اگر چیزی دم دست برای چشیدن نداشتید، می توانید یک غذا یا خوراکی را در ذهن خود تصور کنید.
این تمرین یک تکنیک مفید برای مقابله با اضطراب، نگرانی ها، و خاطرات بد است و کمک می کند که بر حواس و محیط اطراف خود تمرکز کنید. این تکنیک کمک می کند که به راحتی افکار خود را هدایت کنید.
4-خنثی سازی خاطرات از احساسات
خاطرات بد بیشتر از خاطرات خوب زنده می مانند. با وجود اینکه هنوز کاملا اثبات نشده، اما دانشمندان معتقدند که این اتفاق به دلیل ترکیب شدن احساسات با یک خاطره خاص می باشد. احساسات منفی قوی تر از احساسات مثبت هستند بنابراین وقتی تجربیات احساسی منفی دارید، ذهن شما این پیوند را تقویت می کند، زیرا ذاتا به این کار تمایل دارد.
و بدون هیچ فایده ای، هر چه بیشتر به خاطرات منفی خود فکر کنید، این پیوند را تقویت میکنید. یکی از راه هایی که از طریق آن میتوانید روی فراموش کردن خاطرات بد خود کار کنید، درمان احساسات منفی مرتبط با حافظه است.

بیایید نگاهی به مثال قبلی بیندازیم که از اشتباه کردن در محل کار بسیار احساس خجالت می کنید. می توانید با بررسی دقیق این احساسات، آن ها را از بین ببرید.” خب من احساس خجالت کردم زیرا این اشتباه را مرتکب شدم. اما آیا هنوز کسی در مورد آن فکر می کند؟ آیا آنها هنوز اهمیت می دهند که چرا من این اشتباه را کردم؟ چرا باید این خاطره و این احساسات را مرور کنم؟ اما اگر مسئله پیچیده تر باشد چطور؟
چگونه ذهن آزاد داشته باشیم؟ چند ترفند ساده و موثر
اگر دوران کودکی بدی را با والدین بد سرپرست گذرانده اید چه می کنید؟ یا سایر تجربه های آسیب زا؟ PTSD و دیگر بیماری های روانی، گزینه های دیگری هستند که می توانید با گذراندن دوره های درمان با یک متخصص بهداشت روان و بررسی احساساتی که از گذشته تا به حال داشته اید، آنها را درمان کنید و از شر علائم و افکار مزاحم راحت شوید.
بله ممکن است که گذراندن همه اینها سخت و دشوار باشد، اما اجازه ندهید دشواری شما را نا امید کند.
5- تمرکز بر جنبه های غیر احساسی خاطرات
ارتباط بین احساس و حافظه حلقه ای دو طرفه است، هرچه بیشتر روی احساسات تمرکز کنید، خاطرات ماندگار تر می شوند و هرچه بیشتر روی خاطرات تمرکز کنید، بیشتر احساساتی می شوید.
یکی از روش هایی که می تواند به شما در شکستن این زنجیره کمک کند، تمرکز بر جنبه های دیگر خاطرات است که احساسات در آن دخیل نباشد. و شاید حتی با این حال برای شما خوشایند هم باشند.
مواردی که می توانید در مورد آنها فکر کنید شامل محل زندگی شما در آن زمان، حیوانات خانگی که داشته اید، افراد مثبتی که می شناختید یا پیروزی هایی که تجربه کرده اید، است.
10 تا از موثرترین راههای رسیدن به آرامش در زندگی
شاید شما در آن جلسه کاری اشتباه کرده باشید و شرمنده شده باشید، اما در همان هفته یک بچه گربه را به فرزندی قبول کردید که برای شما شادی به ارمغان آورد.
به جای این که بگویید “اوه آن موقع همه چیز را بهم ریختم.” می توانید به این فکر کنید که همان موقع بچه گربه ای را به خانه آورده اید و سپس از احساسات مثبت ایجاد شده در آن لحظه بهره ببرید.
3 استراتژی موثر برای فراموش کردن گذشته بد
1-سرگرم کردن خود
یکی از موثر ترین راه ها برای فکر نکردن به خاطرات بد، مشغول کردن خود با کار های مختلف است. وقتی ذهن شما مشغول است، مبارزه با افکار منفی آسان تر می شود و دلیل هم این است که شما بیشتر بر انجام کار خود متمرکز هستید، تا مرور کردن گذشته!
همچنین وقتی درگیر کاری هستید، با پیشرفت در کار، انگیزه می گیرید که آن کار را تا پایان ادامه دهید. و این حالت به شما کمک میکند که مثبت بمانید و از استرس یا احساس کمبود داشتن، به دلیل مرور خاطرات بد، جلوگیری کنید.
بهترین راه حل برای فراموشی عشق و کسی که عاشقش هستید
با این حال لازم نیست که حتما درگیر یک پروژه شوید یا اینکه کاری را انجام دهید که از نظر ذهنی برای شما خسته کننده است. می توانید کارهایی را انجام دهید که باعث خوشحالی شما می شوند.

به عنوان مثال می توانید ذهن خود را با سرگرمی مورد علاقه تان درگیر کنید. همچنین گاهی اوقات، حضور در رویداد های اجتماعی، معاشرت با افراد مثبت، بیرون بردن حیوان خانگی خود برای پیاده روی و … نیز می توانند برای شما شادی آور باشند. اساسا شما باید ذهن خود را فعال نگه دارید تا هیچ وقت فکر کردن به چیزهایی که دوست ندارید، باعث ناراحتی تان نشود.
2-تغییر موقعیت
حتما تا کنون متوجه شده اید که گاهی اوقات بعضی مکان ها یا چیز ها زمینه ساز زنده شدن خاطرات هستند. به عنوان مثال، ممکن است در بعضی از مکان های خاص به یاد خاطره ای از گذشته یا یک روز خاص بیفتید. این مسئله ممکن است به این علت باشد که شما قبلا با یک فرد خاص به انجا رفته بودید یا اینکه وقتی برای تعطیلات به آنجا رفته بودید، حادثه ای رخ داده بود.
دلیل شکل گرفتن این فرایند، این است که مغز شما راحت تر، با قرار گرفتن در آن مکان خاص، تمام رویداد های مشابه یا همزمان را که زمینه ای مشترک با آن مکان دارند، به یاد بیاورد.
چگونه ذهن خود را از افکار منفی/ مزاحم پاک کنیم؟
البته این بدین معنی نیست که همیشه باید زمینه ای فیزیکی وجود داشته باشد، بلکه حتی یک آهنگ یا رایحه یک عطر به همان اندازه می تواند خاطرات گذشته شما را زنده کند.
اگر چنین چیزی رخ داد، سعی کنید زمینه را تغییر دهید. مثلا به جای گوش دادن به آن آهنگ خاص می توانید آهنگی را گوش دهید که روحیه شما را بالا ببرد. اما گاهی اوقات ممکن است تغییر موقعیت و شرایطی که در آن قرار گرفته اید، کار آسانی نباشد.
در چنین مواردی می توانید گزینه هایی را در خاطره نمایان شده به یاد بیاورید، که باعث ناراحتی شما نشوند. یا سعی کنید جزئیاتی که واقعا اتفاق نیفتاده را با آن زمینه مرتبط کنید و متفاوت درباره آن فکر کنید. انجام این کار ذهن شما را گیج می کند و در نهایت می توانید آن را فراموش کنید.
3-زندگی در زمان حال
به همان اندازه که فراموش کردن خاطرات تلخ دشوار است، به همان اندازه مهم است به خاطر بسپاریم که این اتفاق در گذشته رخ داده است. اگر واقعاً می خواهید در زندگی پیشرفت کنید، باید آن را فراموش کنید.
یک راه خوب برای این کار یادگیری زندگی کردن در زمان حال است.
سعی کنید روی چیز های کوچک اطرافتان تمرکز کنید و نکات مثبت را در آن ها بیابید. به نعمت های زندگی خود فکر کنید و شکرگزاری را تمرین کنید و به خاطر همه چیز هایی که دارید، شکرگزار باشید. شما همچنین باید سعی کنید آنچه را که ندارید بپذیرید و از غم نداشتن آن غافل شوید.
مطلب مشابه: چگونه ذهن خود را از گذشته پاک کنیم؟ (12 ترفند)
انجام این کار به شما در ایجاد نگرش مثبت کمک می کند و به شما یاد می دهد که واقعیت خود را با ظرافت بیشتری بپذیرید. این کار در نهایت به شما کمک می کند تا تمام خاطرات تلخ را فراموش کرده و از شما فردی شاد و مثبت می سازد.
داشتن خاطرات تلخ غیر معمول نیست؛ و خوبی اش این است که می توانید ذهن خود را فریب دهید تا آن ها را فراموش کند. تنها چیزی که نیاز دارید کمی تمرین و کمی زمان است.
نکات بالا می تواند به شما در سهولت کار کمک کند. بنابراین پیش بروید و از همین حالا شروع کنید.

