قانون گودهارت چیست؟ اثرات آن و 3 مثال ساده

قانون گودهارت چیست؟ اثرات آن و 3 مثال ساده

شاید این عبارت را قبلاً شنیده باشید: “یک شرکت معیاری دارد که می خواهد آن را بهبود ببخشد؛ بنابراین، تصمیم می گیرد از این معیار به عنوان هدف برای آنچه که در تلاش برای بهبود آن است، استفاده کند، اما بدون اینکه متوجه شود، طعمه قانون گودهارت شده است”. در واقع بر اساس قانون گودهارت (goodhart’s law) وقتی یک معیار به هدف تبدیل شود، دیگر معیار خوبی نخواهد بود.
ما در این مطلب به بررسی قانون گودهارت در زمینه های مختلف به ویژه در تحقیقات پیمایشی و چگونگی اجتناب از آن می پردازیم.
قانون گودهارت چیست؟
قانون گودهارت یک اصل در علم اقتصاد است که می گوید: «وقتی معیاری به هدف تبدیل شود، دیگر معیار خوبی نخواهد بود». این اصل که توسط اقتصاددانی به نام چارلز گودهارت (Charles Goodhart) در سال 1975 مطرح شد، زمانی به وجود می آید که یک متغیر سیاست گذاری اقتصادی (مثلاً عرضه پول) که در ابتدا به عنوان شاخصی از وضعیت اقتصادی استفاده می شد (مثلاً برای نشان دادن سیاست های مناسب)، مستقیماً به هدفی برای سیاست گذاری اقتصادی تبدیل شود. 

توی این پکهای فوق العاده، رازهای میلیونر شدن رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! این ترفندها اگه پولدارت نکنن هم تو زندگی واقعا لازمن. استفاده کن و حسابی پول در بیار! 

 
 

توی این پک فوق العاده، قوانین رشد و موفقیت رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! توی زندگی، محل کار و هر جایی راه موفقیت رو به راحتی پیدا کن!

 

بنابراین، سیاست گذاری مستقیم در مورد آنچه که قبلاً فقط شاخصی از وضعیت اقتصادی بود، اتخاذ می شود. این امر می تواند باعث از دست رفتن ارزش اطلاعاتی آن شاخص و در نتیجه عدم کارایی آن به عنوان شاخصی از وضعیت اقتصادی شود.
GDP چیست؟ همه نکاتی که باید بدانید
فرض کنید میزان رضایت مشتری را می سنجید و می خواهید سطح امتیازات آنها بالاتر رود. پس، تصمیم می گیرید به افرادی که امتیاز بالایی از رضایت مشتری کسب می کنند، پاداش دهید. با این کار، کارمندان شما هر کاری که می توانند انجام می دهند تا امتیاز بالایی از رضایت مشتری به دست آورند، حتی اگر مجبور باشند به نحوی مشتری را تحریک می کنند. زمانی که این اتفاق بیفتد، امتیاز رضایت مشتری دیگر معیار خوبی از میزان رضایت مشتری نخواهد بود.

مثال دیگر این است که به کارمندان شرکت خود بگویید میزان موفقیت آنها را با ساعاتی که پشت میزشان می نشینند، می سنجید. آنها مطمئناً زمان بیشتری پشت میز خود می نشینند، اما آیا این واقعاً نشان دهنده این است که آنها بهتر کار می کنند؟ احتمالاً نه.
قانون گودهارت می گوید آنچه که اندازه گیری می کنید ممکن است مستقیماً نشان دهنده‌ پیشرفت امور نباشد. بنابراین، هنگامی که در تلاش برای بهبود عملکرد سازمان هستید، باید به طور منظم معیارهای اندازه گیری خود را بررسی کنید تا در نهایت پیشروی را با پیشرفت واقعی اشتباه نگیرید. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

مفاهیم قانون گودهارت
اجازه بدهید مثال بزنیم. فرض کنید شما یک مدیر هستید و می خواهید کارمندانتان به عنوان یک تیم بهتر با هم کار کنند. می دانید که همکاری بخش مهمی از موفقیت آنها در دستیابی به اهداف شرکت است، بنابراین تصمیم می گیرید آن را به عنوان شاخص کلیدی عملکرد (KPI) معرفی کنید.
به آنها نشان می دهید که در این شاخص کلیدی چگونه عمل کنند و به آنها می گویید که اگر پیشرفت نکنند، اخراج خواهند شد. به این ترتیب آنها به عنوان یک تیم بهتر با هم کار می کنند.
کارمندان برای اطمینان از اینکه بهتر به عنوان یک تیم به نظر برسند، اشتباهات یکدیگر را می پوشانند، بنابراین ضعف هیچ کس به چشم نمی آید. مشکل این است از آنجایی که پوشش خطاهای یکدیگر به معنای نادیده گرفتن مشکلات به جای حل آنهاست، شرکت در نهایت با مشکلات بزرگتری رو به رو خواهد شد. کارمندان نیز نمی توانند به یکدیگر اعتماد کنند تا در مورد نقایص کارشان صادق باشند.
حتما بخوانید: 44 مهارت که هر مرد و زنی باید بلد باشند
مفاهیم قانون گودهارت متعدد و بسیار جدی است. وقتی چنین چیزی در یک حوزه اتفاق می افتد، اغلب متوجه آن نمی شویم یا اهمیتی نمی دهیم، اما اگر این اتفاق همزمان همه جا در اطراف ما و در مکان های مختلف رخ دهد، می تواند منجر به مشکلات بسیار بزرگی برای کل جامعه شود.
به جای استفاده از معیارها به عنوان هدف نهایی یا ترکه ای برای کتک زدن زیردستان، از آنها به عنوان بازخوردی برای اتخاذ اقدامات جدید استفاده کنید. باید ببینید چه ارقامی در حال بهبود هستند و چه ارقامی عملکرد خوبی را نشان نمی دهند تا مشخص شود در هر دو طرف معادله چه جاهایی برای بهبود باقی مانده است.
این به شما کمک می کند فرهنگی را پرورش دهید که در آن کارکنان تشویق می شوند تا بهترین عملکرد خود را داشته باشند و رشد کنند، نه اینکه به اهداف خود دست یابند فقط از ترس اینکه اخراج نشوند.
تأثیرات قانون گودهارت بر آموزش
قانون گودهارت بیان می کند که وقتی یک معیار به هدف تبدیل شود، دیگر معیار خوبی نخواهد بود. به عبارت دیگر، به محض اینکه از معیارها برای تأثیرگذاری بر نتایج استفاده کنید، آن معیارها فایدۀ خود را از دست می دهند.
این امر به ویژه در آموزش صادق است که چندین معیار برای عملکرد دانش آموزان و مدارس وجود دارد و دولت از آنها استفاده می کند. این امر باعث می شود معلمان و مدیران به جای آموزش واقعی دانش آموزان خود، بر این معیارها تمرکز کنند.
دانش آموزان نیز برای انجام معیارهای خاصی که دانش یا مهارت های آنها را منعکس نمی کنند، تحت فشار قرار می گیرند. قانون گودهارت تبدیل به یک مشکل می شود، چون این معیارها بی نقص نیستند.

برخی از دانش آموزان در آزمون های استاندارد بسیار بهتر از موقعیت های واقعی در زندگی عمل می کنند، در حالی که برخی دیگر علیرغم داشتن دانش عمیق از مواد امتحانی، گیر می کنند و از پس آن بر نمی آیند. مدارسی که دانش آموزان زیادی از خانواده های کم درآمد دارند نیز نسبت به مدارسی که دانش آموزان مرفه تری دارند، در آزمون های استاندارد ضعیف تر عمل می کنند.
به عنوان مثال، فرض کنید از نمرات آزمون برای ارزیابی عملکرد یک دانش آموز یا معلم استفاده می کنید. نمرات آزمون چیزهای زیادی درباره دانسته های دانش آموزان به شما می گوید که سنجش آنها آسان است.
پاپاراتزی چیست؟ نکاتی که باید بدانید
مقایسه نمرات آزمون در طول زمان و با معیارهای تعیین شده توسط سازمان های خارجی نیز آسان است. آنها برای ارزیابی کیفیت آموزش در یک مدرسه یا در کل جامعه نیز مفید هستند.
اما اگر تصمیم بگیرید که نمرات آزمون مهم ترین معیار برای سنجش عملکرد دانش آموزان باشد، آنگاه دانش آموزان بیشتر بر گذراندن آزمون ها تمرکز می کنند تا یادگیری مطالب. معلمان به دنبال راه هایی برای بازی سازی در سیستم آموزش هستند تا نمرات آزمون دانش آموزان را بهبود بخشند، اما به یادگیری آنها کمکی نمی کنند. مدارس ممکن است به جای اینکه به دانش آموزان بیاموزند که چگونه فکر کنند یا مسائل را حل کنند، به آنها بیاموزند که چگونه آزمون دهند.
اثرات قانون گودهارت بر بازاریابی
زمانی که بازاریابان بر معیارهایی تمرکز می کنند که به راحتی قابل ردیابی هستند و به نظر می رسد که شاخص های خوبی برای موفقیت باشند، بدون اینکه به چگونگی ارتباط این معیارها با هدف نهایی توجه کنند، بارها با تأثیرات قانون گودهارت مواجه می شوند. به عنوان مثال، اگر یک فروشگاه اینترنتی دارید و می خواهید فروش خود را افزایش دهید، ممکن است فکر کنید افزایش میانگین ارزش سفارش ها راه خوبی برای دستیابی به این هدف است.
اگر برای هر خرید بیش از 100 دلار، اجناس رایگان یا تخفیف ارائه کنید، ممکن است کارساز باشد و به هدفتان برسید. اما آیا اصرار برای رسیدن به این رقم فروش کلی شما را افزایش داد؟ شاید نه.
ممکن است به این دلیل باشد که هیچ تقاضایی برای چنین خریدی در بین مشتریان شما وجود ندارد. یا ممکن است برای فروش به آنها فشار بیاورید و بخشی از کسب خود را از دست بدهید.
قانون چهل درصد چیست؟ روش استفاده از آن برای موفقیت کاری
به عبارت دیگر، اگر از چیزی به عنوان معیاری برای تعیین سطح عملکرد بازاریابی خود استفاده می کنید، دیگر شاخصی برای موفقیت نخواهد بود. مثال دیگر این است که اگر یک فروشگاه اینترنتی دارید که در آن مشتریان می توانند با استفاده از کارت اعتباری خرید کنند و از میزان درآمدتان به عنوان یکی از شاخص های کلیدی عملکرد خود برای تعیین سطح عملکرد کسب و کارتان استفاده می کنید، ممکن است در به حداقل رساندن اصطکاک ها در خرید اشتباه کنید.
مثلاً بررسی های امنیتی را که برای اطمینان از عدم استفاده از کارت اعتباری سرقت شده است، حذف کنید یا تعداد مراحل مورد نیاز برای پردازش تراکنش را کاهش دهید. این کار شاید سبب افزایش کوتاه مدت فروش (و درآمد) شود، اما در عین حال می تواند باعث کلاه برداری شود.
اثرات قانون گودهارت بر تحقیقات پیمایشی
قانون گودهارت معیاری برای سنجش اعتبار داده های کمی است. طبق این قانون، وقتی یک معیار به هدف تبدیل شد، دیگر معیار خوبی نیست.
در تحقیقات پیمایشی، حتی زمانی که دلیلی برای این باور دارید که فرضیه شما ممکن است اشتباه باشد، قانون گودهارت شما را به جمع آوری داده ها با هدف اثبات فرضیه سوق می دهد. قانون گودهارت علاوه بر گمراه کردن شما و مخاطبانتان، می تواند شما را به سمت دیدگاهی منفی نسبت به تحقیقات پیمایشی، به ویژه در مورد افراد غیرمحقق، هدایت کند.
بسیار کاربردی: 9 تمرین قانون جذب (برای مبتدی ها و شروع یادگیری)
در تحقیقات پیمایشی برای یک شرکت، زمانی که جنبه ای از عملکرد شرکت سنجیده و به عنوان هدفی برای بهبود استفاده می شود، اعتبار آن معیار کاهش می یابد. به عنوان مثال، اگر یک شرکت رضایت کارکنان را بسنجد و سپس از آن نتایج برای بهبود یا تغییر استفاده کند، نتایج دیگر نشان دهنده رضایت واقعی کارکنان نخواهند بود.
چرا که کارکنان پاسخ های خود را تغییر می دهند تا بازخوردی ایجاد کنند که آنها را در بهترین وضعیت ممکن نشان می دهد. آنها نمی خواهند با دادن پاسخ هایی که منجر به تغییرات منفی در محل کار می شود، ناسپاس یا سرکش به نظر برسند، بنابراین احساسات واقعی خود را پنهان می کنند و پاسخی می دهند که فکر می کنند منجر به تغییرات مثبت می شود.

حتما بخوانید: قانون جذب را با این 7 نکته قورت دهید
نمونه هایی از قانون گودهارت
مثال 1
اگر روی تولید نرم افزاری برای یک فروشگاه اینترنتی کار می کنید و یک تیم تضمین کیفیت برای آزمایش کار شما وارد عمل می شود؛ ممکن است معیار آنها تعداد باگ هایی باشد که شناسایی می کنند. اگر آنها این معیار را به عنوان هدف تعیین کنند، سنجش عملکرد نرم افزار شما را متوقف کرده و در عوض روی پیدا کردن باگ ها تمرکز می کنند.
اثر ثانویه چنین اقدامی این است که ناگزیر باگ های جدید ظاهر می شوند و فقط هم زمانی پیدا می شوند که از پیش بر کارکرد مشتریان تأثیر گذاشته باشند چون کسی به دنبال آنها نمی گردد.
مثال 2
فرض کنید رئیس یک دانشگاه می خواهد تعداد دانشجویان فارغ التحصیل را افزایش دهد. ممکن است رئیس جمهور تصمیم بگیرد که نرخ فارغ التحصیلی باید اندازه گیری و به عنوان شاخصی از موفقیت استفاده شود.
اگر این تغییرات اعمال شود، اساتید دانشگاه بیشتر بر اطمینان از فارغ التحصیلی دانشجویان تمرکز می کنند تا اینکه به آنها مهارت های عمومی را که پس از فارغ التحصیلی نیاز دارند، بیاموزند. بنابراین، اعضای هیئت علمی ممکن است بیشتر بر افزایش نرخ فارغ التحصیلی متمرکز شوند تا بهبود آموزش دانشجویان.
اگر این اتفاق بیفتد، این معیار کارایی خود را از دست می دهد، زیرا دیگر پیشرفت واقعی در آموزش را نمی سنجد، بلکه فقط نرخ فارغ التحصیلی را اندازه گیری می کند.
مثال 3
فرض کنید یک شرکت تصمیم می گیرد نرخ حفظ مشتری را افزایش دهد، بنابراین مدت زمانی که مشتریان به آنها وفادار بوده اند و نیز تعداد مشتریان جدید در هر ماه را اندازه گیری می کند. شاید این کار در ابتدا مؤثر باشد، اما در نهایت وقتی کارمندان صرفاً روی حفظ مشتریان قدیمی و عدم دستیابی به مشتریان جدید تمرکز کنند، این معیار دیگر مفید نخواهد بود (چون این دقیقاً همان چیزی است که اندازه گیری می شود).
قانون جذب عشق: چگونه از آن برای جذب فردی خاص استفاده کنیم؟
چگونه از قانون گودهارت اجتناب کنیم؟
چند راه برای اجتناب از قانون گودهارت وجود دارد:

متغیرها را شناسایی کنید. اگر بتوانید آنها را مشاهده کنید، خواهید دید که آیا در حال تغییر هستند یا خیر. اگر نمی توانید آنها را مشاهده کنید، سعی کنید راه های دیگری برای سنجش آنها بیابید. با این کار می توانید تغییرات آنها را ببینید.
اگر همچنان نمی توانید آنها را مشاهده یا به هر روشی اندازه گیری کنید، با نگاه کردن به خود داده ها و جستجوی الگوهایی که ممکن است نشان دهنده وجود مشکل باشند سعی کنید بفهمید چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
به جای اقدامات مختلف، نتایج را بسنجید و از چند معیار استفاده کنید.
برای ایجاد معیارهایی که واقعاً برای ارزیابی سیاست های شما مفید هستند، سعی کنید از متغیرهایی استفاده کنید که تا حد امکان خاص و دقیق باشند.
همواره بر اهداف بلندمدت تأکید کنید و مراقب مشوق های بیش از حد قوی باشید.

