در حال دوست یابی

چرا آشنایی اینترنتی آقایان به دوستی منجر نمی شود؟ و راه حل

چرا آشنایی اینترنتی آقایان به دوستی منجر نمی شود؟ و راه حل
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/05/word-image-72.jpeg

از اینکه نمی توانید در آشنایی های اینترنتی خود به نتیجه ای برسید متعجب هستید؟ یه طور کلی دلیل این مسئله کمبود تلاش نیست. شما هر هفته ساعت های بی شماری را صرف کلیک کردن روی پروفایل ها و ارسال پیام برای زنان جذاب در سایت ها و برنامه های دوست یابی می کنید.
البته هر از چند گاهی هم پاسخی دریافت می کنید، اما به ندرت می توانید با کسی قرار بگذارید.
ممکن است بدلیل استفاده بیش از حد از Tinder و یا هر برنامه دوست یابی دیگری خسته شده باشید.
آیا بهتر نیست از خود زنان بپرسید مشکل کار کجاست؟
نگران نباشید – شما تنها نیستید. بسیاری از آقایان احساس می کنند سایت های دوست یابی برای آنها مفید نیستند.
یک سوم آقایانی که سایت ها و برنامه های دوست یابی آنلاین را امتحان می کنند هرگز هیچ قرار ملاقاتی نمی گذرانند. حتی با وجود صرف 5.2 ساعت در هفته برای مشاهده پروفایل ها و 6.7 ساعت دیگر برای ارسال پیام .
نکات زیبایی و خوشتیپی مردان (16 ترفند ساده ولی موثر)
یعنی در مجموع 12 ساعت در هفته، همه این تلاش ها در نهایت به قرار ملاقاتی منجر می شود که تقریبا 1.8 ساعت به طول می انجامد.
دوست یابی مدرن نه تنها طاقت فرسا است بلکه یک کار نیمه وقت است!
چرا دوست یابی آنلاین برای بسیاری از آقایان به نتیجه نمی رسد?
1- مردان بیشتر از زنان هستند، بنابراین آمار به نفع آنها نیست.
2- الگوریتم های مچ شدن کارآمد نیستند.
3- شما دارید اشتباه می کنید.
ترکیبی از این دلایل احتمالا منبع ناامیدی شما است، بنابراین اجازه دهید نگاهی دقیق به هر یک از آنها بیندازیم.
مشکل شماره 1: تعداد زیادی از مردان با هم رقابت می کنند.
در بیشتر سایت ها و برنامه های دوست یابی مردان بیشتر از زنان هستند، به این معنی که زنان جذاب با پیام ها بمباران می شوند. رقابت شدید است.
مشکل شماره 2: مچ شدن ها معیار مشخصی ندارد.
الگوریتم های مچ شدن درست کار نمی کنند زیرا معمولا به اطلاعاتی متکی هستند که در اینترنت قابل اندازه گیری هستند، مانند ویژگی های رفتاری و باورهای معمول. اما مسائلی مانند شیمی در یک سایت دوست یابی چگونه ارزیابی می شوند؟
تعامل رو در رو تنها راهی است که می تواند بین شما شیمی ایجاد کند.
چگونه پسر/مردی جذاب به نظر برسیم؟
بعلاوه ، پیش بینی سازگاری در روابط طولانی مدت تقریبا غیرممکن است زیرا موفقیت تا حدی به نحوه برخورد یک زوج با مشکلات بزرگ و کوچک بستگی دارد.
مشکل شماره 3: تلاش زیاد به معنی داشتن یک استراتژی مناسب نیست.
اگر یک برنامه درست و حسابی نداشته باشید، احتمالا دچار اشتباه خواهید شد. حتی کوچکترین اشتباه ممکن است شانس شما را از بین ببرد و باعث اشتباهات بعدی شود.
هر چقدر یک زن زیباتر باشد، پیام های بیشتری دریافت می کند – و حق انتخاب بیشتری دارد.
او وقت ندارد تا با همه صحبت کند، بنابراین مجبور می شود در مورد اینکه با چه کسی وارد گفتگو شود تصمیمات لحظه ای اتخاذ کند.
در حقیقت، برخی مطالعات نشان داده اند که میزان پاسخگویی متوسط زنان کمتر از 20٪ است. این بدان معناست که اگر کوچکترین دلیلی برای نادیده گرفتن شما داشته باشند، چنین خواهند کرد.
به همین دلیل است که هرگز نمی توانید زنانی را که واقعا می خواهید ملاقات کنید، جذب کنید.
بنابراین این سه مشکل اصلی شما هستند. در ادامه راه حل های آنها را توضیح خواهیم داد.
اما قبل از آن، اجازه دهید اطمینان حاصل کنیم که شما یکی از اشتباهات معمول در دوست یابی آنلاین را مرتکب نشده اید.
4 اشتباه بزرگ در دوستیابی آنلاین ( که احتمالا مرتکب می شوید)
اشتباه شماره 1: عدم داشتن نگرش درست درباره عکس پروفایل.

لایک کردن اغلب یک تصمیم گیری لحظه ای است.
اگر عکس اصلی شما تاثیر مثبتی روی طرف مقابل ایجاد نکند، احتمالا پروفیل شما را بررسی نخواهد کرد.
اشتباه شماره 2: استفاده از نام کاربری نامناسب.

در Plenty Of Fish (POF) ، یکی از محبوب ترین سایت های دوست یابی رایگان، نام کاربری در قسمت های مختلف دیده می شود. به ویژه در نتایج جستجو و صندوق پیام ها. بنابراین اگر این نام به اندازه کافی جذاب و فریبنده نباشد، شانس زیادی نخواهید داشت.
اشتباه شماره 3: عدم تکمیل کردن پروفایل.

خانم ها معمولا بدنبال اطمینان خاطر از این هستند که شما قرارهای آنلاین را جدی می گیرید.
بنابراین وقت خود را صرف پاسخ دادن به کسی که حتی پروفایل خود را کامل نکرده است نمی کنند.
اشتباه شماره 4: ارسال پیام های کسل کننده.

زنان جذاب با پیام های مردانی مانند شما در سایت ها و برنامه های دوست یابی بمباران می شوند.
اگر بخواهید برای شروع صحبت از پیام های کسل کننده استفاده کنید، به احتمال زیاد پاسخی دریافت نخواهید کرد.
خبر خوب این است که استقامت در نهایت نتیجه می دهد و خبر بد این است که یک فرد عادی برای دریافت یک پاسخ باید 114 پیام ارسال کند.
چطور باکلاس باشیم؟ (23 عادت که مردان باکلاس دارند)
بنابراین شما باید زمان زیادی را برای ارسال پیام به طرف مقابل اختصاص دهید تا بتوانید فرصتی برای شروع یک چت که منجر به ملاقات حضوری می شود، داشته باشید.
اگر معمولا پاسخی دریافت نمی کنید احتمالا حداقل یکی از اشتباهات فوق را مرتکب شده اید. بنابراین توصیه می شود در فرستادن پیام استقامت به خرج دهید.
اجازه دهید در ادامه درباره راه حل ها صحبت کنیم
اساسا تنها کاری که پسری مثل شما باید انجام دهد این است که توجه طرف مقابل را با مشخصات و پیام های خود جلب کند. سپس در کمترین زمان ممکن او را متقاعد کند تا با او ملاقات داشته باشد.
توجه داشته باشید که این کار آسانی نیست.
اگر ماشین شما به ترمز جدیدی احتیاج داشته باشد، می توانید یک ویدیو آموزشی در این زمینه در YouTube تماشا کنید. سپس خودتان این کار را انجام دهید.
اما قطعا بهتر است که از یک متخصص کمک بگیرید.
دوست یابی مدرن هم تفاوتی ندارد. یک متخصص دوست یابی می تواند این کار سخت را برای شما انجام دهد.
موفقیت در دوستیابی آنلاین مانند موفقیت در هر کاری است – و به تمرین و تلاش نیاز دارد. تلاشی که ممکن است بسیاری از مردان از پس آن برنیایند.
روش لباس پوشیدن متناسب با شکل و فرم بدن
در نوشتن پروفایل، انتخاب عکس و پیام هایی که ارسال می کنید هدف خود را از حضور در آن سایت به خاطر داشته باشید. چیزی که شما بدنبال آن هستید دیدار حضوری با زن مورد علاقه تان است.
بنابراین این راه حل شماره 1 است: از یک متخصص دوست یابی آنلاین کمک بگیرید.
راه حل شماره 2 برای کسانی است که بدشان نمی آید 12 ساعت در هفته را در سایت ها و برنامه های دوست یابی صرف کنند: زمانی که صرف این سایت ها می کنید را به حداقل و تعداد قرارها را به حداکثر برسانید.
در زیر نحوه تحقق این هدف را در 5 مرحله بررسی خواهیم کرد. برای یادداشت برداری آماده شوید…
مرحله شماره 1: شرایط خود را در نظر بگیرید
اگر می خواهید در وقت و انرژی صرفه جویی کنید، تلاش خود را روی سایت ها و برنامه هایی بگذارید که متناسب با شرایط شما هستند.
در زیر فهرستی از بهترین وب سایت ها و برنامه های دوست یابی را مشاهده می کنید:

امتیاز کاربران (1-10): 2
Tinder محبوب ترین برنامه دوست یابی در ایالات متحده است و به جوانترها پیشنهاد می شود.
اگر زیر 25 سال هستید، باید از آن استفاده کنید. البته این برنامه برای 30 و 40 هم مناسب است و ارزش دانلود را دارد.
چه در شهرهای بزرگتر و چه در مناطق دورافتاده می توانید از آن استفاده کنید.

امتیاز کاربران (1-10): 8
Match.com یکی از شناخته شده ترین نام ها در دوستیابی آنلاین است و کاربران زیادی برای اثبات آن دارد.
این سایت پولی است، اما این هزینه اشتراک ماهیانه باعث می شود پروفایل های فیک حذف شوند.
بیشتر خانم های حاضر در این برنامه به طور جدی بدنبال این هستند که با کسی ملاقات کنند، بنابراین جای خوبی برای گذران وقت شما خواهد بود.

امتیاز کاربران (1-10): 6
Bumble نیز مانندTinder ، یک برنامه مبتنی بر لایک است.
اما یک ویژگی منحصر به فرد دارد- فقط زنان می توانند برای برقراری تماس پیش قدم شوند. برای جلب توجه و لایک گرفتن به عکس های قوی احتیاج دارید.
اگرچه تعداد اعضای این سایت به اندازه Tinder نیست، اما دومین برنامه محبوب دوست یابی در ایالات متحده است. اگر بدنبال رابطه جدی هستید آن را امتحان کنید.

امتیاز کاربران (1-10): 9
Hinge یکی از سریعترین برنامه ها در مجموعه دوستیابی Match Group است و هدف اصلی آن کاربرانی است که به دنبال روابط جدی هستند.
این برنامه دوست یابی محبوب طیف وسیعی از سنین مختلف را در بر می گیرد و یک برنامه خوب است که می توانید آن را در ترکیب با Tinder یا Bumble امتحان کنید.

امتیاز کاربران (1-10): 6
CMB برای تیپ های مختلف مناسب است.
مردان 21 مچ در روز می گیرند، در حالی که برنامه مردان را در گروه های 5 نفری یا بیشتر به زنان معرفی می کند.
اگرچه این برنامه به اندازه برخی دیگر از برنامه های دوست یابی موجود در این لیست محبوب نیست، اما می توانید استفاده از آن را در کنار Bumble، Tinder یا Hinge در نظر بگیرید.

امتیاز کاربران (1-10): 5
Plenty Of Fish (POF)، یک سایت دوست یابی رایگان است، بنابراین با توجه به تعداد زیاد کاربران ارزش امتحان شدن را دارد.
اما باید وقت بیشتری را برای تکمیل پروفایل خود صرف کنید – زیرا پروسه مچ شدن در سایت های رایگان به اندازه سایت های پولی مانند Match.com ، دقیق و اصولی نیست.
این برنامه در بین کاربران در گروه های سنی مختلف محبوب است.
آیا سایت ها و برنامه های دوست یابی خاص مفید هستند؟
ممکن است بتوانید در سایت هایی مانندElite Singles ، Christian Mingle یا Single Parent Meet با افراد بسیار مناسبی ملاقات کنید.
با این حال باید به خاطر داشته باشید که این سایت ها به اندازه سایت های اصلی محبوب نیستند و تعداد کاربران آنها نیز بسیار کمتر است.
به عبارت دیگر، ممکن است یک شخص ایده آل را پیدا کنید، اما نه در کوتاه مدت.
اگر در یکی از این سایت ها پروفایل ایجاد کرده اید، بهتر است به طور همزمان این کار را در یک پلتفرم بزرگتر و محبوب تر نیز انجام دهید.
مرحله شماره 2: تا آنجا که ممکن است از عکس های جذاب استفاده کنید
برداشت اول در دوستیابی آنلاین بسیار حائز اهمیت است. اگر در انتخاب عکس دقت نکنید، پیام های شما حتی قبل از اینکه روی ارسال ضربه بزنید محکوم به شکست خواهند بود.
عکس های جذاب باعث می شوند نظر دیگران را جلب کنید تا مشخصات شما را بررسی کرده و به پیام شما پاسخ دهند.
اما اگر چندان که باید جذاب نیستید، نگران نباشید. ظاهر فیزیکی همه چیز نیست.
مردان از چه نوع چهره زنانه خوششان می آید؟ زنان چطور؟
داشتن اعتماد به نفس، به ویژه در عکس اصلی شما ضروری است. تماس چشمی قوی نیز می تواند کمک کننده باشد.
سایر عکس های موجود در پروفایل شما نیز باید به همین منوال باشند.
به طرف مقابل نشان دهید مرد زندگی هستید: سقفی روی سرتان دارید، لباس های شیک به تن می کنید و منابع مالی لازم برای سفر و داشتن یک زندگی ایده آل را دارید. زندگی خود را در یک نگاهی اجمالی به او نشان دهید به گونه ای که مشتاق گذراندن وقت با شما شود.
تعداد عکس های پروفایل شما لازم نیست زیاد باشند
بسته به اینکه از کدام سایت یا برنامه استفاده می کنید، ممکن است فرصت بارگذاری بیش از 20 عکس را داشته باشید.
اما بهتر است در این کار زیاده روی نکنید.
3 تا 7 عکس اضافه کنید. در کمتر از 3 عکس نمی توانید خود را چنان که باید معرفی کنید و به نظر می رسد در بیش از 7 عکس نیز نمی توانید جذاب باشید.
تعداد عکس هایی که استفاده می کنید می تواند تأثیر زیادی در تعداد مچ های شما داشته باشد.
به عنوان مثال، استفاده از حداقل 3 عکس در Tinder در مقایسه با یک عکس شانس مچ شدن شما را شش برابر می کند.
Tinder یک ویژگی داخلی به نام Smart Photos دارد که به شما کمک می کند تعیین کنید کدام یک باید عکس اصلی شما باشد.
در سایت های همسریابی آنلاین مانند Match.com و OkCupid، بسیاری از زنان فقط به پسرانی که دارای عکس هستند توجه می کنند و اگر ندانند شما چه شکلی هستید، پیام شما را پاسخ نخواهند داد.
در انتخاب عکس های خود، موارد زیر را در نظر بگیرید:

عکس هایی که با دوربین حرفه ای (خوب) گرفته شده اند را انتخاب کنید. این باعث جذابیت بیشتر شما خواهد شد.
حداقل یک عکس تمام قد داشته باشید. احتمالا خود شما هم تمایل دارید عکس های تمام قد طرف مقابل را ببینید- او هم همین انتظار را دارد. استفاده از عکس های تمام قد شانس دریافت پاسخ را افزایش می دهد.
از عکس های گروهی استفاده نکنید (نهایتا یک عکس). مطالعات نشان داده است که اگر طرف مقابل نتواند حدس بزند چه کسی پیام را ارسال کرده است، آن را نادیده خواهد گرفت.
درباره عکس های خود از خانم ها نظر بخواهید. از نتهآنها بپرسید درباره آنها چه فکری می کنند؟

از موارد زیر پرهیز کنید:

از گرفتن عکس در آیینه حمام یا رخت کن پرهیز کنید، به خصوص اگر بدون لباس هستید. در یک نظرسنجی، تقریباً 33٪ از زنان گفته اند که که با پسری که سلفی بدون پیراهن منتشر می کند قرار نمی گذارند.

از فلش استفاده نکنید.
از قرار دادن عکس های جنسی، پرهیز کنید. اکثریت قریب به اتفاق خانم ها آنها را ناپسند می دانند.
از عکس های آتلیه ای استفاده کنید. عکس های حرفه ای می توانند ایده خوبی باشند، اما اگر به نظر برسد که برای عکاسی عکاس استخدام کرده اید، ممکن است طرف مقابل فکر کند می خواهید دیگران را تحت تأثیر قرار دهید. در عوض، از عکاس بخواهید در فضای بیرون از شما عکس برداری کند.

مرحله شماره 3: یک پروفایل جذاب درست کنید
اگر می خواهید بهترین زنان موجود در سایت را پیدا کنید، به یک پروفایل درجه یک نیاز دارید.
سایت ها و برنامه های مختلف دوستیابی دارای قالب ها و فرمت های مختلف هستند. اما در مورد چگونگی نوشتن یک پروفایل خوب و جذاب، چند قانون طلایی وجود دارد که باید آنها را دنبال کنید:
شماره 1: اعتماد به نفس خود را نمایش دهید.
در مورد این موضوع در بخش عکس صحبت کردیم، همان قوانین در مورد پروفایل شما نیز صادق هستند.
تحقیقات نشان داده اند که زنان به طورغریزی به صفات خاصی مانند شجاعت، هوش و تمایل به ریسک پذیری کشش دارند.
اطمینان حاصل کنید که پروفایل شما نمایانگر این نوع ویژگی های شخصیتی است.
شماره 2: بجای نوشتن نشان دهید.
خواندن لیستی از صفت ها در بیو خسته کننده است.
خسته کننده بودن در دوستیابی آنلاین صفت خوبی تلقی نمی شود.
به جای نوشتن چیزی مانند “من ماجراجو، وفادار، شوخ و عاشق سفر هستم”. این موارد را به طرف مقابل نشان دهید.
برای مثال تجربه خود از غواصی را توصیف کنید. در این صورت علاوه بر تعریف یک داستان یادآور می شوید که اهل ورزش و خوش اندام هستید.
به این ترتیب نظر او را به خود جلب می کنید و باعث می شوید که بخواهد درباره شما بیشتر بداند.
شماره 3: همه چیز را به خودتان اختصاص ندهید.
پروفایل شما نباید صد در صد درباره شما باشد.
حدود 70٪ کافی است. 30٪ باقی مانده را به طرف مقابل اختصاص دهید.
در سایت هایی مانند Match و POF که پروفایل ها معمولا طولانی تر هستند، این فرمول 4 پاراگرافی رمز موفقیت خواده بود:

توجه او را با یک داستان جذاب یا حکایت جلب کنید.
شغل و حرفه خود را روشی جالب معرفی کنید.
چند مورد از سرگرمی ها، علایق و … خود را توصیف کنید.
به او بگویید دنبال چطور زنی هستید.