چرس (حشیش)

چگونه چرس را ترک کنیم؟ (عوارض آن و همه نکات کاربردی)

چگونه چرس را ترک کنیم؟ (عوارض آن و همه نکات کاربردی)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/08/word-image-225.jpeg

چرس یک ماده تغییر دهنده ذهن است که بعضی از افراد، به ویژه نوجوانان و جوانان، به طور منظم از آن استفاده می کنند. متاسفانه کشیدن چرس می تواند مضر و اعتیاد آور باشد. چرس اصطلاحا علف نیز نامیده می شود. که یک ماده مخدر رایج برای ایجاد حس سرخوشی در ذهن است. بنا بر اعلام موسسه ملی سو مصرف مواد مخدر، چرس یکی از متداول ترین مخدر های غیر قانونی در دنیا است.
این ماده گیاهی را می توان مانند یک سیگار پیچید و دود کرد یا با پیپ کشید. همچنین می توان آن را به عنوان یک ماده خوراکی خورد یا اینکه با ریختن آن در قلم بخور یا دستگاه بخور، دود آن را کشید. برخی از افراد برای درمان بیماری های خود از چرس استفاده می کنند و اغلب نوجوانان و جوانان از این ماده استفاده کرده و در مصرف این ماده زیاده روی می کنند.
با وجود این که سازمان غذا و دارو آمریکا (FDA) چرس را برای درمان مشکلات پزشکی خاص تایید نکرده است. سه جزء تشکیل دهنده چرس، به نام کانابینوئیدها، به عنوان دارو تایید شده اند و همچنین سال ۲۰۱۷ در یک گزارش پزشکی عنوان شد که چرس چندین اثر درمانی دارد. اما اثرات مضر آن نیز پیشتر ثابت شده است و لازم است تحقیقات بیشتری برای درک همه اثرات احتمالی که چرس و محصولات مشتق شده از آن بر روی سلامتی می گذارد، انجام شود. ثابت شده است که استفاده تفریحی از چرس، عوارض بدی از جمله وابستگی و اعتیاد را در پی دارد که می تواند در تحصیل، شغل، و روابط افراد اختلال ایجاد کند.
چرس چیست؟
چرس با نام های مختلفی از جمله علف، شاهدانه و . . . شناخته می شود و گیاهی به رنگ سبز یا خاکستری یا قهوه ای می باشد.
علف حاوی ترکیبات مختلفی است که به عنوان کانابینوئید ها شناخته می شوند . کانابینوئید ها بر سیستم عصبی مرکزی ( CNS) فرد که شامل مغز و نخاع است، تأثیر می گذارند. یکی از شناخته شده ترین کانابینوئید ها در علف، تتراهیدروکانابینول (THC) است که ذهن را درگیر می کند. THC به عنوان اصلی ترین ماده شیمیایی روانگردان در علف شناخته می شود، همچنین بیشتر اثرات مسموم کننده چرس به علت وجود این ماده است. گیاه چرس به طور کلی بیش از 500 ترکیب شیمیایی دارد.
آیا مصرف چرس قانونی است؟
چرس یک ماده غیر قانونی با پتانسیل سوء مصرف است که هیچ گونه استفاده پزشکی ندارد.
تاثیرات چرس بر روی مغز
چرس اثرات بلند مدت و کوتاه مدت مستقیمی بر روی مغز دارد. به طور خاص قسمت هایی از مغز را که مسئول حافظه، یادگیری، توجه ، تصمیم گیری، هماهنگی، احساسات و زمان واکنش هستند، هدف قرار می دهد.
وقتی دود چرس استنشاق می شود، ترکیب THC از طریق ریه ها وارد بدن می شود و سپس وارد جریان خون شده. و هنگامی که وارد جریان خون می شود، به اندام های سراسر بدن ، از جمله مغز منتقل می شود.

ترکیب THC روی گیرنده های سلول های مغزی که معمولاً به سایر مواد شیمیایی مشابه THC واکنش نشان می دهند ، تاثیر می گذارد و باعث فعال شدن و تحریک بیش از حد این گیرنده ها می شود که باعث می شود افراد بعد از کشیدن آن احساس سرخوشی کنند.
همچنین می تواند اثرات کوتاه مدتی ایجاد کند، از جمله:

دگرگونی احساسی
تغییرات خلق و خو
دگرگونی حس نسبت به زمان و مکان
اختلال در حرکات بدن
اختلالات حافظه
فقدان مهارت حل مسئله، مشکل در تفکر، اختلال در تصمیم گیری، توهم ، هذیان و روان پریشی (در صورت استفاده در دوز های بالا تر )

تاثیرات مصرف در طولانی مدت
تغییرات مغز در نتیجه مصرف چرس و پیشرفت این تغییرات در دوران نوجوانی بسیار مهم است.
مطالعه ای نشان داد که وقتی افراد در نوجوانی شروع به کشیدن چرس به میزان زیادی می کنند و دچار اختلال یا اعتیاد به مصرف چرس می شوند، به طور میانگین بین 13 تا 38 سالگی هشت نقطه در مغز خود که مرتبط با ضریب هوشی است را از دست می دهند.
حتی وقتی نوجوانان در دوران بزرگسالی اعتیاد به چرس را ترک کردند، عملکرد ذهنی آن ها به طور کامل بازیابی نشد. این موضوع نشان می دهد که اثرات چرس بر قدرت توجه، حافظه و یادگیری ممکن است دائمی باشد.
اثرات بر بدن
چرس ممکن است چندین فایده برای سلامتی مانند تسکین درد و التهاب، کاهش فشار داخل چشم، تسکین علائم بیماری گلوکوم ( آب سیاه) همراه با کاهش تهوع و استفراغ داشته باشد.
اما ممکن است که تاثیرات منفی نیز بر بدن افراد مصرف کننده بگذارد، به ویژه در صورت مصرف طولانی مدت! مشکلات مربوط به مصرف چرس می تواند شامل مشکلات قلبی ، سرفه و مشکلات تنفسی و ضعف سیستم ایمنی بدن باشد.

کانابینوئید های موجود در چرس می توانند ضربان قلب در حالت استراحت را افزایش داده، عروق خونی را گشاد کرده و فشار خون را بالا ببرند. تحقیقات نشان داده افرادی که مشکلات قلبی عروقی مانند بیماری قلبی دارند و همچنین تحت استرس هستند، پس از کشیدن چرس سریع تر دچار درد قفسه سینه می شوند.
همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد خطر حمله قلبی در ساعات اولیه پس از مصرف چرس، افزایش می یابد .دود چرس همچنین می تواند ریه ها را تحریک کند و مشکلات تنفسی که کشیدن چرس به وجود می آورد به اندازه کشیدن سیگار است. کشیدن چرس می تواند باعث برونشیت، سرفه خلط دار مداوم و افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه شود.
خطرات روغن چرس
روغن چرس یا رزین های چرس، عصاره های غنی از THC هستند که خالص ترین محصول گیاه شاهدانه به شمار می روند. رزین چرس به شکل عسل یا موم بوده و دارای رنگ کهربایی است.
کشیدن این عصاره که به اصطلاح” بار زدن ” نامیده می شود، می تواند بسیار خطرناک باشد. بار زدن مقدار زیادی از ماده THC را وارد بدن می کند و خطر عوارض جانبی منفی و مضر را بالاتر می برد. همچنین این ماده شامل بوتان ( فراورده نفتی) است که می تواند باعث آتش سوزی و انفجار شود.
تصمیم برای ترک کردن چرس
درک مسئله اعتیاد و پذیرش اعتیاد داشتن به چرس، از اولین گام های بهبودی است. کسی که به طور روزانه چرس می کشد، از نظر جسمی و روانی به عوارض آن عادت می کند و در نتیجه تصمیم گرفتن برای توقف مصرف چرس باید با نظارت و پشتیبانی همراه باشد.
فردی که تصمیم به ترک گرفته و با پزشک خود در این باره صحبت می کند، باید از نظر جسمی و روحی برای چالش پیش روی خود آماده باشد . افرادی که از چرس استفاده می کنند، وقتی می دانند انتظار چه چیزی را باید بکشند و چه برنامه ای دارند، با موفقیت آن را ترک می کنند.
مشخص کردن تاریخ
تعیین تاریخ برای ترک کردن چرس بسیار مهم است. این تاریخ نباید به تمام شدن باقی مانده مواد وابسته باشد یا این که یک تاریخ عمومی باشد مانند فردا، یا هفته آینده، بلکه باید تاریخ خاصی باشد.
دور انداختن یادآور ها
هنگامی که زمان ترک چرس فرا رسید، زمان آن است که هر گونه وسایل مورد استفاده برای کشیدن آن را دور بیندازید. اشتیاق بیشتر برای ترک زمانی به وجود می آید که به یاد داشته باشید چه چیز هایی را رها کرده اید. این وسایل محرک هستند و نباید جلوی چشم باشند.
آمادگی برای ترک
دانستن این که قبل از ترک کردن، مدتی حال خوبی نخواهید داشت؛ بخش مهمی از تمرکز بر روی هدف نهایی است . زودتر تحقیق کنید تا بدانید چه چیزی انتظارتان را می کشد. در مرحله سم زدایی آماده اضطراب، عصبانیت و تحریک پذیری باشید .
ترک چرس
ترک کردن علف در طی فرایند سم زدایی رخ می دهد. سم زدایی فرایند پاکسازی طبیعی بدن است. همانطور که بدن برای از بین بردن ماده ای که به آن وابسته شده است کار می کند، ممکن است بیماران علائم ناراحت کننده ای را تجربه کنند. این اتفاق سندروم ترک چرس نامیده می شود. این بیماری به تازگی توسط انجمن روانپزشکان به رسمیت شناخته شده است. سندروم ترک چرس مانند ترک مواد مخدر دیگر اغلب علائم جدی جسمی ایجاد نمی کند، بلکه عمدتا با چندین علامت روانی متفاوت مشخص می شود.