جمع بندی
مفهوم قانون گودهارت بسیار ساده است. هنگامی که تلاش خود را بر دستیابی به یک هدف خاص متمرکز می کنید، خواه آن هدف ترافیک وب سایت شما، فروش محصول یا هر معیار دیگری باشد، شروع به تغییر روش انجام کارها برای رسیدن به آن هدف می کنید.
وقتی روی یک هدف تمرکز می کنید، باید جنبه های دیگر تحقیق خود را نیز مورد توجه قرار دهید تا کل تحقیق شما با شکست مواجه نشود.

14 نشانه که دوستم به من اهمیت نمیدهد+ 3 روش برخورد

14 نشانه که دوستم به من اهمیت نمیدهد+ 3 روش برخورد

فرق دوستی درست با رفاقت اشتباه و سمّی این است که در دوستیهای سالم، بدون اینکه دو طرف چیزی بگویند انتظارات همدیگر را برآورده می کنند. این یعنی وقتی شما یک قدم برای دوستتان برمیدارید او هم یک گام به سمت شما برمیدارد. دوستی های سالم بده بستانهای درستی دارند و هر دو طرف در آنها برای دیگری ارزش قائل است.
دوست شما چه دختر باشد چه پسر، موارد گفته شده در این مطلب درباره او صدق می کند زیرا کاملا از جنبه روانشناسانه و علمی به این موضوع پرداخته شده است.
دوستیهای اشتباه دقیقا نقطه مقابل قرار دارند. وقتی با آدم اشتباهی دوست می شوید به مرور زمان می فهمید که او اهمیت و ارزش زیادی برایتان قائل نیست. دوستان اشتباهی و سمّی احساسات شما را جریحه دار می کنند و اشتباهاتشان را هم گردن نمی گیرند. اگر احساس می کنید چنین دوستانی دارید، وقتش رسیده روی دوستیهایتان تجدید نظر کنید.
روش استفاده از قانون جذب برای دوستی، ثروت و موفقیت
ما در مطلب به شما یاد می دهیم که چطور یک دوست واقعی را از دوست اشتباهی تشخیص بدهید، بفهمید چرا دوستتان به شما اهمیت نمی دهد و چطور باید با کسی که برایتان اهمیتی قائل نیست برخورد کنید.
14 نشانه که می گویند دوستتان به شما اهمیت نمی دهد
1- با شما ارتباط برقرار نمی کند
در دوستیهای سمی و مخرب اکثر اوقات ارتباطات یک طرفه است. این در حالیست که ارتباط متقابل و دو طرفه یکی از اجزای اصلی برای حیات و ادامه دوستی سالم است. اگر دوستتان هیچ تعهدی نسبت به شما ندارد لازم نیست برای ادامه این دوستی تلاش کنید. دوستهایی که فقط به خودشان فکر می کنند معمولا وقتی سراغ شما می آیند که کار خاصی داشته باشند یا به اصطلاح هر وقت عشقشان بکشد سراغی از شما می گیرند.
اگر موارد زیر را در دوستی تان مشاهده کردید، یعنی در یک دوستی مخرب و سمی به سر می برید:

همیشه اولین کسی که پا پیش می گذارد شمایید.
دوستتان فقط وقتی که به شما نیاز دارد یا می خواهد کاری برایش بکنید سراغتان می آید.
تماسها و پیامهای شما را جواب نمی دهد ولی وقتی خودش کاری داشته باشد سر و کله اش پیدا می شود.

2- شما را نادیده می گیرد
دوستی که به شما اهمیت می دهد شما را جزو اولویتهای زندگی اش قرار می دهد. او دلش می خواهد با شما وقت بگذراند و سعی می کند تا وقتش را برایتان خالی کند. ولی اگر دوست سمی و مخربی داشته باشید همه چیز برعکس می شود. در چنین مواقعی احساس می کنید فقط شمایید که از او حمایت می کنید و او هیچ قدمی برای پشتیبانی از شما برنمیدارد. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

بعضی از نشانه های دوست سمی شامل موارد زیر می شوند:

اگر کارهای دیگرشان راس و ریس نشد، در آخرین لحظه از شما برای بیرون رفتن دعوت می کند.
با دوستان دیگرش برای بیرون رفتن برنامه ریزی می کند اما “یادش می رود” که از شما هم دعوت کند.
شما را برای مناسبتهای خاصی مثل جشن تولد دعوت نمی کند.
با شما برای کاری برنامه می چیند و وقتی مورد بهتری پیش آمد قرارش با شما را لغو می کند.

3- با اولین مشکل غیبش می زند!
یکی از فواید داشتن دوست خوب کاهش استرس و ناراحتی است، چون دوستان خوب در مواقع سخت به کمک شما می آیند و حمایتتان می کنند. یکی از راههای آسان برای برای تشخیص تفاوت بین دوست واقعی و غیرواقعی این است که با خودتان فکر کنید دوستتان موقع سختی و مشکلات چه واکنشی نشان می دهد. اگر می بینید او سرش آنقدر شلوغ است که برای شما وقتی ندارد، مدام بهانه می آورد که شما را بپیچاند یا با اینکه می داند مشکل دارید خیلی بی تفاوت از کنار شما می گذرد، او دوست واقعی شما نیست. دوستی که به شما اهمیت می دهد با کمال میل حاضر است موقع سختیها و مشکلات به کمک شما بیاید.
چگونه ذهن خود را از افکار منفی/ مزاحم پاک کنیم؟
4- هیچ وقت از شادی شما خوشحال نمی شود
دوستان سمی و غیر واقعی در اعماق وجودشان حس دوستی ندارند و برای همین خوشحال بودن دیگران برایشان خوشایند نیست. اگر متوجه شده اید دوستتان از موفقیتهای شما ناراحت می شود یا دستاوردهایتان را کم و کوچک می شمارد یا مدام سعی می کند با شما رقابت کند باید بدانید که او دوست واقعی و خوبی برایتان نیست.
به این مثالها توجه کنید تا قضیه را بهتر بفهمید:

دوستتان با کلماتش سعی در تحقیر کردن شما دارد، مثلا می گوید: “خیلی خوش شانسی که بابات استخدامت کرده. اگه اون نبود به هیچ جا نمی رسیدی”.
سعی دارد با شما رقابت کند، مثلا می گوید: “فکر می کردم کسب و کارت خیلی رونق گرفته و رو غلتک افتاده، ولی خب، کار من پارسال توو همین موقع دو برابر تو سود داده بود”.

5- از شما سوء استفاده می کند
در دوستیهای مخرب و غیر واقعی همیشه فقط یک طرف از خودگذشتگی می کند و برای دوستش قدمی برمیدارد. این نوع تعاملات باعث می شود شما احساس کنید از شما سوء استفاده می شود و در این دوستی آرامشی نداشته باشید.
به مثالهای زیر دقت کنید:

دوستتان همیشه فقط برای کار و درخواستهایش با شما تماس می گیرد، مثلا پول می خواهد، از شما می خواهد او را تا جایی برسانید یا می خواهد در کارهایش کمکش کنید. اما وقتی شما به چیزی نیاز دارید هیچ وقت از او خبری نیست و کمکی نمی کند.
مدام درباره مشکلات خودش حرف می زند و هیچ وقت اجازه صحبت به شما نمی دهد.
سعی می کند درباره شما شایعاتی بسازد تا در آینده از آنها علیهتان استفاده کند.

6- به احساساتتان توجهی نمی کند
اینکه با دوستتان حرف بزنید و او احساسات شما را نادیده بگیرد یا بحث را عوض کند واقعا ناراحت کننده است. اگر دوستتان چنین رفتاری دارد یعنی او از لحاظ عاطفی احساسی به شما ندارد و اهمیتی برایتان قائل نیست.
چنین اشخاصی احساس همدلی و خودآگاهی ندارند و خیلی سخت می توانند با احساسات دیگران ارتباط برقرار کنند. اگر دوستتان متوجه رفتارش نیست می توانید به او گوشزد کنید که کار اشتباهی انجام می دهد؛ اما اگر عمدا به شما اهمیتی نمی دهد جای هیچ عذرخواهی و تغییری وجود ندارد.

7- خود واقعی شما را نمی شناسد
وقتی دوستی درست و واقعی باشد، دو طرف از خودشان اطلاعاتی به هم می دهند که باعث نزدیکتر شدنشان به همدیگر می شود. یکی از بهترین فواید دوستی خوب و واقعی این است که احساس کنید خیلی راحت و آزادنه می توانید خودتان باشید و کسی را دارید که به حرفهایتان گوش می دهد و شما را درک می کند.
در دوستیهای سمی، دوستتان برایش مهم نیست که با شما صمیمی تر شود. عجیب اینجاست که او خودش با خوشحالی درباره خودش و زندگی خصوصی اش با شما حرف میزند؛ اما وقتی شما از خودتان و مسائلتان حرف میزنید دلش نمی خواهد به جزییات گوش کند و علاقه ای به دانستن این چیزها نشان نمی دهد.
حتما بخوانید: 15 روش دوست داشتن خود و چرا مهم است؟
8- پشت سرتان حرف میزند
دوستی که به شما اهمیت نمی دهد برایش هم مهم نیست که اعتماد شما به خودش را خدشه دار کند و رازهایتان را پیش دیگران بگوید. علاوه بر این، دوستهای غیر واقعی اهمیتی نمی دهند که پشت سر شما چه شایعاتی شکل بگیرد و اگر جایی دیگران درباره شما بدگویی کنند، آنها هم به جمعشان ملحق می شوند.
اما یک دوست خوب و واقعی برای اعتمادی که به او کرده اید ارزش و احترام قائل است و هیچ وقت چیزی که به طور محرمانه به او گفته اید را با دیگران در میان نمی گذارد. چنین دوستی نسبت به شما شدیدا حالت تدافعی دارد و اگر بشنود کسی درباره شما بدگویی می کند واکنش نشان می دهد.
9- هیچ وقت عذرخواهی نمی کند
دوستی که به شما اهمیت می دهد موقع بروز مشاجرات و دلخوریها تلاش می کند تا مساله را به شکل مسالمت آمیز و خیلی سریع حل کند؛ اما دوستان سمی و غیر واقعی مشکلات را آنقدر کش می دهند که به یک مساله بغرنج تبدیل شود. دلیلش هم این است که دوستان غیر واقعی با معذرت خواهی کردن مشکل دارند.
اگر با دوستتان درباره اینکه رفتارش شما را ناراحت کرده حرف زدید و او عصبانی شد یا حالت تدافعی پیدا کرد و سعی داشت شرایط را به نفع خودش تغییر بدهد بهتر است روی این دوستی تجدید نظر کنید.
فرض می کنیم با دوستتان چند بار قرار گذاشته اید و او هر بار آن را کنسل کرده و حالا شما می خواهید بگویید که چقدر از این رفتارش ناراحتید. در چنین مواقعی دوست غیر واقعی و سمی احتمالا به شما می گوید که تو خیلی سخت می گیری و چقدر مسائل را بزرگ می کنی. این افراد به جای تلاش برای عذرخواهی کردن، سعی می کنند تقصیر را گردن دیگران بیندازند.

10- اعتماد بنفستان را پایین می آورد
دوستان سمی اغلب اوقات خودشان اعتماد بنفس پایینی دارند و برای همین سعی می کنند با تحقیر کردن دیگران آن را به نحوی بپوشانند. دلیلش هم این است که می خواهند خودشان را برتر و بهتر از بقیه جلوه بدهند و اعتماد بنفس بیشتری پیدا کنند.
فرض کنید یکی از موهای شما تعریف می کند و می گوید: “وای من عاشق مدل موهاتم، خیلی قشنگه!” و دوست شما در جواب می گوید: “سه ساعت طول کشیده تا موهاشو درست کنه!” این یعنی دوستتان خوشش نمی آید شما دیده شوید و از شما تعریف شود.
حتما بخوانید: 12 کار که اگر کسی شما را دوست داشته باشد انجام می دهد
11- هیچ وقت به حرفهایتان گوش نمی دهد
گوش دادن به صحبتهای شما برای دوستی که اهمیتی برایتان قائل نیست سخت است. دوستان سمی همیشه موقع صحبت کردن با شما بی علاقه و حواس پرت به نظر می رسند. ممکن است وقتی با آنها حرف می زنید مدام با گوشی ور بروند یا به دور و بر خیره شوند.
دوست غیر واقعی و اشتباهی وسط حرف شما می پرد یا اجازه نمی دهد زیاد حرف بزنید. اکثر اوقات هم سعی می کنند بحث را عوض کنند و درباره خودشان حرف بزنند.
12- کاری می کنند که تصمیمهای غلطی بگیرید
دوستی که به شما اهمیت نمی دهد توصیه های خوبی هم به شما نمی کند و حتی ممکن است شما را تشویق کند تا تصمیم اشتباه و غلطی بگیرید.
فرض کنید خواب آلود هستید و نمی توانید رانندگی کنید. در چنین شرایطی یک دوست خوب و درک می کند که شما نمی توانید و نباید رانندگی کنید ولی دوست سمی و مخرب به اصرار از شما می خواهد که او را تا جایی برسانید و اطمینان می دهد که هیچ اتفاق بدی نمی افتد. چنین افرادی فقط به فکر خودشان و رسیدن به اهدافشان هستند و حتی اگر کاری به ضرر شما تمام شود، باز هم اصرار دارند که آن را انجام بدهید.
13- از حد و مرزهای شما عبور می کند
دوست واقعی برای چارچوبها و مرزهای شما احترام قائل است ولی دوستان سمی و غیر واقعی حاضرند مرزهای شما را در هم بشکنند تا به هدفهای خودشان برسند. مثلا فرض کنید که به دوستتان می گویید نمی توانید با او بیرون بیایید چون این هفته امتحان دارید و باید در خانه بمانید تا درس بخوانید. دوست سمی اهمیتی نمی دهد که شما این محدودیت را برای خودتان گذاشته اید تا به چیزی که می خواهید برسید، چون او فقط به فکر خودش است و احتمالا آنقدر اصرار می کند تا شما راضی شوید با او بیرون بروید.
14- به شما انرژی منفی می دهد
اگر معاشرت و رفت و آمد با یکی از دوستانتان باعث ایجاد احساسات منفی مثل ترس، ناراحتی یا هر نوع انرژی منفی دیگری می شود یعنی شما با یک دوست سمی و اشتباهی در ارتباط هستید. معمولا تعامل با دوستان غیر واقعی احساس منفی و بدی به شما می دهد چون آنها مدام می خواهند شما را پایین بیاورند و احساس شادی و خوشحالی را در شما بکشند.