مرحله شماره 4: اطلاعات پروفایل خود را بهینه کنید
در دوستیابی آنلاین ممکن است پیچیده کردن حقیقت شانس شما را بیشتر کند.
هشدار– در مورد مسائل مهم صادق باشید، مثل وضعیت تاهل و شغل و حرفه.
به یاد داشته باشید هدف این است که او را در زندگی واقعی ملاقات کنید، و اگر آنچه به صورت آنلاین ارائه می دهید با آنچه در دیدار حضوری دیده می شود مطابقت نداشته باشد، احتمالا قرار ملاقات شما پایان خوشی نخواهد داشت.
اما جعل برخی واقعیت ها باعث می شود پروفایل شما بیشتر مورد توجه زنان قرار بگیرد:
شماره 1: سن شما.
محدوده سنی ایده آلی که خانم ها برای شریک زندکی خود در نظر می گیرند حدود 30-40 است.
بنابراین اگر 42 ساله باشید، در نتایج جستجوی آنها ظاهر نمی شوید.
و اگر پیامی برایشان بفرستید، ممکن است شما را به دلیل اینکه سن بالا هستید نادیده بگیرند. اشکالی ندارد اگر چند سال به خودتان تخفیف بدهید.
شماره 2: قد شما.
به طور متوسط ​، مردان حدود 5 سانتی متر به قد خود اضافه می کنند و یک مطالعه در انگلیس نشان داده که هرچه بلندتر باشید، پیام های بیشتری دریافت خواهید کرد.
در نظر داشته باشید که نباید در این کار اغراق کنید در غیر این صورت دچار دردسر خواهید شد.
شماره 3: وزن شما.
81٪ از افراد در مورد وزن خود دروغ می گویند.
کافی است از عددی استفاده کنید که با واقعیت تفاوت چندانی ندارد.
شماره 4: لوکیشن شما.
این یکی بیشتر مربوط به کاربرانی است که در شهرهای بزرگتر با محله های متعدد زندگی می کنند.
اگر از نظر جغرافیایی از هم دور باشید، ممکن است رد شوید.
بنابراین اگر در محله نزدیکتری کار می کنید، لوکیشن آنجا را بعنوان محل زندگی خود در نظر بگیرید.
مرحله شماره 5: به زنان بیشتری پیام دهید
دوستیابی آنلاین مانند بازی اعداد است – به یاد داشته باشید که طبق آمارهای دلسرد کننده در برابر ارسال 100+ پیام 1 پاسخ دریافت خواهید کرد.
یک آمار بدتر هم وجود دارد- زنان فقط به حدود 4٪ پیام هایی که از طریق اینترنت دریافت می کنند پاسخ می دهند.
بله – به همین دلیل است که “سلام چطوری؟” برای شما و 96٪ دیگر از کسانی که اینگونه پیام های خسته کننده را ارسال می کنند بی فایده است.
اگر می خواهید جز 4٪ موفق باشید، به یک شروع خوب نیاز دارید.
شما به جادوی کپی و پیست نیاز دارید.
فرضیه اصلی ساده است:
وقت گرانبهای خود را صرف مطالعه پروفایل او و نوشتن یک پیام سفارشی بر اساس آن نکنید. در عوض، می توانید در زمان کوتاهی یک پیام را برای چندین نفر ارسال کنید. پیام شما باید به گونه ای باشد که انگار آن را برای آن شخص نوشته اید.
حتما بخوانید: چطور در چت جذاب باشیم و دلبری کنیم

مشاجره

چطور به دعواهای خانوادگی خاتمه دهیم؟ (10 ترفند)

چطور به دعواهای خانوادگی خاتمه دهیم؟ (10 ترفند)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/05/word-image-67.jpeg

درگیری بین اعضای خانواده مسئله ناخوشایندی است. حتی اگر خود شما در این درگیری ها نقشی نداشته باشید هم دیدن اعضای خانواده در حال فریاد و مشاجره ممکن است برایتان ناراحت کننده و یا حتی مایع شرمساری باشد. اما به کمک چند تکنیک زیر می توانید به روشی کاملا متمدنانه و آرام، به آنها پایان دهید. اگر مشکل حل نشد، بهتر است برای کسب راهنمایی های بیشتر با یک روانشناس یا روان درمانگر مشورت کنید.
1- خونسردی خود را حفظ کنید.
از کوره در رفتن در درگیری های خانوادگی آسان است. در چنین شرایطی بهتر است کمی قدم بزنید تا آرام شوید. مهم نیست با چه کسی صحبت می کنید، در هر صورت انجام این کار با آرامش بهتر از داد یا فریاد زدن است.

اگر احساس کردید که دچار استرس شده اید می توانید نفس عمیق بکشید یا تا 10 بشمارید.
درگیری فیزیکی ایده خوبی نیست. قبل از صحبت با اعضای خانواده، سعی کنید خشم خود را تخلیه کنید. برای مثال می توانید به بالش خود مشت بزنید.

2- جلسه خانوادگی بگذارید.
گفتگوی همزمان با تمام اعضای خانواده ایده خوبی خواهد بود. یک زمان مناسب را برای جمع شدن افراد خانواده انتخاب کنید. به این ترتیب همه می توانید با یکدیگر ملاقات کرده و در مورد مشکلات خود صحبت کنید.

اگر کوچکترین عضو خانواده هستید، سعی کنید از والدین خود بخواهید خواهر و برادرها را برای شرکت در این جلسه خانوادگی دعوت کنند.
اگر مشکل فامیلی است، بهتر است از آنها بخواهید از طریق تماس ویدیویی یا تلفنی با شما صحبت کنند.

3- به همه گوش دهید.
به همه اعضای خانواده فرصت صحبت بدهید. به این ترتیب، همه می توانند در مورد آنچه اتفاق می افتد نظر بدهند. حرف دیگران را قطع نکنید، حتی اگر به نظر دروغ یا غیر منطقی می رسد- می توانید مواردی را که باعث آزار شما می شوند در زمانی که نوبت به صحبت شما می رسد، مطرح کنید.

سخت است که بخواهید به همه اجازه صحبت بدهید، به خصوص اگر آنها چیزهایی را بیان کنند که باعث آزار شما هستند. با این حال، اگر اجازه دهید دیگران صحبت کنند، آنها نیز سخنان شما را خواهند شنید.

4- زبان بدن خنثی داشته باشید.
حرکات چشم ها و آه کشیدن می توانند آنچه به آن فکر می کنید را نشان دهند. وقتی با دیگران صحبت می کنید، سعی کنید چهره خود را خنثی نگه دارید و اجازه ندهید احساساتتان نشان داده شود. در زمان صحبت کردن، صدای خود را بالا نبرید و سعی کنید از عصبانیت و فریاد زدن خودداری کنید.

با کنترل زبان بدن خود در طول مکالمه ، آرامش خود را حفظ کنید.

8 مشکل رایج در خانواده ها و روش حل آن
5- درباره نیازهای خود حرف بزنید.
درباره احساسات و چگونگی اصلاح آنها حرف بزنید. نیازهای خود را با خانواده مطرح کنید. اگر کسی تلاش کرد حرف شما را قطع کند، با آرامش به او یادآوری کنید که بعد از شما فرصت صحبت کردن را خواهد داشت.
به عنوان مثال، می توانید جملاتی مانند این را بیان کنید: “وقتی بخاطر کمک نکردن در کارهای خانه فقط من را سرزش می کنید (خواهرم را سرزنش نمی کنید) ناراحت می شوم و احساس می کنم فضای خانه ناعادلانه است.”

6- جملاتتان را معطوف به خود کنید.
مشکلات خود را در مرکز بحث قرار دهید. به جای اینکه اعضای خانواده خود را سرزنش کنید یا سر آنها داد بزنید، سعی کنید تا آنجا که ممکن است درباره خودتان صحبت کنید. این می تواند به افراد کمک کند تا کمتر در لاک دفاعی بروند و توانایی بیشتری برای کنار آمدن و رفع مشکلات موجود داشته باشند.

به عنوان مثال، به جای اینکه بگویید، “بیش از حد سر من فریاد می زنید”، بگویید، “وقتی سر من فریاد می زنید، احساس ترس و ناامیدی می کنم.”
یا به جای اینکه بگویید، “هرگز به حرف من گوش نمی دهید”، بگویید، “وقتی اجازه صحبت کردن به من نمی دهید، احساس می کنم هیچ نقش و اهمیتی در خانواده ندارم.”

7- سعی کنید بی طرف باشید.
اگر مستقیما درگیر دعوا نیستید، موقعیت خود را خنثی نگه دارید. طرفداری از یکی از طرفین فقط مشکل را بدتر می کند. به صحبت های همه گوش دهید و سعی کنید توصیه های بی طرفانه ای ارائه دهید.

بی طرف بودن کار سختی است، خصوصا اگر واقعا فکر می کنید حق با یکی از طرفین است. همچنین می توانید از یک فرد دیگر در خارج از خانواده بخواهید واسطه شود.

چه عواملی باعث طلاق میشوند؟ 10 دلیل اصلی در ایران
8- به یک نتیجه قطعی برسید.
درباره آنچه در آینده نیاز دارید صحبت کنید. سعی کنید به نتیجه ای برسید که همه اعضای خانواده از پس آن برمی آیند. اگر نمی توانید به یک راه حل ایده آل برسید، سعی کنید میانه را بگیرید طوریکه همه بتوانند آن را بپذیرند، حتی اگر کمی ناخوشایند باشد.

به عنوان مثال، برای استفاده از لپ تاپ یک برنامه مشخص با محدودیت های زمانی در نظر بگیرید.
اگر مستقیما درگیر دعوا نیستید، ممکن است نتوانید یک راه حلی قطعی ارائه دهید. از سایر اعضای خانواده خود بخواهید راه حلی ارائه دهند که همه از آن راضی باشند.

9- در صورت جدی شدن بحث، صحنه را ترک کنید.
دعواهای خانوادگی خیلی زود از کنترل خارج می شوند. اگر کسی شروع به داد و فریاد، جیغ زدن یا درگیری فیزیکی با دیگران کرد، فورا از صحنه خارج شوید و به آنها بگویید تنها زمانی حاضر به ادامه صحبت خواهید بود که همه بپذیرند از روی ادب و احترام رفتار کنند.

اگر کم سن و سال هستید و احساس می کنید در معرض خطر هستید، با یک بزرگسال مورد اعتماد مانند معلم یا مشاور مدرسه صحبت کنید. آنها می توانند به شما کمک کنند.

10- در صورت نیاز با یک متخصص بهداشت روان صحبت کنید.
بعضی اوقات، شما و خانواده نمی توانید مشکل را برطرف کنید. در چنین شرایطی بهتر است با یک درمانگر یا مشاور خانواده صحبت کنید. این افراد می توانند به شما کمک کنند تا مسائل خود را به روشی آرام و متمدنانه حل کنید و به راه حلی برسید که برای همه مفید باشد.

همچنین برای پیدا کردن راهکارهایی برای حل مشکلات خانوادگی خود می توانید به صورت جداگانه با یک درمانگر صحبت کنید. اگر خانواده شما مخالف درمان هستند یا در یک منطقه زندگی نمی کنید، این می تواند یک گزینه عالی است.

برای حل مشکلات خانوادگی: بهترین مرکز مشاوره های آنلاین در ایران

درآوردن قالپاق و باز کردن پیچ اصلی

چطور تایر ماشین را عوض کنیم؟ (آموزش تصویری)

چطور تایر ماشین را عوض کنیم؟ (آموزش تصویری)
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-132.jpeg

با اینکه عوض کردن تایر کار چندان پیچیده ای نیست، اما برای اینکه این کار را به شیوه ای امن و موثر انجام بدهید چند نکته وجود دارد که باید بداند. ما اینجا یک آموزش تصویری گام به گام برای روش تعویض تایر با ترفندهای پنج دقیقه ای در اختیارتان می گذاریم.
۱- مکانی امن برای توقف اتومبیل در کنار جاده پیدا کنید

همیشه ایمنی را راس اولویت های خودتان قرار بدهید، نه اینکه برنامه های زمانی یا تایر ماشین تان برای تان مهم ترین مسئله باشد. به جای آنکه در کنار بزرگراه یا خیابانی شلوغ و پر رفت و آمد که مکان هایی بسیار خطرناک هستند، توقف کنید باید همچنان به رانندگی ادامه بدهید، حتی اگر تایر ماشین پنچر شده باشد. کارشناسان پیشنهاد می کنند که تا زمانی که نقطه ای مناسب در یک خیابان فرعی، یک شانه عریض، پارکینگ، یا یک جاده بلند و مستقیم و در صورت امکان، پهن پیدا کنید تا اتومبیل را پارک کنید، بهتر است سرعت تان را حدود 32 کیلومتر در ساعت کاهش بدهید.
به خاطر داشته باشید:

اگر شک دارید که تایر پنچر شده است، فرمان اتومبیل را محکم بچسبید.
هیچ وقت روی ترمز نکوبید.
پایتان را از روی پدال گاز بردارید و بگذارید کم کم از سرعت اتومبیل کاسته بشود.
هیچوقت در پیچ جاده توقف نکنید.

۲- لامپ هشدار را روشن کنید

این نکته ضروری است که حتما مطمئن بشوید سایرین متوجه شما و اتومبیل تان هستند و می دانند که به خاطر مسئله ای اورژانسی که در مورد ما، تعویض تایر پنچر است، در حال توقف هستید. به همین خاطر است که صرفنظر از اینکه کجا پارک می کنید، باید چراغ خطر چشمک زن خود را روشن بکنید. اگر در کنار جاده تایر را عوض می کنید، بسیار بسیار مهم است که مثلث های شبرنگ را در پشت سر خودرو قرار بدهید.
44 مهارت که حتما باید بلد باشید
۳- چک کنید که همه چیز موردنیاز را داشته باشید

در حداقل ترین حالت ممکن به این موارد نیاز دارید:

آچار
تایر یدک
جک

این ابزار در بیشتر اتومبیل ها یافت می شوند، پس اگر به این دلیل به سراغ این مقاله آمده اید که دچار ترکیدگی تایر شده اید، به احتمال زیاد وسایل ضروری را در صندوق عقب اتومبیل دارید. اما اگر در وضعیت اورژانسی گیر نکرده اید، بهتر است این وسایل را هم در آماده کنید:

یک چراغ قوه
دستکش
یک تشکچه برای زانو زدن روی زمین
یک بارانی
دستگاهی برای آزمایش باد لاستیک هاى اتومبیل
دفترچه راهنمای اتومبیل

قبل از اینکه شروع به عوض کردن تایر بکنید، وسایلی که لازم دارید را حتما در نقطه قابل دسترسی قرار بدهید.
4- مهره ها را شل بکنید

در بعضی از اتومبیل ها، مهره ها به وسیله یک قالپاق پوشانده شده اند. در این صورت، باید برای باز کردن مهره ها اول قالپاق را باز کنید. وقتی قالپاق را خارج کردید، آچار را روی مهره بگذارید و آن را بر خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخانید تا باز بشوند. همین کار را با همه مهره ها انجام بدهید و آنقدر بچرخانید که شل بشوند و بتوانید با دست بازشان کنید.
۵- اتومبیل را بلند بکنید

جک را محکم بکنید (به نکات زیر توجه بکنید) و با استفاده از آن تایری که می خواهید عوض کنید را از زمین بلند کنید. مطمئن بشوید که جک در همه حالت حتما به صورت عمود روی زمین قرار گرفته باشد (به همین خاطر همانطور که در نکته ۱ گفتیم، بهتر است یک جاده مسطح پیدا کنید).
– نکته: بلند کردن اتومبیل با جک کار ظریفی است. نمی توانید جک را هر جایی از ماشین قرار بدهید و آن را بلند کنید. جایگذاری درست جک تا حد زیادی بستگی به وسیله نقلیه دارد. اگر زیر اتومبیل تان را نگاه می کنید، خواهید دید که بعضی از قسمت ها از جنس پلاستیک و بعضی دیگر از جنس فلز ساخته شده اند. بیشتر وقت ها، قرار دادن جک زیر بخش فلزی قاب اتومبیل بهترین ایده است. اما برای اینکه خیال تان راحت باشد، بهترین کار مراجعه به راهنما است.
هنگام حمله سگ چه کنیم؟ 10 ترفند موثر
6- تایر پنچر را در بیاورید

مهره ها را با دست آنقدر در جهت خلاف ساعت بچرخانید که شل بشوند و بتوانید آن ها را از جای خود دربیاورید و سپس، همه را در کنار هم در یک جای امن بگذارید. سپس، تایر را با دقت از جایش درآورید و آن را به سمت خود بکشید.
7- تایر یدکی را در جایش قرار بدهید

تایر یدکی را بردارید و آن را طوری قرار بدهید که سوراخ هایش درست در برابر جای مهره ها باشد. سپس آن را به دقت روی پایه چرخ قرار بدهید و تا جای ممکن به عقب فشار بدهید.
8- مهره ها را بدون آنکه سفت کنید، سر جای خودشان قرار بدهید

مهره ها را سر جای خود قرار بدهید، اما اصلا سفتشان نکنید. برای اطمینان، در این مرحله اصلا از آچار استفاده نکنید. بلکه فقط با دست سفت شان بکنید. خیلی مهم است که مهره ها طوری قرار بگیرند که فقط تایر را نگه دارند.
حتما این 12 ترفند دفاع شخصی را یاد بگیرید
9- اتومبیل را آنقدر پایین بیاورید که کمی زمین را لمس کند و حالا کمی مهره ها را سفت تر کنید

با استفاده از جک وسیله نقلیه را کمی پایین تر بیاورید تا تایر یدکی کمی روی زمین قرار بگیرد. این کار کمک می کند که وقتی شروع به سفت کردن مهره ها می کنید، تایر را سر جایش نگه دارید. برای اینکه مطمئن بشوید که تایر در حالت مماس قرار گرفته است، مهره ها را به حالت ضربدری سفت کنید. یعنی آن ها را به ترتیب قرار گرفتن در کنار هم دیگر سفت نکنید.
10- اتومبیل را به طور کامل روی زمین قرار بدهید و مهره ها را به طور کامل سفت بکنید

وقتی احساس کردید که مهره ها را یک اندازه سفت کرده اید، حالا اتومبیل را روی زمین بگذارید. باز هم به سفت کردن مهره ها به همان الگوی سابق ادامه بدهید. یادتان رود که قالپاق را سر جایش بگذارید و همه وسایل را به صندوق عقب انتقال بدهید. در اسرع وقت به یک تعمیرگاه مراجعه کنید تا یا یک تایر یدک جدید بخرید یا تایر قبلی را تعمیر کنید.
هنگام گیرافتادن در آسانسور چه کنیم؟ (آموزش تصویری)

انسانهای قدرتمند

26 نقل قول قدرتمند از بزرگ ترین انسانهای تاریخ

26 نقل قول قدرتمند از بزرگ ترین انسانهای تاریخ
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-71.jpeg

نقل ‌قول‌ های پرمفهوم و تأمل ‌برانگیز بسیار زیادی وجود دارد و اینکه بخواهیم از بین این همه جمله تاثیر گذار فقط چنتایی را انتخاب کنیم واقعا کار سخت و دشواریست!
اما این دقیقاً همان چیزی است که ما در این مطلب سعی کرده ایم انجام بدهیم. 26 نقل قول زیر جمله هایی هستند که به نظر ما جزو مناسب ترین و سرنوشت ساز ترین نقل قول هایی هستند که تاکنون گفته یا نوشته شده اند. پس به هیچ وجه این مطلب را از دست ندهید!
در زندگی فقط دو راه برایتان وجود دارد. یکی این که تصور کنید انگار هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگر این که باور داشته باشید گویی همه چیز یک معجزه است. – آلبرت انیشتین
 
اگر نمی توانید پرواز کنید، بدوید. اگر نمی توانید بدوید، راه بروید. اگر نمی توانید راه بروید بخزید، اما هر کاری که می کنید باید به جلو حرکت کنید.- مارتین لوتر کینگ جونیور
 
هدف از زندگی این است که آن را زندگی کنیم، حداکثر تجربه را بچشیم و با اشتیاق و بدون ترس به تجربه جدیدتر و غنی تر دست پیدا کنیم. – النور روزولت
 
خودتان بودن در جهانی که دائماً سعی دارد شما را به چیز دیگری تبدیل کند بزرگترین دستاورد است. – رالف والدو امرسون
 
یافتن خوشبختی در درون خود دشوار است، اما یافتن آن در جای دیگری غیرممکن است. – آرتور شوپنهاور
 

 
همه چیز را می توان از یک انسان گرفت به جز یک چیز: آخرین آزادی‌های انسانی اش را. آزادی برای انتخاب نگرش و رفتارش در هر شرایطی و آزادی برای انتخاب راه زندگی اش – ویکتور فرانکل
 
مراقب باشید هنگامی که با هیولاها می جنگید، خودتان تبدیل به هیولا نشوید… اگر مدت طولانی به پرتگاهی نگاه کنید، آن پرتگاه نیز به شما خیره می شود- فردریش نیچه
 
همه ما نمی توانیم کارهای بزرگی انجام دهیم؛ اما می توانیم کارهای کوچک را همراه با عشق فراوان انجام دهیم. – مادر ترزا
 
مراقب افکار تان باشید، چون افکار شما به گفتارتان بدل می شوند.
مراقب گفتارتان باشید، چون گفتار شما به اعمالتان تبدیل می شوند.
مراقب اعمالتان باشید، چون اعمال شما به عادت هایتان تبدیل می شوند.
مراقب عادت هایتان باشید، چون عادت های شما به شخصیتتان تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتتان باشید، چون شخصیت شما سرنوشتتان می شود.
– ضرب المثل چینی، نویسنده ناشناخته.
 