مطالعه ای نشان داد که نوجوانانی که تحت تاثیر علائم ترک چرس قرار گرفته بودند از حدود ۴۰ درصد دیگر نوجوانانی که این اتفاق برایشان نیفتاده بود، بیشتر در معرض اختلالات خلقی قرار داشتند .
مدت زمانی که کسی این علائم را تجربه می کند و شدت علائم ممکن است به عوامل مختلفی از جمله مدت زمان و دفعات استفاده از چرس بستگی داشته باشد. علائم ترک چرس به طور معمول کم تر از 24 ساعت پس از قطع مصرف چرس شروع می شوند و می توانند حدود هفت تا 10 روز ادامه یابند و شدت آن در روز های دوم تا چهارم به اوج خود می رسد.
چطور ذهن خود را در کنترل کامل داشته باشیم؟
در حال حاضر هیچ دارویی برای درمان سندروم ترک چرس در دسترس نیست. اگر علائم شدید باشند، ممکن است بستری شدن در بیمارستان یا توان بخشی، لازم باشد. همچنین برنامه های درمان سرپایی و تله تراپی نیز همیشه در دسترس است.
علائم ترک چرس ممکن است شامل تحریک پذیری یا پرخاشگری، اضطراب، میل به چرس ، مشکل در خواب، کم اشتهایی و افسردگی شدید باشد. علائم جسمی ممکن است شامل ناراحتی معده یا درد ، تعریق زیاد، لرزش، سر درد، یا تب و لرز باشد.
خطر عود و حاد شدن
خطر عود برخی از علائم ترک چرس می تواند بیش از 30 روز و تا سه ماه پس از ترک چرس ادامه یابد . بروز علائم ترک به صورت مداوم باعث می شود بسیاری از ترک کنندگان با مشکلات روبرو شوند. تخمین زده می شود که این علائم در بین 40 تا 60 درصد افرادی که سعی می کنند چرس کشیدن را ترک کنند عود می کنند. هرچه از چرس بیشتر استفاده شود، احتمال این که افراد از علائم ترک چرس رنج ببرند بیشتر می شود و در نتیجه احتمال عدم پیشرفت در ترک بیشتر خواهد شد . به همین دلیل است که یک برنامه و یک سیستم پشتیبانی مناسب از اهمیت بالایی برخوردار است.
اعتیاد به چرس کشیدن
ممکن است معتاد به چرس شوید ، حدود ۳۰ درصد از افرادی که از چرس استفاده می کنند تا حدودی دچار اختلالات مصرف می شوند. و از هر ۱۰ نفر ۱ نفر معتاد خواهد شد. اعتیاد به چرس به ویژه هنگامی که در یک دوره طولانی مدت استفاده شود، محتمل است.
اگر فردی در سنین نوجوانی شروع به کشیدن چرس کند، احتمال بروز اعتیاد بیشتر است. افرادی که قبل از 18 سالگی مصرف چرس را شروع می کنند، چهار تا هفت برابر بیشتر از بزرگسالان به اختلال مصرف چرس مبتلا می شوند. تقریباً از هر 6 نفری که قبل از ۱۸ سالگی چرس مصرف می کنند، یک نفر معتاد خواهد شد.
44 مهارت مهم در زندگی که باید بلد باشید
اعتیاد یک بیماری مزمن است که باعث می شود فرد به طور اجباری به دنبال مواد مخدر باشد و از آن استفاده کند. و معتادین افرادی هستند که بدون در نظر گرفتن نتایج و پیامد های مضر، در کنترل این خواسته ها مشکل دارند. از حدود 4 میلیون نفری که اختلال مصرف چرس دارند ، تنها 138،000 نفر به طور داوطلبانه برای درمان آن اقدام می کنند.
علائمی که نشان می دهند فردی به چرس معتاد شده است، عبارتند از:

تلاش های ناموفق برای ترک استفاده از ماده مخدر
کنار گذاشتن فعالیت ها و سرگرمی ها صرفا برای کشیدن و لذت بردن از چرس
ادامه دادن به مصرف چرس با وجود این که باعث به وجود آمدن مشکلات در خانه، محل کار و مدرسه شده است.

مصرف بیش از حد (اوور دوز) چرس
مصرف بیش از حد (اوور دوز) زمانی اتفاق می افتد که شخصی بیش از حد از ماده مخدر استفاده کند و علائم خطرناکی ایجاد شوند که تهدید کننده زندگی باشد.
هیچ گزارشی از مرگ و میر صرفا در اثر استفاده از چرس وجود ندارد اما استفاده بیش از حد از چرس می تواند منجر به عوارض جانبی ناخوشایندی از جمله روان پریشی شود . خطر عوارض جانبی منفی و مصرف بیش از حد هنگامی که افراد از محصولات چرس با THC بالا استفاده می کنند ، بیشتر است.
انواع مواد مخدر: 14 تا از رایج ترین انواع مخدر در دنیا
علائم گزارش شده توسط افرادی که مقدار زیادی چرس مصرف می کنند شامل اضطراب ، پارانویا و واکنش های روان پریشی مانند هذیان و توهم است.
گاهی اوقات مصرف همزمان چرس با سایر محرک ها مانند الکل یا مواد مخدر و مخلوط کردن چرس با سایر مواد غیر قانونی یا تجویز شده می تواند خطر مصرف بیش از حد یا عوارض جانبی را در افراد افزایش دهد.
ورود به مسیر اعتیاد
برخی از تحقیقات نشان می دهند که در صورت استفاده از چرس احتمال استفاده از سایر مخدر ها نیز بالا می رود و همچنین احتمال ایجاد اعتیاد به این مواد در کنار چرس نیز وجود دارد.
از آنجا که چرس مخدر خیلی قوی ای نیست، گاهی اوقات میتواند دروازه ورود به مسیر اعتیاد و مصرف مخدرهای قوی تر مانند کوکائین، هروئین، یا مت باشد.
برای تقویت مغز خود این 100 کار را انجام دهید
مطالعات نشان می دهد قرار گرفتن در معرض مواد اعتیادآور مانند THC یا علف های هرز می تواند نحوه واکنش مغز به سایر داروها را تغییر دهد. تحقیقات مربوط به موش ها نشان می دهد که قرار گرفتن مکرر در معرض THC منجر به افزایش واکنش به مواد اعتیادآور در مراکز پاداش مغز می شود.
این ناحیه از مغز در ایجاد و درمان اعتیاد بسیار مهم است. اما همه کسانی که از چرس استفاده می کنند، به دنبال مصرف مواد قوی تری نمی روند. در حقیقت، محققان به این نتیجه رسیدند که اکثریت افراد چنین نظری ندارند. همچنین ، برخی معتقدند که چرس برای افرادی که به مواد قوی تر، از جمله مواد افیونی وابسته هستند ، یک داروی “خروجی” موثر محسوب میشود. مصرف ماری جوانا شدت ترک مواد افیونی را کاهش می دهد و نتایج درمان را بهبود می بخشد.

استرس پس از سانحه

استرس پس از سانحه (بهترین روش کنترل موثر آن)

استرس پس از سانحه (بهترین روش کنترل موثر آن)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/08/word-image-213.jpeg

قربانیان تصادفات رانندگی معمولا دچار آشفتگی احساسی می شوند. در اینجا شما یاد می گیرید که چگونه با اضطراب و ترس از رانندگی پس از تصادف مقابله کنید.
تصادفات رانندگی هر ساله بیش از ۳ میلیون نفر را مجروح می کنند و یکی از شایع ترین حوادث دردناکی هستند که افراد متحمل آن می شوند.
تصادف اتومبیل می تواند از نظر احساسی ویرانگر باشد. حتی اگر راننده و مسافران آسیب جدی نبینند، یک خطای ساده هم می تواند باعث ترس و اضطراب شما بشود و شما را درباره دوباره رانندگی کردن دچار تردید کند.
در ادامه مسائل رایج مربوط به سلامت روان را که حادثه دیدگان تجربه می کنند و چگونگی دریافت خسارت برای درمان را به زبان ساده توضیح داده ایم.
درک تاثیرات احساسی تصادفات با اتومبیل
تخمین زده شده است تقریبا یک سوم افرادی که دچار تصادفات غیر کشنده می شوند، پس از این رویداد دچار نوعی ضربه روحی خواهند شد. آثار منفی آن ضربه می توانند به اشکال مختلفی از جمله اختلال اضطراب پس از سانحه، استرس و افسردگی ظاهر شوند.
ترس از رانندگی ویفوبیا نامیده می شود. افراد به دلایل مختلف از اضطراب پس از تصادف رنج می برند. ممکن است نگران باشند که به تصادف دیگری دچار شوند و به شخص دیگری صدمه بزنند یا هنگام رانندگی دچار حملات پانیک شوند.
چطور از شر چیزی که در ذهن است راحت شویم؟ 24 ترفند
شناختن رایج ترین واکنش های روانی و احساسی پس از تصادف به شما کمک می کند که علت مشکل خود را شناسایی کنید.
اختلال اضطراب پس از سانحه
اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) یک مشکل سلامت روان است که پس از بروز یک حادثه آسیب زا ایجاد می شود. این تجربه ممکن است به علت حضور شما در آن سانحه یا مشاهده اتفاقاتی باشد که افتاده است. مطالعات نشان می دهد ۹ درصد از افرادی که در تصادفات رانندگی دخیل هستند، دچار PTSD می شوند.
همچنین PTSD هم راننده و هم مسافران را درگیر می کند. این بیماری در افراد با هر سن، نژاد، و قومیتی مشاهده می شود و می تواند زندگی آن ها را به طور جدی مختل کند. به ویژه اگر مانع رانندگی دوباره شما بشود.