حتما بخوانید: چطور سریع با دیگران دوست شویم؟ (31 روش)
چرا بعضی از دوستیها سمی و مخرب هستند؟
وقتی وارد یک دوستی سمی و غیر واقعی می شوید خیلی سخت است که جلوی ناراحتی و عصبانیت خودتان از طرف مقابل را بگیرید. احتمالا مدام از خودتان می پرسید چطور ممکن است دوست من انقدر نسبت به من بی اهمیت باشد؟ واقعیت این است که گاهی اوقات همه ماجرا تقصیر دوست شما نیست. دلایل زیر به شما می گویند که چرا بعضی آدمها رفتار سمی و مخربی از خودشان در دوستیها نشان می دهند:
1- ممکن است دوستتان احساس دلبستگی ناامنی داشته باشد
معمولا همه ما اولین ارتباطات خودمان را با والدینمان برقرار می کنیم و اگر آنها به شیوه درست و مثبتی به این ارتباط جواب بدهند ما در آینده با احساس دلبستگی مطمئن و ایمنی بزرگ می شویم و اغلب در روابطمان با مشکلات کمتری برخورد می کنیم؛ اما اگر نیازهای افراد در کودکی به شکل نامناسبی پاسخ داده شوند، آنها در بزرگسالی با احساس عدم اطمینان در دلبستگی بزرگ می شوند. این یعنی نمی توانند احساسات خودشان و دیگران را به خوبی بفهمند و پاسخ مناسبی به آن بدهند و به این ترتیب در روابط و دوستیهایشان به مشکل برمیخورند.
2- احتمالا اعتماد به نفس دوستتان پایین است
گاهی اوقات فکر می کنیم غرور و خودخواهی افراد به خاطر اعتماد به نفس بالایشان است ولی در واقع اینها صفات سمی و مخربی هستند که نشان می دهند اعتماد بنفس شخص پایین است. تفاوت بین اشخاص با اعتماد بنفس بالا و پایین در این است که افراد با اعتماد به نفس بالا به دیگران احترام می گذارند و نیازی نمی بینند که خودشان را بهتر و برتر از بقیه بدانند. ولی افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند مدام احساس ناامنی می کنند و اغلب اوقات از ترفندهایی برای تحقیر دیگران استفاده می کنند تا خودشان بهتر دیده شوند یا احساس بهتری به خودشان پیدا کنند.
3- شاید دوستتان افسرده است
افسردگی روی روابط دوستانه هم تاثیر می گذارد، چون افسرده ها ترجیح می دهند از روابط اجتماعی دور بمانند. بنابراین اگر دوستتان دیگر به اندازه قبل صحبت نمی کند یا همیشه برای رفت و آمد با شما بهانه می آورد، شاید مشکل جدی تری در میان باشد.
افراد مبتلا به افسردگی خودشان را از دیگران دور نگه می دارند چون احساس سربار بودن می کنند و معمولا انرژی زیادی ندارند. برای این افراد، معاشرت کردن حتی با بهترین دوستانشان هم کاری طاقت فرسا و خسته کننده است. علاوه بر این افسردگی باعث زودرنجی هم می شود. پس اگر دوستتان تازگیها و به طور ناگهانی خلق و خویش عوض شده، شاید در حال دست و پنجه نرم کردن با افسردگی است.
بلد باشید: 7 ویژگی های یک دوست خوب (نتیجه تحقیقات)
4- ممکن است دوستتان اختلال شخصیت داشته باشد
گاهی اوقات رفتارهای مخرب و سمی که در دوستی وجود دارد از اختلال شخصیت ریشه می گیرند. البته این مورد خیلی نادر است و نباید آن را به همه نسبت داد. اختلال شخصیت به دلایل مختلفی روی روابط افراد اثر منفی می گذارد. به عنوان مثال، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته بیش از حد روی خودشان متمرکزند و به دیگران توجهی نمی کنند. این اتفاق باعث می شود آنها از خواسته های دیگران غافل باشند و برقراری ارتباط معنادار با بقیه برایشان سخت شود.
چطور با دوستان سمی و مخرب برخورد کنیم؟
خب، حالا که فهمیدیم دوستان غیر واقعی و سمی چه خصوصیاتی دارند وقت آن رسیده که بفهمیم با چنین دوستهایی چطور باید رفتار کرد.
1- با او مقابله کنید
اگر می خواهید مشکلاتی که در دوستیتان وجود دارد را حل کنید باید به خاطر رفتارهای دوستتان با او روبرو شوید. برای اینکار موارد زیر را در نظر بگیرید:

از او بخواهید که درباره مسائل پیش آمده با هم صحبت کنید و به او بگویید که قرار است در چه رابطه ای حرف بزنید تا حس نکند قرار است مواخذه شود.
موقع حرف زدن، مثالهایی از رفتارش بیاورید تا موضوع شفافتر شود.
موقع صحبت کردن در جملاتتان از “من” استفاده کنید تا او حس نکند که مورد حمله قرار گرفته است؛ مثلا بگویید: “وقتی سه بار پشت سر هم قرارت رو با هم به هم زدی واقعا احساس بی ارزشی و بی اهمیتی کردم”.
به او فضایی برای صحبت و توضیح بدهید با این امید که عذرخواهی کند.
به او بگویید دوست دارید چطور با شما رفتار شود.

2- به دوستی با او خاتمه بدهید
اگر اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفت و او از موضعش کوتاه نیامد به این دوستی خاتمه بدهید. گاهی اوقات پیش می آید که با وجود صحبت کردن و متوجه کردن دوستمان از رفتارهای مخرب و بدش، باز هم او به این رفتارها ادامه می دهد. در چنین شرایطی باید به این دوستی پایان بدهید. راههای زیادی برای این کار وجود دارد؛ مثلا می توانید کم کم ارتباطتان را با او قطع کنید یا خیلی صریح و راحت به او پیام بدهید و بگویید که دیگر تمایلی به ادامه این دوستی ندارید.
می توانید از این مراحل هم برای پایان دادن به دوستی با او استفاده کنید:
1- زمانی را تعیین کنید تا به صورت حضوری با دوستتان در اینباره صحبت کنید.
2- هر چیزی که قرار است بگویید را یادداشت کنید و به این فکر کنید که اگر او خواست شما را تحت تاثیر قرار بدهد چه عکس العملی باید نشان بدهید.
3- او را در مکان عمومی ملاقات کنید تا اگر اوضاع خوب پیش نرفت به راحتی بتوانید از آن موقعیت خارج شوید.
4- برایش توضیح بدهید که چرا به این فکر افتادید و چرا فکر می کنید خاتمه این دوستی برای شما بهتر است.
5- به او بگویید که او را از همه بلاک خواهید کرد و دیگر نمی خواهید با هم در ارتباط باشید.
در ادامه بخوانید: 20 مهارت اجتماعی برای اینکه دوست داشتنی تر باشیم
3- مراقب سلامتی روح و روانتان باشید
بدرفتاری دیگران روی اعتماد به نفس و سلامت روح و روان شما تاثیر منفی می گذارد. حتما باید مراقب خودتان و احساساتتان باشید. اگر احساس خستگی و ناراحتی زیادی می کنید می توانید از یک مشاور کمک بگیرید تا احساسات منفی و آزاردهنده را از خودتان دور کنید.

Entj چیست

Entj چیست؟ همه نکات جالب درباره این تیپ شخصیتی

Entj چیست؟ همه نکات جالب درباره این تیپ شخصیتی

افراد دارای شخصیت ENTJ به عنوان رهبر و یا رئیس تعریف می شوند و همانند افراد دارای تیپهای شخصیتی INTP، INTJ و ENTP از مهارت های تحلیلی استفاده می کنند. افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ، رهبرانی بالفطره هستند. انگیزه رهبر بودن برای آنها به قدری قدرتمند است که باعث می شود نتوانند رهبر نبودن را تحمل کنند. در واقع جایگاه طبیعی چنین افرادی در راس امور است. آنها افراد دور و برشان را متحد کرده و گروه را به حرکت رو به جلو وا می دارند.
در کنار این مطلب بخوانید: شخصیت esfp: ویژگی ها، نقاط قوت و ضعف
کار کردن در پس ‌زمینه امور و بدون ابراز‌ وجود برای چنین شخصیتهایی کافی نیست. آنها برای خود و دیگران استاندارد‌ها و معیارهای سخت‌ گیرانه ‌ای تعریف می کنند. شخصیت های ENTJ دائما در حال تنظیم لیستی از اهدافی برای دستیابی و مطالبی برای آموختن هستند. در این مطلب ما بیشتر با این تیپ شخصیتی آشنا می شویم.
آیا شما یک رهبر بالفطره ENTJ هستید؟
ENTJ ها تحلیل‌گران دقیقی هستند. منطقی بودن، دوری از عواطف و عینی بودن برای آنها به اندازه تنفس‌کردن طبیعی است. مسائل و مشکلات به آنها نیرو می‌بخشند. آنها از حل‌کردن مشکلات با استفاده از منطق، نگاه عینی به مسائل و تفکر انتقادی لذت می‌ برند. مثبت‌ نگری و قاطعیت این افراد باعث می شود نسبت به دیگران پیشرفت زیادی داشته باشند. عدم قطعیت، گیج بودن و ناکارآمدی برای ENTJ ها غیرقابل ‌تحمل است. آنها از اتخاذ تصمیم های سرسختانه و انجام کارهای سخت ترسی ندارند. ENTJ یکی از 16 تیپ شخصیتی تعریف‌ شده است. تست MBTI یکی از اولین تست‌هایی است که این نوع از شخصیتها را از بقیه تیپ های شخصیتی متمایز کرد.

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

حتما بخوانید: 10 نکته کوتاه ولی کاربردی روانشناسی شخصیت
روش کار افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ و مشارکت آنها در سازمآن ها
تیپ های شخصیتی مختلف در کارکنان یک سازمان از مهارت های مختلف خود برای کار در بخش های مختلف یک سازمان استفاده می کنند. افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ به صورت کلی دارای ویژگی های زیر هستند:

این افراد مسئولیت و اداره کارها را به عهده می گیرند.
برای مقابله با ناکارآمدیها و سردرگمیها آماده و مشتاق هستند.
اعتماد به ‌نفس آنها همه افرادی را که با آنها ملاقات می کنند تحت تاثیر قرار می‌دهد.

ENTJ ها در کارهای گروهی
هر تیپ شخصیتی متفاوتب برای شرایط کاری خاص مناسب است. سپردن وظایف مناسب به هر فرد و فراهم آوردن شرایط کاری مناسب برای هر تیپ شخصیتی باعث می شود کارها دقیق‌تر و با ثبات بیش‌تری انجام شوند.
برای تیپ شخصیتی ENTJ، این ویژگی ها تاثیرات احتمالی آنها بر روی کارهای گروهی را پیش بینی می‌کند:

رهبری می کنند.
آنها با تمام قوا بر روی پروژه‌ها کار می کنند.
روی نظم، هدف‌ محوری و نتایج مثبت تمرکز دارند.

سبک رهبری افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ
توانایی های هر رهبر برای انگیزه‌ دادن به کارکنان و تاثیر بر عملکرد آنها، به تیپ شخصیتی او بستگی دارد. افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ در جایگاه رهبر ویژگی ها و رویکرد‌های زیر را دارند:

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

نمی‌توانند رهبر نباشند. رهبری کردن برای آنها مثل نفس کشیدن است.
برای انجام کارها انرژی و اشتیاق ایجاد می کنند.
برای دستیابی به اهداف، کنترل شرایط و انجام ضروریات رویکردی عینی دارند.

حتما بخوانید: شخصیت شناسی افراد مختلف از روی چهره آن ها (جدیدترین روش)
سبک‌ ارتباطی
ارتباط موثر در موفقیت هر سازمان نقشی کلیدی دارد و در این باره دو مقوله اهمیت بالایی دارد: اول اینکه افراد با چه میزانی از دقت به یکدیگر گوش می کنند و دوم اینکه با چه میزانی از دقت افکار خود را بیان می کنند؟ آگاهی از سبک ارتباطی خود و دیگران و این که می خواهید افراد با شما چگونه ارتباط برقرار کنند، قدم ‌های بزرگی برای دستیابی به نتایج بزرگ است. تیپ شخصیتی و سبک‌ ارتباطی شما، مختص خود شماست. در ادامه به سبک ارتباطی تیپ شخصیتی ENTJ نگاهی می اندازیم:

مستقیم و عملگرایانه
صحبت همراه با قاطعیت و اختیار
صحبت با شور و تعهد

حل مسئله
استراتژی‌ های حل مسئله‌ در همه‌ افراد یکسان نیست. به عنوان مثال، افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ، روش حل مسئله مختص به خود را دارند:

می دانند که خواستن، توانستن است و حتما راهی وجود دارد و آنها آن را خواهند یافت.
برای کمک به منظم کردن افکارشان از دیگران سوال می‌کنند.
درباره‌ راه های دیگر حل مسائل سوال می‌کند.

استرس
استرس، بر توانایی‌های فیزیکی و عاطفی افراد تاثیر می گذارد. هرقدر استرس فردی بالاتر باشد، حفظ ثبات در کار و روابط برای او دشوارتر خواهد بود.
عوامل استرس‌ زا برای ENTJ ها

وقتی یک اصل مهم نادیده گرفته شود، بی اهمیت شمرده شود و یا زیرپا گذاشته شود.
وقتی به به خشکی، سردی و سخت‌گیر بودن متهم می شوند.
وقتی افرادی که برایشان مهم هستند رفتار خشن و بدی نشان می دهند.

ویژگی های تیپ شخصیتی ENTJ در شرایط استرس‌ زا

توانایی های شهودی، خلاقانه و قاطعانه خود را از دست می دهند.
ممکن است به راحتی خسته شوند و حفظ تفکر منطقی برایشان سخت باشد.
انجام فعالیت‌های موثر برایشان سخت می شود.

بسیار جالب: رایج ترین تیپ های شخصیتی انسان ها کدامند؟
عوامل مشوق
شرایط محیطی متناسب با اولویتها و سبک کاری افراد، تاثیر بسزایی در روند انجام کارها دارد. در صورت عدم وجود چنین شرایطی، دستیابی به نتایج دقیق مشکل خواهد بود. موارد زیر برخی از ترجیحات افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ در محل کار است:

موقعیت هایی را ترجیح می دهند که در آن دارای اختیار هستند.
موقعیت هایی را ترجیح می دهند که در آن می‌توانند دیدگاه‌های خود را به عمل درآورند.
به دنبال سیستمها و افراد با کارکرد بالا هستند و یا چنین موقعیت هایی را ایجاد خواهند کرد.

سبک یادگیری افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ
آگاهی از بهترین زمان برای یادگیری، روند آموزش‌های شغلی و تحصیلی را بهبود داده و سرعت می‌بخشد. سبک یادگیری این افراد به این صورت است:

مشتاق به یادگیری هستند و باور دارند که یادگیری و آموزش یکی از اصلی ‌ترین راه های پیشرفت شغلی است.
ترجیح می دهند در کلاسی فعال و دارای تنوع حضور داشته باشند. از این که حوصله ‌شان سر برود فراری اند.
از ابزارهایی که درباره عملکردشان بازخورد ارائه می کنند، مثل جدولها و نمودارها، استقبال می‌کند.

جنبه های تاریک شخصیت تان را بشناسید (بر اساس خصوصیات)
فرصت ‌هایی برای رشد
فرصت های رشدی می توانند از هر موقعیتی که طبق ترجیحات ما نیست هم سر بر آورند. برای استفاده از این فرصت ها و ایجاد تعادل، بهتر است هر از چند گاهی از موقعیت های مطلوب خود عقب ‌نشینی کرده و در موقعیت هایی کار کنیم که طبق ترجیحات ما نیست. در زیر به برخی نقاط ضعف افراد دارای تیپ شخصیتی ENTJ اشاره شده است که باید به آنها توجه کنند:

بهتر است بعضی اوقات سرعت خود را کاهش داده و کار را متوقف کنید. ممکن است با تصمیم گیری ‌های عجولانه اشتباهاتی رخ دهند.
بهتر است نسبت به نیازها و نقص‌های انسان حساسیت به خرج دهید. گاهی ممکن است دیگران شما را آنقدر مغرور و هدف گرا ببینند که باعث شود احساس حقارت کنند.
بهتر است یاد بگیرید تا نسبت به چارچوبها و عادت‌های کاری دیگران بردبار باشید. ممکن است شما دیگران را تحت فشار قرار دهید.

ENTJ مخفف Extravert (برون‌گرا) ، iNtuitive (شهودی ‌نگر) ، Thinker (منطقی) ، Judger (قضاوت کننده) است

افراد برون‌گرا خوش‌ برخورد، پرانرژی و عمل‌گرا هستند. آنها پراشتیاق هستند و افکار و احساسات خود را بروز می دهند.
افراد شهودی‌ نگر توجه بیشتری به اطلاعاتی دارند که اصالت دارد و نتیجه‌ تخیل و خلاقیت است. این افراد بر آینده تمرکز می کنند.
افراد منطقی برای تصمیم گیری از منطق و تحلیل‌های غیرشخصی استفاده می کنند. آنها بیشتر از مغز خود برای تفکر و تصمیم گیری استفاده می کنند تا احساس قلبی خود.
قضاوت کننده ها ترجیح می دهند سبک زندگی تعیین ‌شده، طبق برنامه‌ و منظمی داشته باشند. آنها زندگی ‌ای می‌خواهند که تحت کنترل و منظم باشد.

شخصیت intp: ویژگی ها، نقاط قوت و ضعف و سایر موارد

رنگ بنفش نشانه چیست؟

رنگ بنفش نشانه چیست؟ (در همه فرهنگها و از نظر روانشناسی)

رنگ بنفش نشانه چیست؟ (در همه فرهنگها و از نظر روانشناسی)

این مقاله ما در مورد نماد و معنای رنگ بنفش است که جز سری رنگ ‌های معنا دار به حساب می آید. در کجا به دنبال معنای رنگ بنفش باشیم؟ آیا در کهکشان پر ستاره و نیلی؟ یا در گل های لطیف یک باغ؟ شاید بتوانیم آن را در زیر زمین و در سنگ های قیمتی عرفانی پیدا کنیم.
مهم نیست که کجا به دنبال معنای بنفش بگردید، این رنگ روحانی، لطیف و اسرارآمیز است.
برای این که تصویر کاملی از نماد و معانی رنگ بنفش به شما ارائه دهیم و همین طور در مورد رایج ترین کاربرد های آن صحبت کنیم، با ما همرا باشید. (منبع1 منبع2)

توی این پک فوق العاده، مرد بهتری شویم رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی!