 
زمانی که دری از شادی بسته می شود، دری دیگر باز می شود. اما ما اغلب آنقدر به در بسته خیره می شویم که در باز شده را نمی بینیم. – هلن کلر
 
ما دنیا را آنگونه که هست نمی بینیم، بلکه آن را همانطور که خودمان هستیم می بینیم. – آناییز نین
 
هنگامی که حقوق فردی مورد تهدید قرار می گیرد حقوق تمام افراد به خطر می افتد. – جان اف کندی
 

 
انسان اغلب به همان چیزی تبدیل می شود که خودش معتقد است. اگر مدام به خودم بگویم که نمی توانم کار خاصی را انجام دهم، در نهایت در انجام این کار ناتوان می شوم. برعکس، اگر اعتقاد داشته باشم که می توانم این کار را انجام دهم، مطمئناً توانایی انجام این کار را پیدا خواهم کرد، حتی اگر در آغاز توانایی انجام آن را نداشته باشم. – مهاتما گاندی
 
برای سلطنت همراه با صلح و آرامش بر روی زمین، انسانها باید به موجودات جدیدی تبدیل شوند که یاد گرفته اند ابتدا همه چیز را ببینند. – امانوئل کانت
 
دوستی، مانند فلسفه و هنر برای بقا غیر ضروری است. اما در عوض یکی از مواردیست که به زیستن و بقا ارزش می بخشد. – سی. اس لوئیس
 
هیچ کس هرگز دو بار در یک رودخانه قدم نمی گذارد، چون دیگر نه این رودخانه همان رودخانه است و نه این آدمان همان انسان سابق. – هراکلیتوس
 
15 تا از رازهای موفقیت افراد مشهور
 
آنچه را که دارید با خواستن آنچه که ندارید، خراب نکنید. به یاد داشته باشید که آنچه اکنون دارید روزی از جمله مواردی بود که فقط به آن امیدوار بودید- اپیکوروس
 
آنچه می دانیم قطره است و آنچه نمی دانیم اقیانوس. – آیزاک نیوتن
 
زندگی به معنای یافتن خود نیست بلکه به معنای خلق خود است. – جورج برنارد شاو
 
بزرگترین ضعف ما تسلیم شدن است. مطمئن ترین راه برای موفقیت این است که همیشه فقط یک بار دیگر تلاش کنید. – توماس ادیسون
 
به آنچه دارید راضی باشید؛ به هر شکلی که هستید شاد باشید. وقتی بفهمید که چیزی کم ندارید، آنگاه تمام دنیا متعلق به شماست. – لائوتسه
 
هر کسی می‌تواند انتخاب کند که به سمت مسیر بی خطر یا به سمت رشد پیش رود. رشد را باید بارها و بارها انتخاب کرد و بر ترس ها باید بارها و بارها غلبه کرد. – آبراهام مازلو
 
موفقیت پایان همه چیز نیست و شکست خوردن هم نابود کننده نیست. این شهامتِ ادامه دادن است که اهمیت دارد.- وینستون چرچیل
 

 
ما باید هر دوی آنها را دوست داشته باشیم، کسانی که عقایدمان با آنها مشترک است و کسانی که عقایدشان را رد می کنیم، زیرا هر دو در جستجوی حقیقت تلاش کرده اند و هر دو در یافتن آن به ما کمک کرده اند. – توماس آکوئیناس
 
هیچ کس به دلیل رنگ پوست، زمینه و مذهبش با نفرت از شخص دیگری متولد نمی شود. مردم باید نفرت ورزدین را یاد بگیرند و اگر بتواند نفرت بورزند می توانند عشق ورزیدن را نیز یاد بگیرند، زیرا به طور طبیعی عشق نسبت به تنفر بیشتر به قلب انسان راه پیدا می کند. – نلسون ماندلا
 
احساس نمی کنم لازم است دقیقاً بدانم که هستم. اولویت اصلی در زندگی و کار این است که به شخص دیگری تبدیل شوید که در ابتدا نبوده اید. – میشل فوکو
 
20 تا از مهم ترین اصول موفقیت در زندگی (از زبان بزرگان)

تنفر

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود

چرا از خودم متنفر هستم؟ 9 راهکار علاقمند شدن به خود
https://honarfardi.com/wp-content/uploads/2021/04/word-image-20.jpeg

در زمان هایی که در امتحانی رد می شوید، در یک حرفه شکست می خورید یا رابطه ی ناموفقی را تجربه می کنید، اولین فکری که به ذهن تان خطور می کند این است که “من از خودم متنفرم!”
بیشتر ما بدون اینکه بدانیم چقدر از خودمان متنفریم، به زندگی ادامه می دهیم. برخی افراد نیز از این واقعیت آگاهی دارند و دائما در حال نفرت ورزیدن به خود هستند. حقیقت این است که باورهای ما، واقعیت هایمان را شکل می دهند و نفرت هیچگاه چیز خوبی نیست.
24 دلیل اینکه هیچ وقت خوشحال و راضی نیستیم!
نفرت از خود، از کمبود اعتماد بنفس ناشی می شود و به دلایل مختلفی بوجود می آید. احتمالا رویدادهای دوران کودکی این باور را در ذهن فرد ایجاد کرده است که هیچ ارزشی ندارد و یا ایرادی دارد که موجب بی علاقگی دیگران نسبت به او شده است.
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خود متنفرند، این مطلب را از دست ندهید. در اینجا یاد می گیرید که نفرت از خود از کجا ناشی می شود و چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد. همچنین به این موضوع پی می برید که راه های از بین بردن خودبیزاری چیست و چگونه می توانید عاشق خودتان شوید.
چرا از خودم متنفرم؟
موضوع نفرت از خود یک موضوع ساده نیست. همچنین یک موضوع جدید هم نیست و در افراد زیادی مشاهده می شود.
فلاسفه ای مانند اسپینوزا یا آکویناس، به میزان زیادی در مورد نفرت از خود تأمل می کردند. روانشناسان دیگری نیز سعی می کردند که توضیح دهند این احساس از کجا ناشی می شود. محتمل ترین دلیل ایجاد حس نفرت از خود، در تجربیات دوران کودکی شما نهفته است.
در بیشتر موارد، رویدادهای دوران کودکی باعث می شود که فرد از خود متنفر شود و باور کند که لیاقت عشق را ندارد.
بیشتر والدین تمام تلاش خود را می کنند تا حس ارزشمندی را در فرزندان خود پرورش دهند اما برخی از آنها، در این زمینه موفق نمی شوند و فرزندانی را تربیت می کنند که از خودشان متنفرند.
این موضوع بسیار مهم است به حدی که احساسی که هر فرد در زندگی نسبت به خود دارد، تحت تأثیر گفته ها و رفتارهای والدین او شکل گرفته است.
اگر والدین، دائما فرزندشان را تحقیر و سرزنش کنند، این باور در کودک شکل می گیرد که به اندازه ی کافی خوب نیست یا پر از نقص و اشکال است.
8 روش تغییر نگرش در زندگی [تبدیل نگرش منفی به مثبت]
شاید والدین متوجه این امر نباشند اما با رفتارهای نادرست خود، حس ارزشمندی و علاقه به خویشتن را در کودک، از بین می برند.
پس از آن، کودک تلاش بیشتری برای راضی نگه داشتن والدین خود می کند تا بتواند تایید و رضایت آنها را جلب کند. اما به خاطر بی توجهی و نادانی والدین، این تلاش ها هر بار با شکست مواجه می شود. با گذشت زمان باور خودبیزاری در ذهن کودک عمیق تر و عمیق تر می شود و برای همیشه در ذهن و روان او باقی می ماند. به این ترتیب کودک در چاهی گرفتار می شود که بخاطر رفتار والدین شکل گرفته و این در حالیست که خود او هیچ تقصیری در این امر نداشته است.
فرزندان نازپرورده و آنهایی که مورد حمایت بیش از اندازه ی والدین واقع می شوند نیز، احساس بی کفایتی خواهند کرد.

بنابراین اگر مرتبا عبارت “از خودم متنفرم” را در ذهن تان می شنوید، احتمالا به این دلیل است که والدین تان هرگز به شما فرصتی ندادند تا استعدادها و قابلیت های خویش را به خودتان ثابت کنید.
شاید والدین بطور ناخودآگاه چنین باوری را در شما شکل داده باشند اما همین شیوه های نادرست فرزند پروری باعث ایجاد یک باور غلط و مخرب ماندگار در ذهن شما شده است.
اما خبر خوب این است که تمام باورها قابل تغییرند. شما دیگر آن کودک نیستید و می توانید عقاید و باورهای خود را انتخاب کنید. بعبارت دیگر وقت آن رسیده که به جای نفرت از خود، عشق به خود را انتخاب کنید.
احساس نفرت از خود، چه تاثیری بر زندگی شما می گذارد؟
نفرت از خود می تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما دلیل این امر هر چه که باشد فرقی نمی کند چون نکته ی مهم، تاثیرات مخربی ست که این حس بر زندگی شما می گذارد. خود بیزاری بر تمام افکار و اعمال شما تاثیر می گذارد و عملکردتان را در زمینه های مختلف زندگی تضعیف می کند.
اثر پیگمالیون اصطلاحی ست که نشان می دهد انسان ها تمایل دارند در نظر دیگران توانمند جلوه کنند و انتظاراتی که از آنها می رود را برآورده کنند. این امر در مورد خود ما هم صادق است چون ذهن ما به دنبال تأیید کردن باورهایمان است. این موضوع به یک پدیده روانشناختی دیگر به نام “سوگیری تأییدی” هم اشاره دارد. سوگیری تاییدی به این معنا است که همه ما به طور طبیعی، اطلاعاتی را جستجو می‌ کنیم و می پذیریم که باورها و اطلاعات پیشین ما را تایید می کنند. بنابراین وقتی از خودتان متنفر باشید، همواره به دنبال پذیرش بی لیاقتی خود خواهید بود.
چطور از شر چیزی که در ذهنمان است خلاص شویم؟ (24 ترفند)
شاید شما از این موضوع آگاهی نداشته باشید اما این یک حقیقت است و قابل انکار نیست.
به زندگی خود نگاه دقیق تری بیندازید و سوالات زیر پاسخ دهید:

چه اتفاقاتی در زندگی، موجب می شود که احساس بی ارزش بودن کنید؟
هر روز از دوستان و اطرافیان تان چه پیام هایی را دریافت می کنید؟ آیا آنها از زندگی شما حمایت می کنند؟
هرچند وقت یکبار به روابطی روی می آورید که در نهایت به تحقیر و حس بی لیاقتی منجر می شود؟
هر چند وقت یکبار از ترس شکست خوردن، از فرصت ها کناره گیری می کنید؟
آیا به دلیل خود کم بینی، موفقیت های زیادی را از دست دادید؟

پاسخ به سوالات فوق موجب می شود که ریشه ی حس خودبیزاری را پیدا کنید و به تاثیرات آن در زندگی پی ببرید.
نگرش “من از خودم متنفرم” می تواند فرد را با مسائل و مشکلات جدی در زندگی مواجه کند
“من از خودم متنفرم” عبارتی فراتر از چیزی ست که پس از مرتکب شدن به یک اشتباه جزئی و بی اهمیت مثل ریختن قهوه روی لباس تان می گویید. این عبارت پتانسیل این را دارد که زندگی شما را به یک زندگی دردناک و مخرب تبدیل کند.
مطالعات نشان داده است که تجربیات کودکی، در دوران نوجوانی منعکس می شوند.
نوجوانانی که از خودشان متنفرند، اغلب به خودزنی یا اعتیاد روی می آورند. این افراد عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند و با مشکلاتی مانند بزهکاری مواجه می شوند. این امر به نوبه خود، شانس موفقیت های بعدی زندگی را از بین می برد.
احساس پوچی، افسردگی و بی هدفی: 12 دلیل و 9 راهکار
خود بیزاری می تواند منجر به اختلالات خوردن مانند پرخوری یا بی اشتهایی بیش از حد شود. در برخی موارد هم می تواند به خودزنی یا اعتیاد منجر شود.
نفرت از خود با افسردگی و اضطراب نیز ارتباط نزدیکی دارد. بعبارت دیگر افرادیکه خودشان را دوست ندارند، احتمالا با مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی مواجه می شوند که موضوع دور از ذهنی هم نیست. چون وقتی احساس می کنید ارزش کمی دارید، دیدگاه مثبت خود به زندگی را از دست می دهید. عبارت “من خودم را دوست ندارم” به راحتی به جمله هایی مثل “این زندگی ارزش زیستن ندارد” یا ” نمی توانم این زندگی را تحمل کنم” معنا می شود.
اما نگران نباشید چون خوشبختانه این نگرش قابل تغییر است. در این قسمت با راهکارهای مبارزه با حس خود بیزاری آشنا می شوید.
چگونه می توان با حس خودبیزاری، مبارزه کرد؟
اگر شما هم جزء افرادی هستید که از خودتان متنفرید، نگران نباشید. خوشبختانه راه هایی برای رهایی از این معضل وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید و زندگی تان را سامان دهید. موثرترین راهکارهای رهایی از حس خودبیزاری عبارتنداز:
1- افکار منفی را از خود دور کنید و با آنها مبارزه کنید
شاید حس نفرت و بیزاری، چنان عمیقا در ذهن تان جای گرفته است که احتمالاً بیشتر اوقات متوجه آن نمی شوید. حقیقت این است که واقعیت بر پایه ی افکار ما بنا می شود و افکار منفی، بر عواطف، عملکرد و احساسات مان تاثیر می گذارد.
بنابراین اولین قدم برای از بین بردن حس خودبیزاری، رهایی از افکار منفی است.
برای جلوگیری از منفی بافی می توانید واکنش های احساسی خود نسبت به یک موقعیت یا حادثه را روی کاغذ بنویسید.
وقتی احساسات منفی به سراغ تان می آید، از خود بپرسید که ریشه ی این باورها کجاست و آنها از کجا منشا می گیرند؟ سپس آنها را بصورت انتقادی بررسی کنید. مشخص کنید که آیا آنها براساس واقعیت های زندگی تان هستند یا فقط برداشت شما از خودتان می باشند؟ به عنوان مثال آیا شما واقعاً توانایی انجام کاری را ندارید یا فقط از شکست خوردن می ترسید؟

سعی کنید از همین امروز به جای اینکه بگویید “من از خودم متنفرم” یا “من خیلی احمق هستم”، بگویید: “امروز می خواهم با خودم مهربان باشم” و “من قادر به انجام هر کاری هستم چون می توانم یاد بگیرم”. به این ترتیب می توانید کنترل عقاید خود را بدست آورید و احساسات تان را نسبت به خویشتن، تغییر دهید.
2- قدرت جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت را دست کم نگیرید
جملات تصدیقی و مثبت، تاثیر زیادی در نحوه ی تفکر شما نسبت به خود دارند. فراموش نکنید که افکار نامرئی، روزی مرئی می شوند و به واقعیت تبدیل می گردند. بنابراین هر طور که با خودتان صحبت می کنید، روزی به واقعیت تبدیل می شود. برای درک بهتر این موضوع، اثر پیگمالیون را به خاطر بیاورید. طبق این پدیده ی روانشناسی، افراد به انتظارات خود و دیگران، واکنش های مستقیمی نشان می دهند و بعبارت دیگر، انتظارات پایین منجر به کاهش عملکرد می‌ شود. این پدیده بسیار قدرتمند است زیرا نشان می دهد که باورهای عمیق انسان، به واقعیت تبدیل می شوند. حال که به اهمیت این موضوع پی بردید، بیایید از همین الان شروع کنید!
کمی وقت بگذارید و با توجه به نیازهای خود، جملات تاکیدی مثبتی استفاده کنید. برای موثر واقع شدن آنها از دو قانون زیر پیروی کنید:
اول اینکه جملات را در زمان حال بکار ببرید. مثلا به جای اینکه بگویید “من خوشحال خواهم شد” باید بگویید: “من خوشحالم”. دوم اینکه به هیچ عنوان از جملات منفی استفاده نکنید. برای مثال بجای اینکه بگویید “من به اندازه ی کافی خوب نیستم” بگویید (یا فکر کنید): “من اعتماد به نفس دارم.”
تاثیر مثبت این ترفند در این است که اظهارات شما نتیجه مطلوبی بهمراه داشته باشد گویی که از قبل اتفاق افتاده است.
هر وقت یادتان افتاد این جملات را تکرار کنید. به محض شروع منفی بافی، جملات انگیزشی و مثبت را با صدای بلند بگویید و به افکار منفی کوچکترین فرصتی ندهید که به سراغ تان بیایند. با گذشت زمان ذهن شما دوباره برنامه ریزی می کند و باورهای قدیمی را فراموش می کند.
3- ذهن آگاهی را تمرین کنید
نیمی از وقت بیداری ما صرف افکار خودکار منفی می شود. منظور از افکار خودکار منفی، افکاری ست که بصورت ناخواسته در خودآگاه ما وجود دارند و باعث ایجاد خلق و خوی منفی می شوند. هر زمان که مشاهده کردید این افکار خودکار شما را محاصره کرده اند، سریعا از آنها فرار کنید!
ذهن آگاهی یک روش عالی برای رهایی از افکار خودکار منفی است و به معنای آگاهی از لحظه و فرار از خیالات و افکار واهی است. بعبارت دیگر فرآیندی است که از طریق آن یاد می گیرید در لحظه زندگی کنید و دیگر روی اشتباهات گذشته یا ترس از آینده ی نامشخص، متمرکز نشوید.
همچنین به شما می آموزد که نسبت به خود و تجربیات تان قضاوت نکنید. به طور کلی، ذهن آگاهی عملی است که تأثیر مثبتی بر رفاه و سلامتی دارد.