علائم PTSD معمولا بلافاصله پس از یک سانحه شروع می شوند و ممکن است برای یکسال یا بیشتر در فرد باقی بمانند، بدون اینکه تشخیص داده شوند. علائم PTSD مانند علائم آسیب های جسمی ممکن است در افراد مختلف متفاوت باشد.
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) چیزی است که متخصصان سلامت روان برای تشخیص مسائل مربوط به سلامت روان استفاده می کنند. DSM شامل معیارهای متعددی برای تشخیص PTSD است.
علائم PTSD ممکن است شامل موارد زیر باشند:

به یاد آوردن خاطرات تلخ حادثه
کابوس دیدن درباره تصادف
امتناع از صحبت در مورد آنچه اتفاق افتاده است
تغییرات روحیه و رویکرد زندگی شما
تغییر در واکنش فیزیکی شما نسبت به یک محرک
تغییر در واکنش های احساسی شما
مشکل خواب
باقی نماندن خاطره ای از تصادف
به وجود آمدن افسردگی یا اضطراب

این موارد لیست کاملی از علائم PTSD نیستند. اما به شما می گوید که باید به دنبال چه نشانه هایی بگردید. در صورت مواجهه با هر یک از این علائم، حتی اگر چند ماه از حادثه گذشته است؛ از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید.
علائم PTSD در کودکان
اگر بچه ها در هنگام تصادف همراه شما بودند و شما پس از حادثه دچار اضطراب نشده اید، به این معنی نیست که کودکان نیز در سلامت کامل هستند.
علائم PTSD در کودکان خردسال ممکن است شامل موارد زیر باشد:

رفتار اجتنابی
از دست دادن علاقه به بازی یا سایر فعالیت ها
اجتماع گریزی
رفتار تحریک پذیر، عصبانی یا پرخاشگر بودن
داشتن مشکل در خوابیدن یا خواب ماندن

اگر فرزند شما در تصادف حضور داشته است، از علائمی که نشان دهنده وارد شدن ضربه روانی به او می باشد، آگاه باشید. برای گوش دادن به او زمان هایی را اختصاص بدهید. ممکن است سعی کند چیزی را به شما بگوید اما نمی داند چگونه استرس یا اضطرابی را که تجربه می کند به طور کامل بیان کند .
اضطراب و حملات پانیک
آسیب ناشی از تصادفات رانندگی همچنین می تواند باعث به وجود آمدن اختلالات اضطرابی و حملات پانیک بشود. تقریبا همه افراد در شرایط استرس زا نوعی اضطراب را تجربه می کنند. این مسئله طبیعی است اما یک اختلال اضطرابی غیر عادی و با نگرانی و ترس های مداوم و بیش ازحد برای هر اتفاق روزمره ای مشخص می شود. اختلالات اضطرابی جزو شایع ترین بیماری های روانی در ایالات متحده است. بهترین روشهای درمان پانیک در اینجا

حملات پانیک یک شکل حاد اختلالات اضطرابی است، اصلا معلوم نیست که دلیل این حملات چیست و به چه علت اتفاق می افتند . این نوع حملات تاثیرات مخربی بر روی زندگی افراد می گذارد.
علائم حملات پانیک شامل موارد زیر می باشند:

تپش قلب یا افزایش ضربان قلب
احساس تنگی نفس یا خفگی
عرق کردن ، لرزیدن
درد و ناراحتی قفسه سینه
حالت تهوع و ناراحتی شکمی
ترس از مرگ
از دست دادن کنترل یا دیوانه شدن
احساس سرگیجه، ناپایداری، سبکی سر، یا ضعف
بی حسی، لرز یا گرگرفتگی

مثال: مردی که در پی تصادف دچار اختلال پانیک می شود.
آقای ج مرد 50 ساله متاهلی است که سابقه اختلال پانیک نداشته است . هنگامی که یک روز بعد از ناهار به خانه برمی گشت، در تقاطع خیابان تصادف کرد. در این حادثه به کسی آسیبی نرسید. علیرغم فقدان جراحات، در هفته های پس از حادثه آقای ج با علائمی از جمله فشار خون بالا ، اضطراب ناتوان کننده، بی خوابی ، ناتوانی در کار و احساس ناامیدی مواجه شد و دیگر کیفیت عملکرد قبلی خود را به دست نیاورد.
آقای ج چندین بار در طول روز حملات اضطرابی را گزارش کرد که 15 تا 20 دقیقه طول می کشید . این حملات شامل تپش قلب، فشار به قفسه سینه، تنگی نفس و لرزش بود. او گفت که به دلیل ترس از تجربه حمله اضطرابی، از رانندگی اجتناب می كند، نه ترس از تصادف وسیله نقلیه. پنج هفته پس از حادثه، به دستور پزشک مراقبت های اولیه، آقای ج بالاخره به دنبال درمان رفت. علائم او با ترکیبی از داروها و روان درمانی حمایتی کنترل شد. در عرض دو ماه، آقای ج توانست رانندگی خود را از سر بگیرد و به صورت تمام وقت به کار خود بازگردد.
کنترل آشفتگی های احساسی پس از حادثه
در روز های پس از تصادف اتومبیل، ممکن است علائم آشفتگی احساسی را تجربه کنید، که ممکن است در افراد مختلف بسیار متفاوت باشد. در ادامه چند مرحله ساده برای کمک به مقابله با هر گونه اضطراب، استرس، یا سایر علائم ممکن، ارائه کرده ایم:
۱- به احساسی که دارید اعتراف کنید.
از سخت گرفتن به خود، هیچ چیزی به دست نمی آورید . اعتراف به این که پس از یک حادثه آسیب زا دچار مشکل شده اید، نشان دهنده قدرت شما است. لازم نیست ترس و استرس ناشی از سانحه را کنار بگذارید. درخواست کمک نشان دهنده شجاعت شما است.
۲- به پزشک خانوادگی خود مراجعه کنید.
مراجعه به پزشک خانواده گام مثبتی در جهت درمان است. یک گفتگوی باز و صادقانه در مورد آنچه که تجربه می کنید و تاثیر آن بر زندگی شما خواهید داشت. پزشک تان می تواند شما را به یک ارائه دهنده ی خدمات سلامت روان مناسب ارجاع دهد تا بتوانید به روال عادی زندگی خود برگردید.
۳- با یک متخصص بهداشت روان مشورت کنید.
به احتمال زیاد پزشک شما را به روانپزشک، روانشناس یا سایر متخصصان سلامت روان ارجاع می دهد و آن ها برای ایجاد یک برنامه درمانی جامع با شما همکاری خواهند کرد . دارو و روان درمانی گزینه های اثبات شده ای هستند که به درمان بیمار پس از یک حادثه آسیب زا کمک می کنند. ما بهترین مشاوران را در اینجا معرفی کرده ایم
۴- برنامه درمانی خود را دنبال کنید.
همانطور که از یک برنامه توانبخشی برای بهبود آسیب جسمی پیروی می کنید، به همان اندازه تلاش کنید تا برنامه درمانی ارائه شده توسط متخصص سلامت روان را دنبال کنید . در کنار هم قرار گرفتن این دو، کلید درمان شما است.
گزینه هایی برای درمان اضطراب و ترس
اولین قدم برای بهبودی از آسیب ناشی از تصادف رانندگی، تشخیص مشکل و اعتراف کردن به این است که به درمان نیاز دارید. تأخیر نکنید که عدم تشخیص علائم PTSD باعث می شود .ممکن است که افراد سال ها درگیر بیماری باشند و در زمان تشخیص، PTSD به سطح مزمن خود رسیده باشد و درمان آن دشوارتر شده باشد . درمان اضطراب پس از حادثه می تواند شامل روان درمانی، دارو درمانی، خودیاری یا ترکیبی از این روش ها باشد.
روان درمانی
روان درمانی احتمالاً رایج ترین درمان برای PTSD و اضطراب است. روانشناسان، درمانگران، مشاوران و سایر متخصصان بهداشت روانی بسته به علائم و موقعیت بیمار از روش های مختلف درمانی استفاده می کنند. مرکز ملی PTSD تخمین می زند که 53 درصد از افرادی که از روان درمانی متمرکز بر حادثه استفاده می کنند ، بعد از سه ماه دیگر PTSD نخواهند داشت. در مقابل ، تنها 9 درصد از افرادی که تحت درمان قرار نمی گیرند، پس از سه ماه بهبود می یابند. مانند هر مسئله سلامت روحی و جسمی ، بهترین درمان برای شما توسط پزشک یا متخصص بهداشت روانی شما تعیین می شود . در اینجا برخی از رویکرد های روان درمانی برای درمان مسائل مربوط به حادثه ذکر شده است:

رفتار درمانی(CBT) : رفتار درمانی به فرد می آموزد که چگونه افکار و احساسات خود را از زمان حادثه دردناک تغییر دهد . این درمان اغلب شامل استفاده از تکنیک های تنفسی برای مدیریت استرس است.
مواجهه درمانی : این درمان به شما کمک می کند تا با خاطرات و احساسات آسیب زا به صورت تدریجی برخورد کنید. همچنین به شما امکان می دهد بدون آسیب و بدون این که واقعی باشد، حادثه آسیب زا را دوباره مرور کنید.
حساسیت زدایی از حرکات چشم و فرایند (EMDR) : این درمان به مغز اجازه می دهد تا به طور طبیعی آسیب وارد شده از حادثه را بهبود ببخشد . این فرایند شامل بررسی حرکات چشم، صدا ها یا تکان های دور چشم است، در حالی که هم زمان به رویداد آسیب زا فکر می کنید.