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

معانی رنگ بنفش در فرهنگ های مختلف
در روانشناسی رنگ، هر رنگی تأثیر غیرقابل انکاری بر رفتار و تصورات ما دارد. در واقع این نیرویی است که به راحتی نمی توانیم از آن دوری کنیم.
با این وجود، نحوه درک و تفسیری که مردم از رنگ ها دارند هم توسط فرهنگ و سنت های آن ها تعیین می شود.
رنگ ها در نقاط مختلف جهان معانی متفاوتی دارند، این مفهوم را نمادگرایی رنگ می نامند.
بنفش هم مثل هر رنگی در فرهنگ های مختلف یک چیز را تداعی می کند. در ادامه تفسیر برخی از جوامع از رنگ بنفش آمده است:

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

در آیین هندو، بنفش نماد صلح و خرد است.
در آیین کاتولیک، رنگ بنفش با ظهور و روزه مرتبط است.
در یهودیت، رنگ بنفش به معنای رستگاری در راه رسیدن به خدا است.
در مصر، بنفش نماد فضیلت و ایمان است.
در اکثر کشور های آفریقایی، نماد سلطنت و رفاه است.
در ایالات متحده ، بنفش رنگ افتخار است.
در برزیل و تایلند، رنگ بنفش زمانی که با رنگ مشکی پوشیده شود، به معنای عزاداری است.

معنای رنگ بنفش از نظر روانشناختی
بنفش به معنای جذابیت و دلربایی است.
از طرفی هم بنفش رنگی است که با سلطنت، تجمل، معنویت و ماوراء طبیعه مرتبط است.
این برداشت ها مربوط به هزاران سال پیش است یعنی زمانی که دنیای ما تازه با رنگ بنفش آشنا می شد.
کاربردی: روانشناسی رنگ سبز، معنای آن و تاثیراتی که منعکس می کند
در زمان های قدیم، تولید رنگ ها فرآیندی پرهزینه ای بود که نیاز به تلاش زیادی داشت. به همین خاطر برخی از رنگ ها هم گران بودند که یکی از آن ها بنفش بود.

اولین رنگ بنفش به 1900 سال قبل از میلاد بر می گردد و خیلی کم پیش می آمده که شی یا لباسی به این رنگ پیدا شود.
به گفته مورخ Beatrice Caseau، 10000 صدف 1 گرم رنگدانه یا جوهر تولید می کند که این فقط لبه یک لباس را درست رنگ می کند.
همین مقدار رنگ هم از صدف های دور ریخته شده در شهر های تیریان و سیدون که به اندازه کوهی به ارتفاع 39.9 متر روی هم انبار شده اند، به وجود آمده است.
معنای رنگ بنفش
پس دلیل این که چرا رنگ بنفش بیشتر از همان مقدار طلا ارزش داشت و فقط خانواده سلطنتی توانایی تهیه اش را داشتند، مشخص است.
به طبع لباس هایی که با استفاده از بنفش تیری رنگ شده بودند هم بسیار پرطرفدار و گران تر بود.

بنفش در طبیعت نسبتا کمیاب بوده و هست.
تولید این رنگ هم دشوار است.
رنگ بنفش در برابر محو شدگی مقاوم است.

در نتیجه، بنفش تیری یا ارغوانی به نمادی از ثروت، قدرت و اعتبار تبدیل شد.
بسیاری از پادشاهان و امپراتوران از مصر باستان و امپراتوری روم، و همین طور مردان عالی مرتبه کلیسای کاتولیک، لباس ‌ها و جامه‌ های بنفش می ‌پوشیدند.
مثلا ملکه الیزابت دوم در مراسم تاجگذاری اش در کاخ باکینگهام، لباس بنفش بر تن کرد.
کاربردی: روانشناسی رنگ قرمز، معنای آن و حقایق جالب
بنفش در میان رنگ ها معنی قدرت، رمز و راز، ولخرجی و خرد را تداعی می کند.
همان طور که انتظار می رود، معانی منفی رنگ بنفش خود بزرگ بینی، خود پسندی و فساد است.
از طرفی بنفش ترکیبی از قرمز و آبی است.

با انرژی قرمز و آرامش آبی، بنفش تبدیل به رنگی می شود که الهام بخش تامل و خودآگاهی است.
انرژی، قدرت و شدت رنگ قرمز و آرامش، ثبات و اقتدار آبی را متعادل می کند و پادشاهی کامل را به وجود می آورد.
به همین دلایل، رنگ بنفش همیشه هاله ای قدرتمند و فراطبیعی داشته است، به همین خاطر هم هست که معمولا در ساخت و ساز های مذهبی یا جشن ها ظاهر می شود.
این رنگ برای مدیتیشن هم عالی است.
رنگ بنفش خودشناسی را تقویت و درک ما از درونی ترین افکارمان عمیق تر می کند. به رشد معنوی شهرت دارد و در کار های شخصی ما را راهنمایی می کند و ذهن، بدن و روح را در هماهنگی نگه می دارد.
کاربردی: روانشناسی رنگ آبی، معنای آن و حقایقی جالب
بنفش هفتمین رنگ رنگین کمان هم هست. به عنوان یک ماهیت منحصر به فرد و مستقل، روشنگر، تعالی بخش است و زیبایی غیرقابل انکاری دارد و به راحتی فریب می دهد.
این رنگ به رسیدن به کمال معنوی و تحول روح کمک می کند. و با این که رنگ بنفش روشن بینی معنوی ما را تقویت می دهد و به خیال پردازی و فرار از واقعیت مربوط می شود، اما ما را مقید هم نگه می دارد.

این رنگ نشانه عشق بی قید و شرط به خود، همدردی و توانایی درک خود است.
پس با این اوصاف جای تعجب نیست که رنگ بنفش معمولا در صنایع بشر دوستانه، معنوی، زنانه و مذهبی استفاده می شود.
از آن جایی که بنفش در طبیعت بسیار کمیاب است، تعداد زیادی از افراد آن را یک رنگ مصنوعی می دانند. از طرفی هم سایرین آن را مقدس، جذاب و رنگ برتر می دانند.
یاد بگیرید: 20 نکته جالب روانشناسی که در 99 درصد شرایط زندگی مفیدند
بنفش به مکان ‌های عمیق و دور دست در فضا مربوط می‌ شود و رمز و راز را تداعی می ‌کند. رنگی است که به ناشناخته ها مرتبط است و آرامش و ژرف اندیشی را می رساند.
و از آن جایی که رنگ بنفش می تواند تا حدودی ترسناک و مرموز باشد، شهوانیت را نشان می دهد. و در رنگ های کم رنگ تر و روشن تر بیشتر زنانگی را تداعی می کند.
به طور مثال اسطوخودوس، صورتی ” بالغ ” است. که نشان دهنده زنی برازنده همراه با زیبایی و زنانگی است.

این رنگ، رنگ مهربانی است که صلح را می رساند. با این حال، می تواند بیش از حد حساس باشد، به خصوص زمانی که هرج و مرج در اطراف وجود دارد و فرد را در یک حالت عاطفی قرار می دهد.
به این دلایل، بنفش یکی از رنگ های طیف است که دوقطبی به وجود می آورد؛ یعنی مردم یا آن را دوست دارند یا از آن متنفرند. این حس بیشتر تحت تأثیر سن و جنسیت است .
طبق تحقیقاتی که جو هالوک انجام داده است، این رنگ بعد از آبی، دومین رنگ مورد علاقه زنان است. زنان و بزرگسالان بین 25 تا 69 سال رنگ بنفش را بیشتر از مردان و جوانان ترجیح می دهند.
همان طور که انتظار می رفت، هالوک می گوید بسیاری از مردان علی رغم این واقعیت که بنفش را با جرات و شجاعت مرتبط می کنند؛ اما این رنگ را دوست ندارند. بنفش به عنوان کم‌ طرفدار ترین رنگ برای مردان در جایگاه سوم قرار دارد.
بلد باشید: روانشناسی رنگها (9 رنگ اصلی و محبوب ترین آنها)
روی هم رفته، بنفش ذهن و اعصاب را آرام می کند، روحیه را بالا می برد، مقدسات را تقویت می کند و احساس معنویت در فرد ایجاد می کند. اگر احساس اضطراب و استرس می کنید، بودن گل های بنفش در اطراف ممکن است خلق و خوی شما را آرام کند.
این رنگی است که موانع معنوی ساختگی را از بین می برد، تخیل را تقویت می کند و حساسیت را بالا می برد.
با این حال، استفاده بیش از حد از رنگ بنفش می تواند باعث کج خلقی، بی حوصلگی ، تکبر و حتی تشدید افسردگی شود.

این یک رنگ قوی و جاه طلبانه است که حس جادو و ایمان را در روح ما به وجود می آورد.
بنفش نشان می دهد که ناشناخته ‌ای وجود دارد که باید کشف شود ، و جایی برای تخیل و افکار بی ‌طرفانه باقی می ‌گذارد.
از این گذشته، بنفش در انتهای طیف مرئی و در لبه تخیل هم قرار دارد.
از آن جایی که رنگ بنفش خلاقیت و تخیل زیادی را برمی انگیزد، جای تعجب نیست که این رنگ در میان هنرمندان مختلف، از نویسندگان پر احساس گرفته تا نقاشان متفکر، طرفدار پیدا کند.
بنفش یک رنگ قوی است، اما قوی ترین طول موج مرئی انرژی الکترو مغناطیسی هم هست.
بلد باشید: 10 نکته کوتاه کاربردی روانشناسی شخصیت
امواج آن از همه رنگ ها کوتاه تر و در نتیجه قوی ترین هستند.
هر چه طول موج کوچک تر باشد ، انرژی قدرتمند تر است. بنابراین، بنفش در 400 نانومتر بسیار قوی تر از قرمز در 700 نانومتر است.
از بین تمام رنگ ‌های طیف، بنفش نزدیک ‌ترین رنگ به اشعه های مضر ایکس و پرتو گاما است.
بنفش به دلیل طول موج های کوتاه تر، سخت تر تشخیص داده می شود. به طور مثال اشعه ماوراء بنفش با چشم قابل مشاهده نیست.
اثرات فیزیکی رنگ بنفش
همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، هر رنگی اثرات فیزیکی روی ما دارد. بنفش هم می تواند :

آرام مان کند. بنفش اثرات آرام بخشی بر ذهن و اعصاب دارد. رنگ های روشن بنفش رنگ های آرامش بخشی محسوب می شوند.
آگاهمان کند. حس معنویت آن ما را در مکان مناسبی برای تامل و خود شناسی قرار می دهد.
قوه تخیلمان را به کار بیندازد. با بیدار کردن حواس ما، خلاقیت را تقویت می کند.

بسیار کاربردی: روانشناسی رنگ ها در تبلیغات: همه نکات کاربردی
حقایقی درباره رنگ بنفش

بر اساس مدل رنگیCMYK ، بنفش یک رنگ فرعی و مکمل رنگ زرد است. از طرفی با توجه به مدل رنگی RGB مکمل سبز است.
بنفش نقطه تلاقی بین قرمز گرم و آبی سرد است و از سایه های زیادی تشکیل شده است و به همین دلیل، بنفش خاصیت گرمی و خنکی را در خودش دارد. از یک طرف در انتهای طیف سرخابی و عنابی گرم و در انتهای بنفش سرد در نظر گرفته می شود.
ارتش ایالات متحده به سربازانی که در جنگ مجروح شده اند ، قلب های بنفش رنگ اهدا می کند.
تنها دو پرچم رنگ بنفش دارند ؛ دومینیکا و نیکاراگوئه.
با این که بنفش در طیف نور قابل مشاهده است، اما ترکیبی از آبی و قرمز است .

مرد بد اخلاق

روانشناسی مردان بد اخلاق (و 6 نکته برای اطرافیان)

روانشناسی مردان بد اخلاق (و 6 نکته برای اطرافیان)

مردان به اصطلاح بد اخلاق (به انگلیسی Bad Temper)، برای مدت طولانی به خاطر ابراز عصبانیت و عدم کنترل خشمشان قسر در رفته اند، و جامعه این رفتار ناپخته و کودکانه را با تطبیق آن با قوانین احمقانه کوچک می شمرد، مثلا: از پسرها غیر از این انتظار نمی رود یا مردان اینگونه هستند.
تحقیقات نشان داده است که وقتی صحبت از ابراز خشم به میان می ‌آید، استاندارد دوگانه ‌ای وجود دارد. برسکول و اوهلمان (2008) در مطالعه‌ای در مورد چگونه مشاهده شدن زنان و مردان در محل کار دریافتند که ارزیاب ‌های زن و مرد هر دو موقعیت پایین ‌تری به زنان خشمگین نسبت به همتایان مرد خود اختصاص می ‌دهند. به عبارت دیگر، وقتی مردان عصبانی می شوند، به نوعی قابل قبول تر است. هنگامی که زنان این کار را انجام می دهند، آن ها را پر اشکال یا بی کفایت در نظر می گیرند.
روش استفاده از قانون جذب برای دوستی، ثروت و موفقیت
در کار بالینی خود با بزرگسالان، متوجه شدیم که تعداد بسیار بالاتری از مردان بد اخلاق توصیف می‌ شوند، در حالی که تعداد کمی از زنانی که با آن ها کار کردیم، مشکل مشابهی با خشم نشان می‌ دهند. علاوه بر این، متوجه شدیم که بسیاری از مردانی که بد خلقی دارند، بدترین حالت خشم را بر سر دوست دختر یا همسر خود خالی می کنند، به خصوص اگر با هم زندگی کنند.

توی این پک فوق العاده، مرد بهتری شویم رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی!

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

چرا اکثر مردانی که بد اخلاقند تغییر نمی کنند؟ اغلب به این دلیل است که اطرافیانشان به آن ها اجازه می دهند قسر در بروند. به عبارت دیگر، هیچ عواقبی برای عصبانیت آن ها در نظر نمی گیرند. دلایلی که چرا زنان و بسیاری از مردان همجنس‌ گرا به شریک مرد خود اجازه می ‌دهند که از این موضوع قسر در بروند، این است که از رویارویی با او یا مسئول شناختنش می ‌ترسند.

برخی از مردانی که با بد اخلاقی دست و پنجه نرم می ‌کنند، ویژگی ‌های شخصیتی خود شیفته را بروز می ‌دهند. به طور خاص، این مردان بیشتر بر احساسات، تصویری از خود پسندی و قدرت خود متمرکز هستند تا اینکه بر احساس هر کسی که با آن ها در رابطه است تمرکز کنند. در اصل، مرد بالغی که بر اساس خلق و خوی بد رفتار می کند، خود خواه است.
15 تا از رایج ترین مشکلات زناشویی
به مشکل برچسب بزنید – عصبانیت توهین آمیز است!
شاید برای هر زن عجیب به نظر برسد که در مقابل مردی که قلدری می کند بایستد. متأسفانه، بسیاری از زنانی که در معرض قلدری شوهر قرار دارند، مسئولیت کار و همچنین مراقبت از کودکان را نیز بر عهده دارند. اگر این خانواده ها از نظر مالی نیز دچار مشکل باشند، زنان احساس می کنند در دام افتاده اند یا قادر به ترک آن زندگی نیستند. خبر خوب این است که مقابله با مشکل واداشتن مرد به توقف خشم و عصبانیت، نیازی به پایان دادن به رابطه یا ترک آن ندارد. اگرچه این رابطه ممکن است روزی به پایان برسد، اولین قدم برای زنان در این شرایط این است که بپذیرند عصبانیت مرد توهین آمیز است. هیچ‌کس نمی‌ خواهد این اعتراف را بکند، اما تنها راهی است که یک زن می ‌تواند از استرس شدیدی که در خانه تجربه می ‌کند رهایی یابد.
به محض دیدن نشانه هایی که نشان می دهد عصبانیت مرد آماده فوران است، بینتان مرز بکشید.
اگر بتوانید نحوه واکنش خود به عصبانیت مرد را تغییر دهید، در واقع قادرید پویایی رابطه را تغییر دهید. در رابطه با فردی سوء استفاده گر و بد اخلاق، روند اغلب به این صورت است: مرد از عصبانیت منفجر می شود. زن سعی می کند او را آرام و خوشحال کند یا از نظر فیزیکی در خانه یا آپارتمان از او فاصله می گیرد که انگار می خواهد پنهان شود. اگر با خلق و خوی تند و زننده مرد روبرو هستید، بدانید که 100 درصد بر احساسات خود متمرکز است و مشکل در اینجاست. دفعه بعد که عصبانی شد، واضح صحبت کنید و با حالت خنثی صورت و لحن صحبت کردن بگویید که چه احساسی دارید.