شما از طریق تمرین ذهن آگاهی، یاد می گیرید که حس خودبیزاری را تشخیص دهید. به این ترتیب خواهید دید که ذهن و بدن شما به کجا هدایت می شود. در تمرینات ذهن آگاهی سه عنصر (بودن در حال حاضر، هدفمندی و قضاوت نکردن) دخالت دارد که از این میان، عدم قضاوت آگاهانه به شما کمک می کند از حلقه انتقاد از خود خارج شوید.
ذهن آگاهی نیازی به تمرینات سخت و پیچیده ای ندارد. شما به کمک چند تمرین ساده که در هر زمان و هر مکان قابل انجام است، می توانید از این روش استفاده کنید. تمرکز و آرامش روزانه، یادآوری نعمت های خداوند و خصوصیات مثبتی که دارید را فراموش نکنید. تمرینات ذهن آگاهی به شما کمک می کنند تا از چاه عمیق خودبیزاری بیرون بیایید و راه علاقه به خویشتن را در پیش بگیرید.
4- نسبت به خودتان مهربان و دلسوز باشید
شاید بی توجهی والدین یا تجربه ی بدرفتاری های همکلاسی ها و دوستان تان در گذشته، باعث ایجاد حس نفرت از خود شده است. شاید به دلیل تجربیات کودکی یا دلایل دیگر، یاد نگرفتید که با خودتان مهربان باشید. دلیل حس تنفر شما از خودتان، هر چه باشد مهم نیست. چیزی که مهم است این است که قبول کنید گذشته ها گذشته و هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست. شما از همین الان می توانید والدین خودتان باشید و یک تصویر جدید از خویشتن در ذهن تان بسازید.
تمام افرادی که عزت نفس پایینی دارند، نسبت به خودشان بی عاطفه و بی احساس هستند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، این نکته را همیشه در ذهن داشته باشید که “هیچکس کامل نیست”. بنابراین بخشش خود را تمرین کنید. مجازات کردن یا متنفر شدن از خویشتن، کار عاقلانه ای نیست و باید بجای آن سعی کنید که از اشتباهات تان درس بگیرید.
40 تا از بهترین جملات خودباوری و عشق به خود
مشوق خودتان شوید و با خود مثل یک فرد عزیز یا یک کودک کوچک رفتار کنید. فراموش نکنید که با خودتان، با ملایمت و مهربانی صحبت کنید و از تندی بپرهیزید. آیا تابحال به فرزندتان گفته اید که یک فرد شکست خورده و احمق است؟ همانطور که نمی توانید دائما فرزندتان را مورد سرزنش قرار دهید، نسبت به خود نیز همین رفتار را داشته باشید. به جای انتقادهای مخرب، جملات انگیزشی و سازنده ای بکار ببرید.
5- خود را با چیزهایی احاطه کنید که ارزش ها و قابلیت های تان را به شما یادآوری می کنند
گاهی اوقات ما از دیدن قابلیت ها و ارزش های خود ناتوان هستیم و همین امر موجب بی علاقگی نسبت به خویشتن می شود. برای رهایی از حس خودبیزاری، اکنون وقت آن است که خود را تایید کنید و ارزش های خود را به یاد بیاورید. برای برنامه ریزی مجدد ذهن، ارزش خود را به نمایش بگذارید و آن را اثبات کنید.
خود را با چیزهایی احاطه کنید که موفقیت هایتان را به شما یادآوری می کند. می توانید یاد و خاطره ی آنها را در هر گوشه ای از خانه، قرار دهید. به چیزهای بزرگ و کوچک فکر کنید. اینکار به شما امکان می دهد که از ذهنیت قدیمی و مخرب خود دور شوید و یک ذهنیت قوی را جایگزین آن کنید.
منظور ما از موفقیت ها، دستاوردهای بزرگ و عجیب نیست. شما می توانید چیزهایی مانند مدرک تحصیلی، قرارداد شغلی، کارهای هنری کوچک یا حتی عکس کسانی که شما را دوست دارند، را در جاهای مختلف خانه قرار دهید. از دوستان یا عزیزانی که شما را ستایش می کنند، بخواهید یادداشتی بنویسند تا به شما یادآوری کنند که چقدر عالی هستید. اگر فرزند دارید هم، هر لحظه این نکته را به خود یادآور شوید که یک پدر / مادر دلسوز و فداکار هستید.

خاطرات کودکی خود را جستجو کنید. مطمئناً در آنجا دستاوردهای زیادی خواهید یافت. اگر ذهن تان دائما نکات منفی را به شما یادآوری می کند، از راهکارهای شماره ی 1 و 2 این مطلب استفاده کنید. از آموختن چیزهای جدید نترسید و این را فراموش نکنید که هیچگاه برای شروع دیر نیست. بنابراین اگر به دوچرخه سواری، اسکیت یا هر فعالیت مهیج دیگری علاقمند هستید، یادگیری را آغاز کنید و دست از تلاش نکشید. آموختن چیزهای جدید، انگیزه و حس مثبت زیادی در شما ایجاد می کند.
شما همچنین می توانید یک دفترچه یادداشت تهیه کنید و دستاوردها و موفقیت های خود را در آن ذکر کنید. به این ترتیب هرگاه شروع به عیب جویی از خود کردید، آن را بردارید و مرور کنید. بنابراین از عملکردهای خوب خود در زندگی شادمان باشید و حس خودبیزاری را برای همیشه از ذهن و زندگی تان محو کنید.
6- به یک هدف بزرگتر متعهد شوید
یک روش قدرتمند برای غلبه بر خودبیزاری این است که مدتی تمرکز خود را از خویشتن دور کنید. تعیین اهداف بزرگ، مزایای زیادی دارد. اولین مزیت آن این است که در دنیای خود یک تغییر بزرگ ایجاد می کنید. علاوه بر این می توانید برای خود یا دیگران، یک زندگی بهتر و زیباتر بسازید. این مزایا موجب می شود که احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.
اگر ذهن شما مرتبا به سراغ منفی بافی و انتقاد از خود می رود، بهتر است روی چیز دیگری متمرکز شوید حتی اگر اینکار بصورت موقتی باشد. شما می توانید علاوه بر اهداف شخصی، به سمت کارهای بشر دوستانه نیز قدم بردارید.
10 تا از موثرترین راههای رسیدن به آرامش در زندگی
کارل یونگ یک روانپزشک سوئیسی بود که به طور گسترده راه های رهایی از روان رنجوری را مورد بررسی قرار داد. وی اظهار داشت كه كلید اصلی دوری از این وضعیت، شرکت در فعالیت های خیریه و بشردوستانه است.
با انجام امور خیریه، می توانید احساس آرامش و خرسندی کنید و حس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. اگر بتوانید به یک انسان نیازمند کمک کنید، خود را فردی توانمند و قوی می بینید و همین امر موجب بالا رفتن عزت نفس شما می شود.
7- با یک تراپیست یا درمانگر صحبت کنید
شاید دلیل خودبیزاری شما، مواردی ست که قادر به درک شان نیستید یا نمی توانید آنها را پیدا کنید. بنابراین صحبت با روان درمانگر می تواند کمک زیادی به شما بکند.
یک متخصص خوب می تواند به شما کمک کند تا از حس تنفر از خویش، رهایی پیدا کنید. روان درمانگر به شما کمک می کند تا علت این وضعیت را درک کنید و ذهنیت خود را از نو بسازید.
من کافی هستم
باور بسیاری از افرادیکه خودشان را دوست ندارند، این است که آنها فکر می کنند به اندازه ی کافی خوب نیستند و بعبارت دیگر انسان زیبا، باهوش و توانایی نیستند.
بر همین اساس می توان گفت مهمترین چیزی که مانع خوشبختی و موفقیت یک انسان می شود، باورهای غلط یا احساس عدم کفایت (خود کم بینی) است.
برخی از روانشناسان، از تکنیک های هیپنوتیزم درمانی برای حل این مشکل استفاده می کنند. در طول هیپنوتیزم، فرد به حالت آرامش عمیقی فرو می رود، ذهنیت او روشن می شود و علت اصلی نفرت از خود مشخص می گردد.
بهترین حرکات یوگا برای بدست آوردن عزت نفس

چطور از حداکثر توانایی/پتانسیل مان استفاده کنیم؟ (11 ترفند)


آیا از اینکه احساس می کنید زندگی متوسطی دارید خسته شده اید؟ خیلی ها دچار چنین احساسی می شوند. در واقع زندگی یک رقابت مداوم است که هیچ وقت متوقف نمی شود. زمان خیلی سریع می گذرد و گاهی ما از آن عقب می مانیم. روزها آنقدر سریع از جلوی چشممان رد می شوند که گاهی اوقات اصلا نمی فهمیم کجای زندگی هستیم.
این وسط ممکن است به فکر تغییر بیفتید؛ خیلی هم عالیست! بیایید از امروز شروع کنیم. بیایید با هم ببینیم چطور باید از حداکثر توانایی ها و پتانسیل هایمان در زندگی استفاده کنیم تا همه چیز را تغییر بدهیم.
1- خودآگاهی تان را افزایش بدهید
سنگ بنای هر نوع خودسازی، خودآگاهی است. اگر ندانید که چرا باید تغییر کنید یا چرا می خواهید تغییر کنید، نمی توانید به سادگی تغییرات خوب و مناسبی در خودتان ایجاد کنید. درست به همین خاطر است که شما نمی توانید دیگران را مجبور کنید یا انتظار داشته باشید به خاطر شما تغییر کنند.
تغییر باید چیزی باشد که متناسب با بخشی از شخصیت شما باشد یا نیازتان را برآورده کند. از خودتان بپرسید به چه چیزی علاقه دارید؟ چه چیزی در درونتان حرف میزند؟ وقتی همه جا ساکت است و ذهنتان سرگردان است، چه چیزی شما را صدا می زند؟ چه چیزی در وجودتان جرقه می زند؟ شادی؟ غم؟ و یا عصبانیت؟
10 روش برای اینکه بفهمیم در چه چیزی پتانسیل داریم؟
شاید هم الان در شرایط سختی به سر می برید و هیچ چیزی باعث ایجاد علاقه یا احساس خاصی در شما نمی شود. هیچ اشکالی ندارد. اگر فکر می کنید دچار احساسات ناخوشایند یا آزار دهنده شده اید این مساله را با مشاور یا روانشناس مطرح کنید تا به شما کمک کند بفهمید درون شما چه می گذرد و چرا.
اگر دچار افسردگی، اضطراب و یا مشکلات دیگری هستید که باعث می شوند نتوانید با خود واقعی تان، خودی که زیر همه این احساسات پنهان شده است ارتباط برقرار کنید، اولین قدم برای حل این مشکل بسیار ارزشمند خواهد بود.
2- نقاط ضعفتان را شناسایی کنید و سرسختانه نقاط قوتتان را دنبال کنید
فهمیدن نقاط ضعف و قوت می تواند روند خودسازی را بسیار آسانتر کند. از خودتان بفهمید چه چیزهایی برایتان سخت و مشکل است؟ در چه مواردی مشکل دارید؟ آیا روش هایی برای حل این مشکلات وجود دارد؟ آیا ابزاری برای کمک به شما در مسیر عبور از این مشکل وجود دارد؟ آیا این نقاط ضعف چیزی هستند که بتوانید از آنها دور شوید و کنارشان بگذارید؟

مورد آخر به کمی توضیح نیاز دارد. همه می دانیم که ما در روز فقط 24 ساعت وقت داریم و هر ساعتی که بگذرد دیگر هیچ وقت برنمی گردد. حالا اگر این وسط موردی وجود داشته باشد که شما در آن مهارت ندارید و این نقطه ضعف مانع از رسیدن شما به موفقیت شده، بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید یا خودتان به تنهایی با آن دست و پنجه نرم کنید؟
مثلا ممکن است تصمیم بگیرید که دوباره درس خواندن را شروع کنید. اگر ترک تحصیل کرده اید دوباره به مدرسه برمیگردید و شروع به تلاش کردن می کنید. از طرف دیگر می توانید معلم خصوصی بگیرید و به این طریق به هدفتان برسید. به این ترتیب راحت تر و زودتر هدفتان محقق می شود.
26 عادت مثبت برای یک زندگی سالم
حل یک مساله به تنهایی ممکن است ده ها ساعت طول بکشد اما وقتی از یک راهنما و فرد آگاه کمک می گیرید شاید در عرض 20 دقیقه بتوانید مساله را حل کنید. در این 9 ساعت و 40 دقیقه خیلی بهتر می توانید به استراحت، مطالعه و تلاش برای پرورش نقاط قوت خودتان بپردازید.
هر چه زمان بیشتری برای نقاط قوتتان خرج کنید بهتر می توانید آنها را قوی تر کنید. وقت خود را با تمرکز بیش از حد برای برطرف کردن نقاط ضعفتان هدر ندهید، بلکه آنها را بشناسید، درک کنید و دنبال روش هایی برای کاهش تاثیر آنها باشید تا بتوانید تاثیر نقاط قوتتان را افزایش بدهید.
3- اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خودتان را مشخص كنید
کسی که بخواهد از حداکثر پتانسیل و توانایی اش استفاده کند برای خودش هدف تعیین می کند. دلیل تعیین هدف این است که شما بفهمید در نهایت می خواهید به کجا برسید. این هدف ها را به عنوان نشانه هایی در مسیر موفقیتتان در نظر بگیرید.
تکنیک های زیادی برای تعیین هدف وجود دارد که رایج ترین آنها تکنیک SMART است. SMART مخفف کلمات Specific (خاص و مشخص) ، Measurable (قابل سنجش و اندازه گیری) ، Achieveable (دست یافتنی) ، Relevant (مرتبط) و timely (زمان دار) است. اینها مولفه های مهمی برای تعیین یک هدف هستند.

Specific (خاص و مشخص): هدف شما نباید انتزاعی و ذهنی باشد، بلکه کاملا باید مشخص کنید که چه می خواهید.
Measurable (قابل سنجش و اندازه گیری): هدفتان باید طوری باشد که بعد از گذشت زمان بتوانید میزان موفقیت یا شکستتان را اندازه گیری کنید.
Achieveable (دست یافتنی): در مورد چیزی که می خواهید واقع بین باشید و هدفی تعیین کنید که بتوانید به آن برسید.
Relevant (مرتبط): هدف شما باید در راستای اهداف بزرگترتان و مرتبط به خودتان باشد.
Timely (زمان دار): داشتن اهداف بلند مدت خوب است، اما شما باید اهداف کوتاه مدتی که بتوانید در ظرف زمان مشخصی به آنها برسید هم داشته باشید.

اهداف سست و بی پایه خوب نیستند چون جهت معنی داری به شما نمی دهند. این اهداف به شما امکان نمی دهند که از حداکثر پتانسیل خودتان استفاده کنید. در واقع ممکن است این هدف ها به خیال پردازی تبدیل شوند و فقط وقتتان را تلف کنند.
4- برای موفقیتتان یک نقشه راه تعیین کنید
نقشه موفقیت شما از جایی که الان در آن هستید به سمت مقصد هدایت می کند. شما باید بدانید که قرار است چطور به جایی که می خواهید برسید. مثلا اگر می خواهید پزشک بشوید، مسیر شما شامل مواردی مثل فرایند کامل آموزش، آموزش پیشرفته، آزمون و صدور مجوز خواهد بود.
راه آسان برای تهیه نقشه مسیر این است که از آخر شروع کنید و به عقب بروید. علاوه بر این می توانید از افرادی که قبلا به این هدف رسیده اند بپرسید که چطور باید به موفقیت دست پیدا کنید. با سوال کردن و صحبت با افرادی که قبلا این مسیر را رفته اند کارتان خیلی راحت تر می شود.
20 تا از مهم ترین اصول موفقیت در زندگی طبق جدیدترین تحقیقات
فقط یادتان باشد که بیش از حد برنامه ریزی نکنید. بهترین راه برای ترسیم نقشه راه این است که یک طرح کلی در نظر بگیرید. نقاط اصلی را در نظر بگیرید؛ اما سعی نکنید بیش از حد روی این نقاط برنامه ریزی کنید.
مثلا اگر قرار است پزشک شوید، باید مدرک این رشته را داشته باشید. اگر مدرک ندارید باید در دانشکده پزشکی تحصیل کنید و مدرک بگیرید. اگر در دانشکده پزشکی تحصیل نمی کنید باید آزمون بدهید و قبول شوید. خودتان را به تحصیل روی یک دانشگاه محدود نکنید. چون ممکن است در آن دانشگاه قبول نشوید. پس به مسیرتان کلی نگاه کنید و خیلی جزئی بین نباشید.
5- ترس هایتان را از بین ببرید
اگر با ترستان مقابله نکنید و راهی برای عبور از آن پیدا نکنید، ترس، شما را از زندگی باز خواهد داشت. ترس همان چیزیست که اجازه نمی دهد از منطقه امنتان بیرون بیایید. منطقه امن شما جاییست که لازم نیست در آن شجاعت زیادی به خرج بدهید و می توانید به همین شکل زندگی کنید.
اما حداکثر پتانسیل و توانایی های شما جایی خارج از محدوده امنتان است؛ پس باید از این منطقه امن بیرون بیایید. حداکثر توانایی های شما جایی بروز می کند که خطرات را می پذیرید، با چالش ها روبرو می شوید و ترس هایتان را پشت سر می گذارید.