شاید مهم ترین نکته ای که باید در مورد روان درمانی بدانید این است که کمک در دسترس است و شما فقط باید آن را بخواهید . مانند هر نوع درمانی، با توجه به شرایط خاص شما، بهترین راه برای شما از طریق مشورت واضح و صادقانه با تراپیست تعیین می شود.
چگونه خودمان را استرس زدایی کنیم؟ 7 توصیه
برخی از مشکلات بهداشت روانی که پس از تصادف رانندگی تجربه می شوند ، ممکن است نیاز به درمان دارویی داشته باشند . PTSD اغلب با گروهی از دارو ها درمان می شود که به عنوان مهار کننده های باز جذب سروتونین (SSRIs) شناخته می شوند.
نمونه هایی از SSRI ها عبارتند از:

زولوفت
پاکسیل
سلکسا
لکساپرو
پروزاک

مانند سایر تصمیمات مهم پزشکی، استفاده از دارو برای درمان اضطراب پس از حادثه یا سایر علائم باید با مشورت کامل پزشک صورت بگیرد. از خود درمانی و مصرف دارو های تجویز شده توسط دوستان یا دیگران خودداری کنید. هر دارویی که مصرف می کنید باید توسط پزشک تجویز شود و به عنوان بخشی از برنامه کلی درمان شما در نظر گرفته شود.
خودیاری (کمک به خود)
اگر تحت نظر پزشک یا تراپیست هستید، برنامه درمانی آن ها را رعایت کنید. علاوه بر این، برخی اقدامات اولیه خودیاری وجود دارد که می توانید برای بهبودی خود انجام دهید .
برخی از اقدامات خودیاری برای از بین بردن اضطراب رانندگی پس از تصادف عبارتند از:

در مورد تجربه آسیب زا بنویسید.
در مورد تصادف و ترس های خود صحبت کنید.
به محل تصادف مراجعه کنید.
با دوست یا خویشاوند خود رانندگی کنید.
در طول روز رانندگی کنید.
در مناطق کم تردد زمان بیشتری برای رسیدن به مقصد اختصاص دهید.

دوره آموزشی رانندگی محتاطانه
گذراندن یک دوره رانندگی محتاطانه می تواند راهی عالی برای آرامش خاطر شما باشد زیرا در هنگام تصادف مجدد به آموخته های خود فکر می کنید. علاوه بر این، شرکت بیمه به شما تخفیف خواهد داد. همچنین در این دوره آموزه ها و قوانین راهنمایی و رانندی را مرور می کنید. این دوره را در یک آموزشگاه معنبر بگذرانید.
شواهد مورد قبول بیمه برای مشکلات سلامت روان، شامل موارد زیر است:

سوابق سلامت روان: یک مشاور مجاز، روان شناس، روان پزشک یا حتی پزشک خانواده شما می تواند روایتی با ارزیابی حرفه ای خود از وضعیت روحی شما بنویسد . آن ها می توانند بررسی کنند که از PTSD، اضطراب، افسردگی یا هر بیماری دیگری رنج می برید.
اظهارات شهود: از عزیزان و دوستان و افراد معتمد که وضعیت احساسی شما را مشاهده کرده اند، بخواهید که اظهارات خود را به صورت مکتوب شرح دهند . آن ها ممکن است مشاهده کرده باشند که شما افسردگی داشته اید، یا گریه می کردید و بدون هیچ دلیلی خسته و عصبی به نظر می رسید.
دفترچه ثبت حال و احوال: یادداشت های دقیق شما در مورد حادثه، مشکلات عاطفی روزانه، مشکلات خواب، رویاهای بد و سایر جزئیات نحوه تأثیر این رویداد بر زندگی روزمره شما می تواند به عنوان شواهدی از ناراحتی عاطفی استفاده شود.

در ادامه بخوانید: 5 تا از حرکت یوگا جهت ارتقای رفع استرس و خستگی جسم و روح

اهمال کاری

اهمال کاری چیست؟ انواع و روش مقابله با اهمال کاری با 17 روش

اهمال کاری چیست؟ انواع و روش مقابله با اهمال کاری با 17 روش
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/08/word-image-209.jpeg

تصور کنید که باید کاری را انجام بدهید اما این کار در حال حاضر سخت یا زمان بر به نظر می رسد، به همین دلیل آن را به بعد موکول می کنید. موعد مقرر نزدیک می شود و شما هنوز کار را تا آخرین لحظه ممکن شروع نکرده اید… ولی وقتی این کار را انجام می دهید، تنها 25 دقیقه وقت تان را می گیرد. این اتفاق برای همه ما رخ داده است.
به تعویق انداختن یعنی گیر کردن در چرخه ” فردا آن کار را انجام می دهم”. بعد آن فردا می آید و ما با احساس شرمندگی و استرس؛ هنوز کاری نکرده ایم . البته معمولاهیچ وقت هم درس نمی گیریم زیرا ما همیشه آن را به هر نحوی که شده انجام می دهیم! خبر خوب این است که شما تنها نیستید! تقریبا همه به نوعی کاری را به تعویق انداخته ایم. به همین علت قصد داریم بررسی کنیم که ببینیم چرا این کار را می کنیم و چطور می توان با آن مقابله کرد.
اهمال کاری چیست؟
اهمال کاری (به انگلیسی procrastination) به معنای تأخیر یا به تعویق انداختن مداوم یک کار است . شما تقریبا در هر موقعیت و رابطه اجتماعی که باشید امکانش هست در انجام وظیفه تحصیلی و شغلی تان سهل انگاری کنید! تقریبا هر کسی هر از گاهی این کار را انجام می دهد، اما دکتر جوزف فراری، روانشناس، به این نتیجه رسیده است که 20 درصد مردم واقعا به اهمال کاری عادت کرده اند و به سبک زندگی شان بدل شده است.
یک تصور رایج و غلط وجود دارد که اهمال کاری شما را تنبل می کند، اما این درست نیست! این تصور به طور کلی از احساس بی لیاقتی و انجام کار تحت فشار نشات می گیرد و به خاطر سبک زندگی نادرست افراد سهل انگار است. اما قبل از این که به موارد دیگر بپردازیم، بد نیست ویدئوی زیر را تماشا کنید:

 
انواع اهمال کاری
دو نوع اهمال کاری وجود دارد: فعال و غیر فعال. شما یا انتخاب می کنید که کار را به تعویق بیندازید زیرا فکر می کنید تحت فشار (که کاملا هم درست است) بهتر کار می کنید یا با شک و دو دلی آن را به آخرین ثانیه ممکن موکول می کنید!
اهمال کاری به چند شکل مختلف خودش را نشان می دهد . ممکن است این کار را انجام دهید زیرا چیز جالب تری ذهنتان را مشغول کرده است یا در آن لحظه توانایی ذهنی نداشته باشید و یا با کنار گذاشتن کار آمادگی و تسلط بیشتری پیدا کنید (که البته به محض نزدیک شدن به ضرب العجل به سرعت اوضاع از کنترل تان خارج می شود).
انرژی درمانی چیست؟ بهترین و موثرترین روش انجام آن
چند نوع متداول دیگر از اهمال کاری وجود دارد:

سهل انگاری اضطرابی: برای انجام کاری آنقدر مضطرب هستید که مدام آن را به تعویق می اندازید.
اهمال کاری موثر: انجام یک کار دیگر.
اهمال کاری با طفره رفتن از خواب : بیدار ماندن تا دیر وقت به خاطر این که وقت آزاد بیشتری داشته باشید و فشار کاری و زمان از دست رفته را جبران کنید.

چرا اهمال کاری می کنیم؟
اگر از خودتان می پرسید چرا در انجام کاری سهل انگاری می کنید، بهتر است بدانید پاسخش تنبلی نیست. شما هم انتخاب نکرده اید که سهل انگار باشید! در واقع علت آن این است که یک نبرد احساسی در مغز تان جریان دارد و شما به جای مواجهه با این احساسات متناقض، فقط از آنچه باعث ایجاد استرس می شود، فرار می کنید.
بد نیست بدانید که اهمال کاری مزمن می تواند نشانه یک مشکل بزرگتر مثل اختلال کم توجهی یا بیش فعالی در بزرگسالی باشد. اگر احساس می کنید سهل انگاری شما واقعا بر زندگی تان تأثیر می گذارد یا اصلا از کنترل شما خارج است، توصیه می کنیم که به یک روانپزشک مراجعه کنید. اگر مبتلا به اختلالی که گفته شد باشید، پزشک می تواند با تغییر سبک زندگی، مصرف دارو و تراپی ذهنی و جسمی به شما کمک کند.