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

چگونه کسی را عاشق خود کنید؟ (12 روش کاملا موثر)
بگویید باید بد اخلاقی اش را تحمل کند و به بیرون یا جای دیگری برود زیرا اخلاق بدش باعث می شود که شما به شدت احساس ناراحتی کنید. اگر از رفتن امتناع کرد، شما اگر می توانید کمی از خانه خارج شوید. وقتی برگشتید، احساس صمیمیت با او نکنید. بزرگترین اشتباهی که زوج ها در چنین موقعیتی مرتکب می شوند، تلاش برای برقراری ارتباط مجدد از طریق رابطه جنسی است. در عوض، یک یا دو روز کمی از او فاصله بگیرید.
احساسات خود را فرو نخورید – آن ها را بیان کنید.
اگر از گروهی از زنان نظرسنجی کنید که با مردی بد اخلاق زندگی می کنند، متوجه خواهید شد که انزوا یک عامل اصلی است. در رابطه با کسی که طبق قانون پیش نمی رود و ناگهان از کوره در می رود، زن اغلب خود را از دوستان و خانواده دور می کند زیرا در مورد گفتن حقیقت به افراد نزدیک دچار تعارض است. این واقعیت را در نظر بگیرید که زن قبلاً در اوضاع خانه استرس دارد، پس چه کسی می خواهد با گوش دادن به گروهی از دوستان یا اعضای خانواده که توصیه می کنند چمدان های خود را ببندد و رابطه را پایان دهد، استرس را افزایش دهد؟
نکته کلیدی برای زنان این است که از خود بپرسند از نظر عاطفی چه احساسی دارند و دو یا سه نفر را بیابند که بتواند به آن ها اعتماد کنند. در غیر این صورت، این زنان به حالت انزوای عمیق تری می ‌روند. اگر نگران دریافت توصیه های ناخواسته زیادی هستید، آن را مطرح کنید. به دوستتان بگویید فقط برای چند دقیقه می خواهید با حرف زدن خودتان را خالی کنید و هنوز برای نصیحت و مشورت آماده نیستید.
بسیار مهم: راه های جذب مردان (10 باید و 4 نباید)
تصمیم بگیرید که چقدر زمان برای تغییر کردن شریکتان به او می دهید.
انتظار یک تغییر عمده در رفتار، آن هم یک شبه اشتباه است اما اگر در واکنش خود به عصبانیت های او ثابت و هوشیار باشید، ممکن است در عرض چند هفته یا چند ماه اتفاق بیفتد. اگر مدتی است که اخلاق بد شریک زندگیتان را تحمل کرده اید، احتمالاً آماده هستید که مشکل را برای همیشه کنار بگذارید. از خود بپرسید که چقدر می خواهید به او فرصت دهید تا رفتار خود را تغییر دهد و یک یا دو ماه به او فرصت دهید تا به طور جدی روی اخلاقش کار کند. به او توضیح دهید که نمی توانید در رابطه ای بمانید که با شما بدرفتاری شود و به او زمان می دهید تا رفتار خود را تغییر دهد. لازم نیست مدت زمان را به او بگویید. این اطلاعات را برای خود نگه دارید. اگر چند ماه گذشت و او هنوز هم گاهی اوقات کنترل خشم خود را از دست می‌ دهد و شما را عصبانی می‌ کند، به پایان دادن رابطه فکر کنید.
او کارهای (ذهنی) زیادی برای انجام دادن دارد.
مردی با اخلاق بد می تواند تغییر کند، اما فقط در صورتی که مایل به انجامش باشد. برای تغییر، او باید بفهمد چه چیزی باعث طغیان خشمش می ‌شود و تصمیم بگیرد که کدام راه‌ های جدید مقابله با خشم را می تواند انجام دهد. عاقلانه ترین انتخاب این است که چنین فردی به دنبال یک روان درمانگر باشد. لطفاً توجه داشته باشید که وظیفه یا مسئولیت زن این نیست که نقش روان درمانگر را بازی کند یا به او خدمات بدهد. اگر با چنین مردی سر و کار دارید، به او بگویید که با یک مشاور صحبت کند، به یک گروه کنترل خشم بپیوندد یا کتابی در این زمینه بخواند. به سادگی یادآوری کنید که راه هایی برای کمک به مردم برای مقابله با خشم وجود دارد و امیدوارید که او به خاطر آینده رابطه تان به اندازه کافی برای تغییر رفتار زشتش اهمیت قائل شود.
حتما بخوانید: 26 نکته مهم برای جذب مردان توسط همسر

پس ذهن مردان در مقابل زنان

روانشناسی رفتار آقایان (10 نکته ای که هر خانمی باید بداند)

روانشناسی رفتار آقایان (10 نکته ای که هر خانمی باید بداند)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/04/word-image-65.jpeg

بیشتر تصورات رایج در مورد مغز مردان بر اساس مطالعات روی مردان 18 تا 22 ساله است. اما مغز یک مرد در طول عمرش به شدت تغییر می ‌کند.
در این مقاله با باورهای غلط رایج، مانند اینکه مردان همیشه دنبال عیش و نوش هستند، آشنا می ‌شوید. و خواهید آموخت که مردان چقدر در برابر تنهایی آسیب پذیرند و چرا به طرز نا امیدکننده ای روی راه حل ها تمرکز می کنند.
به طور خلاصه، این چیزی است که باید در مورد ذهن مردان بدانید. 

توی این پک فوق العاده، مرد بهتری شویم رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! 

 
 

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

 

میل به ازدواج
زنان می خواهند خانواده تشکیل دهند و مردان می خواهند عیش و نوش کنند. اما این یکی از بزرگترین تصورات غلط است.
بر اساس مطالعه‌ای که بر روی مردان بولیوی در سال 2007 در Proceedings of the Royal Society منتشر شد، خیانت ‌ها به احتمال زیاد قبل از رسیدن به 30 سالگی روی می ‌دهند. این مطالعه نشان می ‌دهد که پس از آن، مردان عمدتاً بر تأمین مخارج خانواده ‌شان تمرکز می ‌کنند.
روش استفاده از قانون جذب برای دوستی، ثروت و موفقیت
البته، برخی از مردان نسبت به تعهد به دیگران سخت ‌تر هستند. بر اساس مطالعه ‌ای در سال 2008 در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم، این مشکلی است که می ‌تواند ژنتیکی باشد. مردان بدون ژن بی بند و باری، که تخمین زده می شود 60 درصد از جمعیت را تشکیل می دهند، بیشتر احتمال دارد ازدواج کنند. اما این همه ماجرا نیست. محققان دریافتند که هم آن ها و هم همسرانشان احتمال زیادی دارد که رضایت نسبی را نسبت به زندگی زناشویی گزارش کنند.
رئیس کیست؟
سلسله مراتب ناپایدار می تواند باعث نگرانی مردان شود. اما یک زنجیره فرماندهی تثبیت شده، مانند آنچه توسط ارتش و بسیاری از مکان های کاری انجام می شود، تستوسترون را کاهش می دهد و پرخاشگری مردان را مهار می کند. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

پدر آینده
مغز مرد به ویژه در ماه‌ های قبل از پدر شدن برای همکاری آماده می ‌شود. یک مطالعه در سال 2000 در کتاب تکامل و رفتار انسان نشان داد که پدران آینده تغییرات هورمونی را تجربه می کنند – پرولاکتین بالا می رود، تستوسترون کاهش می یابد – که احتمالاً رفتار پدرانه را تشویق می کند. فرمون ‌های زن باردار ممکن است برای تحریک این تغییرات به همسرش منتقل شود.
در مطالعه‌ای که در سال 2008 در مجله Hormones and Behavior منتشر شد، گفته شد حتی قبل از باردار شدن، فرومون ‌های مرد باعث می ‌شوند که نورون ‌های مادر خوب در مغز زنان جوانه بزنند.
مغز مرد بالغ

در طول تکامل، مردان باید در جوانی برای کسب موقعیت و همسر رقابت کنند و در زمان بلوغ بر پیوند و همکاری تأکید کنند.
مطالعات روان‌ شناختی نشان داده ‌اند که رقابت جویی جذابیت کمتری برای مردان مسن دارد. در عوض آن ها به روابط و بهتر کردن جامعه توجه بیشتری می کنند.
26 نکته مهم برای جذب مردان توسط همسر
این تغییر احتمالاً با کاهش طبیعی تستوسترون با افزایش سن مرد رخ می دهد. مردانی که سطح تستوسترون بالایی دارند در مسابقات انفرادی بهتر عمل می ‌کنند، در حالی که آن هایی که سطوح پایین ‌تری دارند در مسابقاتی که نیاز به همکاری تیمی دارند برتری دارند. این مطالعه در سال 2009 در مجله Hormones and Behavior منتشر شد.
بازی با پدر
مطالعات نشان داده ‌اند که روش ‌های خاص پدر برای بازی با فرزندان – بازی های خشن و پر سر و صدا، خود جوشی بیشتر، اذیت کردن بیشتر – به بچه ‌ها کمک می کند بهتر یاد بگیرند، اعتماد بیشتری داشته باشند و برای دنیای واقعی آماده شوند. همچنین، چنین پدرانی رفتار جنسی پرخطر بچه ها را کاهش می دهند.
چندین مطالعه بین فرهنگی گزارش می ‌دهد که پدرانی که به طور فعال پدری می کنند تمایل به داشتن سطح تستوسترون پایین‌ تری دارند. کودکان انسان از نیازمندترین افراد در قلمرو موجودات زنده هستند و پدران خوب شانس زنده ماندن فرزندانشان و ژن هایشان را بهینه می کنند.
دفاع از قلمرو
بخشی از کار مرد، از نظر تکاملی، است. تحقیقات بیشتری در مورد انسان مورد نیاز است، اما در سایر پستانداران نر، دفاع از قلمرو در ناحیه مغز بزرگتر از همتایان ماده آن هاست.
در حالی که زنان نیز دارای احساس مالکیت هستند، مردان در صورت مواجهه با تهدیدی برای زندگی عشقی یا قلمرو خود، بسیار بیشتر خشن می شوند.
چگونه کسی را عاشق خود کنید؟ (12 روش کاملا موثر)
عادت به بررسی کردن زنان
تستوسترون در حالی که اغلب با پرخاشگری و خصومت مرتبط است، هورمون میل جنسی نیز هست ودر پسرها شش برابر زنان در رگ هایشان موج می زند.
تستوسترون ناحیه کنترل تکانه مغز را مختل می کند. اگر چه که هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است، اما ممکن است توضیح دهد که چرا مردان به صورت خودکار به زنان نگاه می کنند. آن ها اغلب زمانی که زن از حوزه بیناییشان خارج می شود فراموشش می کنند.

تمرکز بر راه حل ها
در حالی که بسیاری از مطالعات نشان می دهد که زنان بیشتر از مردان عاطفی هستند، اما این کاملاً درست نیست. سیستم عاطفی مغز مرد زمانی که فردی استرس دارد یا مشکلی را بیان می کند پاسخ می دهد.
این بخش مغز مردان مانند گوگل جستجو می ‌کند تا راه ‌حلی پیدا کند. در نتیجه، مردان بیشتر به فکر رفع مشکل هستند تا نشان دادن همبستگی در احساس.
آسیب پذیرتر بودن مردان در برابر تنهایی
دکتر لوان بریزندین، استاد روانشناسی بالینی در دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو گفت: در حالی که تنهایی می تواند بر سلامت و مغز همه تأثیر بگذارد، به نظر می رسد مردان مسن تر آسیب پذیر هستند.
او گفت که مردان تمایل کمتری نسبت به زنان دارند، که این امر باعث تشدید تنهایی و تاثیر آن بر مدارهای اجتماعی مغز آن ها می شود.
حتما بخوانید: راه های جذب مردان (10 باید و 4 نباید)
زندگی با زنان بسیار مفید است. مطالعات نشان داده است مردانی که در روابط پایدارند، سالم ‌تر هستند، عمر طولانی‌ تری دارند و سطوح هورمونی دارند که نشان‌دهنده کاهش اضطراب است.
زنان همچنین برای غدد جنسی مردان مفید هستند. بر اساس مطالعه‌ای که در سال 2009 در Biology of Reproduction منتشر شد، موش‌ های نر که با ماده ‌ها زندگی می‌ کردند، مدت زمان بیشتری را نسبت به پسرعمو های منزوی خود بارور بودند.
احساساتی تر بودن مردان
محققان دریافته ‌اند اگر چه معمولاً زنان به عنوان جنسیت عاطفی ‌تر در نظر گرفته می ‌شوند، پسران شیرخوار نسبت به دختران شیرخوار از نظر عاطفی واکنش‌ پذیرتر و بیانگرتر هستند.
بر اساس مطالعه ‌ای که در سال 2008 در مجله روانشناسی اسکاندیناوی منتشر شد، مردان بزرگسال نیز واکنش ‌های احساسی کمی قوی ‌تر دارند اما فقط قبل از اینکه از احساسات خود آگاه شوند. با این حال، هنگامی که این احساسات به آگاهی می رسد، مردان چهره پوکری را اتخاذ می کنند.
بسیار جالب: رایج ترین تیپ های شخصیتی انسان ها کدامند؟
در جوانی پسرها احتمالاً یاد می گیرند که احساساتی را که فرهنگ غیرمردانه می دانند، پنهان کنند. اما کم کردن احساسات واکنشی بدن را نیز تحریک می کند. محققان دانشگاه لوند در سوئد در سال 2008 این نظریه را مطرح کردند که واکنش شدید مرد و سرکوب متعاقب آن ممکن است او را برای مقابله با یک تهدید آماده کند.

intp personality

شخصیت intp: ویژگی ها، نقاط قوت و ضعف و سایر موارد

شخصیت intp: ویژگی ها، نقاط قوت و ضعف و سایر موارد
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/04/word-image-61.jpeg

MBTI یک پرسشنامه خود اظهاری است که به افراد کمک می کند خود را بهتر درک کنند و زندگی معنادارتری داشته باشند. این پرسشنامه توسط ایزابل مایرز و مادرش کاترین بریگز بر اساس چهار مقیاس مختلف ساخته شده است: برون گرایی- درون گرایی (E-I)، حسی- شهودی (S-N)، منطقی- احساسی (T-F) و قضاوتگر- ادراکی (J-P). پاسخ های یک فرد به سؤالات، او را به عنوان یکی از 16 تیپ شخصیتی اصلی شناسایی شده توسط MBTI طبقه بندی می کند.
INTP یکی از این تیپ های شخصیتی استئکه به عنوان یک منطق دان یا متفکر نیز شناخته می شود، ویژگی های شخصیتی درونگرا (I)، شهودی (N)، منطقی (T) و ادراکی (P) را نشان می دهد. این افراد محتاط و متفکر هستند و از گذراندن وقت به صورت تنها و غرق شدن در افکار خود لذت می برند. فعالیت ‌های محرک ذهنی مانند پازل، معما و بازی ‌های فکری، شخصیت منطق ‌دان را جذب می ‌کند. آن ها با میل به درک جهان هدایت می شوند و می توانند ساعت های طولانی را صرف تجزیه و تحلیل مفاهیم انتزاعی و ارائه راه حل های منحصر به فرد برای مشکلات کنند.
جنبه های تاریک شخصیت تان را بشناسید (بر اساس خصوصیات)

سقراط، آیزاک نیوتن، آلبرت انیشتین، آبراهام لینکلن و بیل گیتس چند INTP مشهور هستند که در جهان اثر گذاشته اند. 