شاید متوجه شوید که توانایی های شما در دنیای کسب و کار یا به عنوان کسی که یک موسسه خیریه یا NGO را اداره می کند بروز پیدا می کنند. ممکن است وقتی پا به این عرصه ها می گذارید، مقداری اضطراب اجتماعی را تجربه کنید یا سخنرانی جلوی جمع شما را وحشت زده کند؛ اما برای اینکه به حداکثر پتانسیل و توانایی خودتان دست پیدا کنید باید با این ترس ها روبرو شوید و بر آنها غلبه کنید.
ترس چیزیست که در اکثر موارد به طور کامل از بین نمی رود؛ بنابراین خیلی مهم است که شما روش های مدیریت ترس را بلد باشید. گاهی اوقات هم بهتر است به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کنید تا به شما کمک کند ترس هایتان را از بین ببرید. در برخی موارد هم با گذشت زمان و به مرور می توانید با این ترس ها مقابله کنید.
6- به یادگیری تان ادامه بدهید
اینکه بخواهید به پتانسیل و توانایی های کامل خودتان دست پیدا کنید کمی مبهم و گمراه کننده است، چون زندگی هر روز چیزهای جدید به شما یاد می دهد و شما باید تجربیات بیشتری کسب کنید.
به جای اینکه به این فکر باشید که از نهایت پتانسیل و توانایی خودتان استفاده کنید، به ظرفیت و توانایی های خودتان سطح و میزان بدهید و تصور کنید که هر چه زمان می گذرد این سطح هم افزایش پیدا می کند و هر بار که به این سطح نزدیکتر می شوید در واقع در آن زمانی از حداکثر پتانسیل خودتان استفاده می کنید.
30 تا از بهترین روشهای گیاهی افزایش هوش و حافظه
این مساله به این معناست که در صورت وجود فرصت های جدید برای یادگیری، باید از آنها استقبال کنید یا بهتر است بگوییم که باید به این فرصت ها به درستی توجه کنید چون هر چیزی هم ارزش یادگیری ندارد. گاهی اوقات ممکن است از دیگران مشاوره نامربوط یا اطلاعات غلطی دریافت کنید و این وظیفه شماست که بفهمید چه چیزی ارزش نگه داشتن را دارد و چه چیزی را باید کنار گذاشت. در عین حال یادتان باشد چه شما متوجه باشید و چه نه، هیچ وقت رشد و تغییر با گذشت زمان متوقف نمی شود.
7- کارهایی که باعث اتلاف وقتتان می شوند را به حداقل برسانید
دنیا پر از کارهاییست که فقط وقتتان را هدر می دهند و می توانند تلاش شما برای رسیدن به موفقیت را بی اثر کنند و از بین ببرند. شما نباید وقتتان را با پرداختن به فعالیت های بیهوده هدر بدهید و اتلاف وقت کنید؛ مگر اینکه این کارها برای استراحت موقت شما باشند.
برای همین شما نباید وقت زیادی را در شبکه های اجتماعی بگذرانید یا کلی وقت صرف بازیهای ویدئویی کنید یا زمانتان را با فعالیت های ناسالمی مثل مصرف مواد مخدر یا تفریحات ناسالم هدر بدهید.
ممکن است بپرسید مصرف مواد یا مشروبات الکلی هم جزو مواردیست که وقت را هدر می دهند؟ صد البته که همینطور است! خیلی ها برای رسیدن به آرامش موقتی و فراموش کردن مشکلات زندگی شان درگیر این موارد می شوند.

شاید این کارها سرگرم کننده باشند اما دیر یا زود عواقب آنها گریبانگیرتان می شود و مجبورید وقت زیادی را صرف مشکلات ناشی از مصرف مواد و مشروبات الکلی کنید. سایر فعالیت های سالم تفریحی هم باید در حد اعتدال انجام شوند. رمز موفقیت در هر کاری داشتن اعتدال است.
از طرف دیگر، اتلاف وقت فقط به اوقات فراغت محدود نمی شود. اتلاف وقت در کار هم به شکل های مختلفی انجام می شود. مثلا وقتی باید روی کارتا تمرکز کنید، ممکن است حواستان را به جای دیگری معطوف کنید یا فکر و خیالات بی ربط به سرتان بزند.
سعی کنید دقیق برنامه ریزی کنید. حواستان باشد که ممکن است بیشتر از اینکه به کارهای اصلی بپردازید، زمان زیادی را صرف کارهای بی اهمیت کنید. پس همه کارهایی که می کنید را به حساب کارهای مولد و تاثیر گذار نگذارید.
8- درگیر کار و تلاش بشوید
رسیدن به هر چیز قابل توجه و شایسته به کار و تلاش نیاز دارد. همانطور که همیشه می گویند: هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد! مدرک یک شبه به دست نمی آید، موفقیت یک روزه محقق نمی شود، مهارت یک دفعه کسب نمی شود؛ پیشرفت کردن و استاد شدن در هر کاری به تلاش و پشتکار نیاز دارد.
کاری که قرار است بکنید را با تمام قوایتان انجام بدهید. این مورد فقط به وظایف شغلی تان محدود نمی شود. در هر زمینه ای که فعالیت می کنید، چه شغلی باشد، چه سرگرمی و چه کارهای خانه، سعی کنید آن را به نحو احسن انجام بدهید. کارتان را با دقت کامل جلو ببرید و اگر نمی دانید چطور باید آن را به بهترین شکل انجام داد سعی کنید یاد بگیرید. با تعالی داشتن در هر زمینه ای، می توانید به رضایت خاطر برسید.
9- نقص هایتان را بپذیرید
اجازه بدهید یک چیزی را اینجا مشخص کنیم: استفاده از نهایت توانایی یا پتانسیل به این معنا نیست که شما باید انسان کامل و بدون نقصی باشید. حقیقت این است که هیچ رابطه ای، مهارتی و یا شغلی هیج وقت به حد کمال نمی رسد و همیشه یک سطح بالاتر از آن هم وجود دارد. هر رکوردی یک روزی شکسته می شود و نمی شود انتظار داشت همیشه همه چیز کامل و بی عیب و نقص باشند.
پس یادتان باشد در عین حال که سعی می کنید از حداکثر ظرفیت و توانایی هایتان استفاده کنید، این را هم در نظر داشته باشید که نمی توانید در همه کارها بی عیب و نقص و بدون اشتباه باشید.
100 کار برای تقویت حداکثری مغزتان
هر اشتباهی که مرتکب می شوید در واقع گامی به سمت دستیابی به توانایی های بالقوه تان است چون باعث برجسته شدن نقاط ضعفتان می شود و می فهمید که باید روی این مناطق بیشتر کار کنید. پس از اشتباهاتتان درس بگیرید، رشد کنید و خودتان را با هر شرایطی وفق بدهید.
10- استراحت کنید، آرامش داشته باشید و از خودتان مراقبت کنید
زندگی گاهی اوقات واقعا خسته کننده می شود و ممکن است برای دستیابی به اهدافتان خیلی سختی بکشید. واقعیت این است که انسانها بدون استراحت کردن و آرامش داشتن نمی توانند کاری از پیش ببرند.
استرس باعث ترشح هورمون کورتیزول در بدن می شود. این هورمون به شما کمک می کند تا از پس شرایط و موقعیت های سخت بربیایید و تنش و اضطراب را در بدن کاهش می دهد. اما وقتی شما همیشه استرس دارید، همیشه کار می کنید و هیچ استراحت و آرامشی ندارید، این هورمون هم به طور مداوم در بدنتان ترشح می شود و سلامتی تان را به خطر می اندازد.

کار زیاد و نداشتن استرس باعث اضطراب همیشگی، افسردگی، تشدید بیماری های روانی، تشدید مشکلات جسمی، فرسایش سیستم ایمنی بدن و عقب ماندن شما برای رسیدن به اهدافتان می شود. اگر سرتان خیلی شلوغ است و مشغله زیادی دارید باید زمانی را هم به استراحت کردن، آرامش داشتن و مراقبت از خودتان اختصاص بدهید.
به همان اندازه که به کار و تلاشتان اهمیت می دهید باید به استراحت و مراقبت از خودتان هم اهمیت بدهید. این مورد را در برنامه روزانه تان لحاظ کنید و حتما به آن توجه داشته باشید، چون این کاری یکی از اساسی ترین و مهم ترین مسئولیت های شماست! خواب منظم، ورزش کردن، به تعطیلات رفتن و اختصاص دادن زمان برای خود، همه و همه به سلامتی شما کمک می کنند. شما باید به ذهن و بدنتان احترام بگذارید و به آنها توجه کنید وگرنه خیلی زود از پا می افتید.
با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید
11- تکرار کنید
همه این مراحلی که گفته شد را تکرار کنید و از آنها چرخه منظمی برای خودتان بسازید. اهدافتان را تعیین کنید، بفهمید که چطور باید به آنها برسید، برنامه ریزی کنید، کار کنید، به نتیجه برسید و دوباره همه چیز را تکرار کنید.
گاهی اوقات ممکن است این وسط اتفاقات غیر منتظره ای پیش بیاید که برنامه های شما را عوض کنند یا به تاخیر بیندازند. هیچ مشکلی نیست. می توانید برنامه تان را مطابق با این اتفاقات تنظیم کنید. این اتفاقات بخشی از زندگی همه ما هستند پس با کمال میل آنها را قبول کنید و با نهایت تلاشتان ادامه بدهید تا به هدف برسید.



Source link

آیا من باید با فلانی ازدواج کنم؟ 20 سوالی که باید از خود بپرسید


ازدواج، یک گام بزرگ و مهم برای پیشبرد روابط عاطفی است و تصمیم گیری در رابطه با این موضوع، از سخت ترین و مهم ترین تصمیم های زندگی یک فرد است. پس بهتر است قبل از ازدواج بخوبی فکر کنید و از خودتان سوالاتی بپرسید که راه درست را به شما نشان می دهد.
این مطلب شامل 20 سوالی ست که باید قبل از ازدواج و رسمی کردن رابطه، از خود یا طرف مقابل تان بپرسید. پرسیدن این سوالات، به شما می فهماند که آیا فرد مورد نظرتان، فرد مناسبی برای تشکیل زندگی مشترک است یا خیر؟ بنابراین ما به شما توصیه می کنیم که اگر به شخصی علاقه دارید و تصمیم گرفته اید با او ازدواج کنید، ابتدا این مطلب را مطالعه کنید.
1- آیا فرد مورد نظرتان، شما را همانطور که هستید دوست دارد؟
آیا همسرتان شما را تشویق می کند که خودتان باشید یا از نشان دادن خود واقعی تان، انتقاد می کند؟ آیا او باعث می شود که خودتان را دوست بدارید یا موجب می شود که شخصیت واقعی تان را پنهان کنید و جور دیگری باشید؟
رابطه ی سالم، رابطه ای ست که در آن نسبت به خود احساس آرامش و هیجان داشته باشیم اما رابطه ی که ما را تهی و ضعیف می کند، یک رابطه ی اشتباه و مخرب است.
اگر فکر می کنید که فرد مورد نظرتان شما را آنطور که هستید دوست ندارد یا خواهان تغییر شخصیت و هویت تان است، بهتر است به فکر پیدا کردن شخص دیگری باشید!
2- آیا هر دوی شما، یکدیگر را قبول دارید و از صمیم قلب پذیرفته اید؟
همیشه مشکلاتی در زندگی زناشویی وجود دارد که برخی از آنها جزئی و برخی بزرگ هستند. هر یک از شرکای زندگی، انتظاراتی از فرد مقابل خود دارند که بر آورده کردن این انتظارات، مستلزم تغییراتی در زندگی است. ایجاد این تغییرات هیچ ایرادی ندارد و چیز غیر عادی نیست. اما اگر فرد مورد نظرتان می خواهد از شما آدم دیگری بسازد و زندگی تان را به طور کامل تغییر دهد، بهتر است کمی بیشتر فکر کنید. بعبارت دیگر، قبل از تشکیل زندگی مشترک لازم است که هر دوی شما طرف مقابل خود را پذیرفته باشد و به او عشق بورزد.
3- آیا خودتان را بطور کامل می شناسید؟
اگر شما خودتان را نمی شناسید، چطور می توانید مناسب ترین فرد زندگی تان را پیدا کنید؟
کمی وقت بگذارید و به شخصی که اکنون هستید و در آینده می خواهید بشوید، فکر کنید. ارزش ها، خط قرمزها و اهداف کوتاه مدت و بلند مدت تان را مشخص کنید و خودتان را بهتر بشناسید.
21 سوال اساسی که قبل از ازدواج باید پرسیده شوند
پیدا کردن درک درست از زندگی، علایق، اولویت ها، ارزش ها، خواسته ها و آرزوها قبل از تشکیل زندگی مشترک بسیار مهم است. پس از درک این موارد، آنها را با فرد مورد نظر خود در میان بگذارید و از او هم بخواهید اینکار را انجام دهد. به این ترتیب بهتر می توانید بفهمید که آیا مناسب هم هستید یا نه.
4- آیا از حضور در این رابطه احساس خوشحالی می کنید؟
هدف اصلی تشکیل یک زندگی مشترک این نیست که کسی را پیدا کنید که شما را کامل یا خوشحال کند. اما این را بپذیرید که ناراضی بودن در خانه می تواند به همه ی قسمت های زندگی تان نفوذ کند و باعث شود از داشتن یک زندگی شاد، محروم شوید.
اگر همیشه در حال دعوا هستید یا از کنار هم بودن احساس خوبی ندارید، بهتر است در مورد رابطه ی خود تجدید نظر کنید. اگر در رابطه ای بسر می برید که پر از دعوا و جنجال است، به هیچ عنوان نباید به امید تغییر اوضاع، حرف ازدواج را پیش بکشید. زیر یک سقف رفتن، نه تنها مشکلات شما را خاتمه نمی دهد، بلکه ممکن است موجب بدتر شدن اوضاع هم شود.

5- آیا در این رابطه، احساس گیرافتادن می کنید؟
آیا واقعاً از بودن در این رابطه لذت می برید یا دوست دارید از آن فرار کنید؟ اگر در رابطه ی خود احساس آزادی ندارید و احساس می کنید مانند پرنده ای در قفس هستید، بهتر است کمی بیشتر فکر کنید. چنین رابطه ای دیر یا زود شما را خسته می کند پس بهتر است تا دیر نشده کمی بیشتر فکر کنید.
6- آیا تداوم این رابطه باعث رشد و پیشرفت شما می شود؟
شروع یک زندگی مشترک باید با رشد و بالندگی همراه باشد. ازدواج سالم ازدواجی ست که شما را دائما به سمت جلو حرکت دهد و در واقع سکوی پرش شما به سمت موفقیت باشد.
7- آیا رابطه ی متعادلی دارید؟
آیا احساس می کنید از نظر سازش، پشتیبانی، حمایت، تلاش و فداکاری در یک حد هستید؟ یا اینکه یکی از شما نقش فداکار را بازی می کند و دیگری تنها در حال تماشا کردن است؟ اگر چنین است باید بدانید که این رابطه متعادل نیست و دیر یا زود، به مشکلات بزرگتری ختم می شود.
8- آیا رابطه ی شما کسل کننده است؟
آیا تا به حال دیده اید که دو نفر در یک بعدازظهر آفتابی کاملا ساکت روبروی هم نشسته باشند و جوری رفتار کنند که انگار مجبورند روز خود را با هم سپری کنند؟ چنین وضعیتی، به معنای کسل کننده بودن رابطه است که دوری از آن برای داشتن یک ازدواج بادوام، بسیار مهم است.
9- آیا زمان هایی که کنار هم نیستید، احساس خوشحالی بیشتری می کنید؟
اگر به دوری از هم علاقه دارید، به این معناست که شما در این رابطه احساس خوشحالی ندارید و باید عاقلانه تر تصمیم بگیرید.
اهمیت زیبایی زن و مرد در ازدواج (تجربه یک روانکاو)
10- دلیل شما از بودن در این رابطه چیست؟
به این مورد خوب فکر کنید و مشخص کنید دلیل برقراری این رابطه چیست. آیا دلیل شما از برقراری این رابطه این است که شما به فرد مقابل تان احترام می گذارید، دوستش دارید، اعتماد دارید و برای او ارزش قائل هستید؟ یا فقط به این دلیل است که از تنهایی می ترسید، نگران امور مالی یا از دست دادن زندگی فعلی تان هستید؟
11- برنامه ی هر دوی شما برای آینده چیست؟
ممکن است زندگی شما در حال حاضر عالی باشد اما آیا برنامه های هر دوی شما برای آینده در جهت هم است یا در خلاف جهت یکدیگر؟
آیا از انتظارات طرف مقابل تان آگاه هستید و می توانید آنها را برطرف کنید؟

12- آیا واقعاً به شریک زندگی خود اعتماد دارید؟
پاسخ به این سوال، برای برخی افراد تامل برانگیر است. مردد بودن در پاسخ به این سوال، به این این دلیل است که بطور کامل به فرد مقابل خود اعتماد ندارید. اگر شما هم یکی از این افراد هستید، وقت آن است که دلیل این بی اعتمادی و راه های بازسازی آن را پیدا کنید.
بدون اعتماد، هیچ شانسی برای تشکیل یک زندگی زناشویی موفق و شاد وجود ندارد.
13- آیا فرد مورد نظر شما، انسان خوبی ست؟
با توجه به چیزهایی که در مورد شریک زندگی خود می دانید، مشخص کنید که آیا او انسان خوبی ست یا نه. زندگی کردن با انسان های بد و خرابکار، کار آسانی نیست!
14- آیا فرد مورد نظرتان، برای شما جذاب است؟
جاذبه جسمی و فیزیکی، یکی از مولفه های مهم یک رابطه است. مجبور کردن خود به برقراری رابطه با کسی که هیچ جذابیتی برای شما ندارد، کار عاقلانه ای نیست چون به زودی خسته خواهید شد و رابطه ی بادوامی نخواهید داشت.
15- آیا شما برای فرد مورد نظرتان، نقش پدر/ مادر دارید یا شریک زندگی؟
مراقبت از شخصی که دوستش دارید کار بدی نیست اما اگر احساس می کنید به جای همسر بودن، مانند یک مادر (یا پدر) باید دائما از شریک زندگی خود حمایت و مواظبت کنید، اوضاع فرق می کند.
اگر شریک زندگی تان رفتارهای بچگانه و خارج از کنترلی دارد و شما باید دائما مانند یک والد، او را راهنمایی و حمایت کنید، بهتر است از ازدواج کردن با او صرف نظر کنید.
تفاوت سنی در ازدواج؛ حداکثر چند سال تفاوت خوب است؟
16- آیا فرد مورد نظرتان از شما حمایت می کند؟
آیا احساس می کنید که فرد مورد نظرتان به شما وفادار است، از شما حمایت می کند و در لحظات سخت زندگی کنارتان است؟ یا احساس می کنید مرتباً توسط او به ته دره پرتاب می شوید؟ اگر هیچگونه حمایتی و پشتیبانی از شخص مورد نظرتان دریافت نمی کنید و او دائما پشت شما را خالی می کند، به دنبال جدی کردن رابطه تان نباشید.
17- آیا در زندگی هم مسیر هستید؟
برخی از زوجین از گفتگو در مورد مسائل بزرگ (دین، ​​ازدواج، بچه داری) اجتناب می کنند زیرا فکر می کنند که در مورد این امور در آینده بصورت خود به خود نتیجه می گیرند. اینکار زوجین را در یک وضعیت پیچیده و دردناک قرار می دهد و باعث گمراهی آنها می شود.
18- آیا در کنار هم رشد می کنید و شکوفا می شوید؟
همه ما به عنوان انسانی که روی این کره خاکی زندگی می کنیم، حق رشد و تکامل و ایجاد زندگی بی نقصی برای خود داریم. آیا شما و شریک زندگی تان در کنار هم رشد می کنید و به عنوان یک انسان، شکوفایی را تجربه می کنید؟
19- آیا شما هنوز هم خودتان هستید؟
عاشق شدن نباید مستلزم تغییر هویت تان باشد. بنابراین شما باید هویت واقعی خود را حفظ کرده باشید و هر دوی شما در یک سطح و عقیده قرار گرفته باشید.
20- احساسات تان چه چیزی به شما می گویند؟
آیا احساس می کنید این یک رابطه سالم است و با یک سرعت درست و در جهت مثبت حرکت می کند؟
بنابراین به احساس درونی خود گوش کنید و به شهودتان اعتماد داشته باشید.
26 نکته مهم برای جذب مردان توسط همسر
ازدواج مسئله ی مهمی ست که آینده ی شما را بشدت تحت تاثیر قرار می دهد، پس با انتخاب های غلط، زندگی و آینده تان را تباه نکنید. اگر هیچ پاسخ منطقی برای سوالات مذکور نداشتید، بهتر است کمی بیشتر فکر کنید و تصمیم عاقلانه تری بگیرید.