خوب، حالا به بحث اصلی برگردیم. چه بیماری زمینه ای داشته باشید و چه نه، این ها برخی از دلایلی است که ممکن است باعث اهمال کاری تان شوند.

ترس: نگران هستید که کار نهایی کامل نباشد و ممکن است شکست بخورید.
کنترل تکانه: مواردی مثل آب و هوای خوب یا دوستانتان ممکن است شما را از کار منحرف می کند.
کنار گذاشتن کار: شما انجام برخی کار ها را دوست ندارید، بنابراین تصمیم می گیرید به آن ها فکر نکنید.
سرکشی: وقتی شما را مجبور به انجام کاری می کنند از خودتان مقاومت نشان می دهید.

اثرات اهمال کاری
به تعویق انداختن یک کار قطعا استراتژی درست و خوبی برای انجام آن نیست. بله! به احتمال زیاد در آخرین لحظات به موقع عمل می کنید، اما به چه قیمتی؟ اهمال کاران علاوه بر اینکه کیفیت کار پایینی ارائه می دهند، به طور کلی با مشکلاتی مثل بی خوابی، ضعف سیستم ایمنی و مشکلات معده که ناشی از استرس است ، روبرو می شوند. پس خیلی هم بدون دردسر نیست، درست است؟ اما ما راهکار هایی داریم که می تواند به شما در پیشگیری از اهمال کاری و همچنین به وجود آمدن این مشکلات ناخوشایند کمک کند!
17 روش برای مقابله با اهمال کاری
مقابله با این مشکل بسیار دشوار است، به خصوص اگر در انجام پروژه ها و کارهای تان به این کار عادت کرده باشید. به احتمال زیاد روال کاری افراد سهل انگارمعمولا به این صورت است که کارهای شان را با وسواس، سهل انگاری و در نهایت ناتوانی در انجام کار (همراه با استرس) انجام می دهند. اما ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم تا با انجام این مراحل می توانید طرز فکر خود را تغییر داده و از این چرخه خارج شوید.
1-سطح توقع تان را پایین بیاورید
تلاش برای رسیدن به کمال برای یک فرد اهمال کار مثل کریپتونیت است، یعنی هیچوقت نمی تواند به آن برسد! در عوض بهتر است سعی کنید در حد نیاز خوب باشید . ما قول می دهیم که این هدف بسیار دست یافتنی تر خواهد بود و اگر بیش از حد انتظار به خودتان فشار وارد نکنید، برای شروع کار عصبی نخواهید بود. برخلاف تصور رایج برخی افراد، اهمال کاری و کمال گرایی مترادف هم نیستند.
2-کارتان را کم کم انجام دهید
یکی از بزرگترین مسائلی که باعث می شود فرد کارش را به تعویق بیندازد این است که کل کار را به آخرین لحظه واگذار می کند. بهترین گزینه این است که حداقل نیم ساعت در روز کار کنید و پروژه را به اتمام برسانید و بعد خوش بگذرانید. به این ترتیب، شما کار های کوچکی خواهید داشت که انجام شان بسیار ساده تر است. درست مثل غذا که در پنج وعده راحت تر خورده می شود و احتمالا معده تان را هم اذیت نمی کند.
راههای غلبه بر تنبلی (30 روش موثر)
3-طبق زمان بندی پیش بروید
اگر می خواهید هر روز روی بخش کوچکی از پروژه تان کار کنید، لازم است زمان بندی داشته باشید. تقویم، بولت ژورنال یا کاغذ یادداشت های برچسبی روی کامپیوتر تان به شما یادآوری می کند که امروز باید این کار را انجام دهید. علت استفاده از این ابزار این است که از دست دادن زمان در یک روز خیلی راحت اتفاق می افتد.

4-یک سیستم حمایتی داشته باشید
حتما مطمئن شوید که کسی را دارید که به شما کمک کند. این فرد می تواند همکار ، والدین یا خواهر و برادرتان باشد. فقط کافی است شخصی را پیدا کنید که هر چند وقت یکبار شما و روند کارتان را چک کند. این پیگری شما را وادار به اطاعت می کند و باعث می شود تا خیلی از مسیر منحرف نشوید.
5-نه گفتن را یاد بگیرید
البته این توصیه برای مواردی مثل مدرسه و محل کار واقعا جواب نمی دهد اما اگر قبلا به خاطر بر عهده گرفتن چندین کار و ناتوان بودن در تکمیل به موقع شان بد قول شده اید، سعی کنید برخی کار ها را قبول نکنید و به همه جواب مثبت ندهید ! هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر تحت فشار قرار می گیرید و این به احتمال زیاد منجر به اهمال کاری می شود. روش نه گفتن در اینجا توضیح داده شد
6-برای خودتان پاداش در نظر بگیرید
شا می توانید به ازای خواندن هر فصل یک پاستیل خرسی و به ازای هر یک ساعت کار نیم ساعت تماشای تلویزیون را به خودتان جایزه بدهید . این سیستم پاداش دهی باعث ایجاد انگیزه فوق العاده ای در شما می شود! این متد، کار را به یک بازی تبدیل می کند و دیگر شروع آن برایتان دلهره آور نخواهد بود .
7-تمرین حضور ذهن و مراقبه کنید
شکستن چرخه اهمال کاری در ابتدا می تواند کمی برایتان سخت باشد. بنابراین، فقط باید به بدنتان گوش می دهید و آنچه را که نیاز دارد به او بدهید. مثلا شاید بخواهید برای پیاده روی سریع بیرون بروید یا استراحت های متناوب داشته باشید! هوای تازه و یک وقفه کوچک به شما زمان می دهد تا قبل از بازگشت به کار، آرامش داشته باشید و به مغزتان استراحت بدهید. آموزش مراقبه برای مبتدی ها
8-زود بخوابید
اگر زود نخوابید، نمی توانید زود بیدار شوید و کار کنید . ذهن و بدن ما نیاز به شارژ مجدد دارد و خستگی قطعا محرکی برای اهمال کاری است.
9-به خودتان تلقین نکنید
هیچ وقت فکر نکنید که “من واقعا تنبل هستم” و “من همین هستم که هستم”. چنین چیزی صحت ندارد و فقط زائده تخیلات خودتان است . فقط باید به خودتان تلقین مثبت کنید و بگویید ” من می توانم به موقع و درست کارم را انجام بدهم “.

10-کابل ها را از پریز بکشید
همیشه نشستن جلوی تلویزیون کار درستی نیست . با کشیدن سیم از پریز، از اهمال کاری پیشگیری کنید. علاوه بر این در هزینه های تان هم صرفه جویی می کنید!
11-فقط انجامش بدهید
گوش همه ما از شنیدن بهانه های مختلف پر است. بنابراین، به جای بهانه تراشی جدید، فقط تمرکز کرده و دست به کار شوید. شعار نایک برای غلبه بر اهمال کاری همین است!
12-برای هر روزتان یک هدف مشخص کنید
در ابتدای هر روز، تعدادی از کار هایی که می خواهید انجام بدهید را مشخص کنید. معمولا سه تا تعداد مناسبی است، البته به حجم کار هم بستگی دارد. روش برنامه ریزی روزانه در اینجا
13-لیست وظایف تان را چک کنید
وقتی نمی دانید چه کاری باید بکنید، انجام کار ها سخت می شود . فهرستی از کار ها همراه خودتان داشته باشید تا مطمئن شوید کار های از قبل مشخص شده را در زمان مناسبش انجام می دهید.
14-علت ترستان را شناسایی کرده و با آن مواجه شوید
اغلب اوقات وقتی کاری را به تعویق می اندازیم، از چیزی می ترسیم . سعی کنید عامل ترس تان را پیدا کرده و با آن روبرو شوید. در این صورت می توانید شروع به کار کنید.
15-ایمیل ها را چک نکنید
یکی از بدترین کار هایی که هنگام شروع به کار می توانید انجام بدهید، چک کردن ایمیل ها است. انجام این کار در همان ابتدا توصیه نمی شود زیرا شما را در حالت ” غیر کنشی ” قرار می دهد.
به جای آن، لیست وظایف تان را بیرون آورده و اول بزرگترین کاری که قرار است انجام بدهید را شروع و بعدا ایمیل را بررسی کنید.
16-از رفتن به شبکه های اجتماعی بپرهیزید
فیس بوک، توییتر، پینترست و امثال این ها را به طور کامل از دسترس خارج کنید تا کارتان به تعویق نیفتد. فقط روی کار مورد نظر تمرکز کنید.
17-یک لیست پخش موسیقی درست کنید
برای غلبه بر اهمال کاری، به موسیقی گوش بدهید ! فهرستی از آهنگ های انگیزشی و ضد تنبلی درست کنید. این آهنگ ها شما را تشویق به کار می کنند.
حتما بخوانید: با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!