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

 

بسیار جالب: رایج ترین تیپ های شخصیتی انسان ها کدامند؟
ویژگی های INTP
تیپ شخصیتی INTP یکی از نادرترین تیپ های شخصیتی مایرز- بریگز است که حدود 3 درصد از جمعیت جهان را شامل می شود. اکنون که با معنای INTP آشنا شدیم، بیایید به سه ویژگی اصلی که یک INTP را متمایز می کند نگاه کنیم:
1. کنجکاو
تیپ شخصیتی منطق دان یا متفکر با اشتهای سیری ناپذیر برای کسب دانش مشخص می شود. آن ها افرادی کنجکاو هستند که ذهنشان پر از سوالاتی در مورد جهان و اطرافیانشان است. از هوش خود برای کشف احتمالات جدید، انتخاب سرگرمی های جدید و جمع آوری اطلاعات در مورد چیزهایی که علاقه آن ها را برمی انگیزد استفاده می کنند.
2. تحلیلی
یک INTP به طور منطقی ایده های پیچیده را به طور طولانی تجزیه و تحلیل و در نظر می گیرد. این امر تا حد زیادی بر روند تصمیم گیری آن ها تأثیر می گذارد. میل ذهنی تحلیلی همچنین به INTP ها اجازه می دهد تا نکات ظریفی را در مورد هر موقعیتی که دیگران ممکن است از دست بدهند، دریافت کنند.
3. مستقل
INTP ها که مستقل ترین افراد در بین 16 تیپ شخصیتی هستند، به راحتی تحت تأثیر دیگران قرار نمی گیرند و ذهن خود را دارند. آن ها برای آزادی خود ارزش قائلند و دوست ندارند به ساختار، قوانین یا اختیارات محدود شوند. فرد INTP ترجیح می دهد به تنهایی کار کند. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

تیپ شخصیتی منطق دان، متفکری عمیق است که در گفتگو های معنادار که شامل تبادل بینش است، شکوفا می شود. آن ها به جای احساسات بر منطق تکیه می کنند و اغلب سازگار و خود جوش هستند. اگر با بیشتر ویژگی های ذکر شده در بالا ارتباط دارید، به احتمال زیاد یک INTP هستید.

حتما بخوانید: شخصیت شناسی افراد مختلف از روی چهره آن ها (جدیدترین روش)
نقاط قوت و ضعف شخصیت INTP
هر تیپ شخصیتی MBTI نقاط قوت و ضعف خود را دارد. چیزهایی که آن ها را از بقیه متمایز می کند. در اینجا برخی از نقاط قوت و ضعف تیپ شخصیتی INTP آورده شده است:
نقاط قوت

ذهن باز: INTP فردی با ذهن باز است که مایل به پذیرش و سازگاری با تغییرات است.
خلاقیت: INTP ها ایده پردازان و حل کننده های خلاقی هستند که دائماً ایده های جدید و راه حل های نوآورانه برای مشکلات ارائه می دهند.
عینی بودن: شخصیت منطق دان، هدفمندترین شخصیت در بین تمام تیپ های شخصیتی MBTI است. آن ها تحت تأثیر احساسات شخصی و تعصب قرار نمی گیرند و بر اساس حقایق و دلیل با موقعیت ها برخورد می کنند.

حتما بخوانید: 10 نکته کوتاه ولی کاربردی روانشناسی شخصیت
نقاط ضعف

بلاتکلیفی: افراد INTP اغلب دچار فلج تحلیلی می شوند. ناتوانی در تصمیم گیری به دلیل تحلیل بیش از حد یک موقعیت
کناره گیری: تیپ شخصیتی INTP اغلب تمایل دارد به دنیای درونی خود عقب نشینی کند. این باعث می ‌شود که آن ها نسبت به موقعیت ‌های اجتماعی منفصل یا بی ‌علاقه به نظر برسند.
عدم حساسیت: تمایل INTP ها به صراحت و صریح بودن گاهی آن ها را نسبت به احساسات دیگران بی احساس می کند.

اگر چه تیپ‌ های شخصیتی منطق‌ دان کاستی ‌های خود را دارند، اما از پر بینش ‌ترین، مبتکرترین و آزاد اندیش‌ ترین افراد هستند که از چالش عقب‌ نشینی نمی ‌کنند و آن را فرصتی برای یادگیری و گسترش افق ‌های خود می ‌دانند.

 
جهان در دست شما
وقتی نوبت به زندگی حرفه ‌ای آن ‌ها می ‌رسد، INTP ها از کار با افراد همفکری که علایق مشترک دارند لذت می ‌برند. آن ها محیط های کاری انعطاف پذیر، پویا و چالش برانگیز را ترجیح می دهند که به آن ها امکان می دهد پتانسیل کامل خود را کشف کنند و به عنوان یک فرد در این فرآیند رشد کنند.
در ادامه بخوانید: شخصیت esfp: ویژگی ها، نقاط قوت و ضعف

شخصیت esfp

شخصیت esfp: ویژگی ها، نقاط قوت و ضعف و سایر موارد

شخصیت esfp: ویژگی ها، نقاط قوت و ضعف و سایر موارد
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/04/word-image-59.jpeg

همه ما شخصیت های متفاوتی داریم و آن ها نقش مهمی در شکل دادن به زندگی ما دارند. دیدگاه ما انتخاب هایمان را در زندگی در رابطه با شغل، رفتار و روابطمان کنترل می کند. به ندرت می ‌توان دو فرد کاملاً مشابه را پیدا کرد، اما تحقیقات نشان می ‌دهد که شخصیت ‌های مشترک دارای ویژگ ی‌های کلی هستند که با شانزده تیپ شخصیتی منفرد مطابقت دارد. تحقیقات بر روی تیپ های شخصیتی منجر به ایجاد تست شخصیتی به نام شاخص نوع مایرز – بریگز (MBTI) شده است. MBTI به تعیین تیپ شخصیتی افراد کمک می کند و در نتیجه می توان از این دانش برای درک بهتر خود استفاده کرد. درک شخصیت خود و اطرافیان روابط بین فردی ما را بهبود می بخشد. اولین قدم در سفر خود شناسی، انجام تست شخصیتی رایگان و شناسایی تیپ شخصیتی است.
16 تیپ شخصیتی
آزمون مایرز – بریگز چهار تیپ شخصیتی اصلی را شناسایی می کند که به چهار تیپ فرعی تقسیم می شوند.

تحلیلگران: معمار (INTJ)، منطق دان (INTP)، فرمانده (ENTJ)، مناظره گر(ENTP).
دیپلمات ها: حامی (INFJ)، میانجی گر (INFP)، بخشنده(ENFJ)، قهرمان (ENFP).
نگهبانان: بازپرس (ISTJ)، محافظ (ISFJ)، کارگردان (ESTJ)، مراقب (ESFJ).
کاوشگران: صنعت گر (ISTP)، هنرمند (ISFP)، متقاعد گر (ESTP)، بازیگر(ESFP).

حال، بیایید نگاهی عمیق‌تر به تیپ شخصیتی ESFP بیندازیم. توضیح کامل 16 تیپ شخصیتی به زبان ساده در اینجا 

توی این پک های فوق العاده، آموزش مهارت های فردی که از نون شب واجب ترن رو با بهترین اساتید یاد می گیری. دیگه توی زندگی کم نیار و توی هر جمعی همه رو انگشت به دهان کن!

 

حتما بخوانید: 10 نکته کوتاه ولی کاربردی روانشناسی شخصیت (ثابت شده)
مروری بر تیپ شخصیتی ESFP یا بازیگر
ESFP مخفف عبارت Extraverted، (Sensor) Observant، Feeling و Perceiving است.
برونگرا: ESFP ها معمولاً با گذراندن وقت با دیگران انرژی می گیرند. آن ها معمولاً برون‌گرا، رسا و بسیار مشتاق هستند. همچنین تمایل دارند هدف گرا باشند و از ابتکار عمل برای انجام کارها لذت می برند. احتمالاً می بینید که تیپ های شخصیتی ESFP بیشتر صحبت می کنند و کمتر گوش می دهند. ESPF بیشتر بر دنیای اطراف تمرکز می کند تا احساسات یا افکارش.
حسی: ESFP ها عموماً در درک حقایق جدید قوی هستند و به جای تکیه بر شهود، قابلیت اطمینان اطلاعات را ترجیح می دهند. یک ESFP معمولاً به چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است متکی نیست. آن ها می توانند مسائل عملی را به خوبی مدیریت کنند و حقایق قابل اندازه گیری و ملموس را ترجیح می دهند. در زمان حال زندگی می کنند و آینده کمتر برایشان جالب است.

احساس: عواطف و احساسات نقش مهمی در تیپ شخصیتی ESFP ایفا می کنند و به نگرانی آن ها برای دیگران مرتبط است. این افراد روابط خود را در اولویت قرار می دهند و هنگام تصمیم گیری، عموماً دیگران را در نظر می گیرند. تصمیمات معمولاً با استفاده از ارزش های ذهنی، احساسات و عواطف انسانی گرفته می شوند. 

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

 

ادراک: ESFP ها آزادی فکر و ذهن را در اولویت قرار می دهند و تمایل به سازگاری دارند. ترجیح آن ها یک سبک زندگی خودجوش و انعطاف پذیر است. آن ها دوست دارند انتخاب های خود را باز کنند.
ESFP ها عشق غیر قابل انکاری به مردم دارند و در داستان سرایی مهارت دارند. اگر به دنبال هیجان و سرگرمی هستید، ESFP ها افرادی اند که در اطراف هستند، زیرا بازیگوش، محرک و دوست داشتنی اند. احتمالاً ESFP ها به دلیل ماهیت خود جوش و پیش رانشی خود، جمعیت را در مجامع اجتماعی سرگرم می کنند. آن ها توانایی طبیعی برای راضی کردن دیگران را دارند و اغلب به عنوان بازیگر عمل می کنند.
حتما بخوانید: شخصیت شناسی افراد مختلف از روی چهره آن ها (جدیدترین روش بدون خطا)
افراد دارای ویژگی های شخصیتی ESFP کنش گرا هستند و در لحظه زندگی می کنند. توانایی آن ها در استفاده از مهارت های مردم اغلب به نفعشان عمل می کند. برای افرادی که ویژگی های شخصیتی ESFP دارند هیچ چیز خیلی جدی نیست زیرا معمولاً بی خیال، سخاوتمندند و به راحتی راضی می شوند. در محل کار، معمولاً آن ها را در مشاغل رضایت بخشی خواهید یافت. تیپ های شخصیتی ESFP عموماً عاشق صحبت کردن هستند و گفتگو با آن ها مطمئناً جالب و سرگرم کننده خواهد بود. ESFP ها دوست دارند در مورد افراد دیگر به مردم بگویند و شخصیتی سر به زیر دارند.

 
ESFP ها در لحظه زندگی می کنند و می خواهند حداکثر استفاده را از آن ببرند. افراد بسیار خوش بینی اند و دنیا را آنطور که هست می بینند. ESFP ها عموماً این توانایی را دارند که هر موقعیتی را که برایشان پیش می آید مدیریت کنند. آن ها افرادی اند که مایلند تأثیر قابل توجهی در زندگی بگذارند. ESFP ها معمولاً از مشارکت دادن دیگران در تلاش های خود با هدف ایجاد انگیزه در آن ها لذت می برند.
تقریباً ده درصد از جمعیت جهان را ESFP ها تشکیل می دهند.
ESFP ها عملی هستند
ESFP ها عموماً دوست دارند دنیا را تجربه کنند و ترجیح می دهند از آنچه پشت سر گذاشته اند بیاموزند. آن ها حقایق را دوست دارند و اغلب در بحث های تئوریک درگیر نمی شوند. افرادی که دارای ویژگی های شخصیتی ESFP هستند زمانی که تشویق شوند یا نیاز به تجربه داشته باشد، بهتر رشد می کنند.
بسیار جالب: رایج ترین تیپ های شخصیتی انسان ها کدامند؟
ESFP ها خودمانی هستند
ESFP ها عاشق بودن در جمع افراد دیگر هستند و عموماً دوست ندارند تنها باشند. اجتماعی ترین تیپ شخصیتی اند و افراد در این دسته به دلیل ماهیت سرگرم کننده شان دوست پیدا می کنند. آن ها با هیجان و خود جوشی رشد می کنند. ESFP ها عشق واقعی به دوستان خود دارند و به همین دلیل است که سعی می کنند اوقات خود را با هم هیجان انگیز و به یاد ماندنی کنند. ذهن فعال و تخیلی ESFP ها به آن ها کمک می کند تا ایده های جدید و هیجان انگیزی خلق کنند و حضورشان را سرگرم کننده می کند.

ESFP ها مهارت های اجتماعی عالی دارند
ESFP ها معمولاً مردم را دوست دارند و تمام تلاش خود را برای حفظ رابطه می کنند. آن ها شادی زیادی را از گذراندن وقت با افراد دیگر به دست می آورند. ماهیت حساس ESFP ها به آن ها کمک می کند تا متوجه شوند که چه زمانی مشکل وجود دارد و می توانند تقریباً هر چیزی را مدیریت کنند. در نتیجه، اغلب می توانند به عنوان میانجی هر زمان که بین دوستان یا همکاران بحث و جدل پیش می آید، عمل کنند.
ESFP ها عاشق مهمانی هستند
ESFP ها عاشق بودن با دیگران و سرزنده و پر جنب و جوشند. تیپ های شخصیتی ESFP عموماً از هیجان و سرگرمی در هر گردهمایی اجتماعی قدردانی می کنند. ESFP ها معمولاً چهره های شاد دارند و اغلب در گفتگو های عالی شرکت می کنند.
گزینه های شغلی ESFP
ESFP ها خود جوش هستند و در مشاغلی که معاشرت زیاد دارند، احساس رضایت می کنند. اگر شغلی مستلزم تنهایی باشد، احتمالاً ESFP ها عملکرد ضعیفی در آن خواهند داشت. ویژگی های شخصیتی ESFP به آن ها مهارت های روابط عمومی عالی می دهد که برای مشاغل مختلف مفید هستند. ESFP ها احتمالاً در مشاغلی در بخش آموزش یا مراقبت های بهداشتی شرکت می کنند که در آن مهارت ها، عشق و توجه افراد به دیگران مورد استفاده قرار می گیرد.
روابط ESFP
ESFP ها مردم را دوست دارند و از گذراندن وقت با دیگران لذت می برند. هنگامی که با فردی با ویژگی های شخصیتی ESFP در ارتباط هستید، احتمالاً تمام سرگرمی و حمایتی را که نیاز دارید دریافت خواهید کرد. آن ها سرگرم کننده و آزاد منش هستند و در لحظه زندگی می کنند. به دلیل ماهیت خود جوش و عشق به تفریح، شاید برای یک ESFP داشتن یک رابطه طولانی مدت دشوار باشد.
آن ها فقط در صورت وجود هیجان و لذت، ارتباط را حفظ می کنند. تیپ های شخصیتی ESFP غیر قابل پیش بینی هستند. بنابراین، زمانی که هیجان از بین برود، شاید رابطه سریعا از بین برود. ممکن است یک لحظه آن ها در رابطه خود سرگرم کننده باشند و لحظه ای دیگر تعهدات خود را مجددا ارزیابی کنند. تیپ های شخصیتی ESFP به طور کلی در قطع رابطه تردیدی ندارند.
عوامل موثر در شکل گیری شخصیت، انواع و خصوصیات شخصیتی
روابط با ESFP ها فراموش نشدنی است. آن ها جویای هیجان اند و همیشه به دنبال راه های جدید و هیجان انگیز برای گذراندن وقت با شریک زندگی خود هستند. ESFP ها شرکای روشن فکری اند، مهربانند و واقعاً از صمیمیت فیزیکی لذت می برند. همچنین سخاوتمندند و دوست دارند به شریک زندگی خود هدیه دهند. به طور کلی، قرار ملاقات با ESFP یک تجربه عالی است تا زمانی که سرگرمی، ماجراجویی و هیجان حفظ شود.