Source link

10 روش برای اینکه بفهمیم در چه چیزی پتانسیل داریم؟


هر کسی در یک کاری ماهر و خوب است؛ قبول دارید؟ پس چرا باید احساس کنید که فقط شما نمی توانید در یک کار یا مهارت با استعداد و خوب ظاهر شوید؟ درست است که گاهی اوقات وقتی در تلاش برای پیدا کردن کاری هستیم که برای انجام دادنش پتانسیل لازم و کافی را داریم، ممکن است کاملا دلسرد و ناامید شویم؛ ولی فهمیدن اینکه ما در چه کاری مهارت داریم می تواند تغییر زیادی در زندگی مان ایجاد کند. فرقی هم نمی کند این کار به شغلمان مربوط شود یا به علایق و سرگرمی هایمان.
ما اینجا نکات و راهنمایی های بسیار مفیدی در اختیارتان می گذاریم که از طریق آنها می توانید بفهمید در چه چیزی مهارت و پتانسیل دارید. مطمئنا وقتی به پایان این مطلب رسیدید می توانید حداقل یک مورد که در آن ماهر هستید را نام ببرید. خیلی خب، شروع می کنیم!
1- کارهای مختلف را امتحان کنید و برای فعالیت های متفاوت داوطلب شوید
اگر نمی دانید چه کاری برایتان خوب است، احتمالا موقع کشف این موضوع ندانید که باید از کجا شروع کنید. برای به حداکثر رساندن تعداد زمینه هایی که در آن مهارت دارید باید موارد زیادی را امتحان کنید.
مطمئنا در نهایت به موردی برمی خورید که واقعا برای شما و متناسب با توانایی های شما ایجاد شده است. ناامید نشوید. اگر مثلا 9 مورد را امتحان کردید و در هیچ کدام به چیزی که می خواستید نرسیدید، سراغ مورد دهم بروید.
26 عادت مثبت برای یک زندگی سالم
گاهی اوقات شاید لازم باشد کمی از چارچوب ها و ساختارهای معمول بیرون بیایید. سعی کنید ترکیب های خلاقانه را امتحان کنید مثلا چیزهای جدید بنویسید، سراغ هنر بروید، نویسندگی را امتحان کنید و کاری که واقعا متناسب با شماست را پیدا کنید.
از طرف دیگر می توانید چند کار عملی هم انجام بدهید؛ مثلا شروع به ساخت صفحات گسترده برای کار کردن و فرمول نویسی کنید. ممکن است بفهمید که در این کار مهارت دارید و خیلی راحت می توانید حتی از این کار کسب درآمد هم بکنید.
اگر این روش ها هم موثر نبود سعی کنید فعالیت فیزیکی داشته باشید. اگر به ورزش علاقه دارید می توانید وارد رشته ورزشی مورد علاقه تان بشوید. می توانید سرمربیگری اعضای خانواده تان را به عهده بگیرید یا کلاس های رایگان ورزشی برای دیگران بگذارید. به این ترتیب با گذشت زمان احتمالا متوجه می شوید که در این کار مهارت دارید و انگیزه بیشتری برای ادامه دادن پیدا می کنید.

یک کار دیگر هم می توانید بکنید و آن هم این است که برای مدتی فعالیت های داوطلبانه داشته باشید. البته این کار برای همه گزینه مناسبی نیست؛ اما به چند دلیل ارزشش را دارد.
داوطلب شدن به طور کلی ایده خوبیست، مخصوصا اینکه هر سازمانی که انتخاب می کنید با کمال میل حاضر است کمک شما را بپذیرد. این کار به شما فرصت می دهد تا چیزهای جدید را تجربه کنید. نیازی نیست که حتما در این کارها مهارت داشته باشید، بلکه قرار است مهارت جدید را یاد بگیرید.
جنبه های مهم زندگی (12 مورد که باید در اولولیت باشند)
می توانید مدتی به صورت داوطلبانه از بچه ها یا حیوانات مراقبت کنید، در یک فروشگاه کتاب کار کنید یا به موسسه های خیریه سری بزنید و آنجا مشغول فعالیت شوید. هر کاری که فکر می کنید می تواند درهای جدید به روی شما باز کند را امتحان کنید.
حتی اگر مهارت خاصی هم در این موارد پیدا نکنید باز هم چیزی از دست نداده اید. با انجام فعالیت های داوطلبانه، هم خودتان سرگرم می شوید و هم به جامعه تان کمک می کنید.
2- وقتی موارد جدید را امتحان می کنید اجازه بدهید زمان کافی بگذرد
خیلی از ما موقع تجربه یک کار یا مهارت جدید در یک لحظه به خودمان می گوییم: بله! این همان چیزیست که کاملا برای من ساخته شده! اما باید این را بدانید که مطمئن شدن از اینکه آیا کاری واقعا متناسب شماست یا نه، به گذشت زمان نیاز دارد.
هیچ کس در شروع یک کار نمی تواند کامل و بی نقص عمل کند، پس انتظارات واقع بینانه ای از خودتان داشته باشید و اجازه بدهید گذشت زمان مشخص کند چه زمینه ای برایتان بهتر است.
وقتی به خودمان فرصت تجربه چیزهای جدید را می دهیم، اغلب اوقات فشار را از روی خودمان برمی داریم و انتظار نداری که خیلی زود و سریع به مهارت برسیم. اگر کمال گرا باشید کاملا این فشار را تجربه کرده اید و می دانید که چقدر استرس زا و نگران کننده است.
پس به جای اینکه همان روز اول تصمیم بگیرید که شکست خورده اید یا موفق شده اید، به خودتان زمان بدهید و قضاوت در این خصوص را به مدتی بعد موکول کنید.

به این فکر کنید که شما در حال تمرین کردن هستید نه بیشتر! تصور کنید که این کار درست مثل ورزش کردن است – بعد از چند بار تمرین، به این دلیل که هنوز در این کار خبره نشده اید، ممکن است احساس کنید که کمی اعتماد به نفس­ یا خوش بینی ­تان را از دست داده ­اید. با این حال، می دانید که باید واقع بین باشید و قبل از رسیدن به سطح مطلوبی که می خواهید، منتظر بمانید.
مطمئنا اولین بار به سادگی نمی توانید تک تک حرکاتی که در ویدیوهای جدید ورزشی مشاهده می کنید یا تکنیک­ های وزنه برداری را با موفقیت اجرا کنید؛ اما هیچ اشکالی ندارد! برای یادگیری نحوه انجام کارهای جدید، زمان لازم داریم، اما در پایان تلاشمان نتیجه خواهد داد.
10 تا از کاربردی ترین نکات کسب ثروت در زندگی (تحقیقات 2020)
سعی کنید از ذهنیت لذت آنی که این روزها بسیاری از ما به آن دچاریم، دور شوید.
ما در جهانی زندگی می کنیم که به سرعت عکس ها را در صفحات مجازی پیمایش می کنیم، با جا به جایی یک انگشت در عرض چند دقیقه قرار ملاقاتی ترتیب می دهیم و غذایی سفارش می دهیم که در عرض 20 دقیقه به دست مان می رسد. ما آنقدر عادت کرده ایم سریع به خواسته هایمان برسیم که فراموش می کنیم بعضی کارها واقعاً زمان بر هستند.
به خودتان کمی استراحت بدهید و قبل از این که انجام کاری را ترک کنید، برای انجام آن پشتکار داشته باشید. زمانی با یادگیری کلیک کردن و نحوه استفاده از کامپیوتر و … مهارت جدیدی در زندگی کسب کردید؛ بنابراین ارزشش دارد که بازهم وقت صرف کنید!
3- از عزیزانتان بپرسید که فکر می کنند شما در چه چیزی مهارت دارید
اگر کار کردن در حیطه ای که در آن ماهرید سخت است، از اطرافیان تان بپرسید! جای هیچ خجالتی نیست اگر از عزیزان خود بپرسید تا برخی از بهترین ویژگی های شما را نام ببرند.
آنها ممکن است مواردی را بیابند که شما هرگز متوجه آنها نشده باشید، یا کارهایی که فراموش کرده اید از آنها لذت می برید یا در انجام آن ها موفق هستید.
20 تا از مهم ترین اصول موفقیت در زندگی طبق جدیدترین تحقیقات
مزیت این کار این است که با استفاده از این روش شما بیشتر نظرات عینی دریافت می کنید. این افراد احساس شما را به مشاغل خاص، وظایف مختلفی که در آن پیشرفت کرده اید را به یاد دارند و به خاطر می آورند چه چالش هایی با تیپ شخصیتی یا سبک زندگی شما متناسب نیستند.
آنها می توانند با روشی ساده، یعنی گفتگو کردن، به شما کمک کنند تا متوجه شوید توانایی امتحان کردن چه کارهایی را دارید.
به احتمال زیاد شما موقع حرف زدن با با آنها خیلی راحت هستید؛ بنابراین گفته های خودتان را سانسور نخواهید کرد. به همین ترتیب، برخی از افکار ناخودآگاه شما که به طور معمول آنها را آرام نگاه می دارید، به احتمال زیاد ظاهر می شوند- همیشه می خواستید بازیگری را رها کنید اما خجالت می کشیدید و نمی توانستید به کسی بگوئید؟ احتمالاً در این نوع مکالمه خواهید توانست و عزیزنتتان اعتماد به نفس بزرگی به شما خواهند داد تا جرات امتحان کردن این کار را به دست آورید!
4-بازدهی خودتان در کار یا تحصیل را ارزیابی کنید
کاری که می توانید با انجام آن متوجه شوید در چه کاری مهارت دارید، این است که اگر در گذشته در رابطه با عملکردتان ارزیابی داشته اید، آنها را مبنای عمل خود قرار دهید.
اگر رئیس یا مدیرتان عملکرد شما را بررسی می کند، می توانید به این بررسی را مرور کنید تا ببینید چه مهارت هایی در این بین برجسته شده اند.
ویژگی افراد ثروتمند و 8 عادت که ثروتمندان دارند
آنها ممکن است نکاتی مانند “مهارت های ارتباطی عالی” یا “توانایی عالی در هدایت تیم” را در پرونده شما قید کرده باشند.
این نوع بینش این امکان را برای شما فراهم می سازد تا چیزهای جدیدی را امتحان کنید. ممکن است متوجه شوید واقعاً در مدیریت افراد مهارت دارید و پس از آن می توانید از فرصت هایی پیش آمده با این توانائی بهره ببرید.

اگر دانشجو هستید، احتمالاً سنجش یا ارزیابی های مشابهی از معلمان یا اساتید خود دارید.
حتی ممکن است آنها در مورد مجموعه مهارت هایتان با شما به صحبت بنشینند- در هر حال، وظیفه شان راهنمایی شما است، بنابراین ارزش یکبار امتحان کردن را دارد.
برای آنها یک ایمیل بزنید یا یک روز بعد از کلاس از آنها سوال کنید. آنها ممکن است مواردی را در رفتار شما ببینند که شما خودتان متوجه آنها نیستید؛ مثلا این که چقدر در پروژه های گروهی باعث افزایش انگیزه همه می شوید یا این که چقدر در ارائه های گروهی یا جلسات نقش آفرینی فوق العاده هستید. می توانید این نقطه نظرات را کسب کنید و با آنها به سرعت پیشرفت کنید!
5- مسابقه آنلاین برگزار کنید
برگزار کردن مسابقه های آنلاین به این هدف جای خجالت ندارد. اگر نگاهی به بیرون بیندازید، افرادی را پیدا خواهید کرد که در مورد سابقه شغلی تان تا به امروز سوال خواهند کرد. برخی دیگر روی علائق شما متمرکز خواهند شد و برخی دیگر با دادن پاسخ ی سریع ویژگی های شخصیتی یا نقاط قوت و ضعف اصلی تان را به شما یاد آور خواهند شد.
البته این آزمایشات همیشه 100٪ دقیق نیستند، اما می توانند راهنمایی و دید خوبی به شما بدهند.
6- از فکر کردن بیش از حد به کاری که در آن مهارت دارید دست بردارید
بسیاری از ما گاهی بسیار مشتاقانه و گاهی با ناامیدی دنبال کارهایی هستیم که در آن ها مهارت داریم. دلیل این مساله است که ما بیش از حد در جزئیات کوچک گیر می افتیم.
ما حقایق و آمار و پاسخ های قطعی و سریعی را می خواهیم که باعث هدایت شما ما به سمت مسیری شود که در آن تغییرشغل و زندگی رخ می دهد.
انرژی درمانی چیست؟ بهترین و موثرترین روش انجام آن
این طرز فکر تقریباً موجب ایجاد دید تونلی در ما می شود؛ به این معنی که ما چنان در داشتن این طرز فکر ثابت قدم هستیم که توانایی دیدن تصویر بزرگتر را از دست می دهیم.
به جای این که فقط روی یک کار یا یک موضوع تمرکز کنید، این امکان را به خودتان بدهید که گاهی از روند انجام آن نیز لذت ببرید.
سعی کنید به کاری که مرتباً انجام می دهید و از آن لذت می برید، فکر کنید. ممکن است به خاطر کیک هایی که برای همکاران خود می پزید مورد تمجید و تحسین قرار بگیرید، یا دیگران همیشه استعداد و سلیقه شما در انتخاب لباس را تحسین کنند.

شاید آن کار چیزی بیش از تماشای تبلیغات تلویزیونی و اشاره به این که چقدر این تبلیغات بی معنی هستند، نباشد. این کاریست که من همیشه آن را انجام می دادم؛ بنابراین تصمیم گرفتم که در تبلیغات و تلویزیون حرفه ای شوم، چون می دانم مهارتم در این کار است، پس به اندازه ی کافی به این مهارت توجه می کنم تا ادامه اش دهم.
شاید شما همیشه در پروژه­های “خودت انجام بده” به دوستتان کمک می کنید یا ممکن است با ابزارهای برقی به سرعت کار کنید یا استعدادی عالی در طراحی داشته باشید. از این استعدادها بهره ببرید و با آنها کار انجام بدهید!
7- الزامات شغلی خودتان را بررسی کنید
مطمئن نیستید در چه چیزی مهارت دارید؟ آگهی یا شرح شغل مربوط به جایگاه فعلی تان و نیز موقعیت هایی را که اخیراً داشته اید را بازبینی کنید.
ممکن است متوجه شوید که دائما الزامات شغلی مشابهی در پیش رویتان ظاهر می شوند. این واقعیت که شما توانسته اید در حفظ چندین شغل که در تمامی آنها از شما مهارت کافی در ارائه­ مطالب یا سابقه حسابداری خواسته شده است، موفق عمل کنید، نشان دهنده نقاط قوت شما در این حیطه ها است!
راههای غلبه بر تنبلی (30 روش موثر)
اگر دست از تمرکز بیش از حد بر آنچه می خواهید در آن خوب باشید برندارید، اغلب مهارت هایی را که مدت های مدیدی برای بهتر کردن شان وقت صرف کرده اید را فراموش می کنید. اینها همان مهارت هایی هستند که با ممارست در انجامشان و لذت بردن از آن ها کسب کرده اید، تا حدی که توانستید مدام آنها را انجام بدهید و الان به یک حرفه ای تبدیل شوید!
8- آگهی های استخدام مد نظرتان باشد
جستجو در لیست شغل هایی غیر از شغل خودتان نیز می تواند بسیار مفید باشد. ما غالباً کارهایی که در انجام آنها ماهر و توانا هستیم را فراموش می کنیم زیرا عادت به انجام آنها داریم! در میان آگهی های شغلی جستجو کنید و به مهارت های مورد نیاز برخی از آنها نگاهی بیندازید.
ممکن است آگهی شغلی را ببینید که به شخصی با تجربه در خرده فروشی نیاز دارد و سپس تابستانی را به یاد آورید که در فروشگاهی کار می کردید و چقدر هم از آن کار لذت می بردید یا چندین بار موفق به کسب عنوان ” بهترین کارمند ماه” شدید.
ببینید چه چیزی حافظه شما را تحریک می کند و به یاد داشته باشید که برخی از نقاط قوت ما ممکن است اخیراً استفاده نشده باشد، اما آنها هنوز هم با ما هستند!
9- پول یا جنبه های کاربردی را فراموش کنید
وقتی به نقاط قوت خودمان فکر می کنیم، بر جنبه های کاربردی شان متمرکز می شویم.
شاید در طراحی مهارتی باورنکردنی داشته باشید، اما همیشه داشتن این مهارت را رد می کنید چون پیش خودتان فکر می کنید این مهارت به درد پرداخت صورت حساب ها و قسط هایتان نمی خورد! خب، این واقعیت به این معنا نیست که شما مهارتی ندارید و در کاری سرآمد نیستید.
بیایید برای ماهر بودن در کاری شرایط خاصی مثل دریافت پول در ازای داشتن این مهارت یا به دست آوردن شهرت به واسطه آن در نظر نگیریم و به کارهایی بپردازیم که واقعاً به خوبی از پس آن ها بر می آییم.