خوش اخلاق

چگونه اخلاق های بد را ترک کنیم و خوش اخلاق شویم؟ (10 روش علمی)

چگونه اخلاق های بد را ترک کنیم و خوش اخلاق شویم؟ (10 روش علمی)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/08/word-image-58.jpeg

عناوین، نشانه ها، دلایل، تاثیرات و راه حل های اخلاق بد و خوش اخلاق شدن مثل آب خوردن را در این مطلب با کمک 10 متد کاملا علمی و موثر به شما یاد می دهیم. نگران نباشید کار سختی نیست.
افرادی که به دنبال جلب توجه دیگران هستند یا به اصطلاح مهرطلب، کسانی هستند که برای راضی نگه داشتن دیگران هر کاری را انجام می دهند. در حالی که مهربان و مفید بودن به طور کلی خوب است، بیش از حد این گونه رفتار کردن برای جلب توجه، می تواند خطرات جدی به همراه داشته باشد و باعث به وجود آمدن خلأ احساسی در فرد و از بین رفتن حس اضطراب و استرس او شود.
نشانه هایی که میگوید شما یک فرد مهر طلب هستید

شما به سختی می توانید ” نه ” بگویید.
مدام در اندیشه این هستید که دیگران چه فکری می کنند.
وقتی به مردم ” نه ” می گویید احساس گناه می کنید.
شما می ترسید که دست رد زدن به افراد باعث شود فکر کنند خودخواه یا دشمن آن ها هستید.
با کار هایی که دوست ندارید یا کارهایی که نمی خواهید انجام بدهید، موافقت می کنید.
با احساس عزت نفس پایین دست و پنجه نرم می کنید.
می خواهید که مردم دوست تان داشته باشند و فکر می کنید باید کار هایی را انجام بدهید که رضایت دیگران را جلب کند.
مدام از دیگران عذرخواهی می کنید.
حتی وقتی اشتباهی انجام نداده اید احساس شرم می کنید.
برای خودتان هیچ وقت آزادی ندارید، زیرا همیشه در حال انجام دادن کار های دیگران هستید.
برای اینکه کار های بقیه را انجام بدهید از نیاز های خود غافل می شوید.
شما وانمود می کنید که با دیگران موافق هستید، حتی اگر نظر متفاوتی داشته باشید.

افراد خوش اخلاق از اینکه در نظر دیگران خوب جلوه کنند، لذت می برند. آن ها همچنین معمولا همدل، دلسوز و با ملاحظه هستند. در کنار این ویژگی های مثبت همچنین ممکن است بسیار حریص، خود کم بین، و مایل به تحت کنترل بودن، باشند.
در حالی که اغلب مردم آن ها را فردی بخشنده یا سخاوتمند می دانند؛ اما تا این اندازه خدمت کردن به دیگران باعث می شود که احساس خستگی کنند و تحت فشار باشند.
چگونه عادات خوب در خودمان ایجاد کنیم (و جایگزین عادات بد کنیم)
دلایل و علل
برای این که دیگر به دنبال جلب توجه و محبت نباشید مهم است دلایلی که باعث می شوند درگیر این رفتار ها شوید را بدانید. عوامل متعددی می توانند باعث بروز این رفتار شوند؛ از جمله:

عزت نفس پایین: گاهی افراد رفتار هایی را برای خوشایند مردم و جلب رضایت آن ها انجام می دهند زیرا برای خواسته ها و نیاز های خود ارزش قائل نیستند. این افراد به دلیل کمبود اعتماد به نفس نیاز دارند که از طرف دیگران تایید بشوند. از آن جایی که آن ها ارزش خود را نمی دانند، احساس می کنند تلاش برای انجام کار های دیگران، منجر به تایید و پذیرش آن ها خواهد شد.
احساس نا امنی: در موارد دیگری، افراد ممکن است سعی کنند دیگران را راضی نگه دارند، زیرا نگران هستند که اگر دیگران را خوشحال نکنند، کسی آن ها را دوست نداشته باشد.
کمال گرایی: گاهی اوقات این افراد می خواهند که همه چیز دقیقا همانطور که خواست آن ها است باشد، از جمله طرز فکر و احساس دیگران درباره آن ها.
تجربیات گذشته: تجربیات دردناک، آسیب زا و سخت گذشته نیز می توانند نقش داشته باشند. به عنوان مثال افرادی که در گذشته مورد سو استفاده قرار گرفته اند؛ ممکن است سعی کنند که دیگران را راضی کنند یا تا آن جا که ممکن است با دیگران موافق باشند تا کسی به آن ها توهین نکند.

انگیزه کمک به دیگران گاهی به دلیل حس نوع دوستی افراد شکل میگیرد. و ممکن است شخص واقعا بخواهد مطمئن شود که افراد دیگر از کمک مورد نیاز خود برخوردار هستند یا نه. اما گاهی اوقات این کارها برای خوشایند دیگران واقع شدن انجام می شود تا به دنبال آن حس دوست داشته شدن و اعتبار دریافت کنند. این دسته از افراد از خوشحال کردن دیگران، احساس مفید و ارزشمند بودن پیدا می کنند.

تاثیرات مهر طلب بودن بر زندگی افراد
خوشایند مردم بودن لزوما چیز بدی نیست. برای این که روابط سالمی با عزیزانتان داشته باشید، باید دلسوز و نگران آن ها باشید.
اما اگر به علت اعتماد بنفس پایینی که دارید برای جلب توجه دیگران تلاش می کنید یا اینکه آرامش خود را برای احساس رضایت دیگران فدا می کنید، مشکل پیش خواهد آمد. اگر تمام وقت خود را صرف دیگران می کنید تا آن ها را خوشحال کرده و رضایتشان را جلب کنید، ممکن است برخی از پیامد های زیر گریبانگیر شما بشوند.
1-احساس عصبانیت و سرخوردگی
در حالی که گاهی اوقات ممکن است افراد مهرطلب از کمک کردن به دیگران لذت ببرند، اما وقتی کاری را با بی میلی یا صرفا به دلیل تعهد انجام می دهند، نا امید خواهند شد. این اتفاقات در کنار هم چرخه ای را به وجود می آورند که از کمک کردن به بقیه و سودجویی آن ها عصبانی شده و حتی از کار خود پشیمان شوند.
یک مطالعه نشان داده است افرادی که نیاز شدید به جلب رضایت دیگران دارند، هنگام قرار گرفتن در برخی موقعیت های اجتماعی دچار پرخوری بیمارگونه می شوند.
2-اضطراب و استرس
تلاش برای خوشحال نگه داشتن دیگران می تواند افراد مهرطلب و خوش اخلاق را از نظر روحی و جسمی بسیار آسیب پذیر کند. وقتی سعی در مدیریت کردن همه این ها دارند، دچار اضطراب و استرس خواهند شد که می تواند تاثیرات مخربی بر روی سلامتی آن ها بگذارد. کمک به افراد دیگر می تواند مزایای متعددی برای سلامت روان افراد داشته باشد. اما وقت نگذاشتن برای خود به این معنی است که در نهایت با پیامد های منفی استرس بیش از حد رو به رو خواهند شد.
3-بی ارادگی
صرف تمام انرژی و توان ذهنی خود برای اطمینان از خوشبختی دیگران به این معنی است که افراد اراده کمی برای رسیدن به اهداف آینده خود دارند .برخی از تحقیقات نشان داده اند افرادی که از توان ذهنی خود برای اطمینان از اینکه خواسته ها و نیازهای دیگران برطرف شده است یا خیر، استفاده می کنند؛ قدرت اراده و خود کنترلی کمی برای اختصاص دادن به نیاز های خود دارند.
4-خود واقعی نبودن
افراد مهرطلب اغلب نیاز ها و ترجیحات خود را برای خوش خدمتی کردن به دیگران، نادیده می گیرند و به همین دلیل احساس می کنند که زندگیشان متعلق به خودشان نیست. حتی ممکن است احساس کنند اصلا خود را نمی شناسند.
نتیجه پنهان کردن احساسات واقعی این است که دیگران فکر می کنند نم یتوانند با شخصیت واقعی آن ها ارتباط برقرار کنند. در هر رابطه نزدیک و صمیمی باید افراد خود واقعی شان را به یکدیگر نشان دهند، در غیر این صورت موفق نخواهند بود.
نکته های کوچک برای زندگی بهتر (26 نکته ریز ولی موثر)
5-روابط بسیار ضعیف
افرادی که تمام تلاش خود را برای مطمئن شدن از برآورده شدن نیاز های دیگران انجام می دهند؛ ممکن است کینه ای بشوند. مردم قدردان ذات بخشنده آن ها خواهند بود اما حتی ممکن است به نظر قدردان ترین اشخاص نیز مهربانی ها و توجه این افراد عادی و بدیهی تلقی بشود.
در نهایت ممکن است دیگران به طور ناخواسته از ذات بخشنده این افراد سواستفاده بکنند و حتی خودشان هم متوجه این سوء استفاده نشوند. تنها چیزی که مردم می دانند، تمایل به کمک کردن افراد مهرطلب است و به همین خاطر شک ندارند هر زمان که کمک بخواهند این افراد حضور خواهند یافت. چیزی که مردم به آن توجه نمی کنند ضعف روحی و جسمانی و بیش از حد متعهد بودن این افراد است.