جنبه های تاریک شخصیت تان را بشناسید (بر اساس خصوصیات)
نقاط قوت ESFP

تیپ های شخصیتی ESFP عموماً جسورند و بدشان نمی آید که از منطقه راحتی خود خارج شوند. هیچ چیز آن ها را عقب نمی اندازد.
اغلب مراقبند، که به آن ها کمک می کند به راحتی تغییرات اطراف خود را درک کنند.
آنها تمایل به داشتن مهارت های اجتماعی عالی دارند که به راحتی با دیگران دوست می شوند. ESFP ها پرحرفند و تقریبا همیشه چیزهای درست را در زمان های مناسب می گویند.
ESFP ها اغلب عملی اند و دوست دارند با حقایق برخورد کنند. برای آنها، جهان باید زندگی و احساس شود.
ESFP ها مهارت های اجتماعی بالایی دارند و از توجه به افراد لذت می برند. از گذراندن وقت با مردم، به خصوص کسانی که عاشق تفریح ​​و ماجراجویی اند، رضایت و سرگرمی به دست می آورند.
ESFP ها اغلب ریسک پذیرندو عاشق آزمایش برای یافتن ترجیحات خود هستند. هر زمان که چیزی درست به نظر می رسد، تمایل دارند قدم های خود را جلوتر بگذارند و آن را انجام دهند، حتی اگر به معنای زیر پا گذاشتن قوانین باشد.

نقاط ضعف ESFP
ESFP ها بسیار حساس اند و تمایل دارند بیش از حد احساسی باشند. آن ها به انتقاد واکنش خوبی نشان نمی دهند، که حل مشکلات مربوط به سایر زمینه های زندگی آن ها را دشوار می کند.
ESFP ها اغلب به سرعت خسته می شوند. دائماً به سرگرمی و هیجان نیاز دارند و تقریباً هر کاری برای زنده نگه داشتن این احساسات انجام می دهند. در نتیجه برای لذت بردن، در عادات مضر و رفتارهای مخاطره آمیز شرکت می کنند.
ESFP ها تعارض را دوست ندارند و به طور کلی سعی می کنند تا حد امکان از آن اجتناب کنند. هنگامی که با یک نبرد روبرو می شوید، یک تیپ شخصیتی ESFP ممکن است هر کاری را در حد توان خود انجام دهد تا از این موقعیت جلوگیری کند.
چطور شخصیت خود را بسازیم؟ (10 روش موثر)
به این ترتیب، ESFP ها می توانند به راحتی دچار مشکل شوند. برای آن ها سرگرمی و خود جوشی بیشتر از عقلانیت جذاب است.
ESFP ها شاید تمرکز نداشته باشند، زیرا کاری انجام نمی دهند که به تعهد طولانی مدت نیاز داشته باشد. به عنوان مثال، برخی از تیپ های شخصیتی ESFP شاید در روابط دچار مشکل شوند، زیرا زمانی که سرگرمی و هیجان از بین رفت، احساس می کنند مجبورند به سمت هیجان بعدی حرکت کنند.
مشاوره چگونه می تواند به ESFP ها کمک کند؟
افرادی که دارای تیپ های شخصیتی ESFP هستند شاید بخواهند به ویژگی های ضعیف تر خود توجه کنند تا زندگی متعادل تری داشته باشند. به اشتراک گذاشتن تیپ شخصیتی خود با مشاور بینش بیشتری در مورد زمینه هایی که ممکن است به طور طبیعی برای شما چالش برانگیز باشد به آن ها می دهد. یکی از این زمینه ها حل تعارض است زیرا ESFP ها تمایل دارند از تعارض اجتناب کنند، که در روابط اجتناب ناپذیر است. مهارت دیگری که یک مشاور حرفه ای می تواند به توسعه آن کمک کند، تعیین هدف و تفکر از طریق تصمیم گیری برای بحث در مورد نتایج بالقوه است. این به طور طبیعی برای ESFP ها نیست، زیرا ترجیح می دهند در لحظه زندگی کنند.
شخصیت ISFP چیست؟ 7 ویژگی اصلی و حقایق جالب
علاوه بر این، اگر درگیر شدن در رفتارهای مخاطره آمیز منجر به مشکلات جدی تری برایتان شده و بر روابطتان تأثیر گذاشته، یک درمانگر منبع ارزشمندی است که کمک می کند تا زندگی را به مسیر درست برگردانید. اگر به این فکر می کنید که هیجان از زندگی مشترک یا رابطه تان از بین رفته و رابطه دیگر شما را هیجان زده نمی کند، در نظر داشته باشید که این احساسات ممکن است با تیپ شخصیتی شما مرتبط باشد. یک درمانگر می تواند راهبرد هایی را برای بهبود رابطه پیشنهاد کند.
در حالی که ESFP ها جلسات رو در رو را ترجیح می دهند اما از طریق کنفرانس ویدیویی نیز می توان مشاوره آنلاین فراهم کرد. در مشاوره آنلاین همچنان تعامل را خواهید داشت، با این راحتی که بتوانید به هر جایی و هر مشاوری که می خواهید، متصل شوید.
مشاوره آنلاین یک روش بسیار انعطاف پذیر و مقرون به صرفه برای اجرای استراتژی های رشد شخصی است که شخصیت را تکمیل می کند و سبک زندگی را بهبود می بخشد. اگر مسائل جدی تری را تجربه می کنید یا می خواهید انتخاب های مفید تری برای زندگی داشته باشید، جایی بهتر از ارتباط با یک مشاور مجاز نیست. این نکته را در نظر داشته باشید که مشاوره آنلاین به همان اندازه مشاوره حضوری مؤثر است.
روش تشخیص تیپ شخصیتی افراد از روی گفتار و رفتار (16 تیپ موجود)

بامزه باشیم

چگونه بامزه باشیم؟ (در 4 سناریو مختلف)

چگونه بامزه باشیم؟ (در 4 سناریو مختلف)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/03/word-image-49.jpeg

تقریبا هیچ چیزی نا امید کننده ‌تر از تماشای کسی نیست که می تواند دیگران را بخنداند؛ در حالی که شما فقط بایستید و به این فکر کنید که ای کاش من هم می توانستم! صرف نظر از این که برخی افراد ذاتا بامزه هستند، اما خبر خوب این است که تعریف چیز های خنده دار در لحظه، یک استعداد نیست بلکه یک مهارت است.
این بدان معناست که شوخ طبعی را مثل هر مهارتی می توان یاد گرفت و تقویت کرد تا توانایی لازم برای بذله گویی در پیام هایی که می فرستید، سر یک قرار، سر کار یا حتی روی صحنه به عنوان یک استندآپ کمدین یا بداهه گو را به دست بیاورید (البته شما نیازی به حفظ هزاران جوک ندارید، بنابراین لازم نیست نگران باشید.)
حتما بخوانید: شخصیت کاریزماتیک چیست؟ با این 18 روش جدید کاملا کاریزماتیک شوید
وقتی نوبت به یادگیری شیوه خنداندن مردم می رسد ، نکات، ترفند ها و حتی سناریو هایی وجود دارد که کارتان را راحت تر می کند. پس به خواندن این مقاله ادامه بدهید تا همه چیز هایی که لازم است در مورد گفتن داستان ‌ها و جوک ‌های خنده ‌دار بدانید تا بتوانید در کوتاه‌ مدت تبدیل به فردی بامزه در بین همکاران، دوستان و خانواده ‌تان شوید، دست تان بیاید.
چگونه بامزه باشیم؟
وقتی به افراد بامزه فکر می کنید، احتمالا اولین چیزی که به ذهن تان می رسد صحبت کردن آن ها است: به طور مثال کمدین مورد علاقه تان که یک برنامه استندآپ را در تلویزیون ارائه می کند ، یا بامزه ترین مرد در محل کارتان که با گفتن داستان های آخر هفته با همکارانش معرکه می گیرد. اما دو نکته مهم وجود دارد که معمولا از آن غافل هستیم.
اولین مورد این است که بامزه بودن بیشتر به گوش دادن است تا صحبت کردن. بامزه ترین افراد به محیط اطراف شان خوب دقت می کنند و به کوچک ترین و بی اهمیت ترین جزئیات حساس هستند. آن ها چیز هایی را می بینند که اکثر افراد راحت از کنارشان رد می شوند و با پرداختن یک کمدین به آن موضوع، تازه متوجهش می شوند.

اما درست مثل یک بازیکن پوکر که متوجه اشاره حریفش در آن سوی میز می شود، اما خودش را لو نمی دهد، شما هم لزوما نباید هر نکته طنزی که کشف کردید را همان جا مطرح کنید. راز بامزه بودن در مکالمات در انتخاب لحظه مناسب ، بررسی جزئیات و تعادل برقرار کردن بین گوش دادن و صحبت کردن است.
راز دوم و مرتبط این است که حتی بامزه ترین افراد هم همیشه خنده دار نیستند. اجرای مداوم یا حتی تماشای مداوم استنداپ یک نفر می تواند خسته کننده باشد. بنابراین، در بسیاری از مواقع، اگر احساس می ‌کنید جوک های خوب زیادی گفته اید اما دیگر حرفهای تان دارد بی مزه می شود، شاید لازم باشد برای چند لحظه به جمع و خودتان استراحت بدهید .
همه به چه چیز هایی می خندند؟
از نظر علمی، سه عامل اصلی که باعث خنده می شوند عبارتند از برتری تناقض و از بین بردن استرس. و از آن جایی که با گفتن مداوم جوکهای تان، غافلگیر کردن دیگران یا از بین بردن اضطراب شان بسیار سخت می شود، احتمالا بهتر است به نوعی از روش تشنه نگه داشتن مخاطب به سبک اینستاگرام برای جوکهای تان استفاده کنید.
چیزی که باید در خودتان پرورش بدهید این است که مطمئن باشید که همیشه بامزه هستید. خودتان؛ خودتان را تایید کنید تا لازم نباشد منتظر اطرافیان تان باشید، در این صورت از این که چقدر متفاوت از شما استقبال می شود؛ شگفت زده خواهید شد. مثلا به مدلی که یک کودک نوپا یک تلفن پلاستیکی را به یک بزرگسال می دهد فکر کنید. آن فرد بزرگسال از هر ده بار، نه بار تظاهر می‌ کند که به آن تلفن پاسخ می ‌دهد و حرف می ‌زند، درست است؟ حتی اگر کاملا بداند که هیچ کس آن جا نیست.

چرا ما این کار را انجام می دهیم؟ آیا به این دلیل است که بدرفتاری با بچه ها آسیب بزرگی به آن ها می زند؟ بله، این بخشی از آن است. اما جنبه مهم دیگر ایجاد اعتماد در کودک نسبت به این مسئله است که تلفن ها این طور کار می کنند. این اعتماد به نفس یک واقعیت مشترک را بین شما دو نفر برملا می کند و ریسک انجام کاری که ممکن است در موقعیتی دیگر احمقانه به نظر برسد را کاهش می دهد. کودکان و نوجوانان به طور یک سان اغلب در دنیای شان به این اعتقاد دارند که وقتی از شما می خواهند به آن ها بپیوندید، بدون فکر به آن ها جواب مثبت می دهید. یک کمدین بزرگ همین قدر به خودش اعتماد دارد و به همین طریق مردم را جذب می کند.
با این که بچه ‌ها به این دلیل که بهتر از یک حیوان خانگی احساسات شان را نشان می دهند، واقعا تماشاگران خوبی برای تمرین هستند اما احتمالا شما بیشتر مایلید برای بزرگسالان بامزه به نظر برسید. پس در مرحله بعد، از موقعیت ‌های خاصی که احتمالا به شوخی ختم می شوند، استفاده کنید.
حتما بخوانید: روش استفاده از قانون جذب برای دوستی، ثروت و موفقیت
چه طور به صورت رو در رو بامزه باشیم؟
گاهی پیش می آید که شما در جمعی از افراد هستید و به این فکر می کنید که چطور آن ها را بخندانید. اول از همه خبر بد این که اگر این فکر در مغزتان وجود دارد، احتمالا قبلا بسیاری از مکالمه ها را از دست داده اید، بنابراین وظیفه اولیه شما این است که این فکر را از سرتان بیرون کنید. توجه داشته باشید که چه کسانی در گروه دیگران را می خندانند و خودتان را به چالش بکشید تا بفهمید دقیقا چه چیزی در مورد آن ها بامزه است.
آیا آن ها شوخ اند؟ با طعنه حرف می زنند؟ بذله گو هستند؟ جلف اند؟ چرت و پرت می گویند ؟ از تخریب خودشان برای خنداندن استفاده می کنند؟ همان طور که می بینید روش های مختلفی برای بامزه بودن وجود دارد، و فهمیدن این که دیگران کجای آن طیف قرار می‌گیرند به شما کمک می‌کند تا سبک و جایگاه تان را پیدا کنید.

اگر فرد بامزه ای نمی‌ شناسید، می ‌توانید همین فاکتور ها و ویژگی ها را در برنامه‌ های تلویزیونی خنده‌ دار، فیلم ‌ها، پادکست ‌ها، برنامه ‌های ویژه استندآپ یا نمایش‌ های کمدی زیر نظر بگیرید و تمرین کنید. هر زمان به چیزی می خندید، آن را یادداشت کنید و از خودتان بپرسید چرا.
بعد از مدتی، در هر موقعیتی به خوبی متوجه چیز های خنده دار خواهید شد و به همین ترتیب، مهارت مشاهده و درک تان را تقویت کرده اید. حالا فقط باید از آن فاکتور ها استفاده کنید. به عناصر کمدی فکر کنید که فقط مناسب تعریف و اجرا به صورت حضوری هستند، یعنی چیزهایی مثل حالات چهره، کمدی فیزیکی، صدا های خنده دار، و قرینه پردازی. این مورد آخر یعنی پرداختن به یک چیز در حالی که به وضوح منظور تان چیز دیگری است.
سناریو 1: خنده دار بودن در یک گروه
مثلا، اگر با گروهی ملاقات می کنید و می خواهید به خاطر دیر آمدن عذرخواهی کنید، ممکن است خیلی راحت بگویید: ” ببخشید دیر آمدم ” یا جبهه دفاعی بگیرید تا توجه ها از روی شما برداشته شود. اما گفتن جملاتی مثل موارد زیر احتمالا شما را به بامزه بودن ، نزدیک می کند:

خودتان را تخریب کنید: ” وای، من نمی توانم باور کنم که همه شما این قدر زیبا لباس پوشیدید که صبح یکشنبه بیرون بیایید و منتظر من باشید. ” (همراه با یک لبخند آرام و پشت سر هم پلک زدن).
جذاب و طنازانه بگویید : “همه چیز عالی پیش می رود و دقیقا همان طور که من برنامه ریزی کردم، اتفاق می افتد.” (به خاطر عجله نفس نفس می زنید و عرق از صورت تان می چکد، اما لبخند از لبان تان محو نمی شود. این یکی جواب می دهد!)
عجیب و ناگهانی نظر بدهید: ” باشد من تمام تلاشم را کردم، اما به نظر می رسد کمیته المپیک هنوز مُصر است که بازی ها در تابستان امسال در توکیو انجام شود. برنامه شما ها چیست؟” (خون سرد بنشینید انگار نمی دانید همه نگران چه چیزی هستند.)

قرار نیست همه این موارد روی دوستان تان جواب بدهند، اما حداقل می تواند خلاقیت‌ های شما را به جریان بیندازند. برای گرفتن خنده در لحظاتی که همه نگاه ها به شماست، سعی کنید جزئیاتی را بر اساس این فرمول اضافه کنید:
(مشاهده و درک موقعیت) + (شوخی طنازانه با خودتان) + (برانگیختن عاطفه و احساس)
اگر این فرمول به خوبی پیش رفت، در حالی که منتظر فرصت بعدی برای ابراز خودتان هستید، استراحت کنید. استفاده از هر چیزی برای به زور خنداندن جمع ممکن است شوخی های تان را تا مرز بی مزگی ببرد.
حتما بخوانید: چگونه ارتباط اجتماعی برقرار کنیم؟ (3 روش داشتن ارتباطات قوی)
چه طور هنگام پیام دادن؛ بامزه باشیم ؟
بامزه بودن هنگام فرستادن یک پیام متنی می ‌تواند چالش ‌برانگیز باشد، زیرا باید آن چیزی که می خواهید به طنز نشان بدهید را تایپ کنید، اما از طرفی هم حرف زدن با تکست و به صورت تایپی زمان بیشتری برای ایجاد یک واکنش طنازانه به شما می ‌دهد.
فقط مطمئن شوید که فکر کردن برای پاسخ به پیام وسواس گونه و طولانی نمی شود و به پاسخ های طرف مقابل تان خیلی نگاه انتقادی نمی کنید. ممکن است وسوسه شوید و به اشتباهات اشاره کنید یا کمی تند بروید. اما در کل، معمولا مسخره کردن خودتان از دیگران خنده دارتر است.