این لیست از مهارت ها، با لیستی که در ذهن تان دارید، بسیار متفاوت خواهد بود. ما اغلب بر مهارت های مربوط به شغل مان متمرکز می شویم و فراموش می کنیم که سرگرمی هایمان نیز به نوعی جز مهارت های ما محسوب می شوند.
آیا در شغل تان روی آمار کار می کنید اما آخر هفته های خودتان را با کارهای دستی تزئینی می گذرانید؟ خب، این اتفاق به این خاطر است که شما در ساختن زیور آلات مهارت دارید!
یادتان باشد هیچ وقت مهارتی که دارید را صرفاً به این دلیل که حس می کنید آن مهارت کاربردی نیست، دست کم نگیرید.
10- با یک متخصص مشاغل یا راهنمای آموزشی صحبت کنید
همیشه این گزینه وجود دارد تا با کسی که به کارش وارد است صحبت کنید! در هر مرحله از زندگی که هستید، از صحبت کردن با یک متخصص شغلی هراس نداشته باشید.
این تصور غلط وجود دارد که مشاوران آموزشی در امور شغلی فقط برای دانشجویان دانشگاه یا فارغ التحصیلان اخیر هستند. در صورتی که شما هم می توانید از این منبع نهایت استفاده را بکنید و از پشتیبانی های آنها بسیار بهره ببرید.
13 نشانه واضح آدم های نابغه (تحقیقات جدید)
برخلاف وقتی که از دوستان تان سئوال می کنید، این فرد ( یعنی راهنما یا مشاور شغلی) هنوز چیزی درباره شما نمی داند. وقتی با دوستان در مورد مسائل صحبت می کنیم، به هیچ وجه به خودمان زحمت پر کردن “خلاهایی که داریم” را نمی دهیم، چون، آنها از قبل همه مسائلی که قرار است در مورد آن صحبت کنیم را می دانند.
به عنوان مثال، می توانیم به دوستان مان بگوئیم “اوه یاد آن شغلی افتادم که در سن بیست سالگی به آن مشغول بودم، دیگر نمی خواهم در آن شغل مشغول شوم!” در این جا دوست ما به خاطر می آورد، بنابراین نیازی به ذکر جزئیات نداریم.
یک مشاور راهنما در امور شغلی از قبل جزئیات بیشتری را در مورد ما نمی داند؛ بنابراین ممکن است از ما بخواهد تا آنها را توضیح دهیم. این اتفاق، ممکن است باعث شود تا بگویید “خب، من از این که مجبور باشم تیمی از افراد را مدیریت کنم متنفرم” – این نکته به آنها کمک می کند تا روی کارهایی که از آنها لذت نمی برید کار کنند تا بعدها بتوانند آنچه را که از آن لذت می برید را کشف کنند.
30 تا از بهترین روشهای گیاهی افزایش هوش و حافظه
شاید بگویید “خب، من از این که مجبور باشم تیمی را مدیریت کنم متنفر بودم – اما در واقع، اگر می توانستم امور محوله را سازمان دهی کنم، بسیار عالی می شد. فراموش کردم که چقدر همه برنامه ریزی کردن را دوست داشتم “- این کار مکاشفه ای است که شاید شما نتوانید با کسی که شما را کاملاً خوب می شناسد، داشته باشید. به این ترتیب مکالمه ای کاملاً جدید ایجاد می شود و متوجه می شوید که اگر با مشاور صحبت نمی کردید، نمی توانستید این مکالمه را داشته باشید.
دست بر قضا ممکن است مشاور شما شغلی در رابطه با برنامه ریزی رویدادها یا مدیریت پروژه را به شما توصیه کند و این چیزی است که شاید اگر با مشاور صحبت نمی کردید هیچ وقت به آن نمی رسیدید!
همانطور که شاید بگویید، وقتی پای مهارت شما در کاری وسط می آید هیچ وقت یک راه یا راه حلی سریع وجود ندارد. درعوض، رویکردهای متعدد، مکالمات بی رودروایسی و صبر زیاد لازم است!
یادتان باشد که شما واقعاً در خیلی چیزها مهارت دارید.ممکن است همه آنها تبدیل به یک مسیر شغلی جهت کسب درآمد میلیاردها دلاری نشوند؛ اما این موضوع به این معنی نیست که آنها جزو مهارت های شما محسوب نمی شوند.
نکته های کوچک برای زندگی بهتر (26 نکته ریز ولی موثر)
صحبت کردن با افرادی که شما را بهتر می شناسند و افرادی که شما را نمی شناسند، این امکان را به شما می دهد که در جهت کشف استعدادهای تان قدم بردارید.
طبیعی است که باید برای کسب مهارت در کاری، کمی وقت صرف کنید، بنابراین اگر کار جدیدی را به صورت تصادفی امتحان کردید و توانستید در عرض پنج دقیقه در انجام آن کار عالی شوید، اصلاً ترس به دلتان راه ندهید.
برای کسب مهارت در هر کاری به خودتان فرصت بدهید، به خودتان ایمان داشته باشید و از ادامه امتحان کردن کارهای جدید نترسید! به خودتان بگویید قرار است فقط یک گزینه را امتحان کنید و باید بگوئیم که این امتحان واقعا ارزش وقت صرف کردن و تلاش کردن را دارد.
 



Source link

8 روش تغییر نگرش در زندگی [تبدیل نگرش منفی به مثبت]


نگرش منفی های ما به زندگی، از عدم آگاهی مان ناشی می شود. اگر بدانید که داشتن نگرش منفی چقدر می تواند بر شرایط و روابط تان تاثیر بگذارد، از همین الان برای تغییر آن اقدام می کنید.
اما راه از بین بردن نگرش منفی و جایگزینی افکار مثبت به جای آنها چیست؟ در این مطلب ما به شما می گوییم که چگونه می توانید نگرش مثبت تری به زندگی پیدا کنید و به این ترتیب به سمت داشتن یک زندگی شادتر قدم بردارید. هیچگاه فراموش نکنید که افکار، بر نحوه رفتار و اعمال ما تاثیر می گذارد و بعبارت دیگر، اعمال ما از تفکراتمان نشات می گیرد.
به افکار خود توجه کنید و این را بدانید که:
تغییر نگرش به معنی سرکوب کردن یا از بین بردن کامل افکار منفی نیست. اینکار در حقیقت تغییر الگوهای فکری است.
افکار منفی طبیعتا برای هر کس بوجود می آیند، اما وقتی به آنها توجه کنید، مثل این است که آنها را تغذیه می کنید تا دوباره برگردند و قوی تر شوند.
چطور آدم خوبی باشیم؟ (101 ایده برای کمک به دیگران)
وقتی الگوهای فکری تکراری و منفی را تغییر دهید، نگرش خود را تغییر خواهید داد. به این ترتیب قادر خواهید شد جهانی که در آن زندگی می کنید را تغییر دهید و به چیزهایی دست پیدا خواهید کرد که قبلاً فکر نمی کنید امکان پذیر باشد.
در این قسمت راهکارهای تغییر نگرش منفی و جایگزینی آنها با افکار مثبت آورده شده است.
1- طرز فکر خود را تغییر دهید و تفکر باینری را کنار بگذارید
اغلب اوقات، ما به روش محدودی فکر می کنیم و نگرش مان نسبت به بسیاری از حقایق به صورت سیاه و سفید است و هیچ حد وسطی در نظر گرفته نمی ‌شود. به این طرز تفکر، تفکر باینری یا صفر و یک گفته می شود. حتی فکر کردن در مورد افکار فقط منفی یا مثبت نیز یک روش باینری است.
نگرش منفی زمانی ایجاد می شود که متقاعد شده باشید این روش دودویی یا کل نگر، بازتاب دقیق واقعیت است. وقتی این طرز تفکر به نتایج خوبی نمی رسد، دیگران را مقصر می دانید. در چنین فضایی همه چیز “با ما یا بر علیه ما” در نظر گرفته می شود و افراد یا با عقیده ‌ای موافقند و یا آن را به کلی رد می ‌کنند و برای حل مشکلات هیچ حد واسطی در نظر نمی گیرند!

همین امر موجب ایجاد یک نگرش منفی می شود و مانع از رسیدن ما به درجات بالای فکری و اعتقادی می گردد. سرزنش کردن دیگران نه تنها به حل مشکل این طرز تفکر کمک نمی کند بلکه آن را ماندگارتر هم می کند.
تحقیقات نشان می دهد که تغییر مسیر باعث بهبود خلاقیت می شود. تغییر مسیر موجب می شود که متفاوت فکر کنید و از افکار منفی رهایی یابید.
27 روش افزایش کیفیت زندگی (راهکارهای واقعا موثر)
برای دور شدن از تفکر باینری و تغییر مسیر، یک قدم عقب بروید و به کاری که در حال انجام آن هستید کمی فکر کنید. از خود بپرسید که آیا روش متفاوتی وجود دارد که بتوانید اتخاذ کنید؟ از چه کسی می توانید کمک بگیرید؟ چه راه حلی را امتحان نکرده اید؟ بنابراین اگر مسیر خود را تغییر دهید، قادر خواهید بود برای حل مشکلات، خلاقیت و نگرش مثبت بیشتری داشته باشید.
2- فراموش نکنید که گفتگوی مثبت با خود، رمز مقابله با نگرش منفی ست
گفتگوی درونی مثبت، موجب می شود که افکار مثبت به مرور جایگرین افکار منفی شود. قدرت کلمات را دست کم نگیرید و فقط و فقط از عبارات و جملات مثبت استفاده کنید. این موضوع را نه تنها با خود بلکه هنگام صحبت کردن با دوستان نزدیک تان نیز فراموش نکنید.
نکته ای که در مورد خود-گفتاری مثبت وجود دارد این است که با تمرکز بر نقاط قوت و اظهارات مثبت در مورد خود، به همان چیزی تبدیل می شوید که به خود می گویید و نگرش تان تغییر می کند.
دکتر ماری هارت‌ول-واکر که یک روانشناس است توصیه می کند برای تقویت نگرش مثبت، بطور دائم جملات مثبت زیر را در مورد خودتان تکرار کنید:

من دوست داشتنی هستم
من لایق بهترین ها هستم
بیشتر انسان ها، افرادی دوست داشتنی و لایق هستند
موفقیت، با تلاش و پشتکار میسر می شود
چالش ها، فرصت های زندگی هستند
انسان جایزالخطاست

هر روز جملات انگیزشی فوق را با خود تکرار کنید. برای تغییر نگرش تان باید کارهایی انجام دهید که به شما کمک کند احساس خوبی نسبت به خود و دیگران داشته باشید. شرکت در کارهای داوطلبانه و تیم های ورزشی، گزینه های عالی برای رسیدن به این هدف هستند.
بنابراین گفتگوی مثبت با خود را فراموش نکنید و براساس این گفته ها اقدام کنید. به این ترتیب متوجه خواهید شد که نگاه تان به زندگی تغییر خواهد کرد.
3- عامل تغییر باشید، نه قربانی تقدیر
فرد قربانی شخصی ست که دایما از شرایطی که خارج از کنترل اوست رنج می برد اما فردی که به دنبال تغییر است، تلاش می کند شرایط و اوضاع را تغییر دهد.
اگر بدبین باشید و به بجای تلاش کردن، ناامید شوید، یک قربانی خواهید بود و نسبت به زندگی، یک نگرش منفی پیدا می کنید.
شما تنها فردی هستید که می توانید به تغییر نگرش خودتان کمک کنید. بنابراین با داشتن یک اراده ی قوی و پشتکار، دید خود را به زندگی تغییر دهید تا اوضاع و شرایط فعلی تان نیز تغییر پیدا کند.
لیست جامع 100 هدفی که قبل از مرگ باید به آنها رسید
اما گاهی اوقات مشکلاتی که در زندگی با آنها مواجه می شویم، خارج از کنترل ما هستند. در این شرایط غلبه بر افکار منفی آسان نیست. کاری که در این شرایط باید انجام دهید این است که نحوه واکنش به این افکار را کنترل کنید.
در چنین شرایطی، از راهکارهای زیر استفاده کنید:

با یک مشاور یا شخصی صحبت کنید که می تواند احساس مثبتی در شما ایجاد کند.
از اخبار فاصله بگیرید، گوشه گیری را کنار بگذارید و فعال باشید. فعالیت های ورزشی، هنری و بازی ها به شما کمک می کند تا احساسات خود را با فاصله گرفتن از افکار منفی تکراری، بهتر پردازش کنید.
از افرادی با تجربیات مشابه، کمک بگیرید. اگر به عنوان مثال در حال بهبودی از اعتیاد هستید، با افرادیکه در گذشته با این مشکل مواجه بوده اند، صحبت کنید.
احساسات دردناک خود را با انجام فعالیت هایی مانند کارهای داوطلبانه، نوشتن، موسیقی یا ورزش کنترل کنید. این اقدامات شما را از لحاظ احساسی برآورده می کنند و به شما امکان می دهند که احساسات فروخورده خود را آزاد کنید.

گاهی اوقات این خود شما هستید که احساسات بد را به خودتان تحمیل می کنید. برای مثال با بزرگ کردن مسایل جزئی، زندگی را به کام خود تلخ می کنید و طوری رفتار می کنید که انگار بدترین اتفاق برایتان رخ داده است. اگر در چنین شرایطی فردی منفی باف و ضعیفی باشید، دایما خودتان را تحقیر می کنید، به مصرف مواد مخدر و الکل روی می آورید و افکار و احساسات منفی را تغذیه می کنید.
4- در کنار داشتن رویاهای بزرگ، انتظارات واقع بینانه ای داشته باشید
بدون شک همه ی ما رویاهایی داریم و همین رویاهاست که زندگی را شیرین تر می کند و به آن امید می بخشد. اما تفکر واقع بینانه هم برای پیدا کردن یک نگرش مثبت به زندگی لازم است.
برای داشتن انتظارات واقع بینانه، رویاهایی که در کوتاه مدت قابل دستیابی است، به چند مرحله تقسیم کنید.

اگر انتظار داشته باشید که همه چیز در زندگی طبق میل و خواسته ی شما پیش برود، هیچگاه احساس موفقیت نخواهید کرد. شما باید بپذیرید که زندگی پستی ها و بلندی هایی دارد و گاهی شرایط خلاف انتظارمان پیش می رود. نگرش منفی ناشی از انتظاراتی است که با واقعیت همخوانی ندارد. بنابراین واقع گرا باشید تا دید مثبت تری به زندگی پیدا کنید.
برای دستیابی به یک تفکر واقع بینانه، افکار خود را کنترل کنید و روی برنامه هایتان متمرکز شوید. با تمرکز و دقت زیاد، مراحل تکمیل یک کار را بررسی کنید. روی وظایفی که باید انجام دهید تمرکز کنید تا رویایتان را به واقعیت تبدیل کنید.
5- افکار منفی را با پرسیدن سوالات مثبت، از خود دور کنید
پرسیدن سوال، ذهن تان را به روی ایده های جدید باز می کند و به شما کمک می کند اعتماد به نفس پیدا کنید. گاهی اوقات ممکن است شرایط آنقدر سخت باشد که استفاده از روش گفتگوی مثبت با خود (راهکار شماره 2 این مطلب)، مشکل شود. برای مثال ممکن است در شرایطی که با خود می گویید “من یک فرد دوست داشتنی هستم”، این تفکر که هیچکس دوستتان ندارد، صدها بار در ذهن تان تکرار شود.
برای حل این مشکل به این توصیه عمل کنید: “برای ساکت کردن منتقد درونی خود، به این فکر کنید که چگونه می توانید این جمله را به یک سوال مثبت تبدیل کنید؟”
در اینجا چند مثال برای انجام اینکار آورده شده است:

به جای گفتن جمله ی “من نقص ها و ایرادات زیادی دارم”، بگویید: “مراحل موفقیت چیست؟”
به جای گفتن جمله ی “من از رفتن به فروشگاه متنفرم”، بگویید: “چطور می توانم سریعتر خریدهایم را انجام دهم و به خانه برگردم؟”
به جای گفتن جمله ی “من از این افراد متنفرم”، بگویید: “چگونه می توانم با این افراد صحبت كنم و با آنها رابطه ی خوبی برقرار کنم؟”
به جای گفتن جمله ی “از این زندگی تکراری خسته و کلافه شدم”، بگویید: “در آینده چه کارهای متفاوت تری می توانم انجام دهم؟”

به این ترتیب شما راه ورود افکار جدید و سازنده را به ذهن خود باز می کنید و یک نگرش مثبت و زیباتری به زندگی پیدا می کنید.
6- تا می توانید بخندید!
وین دایر نوسینده ی کتاب های انگیزشی و خودیاری می گوید: “غیرممکن است همزمان عصبانی شوید و بخندید. نفرت و خنده به طور متقابل از یکدیگر جدا هستند و شما قدرت انتخاب دارید.”
تقریباً در همه موارد، اگر به جای خندیدن، عصبانی بودن و افسردگی را انتخاب کنید، یک نگرش منفی به زندگی پیدا خواهید کرد. اما در زمان های ناراحتی و عصبانیت، چگونه می توانید بخندید؟
همانطور که وین دایر می گوید، این نوعی انتخاب است! شما باید انتخاب کنید که به یک وضعیت ناامیدکننده یا دلسردکننده، به روشی دیگر نگاه کنید و در شرایط سخت لبخند بزنید!

زندگی را به خودتان سخت نگیرید و با خودتان مهربانتر باشید. خندیدن در شرایط سخت یک مهارت اکتسابی ست که می توانید آن را به مرور زمان بدست آورید. جالب ست بدانید که حالات صورت شما، احساسات تان را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار می دهد.
پس اگر افسرده هستید، بخندید و کارهایی کنید که موجب خندیدن تان می شود. خود را آموزش دهید تا در هر فرصتی بخندید و و نگرش مثبتی به زندگی پیدا کنید.
7- احساسات خود را در آغوش بگیرید و آنها را از راه های صحیح ابراز کنید
همه ی ما در شرایطی با احساساتی مواجه می شویم که گاهی اوقات کنترل کردن آنها چالش برانگیز است. تجربه ی احساسات شدید به دلایل مختلفی اتفاق می افتد و این کاملا طبیعی ست.
اگر احساسات تان را سرکوب کنید و آنها را در خود بریزید، با مشکلاتی مانند افسردگی، خشم فرو خورده و اعتماد به نفس پایین روبرو می شوید.
موثرترین روش رسیدن به مثبت اندیشی و حذف افکار منفی در زندگی
برای تخلیه ی احساسات دو راه وجود دارد. راه اول این است که بدون فکر و تعقل، به یکباره تمام احساسات خود را تخلیه کنید که این مسلما کار معقولی نیست و به روابط شما با دیگران آسیب می رساند. راه دوم این است که احساسات خود را با اطمینان بروز دهید به گونه ای که هم حد و حدودها را رعایت کنید و هم شخصیت خود و دیگران را حفظ کنید. برای انجام اینکار، راهکارهای زیر را بکار بگیرید:

در طول روز به احساسات خود توجه کنید و از مواردی که شما را آزرده خاطر می کند، دوری کنید.
وقتی احساس شدیدی مانند عصبانیت را تجربه کردید، کمی صبر کنید و دلیل عصبانیت خود را بنویسید، نفس های عمیق بکشید و آرام شوید.
فکر کنید که چه چیزی یا چه کسی باعث عصبانیت شما شده است و چرا.
از خودتان دفاع کنید و اعتماد به نفس داشته باشید. در مواقعی که با ناعدالتی و زورگویی مواجه می شوید، سکوت معنایی ندارد. سکوت در مقابل ظلم های دیگران تنها نشانه ی ضعف است و موجب تحلیل اعتماد بنفس و پیدا کردن نگرش منفی نسبت به خود می شود.
حد و حدودهای دیگران را تعیین کنید و اجازه ندهید که با بی احترامی با شما رفتار شود. اگر فردی سرتان داد می زند بگویید: “اجازه نمی دهم سر من داد و فریاد کنید. اگر مشکلی وجود دارد، ترجیح می دهم در مورد آن با آرامش صحبت کنم. “

بنابراین بجای سرکوب احساسات، آنها را در آغوش بگیرید و از راه های گفته شده، به تخلیه ی آنها کمک کنید. از خود بپرسید که چه کسی، چه چیزی باعث ناراحتی شما می شود و آنها را مدیریت کنید. اینکار باعث تقویت اعتماد به نفس، آرامش و در نهایت حفظ نگرش مثبت در زندگی می شود.
8- خلاق باشید، به جلو حرکت کنید، خودتان را باور داشته باشید و به چیزهای عالی فکر کنید
وقتی بفهمید که چطور می توانید خود را کنترل کنید و به احساسات و افکار خود پاسخ دهید، می توانید یک نگرش مثبت در زندگی پیدا کنید.
شما می توانید به عمیق ترین احساسات تان گوش دهید و از آنها در راه های درست استفاده کنید. گوش دادن به موسیقی، شعر گفتن، انجام کارهای هنری، ورزش کردن، انتخاب راه های جدید و غذاهای جدید، پیدا کردن دوست ها و مشاغل جدید، همگی برای شما مناسب هستند.