خوب بودن در مقایسه با مهرطلب و خوش اخلاق بودن
بین انجام دادن کاری به علت اینکه آدم خوبی هستید با اینکه آدم مهرطلبی هستید، تفاوت وجود دارد. مردم اغلب کارهای خوب را به دلیل خاصی انجام می دهند، مثلا: حس خوب، کمک، از روی لطف و … اما اگر کاری را به این خاطر انجام می دهید چون میترسید ” نه ” بگویید؛ این احتمال وجود دارد که آن کار را برای جلب رضایت دیگران انجام داده اید.
راه حل
خوشبختانه، راه هایی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا دست از مهر طلبی بردارید و یاد بگیرید که چگونه می توانید بدون قربانی کردن خود برای دیگران آن ها را خوشحال کنید. برخی از اقداماتی که می توانید انجام بدهید شامل موارد زیر است:
1-مشخص کردن محدودیت ها
بسیار مهم است که محدودیت های خود را بشناسید و برای خودتان مرز های مشخصی را تعیین کنید و در مواجهه با افراد محدودیت های خود را بیان کنید. هر کاری که مایل به انجام دادنش نیستید را به وضوح به طرف خود بگویید. اگر شخصی بیش از حد اصرار می کند که به او کمک کنید، کاملا رک به او بگویید که خارج از محدوده توانایی شماست و نمی توانید برایش کاری انجام بدهید.
همچنین راه های دیگری برای مشخص کردن این حد و حدود ها وجود دارد که به شما کمک می کند با دیگران کاملا رک باشید. به عنوان مثال فقط زمان خاصی را برای پاسخ دادن به تماس های تلفنی مشخص کنید و توضیح دهید که فقط برای یک دوره زمانی خاص در دسترس هستید. انجام دادن این کار ها بسیار به شما کمک می کند که بر زمان و ترجیحات خود کنترل کامل داشته باشید.
2-تغییرات کوچک
ایجاد یک تغییر ناگهانی دشوار است بنابراین از ایجاد خط و مشی های کوچک تر در روابط خود شروع کنید. تغییر الگو های رفتاری ممکن است سخت باشد زیرا در بسیاری از موارد شما نه تنها باید رفتار خود را اصلاح کنید بلکه باید به اطرافیان خود نیز آموزش بدهید که محدودیت های شما را درک کنند.
به همین دلیل سعی کنید که کار خود را با گام های کوچکتری آغاز کنید که به شما کمک می کنند تا کم تر به دنبال جلب توجه دیگران باشید. با نه گفتن به درخواست های کوچک و بیان نظر خود درباره برخی مسائل؛ اصلاح رفتار خود را شروع کنید و یا سعی کنید که درخواست های خود را با دیگران در میان بگذارید.
از دست ندهید: زندگی خود را فقط با 2 دقیقه در روز تغییر دهید: 10 عادت موثر
به عنوان مثال به یک پیامک که در آن از شما چیزی درخواست کرده اند که نمی توانید انجام بدهید، نه بگویید. سپس در گام های بعدی به صورت رو در رو نه بگویید. این موارد را در شرایط و موقعیت های مختلف مانند صحبت با فروشندگان، سفارش غذا در رستوران یا حتی هنگام برخورد با همکاران تمرین کنید.
هر بار که یک قدم کوچک برای از خود گذشته نبودن برمی دارید، اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت که به شما کمک خواهد کرد دوباره کنترل زندگی خود را در دست بگیرید.
3-تعیین کردن اهداف و اولویت ها
در نظر داشته باشید که تمایل دارید وقت خود را کجا بگذرانید یا به چه کسی می خواهید کمک کنید؟ برای رسیدن به چه هدفی تلاش می کنید؟ آگاهی از اولویت ها می تواند به شما کمک کند تا مشخص کنید آیا وقت و انرژی لازم برای اختصاص دادن به برخی چیز ها در زندگی خود را دارید یا خیر.
اگر چیزی انرژی شما را از بین می برد یا زمان زیادی از شما می گیرد، برای رفع مشکل اقدام کنید. همانطور که شما تمرین می کنید این محدودیت ها را تعیین کنید و به کارهایی که واقعا نمی خواهید انجام بدهید نه می گویید؛ خواهید دید که زمان بیشتری برای اختصاص دادن به چیز هایی که واقعا برای شما مهم است خواهید داشت.

سعی کنید با خودتان مثبت صحبت کنید
اگر احساس می کنید که بیش از حد در خود فرورفته اید و گمراه شده اید، عزم خود را با مثبت صحبت کردن با خود تقویت کنید. به خودتان یادآوری کنید که سزاوار این هستید که برای خودتان وقت بگذارید. اهداف شما مهم هستند و نباید خود را موظف بدانید که برای چیزهایی وقت و انرژی بگذارید که شما را شاد نمی کنند.
1-زمان خواستن
وقتی شخصی از شما کمک می خواهد به او بگویید که به زمان نیاز دارید تا در مورد آن فکر کنید. اگر فورا بگویید” بله ” شما بیش از حد متعهد جلوه خواهید کرد. اما وقت خواستن برای پاسخ به درخواست، به شما این فرصت را می دهد که آن را ارزیابی کرده و تصمیم بگیرید که آیا واقعا می خواهید آن کار را انجام بدهید یا نه؟ قبل از تصمیم گیری از خود بپرسید:

این کار چقدر زمان می برد؟
آیا این چیزی است که من واقعا می خواهم انجام بدهم؟
آیا وقت دارم این کار را انجام بدهم؟
اگر بگویم ” بله ” چقدر استرس خواهم گرفت؟

تحقیقات همچنین نشان داده است که حتی یک وقفه کوتاه قبل از تصمیم گیری، دقت در تصمیم گیری را افزایش می دهد. بنابراین با دادن این فرصت به خودتان بهتر می توانید به طور دقیق تصمیم بگیرید که آیا این کار همان چیزی است که تمایل به انجامش دارید و اینکه آیا زمان کافی برای انجام دادنش دارید؟
حتما بخوانید: 50 نکته ساده که زندگی تان را زیر و رو می کنند (تغییر مثبت)
2-ارزیابی درخواست
گام دیگر برای غلبه بر از خود گذشته بودن این است که به دنبال نشانه هایی از این باشید که دیگران سعی می کنند از سخاوت شما سوء استفاده کنند. آیا افرادی هستند که همیشه از شما درخواست چیزی را دارند اما زمانیکه شما به آن ها احتیاج دارید ناپدید می شوند؟ یا اینکه برخی از افراد از آنجایی که ماهیت سخاوتمندانه شما را می شناسند، مدام درخواست های مختلفی می کنند زیرا می دانند ” نه ” نمی گویید.
اگر احساس می کنید در انجام دادن کار ها تحت فشار قرار گرفته اید، کمی وقت بگذارید تا وضعیت را ارزیابی کنید و تصمیم بگیرید که چگونه می خواهید به درخواست ها رسیدگی کنید. در مقابله با افرادی که مدام برای کمک گرفتن به شما مراجعه می کنند، محکم و رک باشید.
3-پرهیز از بهانه جویی
بسیار مهم است که در هنگام نه گفتن محکم باشید و از بهانه آوردن برای ناتوانی خود بپرهیزید. وقتی شروع به توضیح می کنید و سعی می کنید که بهانه بیاورید، طرف مقابل راهی پیدا می کند تا بهانه شما را رد کند و دلایلی پیدا کند که شما می توانید این کار را انجام بدهید. یا این که از شما می خواهند که به آنها اطمینان دهید در فرصت مناسب کارشان را انجام خواهید داد.
4-دوطرفه بودن شرط لازم رابطه
یک رابطه قوی و سالم کاملا دو طرفه است. اگر یک نفر همیشه خدمت می کند و دیگری استفاده، این بدان معناست که یکی از دو طرف رابطه، دارد از خواسته های خود چشم پوشی می کند. حتی اگر از خوشحال کردن دیگران لذت می برید، به یاد داشته باشید که آن ها نیز باید قدم هایی را در قبال شما بردارند.
5-وقتی قصد کمک دارید، کمک کنید
نیازی نیست که از مهربانی و ملاحظه گر بودن دست بردارید؛ این ها خصوصیات مطلوبی هستند که می توانند به داشتن روابط قوی و پایدار با دیگران به شما کمک کنند. نکته اصلی این است که انگیزه ها و مقاصد خود را بررسی کنید و کار ها را فقط به این دلیل انجام ندهید که از طرد شدن می ترسید یا می خواهید رضایت دیگران را جلب کنید.
به خوب بودن ادامه دهید اما به یاد داشته باشید که مهربانی توجه و پاداش نمی طلبد. فقط کمک به شخصی دیگر برای بهبود شرایطش است.
حتما بخوانید: 140 عادت بدی که باید آنها را ترک کنیم (مگا لیست)
سخن پایانی
کمک کردن به مردم نباید باعث شود که در جستجوی خوشبختی خود نباشید. مهم است که راهی برای تعیین حد و مرز های خود پیدا کنید و به یاد داشته باشید که نمی توانید همه را راضی کنید. اگر دوست داشتن سایرین به سلامتی شما ضرر می رساند، باید بیشتر در تعیین حد و حدود روابط خود دقت کنید.