ارسال پیام فرصتی عالی برای امتحان کردن آثار کمدی کلاسیک مثل قانون سه نفره و شوخی زبانی (نوعی طنز که با گویش ها به روش‌های سرگرم‌کننده و شگفت ‌انگیزی شوخی می شود ) است. این بازی می تواند به معنای تعویض کلمات یا عبارات برای ایجاد جناس یا عبارات خاص خودتان باشد.
سناریو 2: اشتراک گذاری اطلاعات از طریق متن
استفاده از استعاره برای این چالش عالی است، زیرا به شما امکان می دهد دو چیز را که یا به هم می آیند یا نمی آیند را مقایسه کنید. مثلا ، “من به اندازه یک زنبور مشغول بوده ام” در مقایسه با “خوب مورین، من در طول روز به اندازه یک شیر باغ وحش مشغول بوده ام.”
(استعاره) + (صفت) + (اسم منطبق یا غیر منطبق)
به دلایلی همیشه خنده دارتر است که یک صفت قبل از اسم تان بیاورید، مثل گفتن “آیا می توانیم ارابه جذاب تان را ببریم؟” به جای ” اشکالی ندارد من پشت فرمان بنشینم؟ “.
حتما بخوانید: چطور در چت جذاب باشیم و دلبری کنیم
همچنین، به یاد داشته باشید که هنگام ارسال پیام، شما بر نحوه خواندن کلمات شما توسط گیرنده کنترل دارید. شما می توانید پیام را به خطوط مختلف تقسیم کنید یا حتی یک جمله را کلمه به کلمه بفرستید تا قبل از این که کامل مشخص شود، کشش و استرس ایجاد کند.
چه طور در محل کار بامزه باشیم؟
همان طور که ممکن است متوجه شده باشید، شخصی که می خواهد بامزه ترین فرد در دفتر کار باشد، در واقع همیشه بامزه ترین فرد نیست. بنابراین کار و وظایف کاری فرصتی ایده آل برای تقویت یک مهارت کمدی دیگر یعنی خواندن افکار دیگران است.
آیا بدن افراد به سمت شما چرخانده شده است، لبخند بر روی صورت شان نشسته و حالت آرامی دارند؟ این یعنی مخاطب آماده است. ابرو های درهم ، هدفون توی گوش، برگشتن صورت به سمت صفحه ‌نمایش و در های بسته دفتر برعکس این موضوع هستند و به خوبی نشان می دهند همکار های شما نمی‌ خواهند در کارشان وقفه ایجاد شود.

از آن جایی که طیف های گسترده ای از افراد سر کار هستند و کار می کنند، این محیط ها همیشه بهترین مکان برای کار بر روی طنز انفعالی که به شوخی مشتاقانه بین دو یا چند شرکت کننده فعال نیاز دارد، نیستند . وقتی صحبت از نحوه شیوه تبدیل شدن به یک فرد بامزه در دفتر می شود، به جای آن روی شوخی های خودساخته ای مثل جوک ها یا داستان هایی که بر اساس مشاهدات سریع ساخته می شود، تمرکز کنید. سریع کلمه کلیدی است که یعنی به یک چیز اشاره کنید و زود از آن مبحث خارج شوید.
حتما بخوانید: هنر خوب صحبت کردن با افراد مختلف: نکات بسیار مهم و کاربردی
سناریو 3: بامزه بودن در محل کار
به طور کلی، بامزه بودن به معنای این است که با دل و جرأت پیش بروید ، اما محل کار موقعیتی است که در آن بد نیست خودتان را اصلاح کنید. کلمات و مکث های اضافی که در طی آن همکاران شما ممکن است خسته شوند و به پشت میزهای شان برگردند را حذف کنید، و خجالت نکشید. هر چیزی که طرف تان را در مورد هر چیزی می گویید یا اجرا می کنید بخنداند، مطمئن باشید که برنده است.
همچنین یادتان باشد که سکوت فاکتور طلایی است. به خصوص در اوایل مسیر کمدی تان. سعی کنید فقط یک نفر را یک بار در روز بخندانید، حتی اگر به معنای از دست دادن فرصت‌های شوخی عالی باشد. فقط توجه به آن موقعیت ها باعث می شود قدرت شوخ طبعی تان روز به روز بیشتر شود . به این ترتیب، همکاران تان به جای این که چشمان شان را بچرخانید، بیشتر از شما شوخی می خواهند. سلام و احوال پرسی اول صبح، سوال در مورد آخر هفته، یا سوالاتی در مورد برنامه های آینده فرصت های خوبی برای شروع هستند.

(من می‌ توانم برنامه ‌های آخر هفته ‌ام را به شما بگویم، اما نمی ‌خواهم ریا شود…) + (توصیف یک چیز عادی و پیش پا افتاده که برای آخر هفته برنامه ‌ریزی کرده ‌اید)
(من امروز بیشترین بازدهی کاری را داشتم. . .”) + (حکایتی طنز درباره چیزی که آن روز شما را از کار منحرف کرده است)

لحظه خنده ‌داری که متوجهش شده ‌اید را در ذهن بسپارید تا بعدا آن را مطرح کنید. بعضی از لحظات خنده دار بمانند برای دفعه بعد، بهتر است. چیزی که وقتی برای اولین بار باعث خنده شما شده می تواند ارزش استفاده برای گرفتن خنده کامل از حضار در دورهمی های بعدی را داشته باشد.
چه طور سر قرار بامزه باشیم؟
در نهایت، اینجا جایی است که ما واقعا می ‌توانیم از فرصت استفاده کنیم، زیرا هیچ چیز جذاب ‌تر از شوخی با یک غریبه نیست. (و هیچ چیز بدتر از این نیست که طرف مقابل تان به هیچ وجه به هیچ کدام از حرفهای تان گوش ندهد زیرا فکر می کند شوخی های خودش جذابترند). بنابراین به خودتان لطف کنید و نتایج جستجویی که در مورد ” چه طور برای دختران بامزه باشیم ” در گوگل بالا آمده را نادیده بگیرید.
همان طور که در تعاملات کاری شما استاندارد را تعیین می کنید، در این جا هم سعی کنید اول با هدف گیرا بودن وارد قرار شوید. صادق و راستگو باشید و احساس نکنید که باید چیز هایی را بگویید که دیگران دوست دارند بشنوند زیرا در روابط عاشقانه و دوستانه ممکن است نشان دهنده صادق نبودن شما باشد. اگر بتوانید از آن قوانین پیروی کنید، خود به خود بامزگی تان خودش را نشان می دهد.
حتما بخوانید: 20 مهارت اجتماعی کاربردی برای اینکه دوست داشتنی باشیم
برای سهولت در این کار، سعی کنید به چیز های خنده‌ داری که طرف تان می‌ گوید، بخندید. وقتی شما به حرف های بامزه می خندید یعنی حس شوخ طبعی دارید و به همان اندازه هم می توانید بخندانید. آماده بودن شنونده بخشی از بده بستان در یک مکالمه خنده دار است، بنابراین از خنده خودتان و قانون “بله، و…” در کمدی بداهه استفاده کنید تا نشان دهید که نکته طنز آخرین چیزی که قبل از شروع صحبت تان گفته شد را درک کرده اید.
سناریو 4: بامزه بودن سر قرار
هدف شما سر قرار، باید پیدا کردن نکات خنده‌داری با طرف مقابل تان باشد، بنابراین در حالی که سعی می ‌کنید با هم شوخی کنید، سعی کنید جملاتی که با ” یا “، ” اما ” یا ” نه ” شروع می‌ شوند را به کار نبرید. در عوض، به دنبال فرصتی برای گفتن ” بله، و ” و ادامه صحبت باشید.
اگر طرف شما به یک توله سگ در بیرون اشاره می کند، رویش نامی که فکر می کنید مناسب است را بگذارید. اگر این روند به خوبی پیش برود، می توانید با هم برای این سگ یک زندگی خیالی بسازید. اگر شما نام “هوراس” را به زبان بیاورید و شریک تان “شرلوک” را پیشنهاد داد، ایده خودتان را کنار بگذارید و بر روی ایده او تمرکز و از جملاتی مثل موارد زیر استفاده کنید:

” شرلوک، آره ! من فقط می توانم او را در حال کشیدن پیپ تصور کنم.”
” شرلوک، من خیلی دوستش دارم ! بیایید ببینیم کدام یک از سگ ‌هایی که رد می شوند می توانند در نقش واتسون باشند.”
“شرلوک عالی است، برایم سوال است که الان دارد چه معما هایی را حل می کند.”

هر سه این جواب ها باعث می شود به جای این که بحث جدیدی را باز کنید، از شریک تان دعوت شود تا چیز هایی که گفته اید را ادامه بدهد. و اگر خوب دقت کنید، همیشه می ‌توانید یکی از این سوژه هایی که درست کرده اید را بهانه ای برای تماس بعد از ظهر قرار دهید. این کار باعث خنداندن معشوقه تان می شود و به او اطمینان می دهد که شما شنونده خوبی برای او هستید.
مرتبط و عالی: چگونه یک آدم باحال باشیم؟ (3 گام ضروری)

شخصیت

شخصیت ISFP چیست؟ 7 ویژگی اصلی و حقایق جالب

شخصیت ISFP چیست؟ 7 ویژگی اصلی و حقایق جالب
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2022/03/word-image-18.jpeg

افراد ISFP، حامیان مهربانی هستند که در لحظه حال زندگی می کنند و از محیط اطراف شان با اشتیاقی کنترل شده و آرام لذت می برند. آن ها منعطف و خود جوش هستند و دوست دارند با جریان حرکت کنند تا از آن چه زندگی به آن ها می دهد، لذت ببرند.ISFP ها ساکت و بی ادعا هستند و ممکن است شناختن آن ها سخت باشد. با این حال، برای کسانی که آن ها را به خوبی می شناسند افرادی خون گرم و صمیمی هستند و مشتاق اند تجربیات زندگی شان را با دیگران به اشتراک بگذارند.
ISFP ها حس زیبایی شناسی قوی دارند و زیبایی را در محیط اطراف شان جستجو می کنند. آن ها به تجربه حسی عادت دارند و اغلب از استعداد طبیعی در زمینه هنر برخوردارند.ISFP ها مخصوصا در دستکاری اشیاء عالی هستند و می توانند از ابزار های خلاقانه ای مثل قلم مو ها و چاقو های مجسمه ساز با تسلط فراوان استفاده کنند.
ISFP مخفف چیست؟
ISFP مخففی است که برای توصیف یکی از شانزده تیپ شخصیتی به وجود آمده توسط کاترین بریگز و ایزابل مایرز به کار برده می شود. این عبارت مخفف عبارتIntroverted, Sensing, Feeling, Perceiving است. ISFP فردی را نشان می ‌دهد که با وقت گذراندن در خلوت خودش انرژی می‌گیرد و به نوعی درونگرا یا Introverted است. او بر واقعیت‌ ها و جزئیات به جای ایده‌ ها و مفاهیم تمرکز می ‌کند (یعنی همان Sensing یا حس کردن)، بر اساس احساسات و ارزش ‌ها تصمیم می‌ گیرد (یعنی Feeling) و ترجیح می ‌دهد خود جوش و انعطاف‌ پذیر باشد تا این که با برنامه ریزی و سازماندهی شده عمل کند (که همان Perceiving‌ را می رساند ). ISFP ها به دلیل حساسیت ذاتی و علاقه شان به تجربه کار های زیبایی شناختی، گاهی اوقات به عنوان شخصیت های آهنگ ساز شناخته می شوند.
چطور شخصیت خود را بسازیم؟ (10 روش موثر)
ارزش ها و انگیزه های ISFP
ISFPها معمولا مدارا می کنند و قضاوت نمی کنند، اما عمیقا به دیگران و دلایلی که برای شان مهم است، وفادار هستند. آن ها سعی می کنند افراد دیگر را بپذیرند و از آن ها حمایت کنند ، اما در نهایت طبق ارزش های اصلی خودشان هدایت می شوند. آن ها معمولا به دنبال راه هایی برای سازگاری هستند و ممکن است در برخورد با افرادی که مایل به انجام همین کار نیستند ، مشکل داشته باشند.
ISFPها معمولا متواضع هستند و ممکن است خودشان را دست کم بگیرند. آن ها معمولا دوست ندارند در کانون توجه قرار بگیرند، در عوض ترجیح می دهند نقشی حمایتی داشته باشند و در صورت امکان از برنامه ریزی و سازماندهی اجتناب می کنند. آن ها حساس و پاسخگو هستند و برای کاری که باید انجام شود وارد عمل می شوند و از این که حس کنند برای دیگران مفید هستند، لذت می برند.
جنبه های تاریک شخصیت تان را بشناسید (بر اساس خصوصیات تان)
دیگران چطور ISFP ها را می بینند؟
شناساییISFP ها به دلیل تمایل آن ها به ابراز خودشان از طریق عمل به جای حرف زدن ممکن است دشوار باشد. آن ها ممکن است در ابتدا کناره گیر یا سرد به نظر برسند ، اما اگر از نزدیک آن ها را زیر نظر بگیرید، می توانید شاهد توجه شان در کار های متفکرانه ای که برای دیگران انجام می دهند، باشید. آن ها به دقت نیاز های عملی افراد دیگر را مدنظر قرار می دهند و اغلب آرام و بی ادعا درست در لحظه ای که نیاز است وارد عمل می شوند.ISFP ها ترجیح می دهند نقشی حمایتی داشته باشند و به ندرت مدعی یا خواستار توجه هستند. آن ها معمولا صبور و در خدمت دیگران هستند.

ISFP ها معمولا حساسیت های هنری دقیقی دارند. آن ها نسبت به رنگ ، بافت و تن حساس هستند و اغلب حس ذاتی شان به آن ها می گوید چه چیزی از نظر زیبایی شناسی بهتر و جذاب تر است. وقتی صحبت از چیدمان هنری چیزی به میان می ‌آید، آن ‌ها معمولا استعداد ذاتی دارند و از حس و انرژی گرفتن از محیط اطراف شان لذت می ‌برند.ISFP ها بیشتر بر تجربیاتی که در لحظه حال کسب می کنند، تمرکز دارند. به ندرت جاه طلب هستند و در عوض ترجیح می دهند از چیز های ساده زندگی مثل دوستان، خانواده و خوشی های حسی مثل غذا، موسیقی و هنر لذت ببرند.
تیپ شخصیتی ISFP چقدر نادر است؟
ISFP چهارمین تیپ شخصیتی رایج در انسان ها است . ISFP ها معمولا:

9 درصد از جمعیت کل
10 درصد از زنان
8 درصد از مردان

را تشکیل می دهند.
عوامل موثر در شکل گیری شخصیت، انواع و خصوصیات شخصیتی
ISFPهای معروف
ISFP های معروف عبارتند از چر، باربرا استرایسند ، فریدا کالو ، ژاکلین کندی اوناسیس، باب دیلن، ولفگانگ آمادئوس موتسارت ، جیمی هندریکس، ریحانا و مایکل جکسون.
حقایق جالب در موردISFP ها

از نظر معیار های ویژگی های شخصیتی ، در دسته افرادی طبقه بندی می شوند که خیلی چیزی را سخت نمی گیرند.
جز افرادی هستند که احتمال ابتلا به بیماری قلبی و فشار خون در آن ها بسیار زیاد است.
در دانشگاه، جز افرادی هستند که خیلی ادعایی ندارند و اظهار نظر قطعی نمی کنند.
جز افرادی هستند که احتمال ماندن شان در دانشگاه بسیار کم است.
جز افرادی هستند که بیشترین استرس را در رابطه با امور مالی و فرزندان شان دارند.
محیط کاری را دوست دارند که امنیت، دستورالعمل ‌های واضح و ساده در آن حاکم است و توقعی برای ساعات کار اضافی وجود ندارد.
کم تر در بین دانشجویان MBA و صاحبان مشاغل کوچک دیده می شوند .
معمولا در مشاغل مراقبت های بهداشتی ، تجارت و اجرای قانون حضور دارند.

بسیار جالب: رایج ترین تیپ های شخصیتی انسان ها کدامند؟
سرگرمی ها و علایقISFP ها
سرگرمی های محبوب ISFPها معمولا کار هایی هستند که از مهارت های فیزیکی یا هنری شان در آن ها استفاده می کنند، مثلا ورزش های مستقل مثل اسکی یا شنا، رقص ، و پروژه های صنایع دستی.ISFP ها همچنین از حضور در گروه های دوستانه و خودمانی و کاوش در هنر و طبیعت لذت می برند.