خودتان را باور داشته باشید و فکر کنید که چقدر پاسخ های مثبت و نگرش مثبت لذت بخش است و بطوریکه آنها را با چیز دیگری عوض نمی کنید. قبول کنید که شگفت انگیز هستید و اقدامات شما نتایج شگفت انگیزی به همراه خواهد داشت.
به چیزهای بزرگ و روزهای خوب پیش رویتان فکر کنید. شما توانایی انجام هر کاری را دارید و زندگی می تواند عالی باشد.
9- کتاب های انگیزشی مانند کتاب “چهار توافق” را بخوانید
دون میگوئل روئیز یک سرخ پوست آمریکایی اهل مکزیک است که معتقد است هیچ انسانی نباید نسبت به خود احساس سرزنش، خشم و نفرت داشته باشد و باید با خود کاملا آشتی باشد. او برای رسیدن به این هدف، چهار میثاق ساده را در کتاب “چهار توافق” ذکر می کند که عبارتند از:

اولین توافق: هیچگاه با حرف هایی که می زنید گناه نکنید چون حرف های ناروا مانند یک زهر، کام شنونده را تلخ می کند و حتی ممکن است تمام زندگی اش را تحت تاثیر قرار دهد.
دومین توافق: هیچ چیز را به خودتان نگیرید و شخصی نپندارید. این راهکار مانند سپری، انسان را در برابر حرف های ناروای دیگران محافظت می کند.
سومین توافق: تصورات و فرضیات باطل را کنار بگذارید چون زندگی شما بر پایه ی باورهای درونی که در افکارتان می پذیرید، مدیریت می شود.
چهارمین توافق: همیشه در زندگی نهایت تلاش خود را بکنید. این باعث پیدا کردن راه و حرکت به سوی روشنایی و آزادی می شود.
کتاب را می توانید از اینجا دانلود کنید

قدرت موارد فوق را دست کم نگیرید. هر یک از آنها به طریقی می تواند شما را به سمت داشتن یک زندگی شادتر و پربهره تر سوق دهد و بطور کلی نگرش تان را تغییر دهد.
در لحظه زندگی کنید و تمام تلاش خود را بکنید
داشتن کلام بی عیب و نقص می تواند بازتاب خوبی در زندگی شما ایجاد کند و موجب خلق دنیای بهتر شود.
اگر هر چیزی را به خود نگیرید و از گفتار و کردار دیگران رنجیده نشوید، به میزان بسیار کمتری خشم و نفرت را در زندگی تجربه خواهید کرد.
با دور انداختن فرضیات باطل، انتظارات واقع بینانه ای در زندگی تان شکل می گیرد و می توانید گام بزرگی به سمت داشتن نگرش مثبت بردارید.
مهارت های زندگی (10 مهارت که همه باید بلد باشند)
اگر نگرش منفی به زندگی دارید و این مسئله همیشه شما را آزار می دهد، از راهکارهای ارایه شده در این مطلب استفاده کنید و نگرش مثبت را جایگزین آن کنید. امید خود را از دست ندهید و این را بدانید که هیچگاه برای تغییر دیر نیست. شما در هر زمان و مکانی که باشید، می توانید دید مثبت را در خود پرورش دهید و زندگی بهتر و پربارتری برای خودتان بسازید.



Source link

چرا از قضاوت دیگران می ترسیم؟ 15 راهکار واقعا موثر


آیا شما هم جزو کسانی هستید که از قضاوت دیگران درباره خودتان می ترسید؟ آیا مدام نگران این هستید که دیگران درباره شما چطور فکر می کنند؟ آیا این ترس و اضطراب روی زندگی تان تاثیر منفی گذاشته است؟
در صورتی که جوابتان به سوال های بالا مثبت است، مطلب امروز ما برای خود شما نوشته شده. ما قرار است حقایقی را با شما در میان بگذاریم که ترس از قضاوت شدن را از بین می برند. هر چه بیشتر بتوانید با این افکار مخرب مقابله کنید، ذهنتان کمتر درگیر چنین مسائل بی ارزشی می شود و لذت بیشتری هم از زندگی می برید.
آماده اید؟ خیلی خب، شروع می کنیم!
1- شما چیزی کم ندارید
احتمالا این جمله را بارها و بارها شنیده اید؛ اما آیا به معنی آن هم فکر کرده اید؟ شما، یعنی همانی که دیروز بوده اید، امروز هستید و فردا خواهید بود چیزی کم ندارید و باید خودتان را به همین شکلی که هستید دوست داشته باشید.
شما نه کمبودی دارید نه ناقص هستید و نه شکسته. شما به اندازه کافی خوب هستید. مطمئنا شما هم مثل هر کس دیگری ایراداتی دارید اما این مساله نباید باعث شود خودتان را پایین تر از دیگران بدانید.
هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید به خودتان بگویید: من به اندازه کافی خوب هستم. این جمله را هر زمان که احساس ترس از قضاوت دیگران شما را در بر گرفت نیز با خودتان تکرار کنید.
2- بیش از حد به خودتان سخت می گیرید
همه ما عیب و نقص هایی داریم و از وجود این عیب ها ناراحتیم. این احساس برای همه یکسان است؛ اما درباره شما کمی شدیدتر است چون قبل از اینکه دیگران شما را قضاوت کنند، خودتان را با سخت گیری بیش از حد مورد قضاوت قرار می دهید.
اگر این مساله را بفهمید و کاملا درکش کنید، احساس آزادی بیشتری خواهید کرد. در واقع چیزی که شما خودتان از قبل آن را به خودتان نگفته باشید به ذهن دیگران هم خطور نمی کند. اول باید از قضاوت های خودتان خلاص شوید و بعد به فکر خلاصی از ترس قضاوت دیگران بیفتید.
3- قضاوت های آدم هایی که نمی شناسید اصلا اهمیتی ندارد
از قضاوت افراد غریبه نسبت به خودتان واهمه دارید؟ یک لحظه مکث کنید و از خودتان بپرسید چرا؟ شما قرار نیست با این آدم ها تعامل داشته باشید پس اصلا قضاوت آنها چه اهمیتی دارد؟ واقعا طرز فکر و قضاوت کسانی که در پیاده روها یا مترو می بینید یا آنهایی که برای لحظه ای از کنارتان می گذرد چه دخلی به شما دارد؟
شما برای چند لحظه با این افراد برخورد می کنید و بعد پوووف! غیب می شوند! حتی اگر افکار عجیب و غریب یا ناخوشایندی درباره شما به ذهنشان آمده باشد تاثیر آنها روی زندگی شما صفر است. پس برای چیزی که اهمیت ندارد خودتان را ناراحت نکنید.
17 ترفند برای اینکه ذهن تان را از افکار منفی پاک کنید
4- قضاوت های افرادی که تازه ملاقات کرده اید موقتی است
همه ما موقع برخورد با افراد جدید در ذهنمان آنها را قضاوت می کنیم. کار خیلی شرم آوری به نظر می رسد اما این طبیعت همه ماست! شکل ظاهری یک فرد، صدای او موقع صحبت کردن و معرفی خودش و یا نوع دست دادنش باعث شکل گیری برداشت های اولیه ما از او می شود.
اما برداشت های اولیه دوام زیادی ندارند و موقتی هستند. مهمترین مساله، برداشت و قضاوت ما بعد از شناخت واقعی یک فرد است. در مورد شما هم همینطور است. وقتی دیگران خود واقعی تان را بشناسند، حتی اگر قضاوت های اولیه شان هم نسبت به شما خوب نبوده باشد، کم کم این احساسات منفی از بین می روند.

از این گذشته، اکثر مردم ترجیح می دهند دیگران را دوست داشته باشند تا اینکه از همه خوششان نیاید. پس فکر نکنید هر کسی که برای اولین بار شما را می بیند در ذهنش شروع به قضاوت های منفی می کند، بلکه دیگران دنبال پیدا کردن موارد مثبت و دوست داشتنی در شما هستند.
5- قضاوت ها همیشه بر نحوه تعامل افراد با شما تأثیر نمی گذارد
حتی اگر کسی قضاوت خاصی در مورد شما داشته باشد، قرار نیست همیشه در ارتباط او با شما تفاوتی ایجاد شود. ما ممکن است هزار و یک برداشت و قضاوت درباره آدم های مختلف داشته باشیم اما همچنان روابطمان با آنها خوب باشد.
حتی خیلی اوقات ممکن است علی رغم قضاوت هایمان، دیگران را واقعا دوست داشته باشیم. بنابراین اگر از این می ترسید که دیگران شما را قضاوت کنند، به خودتان یادآوری کنید که همیشه قرار نیست این قضاوت ها روابط شما را با بقیه خراب کنند. این دو مساله کاملا با هم فرق می کنند.
6- قضاوت های دیگران ممکن است مثبت هم باشند
تا به حال به این فکر کرده اید که قضاوت دیگران درباره شما همیشه منفی نیست و ممکن است مثبت هم باشد؟ بله، درست است. قضاوت های دیگران درباره شما ممکن است مثبت باشند؛ در حالیکه ما همیشه فکر می کنیم وقتی کسی در حال قضاوت ماست، فقط به موارد و نکات منفی فکر می کند.
در واقع خیلی از قضاوت های دیگران راجع به ما مثبت است و ما بی خبریم. اجازه ندهید ترس از قضاوت منفی دیگران فکر اینکه شما ویژگی های مثبتی هم دارید و به چشم می آید را تخریب کند.
50 نکته ساده که زندگی تان را زیر و رو می کنند (تغییر مثبت)
7- مردم هر جور که شده دیگران را قضاوت می کنند
شما هر طوری هم که باشید بالاخره خیلی ها راهی پیدا می کنند تا قضاوتتان کنند. پس چه دلیلی دارد که وقتتان را صرف نگرانی قضاوت دیگران کنید؟ شما حتی اگر نکته منفی و بدی هم نداشته باشید، باز هم چند نفر پیدا می شوند تا از شما ایراد بگیرند.
شما نمی توانید همه را راضی نگه دارید و نباید هم این کار را بکنید! دیگران را به حال خودشان رها کنید و بگذارید هر قضاوتی می خواهند درباره شما داشته باشند.
8- قضاوت یک شخص بازتاب ناامنی های خودش است
وقتی کسی شما را قضاوت می کند، مهم است که تشخیص بدهید این قضاوت از کجا ناشی می شود. در خیلی از موارد قضاوت و برداشت دیگران در واقع بازتاب احساس ناامنی شان است که در لایه های زیرین افکارشان وجود دارد.

قضاوت های دیگران درباره شما، نقاط دردشان هستند و آنها این نقاط را در دیگران جستجو می کنند تا کمتر احساس ناراحتی و رنج داشته باشند. خیلی اوقات اگر شما خود واقعی تان را نشان بدهید دیگران به شما حسادت می کنند. آنها نمی توانند خود واقعی شان را نشان بدهند چون خودشان هم از قضاوت دیگران می ترسند و واهمه دارند!
9- اکثر مردم انقدر مشغله دارند که وقتی برای قضاوت کردن شما ندارند
زندگی سخت است و اغلب مردم با چالش هایی روبرو می شوند که دست و پنجه نرم کردن با آنها سخت است. حتی اگر آنها شما را قضاوت کنند، باز هم افکار و مشغله های خودشان بیشتر از آن است که بخواهند مدام به شما فکر کنند.
فقط کافیست از خودتان بپرسید آخرین باری که تمام وقتتان را صرف فکر کردن درباره افکار ناخوشایند و قضاوت هایتان در مورد دیگران کرده اید چه زمانی بوده است؟ در واقع قضاوت های کوچک ما درباره افراد مختلف، در مقایسه با مشغله های بزرگی که داریم خیلی اهمیت به نظر می رسند. این مساله در مورد قضاوت دیگران درباره شما هم صدق می کند.
چنین قضاوت هایی برای یک لحظه به ذهن می رسند و بعد میان انبوهی از افکار بزرگتر و مهم تر شناور و سپس محو می شوند. پس چرا باید به آنها اهمیت داد؟ اگر بخواهیم واقعا منطقی به قضیه نگاه کنیم، در حقیقت این شما هستید که به این قضاوت ها می چسبید نه دیگران.
10- وقتی شما نقایصتان را می پذیرید، هیچ کس نمی تواند از آنها علیه شما استفاده کند
این جمله که در سریال بازی تاج و تخت هم از زبان تیریون لنیستر گفته شد حاوی معانی بسیار مهم و مورد توجهی است. بله، ما موجودات ناقصی هستیم، هیچ کس کامل نیست و هر کسی که ظاهر کامل و بی نقصی از خودش به نمایش می گذارد درست به همان اندازه در لایه های زیرین شخصیتش تَرَک دارد.
ولی وقتی شما عیب و نقص هایتان را بپذیرید و از وجودشان آگاه باشید دیگر کسی نمی تواند از آنها برای حمله به شما استفاده کند، چون شما قبول کرده اید که این ایرادات بخشی از شخصیت شما هستند و حداقل الان که در مسیر تکامل و رشد قرار دارید، این عیب ها هم وجود دارند و شاید در آینده ای نزدیک بتوانید برطرفشان کنید.
140 عادت بدی که باید آنها را ترک کنیم (مگا لیست)
قضاوت های یک شخص درباره شما و حتی حرف های تند و ناراحت کننده اش، زمانی که شما عیب و نقص هایتان را پذیرفته باشید نمی توانند باعث آزارتان بشوند.
11- افراد مخرب و بدخواه را از خودتان دور کنید
اگر کسی واقعا قصد دارد با قضاوت هایش به شما آسیب بزند و ناراحتتان کند، بهترین کاری که باید بکنید این است که جلویش را بگیرید. به هر روشی که خودتان می دانید این افراد را از زندگی تان دور کنید. آنها را از شبکه های اجتماعی تان حذف کنید، از تعامل و ارتباط شخصی داشتن با آنها خودداری کنید و اگر می توانید کاری کنید که اصلا آنها را نبینید.
چنین افرادی فقط انرژی منفی و مخرب تولید می کنند. حرف های آنها از دردهایشان سرچشمه می گیرد پس به شما ربطی ندارد و لزومی ندارد به قضاوت هایشان گوش کنید.
12- تحقیر و تمسخر به ندرت اتفاق می افتند
اگر از قضاوت شدن می ترسید، به احتمال زیاد از اینکه مورد تحقیر و تمسخر هم قرار بگیرید می ترسید. ولی حقیقت این است که خیلی بعید به نظر می رسد شما کاری را انجام بدهید که باعث تحقیر و تمسخرتان شود.
شما به خاطر این از قضاوت شدن می ترسید که مبادا کار خجالت آور یا مسخره ای انجام بدهید و دیگران تحقیرتان کنند یا به شما بخندند. در حالیکه اینها فقط بخشی از تصورات شما هستند، نه بیشتر! چنین لحظه ای فرا نمی رسد و کسی قرار نیست مسخره تان کند.

این اتفاق انقدر نادر است که اصلا ارزش نگرانی ندارد. از خودتان بپرسید وقتی از خانه بیرون می روید نگران این هستید که صاعقه به شما برخورد کند؟ نه! چون چنین اتفاقی واقعا بعید است. درست به همین اندازه، اینکه کار خجالت آوری بکنید و دیگران بخواهند تحقیر و مسخره تان کنند هم نادر و بعید است.
13- تایید و تعریف دیگران به شما آرامش و خوشحالی واقعی نمی دهد
طرف دیگر سکه ترس از قضاوت، تایید شدن است. ما نمی خواهیم مورد قضاوت قرار بگیریم بلکه می خواهیم همه ما را تایید و از ما تعریف کنند. ما می خواهیم لیاقت دوست داشتن و دوست داشته شدن را داشته باشیم. اما این فقط شروع ماجراست. تعریف و تمجید دیگران از شما برایتان آرامش و خوشحالی واقعی نمی آورد.
احساس آرامش و شادی چیزیست که به درون خود شما بستگی دارد نه به حرف های بقیه درباره تان. هیچ کس نمی تواند حرفی بزند یا کاری کند که باعث رضایت و خوشحالی همیشگی شما بشود. این اتفاق مخصوصا زمانی که کسی از شما تعریف های اغراق آمیز می کند و خودتان هم می دانید که چنین چیزی نیستید، صدق می کند.
14- اگر دست از قضاوت کردن دیگران بردارید، ترس از قضاوت شدن هم نخواهید داشت
ممکن است به این دلیل نگران قضاوت های دیگران هستید که خودتان هم چنین قضاوت های مشابهی درباره آنها دارید. اگر دنبال نکات منفی و بدترین حالت های یک فرد باشید، نگران این می شوید که نکند بقیه هم چیزهای بدی در شما ببینند.
اگر فقط به عیب و نقص های دیگران توجه کنید، نگران این خواهید بود که بقیه هم عیب و نقص های شما را ببینند. پس برای رهایی از ترس قضاوت شدن، اول باید خودتان دست از قضاوت کردن بردارید و سعی کنید عادت قضاوت کردن دیگران را کنار بگذارید.
هر بار که فکر قضاوت کردن دیگران به ذهنتان خطور می کند، آن را به چالش بکشید و سعی کنید یک فکر مثبت و خوب جایگزین این قضاوت کنید. اگر بتوانید دست از قضاوت کردن دیگران بردارید خودتان هم کمتر نگران قضاوت شدن خواهید بود.
15- وقتی دست از قضاوت کردن خودتان بردارید دیگر از قضاوت شدن نمی ترسید
منبع ترس شما درون خودتان است. شما عیب هایتان را می بینید و مدام خودتان را به خاطر این عیب و نقص ها قضاوت می کنید. اما این گفتگوی درونی روی تعاملات و ارتباطات شما با جهان پیرامونتان هم تاثیر می گذارد.
شما خودتان را قضاوت می کنید و بعد هم از این می ترسید که دیگران هم شما را قضاوت کنند. بنابراین با قطع کردن این رشته می توانید ترس از قضاوت شدن را کاهش بدهید. باز هم همه چیز به افکار خودتان برمیگردد. وقتی افکار قضاوت کننده درباره خودتان به ذهنتان می آیند، روی صفات خوب و دوست داشتنی خودتان متمرکز شوید تا با این افکار مقابله کنید.
چطور آدم خوبی باشیم؟ (101 ایده برای کمک به دیگران)
این کار به شما کمک می کند تا فکرهای ناخوشایند و منفور کننده درباره خودتان را از بین ببرید و به این ترتیب روی ترس از قضاوت شدن توسط دیگران هم غلبه کنید.



Source link